انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 834 100 1

معنی اسم فرقد

اسم: فرقد
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: هر یک از دو ستاره فرقدین

معنی فرقد در لغت نامه دهخدا

فرقد. [ ف َ ق َ ] (ع اِ) گاوساله. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || گاوساله ٔ دشتی.(منتهی الارب ). گوساله ٔ وحشی. (اقرب الموارد). || (اِخ ) دو ستاره نزدیک قطب که بدان راه شناسند. (منتهی الارب ) (غیاث ). و آنها دو ستاره اند و در شعر به صورت مفرد و مثنی هر دو به کار رود چون به یکدیگر پیوسته اند. ج ، فراقد. (اقرب الموارد) :
حکمت او را ز نور باری ، جنت
همت او را ز فرق فرقد، مرقد.
منوچهری.
طلایه بر سپه روز کرد لشکر شب
ز راست فرقد و شِعری ̍، ز چپ سهیل یمن.
مسعودسعد.
فرقد به یزک جنیبه رانده
کشتی به جناح شط رسانده.
نظامی.
آسمان پایه ٔ قدر و شرف و بخت ورا
جای جز جایگه فرقد و پروین نکند.
نظامی.
خاصه این روزن درخشان از خود است
نی ذریعه ٔ آفتاب و فرقد است.
مولوی (مثنوی ).
رجوع به فرقدان شود.

فرقد. [ ف َ ق َ ] (اِخ ) جایی است در بخارا. (معجم البلدان ).

فرقد. [ ف َ ق َ ] (اِخ ) ابن سلیمان. نام جد سوم ازهربن یحیی است که از معاصران یعقوب لیث بوده و در نزد خوارج حرمتی داشته و آنها را به یاری یعقوب ترغیب کرده است. رجوع به تاریخ سیستان ص 204، 269 و 343 شود.

فرقد. [ ف َ ق َ ] (اِخ ) ابوالربیع. تابعی است. (یادداشت به خط مؤلف ).

فرقد. [ ف َ ق َ ] (اِخ ) ابونصر فرقدبن حجاج. محدث و تابعی است. (از یادداشتهای مؤلف ).

فرقد. [ ف َ ق َ ] (اِخ ) ابویعقوب. رجوع به فرقد سبخی شود.

معنی فرقد به فارسی

فرقد
هر یک از دو ستاره فرقدین
۱ - ( اسم ) گوساله ۲ - گوساله دشتی .
ابن سلیمان نام جد سوم ازهر بن یحیی است که از معاصران یعقوب لیث بوده .
( صفت ) آنکه سرش بفرقد ( فرقدان ) رسد والا مرتبه .
گاو وحشی
گاو ماده . فرقه بمعنی گوساله است

معنی فرقد در فرهنگ معین

فرقد
(فَ قَ) [ ع . ] (اِ.) گوساله ، گوسالة دشتی .
( ~ .) [ ع . ] (اِ.) دو برادران ، نام دو ستاره بر سینة صورت فلکی خرس کوچک یا دُب اصغر.

معنی فرقد در فرهنگ فارسی عمید

فرقد
۱. (زیست شناسی) بچۀ گاو وحشی، گوساله.
۲. (اسم) (نجوم) = فرقدان

فرقد در دانشنامه ویکی پدیا

فرقد

گاما خرس کوچک یا فَرقَد یک ستاره متغیر است که در صورت فلکی خرس کوچک قرار دارد.
فرقد سبخی (درگذشت ۷۲۹) یک واعظ مسلمان ارمنی و از یاران حسن بصری بود. در نتیجه او یکی از تابئین (نسل بعد از صحابه) به حساب می آید. فرقد سبخی در ابتدا مسیحی بود. لازم است ذکر شود که فرقد سبخی احتمالاً معروف کرخی را پرورش داد که نقش محوری در شکل دادن به تصوف داشت. سبخی برای زندگی زاهدانه و دانش او از کتب مقدس یهودی-مسیحی شناخته می شد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

فرقد را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی فرقد



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی فرقد   • مفهوم فرقد   • تعریف فرقد   • معرفی فرقد   • فرقد چیست   • فرقد یعنی چی   • فرقد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فرقد
کلمه : فرقد
اشتباه تایپی : tvrn
عکس فرقد : در گوگل


آیا معنی فرقد مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )