انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1064 100 1

فرخان بزرگ

فرخان بزرگ در دانشنامه ویکی پدیا

فرخان بزرگ
اسپهبد فرخان بزرگ که با نام فرخان یکم و فرخان کبیر نیز شناخته شده و عرب ها به او ذوالمناقب لقب داده بودند، یکی از اسپهبدهای دودمان دابویگان طبرستان بود که پس از مرگ پدرش، دابویه، در سال ۷۱۱ میلادی، بر مسند حکومت نشست. وی از آغاز فرمانروایی در مرزهای شرقی طبرستان با تهاجم اعراب یا ترک ها روبرو شد و بدین جهت در همان اوایل حکومتش لشکری آراسته و تا نزدیکی نیشابور را فتح نمود.
اعظمی سنگسری، چراغعلی (۱۳۵۶). «گیل، فرشواذگرشاه و گاوبارگان دابویی (اسپهبدان بزرگ طبرستان)» (۷۱). بررسی های تاریخی.
حقیقت، عبدالرفیع (رفیع) (شهریور ۱۳۵۳). «دفاع و مبارزه ملی مردم طبرستان برابر تازیان» (۱۸). گوهر.
صفری فروشانی، نعمت الله (۱۳۷۹). «صلح نامه های مسلمانان با ایرانیان در آغاز فتح ایران» (۲). تاریخ اسلام.
مفرد، محمدعلی (۱۳۸۶). ظهور و سقوط آل زیار. تهران: انتشارات رسانش. شابک ۹۶۴-۷۱۸۲-۹۴-۵.
در سال ۷۵ هجری قمری، قطری بن فجاة که از رهبران خوارج ازرقی بود و پیش از این در نبردی با ارتش حجاج بن یوسف شکست خورده بود، به طبرستان پناهنده شد و اسپهبد آنان را در دماوند اسکان داد، ولی پس از مدتی قطری حاکمان طبرستان را به دین خود دعوت کرد و موجب نبردی میان خود و فرخان بزرگ شد. فرخان به دماوند لشکرکشی نمود تا با قطری مقابله کند که سفیان بن الابرد از سوی امویان مسئول دفع قطری گشت. فرخان در این زمان از سفیان خواست که در قبال کمکش در دفع قطری، به طبرستان تعرض نکنند و سفیان پذیرفت. سرانجام فرخان در سمنان با قطری بن فجاة نزاع کرده و او را کُشت. پس از آن که سفیان بن الابرد فتح نامه اش را به حجاج داد، به دستور حجاج به فرخان یک خروار طلا دادند و اسپهبد نیز، تحت فشار وارده از سوی اعراب و حملات گسترده حجاج به سوی شرق، خراجی را با شرط وارد نشدن مسلمین به مرزهای سرزمینش پذیرفت.
فرخان به آیین ساسانیان بر تخت اورنگ نشست و مانند شهریاران ساسانی سخن می گفت، همچنین به حاضران اجازه سخن راندن و نظر دادن می داد. در زمان فرخان بزرگ همچنان آیین زرتشت و آتشکده ها پابرجا بودند.
گرچه گاوباریان فرمانروایان رسمی بودند ولی در گیلان و دیلمان تنها اسماً حکومت داشتند و حاکمین محلی قدرت را در دست داشتند. در کوهستان های طبرستان نیز قارنوندیان و باوندیان قدرتمند بودند و در گرگان یک مرزبان حکومت می کرد و فقط تا تمیشه مستقیماً تحت نظر اسپهبد گاوباری بود.
عکس فرخان بزرگ


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

فرخان بزرگ را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی فرخان بزرگ   • مفهوم فرخان بزرگ   • تعریف فرخان بزرگ   • معرفی فرخان بزرگ   • فرخان بزرگ چیست   • فرخان بزرگ یعنی چی   • فرخان بزرگ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فرخان بزرگ
کلمه : فرخان بزرگ
اشتباه تایپی : tvohk fcv'
عکس فرخان بزرگ : در گوگل


آیا معنی فرخان بزرگ مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )