انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1040 100 1

فرسخ

/farsax/

برابر پارسی: فرسنگ

معنی فرسخ در لغت نامه دهخدا

فرسخ. [ ف َ س َ ] (ع اِ) آرامش. (منتهی الارب ).سکون. (از اقرب الموارد). || آسایش. (منتهی الارب ). راحة. (از اقرب الموارد). || ساعت. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || رخنه و شکاف. (منتهی الارب ). فرجه. (از اقرب الموارد). || چیز بی رخنه. (منتهی الارب ). چیزی که در آن رخنه نیست. (از اقرب الموارد). || مدت دراز. (منتهی الارب ). زمان دراز. (اقرب الموارد). || میان حرکت و سکون. (منتهی الارب ). فاصله ٔ آرامش و حرکت. (از اقرب الموارد). || چیز بسیار که منقطع و سپری نگردد. (منتهی الارب ). چیز دائم و کثیری که منقطع نشود ج ، فراسخ. (اقرب الموارد).

فرسخ. [ ف َ س َ ] (معرب ، اِ) فرسنگ. (یادداشت به خط مؤلف ). فرسنگ و آن مسافت سه میل باشد که دوازده هزار گز یا ده هزار گز شود.ج ، فراسخ. (منتهی الارب ). سه میل هاشمی است و گویند دوازده هزار ذراع است. (از اقرب الموارد). عبارت است از اندازه ٔ سه میل. و فرسخ بر سه نوع است : فرسخ طولی که آن را فرسخ خطی نیز گویند و عبارت است از دوازده هزار ذراع طولی و برخی هم گفته اند از هیجده هزار ذراع ولی قول اول مشهور است. دوم فرسخ سطحی و آن مربع طولی است. و فرسخ جسمی و آن مکعب فرسخ طولی است. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). هر فرسخی صدوپنجاه اشل است. (تاریخ قم ص 108). فرسخ نام بیست وپنج تیر پرتاب است. (یادداشت به خط مؤلف ). فرسخ هندی هشت میل است. (نخبةالدهر). بنا بر آنچه در عرف عام و در اصطلاح رایج جغرافیایی امروز از فرسخ و فرسنگ مستفاد میشود برابر باشش هزار گز یا شش کیلومتر است. رجوع به فرسنگ شود.

معنی فرسخ به فارسی

فرسخ
معرب فرسنگ، درن داعراب معادل سه میل یا۱۲٠٠٠ذراع
۱ - واحد مسافت : الف - نزد مسلمانان ۱۲٠٠٠ ذراع و آن معادل سه میل یا دوازده هزار گز بود . ب - نزد اعراب معادل ۵۹۱۹ متر بود . جمع : فراسخ .
آرامش . سکون
[ گویش مازنی ] /farseKh/ فرسنگ – مسافتی معادل شش هزار متر
دهیست از دهستان نهبندان بخش شوسف شهرستان بیرجند .

معنی فرسخ در فرهنگ معین

فرسخ
(فَ رْ سَ) [ معر. ] (اِ.) نک فرسنگ .

معنی فرسخ در فرهنگ فارسی عمید

فرسخ
واحد اندازه گیری مسافت، تقریباً برابر با ۶ کیلومتر.

فرسخ در دانشنامه اسلامی

فرسخ خراسانی مسافتی دو برابر فرسخ معروف است.
به آن به مناسبت در باب صلات اشاره کرده اند.
در صلات
در برخی روایات، مقدار مسافت برای قصر نماز دو برید یا یک برید رفتن و یک برید برگشتن بیان شده و برید نیز به دو فرسخ تفسیر شده است. بنابراین، نماز با پیمودن چهار فرسخ قصر می شود؛ در حالی که نماز با هشت فرسخ رفتن یا چهار فرسخ رفتن و چهار فرسخ برگشتن قصر می گردد. از این رو، فرسخ در روایت یاد شده به فرسخ خراسانی تفسیر شده است؛ چه آنکه راوی آن خراسانی بوده است و از آنجا که فرسخ خراسانی دو برابر فرسخ مشهور و معروف است، مقصود از چهار فرسخ در روایت یاد شده همان هشت فرسخ خواهد بود.
فرسخ، یکی از واحدهای مسافت می باشد.
هر فرسخ سه میل و هر میل بنابر نظر مشهور فقها چهار هزار ذراع و طول هر ذراع ۲۴ انگشت یا دو وجب شخص معمولی است. بنابر این، فرسخ بر حسب ذراع دوازده هزار ذراع خواهد بود. مقدار آن بر حسب کیلومتر به طور تقریبی بین پنج تا پنج و نیم کیلومتر محاسبه شده است.
کاربرد فقهی
از احکام مرتبط با آن در باب هایی نظیر صلات، حج و تجارت سخن گفته اند، فرسخ در مواردی برای تعیین مسافت به کار رفته است که به نمونه هایی از آن اشاره می شود:
← سفر موجب قصر نماز و افطار روزه
 ۱. ↑ منتهی المطلب، ج۶، ص۳۳۵.۲. ↑ الاوزان و المقادیر، ص۸۶.    
...
فَرْسَخ واحد قدیمی سنجش فاصله است که مقدار آن بر حسب کیلومتر به طور تقریبی بین پنج تا پنج و نیم کیلومتر است.
علاوه بر این فرسخ که به فرسخ شرعی معروف است، فرسخ های دیگری هم متداول بود از جمله فرسخ هندی که حدود ۱۲ کیلومتر و فرسخ زمان قاجار و پهلوی که حدود شش کیلومتر بوده است. گاهی از فرسخ به فرسنگ نیز تعبیر شده است.
هر فرسخ شرعی سه میل و هر میل بنابر نظر مشهور فقها چهار هزار ذراع و طول هر ذراع ۲۴ انگشت یا دو وجب شخص معمولی است. بنابر این، فرسخ بر حسب ذراع دوازده هزار ذراع خواهد بود.

فرسخ در دانشنامه آزاد پارسی

فَرسَخ
(یا: فرسنگ؛ پرسنگ) از مقیاس های قدیمی سنجش طول در ایران به گفتۀ شاردن، هرودوت و سایر مورخین یونانی آن را به صورت «پاراسنگه» ذکر کرده اند. برخی آن را کوتاه شدۀ پاره سنگ دانسته اند. در هر صورت فرسنگ مسافتی تقریبی است که شخصی پیاده در مدت یک ساعت می تواند آن را طی کند. این واحد احتمالاً در دورۀ پادشاهی ساسانیان به مقیاسی معیارین برای سنجش فاصله تبدیل شده است. به تعبیر علمی دانشمندان، یک فرسخ طول یک بیست و پنجم درجه از طول خط استوا و برحسب واحدهای سامانۀ متری (به نظر حسین منجم) ۹۵۲.۳۸متر است. فرسخ شرعی را برابر با ۳ میل عربی و هر میل را ۱,۰۰۰ باع در نظر می گرفتند. با توجه به این که هر باع ۴ ذراع شرعی و هر ذراع شرعی۴۹.۸۷۵ سانتی متر است، هر فرسخ شرعی معادل ۵۹۸۵ متر خواهد بود. فرسخ شرعی همان مبنای احکام قصر یا کوتاه خواندن نماز و یا شکستن روزۀ مسلمانان است، بدین ترتیب که اگر مسافت رفت و برگشت شخص در یک روز از محل سکونت او بیش از ۸ فرسخ شرعی باشد، نماز را شکسته می خواند و روزه را باز می کند.

معنی کلمه فرسخ به عربی

فرسخ را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

مهدی احمدی > reflected
راحیل > بر
مرضیه > سیرت
محسن پالیزوان الیگودرز > زلقی
Fatemeh > A neat person
حمیدحسینی > نوروز
احسان جعفری > صدای بلند
حسنا > زمزم

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فرسخ شرعی چند کیلومتر است   • چند فرسخ نماز شکسته است   • چند فرسخ روزه باطل میشود   • چند کیلومتر نماز شکسته است   • تبدیل فرسخ به کیلومتر   • فرسنگ چیست   • فرسخ چیست   • مسافت شرعی روزه   • معنی فرسخ   • مفهوم فرسخ   • تعریف فرسخ   • معرفی فرسخ   • فرسخ یعنی چی   • فرسخ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فرسخ
کلمه : فرسخ
اشتباه تایپی : tvso
آوا : farsax
نقش : اسم
عکس فرسخ : در گوگل


آیا معنی فرسخ مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )