انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1093 100 1

فتوا

/fatvA/

مترادف فتوا: اجازه، حکم، رای، فتوی

برابر پارسی: دادِستان، فرمان دینی

معنی فتوا در لغت نامه دهخدا

فتوا. [ ف َت ْ ] (ع اِ) فتوی. رجوع به فتوی شود.

معنی فتوا به فارسی

فتوا
( اسم ) آنچه عالم دینی نویسد در موضوع حکمی شرعی رای فقیه در حکم شرعی فرعی جمع : فتاوی .

معنی فتوا در فرهنگ معین

فتوا
(فَ) [ ع . ] (اِ.) نک فتوی .

معنی فتوا در فرهنگ فارسی عمید

فتوا
نظر یا رٲی فقیه و مجتهد در احکام شرعی.
* فتوا دادن: (مصدر لازم) صدور رٲی و نظر فقهی از جانب فقیه در مورد یک حُکم شرعی.
* فتوا گرفتن: (مصدر لازم) پرسیدن رٲی و نظر فقیه دربارۀ یک مسئلۀ شرعی.

فتوا در دانشنامه اسلامی

فتوا
فتوا عبارت است از خبر دادن از حکم کلی الهی در موضوعات کلی به استناد دلائل چهار گانه در فقه ( کتاب ، سنت ، عقل و اجماع)، اعم از آن که به صورت خبر القا شود یا به صورت امر. به عنوان مثال: فقیه پس از بررسی ادله و فحص کامل به حکمی از احکام الهی دست می یابد، سپس نظر خود را به این صورت اظهار می کند که مثلاً: « شراب حرام است» و یا «شراب نخورید».
با تعریفی که از فتوا و حکم ارائه شد به تفاوت های این دو می پردازیم:۱. فتوا از مقولۀ اخبار است (اخبار از حکم الهی)، ولی حکم از مقوله انشاء، یعنی حکم از آن جهت که حکم است، یک واقعیت عینی است. به بیان روشن تر، فتوا بیان حکم شرعی کلی است و کاری با تطبیق آن بر مصداق ندارد، ولی در حکم علاوه بر حیث فتوایی، تطبیق بر مصداق هم گنجانده شده که حیث دستوری و اجرایی قضیه است.۲. در فتوا به لحاظ کلی بودن، مصالح و شرایط خاص مکلفین مد نظر قرار نمی گیرد، ولی در حکم به لحاظ این که مصداقی، موردی و جزئی است شرایط و مصالح مکلفین و اشخاص حقیقی یا حقوقی در نظر گرفته و رعایت می شود، اعم از این که حکم قضایی باشد یا حکم سیاسی و اجتماعی.۳. گستره فتوا معمولاً محدود و نسبی است، ولی گسترۀ حکم، مطلق است؛ یعنی فتوا فقط در حوزه خودِ مرجع فتوادهنده و مقلدان او لازم الاجرا است و تنها بر آنها حجت شرعی و تکلیف آور است، در حالی که حکم حاکم اسلامی بر همه مردم و مقلّدان همه فقها و مراجع و حتی بر خود فقها و مراجع دیگر نیز تا زمانی که اشتباهش معلوم نشد، حجت شرعی و واجب الاتباع است. بنابر نظر عده ای از فقها حکم حاکم بر همه لازم الاجرا نیست.
دلیل روایی بر تعریف حکم
آنچه که از ادلۀ اثبات ولایت فقیه استفاده می شود این است که یکی از شئون ولی فقیه اصدار حکم (حکم در مقابل فتوا) است. در توقیع امام عصر (عج) مردم در مسائل اختلافی شان ارجاع به علمای دین داده شده اند. فقها با استفاده از این روایت و نظیر آن (که بحث اختلاف در مصادیق خارجی است) حکم را تعریف کرده اند. مرحوم صاحب جواهر در تعریف حکم می گوید: «حکم؛ ایجاد دستوری از طرف حاکم دربارۀ یک حکم شرعی یا وضعی یا موضوع حکم شرعی و وضعی در موضوع خاصی است.» می گوید: «أما الحکم فهو إنشاء إنفاذ من الحاکم لا منه تعالی لحکم شرعی أو وضعی أو موضوعهما فی شی ء مخصوص» بنابراین، حکم حکومتی به پشتوانه مشروعیت اصل حکومت و ولایت و جایگاه ارزشی آن، همۀ احکام اولی و ثانوی و یا واقعی و ظاهری را در بر می گیرد؛ یعنی مجموعه احکامی که برای حفظ کیان اسلام و نظام سیاسی- اجتماعی مسلمانان مفید و تأثیرگذار است می تواند به عنوان اولی یا ثانوی اش با تشخیص ولی فقیه در قالب احکام حکومتی جعل و صادر شود و اجرایش بر همگان واجب گردد.
انشای حکم حکومتی
اصل اولیه با توجه به روایات این است که هر فقیه عادل و جامع الشرایط که شرایط ولایت را داشته باشد می تواند حکم (علاوه بر فتوا) صادر کند. لذا در برخی از کتاب های فقهی بحث تعارض دو حکم که از طرف دو حاکم (فقیه) صادر شده، طرح شده است. اما با توجه به این که در یک جامعه اسلامی احکام صادره از طرف فقهای محترم با ادارۀ جامعۀ اسلامی و با نظم اجتماع ارتباط دارد و کثرت مراکز تصمیم گیری در آن موجب اغتشاش می شود و اطاعت از رهبر در احکام حکومتی بر همگان (حتّی سایر فقها) واجب است، قاعده اقتضا می کند، حتی المقدور رهبر و کسی که احکام ولایی صادر می کند، یکی باشد.
فتوا
فَتوا نظر مجتهد درباره وظایف شرعی افراد است که به صورت کلی بیان می شود. مجموعه فتوا های یک مجتهد معمولا در رساله توضیح المسائل گردآوری می شود. فتوا با حکمی که حاکم شرع صادر می کند از چند جهت تفاوت دارد. فتوا گاه با تعابیر واضحی صادر می شود و نشان دهنده وضعیت شرعی آن موضوع است مانند: مستحب است، واجب است یا حرام است؛ و گاه با تعابیری که چندان واضح نیست مانند: لابأس، لایبعد، الاقرب.
بیان کردن حکم شرعی در یک مسئله توسط مجتهد، فتوا نام دارد که برای آگاهی مقلدان ارائه می شود.
یک سری دیگر از احکام شرعی که از سوی فقها صادر می شود، احکام حکومتی نامیده می شود. این احکام عبارتند از دستوراتی که از سوی امام معصوم یا نائب وی صادر می شود. این قبیل از احکام شرعی با احکام شرعی که در مورد وظایف شرعی مکلف، از سوی مجتهد اعلام می شود، از چند جهت تفاوت دارند:
فتوا
فتوا عبارت است از خبردادن از حکم کلی الاهی در موضوعات کلی به استناد دلائل چهارگانه در فقه (کتاب، سنت، عقل و اجماع)، اعم از آن که به صورت خبر القا شود یا به صورت امر. به عنوان مثال: فقیه پس از بررسی ادله و فحص کامل به حکمی از احکام الاهی دست می یابد، سپس نظر خود را به این صورت اظهار می کند که مثلاً: «شراب حرام است» و یا «شراب نخورید».
با تعریفی که از فتوا و حکم ارائه شد به تفاوت های این دو می پردازیم:
فتوا ابراز رای مجتهد نسبت به حکم شرعی برای مقلّدان می باشد.
فتوا ، به معنای ابراز رای و نظر مجتهد درباره حکمی شرعی و اعلان آن برای آگاهی مقلدانش است.به عبارت دیگر، بیان کردن حاصل عملیات افتا را فتوا می گویند.
تفاوت فتوا با رأی و نظر
تفاوت میان «فتوا» و «رای و نظر» مجتهد عبارت است از:۱. آن چه را که مجتهد در مقام استنباط احکام شرعی فرعی به دست می آورد، به عنوان رای و نظر وی به شمار می آید، ولی به ابراز همین رای و نظر و بیان آن برای مقلدها فتوا گفته می شود؛۲. در فتوا، مجتهد باید شرایط افتا را دارا باشد، اما در رای و نظر این شرایط معتبر نیست؛۳. مجتهد هنگام فتوا، مصالح و شرایطی را لحاظ می کند که ممکن است در رای و نظر در نظر گرفته نشود،
← مثال
برخی از اهل سنت معتقدند در فتوا، باید شرایط روحی مستفتی (سؤال کننده) را نیز در نظر گرفت؛ برای مثال، اگر کافری با زن مسلمان زنا کند، حکم او اعدام است، ولی امکان دارد وی از دیپلمات های بلند پایه ( سفیر ) یکی از کشورهای دوست باشد و اعدامش سبب اختلافات، بروز جنگ و یا به هم خوردن روابط سیاسی شود، و به این ترتیب، مجتهد طبق رای و نظر خود فتوا ندهد.
کاربرد فتوا
...
واژه‏های بیانگر فتوا را الفاظ فتوا می گویند.
الفاظ فتوا عبارتند از عناوین «واجب»، «حرام»، «مکروه»، «مستحب» و «مباح»، و نیز عباراتی مانند «اقوی آن است»، «بنابر اقوی»، «اظهرآن است»، «ظاهر چنین است»، «بعید نیست»، «اولی آن است»، «احوط اقوی»، «لا بأس»، «خالی از وجه نیست»، «خالی از قوّت نیست»، «لا اشکال»، «اصحّ آن است»، «اقرب»و «اشبه» (شبیه‏تر به قواعد و اصول کلّی). تعبیرهایی مانند «یجب علی اشکالٍ» یا «علی تأمّلٍ» (واجب است، لیکن با اشکال یا با تأمّل در حکم مسئله) بیانگر فتوای مجتهد به وجوب می‏باشد.

تقیه در فتوا به کتمان حکم واقعی و ابراز حکم موافق مخالفان اطلاق می شود.
تقیه در فتوا، مقابل تقیه در عمل می باشد و عبارت است از کتمان حکم واقعی و ابراز حکمی موافق مذهب عامه ، که به دو جهت ممکن است انجام گیرد:۱. حفظ نفس از خطرات؛ ۲. حفظ خون شیعیان .
حجیت فتوا به صحّت استناد به فتوای مجتهد برای مقلّد اطلاق می شود.
حجیت فتوا، به معنای صحت استناد مقلدان به فتوای مجتهد و عمل به آن، به عنوان وظیفه شرعی است، که لازمه آن، منجّزیت در صورت مطابقت با واقع و معذّریت در صورت مخالفت با واقع است.در حجیت فتوای مجتهد مطلق در حق خودش و جواز عمل به آن اشکالی وجود ندارد، ولی حجیت فتاوای مجتهد مطلق، در حق مقلدانش، مشروط به این است که وی باب علم و علمی را مفتوح بداند.
موضوع این گفتار بررسی موارد امکان نقض یک حکم یا فتوا با حکم یا فتوای دیگر است. یعنی در چه مواردی یک فتوا می تواند فتوای دیگر یا یک حکم را نقض کند و بر آن مقدم شود؛ و در چه مواردی یک حکم می تواند یک حکم دیگر یا فتوا را نقض کند و بر آن مقدم شود.
فقیه دارای سه شأن افتا، قضا و حکومت است. افتای او در "فتوا" بروز می کند و قضا و حکومت او در "حکم". گاه مضمون فتوا و حکم، متفاوت می شوند، در این صورت، کدام بر دیگری، مقدم می شود و آن را نقض می کند؟ این مسأله سابقه دیرینه در فقه دارد و مرحوم سید یزدی نیز آن را مطرح کرده است. سخن او (در تکملة العروة الوثقی) در حکم، ناظر به حکم قضایی است و نقض آن را جز در مورد علم قطعی به مخالفت با واقع و تقصیر در اجتهاد، جایز ندانسته است. نقض فتوا را نیز هم در "عروة الوثقی" و هم در "تکملة العروة" طرح کرده است. در این مقاله سعی شده علاوه بر تبیین دیدگاه او، فروض مسأله به صورت کامل تری، همراه با مبانی آن ارائه شود.
کلیدواژه ها
فتوا، حکم، نقض فتوا، نقض حکم، حکم قضایی، حکم حکومتی.
فرق حکم واقعی باظاهری
شارع مقدس احکام شریعت را جعل فرمود؛ و علم فقه، عهده دار شناخت آن ها از منابع معتبر کتاب، سنت و عقل است. فقیه پس از به کار بستن روش اجتهاد، اگر به حکم شرع دست یابد به آن فتوا می دهد، که آن را "حکم واقعی" می خوانند. اگر به هر دلیلی، در شناخت آن به نتیجه نرسد، بر اساس ادله دیگری، وظیفه مکلفان را در قبال آن احکامِ مشکوک بیان می کند، که آن را "حکم ظاهری" می نامند. در نهایت، وظیفه او و مقلدانش عمل به مجموع احکام واقعی و ظاهری است. در این مقاله به مجموع احکام واقعی و ظاهری، "فتوا" گفته می شود. در کنار این فتوا، حکم دیگری وجود دارد که حاکم آن را انشا می کند نه شارع. این حکم، به حکم قاضی و حکم حکومتی تقسیم می شود. در این مقاله از "حکم"، چنین حکمی است.
منبع اصلی بحث
...
نقض فتوا به تبدّل رأی مجتهد در مقام فتوا اطلاق می شود و در علم اصول فقه کاربرد دارد.
نقض فتوا، مقابل نقض قضا(حکم) بوده و هر دو از اقسام نقض اجتهاد به شمار می رود؛ بنابراین، نقض اجتهاد و تبدل رأی مجتهد، در دو مقام قابل بررسی است:۱. در مقام عمل و افتا.۲. در مقام قضا و رفع خصومت بین.برخی از علما در «نقض اجتهاد»، بین مقام افتا و مقام قضا فرق گذاشته اند؛ برای مثال، « غزالی » در مقام افتا به جواز «نقض فتوا»، اما در مقام قضا به عدم جواز معتقد شده است.معتقدین به عدم جواز نقض فتوا ، به ادله ای استدلال نموده اند؛ از جمله این که اگر نقض فتوا جایز باشد لازمه آن حرج شدید بر مکلفان است، چون باید تمامی اعمال سابق خود را که مطابق فتوای اول بوده اعاده نمایند و حال آن که حرج از مکلفان برداشته شده است.
عناوین مرتبط
 ۱. ↑ بحرالعلوم، محمد، الاجتهاد اصوله و احکامه، ص۲۱۴.۲. ↑ طباطبایی حکیم، محمد تقی، الاصول العامة للفقه المقارن، ص۶۲۷.    
...

فتوا در دانشنامه ویکی پدیا

فتوا
فتوا به معنای بیان حکم خدا به وسیلهٔ فقیه یا مفتی است.
اگر روزه گرفتن برای بدن ضرر داشته باشد صحیح نیست.
در صورتی که خریدار در معامله گول خورده باشد حق فسخ معامله را دارد.
اقرب و اقوی یک اصطلاح فقهی در شیعه است و به معنای فتوا است که مقلّد در آن حق رجوع به مجتهد دیگر را ندارد، بلکه باید به رأی همان مجتهد عمل نماید.
معنای استفتاء درخواست فتوا یعنی سؤال کردن و کسب نظر مجتهد دربارهٔ حکم شرعی یک مسئله می باشد.
هنگامی که شخصی نظر فقه اسلام را در انجام عملی نداند، به یک مجتهد رجوع می کند و نظر فقه را در آن مورد جویا می شود. مجتهد هم بر اساس منابع فقهی (که در فقه شیعه عبارت از کتاب، سنت، اجماع و عقل می باشند) پاسخ استفتاء کننده را می دهد
عکس فتوا
فتوا در مورد تروریسم (انگلیسی: Fatwa on Terrorism) فتوا در مورد تروریسم و بمبگذاری های انتحاری کتابی است که نسخه زبان اردو آن ۶۰۰ صفحه و نسخه انگلیسی آن ۵۱۲ صفحه می باشد، یک فتوای اسلامی است که توسط پژوهشگر محمد طاهر القادری صادر شده و با استفاده از قرآن و سنت نشان می دهد که تروریسم و بمبگذاری انتحاری ناعادلانه و شیطانی بوده و در نتیجه غیر اسلامی است. این کتاب در لندن منتشر شد. انتشارات انگلیسی در انگلستان توسط انتشارات منهاج القرآن منتشر شده است. قادری فتوا را در ۲ مارس ۲۰۱۰ صادر کرد.
منهاج القرآن
اعلامیه لندن برای صلح و مقاومت جهانی در برابر افراط گرایی ۲۰۱۱
این فتوا به طور صریح ایدئولوژی القاعده و طالبان را رد می کند. این یکی از گسترده ترین احکام ضد تروریسم اسلامی است. یک محکومیت "مطلق" علیه تروریسم بدون "هیچ عذر و بهانه " که تا ته طیف رفته و اعلام کرد که تروریسم تحت قوانین کفر اسلامی است. این موضوع توسط منهاج القرآن انگلیس منتشر شد. قادری در جریان این موضوع گفت: «تروریسم تروریسم است، خشونت خشونت است و هیچ جایی در آموزشهای اسلامی ندارد و هیچ توجیهی برای آن وجود ندارد یا هیچ گونه اما و اگری نیز ندارد.» قادری در یک کنفرانس خبری در لندن دربارهٔ فتوا در مورد تروریسم توضیح داد.
بررسی فتوا توجه رسانه ها را به خود جلب کرد و مطبوعات بین المللی آن را به نحو مثبتی پوشش دادند.
به گفته سی ان ان، بعضی از کارشناسان این فتوا را به مثابه ضربه قابل توجهی برای عضوگیری تروریست ها می بینند. برنامه امانپور در سی ان ان خلاصه فتوا را به وب سایت خود اضافه کرد و آن را فتوایی برای صلح اعلام کرد، در حالی که وزارت امور خارجه ایالات متحده اعلام کرد فتوا گامی مهم در جداسازی اسلام از تروریست ها است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

فتوا در دانشنامه آزاد پارسی

فَتوا
(یا: فتوی) بیان حکم شرعی کلی بدون عنایت به تطبیق آن بر مصادیق جزیی، و مجرّد از استدلال، پس از استخراج از منابع آن. فتوادهنده را مُفتی، عمل او را اِفتاء، مطالبه کننده را، مُستفتی و پرسش از آن را استفتا نامند. فتوادادن، از باب وجوب تعلیم جاهل، به نظر بسیاری فقیهان، واجب کفایی است. فقیهان برای مفتی، مستفتی و استفتا شرایطی بیان کرده اند. مفتی باید روش استنباط و استخراج حکم را از منابع به خوبی بداند، به علوم لغت و بلاغت، منطق، تفسیر و اصول فقه به قدر نیاز دانا باشد. فرق فتوا، حکم و قضا در این است که فتوا اِخبار از حکم شرعی کلی است؛ اما حکم، انشای رأی در مورد جزیی براساس مصالح اجتماعی؛ و قضا انشای رأی در مورد جزیی به قصد فصل خصومت بین متنازعان است؛ از این رو، فتوا چون نظریۀ مفتی است، دیگر مفتیان یا فقیهان می توانند از آن پیروی نکنند؛ ولی در حکم و قضا، برای جلوگیری از هرج و مرج، حتی دیگر فقیهان نیز باید به آن پای بند باشند. تفاوت مفتی، مجتهد، فقیه و قاضی به اعتبار است. یک شخص را به اعتبار خبردادن از حکم شرعی، مفتی و به اعتبار استدلال و استخراج حکم شرعی از منابع، مجتهد و به اعتبار علم به احکام شرعی، فقیه و به اعتبار انشای حکم جزئی قاضی گویند. فتوا از آن جهت که نظریۀ مفتی است، مجرد از دلیل عرضه می شده است و رفته رفته، در کنار کتاب های استدلالی، کتاب های فتوایی پدید آمده اند که عاری از استدلال هستند و با ادبیات متمایز و اصطلاحاتی ویژه از نظریه های مجتهد حکایت می کنند. حسن صدر معتقد بوده است که نخستین کس که اصطلاحات فتوایی را پدید آورد ابن جنید بود. او در کتاب تهذیب الشیعه لاحکام الشریعه برای بیان نظریۀ خود به تناسب از اصطلاحاتی چون اَصحّ، قوی، اقوی، ظاهر، اظهر و اَشْبَه که همگی از فتوای او حکایت می کرده، استفاده می کرده است. مفتیان هنگامی که دلیل برای استنباط نظریه کفایت نکند، براساس احتیاط پاسخ می دهند. اصطلاحات الاحوط، الاولی و الاقوی و الاشبه اگر بعد از بیان صریح فتوا بیایند به معنی توصیه به احتیاط مستحبی است. اصطلاح واجب را وقتی به کار می برند که حکم شرعی را از آیات و روایات استخراج کرده باشند و چنانچه حکم را از غیر آن دو، مثلاً عقل، استنباط کرده باشند، در مقام بیان فتوا از اصطلاح لازم استفاده می کنند. اَحْوَط هر گاه به تنهایی به کار رود به معنی احتیاط وجوبی است و چنانچه وجوب احتیاط را از غیر کتاب و سنت استنباط کرده باشند، از آن به احتیاط لزومی تعبیر می کنند. به طور کلی در مواردی که مجتهد به احتیاط فتوا می دهد، مُقلّد می تواند به مجتهدی دیگر که در آن مورد فتوا دارد، مراجعه کند. شهرت فتوایی، به معنای انتشار یک فتوا میان فقیهان، اگر مستند آن معلوم نباشد به عقیدۀ برخی، ضعف سند روایات ضعیف السند را جبران می کند. شایان ذکر است که مورد فتوی باید از احکام شرعیۀ فرعیه باشد، زیرا در اصول دین و عقلیات استفتاء معنی ندارد، همان گونه که فتوی در ضروریات دین بی معنی است، زیرا حکم ضروری، بدیهی و قطعی است. در برخی ممالک اسلامی منصب فتوی، منصبی رسمی است و مفتیان مانند قاضیان از طرف دولت ها منصوب می شوند، اما در ایران و در سنت شیعی، مجتهدان مرجع تقلید، مستقّل از مناصب دولتی و در فتوای خود آزاد بوده و هستند.

ارتباط محتوایی با فتوا

فتوا در جدول کلمات

فتوا دهنده به مسائل شرعی
مفتی

معنی فتوا به انگلیسی

sentence (اسم)
قضاوت ، حکم ، رای ، گفته ، فتوی ، فتوا ، جمله
judgment (اسم)
داوری ، رای ، عقیده ، فتوی ، فتوا
judgement (اسم)
داوری ، فتوی ، فتوا
judicial decree (اسم)
فتوا

فتوا را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

رضاآپادانا ١١:٤٦ - ١٣٩٧/٠٧/٣٠
اجازه
حکم
فرمان
|

شهریار آریابد ١٤:١٥ - ١٣٩٧/٠٨/٠٩
فتوا : یک واژه تازی و برابر آن در اوستا و پارسی " وچر " می باشد .
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تعریف فتوا   • تفاوت حکم اولیه با حکم ثانویه   • فتوا چیست   • فتوا و حکم   • فتوا اهل سنت   • حکم چیست؟   • تفاوت حکم و فتوا با مثال   • معنی استفتاء   • معنی فتوا   • مفهوم فتوا   • معرفی فتوا   • فتوا یعنی چی   • فتوا یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فتوا
کلمه : فتوا
اشتباه تایپی : tj,h
آوا : fatvA
نقش : اسم
عکس فتوا : در گوگل


آیا معنی فتوا مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )