انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 834 100 1

معنی اسم فربد

اسم: فربد
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: فر به معنى زياد و بد به معنى قد است پس فربد يعنى قد بلند - دارای شکوه و جلال، باشکوه، شکوهمند

فربد در دانشنامه ویکی پدیا

فربد
فربُد، نام شخصیتی در دوران ایران باستان است که بعنوان نگاه دارنده یا حفاظت کننده از شکوه و جلال و افتخار شناخته می شد. قدمت این نام به قبل از تهاجم اعراب به شاهنشاهی ایران باز می گردد.
امروزه یکی از نام هایی است که ایرانیان برای فرزند خود می گذارند.
فربد خوش طینت (زاده ۸ آگوست ۱۹۸۸)، شناخته شده با نام مستعار "فِرِد"، یک کارگردان، تدوین گر و سینماگر ایرانی است.
فربد یداللهی (زاده ۳ شهریور ۱۳۴۶ در تهران) نوازنده تنبک و سازهای کوبه ای ایرانی است. او مدرس تنبک و مفاهیم ریتم در دانشگاه و آموزشگاه های رسمی موسیقی، و نویسنده سه کتاب آموزشی سازهای کوبه ای با نگرشی نو برای سازهای تنبک و کوزه (اودو) است. در سال ۲۰۰۲ یداللهی در جشنواره بین المللی سازهای کوبه ای در تایوان شرکت کرده و به همراه بهمن رجبی مقام برگزیده جشنواره را به دست آوردند. یداللهی همچنین دو ساز جدید طراحی کرده است.
فربد یداللهی در سال ۱۳۴۶ در تهران زاده شد. او نواختن تنبک و سازهای کوبه ای را انتخاب کرد. دوره های آموزش تنبک را به مدت سه سال نزد محمد اسماعیلی گذراند و سپس نزد بهمن رجبی رفت.
فربد یداللهی نوازندگی در آلبوم های موسیقی بسیاری را برعهده داشته است از جمله، آلبوم موسیقی گفتگوی چپ و راست، آلبوم موسیقی خاک به آهنگسازی ابوسعید مرضایی که بهترین آلبوم بی کلام سال ۱۳۹۰ شناخته شد، آلبوم عطارنامه با صدای محسن کرامتی، و بوم به آهنگسازی حمید دیبازر. فربد یداللهی نوع جدیدی از ساز کوزه را طراحی و ساخت و اولین متد آموزشی برای نواختن صحیح این ساز را در ایران منتشر کرد. او همچنین ساز جدیدی به نام فرودو طراحی کرده و ساخته است که از دو اودوی متصل به هم ساخته شده و دارای قابلیت های صوتی بالا است.
فرزاد فربد (زادهٔ ۱۳۴۷ در کرمانشاه) مترجم ایرانی است که بیشتر در زمینهٔ برگردان آثار ادبیات گمانه زن فعالیت می کند. او برای ترجمهٔ مجموعه داستان های هنک سگ گاوچران شناخته می شود که تاکنون بیش از بیست جلد از آن در ایران منتشر شده است.
ناصر فربد، یکی از رؤسای سابق ستاد ارتش ایران و از اعضای شورای مرکزی جبههٔ ملی ایران است.
سرلشکر ناصر فربد، با فرمان نخست وزیر دولت موقت انقلاب اسلامی، مهندس مهدی بازرگان در تاریخ ۶ فروردین ۱۳۵۸ به ریاست ستاد کل ارتش و هماهنگ کنندهٔ نیروها منصوب شد. تیمسار فربد در ۳۱ تیرماه ۱۳۵۸ از سمت خود در اعتراض به سیاست های دولت موقت در کردستان استعفا داد. پیش از وی سرلشکر قرنی رئیس ستاد ارتش بود، که از سمت فوق برکنار گردید.
فربد در تاریخ ۱۵ مهر ۱۳۵۴ با فرمان ارتشبد غلامرضا ازهاری از ارتش شاهنشاهی کنار گذاشته شده بود.
تیمسار فربد عضو حزب ایران بوده و از سال ۱۳۸۴ توسط شورای مرکزی جبهه ملی به عضویت در هیئت رهبری جبهه ملی ایران انتخاب شد و تا سال ۱۳۹۴ در این سمت باقی ماند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

فربد را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی فربد

محیا ٠٩:٠٧ - ١٣٩٥/٠٦/٢٦
فربُد، یک کلمه ترکیبی است از دو واژه "فـَر" و "بُد" که در اصل به صورت "فَـرپَـت" بوده، و در طول زمان به بُد تغییر یافته است.
مانند "سپهبُد" و "ارتشبُد" که بر همین مبنا و این ریشه ها ساخته شده اند.
فـَـر. [ ف َ / ف َرر ] (اِ) شأن و شوکت و رفعت و شکوه .
بد. [ ب َ ] (پسوند) صاحب و خداوند. (برهان قاطع). و آن پسوندی است که به آخر اسم ملحق شود، در اوستا "پئی تی" یا "پتی" بمعنی مولی و صاحب، در پهلوی "پَـت"، در فارسی "بَد" (اصلاً بفتح باء ولی امروز بضم تلفظ کنند). (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین)
آذربد. اسپهبد. باربد. دبیربد. سپهبد. فهلبد. کاروگ بد (گاروک بد) (رئیس کارگران سلطنتی و غیره )، کهبد. گاهبد. مان بد (رئیس خانواده ). هربد. هوتخشبد (رئیس مهنه ). هیربد. (از یادداشتهای مؤلف ).
|

زهرا ١٢:٤٠ - ١٣٩٥/٠٧/٢٠
واژهٔ فربد مرکب از کلمهٔ ( فَر) به معنای شکوه و جلال، شأن والا و بلند مرتبه و نیکویی و پسوندِ ( بُد ) به معنای صاحب و خداوندِ چیزی یا صفتی است. بدین ترتیب معانیِ صاحبِ شأن و مقام، کسی که شکوه و جلال دارد و نیز کسی که منشِ والا و و کردارِ نیکو دارد، از واژهٔ فربد فهمیده میشود.
|

فربد ١٠:٣٦ - ١٣٩٥/٠٩/٢٣
شکوه خداوند
|

دکتر ادبیات ١٣:٥٥ - ١٣٩٦/٠٦/٠٢
فربد یعنی نگاهبان فر و شکوه؛ مجازا یعنی دارای فر و بزرگی
بد صورت دیگر پَت در پهلوی است که معنای صاحب و نگهبان می دهد.
|

فربد ١٩:٤٨ - ١٣٩٧/٠٥/٢٤
نام فربد به معني فرشته و نگهبان عظمت و شكوه است
|

فربد ٠١:٠٩ - ١٣٩٧/٠٦/١٠
فربد یعنی شکوه و جلاه
|

فربد ٠٤:٥٨ - ١٣٩٧/٠٦/١٥
شکوه.جلال.شکىل وقد بلند
|

پرستو ٢٢:٣٨ - ١٣٩٧/٠٨/٠٢
فربدیعنی دارای شکو و عظمت و بلند قامت ،قد بلند
|

یلدا ٢١:٠٣ - ١٣٩٧/٠٨/١٤
بلند مرتبه
|

فربد ١٨:٢٨ - ١٣٩٧/٠٨/٣٠
فربد یعنی نگهبان شکوه و جلال فر = شکوه بد=نگهبان
|

فربد ١٥:٥٤ - ١٣٩٧/١١/١٩
بلند قد وپرشکوه وجلال
|

پیشنهاد شما درباره معنی فربد



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی فربد   • مفهوم فربد   • تعریف فربد   • معرفی فربد   • فربد چیست   • فربد یعنی چی   • فربد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فربد
کلمه : فربد
اشتباه تایپی : tvfn
عکس فربد : در گوگل


آیا معنی فربد مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )