انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 898 100 1

معنی فتق در لغت نامه دهخدا

فتق. [ ف َ ] (ع مص ) شکافتن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ). ضد رتق. || شکافتن دوخت های لباس تا تکه های آن از هم جدا گردد. (اقرب الموارد). || گشادن نافه ٔ مشک. (منتهی الارب ). بیرون آوردن بوی مشک با فروکردن چیزی در آن. || مایه ٔ بسیار قوی انداختن در خمیر: فتق العجین ؛ مایه نهاد در خمیر. (اقرب الموارد). || حرب افتادن میان قوم. (منتهی الارب ): فتق بین القوم ؛ شق عصاهم فرجع الحرب بینهم. (اقرب الموارد). || مفارقت کردن جماعت را. || خلاف ورزیدن. || (اِ) جای باران نارسیده که در پیرامونش باریده باشد. (منتهی الارب ). ج ، فُتوق. || خِصْب. فراوانی. || صبح. (اقرب الموارد). || زمین و هر چیز گشاده و فراخ. (از منتهی الارب ). || (اصطلاح صوفیه ) مقابل رتق. صاحب کشف اللغات گوید: فتق نزد صوفیه مقابل رتق ، عبارتست از تفصیل ماده مطلقاً به صور ماده ٔ نوعیه با ظهور آنچه بود در حضرت احدیت از شؤون ذاتیه ، چون حقایق گویند بعد از تعین در خارج. (از کشاف اصطلاحات الفنون ج 2 ص 1129). || تفرق الاتصالی که اندر غشاء افتد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). بیماریی است که در پوست خایه پیدا گرددبه انحلال پرده و کفتگی و شکافتگی در آن و درآمدن جسم غریب که پیش از شکافت محصور بود در وی. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). و این جسم اگر پیدا است فتق ثربی گویند و اگر امعاء است معوی و اگر ریح ، ریحی ، و اگرآب ، مائی ، و اگر ماده ٔ غلیظ، لحمی. (منتهی الارب ). غری. قری. دبه خایگی. تناس. (یادداشت بخط مؤلف ). || در تداول شوشتر، روده ٔ دراز و در تداول خراسان و گناباد، غروک. (از لغات محلی شوشتر، خطی ). روده که به کیسه ٔ خایه فرودآید. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
- فتق الاُرْبَیات ؛ فتق بیغوله ٔ ران ، و آن علت زنان را نیز افتد. (از ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).
- فتق بند ؛ جداگانه شرح داده خواهد شد. رجوع به فتق بند شود.
- فتق مراق ّالبطن ؛ فتق پوست شکم ، و این علت زنان را نیز افتد. (از ذخیره ٔ خوارزمشاهی ).

فتق.[ ف َ ت َ ] (ع مص ) گشاده کس گردیدن زن. || (اِ) فراخی و ارزانی سال. (از منتهی الارب ). || پگاه. سپیده دم. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

فتق. [ ف ُ ت ُ ] (ع ص )زن چرب زبان گشاده سخن. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

فتق. [ ف ُ ت ُ ] (اِخ ) دهی است به طائف. (منتهی الارب ). قریه ای است در طائف ، و گویند از مخلفه های طائف است. (از معجم البلدان ).

معنی فتق به فارسی

فتق
۱ - ( مصدر ) شکافتن مقابل رتق ۲ - گشودن ۳ - حل کردن ۴ - ( اسم ) گشادگی ۵ - ( اسم ) هر جای گشاده و فراخ ۶ - ظهور چیزیست که در باطن است و تفضیل است به صورت ماده نوعیه با ظهور آنچه در حضرت و احدیت است از شئون ذاتیه و بروز آنچه پوشیده است از شئون ذاتیه حق ۷ - بر آمدگی و توموری که به واسطه خروج قسمتی از احشائ از محل اصلی خود در کشاله ران یا ناف یا خط سفید فوق ناف و یا کیسه بیضه پیدا می شود غری .
دهی است به طائف . قریه ای است در طائف و گویند از مخلفه های طائف است .
فاتک . نام پدر مانی
( اسم ) ۱ - ابزار و کمربندی که به وسیله آن محل فتق را می بندند کمربند فتق ۲ - کسی که متخصص در بستن فتق و معالجه آن است .
[keratocele, descemetocele] [پزشکی] بیرون زدگی لایۀ عمقی قرنیه موسوم به غشای دِسِمِه
در نزهه القلوب حمدالله مستوفی چاپ لیدن صورت فوق به صورت نسخه بدل قفق کوه آمده است و ظاهرا صورت مصحف قفق کوه است .
بستن و گشادن بند و گشاد بند و گشای
مرضی است که خایه بزرگ شود

معنی فتق در فرهنگ معین

فتق
(فَ تْ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) شکافتن . ۲ - گشودن ، حل کردن . ۳ - (اِمص .) گشادگی . ۴ - (اِ.) هر جای گشاده و فراخ . ۵ - غری ، بیماری ورم بیضه .

معنی فتق در فرهنگ فارسی عمید

فتق
۱. (پزشکی) برآمدگی ای که در اثر خارج شدن قسمتی از احشا از محل اصلی خود در ناف، کشالۀ ران، و بیضه پیدا می شود.
۲. (اسم مصدر) [قدیمی] هر جای گشاده و فراخ.
۳. (اسم مصدر) [قدیمی] گشادگی.
۴. (اسم مصدر) [قدیمی] شکافتن، گشودن.
نوعی کمربند که اشخاص مبتلا به فتق به کمر و بر روی موضع فتق می بندند تا مانع بیرون آمدن فتق و ریختن آن به کیسۀ بیضه شود.

فتق در دانشنامه اسلامی

فتق
به برآمدگی پدید آمده بر اثر خروج بخشی از احشا از محل اصلی خود در کشاله ران و کیسه بیضه فتق می گویند. از احکام آن در بابهای طهارت ، صلات ، حج ، تجارت و دیات سخن گفته اند.
 ۱. ↑ فرهنگ بزرگ سخن.۲. ↑ تذکرة الفقهاء، ج۱، ص۱۰۱.    
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، ج۵، ص۶۴۱.    
...
فتق
معنی رَتْقاً: ضميمه کردن و به هم چسباندن دو چيز ( چه اينکه در اصل خلقت به هم چسبيده باشند و چه آن ها به هم بچسبانند ، همچنان که قرآن کريم ميفرمايد : کانتا رتقا ففتقناهما ، زمين و آسمان به هم چسبيده بودند ، از يکديگر جداشان کرديم ، و فتق به معناي جدا سازي دو چيز م...
معنی فَتَقْنَاهُمَا: آن دو را از هم جدا ساختيم (رتق به معناي ضميمه کردن و به هم چسباندن دو چيز است ، چه اينکه در اصل خلقت به هم چسبيده باشند و چه آن ها به هم بچسبانند ، همچنان که قرآن کريم ميفرمايد : کانتا رتقا ففتقناهما ، زمين و آسمان به هم چسبيده بودند ، از يکديگر جدا...
تکرار در قرآن: ۱(بار)
شکافتن. جدا کردن دو چیز متصل. «فتق الشی‏ء: شقّه» . رجوع شود به «رتق» این کلمه یکبار بیشتر در قرآن مجید نیامده است.

فتق در دانشنامه ویکی پدیا

فتق
فتق (به انگلیسی: Hernia) یا باد فتق به پیش رفتگی و خروج یکی از احشا (اندرونه) یا فاسیای اندام یا بخشی از آن در دیواره ای که به طور طبیعی آن را دربر می گیرد از طریق یک معبر یا کانال و یا روزنه آناتومیک گفته میشود.
واژهٔ اندرونه یا احشا (مانند روده ٬ جگر و غیره) در کل به تمام اندام های موجود و محصور درون حفره ای از فضای کالبدی یک ارگانیزم گفته می شود. در بدن انسان فضای حفره ای شامل حفره دماغی٬ حفره صدری یا سینه ای٬ حفره شکمی می باشد. فتق تنها در مورد احشای آزاد و یا دارای قابلیت جابجا شدن بواسطه یک بیماری و یا تروما گفته می شود.
انواع مختلفی از فتق وجود داردکه درمانهای متفاوتی دارند. گاه پس از یک سوراخ شدگی بعد از عمل لاپاروسکوپی نیز ممکن است خروج یکی از احشا از جوشگاه اتفاق افتد که به فتق پست-لاپاروتومی(بعد از انجام لاپاروتومی) شناخته می شود.
فتق برشی (انگلیسی: Incisional hernia) به فتق هایی گفته می شود که ناحیه ای از شکم قبلاً در جراحی برش خورده و نسبت به نواحی اطراف ضعیف تر است و در اثر یک فشار مانند بلند کردن یک وزنه، ناحیهٔ بخیه شده باز می شود.
این گونه فتق در محل یک برش جراحی قبلی که به علت وجود مشکلی بعد از عمل مثل عفونت، تغذیه ناکافی، اتساع شدید یا چاقی به خوبی ترمیم نشده است، اتفاق می افتد.
فتق بوخدالک یا باکدالِک (به انگلیسی: Bochdalek hernia)، نوعی از هرنی یا فتق مادرزادی دیافراگم بوده که مدل دیگر آن، فتق مورگانی می باشد.این مدل از هرنی مادرزادی دارای دریچه ای باز در ناحیه خلفی جانبی دیافراگم نوزاد می باشد (اغلب سمت چپ ) و به ارگان های داخل شکمی (معده و روده ها) اجازه می دهد تا به درون حفره قفسه سینه راه پیدا کنند.
در اکثر بیماران ریه تحت تاثیر این عامل تغییر شکل می دهد و کوچک می باشد (هیپوپلاستیک).
فتق ترومایی دیافراگم(به انگلیسی: Traumatic diaphragmatic hernia) نوعی هرنی دیافراگم است که از طریق آسیب شکمی(ترومای شکمی) حاصل می شود. این نوع فتق متضاد فتق مادرزادی است.
یکی دیگر از دلایل ایجاد آن بعد از اسپلنکتومی می باشد.
فتق هیاتال یا هیاتوس(به انگلیسی: Hiatus hernia) به خاطر ضعف در عضلات دیافراگم واسفنگتر ورودی به معده ایجاد شده که در اثر آن قسمتی از معده به قفسه سینه وارد می شود.
فتق دیافراگم(به انگلیسی: Diaphragmatic hernia)، نقص و یا سوراخ در دیافراگم در هنگام تولد می باشد که اجازه می دهد تا محتویات شکم به سمت حفره قفسه سینه حرکت کنند. درمان آن معمولا جراحی می باشد.
شکم ناوی شکل می تواند یکی از علائم آن در نوزادان باشد.
فتق مادرزادی دیافراگم
فتق مورگانی
هرنی بوش دالک
فتق هیاتال
فتق ترومای دیافراگم
فتق دیسک بین مهره ای (به انگلیسی: Intervertebral Disc Herniation) عارضه ای است که بعلت ضربه یا بلندکردن جسم سنگین و یا گاهی خود به خود در ستون فقرات اتفاق می افتد و طی آن آزاد شدن بخش مرکزی دیسک یا هسته دیسک (نوکلئوس پالپوزوس) ∗از قسمت محیطی آن یعنی آنولوس فیبروزوس ∗ باعث فشار برروی ریشه های عصبی و ایجاد علائم بالینی می گردد.
رکتوسل (به انگلیسی: Rectocele) به معنی بیرون زدگی راست روده (رکتوم) زنان به داخل فرج می باشد.
ضعف بافتهای نگهدارنده رکتوم موجب می شود راست روده به سمت دیواره خلفی واژن افتادگی پیدا کند. رکتوسل اغلب یا عارضه زایمان (بخصوص زایمان سخت) است و یا بدنبال هیسترکتومی .
فتق مادرزادی دیافراگم(به انگلیسی: Congenital diaphragmatic hernia (CDH)) یک بیماری مادرزادی در دیافراگم (نقص هنگام تولد) می باشد.
فتق مادرزادی دیافراگم، آسیب تهدید کننده حیات در نوزادان و یکی از علل عمده مرگ و میر به خاطر هیپوپلازی ریوی می باشد.
فتق مغزی(به انگلیسی: Brain herniation) زمانی رخ می دهد که بافت مغزی، مایع مغزی نخاعی∗ و رگ های خونی، در موقعیتی دور تر از مکان اصلی خود قرار گیرند و یا درون ساختار جمجمه ای فشرده شوند.
هرنی مغزی با اثر جمعی تعدادی از عوامل افزاینده فشار، یک عارضه جانبی مرگبار محسوب شده که می تواند باعث افزایش فشار داخل جمجمه ای ∗ گردد.
فتق مورگانی (به انگلیسی: Morgagni hernia)، نوعی از هرنی یا فتق مادرزادی دیافراگم بوده که مدل دیگر آن، فتق بوخدالک می باشد. این مدل از هرنی مادرزادی دارای دریچه ای باز در دیافراگم نوزاد می باشد و به ارگان های داخل شکمی (معده و روده ها) اجازه می دهد تا به درون حفره قفسه سینه راه پیدا کنند.
افتادگی (پرولاپس) میزراه زن از راه مئای ادراری را فتق میزراه یا اورتروسل (به انگلیسی: urethrocele) می گویند. در فتق میزراه، بیرون زدگی میزراه (پیشابراه) زنان به داخل فرج رخ می دهد. ضعف بافتهای نگهدارنده پیشابراه موجب می شود میزراه به سمت دیواره قدامی و دیستال مهبل افتادگی پیدا کند. فتق میزراه گاه با افتادگی مثانه (سیستوسل) همراه است که به آن سیستواورتروسل گفته می شود.
فتق ناف (به انگلیسی: Umbilical hernia) شامل کیسه پریتوئن و محتویات آن می باشد که بدلیل نقص در دیواره داخلی شکم از حلقه نافی بیرون می زنند. هرنی نافی در کودکان ارثی بوده و در بزرگسالان اکتسابی می باشد.
اگر بیرون زدگی شامل روده و محتویات آن باشد سبب انسداد روده خواهد شد.
فتق نافی در خانم ها بیشتر گزارش شده و چاقی ، بارداری های متعدد و تومورهای داخل شکمی از علل زمینه ساز آن می باشند.
فتق مَغبـِنی یا هرنی اینگوینال به فتق در ناحیه کانال مغبنی (بالای کشاله ران) اطلاق میشود. به پیش رفتگی یک اندام یا فاسیای اندام در دیواره ای که به طور طبیعی آن را دربر میگیرد فتق گفته میشود.
هرنی کوچک یا پتیت(به انگلیسی: Petit's hernia) مدلی از فتق بوده که از مثلث کمری∗ بیرون می آید. این مثلث پنهان شده در دیواره پشتی-پهلویی∗ دیواره شکم می باشد که از حاشیه آزاد جلو به عضله مایل خارجی∗ از پشت به عضله لتیسموس دورسی و از پایین تا تاج خاصره∗ می آید.
فتق پتیت، بیش تر در مردان شایع بوده و در سمت چپ اتفاق می افتد.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

فتق در جدول کلمات

ضد فتق به معنی بستن
رتق
همراه فتق به معنی بستن و باز کردن است
رتق

معنی فتق به انگلیسی

rupture (اسم)
جدایی ، قطع ، فتق ، گسیختگی ، گسستگی ، پارگی
opening (اسم)
دهانه ، سوراخ ، سراغاز ، منفذ ، فرصت ، فتق ، گشایش ، چشمه ، افتتاح ، جای خالی ، بازکردن
breaking (اسم)
تفکیک ، فتق
hernia (اسم)
فتق ، مرض فتق
splitting (اسم)
فتق

معنی کلمه فتق به عربی

فتق
فتق
فتق

فتق را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی فتق

علی قناد ١٦:٢٠ - ١٣٩٧/٠٥/١٣
فراخ
|

شهریار آریابد ١٠:١٦ - ١٣٩٨/٠١/٠٧
در پارسی " فنج " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از الوالقاسم پرتو .
|

پیشنهاد شما درباره معنی فتق



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فتق بیضه   • علائم باد فتق   • علایم فتق   • فتق کشاله ران   • فتق در زنان   • فتق بند   • عکس فتق   • عوارض فتق   • معنی فتق   • مفهوم فتق   • تعریف فتق   • معرفی فتق   • فتق چیست   • فتق یعنی چی   • فتق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فتق
کلمه : فتق
اشتباه تایپی : tjr
آوا : fatq
نقش : اسم
عکس فتق : در گوگل


آیا معنی فتق مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )