انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1082 100 1

فارسی باستان

معنی فارسی باستان در لغت نامه دهخدا

فارسی باستان. [ ی ِ ] (اِخ ) زبان دوره ٔ هخامنشی ایران که مطالب آن را با خط میخی مینوشته اند، و از آن سنگ نبشته هایی برجاست. رجوع به پارسی باستان و مقدمه ٔ لغت نامه (مقاله ٔ پارسی باستان تألیف معین ) شود.

معنی فارسی باستان به فارسی

فارسی باستان
زبان دوره هخامنشی ایران که مطالب آنرا با خط میخی می نوشته اند و از آن سنگ نبشته هایی برجاست .

فارسی باستان در دانشنامه اسلامی

فارسی باستان
فارسی باستان، نامی است، که برای زبان فارسی مورد استفاده در کتبیه های خط میخی سلسله هخامنشی به کار رفته است، این زبان به جنوب غربی ایران و یا به صورت دقیق تر به پارس تعلق داشته و زبان بومی فرمان روایان هخامنشی محسوب می شده است.
«قدیمی ترین دوره ای که از زبان های ایرانی آثار و مدارکی در دست داریم دوره باستان خوانده می شود. مسلم این است که در این دوره ، زبان های متعددی در ایران به کار می رفت. چنانکه داریوش، در کتیبه بیستون از اقوام متعددی که در نواحی مختلف ایران به ویژه در نواحی شرق و شمال شرقی می زیستند. نظیر: پارت، سغد، خوارزم، هرات و بلخ نام برده است.
زبان ایرانیان باستان
به یقین مردمان هر یک از این نواحی به زبان خاص خود تکلم می کردند. ولی از آنجا که مدرک و سندی از گونه ی باستانی این زبان ها بر جای نمانده است، اطلاعات ما از وجودشان تنها از روی صورت میانه ی این زبان ها و یا ذکری است، که مورخان از آنها کرده اند. از میان زبان های متعدد ایرانی در دوره ی باستان، که همگی از زبان ایرانی کهن منشعب شده بودند؛ تنها آثار و مدارکی از چهار زبان؛ مادی، سکایی، اوستایی و فارسی باستان بازمانده است.البته از دو زبان نخستین، اثر مستقلی در دست نیست و تنها لغات معدودی از آن زبان ها که بیشتر، نام های خاص هستند، در مکتوبات زبان های دیگر ضبط شده است؛ که تا حدودی مختصات آن زبان های باستانی را مشخص می کند؛ ولی از دو زبان دیگر آثار نسبتا قابل ملاحظه ای، که می تواند ویژگی های ساختاری و نظام آن زبان ها را مشخص کند، بر جای مانده است.»
باقری، مهری، تاریخ زبان فارسی، قم، چاپخانه نگارش قم، ۱۳۸۲، چاپ یازدهم، ص۳۴.
«فارسی باستان، نامی است، که برای زبان فارسی مورد استفاده در کتبیه های خط میخی سلسله هخامنشی به کار رفته است، این زبان به جنوب غربی ایران و یا به صورت دقیق تر به پارس تعلق داشته و زبان بومی فرمان روایان هخامنشی محسوب می شده است. کتیبه های فارسی باستان، معمولا با ترجمه ی عیلامی و اکدی خود که با نوع دیگری از خط میخی حجّاری شده اند همراه اند، گاهی اوقات همراه خود دارای تحریری، به "آرامی" و یا "هیروگلیف مصری" نیز هستند. از نظر زبانی، فارسی باستان به شاخه ایرانی زبان های هند و ایرانی یا آریایی تعلق دارد که خود، یکی از تقسیمات اصلی خانواده زبان های هند و اروپایی است.»
رولاند، ج، کنت، فارسی باستان (دستور زبان، متون، واژه نامه)، سعید عریان، تهران، سازمان تبلیغات اسلامی (حوزه هنری)، ۱۳۷۹، چاپ اول، ص۵۷.
...

ارتباط محتوایی با فارسی باستان

فارسی باستان را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

فرهاد ١٤:٤٧ - ١٣٩٨/٠٤/٢١
کلمه ی رییس به زبان ایران باستان چه میشود(.انها به رییسی چه می گفتند)
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• دیکشنری فارسی باستان   • زبان فارسی چندمین زبان دنیاست   • زبان باستانی در جدول   • زبان باستانی در حل جدول   • تاریخچه زبان فارسی   • زبان فارسی چیست   • زبان فارسی دری   • زبان فارسی میانه   • معنی فارسی باستان   • مفهوم فارسی باستان   • تعریف فارسی باستان   • معرفی فارسی باستان   • فارسی باستان چیست   • فارسی باستان یعنی چی   • فارسی باستان یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فارسی باستان
کلمه : فارسی باستان
اشتباه تایپی : thvsd fhsjhk
عکس فارسی باستان : در گوگل


آیا معنی فارسی باستان مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )