انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1041 100 1

فرزدق

/farazdaq/

معنی فرزدق در لغت نامه دهخدا

فرزدق. [ ف َ رَ دَ ] (ع اِ) گرده ٔ نان که در تنور افتد. (منتهی الارب ). رغیفی که در تنور افتد. (اقرب الموارد). || ریزه ٔ نان. ج ، فرازق ، فرازد. (از اقرب الموارد) (منتهی الارب ). || پاره های خمیر و واحدش فرزدقة است. (اقرب الموارد).

فرزدق. [ ف َ رَ دَ ] (اِخ ) لقب همام بن غالب بن صعصعة، شاعر مشهور. اصل این لغت و فارسی آن بَرازدَه است و گفته اند این کلمه عربی و برساخته از فرز و دق است ، زیرا آن آردی است که قطعه ای از آن مفروز شده است. به هرحال همام بن غالب بن صعصعةبن ناحیةبن عقال بن محمدبن سفیان بن مجاشعبن دارم تمیمی ، مکنی به ابوفراس و مشهور به فرزدق ، مادر او لیلی بنت حابس است و پدر او را مناقبی مشهور و اوصافی پسندیده و مذکور است. از جمله داستان هم چشمی او با لحیم بن وثیل ریاحی است که در سال مجاعه بر سر کشتن ناقه اتفاق افتاد. او صد شتر کشت و لحیم نتوانست با او برابری کند. و بنوریاح بر لحیم خرده گرفتند که با این کار عاری بر ایشان بسته است. فرزدق گور پدر خود را بسیار بزرگ میداشت چندانکه هر کس بدان پناه میبرد وی به یاری او برمیخاست. فرزدق را در زبان عرب تأثیری بسزاست. معروف است که اگر شعر فرزدق نبود، ثلث لغت عرب از دست میرفت و نیمی از روایات و اخبار نابود می شد. او را به زهیربن ابی سلمی تشبیه کنند و این دو از شعرای طبقه ٔ اول زبان عرب اند، زهیر در جاهلیت و فرزدق در دوره ٔ اسلام. او را با جریر و اخطل داستانهاست و شرح مباحثات و مهاجات آنها مشهورتر از آن است که گفته شود. او را در میان قومش شرفی بود و خاطرش را عزیز میداشتند. جد و پدرش از نیکان اشراف بودند.در شرح نهج البلاغه آمده است که فرزدق در نزد خلفا و امرا جز به حالت نشسته شعر نمیخواند. بعضی اشعارش در«دیوان » او و نیز در کتب ادب به عنوان «مناقضات فرزدق با جریر» گرد آمده است. وفات او در سال 110 هَ.ق./ 728 م. در بصره اتفاق افتاد و تاریخ تولدش معلوم نیست. (از اعلام زرکلی ج 3 صص 1127-1128) :
بلبل هم طبع فرزدق شده ست
سوسن چون دیبه ازرق شده ست.
منوچهری.
گرچه خصمت فرزدق است به هجو
تو به پاداش او جریر مباش.
سنایی.
بی او سخن نرانم کی پرورد سخن
حسان پس از رسول و فرزدق پس از هشام ؟
خاقانی.
رجوع به البیان و التبیین جاحظ و وفیات الاعیان شود.

معنی فرزدق به فارسی

فرزدق
ابوفراس همام ابن غالب ? شاعر بزرگ عرب ( ف. ۱۱٠ ه ق . / ۸۲۸ م . ) . وی مداح خلفای بنی امیه بود . از شاعران بصره است و در زبان عربی اثر عظیمی داشته است بطوری که گفته اند : اگر شعر فرزدق نمیبود ثلث زبان عرب از میان میرفت و نیز اگر شعرش وجود نداشت نصف اخبار مردم نابود میگشت . وی را بزهیر بن ابی سلمی تشبیه میکنند و هر دو آنان از شاعران طراز اولند : زهیر در جاهلیت و فرزدق در دوره اسم . فرزدق را باجریر و اخطل حوادثی است و هجو فرزدق درشان آن دو مشهورتر آنست که بذکر در آید . وی در میان قوم خویش شریف و گرامی بود و هر که را که بقبر پدرش پناه میبرد حمایت میکرد. پدر و جدش نیز از بخشندگان و شریفان عرب بشمار میرفتند . در شرح نهج البغه آمده است که فرزدق عادت داشت پیوسته در حال نشسته مقابل خلفا و امرا شعر بخواند تا اینکه سلیمان بن عبدالملک اراده نمود که وی ایستاده بشعر خواندن بپردازد ولی گروهی از بنی تمیم بشوریدند و سلیمان اجازه داد که فرزدق نشسته شعر بخواند . کنیه فرزدق در جوانی ابی مکیه بود و مکیه نام دختر وی میباشد ولی بجهت درشتی چهره و ترش روییش به فرزدق ملقب شد. در بادیه بصره بدرود حیات گفت و سنش نزدیک به صد سال بود .
گرده نان که در تنور افتد . یا ریزه نان .
گویند از اماجد شعرا و اکابر فظلاست و با حکیم خاقانی معاصر بوده .

فرزدق در دانشنامه اسلامی

فرزدق
نام فرزدق، همام بن غالب بن صعصعه بن عقال است که یکی از شعرای طبقه اول دوره اموی محسوب می شود. او شاعری بدیهه سرا و سخت کوش بود. هفتاد و سه سال شعر گفت و لغت عرب را حفظ کرد؛ ازاین رو مورد توجه جامعه عرب قرار گرفت. شیعیان نیز به جهت سروده هایش در مدح اهل بیت ارادت خاصی به او دارند.
نام او همام بن غالب بن صعصعه بن عقال و کنیه اش ابوفراس بود. وی از بزرگان قوم تمیم به حساب می آمد. پدرش غالب نیز فردی بخشنده و شریف و از بزرگان قوم خویش بود و مادرش لیلی بنت حابس خواهر اقرع بن حابس تمیمی صحابی بود. در منابع تاریخی سخن دقیقی از سال تولد او به میان نیامده است و با اختلافی که در ثبت تاریخ وفات او وجود دارد، می توان ولادت او را بین سال های ۱۹ تا ۲۳ تخمین زد. وی پنج فرزند به نام های لبطه، سبطه، خبطه، رکضه و زمعه داشت که زمعه نیز شاعر بود.
دلیل حفظ کردن قرآن
روایت شده است که فرزدق با پدرش بر امیرالمؤمنین علی (علیه السلام) وارد شد، حضرت (علیه السلام) پرسید: «او کیست؟» غالب پاسخ داد: «پسرم است که شاعر است». حضرت فرمود: «به او قرآن بیاموز که بهتر از شعر است». آمده است که وی پس از این جریان پاهای خویش را در بند کرد تا قرآن را حفظ کرد. (البته در دو منبع پیشین توصیه امیرمؤمنان (علیه السلام) به حفظ قرآن نقل نشده است).
شعر و شاعری
شعر و شاعری در فرهنگ جوامع پیشین به ویژه جامعه عرب، تنها جنبه ذوقی و هنری نداشته است؛ بلکه به عنوان یکی از مؤثرترین مکانیسم های فرهنگی، نقش فزاینده ای در تثبیت یا تزلزل موقعیت و جایگاه اجتماعی و سیاسی یک فرد یا قوم و طایفه داشته است. بر این اساس یک شاعر به عنوان یک مبلغ مؤثر با مدح طایفه ای موقعیت او را در جامعه ارتقا می داد و با هجو و مذمت ممکن بود، شخص یا طایفه ای را به خاک مذلت بنشاند.
← شاعر نام دار دوره اموی
...
فرزدق
هَمّام بن غالِب معروف به فَرَزدَق از شعرای مشهور عرب در قرن اول و دوم هجری. قصیده ای که به صورت فی البداهه در ستایش امام زین العابدین(ع) و در برابر هشام بن عبدالملک سرود، معروف است.
فرزدق به خاندان اهل بیت ارادت داشت ولی در عین حال در مدح خلفای اموی نیز شعر می سرود و نمی توان وی را در ردیف کمیت و دعبل که شیفته اهل بیت بودند قرار داد.
همام بن غالب بن صعصعه بن عقال، از بزرگان بنی تمیم به حساب می آمد. پدرش غالب نیز فردی بخشنده و شریف و از بزرگان قوم خویش بود و مادرش لیلی بنت حابس خواهر اقرع بن حابس تمیمی از صحابه پیامبر(ص) بود. در منابع تاریخی سخن دقیقی از سال تولد او به میان نیامده است و با اختلافی که در ثبت تاریخ وفات او وجود دارد، می توان ولادت او را بین سالهای ۱۹ تا ۲۳ تخمین زد.
فرزدق
همام بن غالب (فرزدق) شاعری بزرگ و هوادار اهل بیت پیامبر بود که در مدح امام سجاد علیه السلام، قصیده بلند خویش را در مکه سرود (هذا الذی تعرف البطحاء وطاته...) و به دنبال آن به زندان افتاد و حضرت سجاد علیه السلام برایش صله ای فرستاد.
امام حسین علیه السلام هنگام سفر به سوی عراق، در محلی به نام صفاح (یا در منزلی دیگر) با فرزدق برخورد کرد که از کوفه می آمد. اوضاع کوفه را پرسید، وی جواب داد: دلهای مردم با تو ولی شمشیرهایشان علیه توست.
امام در آنجا بود که این ابیات را خواند: لئن کانت الدنیا تعد نفیسة فدار ثواب الله اعلی و انبل و ان کانت الابدان للموت انشئت فقتل امرء بالسیف فی الله افضل...
در منابع اهل سنت، فرزدق شیعه دانسته شده است. ملاقات وی با امیرالمومنین علیه السلام و حفظ قرآن بنابر فرمایش ایشان، سرودن اشعاری در مذمت ابن ملجم، رفت و آمد به کوفه که پایگاه شیعیان است، ملاقات با امام حسین علیه السلام در مسیر حرکت ایشان به کوفه و سرودن ابیاتی در رثای ایشان و اصحابشان از جمله مسلم بن عقیل و هانی بن عروه و به عنوان مهم ترین نشانه جریان سرودن شعر در مدح امام زین العابدین علیه السلام در حضور هشام، شاید از شاخص ترین دلایلی باشد که وی را در ردیف شیعیان برشمرده اند.
نقل است که وی در راه مکه در صفاح امام حسین علیه السلام را دید و امام از او احوال مردم کوفه را جویا شدند. وی در پاسخ گفت: «آنان را پشت سر گذاشتم در حالی که دلهایشان با تو و شمشیرهایشان بر ضد تو بود».
ارادت فرزدق به خاندان اهل بیت امر مبهم و پوشیده ای نیست. مدح و ستایش امام زین العابدین علیه السلام در فضای خفقان سیاسی، آن هم در حضور هشام، پسر حاکم اموی و تحقیر وی به جهت انکار شناخت امام نه تنها گواه شهامت و شجاعت در خور تقدیر وی است، بلکه بر ارادت وی به این خاندان گواهی می دهد. آمده است زمانی که حضرت امام سجاد علیه السلام از حبس او مطلع شدند، مبلغ دوازده هزار درهم برای او فرستادند. او مبلغ را پس داد و گفت: «من مدح تو برای رضای خدا گفتم، نه عطا». حضرت علیه السلام مبلغ را باز فرستاده فرمودند: «ما که اهل بیتیم، چون چیزی به کسی بخشیم بازنستانیم».
در جریان دیگری وقتی کمیت بن زید اسدی که پیوند قبیلگی با فرزدق داشت «قصاید هاشمیات» را گفت، برای محک زدن اشعار خود که در مدح اهل بیت بود، نزد فرزدق آمد. فرزدق پس از شنیدن اشعار او در پاسخ چنین گفت: «پسرم آفرین خوب گفته ای که از اراذل و اوباش دست برداشته ای و هرگز تیرت به خطا نخواهد رفت و گفتارت را تکذیب نخواهند کرد... انتشار بده و با دشمن دست به گریبان شو که تو از همه ی گذشتگان و حاضران شاعرتری».
با این حال توجه او به خلفای اموی و حضور وی در دستگاه آنان، با توجه به نقش و جایگاه اجتماعی یک شاعر و میزان تاثیرگذاری شعر در آن عصر تامل برانگیز است. در نهایت شاید بتوان وی را تحت عنوان شیعه ی محب قرار داد که به جهت علاقه اش به این خاندان اشعاری در مدح آنان سروده است؛ اما در مجموع اشعار او متاثر از نظام قبیلگی، سرشار از هجو و فخر و...است. بنابراین نمی توان وی را در ردیف کمیت و دعبل که سراسر شیفته ی اهل بیت علیهم السلام بودند، قرار داد.
کلیدواژه: مدح اهل بیت، امام سجاد علیه السلام، فرزدق
فرزدق زمانی شعر خود را با طنین گرمش انشاد کرده که هشام با تکبر و غرور در حلقه یاران و هوادارانش گام در خانه خدا نهاده تا طواف کند. حج گزاران انبوه بودند و بی توجه به حضور هشام! هشام خواست «استلام حجر» کند. اما ازدحام جمعیت مانع شد و او با ناکامی به کناری رفت و با همراهانش به نظاره طواف کنندگان خانه خدا نشست.
در این هنگام شخصی با هیئتی مردمی اما با چهره ای جذاب و هیبتی معنوی به جمع طواف گزاران پیوست و چون به حجر نزدیک شد و خواست استلام حجر کند، مردم احترامش کردند. راه گشودند و او به آسانی استلام حجر کرد.
همراهان هشام با دیدن آن منظره به شگفت آمدند و از هشام پرسیدند: آن شخصی که مردم برایش راه گشودند و احترامش کردند، کیست؟ هشام که احساس حقارت و کوچکی می کرد، چنین وانمود که او را نمی شناسد!
فرزق که از نزدیک ناظر این گفتگوها بود، دانست هشام از سر حسادت و حق پوشی، اظهار ناآشنایی می کند و با خود گفت: اکنون، لحظه ایفای رسالت و گاهِ حق گویی است.
فرزدق قدم پیش نهاد و جایی ایستاد که صدایش را هر چه بیشتر بشنوند و گفت: ای هشام - ای فرزند عبدالملک و ای برادر خلیفه-! اگر تو آن شخص را نمی شناسی، من او را خوب می شناسم. گوش فرا ده تا وی را به تو معرفی کنم.
دریای عطوفت و احساسات فرزدق به جوش آمده بود. واژه های عشق و محبتش به خاندان علی چونان امواج دریا به حرکت درآمده و به شیوه شاعرانِ پرتوان عرب، شعری بالبداهه در وصف امام سجاد علیه السلام انشاد کرد. در روزگاری که شاعران به ندرت می توانستند از خشم دستگاه اموی بیمناک نباشند و کم بودند کسانی که بتوانند دل از عطاها و هدایای خلیفه بپوشند، فرزدق از خطرها نهراسید و دل از عطای خلیفه برید تا رضای خداوند را در اظهار محبت و ارادت به خاندان رسالت جستجو کند و بدست آورد.

فرزدق در دانشنامه ویکی پدیا

فرزدق
فَرَزْدَق(زادهٔ ۳۸ ه./۶۵۸م بصره - درگذشتهٔ ۱۱۰ ه./۷۲۸م بصره) از شاعران برجسته و سرشناس عرب زبان دورهٔ آغاز اسلام و سدهٔ یکم هجری است.
خدایار، غلام حسین، فرزدق، در: دائرةالمعارف تشیع، جلد دوازدهم، تهران: نشر شهید سعید محبی، ۱۳۸۶. شابک: ۹۶۴۶۹۱۹۳۴۰. ص۲۶۶.
نام کامل او هَمّام بن غالب بن صّعصّعةّ الدّارِمی التَّمیمی ملقب یه ابوفِراس است و لقب اصلی او یعنی فرزدق عربی شدهٔ واژهٔ فارسی پَرازدَه به معنای قرص ضخیم نان و خمیر است. این لقب را به خاطر درشتی چهره و ترش رویی به او داده بودند.
فرزدق شاعر رسمی ولید خلیفه اموی بود و شماری از چامه های ستایشی را به او پیشکش کرده است.
فرزدق از اشراف بود و اجازه داشت در پیشگاه خلیفه بنشیند. شعر فرزدق به آکندگی عبارات از معانی و گوناگونی ترکیب ها معروف است و دستورنویسان، سروده های بسیاری از او را در نوشته های خود به عنوان گواه برای واژه ها و کاربردها آورده اند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

فرزدق را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

داوود > ماخون
محمد > انتلکتوئل
فاطمه محمدی منش > فاطمه
کایدمحمد > کاید
نازنین عظیمی > loose limbed
عاطفه موسوی > Associate
۰۹۳۶۲۷۲۷۵۹۵ ع > اجاره کردن
يازا > psy

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• زندگی نامه فرزدق   • فرزدق کیست   • شعر فرزدق برای امام سجاد   • اشعار فرزدق با ترجمه   • معنی فرزدق   • قصیده فرزدق درباره امام سجاد   • بن همام شاعر   • مفهوم فرزدق   • تعریف فرزدق   • معرفی فرزدق   • فرزدق چیست   • فرزدق یعنی چی   • فرزدق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فرزدق
کلمه : فرزدق
اشتباه تایپی : tvcnr
آوا : farazdaq
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس فرزدق : در گوگل


آیا معنی فرزدق مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )