انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 834 100 1

معنی اسم فارد

اسم: فارد
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: یگانه، تنها، تک

معنی فارد در لغت نامه دهخدا

فارد. [ رِ ] (ع ص ) یگانه. || درخت یکسو و تنها. (اقرب الموارد). || آهوی ماده ٔ جدامانده از گله. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || سکر فارد؛ شکر جید و سپید. (اقرب الموارد). || (اِ) یکی از بازیهای نرد است ، و آن به فرید شهرت دارد. (برهان ). خانه گیر. رجوع به فرید و خانه گیر شود.

فارد. [ رِ ] (اِخ ) کوهی است به نجد. (از معجم البلدان ).

معنی فارد به فارسی

فارد
( اسم ) یکی از بازی های هفتگانه نرد دور اول از بازی نرد ( در قدیم ) .
کوهی است به نجد
در اصطلاح فلسفه اشراق جسم بسیط است مانند افلاک .

معنی فارد در فرهنگ معین

فارد
(رِ) [ ع . قس . فرید ] (اِ). یکی از بازی - های هفتگانة نرد، دور اول از بازی نرد (در قدیم ).

معنی فارد در فرهنگ فارسی عمید

فارد
۱. تنهامانده، جدامانده، یکه وتنها.
۲. یگانه.

فارد را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی فارد



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• بهترین فست فود مشهد   • کجا خوبه   • معنی فارد   • مفهوم فارد   • تعریف فارد   • معرفی فارد   • فارد چیست   • فارد یعنی چی   • فارد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فارد
کلمه : فارد
اشتباه تایپی : thvn
عکس فارد : در گوگل


آیا معنی فارد مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )