برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1278 100 1

فدیه

/fedye/

مترادف فدیه: جانبها، سربها، قربانی

معنی فدیه در لغت نامه دهخدا

فدیت. [ ف ِدْ ی َ ] (ع اِ) از ماده ٔ فدیه یا فداء است ، و آن بمعنی عوضی است که بوسیله ٔ آن آدمی از مکروهی که بسوی او رسیده ، رهایی می یابد. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). بدل. (ترجمان علامه جرجانی ترتیب عادل بن علی ). سربها. (یادداشت بخط مؤلف ). آنچه در عوض مفدی از مال عطا شود. (اقرب الموارد) : تضرع ها کرد و ملتزم جزیت و فدیت شد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 293). ج ، فِدی ̍، فِدَیات. (اقرب الموارد). رجوع به فدیة شود.

فدیة. [ ف ِدْ ی َ ] (ع اِ) سربها. (منتهی الارب ). آنچه از مال بجای مفدی داده شود. (از اقرب الموارد). ج ، فِدی ̍، فِدَیات ، مانند سدره و سدرات. (اقرب الموارد). فِدْیَت. رجوع به فدیت شود. || در تداول علوم فدیه و فداء بدلی یا عوضی است که مکلف بدان از مکروهی که به وی متوجه است رهایی یابد. (از تعریفات جرجانی ). مبلغی است که ازبرای غلامان یا اسرا داده میشود. (قاموس کتاب مقدس ).
- فدیةالفطر ؛ نیم صاع است از گندم و یک صاع از حبوب دیگر. (منتهی الارب ). آنچه در روز عید فطر برطبق اصول مذهبی بپردازند: خذ علی هدیتک و فدیتک ؛ یعنی بگیر طوری را که بر آن بودی. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

معنی فدیه به فارسی

فدیه
فدیت:مالی که برای واخریدن جان خودبدهند، آنچه که اسیران برای رهایی خودبدهند، سربها
( اسم ) ۱ - آنچه از مال برای رهایی خود یا دیگری دهند بدل یا عوضی است که مکلف بدان از مکروهی که بوی متوجه است رهایی یابد سربها جمع : فدی فدیات .

معنی فدیه در فرهنگ معین

فدیه
(فِ یِ) [ ع . فدیة ] (اِ.) نک فداء.

معنی فدیه در فرهنگ فارسی عمید

فدیه
۱. مالی که در قبال آزاد شدن کسی پرداخت می شود، سربها.
۲. مالی که برای دفع بلا به فقرا می دهند.
۳. (فقه) مقدار معینی طعام که فرد بابت روزه هایی که در ماه رمضان خورده به فقرا می دهد.
۴. (حقوق) مالی که زن در طلاق خُلع به شوهرش می دهد.

فدیه در دانشنامه اسلامی

فدیه
فِدْیه در لغت به معنی اعطا کردن مال است.
در اصطلاح فقهی: به معانی مختلفی به کار رفته است، از جمله:الف- قربانی که در حج ذبح می شود. ب- چیزی که در ازای آزادی اسیر گرفته می شود که ممکن است مال باشد یا انجام کاری از جانب اسیر. (به سربها نیز تعبیر شده است.)در جنگ بدر ۷۴ نفر از مشرکان به دست مسلمانان اسیر شدند که مسلمانان برای آزادی اغلب آنها از مشرکان فدیه و سربها گرفتند. بیشترین مبلغ فدیه چهارهزار درهم و کمترین مبلغ هزار درهم ذکر شده است.
فدیه
معنی فِدْيَةٌ: عَوَض - جايگزين (فداء و فدية عبارت جايگزيني مال يا شخص ديگري به جاي خود براي رهايي از كيفرعملي يا رفع اسارت در جنگ )
معنی ﭐفْتَدَتْ: فديه وعوض پرداخت(مؤنث)
معنی ﭐفْتَدَیٰ: فديه وعوض پرداخت
معنی يَفْتَدِي: تا فديه وعوض بدهد - تا فدا کند
معنی يَفْتَدُواْ: تا فديه وعوض بدهند (عبارت " لِيَفْتَدُواْ بِهِ مِنْ عَذَابِ يَوْمِ ﭐلْقِيَامَةِ " يعني : تا آن را برای نجاتشان از عذاب روز قيامت عوض دهند)
معنی ﭐفْتَدَوْاْ: فديه وعوض پرداخت کردند (عبارت "لَـﭑفْتَدَوْاْ بِهِ مِن سُوءِ ﭐلْعَذَابِ يَوْمَ ﭐلْقِيَامَةِ " یعنی : بیترديد حاضرند آن را برای رهايی خود از عذاب سخت روز قيامت عوض دهند. واقعیت حتمی و همیشگی را با زمان ماضی آورده است)
معنی أَثْخَنتُمُوهُمْ: بسيار آنها را کشتيد- برآنها غلبه کرديد - آنان را از قدرت و توان انداختید (کلمه اثخان به معناي بسيار کشتن ، و غلبه و قهر بر دشمن است . کلمه ثِخَن به معنی غلظت و بی رحمی است و اثخان کسی به معنی بازداشتن و مانع حرکت وجنبش او شدن است مثلاً با کشتن او . د...
معنی يُثْخِنَ: تا آرامش و قرار گيرد - تا استحکام يابد (از کلمه ثِخَن به معني غلظت و بي رحمي است و اثخان کسي به معني بازداشتن و مانع حرکت وجنبش او شدن است مثلاً با کشتن او .در عبارت "مَا کَانَ لِنَبِيٍّ أَن يَکُونَ لَهُ أَسْرَیٰ حَتَّیٰ يُثْخِنَ فِي ﭐلْأَرْضِ " منظو...
معنی فِدَاءً: عَوَض - جايگزين (فداء عبارت است از اينکه انسان خيانت و عمل خلافي انجام داده باشد که اثر سوء و کيفر جاني و مالي آن گريبان ...

فدیه در دانشنامه آزاد پارسی

فِدْیه
(در لغت به معنای بَدَل) اصطلاحی قرآنی که انسان با دادن آن از تبعات امری مکروه رهایی یابد. در اصطلاح فقه به عوض دَم گویند که بعضی از اسراء را با گرفتن مال از خودشان یا اقوام شان آزادو از قتل شان صرف نظر می کردند (بقره، ۸۵؛ محمد، ۴؛ حدید، ۱۵). معنای دیگر آن مُدّ طعامی است که در قبال ترک روزه در بعضی موارد یا تأخیر آن تا رمضان آتی می دهند (بقره، ۱۸۴). کفاره نیز، که هنگام ترک عبادت، واجب می شود، در واقع فدیه ای است که صورت مجازات شرعی دارد.

فدیه در جدول کلمات

معنی فدیه به انگلیسی

ransom (اسم)
خون بها ، فدیه ، فدا ، جزیه
sacrifice (اسم)
قربانی ، فدیه ، فدا ، قربانی برای شفاعت ، قربانی کردن جانبازی

معنی کلمه فدیه به عربی

فدیه
فدية , نفقة
فدية
مخلص

فدیه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

نرگس
کلمۀ «فدیه» به معنی مبلغی است که برای باز پس گرفتن یک اسیر پرداخت میشود و همچنین به معنی برابری است.
مائده شیخی
سربها

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فدیه جدول   • فدیه روزه   • معنی فدیه چیست   • فدیه در طلاق   • معنی فدیه در جدول   • فدیه روزه چیست   • فدیه یعنی   • مبلغ فدیه روزه   • مفهوم فدیه   • تعریف فدیه   • معرفی فدیه   • فدیه یعنی چی   • فدیه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فدیه
کلمه : فدیه
اشتباه تایپی : tndi
آوا : fedye
نقش : اسم
عکس فدیه : در گوگل

آیا معنی فدیه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )