انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1073 100 1

فرانشت

معنی فرانشت به انگلیسی

transudation (اسم)
عرق ، نفوذ ، ترشح ، تراوش ، رسوخ ، فرانشت

فرانشت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مرینت > footprint
Marjan > Prescription
Azal > Go wrong
محدثه فرومدی > all
محدثه فرومدی > followed
Maria > Built up
ERF.. > daydream
mina > in my early twenties

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی فرانشت   • مفهوم فرانشت   • تعریف فرانشت   • معرفی فرانشت   • فرانشت چیست   • فرانشت یعنی چی   • فرانشت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فرانشت
کلمه : فرانشت
اشتباه تایپی : tvhkaj
عکس فرانشت : در گوگل


آیا معنی فرانشت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )