انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 892 100 1

معنی فانسقه در لغت نامه دهخدا

فانسقه. [ ن ُ ق َ / ق ِ ] (از روسی ، اِ) فانوسقه. جای فشنگ. (یادداشت بخط مؤلف ). || قسمی تفنگ بوده است که از زمان فتح علیشاه تا اوایل سلطنت ناصرالدین شاه قاجار در ایران معمول بوده است. (یادداشت بخط مؤلف ).

معنی فانسقه به فارسی

فانسقه
( اسم ) ۱ - جای فشنگ در حمایلی چرمین قطار چرمین که در خانه های آن فشنگ جا دهند ۲ - قسمی تفنگ که از زمان فتح علی شاه تا اوایل سلطنت ناصر الدین شاه قاجاردر ایران معمول بود .

فانسقه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی فانسقه

شهریار آریابد ٠٩:٢٤ - ١٣٩٨/٠١/١٩
در پارسی "فشنگدان " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
|

پیشنهاد شما درباره معنی فانسقه



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• خرید فانسقه   • تونفا   • خرید فانوسقه   • لباس نظامی   • کمربند نظامی   • معنی فانسقه   • مفهوم فانسقه   • تعریف فانسقه   • معرفی فانسقه   • فانسقه چیست   • فانسقه یعنی چی   • فانسقه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فانسقه
کلمه : فانسقه
اشتباه تایپی : thksri
آوا : fAnosqe
نقش : اسم
عکس فانسقه : در گوگل


آیا معنی فانسقه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )