انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 898 100 1

معنی اسم فتوت

اسم: فتوت
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: جوانمردی، بخشندگی، سخاوت

معنی فتوت در لغت نامه دهخدا

فتوت. [ ف َ ] (ع ص ) کوفته. فتیت. || ریزه ریزه نموده. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || (اِ) نان فتیر. (فهرست مخزن الادویه ).

فتوت. [ ف ُ ت ُوْ وَ ] (ع اِمص ) جوانی. (زمخشری ) (اقرب الموارد). سیبویه گوید: در جمع و مصدر این ریشه یاء به واو بدل شود، و این ابدال کم نظیری است. (از اقرب الموارد). || سخا و کرم. (اقرب الموارد) (تعریفات ). بخشندگی. بخشش. دهش. (یادداشت بخط مؤلف ). || مروت. (اقرب الموارد). جوانمردی و مردانگی. (یادداشت بخط مؤلف ) : مرا که در صدر مروت نشسته و عقد فتوت بسته. (گلستان ). || (اصطلاح تصوف ) در اصطلاح اهل حقیقت آن است که خلق را به دنیا و آخرت از خویش نرنجانی. (تعریفات ). کف ّ نفس از آزار رساندن به خلق ، بخشش موجود، ترک شکایات از فقد موجود باشد. علی بن ابی بکر اهوازی گوید: فتوت آن است که خویشتن را در این جهان از جمیع جهانیان فروتر شناسی. مفسرین فتوت را به بت شکنی تعریف کرده اند، چنانکه در سرگذشت حضرت ابراهیم خلیل اﷲ به روایت یکی از افراد خاندانش ، در قرآن آمده است که «قالوا سمعنا فتی یذکرهم یقال له ابراهیم » (قرآن 60/21)، پس بت هر کس روان اوست و هرکه با روان خویش مخالفت ورزید جوانمرد بحقیقت اوست ، و نیز چنین است در خلاصة السلوک. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). فتوت و جوانمردی را دو مظهر است. یکی فردی ، یعنی صفات و خصائص خاصه ٔ افراد، اعم از اینکه آن افراد بهم گرد آیند و یا منفرداً زندگی نمایند. دیگر اجتماعی یعنی مجموعه ٔ اعمال و آداب و آثار و احوالی که این افراد را پدید آورده اند و به رعایت آن ملزمشان ساخته. فتوت فردی که مظاهر مختلف داشته خاص سرزمین واحد و قوم بخصوص نیست و لااقل هر قوم و طایفه ای در ادوار مختلف تاریخ ، به یکی از این صفات و مظاهر متصف بوده است. بخشش و آزادگی و شجاعت و فرزانگی از فتوتند. شجاعت و مهمان نوازی را نزد عرب به حد کمال توان دید. آزادمردی و دلیری و بزرگ منشی و وفای به عهد را در سرزمین پهناوری که مسکن نژاد آریا و قوم ایرانی است هرچه تمام تر میتوان یافت. پس اگر محققی بلحاظ کرم و شجاعت منبع فتوت فردی را در عرب بجوید راهی نه بر صواب رفته و اگر بسبب آزادگی و رادی سرچشمه ٔ جوانمردی را منحصراً در ایران پژوهش کند باز به بیراهی گراییده است. عنصری که در فتوت تأثیر خاص کرده است - خاصه در فتوت اجتماعی - تصوف است و صحیح تر آن است که بگوییم فتوت اجتماعی پس از آمیختن فتوت فردی با تصوف پیدا آمده است. عنصر دیگر که همچون تصوف سهمی بسزا در پرورش و نمایاندن فتوت اجتماعی دارد عیاری است. عیاران طایفه ای بوده اند از مردم که در ظاهر شغل دستبرد زدن به کاروان و تاختن از محلی به محل دیگر داشتند اما در عین راهزنی و دستبرد، از طریق جوان مردی ونمک شناسی گامی بیرون نمی نهادند و در رعایت جانب مردانگی و بلندنظری مثل بودند. دفاع یک قسمت از شهر یا محله به عهده ٔ اینان بود. به اهل محل خویش تجاوز نمیکردند، دروغ نمی گفتند، خیانت نمی کردند، مشق پیاده روی و تیراندازی و شمشیرزنی و خنجرگذاری و دیگر آداب سپاهکشی میکرده اند. نکته ٔ دیگری که در مقدمه ٔ بحث فتوت اجتماعی باید بدان اشارت کرد موضوع غازیان مطوعه است. غازیان مطوعه کسانی بودند که از شهرهای اسلام به طوع و رغبت و به هزینه ٔ خود دسته دسته گرد می آمدند و در سرحدها به حرب کفار میرفتند. حق آن است که عیاری وتصوف دو عامل مهم تغییر فتوت لغوی استعاری به فتوت اصطلاحی شده است. در اوایل قرن پنجم هجری در بلاد شام فتوتی پدید آمد بنام «احداث » (ج ِ حدث مرادف فتی ) و معروفترین آنان اَحداث شهر حلب بودند. فتوت شاطری و عیاری در عصر سلجوقی با مقاومت شدید مواجه شد و بسبب قتل و نهب و اخلال و فسادی که میکردند کم کم فتوت به پرهیزگاری و دینداری گرایید و اجتماعات فتیان سرّی شد. و در خفا کار تبلیغ این فتوت که عکس العمل فتوت عیاری مرسوم در بلاد عرب ، خاصه بغداد بود بالا گرفت و در حقیقت صوفیه به تنزیه و تصفیه ٔ آن پرداختند، و یکی از مشاهیر فتیان این دوره کتابی بنام «الفتوة» ساخته است. در قرن ششم هجری حتی دارالخلافه ٔ بغداد اندک گرایشی بدان نمود و وزیر خلیفه ابوالکرم به سال 532 هَ. ق. برادرزاده ٔ خود را وادار کرد که به دست ابن بکران به فتوت گراید. (نقل از سخنرانی محمد دبیرسیاقی درباره ٔ آئین جوانمردی ). ملا حسین واعظ کاشفی کتابی بنام فتوت نامه نوشته و آداب و رسوم فتیان را در آن نگاشته است. وی گوید : موضوع علم فتوت نفس انسان باشد، از آن جهت که مباشر و مرتکب افعال جمیله و صفات حمیده گردد و تارک و رادع اعمال قبیحه و اخلاق رذیله شود، به اراده. و به عبارت دیگرتجلیه و تخلیه و تزکیه و تصفیه را شعار و دثار خود سازد تا رستگاری یابد و به نجات ابد رسد. فتوت را سه مرتبه است : اول سخا که هرچه دارد از هیچکس واندارد،دوم صفا که سینه را از کبر و کینه پاک و پاکیزه سازد، و مرتبه ٔ آخر وفاست که هم با خلق نگه دارد و هم با خدا. مظهر صفت فتوت فتی یا جوانمرد نامیده می شود. ابراهیم خلیل به عقیده ٔ اهل فتوت اول نقطه ٔ دایره ٔ فتوت و ابوالفتیان است ، از پس او یوسف صدیق ، سدیگر یوشعبن نون ، چهارم اصحاب کهف و پنجم مرتضی علی. اما ازفتی مطلق مراد علی بن ابی طالب است و سند سلسله ٔ فتوت به آن حضرت منتهی میگردد. هر دسته از اهل فتوت پیروو مرید شیخی و پیری بوده اند و به او دست ارادت داده و از جان و دل فرمان او را مطیع و احکام و اوامر اورا مجری میشده اند. شرایط ارادت پنج بوده است : توبه ٔبه صدق ، ترک علایق و اشغال دنیوی ، دل با زبان راست داشتن ، اقتداء درست کردن و درِ مرادات بر خود بستن. لوازم مرید گرفتن بیست وهشت بوده است : چهار فرض ، چهار سنت ، چهار ادب ، چهار ارکان ، چهار شرط و هشت مستحب. اما چهار شرط: اول آنکه مرید را غسل فرماید، دوم تحقیق مهم مرید کند که پیش تر دست ارادت به دیگری نداده باشد، سوم چون خواهد دست مرید گیرد و درود فرستد به محمد و آل او، چهارم آب و نمک در مجلس حاضر کند. کسانی که در حلقه ٔ اهل فتوت وارد میشده اند جز از پیر سه نفر دیگر را نیز باید خدمت کنند: یکی نقیب که شغل اوتفحص احوال و رسیدگی به غور امور و حسب و نسب اهل فتوت بوده است ، دوم پدر عهد که داوطلب را به عهد خدا می آورده و آیه ٔ عهد و عهدنامه و خطبه ٔ طریقت را بر او میخوانده است ، سوم استاد شَدّ که میان کسی را که داعیه ٔ قبول این مسلک و شاگردی چنین استاد داشته است می بسته و او را پس از اجرای آداب میان بستن فرزند طریق خلف میخوانده است. ارکان میان بستن شش بوده است : اول آنکه استاد اقسام شَدّ و انواع آن را داند و بیان کند، دوم فرزند را چهل روز خدمت فرماید و پس از آن برداشت کند، سوم آب و نمک در مجلس حاضر کند، چهارم چراغ پنج فتیله برافروزد، پنجم میان فرزند به شرط ببندد، ششم حلوای شرط را ترتیب کند. آب و نمک اشارت است بدانکه اهل طریق باید چون آب صافی و روشن دل باشند وحق نمک یکدیگر رعایت کنند تا چون آب و نمک در همه جا راه داشته باشند. چراغ پنج فتیله اشارت است به چراغ دل که به محبت پنج تن آل عبا باید افروخت تا عالم وجود بدان روشن گردد. هنگامی که میخواستند میان کسی راببندند در مکان وسیع پاکیزه ای مجلس می ساختند و پیر و پدر عهداﷲ و استاد شد و نقیب و برادران طریق در محفل حاضر می شدند و دو سجاده رو به قبله یکی برای پیر و یکی برای استاد شَدّ می انداختند و دو برادر طریقت بر دست چپ پدر عهد می نشستند و اگر پیر حاضر نبود مصحفی بر روی سجاده ٔ او می نهادند و کاسه ٔ آب صافی در مجلس حاضر میکردند و قدری نمک سفید پاک که هیچ چیز به آن آمیخته نباشد می آوردند. نقیب برمیخاست و پس از قرائت آیه ٔ مخصوص نمک را در آب میریخت و سپس چراغ پنج فتیله روشن میکردند و آیه ٔ نور قرائت میشد و پدر عهد فرزند را پس از خواندن آیه ٔ عهد، به عهد می آورد و نصایحی به او میداد. سپس استاد شَدّ برپا میخاست و فرزند را بر طرف چپ خود نگاه میداشت و هر دو روی به پیرمیکردند و استاد دوازده امام یاد میکرد. پس به دست راست دست فرزند می گرفت چنان که انگشت ابهام خود بر انگشت ابهام او مینهاد. پس سه بار کلمه ٔ شهادت بر او میخواند و به تجرید او را از کبایر توبه میداد. پس دست چپ بر سر فرزند مینهاد و نظر بر صفه های مجلس میکرد. پس فاتحه میخواند و تکبیر میگفت و سند و پیران و اهل شَدّ و بیعت را یاد میکرد و جداگانه پیر و استاد خود را ذکر خیر می گفت. پس دست چپ از سر فرزند به کتف راست او فرودمی آورد و صلوات میفرستاد به رسول و اهل بیت او و فرزند را همانجا میگذاشت و سه قدم خود بازپس میرفت ، پس فاتحه برمیخواند و پای راست یک قدم فراپیش مینهاد. آنگاه سوره ٔ اخلاص میخواند و پای راست پیش مینهاد و یک بار سجاده ٔ شدّ از کتف خود برمیگردانید و به دست چپ فرودمی آورد. در این هنگام شَدّ را راست بر میان سجاده می اندازند، چنان که چون نماز گزارد پیشانی او بر میان شَدّ باشد. پس شیخ برخیزد و دو رکعت نماز شَدّ بگزارد و میان بستگان در دنبال به وی اقتدا کنند، پس سلام بازدهد و شیخ اینجا خطبه ٔ طریقت بخواند... چون خطبه خوانده شود ارکانی که در کتاب فتوت نامه مذکور است بخوانند بر فرزند و حجت گیرند سه بار. آنگاه استاد شَدّ برخیزد و هر دو دست به زیر شَدّ درآورد، پس دست راست و چهار انگشت در زیر شَدّ آرد و انگشت ابهام به زیر شَدّ دارد. پس از روی سجاده بر دارد و بوسه بر میان شد دهد و بر کتف خود اندازد. پس رو به قبله بایستد چنانکه هر دو انگشت ابهام پای بر کنار سجاده باشد و باز شَدّ را از گردن خود به دست راست فرودآرد و بر سجاده اندازد. آنگاه دست چپ را بلند دارد و بر گردن فرزنداندازد چنانکه هر دو سر شَدّ در پیش میان وی به هم رسد و شَدّ را حمل دهد و به سه کرت به میان فرزند رساند. اول به دست راست فرودآرد و بگوید: یا حی و یا قیوم. پس به دست چپ فرودآرد و بگوید: یا ذا الجلال و الاکرام. سوم بار به میان فرزند رساند و بگوید: یا هو،یا من هو لا اله الا هو. پس دعای فتوت امام جعفر صادق بخواند و گره شَدّ زند. آنگه سخنی که باید گفت در گوش فرزند بگوید. پس آب و نمک را به حاضران بچشاند و اگر حلوا باشد به شرط برساند. پس بعد از سه روز فرزند را به نظر استاد آورند و استاد گره از میان وی بگشاید و گوید که بستم میان این فرزند به بقا و اکنون گشادم به فنا. پس شَدّ را به گردن فرزند اندازد. به عقیده ٔ اهل فتوت خلفای علی در میان بستن چهار تن بودند: اول سلمان فارسی مأمور مداین ، دوم داود مصری مأمور مصر، سوم سهیل رومی مأمور روم ، و چهارم ابومحجن ثقفی مأمور یمن. و سند میان بستگان هر یک از ممالک اسلامی به یکی از چهار تن می پیوندد. (نقل به اختصار از مقاله ٔ عباس اقبال در شماره ٔ 6 و 7 مجله ٔ شرق ). داش مشتی ها و لوطیها نیز صورت دیگر از جوانمردان هستندکه در دوره های اخیر در ایران دستگاهی و آدابی داشته اند و از لوازم آنها هفت وصله بوده است به شرح زیر: زنجیر بی سوسه ٔ یزدی ، جام برنجی کرمانی ، دستمال بزرگ ابریشمی کاشانی ، چاقوی اصفهانی ، چپق چوب عنّاب یا آلوبالو، شال لام الف لا و گیوه ٔ تخت نازک. داش مشتی ها از پستی و چاپلوسی و قیود و تشریفات به دور بوده اند و کارهای کثیف و پست را دوست نداشتند. هرگز یک نفر داش به کسب حلاجی ، دلاکی ، کناسی و حمالی نمی پرداخت. داش ها درهر کوچه و گذر قدرتی داشتند، به اهالی محل خود تجاوز نمیکردند و حق نمک را می شناختند. قاپ بازی و لیس بازی از سرگرمی های آنها بود. الفاظ و کلمات را به معانی خاص به کار میبردند تا حرفهای خصوصی آنها را دیگران نفهمند. (از یادداشت های محمد دبیرسیاقی ). در هر صورت در دوره های مختلف در ایران عیاران و جوانمردان به صورتهای مختلف ظهور کرده اند. و رجوع به فتیان شود.

فتوة. [ ف ِت ْ وَ ] (ع اِ) ج ِ فتی.(منتهی الارب ) (اقرب الموارد). رجوع به فَتی ̍ شود.

فتوة. [ ف ُ ت ُوْ وَ ] (ع مص ) فتوت. رجوع به فتوت شود.

معنی فتوت به فارسی

فتوت
اهل فتوت فتیان تصوف و عیاری دو منشائ فتوت بشمار میروند . اساس فتوت را حدیث ادعایی [ فتی اعلی سیف ا ذوالفقار] که خطاب بعلی ۴ شده میدانند ( طبری . زتنبرگ ۲۷ ) ( ورک . تاریخ طبری چاپ مصر مطبعه حسینیه ) . طبق روایات افراد خاندان پیغمبر خود را نمایندگان حقیقی فتوت میدانستند . در طی قرون این کلمه بمعنی فروسیت گرفته شد. در اوایل قرن پنجم ه. در بد شام نوعی فتوت پدید آمد بنام [ احداث ] ( ج . حدث مردان فتی ) و معروفترین آنان احداث شهر حلب بودند. فتوت شاطری و عیاری در عصر سلجوقی با مقاومت شدید مواجه شدند و بسبب قتل و نهب و اخل و افسادی که عمال دولت میکردند کم کم فتوت به پرهیزگاری و دینداری گرایید و اجتماعات فتیان سری شد. کار تبلیغ این فتوت که عکس العمل فتوت مرسوم در بد عرب خاصه بغداد بود با گرفت و صوفیه نیز به تنزیه و تصفیه آن پرداختند و یکی از مشاهیر فتیان این دوره کتابی بنام [ الفتوه ] تالیف کرده . در قرن ششم حتی دارالخفه بغداد اندک گرایشی بدان نمود و وزیر خلیفه ابوالکرم بسال ۵۳۲ برادرزاده خود را وادار کرد که بدست ابن بکران به فتوت گراید . گویند ناصر الدین الله ( ۶۲۲ - ۵۷۵ ه ق . ) به بسیاری از امرائ و بزرگان رتبه فتوت داد و امتیاز [ رمی البندق ] را بدیشان عطا کرد . اعطای مقام مزبور طی مراسمی باشکوه انجام میگرفت و داوطلب میبایست شلواری بپوشد که آنرا [ سراویل الفتوه ] یا [ لباس الفتوه ] مینامند و از [ کاس الفتوه ] نیز بنوشند . بقول کتاب عمده الطالب خانواده علوی آل معیه از زمان ناصر خلیفه حق اعطای رتبه فتوت داشتند . ابن بطوطه در آسیای صغیر جوامع فتیان را دیدار کرد . محسین کاشفی کتابی بنام فتوت نامه] نوشته و آداب و رسوم فتیان را در آن نگاشته رسایل بسیار در باب این فرقه تالیف شدهاست . هر دسته از اهل فتوت پیرو و مرید شیخی و پیری بوده اند و راو دست ارادت داده و از جان و دل فرمان وی را مطیع و احکام و اوامر او را مجری شمرده اند ولی بجز پیر به سه تن دیگر نیز باید خدمت کنند : یکی نقیب که امور و حسب شغل او تفحص احول و رسیدگی بغور و نسب اهل فتوت بوده است . دوم پدر عهد که داوطلب را بعهد خدا می آورده و آیه عهدنامه و خطبه طریقت را بر او میخوانده است . سوم استاد شد که میان کسی را که داعیه این مسلک و شاگردی چنین استاد را داشته است می بسته و او را پس از اجرای آداب میان بستن فرزند طریق خلف میخوانده است . بعقیده اهل فتوت خلفای علی ۴ در [ میان بستن ] چهار تن بودند: اول سلمان فارسی مامورمداین دوم داودمصری مامور مصر سوم سهیل رومی مامور روم و چهارم ابومحجن ثقفی مامور یمن و سند .میان بستگان هر یک از ممالک اسمی بیکی از چهار تن میپیوندند ( دائره المعارف اسم لغت نامه و غیره ) .
جوانی، جوانمردی، سخا، کرم
( اسم ) ۱ - جوانی ۲ - سخا کرم بخشندگی ۳ - جوانمردی مردانگی ۴- ایثار است یعنی غیر را برنفس خود ایثار کند و آن ایثار بجاه است و اعلی درجه آن ایثار بنفس است بدان که در امر غیر سعی کند و او را بر خود برتری دهد لغزشهای او را نادیده انگارد و با همگان بانصاف عمل کند . یا علم فتوت . موضوع آن علم فتوت نفس انسان است از آن جهت که مباشر و مرتکب اعمال نیک گردد و تارک و رادع اعمال بد و پست شود باراده و به عبارت دیگر تجلیه و تخلیه و تزکیه را شعار و دثار خود سازد تا رستگاری یابد و به نجات ابد رسد .
کوفته . فتیت
کتابی است تالیف محسین واعظ کاشفی در اصطحات اهل فتوت
( اسم ) کتابی که در آن آداب و اصول آیین جوانمردی نوشته شده باشد .
جوانمرد کریم

معنی فتوت در فرهنگ معین

فتوت
(فُ تُ وَّ) [ ع . فتوة ] (اِمص .) ۱ - جو ا نی . ۲ - جوانمردی ، کرم ، بخشندگی . ، ~نامه کتابی که در آن اصول و آداب فتوت نوشته شده است .

معنی فتوت در فرهنگ فارسی عمید

فتوت
۱. جوانی.
۲. جوانمردی.
۳. [قدیمی] سخا، کَرَم.

فتوت در دانشنامه اسلامی

فتوت
فُتُوَّت یا آئین جوانمردی عنوان مسلکی صوفیانه است که بسیاری از کشورهای اسلامی رواج داشت. این آئین شکلی از خدمت گزاری به جامعه و انسان ها با مرام و آداب ویژه بود. فتوت بر جنبه های اخلاقی اسلام تأکید داشت و از لحاظ اجتماعی وسیله ای برای دستگیری از فقیران وموجب استیصال ستمگران شد. پس از اسلام تمام فتیان خود را به علی(ع) منسوب می دانند.
فتوت، لغتی عربی و در فارسی به معنی جوانی، جوانمردی و بخشندگی است. این لغت از فتی مشتق شده است. کلمه فتی (به صورت های مختلف مفرد، مثنی و جمع) هشت بار در قرآن آمده و قبل از اسلام هم، در ادبیات عرب کاربرد داشته است.
فتی در لغت به معنی جوان و در اصطلاح، کسی است که به رشد اخلاقی و روحی رسیده باشد. وجه نامیدن چنین اشخاصی به جوان و جوانمرد این است که انسان، پیش از این که به رشد اخلاقی برسد همچون کودک است؛ اما جوان از لحاظ سلامت روحی و جسمی در بهترین دوره عمرش به سر می‏ برد و جوانمرد هم به لحاظ کمالات اخلاقی در بهترین و قوی ‏ترین حالات است.
فتوت نامه عنوان آثاری منظوم و منثور با صبغه عرفانی و باطنی ، در تعلیم و شرح آداب و رسوم و اعتقادات و اخلاقیات در آیین فتوّت یا جوانمردی است.
عنوان عربی این گونه آثار «کتابُ الفتوّة» یا «رسالةالفتوة» است.فتوّت نامه ها به سه زبان فارسی ، عربی و ترکی نوشته شده و شمار آن ها بسیار است، چنان که شماری از آن ها هنوز چاپ نشده و به صورت خطی نزد برخی از خانواده های مسلمان در سراسر جهان یا در گنجینۀ نسخه های خطی کتابخانه های دنیاست.
قدیمی ترین فتوت نامه
کهن ترین فتوّت نامه ای که تاکنون شناخته شده، کتاب الفتوّة نوشتۀ ابوعبدالرحمان سُلَمی (متوفی ۴۱۲) است که در واقع، به مفهوم خاصی که در این مقاله به آن پرداخته می شود، فتوّت نامه نیست، زیرا کتاب کوچک سلمی شامل پنج جزء دربارۀ آداب و قوانین اخلاقی صوفیان است، نظیر آنچه در باب فتوّت در رسالۀ قشیریۀ ابوالقاسم قشیری (متوفی ۴۶۵) آمده است.
فتوت در آثار صوفیان
در آثار صوفیان در واقع فتوت چیزی جز آداب اخلاقی نیست و البته اهل فتوّت به بسیاری از آدابی که صوفیان یاد کرده اند، پایبند بوده اند.آنچه در فتوّت نامۀ سلمی، در مقایسه با فتوّت نامه های پس از او، جالب توجه است انتساب فتوّت به آدم - علیه السلام، نخستین انسان و نخستین پیامبر، و به پیامبران دیگر از جمله ابراهیم و یوسف علیهماالسلام است و نیز ذکر آیه هایی از قرآن که در آن ها از «فتی» سخن گفته شده است. این مباحث سلمی در آغاز بسیاری از فتوّت نامه های قرن های بعد نیز تکرار شده است.
رساله خواجه عبدالله انصاری
...
اهل فتوّت، منشا اخلاق خود را در صفات کمالیه خداوند جستجو می کنند. درباره اخلاق فتوت و آیین جوانمردی، پژوهش گران و نویسندگان مقاله ها و کتاب های متعددی نوشته اند از این رویکرد اخلاقی در متن های صوفیانه هم چون رساله قشیریه، کشف المحجوب، اسرارالتوحید، تذکرة الاولیاء و از همه بیشتر در طبقات الصوفیة ابوعبدالرحمن سلمی سخن رفته است.
دانشمندان و پژوهش گران معاصر نیز، متاثر از جذبه های اخلاقی اجتماعی جوانمردان و اهل فتوت، تحقیقات ارزشمندی را ارائه نموده، هرکدام این رویکرد عرفانی را از منظرها و زوایای مختلفی بررسی و ارزیابی کرده اند؛ به عنوان نمونه دکتر محمدجعفر محجوب در مقدمه فتوت نامه سلطانی عمدتاً در این قسمت، متاثر از مقاله تحقیقی دکتر مصطفی جواد در مقدمه کتاب الفتوة ابن المعمار
حنبلی، محمد بن المعمار، کتاب الفتوة، با مقدمه استاد مصطفی جواد و همکاران، به نقل از احوال و آثار و اشعار میرسیدعلی همدانی، دکتر محمد ریاض، ص۳۳۲.
عبدالحسین زرین کوب در کتاب جستجو در تصوف ایران ربط و نسبت فتوت و ملامت را توضیح داده
زرین کوب، عبدالحسین، جستجو در تصوف ایران، ص۳۵۷-۳۳۵.
برخی از نویسندگان نیز نقد و ارزیابی صوفیه و فتیان را موضوع پژوهش خود قرار داده اند که از این میان به اثر هاشم معروف الحسنی
معروف الحسنی، هاشم، تصوف و تشیع، ترجمه سیدمحمدصادق عارف.
...
تصوف اسلامی در طول حیات تاریخی خویش با برخی نهادها و جریان های اجتماعی نیز مرتبط و بلکه در تعامل بوده است. در این میان، اهل فتوت به واسطۀ پیوندهایی که از نظر آداب و سلوک و مراتب با صوفیه دارند، دارای جای گاه ویژه ای هستند. مطالعه در این باره مستلزم توجه به رابطۀ نوع تصوف با نوع فتوت، و نیز ارتباط فرقه ها و اصناف و آداب متنوع آن ها در مناطق جغرافیایی مختلف است.
در دورۀ اسلامی اهل فتوت، به عنوان کسانی که به نظام اخلاقی خاصی مبتنی بر ایثار، گذشت و یاری به ضعفا پایبند بودند، با نام هایی چون عیار، جوانمرد، سالوک، فتی، شطار، رند، درویش و اخی شناخته می شدند اما وجود نشانه های متعدد در متون دینی، تاریخی و ادبی فارسی و عربی، و بسیاری شواهد دیگر حاکی از رواج عیاری و جوانمردی در میان ایرانیان و عرب های پیش از اسلام است. حال با توجه به این نکته، بایستی جای گاه فتوت، به عنوان یکی از بسترهای گسترش تصوف، ملحوظ گردد و احتمال یا چگونگی تأثیر برخی باورها و آداب جوانمردان بر صوفیه بررسی شود.
سده های اول و دوم
در سدۀ نخست هجری اهل فتوت کمابیش دارای حلقه ها، مجامع و حتی لباس ویژه بودند و احتمالاً با صفاتی چون کرم و بخشش یا راهزنی شناخته می شدند. بر خلاف آن، تصوف تا سدۀ ۲ق/۸م، حلقه ها و مجامع متشکل نداشت و صوفیه به عنوان افرادی متمایل به زهد و فقر معروف بودند.
← پیوند
در سدۀ ۳ق/۹م، همراه با تجهیز تصوف به ابزار کتابت، توازن نسبی در روابط صوفیه و فتیان برهم خورد، زیرا فتوت که جریانی در لایه های متوسط و پایین جامعه بود، اغلب کسانی را شامل می شد که میانه ای با کتابت نداشتند. این امر، البته نشان دهندۀ بی دانشی آنان نبود، زیرا در همین زمان برخی جوانمردان به مقام قضا نیز دست یافتند و یا در شعر و ادب سرآمد شدند؛ اما به هر دلیل، ادبیات مستقل و مکتوبی از اهل فتوت بر جای نماند و همین امر سبب شد تا نویسندگان صوفیه، عبارات موجز و فراوان مشایخ خویش را در تعریف و بیان فتوت چنان نقل کنند که گویی فتوت جزئی از تصوف است. به نظر می رسد که این نقطه، یعنی ضعف فتیان در تعریف و تبیین خویش، آغاز بهره گیری تصوف از فرصتی تاریخی در جهت جذب و هضم فتوت بود. بازتاب این جریان را می توان در متون سده های ۴ و ۵ ق صوفیه مشاهده کرد که در آن ها صفحات قابل توجهی به بیان جمله های پرآرایه و ستایش آمیز مشایخ تصوف در باب فتوت اختصاص دارد.
سده چهارم
...

فتوت در جدول کلمات

معنی فتوت به انگلیسی

generosity (اسم)
مروت ، بخشش ، سخاوت ، فتوت ، گشاده دستی
manliness (اسم)
مروت ، فتوت
chivalry (اسم)
دلیری ، جوانمردی ، فتوت ، تعارف
youth (اسم)
فتوت ، جوانی ، شباب ، جوانان ، نوباوگان ، شخص جوان

معنی کلمه فتوت به عربی

فتوت
فروسية

فتوت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی فتوت



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فتوت در جدول   • حبیب فتوت   • تفاوت فتوت و جوانمردی   • فتوت مداح   • آقای فتوت   • تعریف جوانمردی   • معنی فتوت   • فتوت در حل جدول   • مفهوم فتوت   • تعریف فتوت   • معرفی فتوت   • فتوت چیست   • فتوت یعنی چی   • فتوت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فتوت
کلمه : فتوت
اشتباه تایپی : tj,j
آوا : fotovvat
نقش : اسم
عکس فتوت : در گوگل


آیا معنی فتوت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )