برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1226 100 1

فاتک

معنی اسم فاتک

اسم: فاتک
نوع: پسرانه
ریشه اسم: اوستایی-پهلوی
معنی: معرب از پهلوی، نام پدر مانی در زمان شاپور اول پادشاه ساسانی

معنی فاتک در لغت نامه دهخدا

فاتک. [ ت ِ ] (ع ص ) ستیهنده در کار. مبالغه کننده.(ناظم الاطباء). || دلیر. (منتهی الارب ). شجاع. (ناظم الاطباء). گستاخ. دلاور. و ابن درید گوید: فاتک کسی که به هرچه همت گمارد آن را انجام دهد. ج ، فتاک. (از اقرب الموارد). || بناگاه گیرنده. بناگاه کشنده. (ناظم الاطباء). رجوع به فتک شود.

فاتک. [ت َ ] (اِخ ) پدر مانی نجیب زاده ٔ معروف ایرانی است که با شاهپور اول پادشاه ساسانی همزمان بود و دعوی پیامبری کرد و کیش او در آن روزگار و روزگاران بعد رواجی یافت. مانی از نجبای ایران بوده و بنابه روایات موجود مادرش از خاندان شاهان اشکانی بود که هنگام تولدمانی در ایران پادشاهی داشتند، و ممکن است فاتک پدرمانی نیز از همین دودمان باشد. فاتک از مردم همدان بود. به بابل مهاجرت کرد و در قریه ای ، در مرکز ولایات میشان مسکن گزید و با طائفه ٔ مغتسله که یکی از فرق گنوستیک است و در آن تاریخ در نواحی بین دجله و فرات ساکن بودند آمیزش نمود، و افکار همین طایفه بود که به مذاق مانی خوش نیامده و مقدمه ٔ پیدایش اندیشه های نو در مغز او گردید. (از ایران در زمان ساسانیان ترجمه ٔ رشید یاسمی چ 2 ص 206 و 207). رجوع به مانی شود.

فاتک. [ ت ِ ] (اِخ ) عزیزالدوله فاتک الواحدی (یا وحیدی ). یکی از حکمرانان حلب است که از 407 تا 413 هَ. ق. والی آن سامان بود و خود یکی از افراد خانواده ٔ فاطمی است که بین 407 تا 415 هَ. ق. افراد دیگری از این خاندان نیز در حلب فرمانروایی کرده اند. (از معجم الانساب زامباور صص 180-181).

فاتک. [ ت ِ ] (اِخ ) نام سه تن از امیران خاندان بنی نجاح که بین سالهای 412 تا533 هَ. ق. در قسمتی از بلاد عرب ، در نواحی زبید و کدراء و مهجم حکمرانی کرده اند. فاتک اول چهارمین امیر این خاندان و دوران حکومتش از 499 تا 503 هَ. ق. بود، و معروف به فاتک بن جیاش است. دومی فاتک بن منصوراز 517 تا 531 هَ. ق. فرمانروایی کرد و ششمین امیراین خاندان بود. سوم فاتک بن محمدبن فاتک از 531 تا 533 هَ. ق. فرمانروایی کرد و آخرین امیر این خاندان بود. رجوع به معجم الانساب زامباور ص 180 و 181 شود.

فاتک. [ ت َ ] (اِخ ) دهی از دهستان انگهران بخش کهنوج شهرستان جیرفت که در 203 هزارگزی جنوب کهنوج و سر راه مالرو ...

معنی فاتک به فارسی

فاتک
نام پدر مانی ( که خود را پیغمبر معرفی کرده )
( صفت ) دلیر شجاع جمع : فتاک .
دهی از دهستان انگهران بخش کهنوج شهرستان جیرفت که در ۲٠۳ هزار گزی جنوب کهنوج و سر راه مالرو میناب به کهنوج واقع و محلی است کوهستانی و گرمسیر .

معنی فاتک در فرهنگ معین

فاتک
(تِ) [ ع . ] ۱ - (اِفا.) یورش برنده ، به ناگاه گیرنده . ۲ - (ص .) دلیر، شجاع ، خون ریز.

معنی فاتک در فرهنگ فارسی عمید

فاتک
۱. حمله کننده، کُشنده.
۲. دلیر، شجاع.

فاتک را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فاتک الکترونیک   • پی ال سی فتک   • فاتک پی ال سی   • fatek plc   • معنی فاتک   • مفهوم فاتک   • تعریف فاتک   • معرفی فاتک   • فاتک چیست   • فاتک یعنی چی   • فاتک یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فاتک
کلمه : فاتک
اشتباه تایپی : thj;
عکس فاتک : در گوگل

آیا معنی فاتک مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )