برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1357 100 1

فاخر

/fAxer/

مترادف فاخر: پرقیمت، گرانبها، نفیس، باشکوه، عالی، فخرکننده

برابر پارسی: گرانمایه، ارزشمند، پربها

معنی فاخر در لغت نامه دهخدا

فاخر.[ خ ِ ] (ع ص ) نازنده. (منتهی الارب ). || بهترین هر چیزی. گرانمایه. (منتهی الارب ) :
آستین نسترن پر بیضه ٔ عنبر شود
دامن بادام بن پر لؤلؤ فاخر شود.
منوچهری.
شادمانی بدان که ت از سلطان
خلعتی فاخر آمد و منشور.
ناصرخسرو.
رسول را بیاورید و خلعتی دادند سخت فاخر. (تاریخ بیهقی ). مالی فاخر و تجملی وافر باآن جماعت همراه بود. (سندبادنامه ص 218). یکی در صنعت کشتی گرفتن سر آمده ، سیصدوشصت فن فاخر بدانستی. (گلستان ). || غور. خرمای بزرگ بی دانه. (منتهی الارب ). و گفته اند نوعی از خرماست که به فارسی کاشک نامند. (فهرست مخزن الادویه ).

فاخر. [ خ ِ ] (اِخ ) امام فاخربن معاذ. یکی از مشاهیر سیستان در زمان سلطان مسعود غزنوی بوده است. رجوع به تاریخ سیستان ص 362 و 367 شود.

فاخر. [ خ ِ ] (اِخ ) نام شاعری است. رجوع به فاخری شود.

معنی فاخر به فارسی

فاخر
کتابی است بعربی شامل امثال و محاورات عامیانه تالیف مفضل بن سلمه و آن در لیدن بطبع رسیده .
فخرکننده، نازنده، گرانمایه، هزچیزخوب وگرانبهاکه برنوع خودبرتری داشته باشد
۱ - نازنده فخر کننده ۲ - ( صفت ) هر چیز نیکو عالی ۳ - گرانبها گرانمایه ۴ - خرمای بزرگ بی دانه غور .
نام شاعری است .

معنی فاخر در فرهنگ معین

فاخر
(خ ) [ ع . ] (اِفا.) ۱ - نازنده ، فخر کننده . ۲ - (ص .) هر چیز گران بها و قیمتی .

معنی فاخر در فرهنگ فارسی عمید

فاخر
۱.نیکو، عالی.
۲. گران بها، باارزش: لباس های فاخر.

فاخر در دانشنامه اسلامی

فاخر
فاخر یعنی نیکو و برتر از هر چیز.
فاخر در معنای نیکو و برتر از هر چیز به کار رفته است و بیشترین کاربرد آن در لباس است که مراد از آن لباس خوب، زیبا و تمیز می باشد.
کاربرد فقهی
عنوان یاد شده به مناسبت در باب های صلات ، خمس و نکاح آمده است.
← برخی احکام لباس پوشیدن
 ۱. ↑ کشف الغطاء، ج۳، ص۳۵.۲. ↑ کشف الغطاء، ج۳، ص۳۴.۳. ↑ لوامع صاحبقرانی، ج۳، ص۲۴۲.۴. ↑ کشف اللثام، ج۴، ص۳۰۸.    
...

ارتباط محتوایی با فاخر

فاخر در جدول کلمات

شیوه هنری فاخر که در قرن 17 در روم پایه گذاری شد
باروک

معنی فاخر به انگلیسی

fine (صفت)
خوب ، خوش ایند ، ریز ، نازک ، عالی ، لطیف ، ظریف ، فاخر ، نرم ، شگرف
rich (صفت)
دولتمند ، پر پشت ، فاخر ، با شکوه ، نفیس ، حاصلخیز ، بانوا ، گرانبها ، غنی ، توانگر ، زیاده چرب یا شیرین
excellent (صفت)
بسیار خوب ، عالی ، ممتاز ، غرا ، عمده ، فاخر ، فائق ، شگرف
distinguished (صفت)
مشخص ، ممتاز ، برجسته ، فاخر ، متمایز ، متشخص
costly (صفت)
گزاف ، گران ، فاخر
sumptuous (صفت)
گران ، فاخر ، مجلل ، پرخرج ، وعالی

معنی کلمه فاخر به عربی

فاخر
غالي , غرامة

فاخر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ح
ارزشمند
غ
ارزشمند
زهرا میرحسینی
elegant
elegant diplomatic parlance ادبیات فاخر دیپلماتیک

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• زبان فاخر شيراز   • سایت حقوقی فاضل   • ازمون فاخر   • فاخر فاخر   • معنی فاخر   • آموزشگاه زبان در شیراز   • تلگرام موسسه فاخر   • موسسه نیایش   • مفهوم فاخر   • تعریف فاخر   • معرفی فاخر   • فاخر چیست   • فاخر یعنی چی   • فاخر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فاخر
کلمه : فاخر
اشتباه تایپی : thov
آوا : fAxer
نقش : صفت
عکس فاخر : در گوگل

آیا معنی فاخر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )