انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 897 100 1

معنی اسم فتاح

اسم: فتاح
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: fattāh) (عربی) (در قدیم) گشاینده، از صفات و نام های خداوند - گشاینده، از نامهای خداوند

معنی فتاح در لغت نامه دهخدا

فتاح. [ ف َت ْ تا ] (ع ص ) گشاینده. (مهذب الاسماء). مبالغه ٔ فاتح. (از اقرب الموارد) :
هر دو فتاح و رمز را مفتاح
هر دو سردار و علم را بندار.
خاقانی.
|| (اِ) حاکم. (از تفسیر ابوالفتوح ) (اقرب الموارد). داور. (منتهی الارب ) (مهذب الاسماء). || نوعی از مرغان. ج ، فتاتیح. (منتهی الارب ). پرنده ای است سیاه ، و آن را ام عجلان نامند. (اقرب الموارد). || (اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی. (مهذب الاسماء).

فتاح. [ ف َت ْ تا ] (اِخ ) دهی از دهستان گیلان شهرستان شاه آباد، که در 9 هزارگزی جنوب خاوری گیلان و یکهزار و پانصد گزی راه شوسه ٔ گیلان به ایلام و شاه آباد قرار دارد. جایی کوهستانی ، گرمسیر و دارای 60 تن سکنه است. آب آنجا از رودخانه ٔ چله تأمین میشود. محصول عمده اش غلات ، حبوب ، پنبه ، صیفی ، توتون ، لبنیات و شغل اهالی زراعت و گله داری است. اهالی از طایفه ٔ کلهر هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

معنی فتاح به فارسی

فتاح
یکی از نامهای خدای تعالی
بسیارگشاینده، کارگشا، نصرت دهنده
( صفت ) ۱ - گشاینده ۲ - نامی از نامهای خدای تعالی ۳ - حاکم داور .
دهی از دهستان میربیک شهرستان خرم آباد.
از سرداران ایل بختیاری و معاصر کریم خان زند است که پس از غلبه سپاه کریم خان بر لرستان و جایگاه آن ایل به سوی عراق و عربستان گریخت .
دهی است از دهستان چای باسار بخش پلدشت شهرستان ماکو .
سخت احمق

معنی فتاح در فرهنگ معین

فتاح
(فَ تّ) [ ع . ] (ص .) ۱ - گشاینده ، نصرت - دهنده . ۲ - حاکم ، داور. (از اسماء الهی ).

معنی فتاح در فرهنگ فارسی عمید

فتاح
۱. گشاینده.
۲. (اسم، صفت) از صفات خداوند.

فتاح در دانشنامه اسلامی

فتاح
این صفحه مدخلی از فرهنگ قرآن است
این اسم و صفت الهی به صورت اسمی (فتّاح) و به صورت فعلی (فتح) به معنای گشودن و داوری در قیامت میان مردم است.
و به صورت اسمی یک بار در قرآن آمده است:

فتاح را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی فتاح

فتاح ٠١:٠٦ - ١٣٩٦/١٢/٠٣
دوستدارخدای خویش
|

پیشنهاد شما درباره معنی فتاح



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Bahar > of course
محمد > hostile verbal
ℳ.ც > Northen
Qumars > کیومرث
گمشو دیوونه > located
مهسا خسروی > get even
هانا خصم کوب > درپی
آرام > prize possission

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سایت شخصی پرویز فتاح   • ارتباط با فتاح   • بیوگرافی پرویز فتاح   • سایت پرویز فتاح   • ارتباط با پرویز فتاح   • پرویز فتاح ریاست جمهوری   • فیش حقوقی پرویز فتاح   • ایمیل پرویز فتاح   • معنی فتاح   • مفهوم فتاح   • تعریف فتاح   • معرفی فتاح   • فتاح چیست   • فتاح یعنی چی   • فتاح یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فتاح
کلمه : فتاح
اشتباه تایپی : tjhp
آوا : fattAh
نقش : صفت
عکس فتاح : در گوگل


آیا معنی فتاح مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )