انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 894 100 1

معنی فرقه در لغت نامه دهخدا

فرقت. [ف ُ ق َ ] (ع اِمص ) فرقة. جدایی و مفارقت. (ناظم الاطباء). مقابل وصل. (یادداشت به خط مؤلف ) :
کیست کز وصل تو ندارد سود
کیست کش فرقت تو نگزاید؟
دقیقی.
ز آرزوی بچه ٔ رز دل او خسته و ریش
گفت کِم صبر نمانده ست در این فرقت بیش
رفت سوی رَز با تاختنی و خَبَبی.
منوچهری.
دو چشم من چو دو چرخشت کرد فرقت دوست
دو دیده همچو به چرخشت دانه ٔ انگور.
فرخی (دیوان چ دبیرسیاقی ص 196).
دنیا به سوی من به مثل بیوفا زنی است
نه شاد باش از او، نه غمی شو ز فرقتش.
ناصرخسرو.
چوخاک و آبم خوار و زبون ز فرقت او
چو خاک و آبم لب خشک و دیده تر دارد.
مسعودسعد.
ز درد وصلت یاران من آن کنم به جزع
که جان پژوهان بر فرقت شباب کنند.
مسعودسعد.
بد است کار من از فرقت تو وین بد را
هزار شکر کنم چون بتر نمیگردد.
خاقانی.
داریم درد فرقت یاران گمان مبر
کاندوه بود یا غم نابود میبریم.
خاقانی.
این همه زنگار غم بر آینه ٔ دل
فرقت آن یار غمگسار برافکند.
خاقانی.
مرغان چمن فغان برآرند
گر فرقت نوبهار گویم.
سعدی.
خون جگرم ز فرقت دوست
از دیده روانه در کنار است.
سعدی.
رجوع به فرقة شود.

فرقة. [ ف ِ ق َ ] (ع اِ) خیک نیک پر که تا قدری از آن فارغ نکنند دوغ زدن نتوانند. || گروه مردم. ج ، فِرَق. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). ج ، افارقة. جج ، افراق. جمع جمعالجمع، افاریق. (از منتهی الارب ). جمع در شعر به صورت افارق ، افراق و افاریق آمده است. (اقرب الموارد) :
فوج علما فرقه ٔ اولاد رسول اند
و امروز شما دشمن و ضد علمائید.
ناصرخسرو.
خلق هفتادوسه فرقه کرده هفتادوسه حج
انسی و جنی و شیطان و مسلمان دیده اند.
خاقانی.
فرقه ای که از دین عاطل باشند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
- فرقه زدن ؛ راه گروهی را رفتن و اصطلاحاً در معنی فسق و فجور و منهیات به کار رود.

فرقة. [ ف ُ ق َ ] (ع اِمص ) جدائی. اسم است مفارقت را. (منتهی الارب ). اسم به معنی افتراق. (اقرب الموارد). فرقت. رجوع به فرقت شود.

فرقة. [ ف َ رِ ق َ ] (ع ص ) پراکنده گیاه : ارض فَرِقة؛ زمین پراکنده گیاه. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد).

معنی فرقه به فارسی

فرقه
طایفه، گروه، دستهای ازمردم
( اسم ) دسته گروه طایفه .
پراکنده گیاه . ارض فرقه : زمین پراکنده گیاه .
[sectarian] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] دارای ویژگی های فرقه گرایی متـ . فرقه گرایانه
[علوم سیاسی و روابط بین الملل] ← فرقه گرا
[sectarianism] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] ایستارها (attitude) و اقداماتی که وجه مشخصۀ آنها تندروی یا کندروی و درنتیجه جدایی از خط مشی و رهنامۀ رسمی حزب و گروه سیاسی است

معنی فرقه در فرهنگ معین

فرقه
(فِ رْ قِ) [ ع . فرقة ] (اِ.) دسته ، گروه ، طایفه . ج . فرق .

معنی فرقه در فرهنگ فارسی عمید

فرقه
دسته ای از مردم، طایفه، گروه.

فرقه در دانشنامه اسلامی

فرقه
فرقه ازحیث لغت، معنی گروه و دسته را می دهد و فریق، گروه جدا شده از دیگران است.
فرقه در آیات قرآن نیز به معنی گروه و دسته است. در سوره شوری، آیه۷ چنین بیان می کند:
«فَرِیقٌ فِی الْجَنَّةِ وَ فَرِیقٌ فِی السَّعِیرِ»؛ گروهی در بهشت وگروهی در جهنم هستند.
همچنین در سوره توبه، آیه ۱۲۲ آمده است: « فَلَوْ لا نَفَرَ مِنْ کُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لِیَتَفَقَّهُوا فِی الدِّین »؛
چرا از هر گروه دسته‏ای برای تفقّه در دین کوچ نمی کنند.

فرقه حق و فرقه های باطل
پیروان راستین پیامبر کسانی اند که از هر گونه تحریف و تغییر و بدعت و انحراف از اصول تعلیمات آن حضرت بر کنار ماندند و در همان گروهی باقی ماندند که پیامبر به آن مبعوث شد، به همین جهت در حدیثی که از امام علی علیه السلام نقل شده فرموده اند:
«والذی نفسی بیده لتفترقن هذه الأمة علی ثلاثة وسبعین فرقة کلها فی النار الا فرقة وَ مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ یَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَ بِهِ یَعْدِلُون و هذه التی تنجو من هذه الامة»؛ سوگند به آن کس که جانم بدست او است این امت به هفتاد و سه فرقه تقسیم می‏شوند که همه در دوزخند جز یک گروه که خداوند در آیه «و مِمَّنْ خَلَقْنا أُمَّةٌ ... » به آنها اشاره کرده است. تنها آنها، اهل نجاتند.

← تبیین عدد ۷۳
 ۱. ↑ شوری/سوره۴۲، آیه۷.    
...
فرقه
فرقة در لغت به معنی گروه مردم است و البته به معنای جدا کردن نیز آمده و جمع آن فِرَق بیان گردیده است.
وما کان المؤمنون لینفروا کافّة، فلولا نفر من کلّ فرقة طائفةٌ لیتفقّهوا فی الدین... : نسزد که مؤمنان همگی به جهاد کوچ کنند، چرا از هر گروهی بخشی برای جهاد وبخشی نزد رسول (ص) نمانند که به احکام دین آگاه گشته هنگامی که به نزد قوم و قبیله خویش باز گردند به آنها بیاموزند، باشد که از گناه و خلاف دوری جویند.
پیغمبر اکرم (ص) فرمود: زودا که امتم به هفتاد و سه فرقه پراکنده گردند وفریبنده تر وخطرناکتر بر امتم آن فرقه باشد که مسائل را به رأی خویش قیاس کنند و حرام را حلال و حلال را حرام نمایند.
در حدیث دیگر از آن حضرت آمده که فرمود: بر امت من همان آید که بر بنی اسرائیل آمد، آنها هفتاد و دو فرقه شدند و امت من به هفتاد و سه فرقه متفرق گردند، وهمه اینها اهل آتش باشند جز یک فرقه و آن همان فرقه ای است که بر طریقه من و اهلبیت من باشند.
فرقه
معنی فِرْقَةٍ: گروه - قسمت
معنی شِيَعِ: فرقه ها (جمع شيعه)
معنی شِيعَةٍ: فرقه - مردمي که پيرو غير خود باشند ، و دنبال او به راه بيفتند يا جماعتي که يکديگر را بر امري ياري دهند ، و يا همه پيرو يک عقيده باشند
ریشه کلمه:
فرق‌ (۷۲ بار)
بررسی تاریخ فرقه های معاصر و یا نزدیک به معاصر از این جهت مهم می نماید که با بسیاری از روابط اجتماعی و فرهنگی امروزی در پیوند است و ما به راحتی می توانیم با فرهنگ و موقعیت اجتماعی و نیز روابط سیاسی رهبران و پیروان این فرق با بیگانه آشنا شویم. در این مقاله سعی بر این است که به بررسی فرقه آقا خانیه، از فرق معاصر اسماعیلی نزاری ، پرداخته شود.
این فرقه از بازماندگان نزاریه اسماعیلی است. فرقه نزاریه بعد از حمله مغول متحمل صدمات شدیدی شد و پس از این جامعه نزاری در ایران به حالت تقیه زندگی می کرد. نزاریان خود به دو فرقه محمد شاهی و قاسم شاهی تقسیم شدند. از رهبران قاسم شاهی اطلاعات گسترده ای در دست نیست، فقط می دانیم که عده ای در سالهای ۸۷۰ تا ۸۸۰ه. ق در منطقه انجدان از نواحی محلات، ادعای امامت نزاریان قاسم شاهی را نموده اند. از آثار خیرخواه هراتی که در قرن دهم می زیسته بدست می آید که او با امامان نزاری در انجدان، ارتباط داشته است. این مطلب نشان دهنده فعالیت جدید امامان نزاری است. ایشان با فرستادن افرادی در سلک صوفی و به نامهای شاه و پیر به تبلیغ امامت خویش می پرداختند. آقاخانیه عنوان شاه را از مراشد صوفیه اقتباس کردند و حتی آقاخان اول، روابطی با مست علیشاه از بزرگان فرقه صوفیه نعمت اللهیه داشت. در دوره صفویه و زندیه و قاجار، امامان نزاری با حکومت مرکزی سازش داشته و از سوی حکومت به فرمانداری برخی مناطق، منصوب می شدند.
چهل و چهارمین امام نزاری
او فردی از سادات اسماعیلی، از اهالی کهک قم به نام سید ابوالحسن خان است. سید ابوالحسن خان سلسله نسب خود را به اسماعیل فرزند امام صادق (علیه السّلام) می رساند. از فعالیتهای سیاسی او این است که در حکومت زندیه و آغاز حکومت قاجار در کرمان حکم فرمائی می کرد. پس از برکناری از حکومت به محلات مهاجرت می کند. محل زندگی او و فرزند و نوه اش در دولت آباد، واقع در ۳۶ کیلومتری محلات بود. وی در آن دیار به عنوان رئیس دینی اسماعیلیه و چهل و چهارمین امام نزاری فعالیت می نمود و از این رو هدایا و نذورات سرشاری از سوی پیروانش بخصوص از هند و آسیای میانه به او می رسید. اگر کسی از پیروانش نمی توانست نذورات خود را به او برساند، آنها را به دریا می افکندند و اعتقاد داشتند که سرانجام این اموال به دست امامشان خواهد رسید. سرانجام در سال ۱۲۰۶ هجری درگذشت.
فعالیتهای رهبران آقاخانیه
سید ابوالحسن خان و فرزندش شاه خلیل الله، در سیاست به عنوان حکمرانی سلسله نزاریه تلاش نداشتند. بلکه از حکومت زمان تبعیت می کردند. این حالت ابتدائی و ضعف نزاریان بود تا جائی که شاه خلیل الله در یک درگیری که بین طرفداران او و شیعیان رخ داد، در یزد کشته شد.پس از کشته شدن شاه خلیل فرزندش حسنعلی به راه وی ادامه داده و از سوئی مورد لطف فتحعلی شاه واقع شد. شاه قاجار دستور تنبیه قاتلین شاه خلیل الله را صادر کرد و برای دلجوئی، یکی از دختران خود به نام سروجهان را به همسری حسنعلی شاه در آورد و حکومت قم و محلات را به وی واگذار نمود. فتحعلی شاه او را به لقب آقاخان مفتخر ساخت و از این پس وی به آقاخان محلاتی شهرت یافت. وجه تسمیه پیروان او به آقاخانیه نیز از لقبی است که فتحعلی شاه به او اعطاء نمود. با توجه به موقعیت بدست آمده، دیگر فعالیتهای وی منحصر در مراسم مذهبی اسماعیلی نمی شد، بلکه برای تاسیس حکومت سلسله آقاخانی تلاش کرد.
تلاش برای تشکیل حکومت
...
شبهه، گاهی به اندازه ای عمیق است که منجر به فرقه سازی در مکاتبی اصیل می شود. عده ای در زمان امام صادق (علیه السّلام) معتقد به جانشینی اسماعیل، فرزند بزرگ آن حضرت شده بودند. سپس با اعتقاد قطعی به امامت او و فرزندانش جبهه گیری در برابر امامیه را آغاز کردند. به پیروان این نظریه اسماعیلیه می گویند. فرقه اسماعیلیه از معدود فرقی است که به حکومت رسیده و در برهه ای از زمان به سیاست گذاری در برخی مناطق اقدام می نمودند.
اسماعیل فرزند بزرگ امام صادق (علیه السّلام)می باشد. او با عبدالله افطح برادر تنی هستند و مادرشان فاطمة دختر حسین بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب (علیهم السّلام) است. امام صادق (علیه السّلام)با وجود او همسر دیگری اختیارنکرد. همانطور که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) با وجود خدیجه ( سلام الله علیها) و امیرالمومنین علی (علیه السّلام)با وجود فاطمه زهرا (سلام الله علیها) اینگونه عمل نمودند. امام صادق (علیه السّلام)نسبت به اسماعیل بسیار احترام و ابراز محبت می نمود. مفضل بن عمر با اسماعیل در ارتباط بود و این در حالی بود که مفضل جزو فرق غلات خطابی بود. این ارتباط موجب نگرانی امام صادق (علیه السّلام)شد و با بیانی شدید خواستار کناره گیری مفضل از اسماعیل شدند. بعد از وفات اسماعیل، امام (علیه السّلام)عده ای را تحریص می کند تا به نیابت از اسماعیل حج انجام دهند. این امور نشانه توجه امام (علیه السّلام)به فرزندش می باشد.اسماعیل در کتب شیعه، یکی از روایان حدیث از امام صادق (علیه السّلام)می باشد و بر این مطلب تصریح شده است. از برخی حکایات بدست می آید که اسماعیل به جانشین پدر بزر گوارش واقف بوده و می دانسته برادرش حضرت موسی بن جعفر (علیه السّلام) امام خواهد شد و از خود اسماعیل نیز مدرکی بر اینکه ادعای امامت داشته باشد نداریم و در واقع او هرگز ادعای امامت ننمود.
← وفات اسماعیل
شبهه جانشینی اسماعیل بسیار فراگیر بود. بطوری که امام صادق (علیه السّلام)برای از بین بردن این شبهه و این تصور باطل دستور داند تا کفن اسماعیل را باز نمودند و صورت او را نمایان کنند تا برای طرفداران امامت او تردید باقی نماند که وی از دنیا رفته است. همین عمل باعث شد تا افراد زیادی که گمان به امامت اسماعیل داشتند از این ظن خویش دست بردارند ولی عده کمی از افراد که از اصحاب حقیقی امام صادق (علیه السّلام)نبودند وفات او را منکر شدند و دست از اعتقاد به امامت اسماعیل برنداشتند. بعد از شهادت امام صادق علیه السلام، افرادی که به زنده بودن اسماعیل معتقد بودند از این اعتقاد برگشتند و قائل به امامت محمد فرزند اسماعیل شدند. زیرا گمان داشتند که فرزند سزاوارتر به مقام پدر است و از طرفی اسماعیل در نظرآنها امام بود. در نتیجه بعد از او امامت به فرزندش محمد می رسد.
← امامت در اسماعیلیه
بررسی دوران حکومت برخی فرق در تاریخ اسلام، موجب شناخت کاملتر به فرقه می شود. بررسی تفکرات و معرفی سران و رهبران حکومت فرقه اسماعیلیه به شناخت ماهیت اسماعیلیان کمک شایانی می نماید. در نتیجه تعصب مخالفین این فرقه و همچنین مخالفین شیعه تا حدی واضح می شود.
← روند تفکر اسماعیلی
...
توجیه عقاید متناقض، از خواص برخی فرق است که برای برون رفت از بن بست تناقض و تضاد بکار می رود. این دفع تناقض با جانبداری از برخی عقاید و مخالفت با مبانی عقیده دیگر امکانپذیر است. مکتب و عقیده اشعری برای توجیه تناقضات مکتب اهل حدیث است. این مکتب با جانبداری از مکاتب اهل حدیث به مخالفت گسترده با عقاید معتزله می پردازد. با بازخوانی برخی عقاید اشعری، مکتب اشعری معرفی می شود.
ابوالحسن علی بن اسماعیل بن اسحاق اشعری به سال ۲۶۰ در بصره به دنیا آمد. او از فرزندزادگان ابوموسی اشعری است. شهرستانی در ملل و نحل هماهنگی اعتقادی (مساله جبر) بین ابوموسی اشعری و ابوالحسن اشعری را اتفاق عجیب می شمرد.
حیات علمی
وی در ابتدا برای فراگیری علم فقه و کلام وارد بغداد شد و حدیث و فقه و اصول معتزلی را نزد اساتیدی چون زکریاء ساجی و ابواسحاق مروزی و ابوعلی جبایی آموخت. او در مکتب کلامی معتزله بسیار موفق بود اما پس از مدتی از مخالفین معتزله شد. وی با رجوع به مکتب عبدالله بن سعید بن کلاب بصری شروع به رد معتزله نمود. تا جائی که بکر صیرفی می گوید: افکار معتزله رفیع بود تا زمانی که ابوالحسن اشعری با شمشیر تفکراتش آنها را نابود نمود. این در حالی بود که اشعری زمان بسیاری از عمر خویش را در مکتب عبدالله بن کلاب می گذراند. همچنین وی روزگاری از عمر خویش را در اعتقاد به مکتب حسن بصری گذرانده است. اما بعد از این دوباره تحول اعتقادی به اشعری روی آورد و کاملا به مذهب اهل حدیث که مشهور به مذهب سنت و جماعت بود روی آورد و با تلاش به تبیین عقلی مکتب اهل حدیث پرداخت و همین اندیشه را به عنوان مکتب اشعری یا اشاعره رونق داد. اما این روش چیزی جز تقریر مکتب اهل حدیث و تفکرات احمد حنبل و مخالفت با مکتب معتزله و دیگر مکاتب نبود. گفته شده است که او در اواخر عمر از مکاتب کلامی دست کشیده و به مذهب اهل سنت و حدیث گرایش کاملی نشان داده است و به علم کلام بی اعتنائی نموده است. وی در هنگام مرگش نظرات اهل حدیث را تلقین می کرده چنانکه زاهر بن احمد سرخسی نقل می کند که اشعری قبل از مرگش مرا نزد خود خواند و گفت تو را شاهد می گیرم بر اینکه من احدی از اهل قبله را کافر نمی دانم؛ زیرا تمام اهل قبله به معبود واحدی اشاره می کنند و تمالم اختلافاتشان لفظی است. او به صراحت بیان می کند که با مکاتب معتزلی و قدری و مرجئه و حروری و... مخالف است و دیانت خود را تمسک به قرآن و سنت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) و روایات صحابه و تابعین و بزرگان حدیث و نظرات احمد حنبل اعلام می دارد. با این همه وی برخی نظریات حنابله را مخدوش می دانست و به همین جهت حنابله وی را تکفیر نمودند تا اینکه به دلیل ترس از تخریب قبر وی توسط حنابله، قبرش را مخفی می کنند. ابوالحسن اشعری بعد از فراز و نشیبهای اعتقادی و کلامی در سال ۳۲۴ یا ۳۲۰ در بغداد دار فانی را وداع می کند. درمورد تصنیفات وی به ۳۰۰ کتاب اشاره نموده اند که از جمله می توان مواردی را ذکر نمود :
آثار اشعری
۱. امامة الصدیق۲. الرد علی المجسمة۳. مقالات الاسلامیین۴. الابانة عن اصول الدیانة۵. رسالة فی الایمان۶. مقالات الملحدین۷. الرد علی ابن الراوندی۸. خلق الاعمال۹. الاسماء والاحکام۱۰. استحسان الخوض فی الکلام۱۱. اللمع فی الرد علی اهل الزیغ والبدع
عقاید اشاعره
...
مکتب امامیه یا همان تشیع و اثنی عشریه در برابر مذاهب و فرق دیگر، امامت و جانشینی پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) را به انتخاب افراد یا شورا نمی داند. بلکه امامت را عهدی الهی برای علی بن ابی طالب و یازده فرزند ایشان (علیهم السّلام) می دانند و از این رو می توان به مومنین به این عقیده، امامیه گفت.
باید دقت شود که عده ای از نویسندگان فرق و مذاهب مانند شهرستانی برای غرض ورزی و زیاد نشان دادن فرق شیعی و همچنین کمرنگ نمایش دادن عظمت تشیع، هر یک از این مفاهیم را به عنوان فرقه ای مستقل در دامن شیعه نمود داده اند غافل از اینکه شیعه و اثنی عشریه بدون اینکه فرق مستقلی باشد، همگی دارای یک اصول و عقیده و احکام می باشند. زیرا این عناوین تماما حکایت از همان اسلامی است که خداوند به آن حکم فرموده و رضایت داده است.اعلام خدا به اینکه دین اسلام کامل شد و نعمتش به نهایت رسید و رضایت خدا بر اینکه اسلام، دین کامل باشد به واسطه دستوراتی است که فقط در مکتب شیعه امامیه اثنی عشریه به آنها تمسک شده است. همانطور که بعد از اعلام ولایت و جانشینی امیرالمومنین علی (علیه السّلام) در روز غدیر این آیه شریفه نازل شد: الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا ؛ امروز (با اعلام ولایت امیرالمومنین علی (علیه السّلام)) دین را برای شما کامل نمودم و نعمت خویش را برای شما به نهایت رساندم و راضی شدم که اسلام دین شما باشد.
امامت و خلافت
ولایت و حکمرانی بر مردم حق خداوند است و هیچ احدی بر دیگری چنین حقی ندارد مگر اینکه خداوند این حق را در مورد حکومت و ولایت به او تفویض کند. چنین حقی جز برای پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) نیست و کسی که منکر ولایت و امامت پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) باشد همانند کسی است که منکر نبوت و رسالت اوست. در واقع امامت منصبی غیر از منصب نبوت و رسالت است. چنانکه خداوند در قرآن در مورد حضرت ابراهیم (علی نبیناوآله وعلیه السّلام) می فرماید:و اذ ابتلی ابراهیم ربه بکلمات فاتمهن قال انی جاعلک للناس اماما ؛ و هنگامی که خداوند ابراهیم را به کلماتی آزمود پس تمام گردانید آنها را گفت من تو را برای مردمان امام گرداندم.اما در مقام امامت و ولایت بعد از پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) به عنوان جانشین آن حضرت اختلاف شد و از همین اختلاف اساسی، مذاهب اسلامی تشکیل می شوند. هر عقیده خاصی که در این مرحله توسط مذاهب اظهار می شود، سنگ بنای آن مذهب را تشکیل می دهد و می توان گفت که بزرگترین اختلاف مسلمین در این عقیده است.عده ای امامت و ولایت را صرفا حکومت انتخابی بر مردم می دانستند. این اعتقاد در حکومت خلفاء ثلاثه و حکومت بنی امیه و بنی مروان و بنی العباس و به طور کلی مخالفان امامیه ملاحظه می شود.
← امامت از دیدگاه امامیه
امامیه بر طائفه ای اطلاق می شود که به امامت امیرالمومنین علی (علیه السّلام) و یازده فرزند معصوم او معتقد هستند و به امامت غیر ایشان اعتقادی ندارند. به این ترتیب امامیه سیر تاریخی و استمراری به مدت ۲۵۰ سال به خود دیده است. حوادث مختلف در سیر این تاریخ می تواند دورانهای مختلف بر امامیه را رقم بزند.
← دوران معرفی امام علی
...
(اهل حق ) یا (علی اللهی ) یا (اهل نیاز) و یا (سرسپردگان ) از فرق غلاة شیعه محسوب می شود. گویند: اهل حق علی بن ابیطالب (علیه السلام ) را خدا می دانند. اما خودشان می گویند: (ما یکی از سلسله های تصوف و منتسب به امام علی (علیه السلام ) هستیم که وی را مظهر حق می دانیم و به همین دلیل خود را اهل حق نام نهاده ایم : نخستین تجلی نام و تمام در امام علی (علیه السلام ) صورت گرفت و دومین تجلی در سلطان اسحاق نوه امام موسی بن جعفر (علیه السلام ) ظاهر گشت ...). دستورات مذهبی و اجتماعی آنها همه باید منظوم باشد و اگر نه اعتبار ندارد.
معتقدات و آداب مذهبی این فرقه عبارت است از:
۱- اصل روزه سالیانه و جشن خداوندگار؛ این روزه سه روز و سه شب طول می کشد. در پایان روز سوم یعنی شب چهارم با آداب ویژه ای روزه خود را افطار می کنند، این افطاریه را شام حق گویند که جشن خداوندگار نیز گفته می شود.
۲- اصل نیاز؛ هر یک از اهل حق باید در هر هفته یک بار و هر ماه یک بار و هر فصل یک بار و هر سال یک بار قربانی کند. این قربانی بر حسب قدرت مالی و توانائی افراد می تواند گاو یا گوسفند و یا خروس و یا یک قرص نان و یا حتی یک دانه گردو باشد. این نیاز با مراسم ویژه ای انجام می شود.
۳- نماز را نخوانند و بجای آن نیاز دارند که همان مراسم قربانی است . نماز را نمی خوانند چون حضور قلب و آرامش خاطر کم حاصل می شود و لذا نماز بدون حضور قلب بی فایده است .
۴- تعدد زوجات و طلاق را حرام می دانند. مگر که زن یا مرد مرتکب خلافی شود.
۵- همه خوردنیها و نوشیدنیها را حلال دانند. گوشت خوک و شراب را روا دارند.
«فرقه ای برای تفرقه»، اثر نجم الدین طبسی (متولد نجف، 1334ش)، است که در آن، به نقد کلامی و تاریخی اندیشه ها و پیدایش فرقه استعماری وهابیت و هم پیمانی حکومت آل سعود با آن پرداخته و نقش این فرقه را در تخریب وحدت اسلامی توضیح داده است.
نام کامل این اثر عبارت است از: «فرقه ای برای تفرقه، بررسی پیشینه فکری و سیاسی وهابیت».
کتاب حاضر، از مقدمه نویسنده و متن اصلی (شامل 3 بخش) تشکیل شده است. روش نویسنده در این اثر، انتقادی و کلامی است و از کتاب، سنت، تاریخ و عقل استفاده کرده است.
برخی از نکات جالب و آموزنده این اثر عبارت است از:
1. نویسنده در مقدمه کوتاهش که آن را در قم، تاریخ 4 مرداد 1386 نوشته، یادآور شده است: «... نوشته حاضر ضمن سلسله بحث هایی است که در سال 1416ق (دوازده سال قبل) در حوزه «الرسول الأکرم» بیروت به زبان عربی تدریس می شد و طلاب محترم حوزه را از خطر وهّابیت و افکار منحرف ابن تیمیه و جریان سلفی گری برحذر می داشت. پیش از نقد عقاید آنان، به تاریخچه ابن تیمیه و ابن وهاب و نقش آنان در ایجاد اختلاف و درگیری بین امّت واحده اسلامی و ازهم پاشیدن صفوف مسلمین پرداخته شده تا همگان بدانند که امروز چه کسانی به نام دین و مذهب، خنجر بر پیکره دین می زنند و کاری را که یهود (علیهم لعان الله) و استعمارگران نمی توانند به آن دست یابند، متأسفانه این گروه و حزب، به آسانی آن را به دست آورده و نتایج آن را تقدیم دشمنان اسلام می کنند... .
بابیّه ، فرقه ای دینی که در نیمه دوم سده ۱۳ق /۱۹م به دست سیدعلی محمد شیرازی ( محرم ۱۲۳۵ - شعبان ۱۲۶۶/نوامبر ۱۸۱۹- ژوئیه ۱۸۵۰) در ایران پدید آمد.
علی محمد شیرازی که در آغاز خود را «باب ِ» امام غایب می دانست - و مریدانش به همین سبب بابیه نامیده شده اند - پس از چندی، خود را حجت و مهدی موعود خواند و آنگاه شریعتی نونهاد و سخنانی گفت و نوشت که بی شباهت به دعوی الوهیت نیست . منشأ برخی عقاید و دعوی های او را باید در بعضی عقاید اسماعیلیه و صوفیه و نقطویه و به ویژه آراء شیخ احمد احسایی (ه م )، و شاگرد و جانشین او سیدکاظم رشتی جست و جو کرد. گرچه جانشینان سیدکاظم و شیخیه پس از او، به ویژه شاخه کریم خانی به کلی از عقاید بابیه بیزاری می جویند و از سرسخت ترین مخالفان این گروه و فرق ِ منشعب از آن به شمار می روند ، ولی عقاید ایشان راه علی محمد را در طرح چنان ادعاهایی هموار ساخت . مثلاً آنان معتقد بودند که امامان اثنا عشر مظاهر الهی ، و دارای صفات و نعوت باریند و علل اربعه موجودات و مشیت خدا و دست خدا در اجرای جمیع امور وجودیه و کونیه و شرعیه به شمار می روند، و در عصر غیبت به مقتضای حکمت و رحمت کامله خدا همواره کسی حضور دارد که بلاواسطه با امام غایب مرتبط بوده ، و واسطه فیض میان امام و امت باشد، ( توحید )، معرفت نبی ( نبوت )، معرفت امام ( امامت )، و معرفت شیعه کامل یا رکن رابع که همان باب یا واسطه فیض است ، دست مایه خوبی برای دعوی های وی گردید، خاصه که شاگردان احسایی و سیدکاظم و سپس بابیه ، این دو را همان شیعه کامل و «باب » و رکن رابع می دانستند که ظهور امام غایب را نزدیک دانسته ، مردم را به قرب ظهورش بشارت می دادند.
درباره احوال علی محمد
به هر حال ، درباره احوال علی محمد پیش از دعوی بابیت اطلاع وسیع و دقیقی در دست نیست ، جز آنکه معلوم است مدتی در آغاز جوانی در صفحات جنوب ایران به تجارت مشغول بوده ، و سپس به نجف رفته ، و نزد سیدکاظم شاگردی کرده ، و با عقاید او خوگر شده است . البته بابیان ، منکر شاگردی او نزد سیدکاظمند تا او را «امّی » قلمداد کنند . پس از مرگ سیدکاظم (۱۲۵۹ق /۱۸۴۳م ) که برخلاف شیخ احمد احسایی ، جانشینی برای خود تعیین نکرد، علی محمد بی درنگ مدعی بابیت شد و گروهی از شیخیه نیز به او گرویدند اما اندکی بعد در ۱۲۶۰ق علی محمد دعوی گران تری کرد و خود را قائم منتظر خواند. ظاهراً نخستین گروندگان به او را شیخیان متعصبی تشکیل می دادند که بنابر آموزه های شیخ احمد و سیدکاظم منتظر ظهور امام بودند، کسانی مانند ملاحسین بشرویه ای که در مسجد کوفه در انتظار ظهور اعتکاف گزیده بود و چون خبر به او رسید، نزد علی محمد رفت و با او گفت و گو کرد و دعویش را پذیرفت . علی محمد نیز او را «باب » خواند و برای دعوت به خراسان فرستاد تا مردم را گرد آورد و با درفش های سیاه خروج کنند. علی محمد خود نیز برای اینکه به مقتضای حدیثی که می گوید: امام زمان از مکه ظهور خواهد کرد و رایاتش از خراسان بیرون می آید، روی به حجاز نهاد، ولی در آن جا دلیری طرح دعوی نیافت و به بوشهر بازگشت . بابیان معتقدند که وی در مکه «اظهار امر» کرد و به شریف مکه و شاه ایران و امپراتور عثمانی نامه نوشت و آن ها را به اطاعت خواند.
دستگیر شدن وی
در ایامی که علی محمد در مکه بود، بر اثر فعالیت ملاحسین و دیگر گروندگان ، کار او شهرتی گرفت و از این رو، چون به ایران بازگشت ، بی درنگ دستگیر شد و علما در شیراز مجلسی آراستند و او را در معرض امتحان آوردند. اعتضادالسلطنه آورده است که وی در این مجلس صریحاً نوشته های خود را وحی الهی ، و افصح از قرآن ، و دین خود را ناسخ اسلام دانست و چون نتوانست دعوی خود را اثبات کند و بلکه اطوار نابخردانه داشت ، چوبش زدند و وی نیز بر سر منبر از آن دعوی توبه کرد و آنگاه همانجا بازداشت شد. مدتی بعد به سفارش و کوشش منوچهرخان معتمدالدوله گرجی ، والی اصفهان ، علی محمد وارد این شهر شد و چند ماهی به آسودگی سپری کرد تا والی مرد. آنگاه علمای اصفهان به دربارنامه نوشتند و خواهان تنبیه علی محمد شدند. حاج میرزا آقاسی که خود مشرب صوفیانه داشت و نمی خواست نسبت به این دعاوی سخت گیری کند، دستور داد او را به ماکو تبعید کنند، اما به درخواست وزیر مختار روس ، کینیاز دالگورکی - که از بروز آشوب در قفقاز بیم داشت - علی محمد را به قلعه چهریق در حدود اورمیه بردند. بر اثر کوشش های بابیانی چون ملاحسین بشرویه ای و ملامحمدعلی بارفروشی و سپس قرةالعین ، کار باب بالا گرفت . آنگاه علاوه بر کسانی چون ملاعبدالخالق یزدی و ملاعلی اصغر مجتهد نیشابوری و ملامحمدتقی هراتی و ملامحمدعلی زنجانی ، جمع قابل توجهی گرد آمده ، آماده شورش گشتند. پس به دستور دولت علی محمد را به تبریز بردند و مجلسی تشکیل دادند و علما و از جمله چند تن از علمای شیخی با او به گفت و گو پرداختند. از گزارشی که ناصرالدین میرزای ولیعهد در این باره به محمدشاه نوشته ، پیداست که علی محمد به رغم تکرار دعوی از پاسخ فروماند و در آخر هم خود را مسلمان و موحد و اهل ولایت ائمه خواند و توبه کرد و بخشایش خواست .
قیام و آشوب پیروان بابیت و اعدام علی محمد
...
الحاد و کفر برخی فرق و مذاهب توسط بسیاری از نویسندگان، توجه محققین را جلب می نماید. بدون شک تحقیق در مساله تکفیر فرق و مذاهب بدون بررسی عقائد و عملکرد فرقه ناممکن است و از سوئی سوء برداشتها و افترائاتی نیز دیده می شود که باید با تحقیق واضح شود. از این رو در این نوشتار به بررسی فرقه باطنیه و نیز سوء برداشتهای وابسته به این عقیده پرداخته می شود.
با وفات اسماعیل، طرفداران او معتقد بودند که اسماعیل نمرده بلکه غیبت اختیار کرده است! و دوباره ظهور می کند و همان مهدی موعو د است و معتقدند که استشهاد امام صادق (علیه السّلام) به مرگ او یک نوع تقیه بوده که از ترس خلیفه عباسی به عمل آورده است و عده ای دیگر معتقد شدند که امامت، حق اسماعیل بود و با مرگ او به پسرش محمدمنتقل شد و جمعی معتقد شدند اسماعیل -با اینکه در حال حیات پدر در گذشته است- امام می باشد و امامت پس از اسماعیل در محمد بن اسماعیل و نسل اوست.
علت نامگذاری
با رواج تفکر اسماعیلی در مناطق مختلف، به نامهای مختلفی نیز خوانده می شدند. ایشان در عراق به باطنیه و مزدکیه و قرامطه مشهور بودند و در خراسان به تعلیمیه و ملحده و در مصربه به فاطمیین شهرت داشتند. لکن با این حال بعد از زمانی لقب مشهور ایشان همان باطنیه می شود. زیرا این نام از مبنای عقاید این فرقه گرفته شده است. زیرا ایشان معتقدند هر امر شرعی باطنی دارد و ظاهری؛ مثلا باطن روزه پنهان داشتن مذهب است و باطن حج رسیدن به امام و باطن نماز را فرمانبرداری امام می دانستند و نیز معتقدند که قرآن و احادیث دارای معنی ظاهری و باطنی است.
تاریخچه باطنیه
به معتقدین به امامت محمد بن اسماعیل و فرزندانش، باطنی می گویند. این تفکر که به اسماعیلی نیز مشهور است حداقل بعداز شهادت امام صادق (علیه السّلام) به طور عام مطرح می شود ولی در زمان مامون و معتصم عباسی در جامعه منتشر می شود. اعتقاد به ائمه مستور در این دوره با روش مخفی این سیستم و همچنین اعتقاد به برخی عقاید مخصوص، موجودیت باطنیه را رقم زد. اما بعد از این گفته شده است که دو نفر به نام حمران قرمط و عبدالله بن میمون قداح بطور مشخص رهبری این تفکر انحرافی را به عهده داشتند. میمون بن دیصان و محمد بن الحسین ملقب به ذیذان نیز از موسسین تفکر باطنی خوانده شده اند. ذیذان به نشر این تفکر اقدام نمود و ابتدا معدودی از کردهای کوهستان ناحیه بدین به او ملحق شدند. بابک خرمی که در این ناحیه حکومت می نمود با باطنیه هم پیمان بود و شاید او بود که با پیمانش توان باطنیه را در ایران گسترش داد. این حمایت نشان دهنده ماهیت شورشی و ساختارشکنانه باطنیه است. این روند به باطنیه دیلم نیز منجر می شود. از سوئی میمون بن دیصان به سوی مغرب هجرت نمود. وی در این مکان خود را منتسب به نسل عقیل بن ابی طالب معرفی کرد و با اوج گیری پیروانش خود را از نسل محمد بن اسماعیل معرفی نمود. برخی عبید الله مهدی سرسلسله فاطمین مصر را سعید بن الحسین بن احمد بن عبدالله بن میمون بن دیصان می دانند که با تغیر اسم و نسب خود را از علویین معرفی کرد. در واقع نیمه پنهان و مستور اسماعیلیه بخصوص در اوائل حضور این تفکر در عرصه اجتماع، همان تفکر باطنیه است. این تفکر به تفکیک در ایالت بابک خرمی، دیلم، بحرین، یمن، فارس، نیشابور و مغرب استیلا یافت. قرامطه و فاطمیین که بر مناطقی از ایران و عراق و مصر به قدرت رسیدند به نوعی اقتدار و ظهور تفکر باطنی را نمایش می دادند.
عقاید باطنیه
...
معمولا فرق و مذاهب به رهبری یک تن سامان می یابد، ولی در بعضی موارد یک فرقه تجلی افکار جمعی می باشد و به اصطلاح امروزی یک حزب اند که از مجموعه ای متشکل شده اند. فرقه بتریه که زیر مجموعه زیدیه محسوب می شود و بطور موازی در کنار سلیمانیه و جارودیه قرار دارد از این نوع فرق است و موجودیتی جمعی برای تشکیل آن اقدام کرده است و انتساب این فرقه به چند تن می باشد که در این نوشتار به شناخت ایشان و معرفی بتریه می پردازیم.
بتریه گروهی از زیدیه می باشند که بعد از شهادت زید بن علی در سال ۱۲۱ هـ ق در مسیر جریان فکری زیدی شروع به کار کرد وهمانطور که گفتیم این فرقه منسوب به جمعی از یاران و یا واپس ماندگان طرفدار زید بن علی است. سران این گروه شخصیت های متفاوتی داشته اند، عده ای محب اهل بیت معرفی شده اند و عده ای از ایشان از اهل سنت و بعضی از فقها و عده ای از ایشان به اصحاب امام باقر و امام صادق (علیه السّلام) معنون شده اند. اما از این میان فرقه بتریه به دو شخصیت معروف بیشتر منتسب است. ۱. حسن بن صالح بن حی۲. کثیر النواءبا شناخت این دو شخصیت به عنوان چهره اصلی این فرقه می توان به نمای کلی از این فرقه دست یافت.
حسن بن صالح بن حی
ابو عبدالله ثوری الهمدانی (۱۰۰- ۱۶۸) از بزرگان فقهای عراق قلمداد شده است. بطوریکه او را می توان در ردیف فقها و قضات اهل سنت مانند سفیان ثوری و ابن ابی لیلی و شریک بن عبدالله و حکم بن عتیبه یادآور شد. و نیز ابونعیم فضل بن دکین سمت شاگردی او را داشته است و از او حدیث امام صادق (علیه السّلام) را که فرمود «حب علی عبادة» را نقل می کند. در کوفه به تشکیل درس قرائت قرآن و تفسیر مشغول بوده، او را از اصحاب امام باقر (علیه السّلام) شمرده اند. ولو این که پیروی حقیقی ایشان نبود. از جمله طرفداران امامت زید بن علی است و به همین دلیل او را از سران زیدیه می شمرند. و بعد از شهادت زید بن علی علیه السّلام با افکار خود در همین مسیر یارانی را برای خود جمع کرد و با کمک دیگر همفکران و هم پیمانان خود مانند کثیر النواء و... فرقه بتریه را بوجود آورد. نکته: از این جهت که فرد مؤثر در این فرقه حسن (بن صالح) می باشد به فرقه او صالحیه گفته شده است و در واقع بتریه فرقه ای غیر از صالحیه نیست.
کثیر النواء
ابو اسماعیل کثیر بن قاروند (کاروند) (متوفی ۱۶۹) معروف به کثیر النواء، برقی از اصحاب رجال، او را از اهل سنت می داند و جزء اصحاب اما باقر و امام صادق (علیه السّلام) ذکر نموده، و از محضر امام باقر و امام صادق (علیهما السّلام) استفاده می کرده ولی مانند دیگر همراهانش در این مکتب ثابت قدم نبود بلکه گرایش زیدی داشت و از مغیریه نیز معرفی شده اما به زید بن علی کمک نکرد بلکه بیعت خود را با او اقاله کرد. و در همان زمان به کمک دیگر همفکرانش مبتکر فرقه بتریه شدند. او از سران فرقه بتریه محسوب می شود و عنصری موثر در این رویداد است.
← کثیر النواء و فضائل اهل بیت
...
بِدْعِیّه یا بِدَعِیّه، نام گروهی از خوارج بوده و پیرو یحیی بن اصدم هستند.
اطّلاع مبسوط و دقیق از عقاید ایشان و کسی که این فرقه به او منسوب است، در دست نیست.سخنان بدعیّه مانند اَزارِقه است، جز آن که می گویند: نماز دو رکعت در بامداد و دو رکعت در شامگاه است، و از قرآن دلیل می آورند که «وَأَقِمِ الصَّلو'ه طَرَفیِ النَّهارِ وَ زُلَفا مِنَ اللَّیْلِ. . . » و در جواز اسیرکردن زنان ( مسلمان ) و قتل کودکان کفار ، به دلیل قول نوح «لا تَذَر عَلَی الاْ َرضِ مِنَ الْکافِرینَ دَیّاراً» (بر روی زمین هیچ یک از کافران را مگذار) با ازارقه موافق اند. نَشْوان حِمْیَری (متوفی ۵۷۳) همان سخن بدعیّه درباره نماز و استدلالشان به آیه مذکور را می آورد و می گوید که بر خودشان و موافقانشان (در اصل به جای «موافقیهم»، «موافقتهم») بقطع گواهی می دهند که از اهل بهشت اند، بدون شرط و استثنا.ابوالمعالی محمدحسینی علوی از رجال قرن پنجم گوید: «بدعیّه: اصحاب یحیی بن اَصْرَم و بر خویشتن تقطیع بهشت گواهی دهند» که درستِ آن، مطابق گفته نشوان، باید «بقطع به بهشت» باشد.بدعیه ابداع کردند این قول را که ما بر نفس خود قطع و مسلم داریم هر که بر اعتقاد من اعتقاد کند، او از اهل بهشت است و نگوئیم: اگر خدا بخواهد، زیرا این چنین گفتنی شک در اعتقاد است، و کسی که بگوید: من مؤمن هستم ان شاء اللّه او شک کننده است پس ما قطعا از مردم بهشت هستیم، بی شک. ایشان می گفتند که نماز جز دو رکعت در صبح و دو رکعت در شب نباشد.
رئیس بدعیه
آنچه در بیان الادیان تازگی دارد نام رئیس بدعیّه است که به قول مؤلف آن، «یحیی بن اصرم» بوده است.از این یحیی بن اصرم اطلاعی به دست نیامد، جز آن که تقی الدّین مقریزی (متوفی ۸۴۵) گوید: «والاصْوَمیّه أتباع یحیی بن اَصوَم» که قطعاً اَصْرَم و اَصْرَمیّه است؛ و شاید غلط چاپی طبع بولاق (۱۲۷۰) باشد که در دسترس نگارنده است.بنابراین، باید گفت که بدعیّه را اصرمیّه نیز می خوانده اند.
احکام بدعیه
احمد بن یحیی مهدی لِدین الله (متوفی ۸۴۰) می گوید که بدعیّه نماز را سه رکعتی می دانند و می گویند در نماز یک رکعت یا دو رکعت وجود ندارد و حج را در هر سال جایز می شمارند (ظاهراً در هر ماه از سال) و به زن حائض امر می کنند که روزه بگیرد.
پیروان ابواسماعیل
...
حدیث هفتادوسه فرقه، یکی از احادیثی است که در کتب حدیث از طریق شیعه و اهل سنت روایت شده است که امت موسی پس از او به هفتاد و یک فرقه و امت عیسی پس از وی به هفتاد و دو فرقه تقسیم شدند، و پس از من امتم به هفتاد و سه فرقه تقسیم خواهد شد که تنها یک فرقه اهل نجات خواهد بود، چنانکه از فرقه های هر یک از دو امت موسی و عیسی نیز تنها یک فرقه اهل نجات بود.
عده ای از محققان اسلامی حدیث مزبور را از نظر سند قابل اعتماد ندانسته و آن را نپذیرفته اند، که ابن حزم از آن جمله است. عده ای از آنان نیز آن را مسکوت گذاشته و نفیا و اثباتا درباره آن سخنی نگفته اند که ابو الحسن اشعری و فخر الدین رازی از این دسته اند. و گروه سوم کسانی اند که آن را پذیرفته و در صدد شمارش فرقه های هفتاد و سه گانه و تعیین فرقه ناجیه برآمده اند. با این حال شاید بتوان کثرت نقل و استفاضه حدیث در کتب شیعه و اهل سنت را دلیل بر درستی حدیث از نظر سند دانست. بدین جهت باید به بررسی مفاد و مدلول آن پرداخت که با دو بحث بعدی روشن خواهد شد.
فرقه ها و زمان آن
نخستین سؤالی که در مورد مدلول حدیث مزبور مطرح می شود این است که مقصود از فرق هفتاد و سه گانه کدام یک از فرقه های اسلامی است؟ اگر مقصود فرق اصلی و محوری است، تعداد آن ها کمتر از هفتاد و سه فرقه است، و اگر مقصود انشعابات و شاخه هایی است که از هر یک از فرق محوری پدید آمده است، تعداد آنها بیش از هفتاد و سه فرقه است.
← مقصود از هفتاد و سه
در اکثر نقلهای حدیث هفتاد و سه فرقه، یک فرقه اهل نجات و بقیه اهل دوزخ شناخته شده است. این مطلب سبب طرح بحث دیگری درباره مفاد حدیث شده و آن اینکه فرقه ناجیه کدام است؟
← نشانه های ناجیه
...


فرقه در دانشنامه ویکی پدیا

فرقه
کلمه «فرقه» به شکلی که امروزه استفاده می شود، عبارتی برای اشاره به جنبش های نوپدید دینی یا سایر گروه هایی است که اعتقادات آن ها و یا رفتارهایشان از نظر عموم مردم غیرعادی و یا غریب محسوب می شود. از لغت فرقه به عنوان ابزاری برای تخریب علیه گروه هایی استفاده می شود که اعتقادات و یا رفتارهایی غیر منطقی دارند، بدون آن که تعریف دقیق و ثابتی از کلمه فرقه ارائه شود. فرقه ها در دهه ۱۹۳۰ مورد توجه تحقیقات علوم اجتماعی در حوزه مطالعه رفتارهای مذهبی قرار گرفتند. این گروه ها مورد انتقاد جریان غالب مسیحیت قرار داشتند چرا که اعتقاداتشان با قرائت رسمی مسیحیت متفاوت بود. در دهه ۱۹۷۰ جنبش های ضد فرقه ای به وجود آمدند.
پیدایش جنبش های ضد فرقه ای تا حدودی محصول اعمال خشونت آمیز و رفتارهای مجرمانه ای بود که توسط اعضای برخی از فرق صورت گرفته بود. برخی از مدعیات جنبش های ضد فرقه ای مورد تردید محققان قرار گرفت که بعدها به مناقشات بیشتر در این خصوص منجر شد. رفتارهای تبعیض آمیز علیه اعضای فرقه ها در برخی کشورها موضوعی دنباله دار بوده است. به طور مشابه مسائل مرتبط با فرقه های آخرالزمانی و همچنین فرقه های مخرب هم به شکل ممتد مورد توجه بوده است. دولت ها سیاست های مختلفی را در قبال فرقه ها پیگیری کرده اند. طیف این سیاست ها از تحمل و مدارا تا برخورد خصم آمیز کشیده شده است. نوع برخورد دولت ها با فرق نیز از جمله مسائل مناقشه برانگیز بوده است. لغت فرقه در ابتدا برای تشریح گروهی از مردم استفاده می شد که خدایی را می پرستیدند. این لغت اولین بار در قرن هفدهم و برای اشاره به بیعت و عهد بستن با یک خدا استفاده شد. این لغت از معادل فرانسوی آن culte با ریشه لاتین cultus به معنای پرستش و صفت cultus به معنای ماوی، پرورش دهنده، پرستیده شده آمده است که از فعل colere به معنای رسیدگی کردن و یا پرورش دادن مشتق شده است.
فرقه می تواند اشاره به یکی از موارد زیر داشته باشد:
فرقه، گروهی از هم باوران در درون یک مذهب
تیپ، از اصطلاحات نظامی فارسی دری
کوکب الفرق ستاره ای در صورت فلکی قیفاووس
فرقه (به انگلیسی: The Order) فیلمی به کارگردانی شلدون لتیچ، نویسندگی ژان کلود ون دم و لس ولدون و تهیه کنندگی آوی لرنر محصول سال ۲۰۰۱ میلادی است.
فرقه (انگلیسی: Order) عضویت شخص در یکی از فرقه های شهسواری یا نظامی را بازتاب می دهد.
فرقه اجتماعیون انقلابیون (که به نام سوسیال رِوُلوسیونرها نیز گفته می شد) یک حزب سوسیال انقلابی بود که در اواخر دوره قاجار در شهر باکو تاسیس شد.این حزب از مهم ترین احزابی بود که به دست مهاجران ایرانی در قفقاز جنوبی در دوره قاجار تاسیس شد.این حزب هم چنین یک روزنامه آذری داشت که هفته ای دو بار منتشر می شد.
فرقه اوتانی (به ژاپنی: 真宗大谷派, Shinshū Ōtani-ha) یکی از فرقه های آیین بودایی، متعلق به جودو شینشو (شین بودیسم)، در ژاپن است. این فرقه حدود ۵٫۵ میلیون عضو دارد. معبد اصلی آن در کیوتو، هیگاشی هونگان-جی نام دارد.
جنبش تفکرنو(به انگلیسی: New Thought) جنبشی از عرفان های نوظهورقرن ۱۹ میلادی است که پیرو آموزش های فینیاس کویمبی می باشد. سه سازمان بزرگ درونی در این جنبش حضور دارند.علوم مذهبی، کلیسای علوم روحانی و کلیسای یک پارچگی.
طبق مطالب برگرفته شده از نوشته های علی احمد ناصح، برخی از عقاید این جنبش در کنار انجمن تئوصوفی را می توان به عنوان اولین مبلغان اندیشه کفرآمیزتناسخ (از نظر مسلمانان همفکر ایشان) در میان مسیحیان اعلام نمود.
فرقه جمهوری انقلابی ایران یک حزب سیاسی چپ میانه با گرایش های سوسیالیستی بود که در سال ۱۳۰۳ شمسی توسط جمعی از ایرانیان ساکن آلمان تاسیس شد.
فرقه جمهوری خواهان (اسپانیایی: Bando republicano) یا جناح جمهوری خواهان که همچنین به نام جناح وفادار شناخته می شدند در جنگ داخلی اسپانیا از سال ۱۹۳۶ تا ۱۹۳۹ به حمایت از تاسیس دولت دوم جمهوری اسپانیا در مقابل جناح ناسیونالیست یا شاخه نظامی شورشی پرداختند. نام جمهوری خواهان (republicanos) عمدتاً توسط خود اعضا و هواداران این جناح استفاده می شد در حالی مخالفان برای این جناح از نام روهو Rojos (قرمز) برای نامیدن این جناح استفاده می نمودند.
فرقهٔ جُودُو یا جُودُو–شو (به ژاپنی: 浄土宗, Jōdo-shū) شاخه ای از دین بودایی است که در سال ۱۱۷۵ به دست راهبی به نام هون ئن تأسیس شد.
فرقه جودو شینشو هونگانجی (به ژاپنی: 浄土真宗本願寺派 じょうどしんしゅうほんがんじは) یکی از فرقه های آیین بودایی، متعلق به جودو شینشو (شین بودیسم)، در ژاپن است. معبد اصلی آن در کیوتو، نیشی هونگان-جی نام دارد.
فرقه چاکی (انگلیسی: Cult of Chucky) یک فیلم در سبک ترسناک و اسلشر به کارگردانی دن مانچینی است که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به کریستین الیز، آلکس وینسنت، براد دوریف، فیونا دوریف، و جنیفر تیلی اشاره کرد.
فرقهٔ حمزیه یکی از زیرشاخه های خوارج بودند که از عجارده به صورت کلی و میمونیه به شکل جزئی منشعب گشتند و تحت رهبری حمزه بن آذرک به فعالیت در نواحی خراسان و سیستان پرداختند. این فرقه در باب این امر که کودکان افراد کافر به واسطهٔ کفر پدر و مادر خویش گرفتار دوزخ شده و مستوجب قتل هستند، از نگرش تند ازارقه پیروی می کردند. رهبرشان حمزه در یکی از اقدامات خویش، سی کودک را به همراه معلمشان در نزدیکی پوشنگ به قتل رساند. در مقابل این فرقه افرادی با شدت عمل اقدام کردند مانند طاهر بن حسین که در تلافی اقدام حمزه، به یکی از روستاهایی که افراد این فرقه حضور داشتند اما فعالیتی در امور جنگی نداشتند هجوم برد و مردمش را قتل عام نمود.
مختصات: ۳۱°۳۵′۴۶″ شمالی ۹۶°۵۹′۱۷″ غربی / ۳۱.۵۹۶۰۸۹° شمالی ۹۶.۹۸۸۰۴° غربی / 31.596089; -96.98804
فرقه داوودیه یکی از فرقه های دین مسیحی و منشعب از کلیسای ادونتیست است. این فرقه در سال ۱۸۳۰ در آمریکا توسط فردی بنام ویلیام میلر که کشاورزی انگلیسی بود، پایه گذاری شد؛ ولی تا سال ۱۹۵۵ همچنان بعنوان یک فرقه ادونتیست شناخته می شد.
فرقه داوودیه به ظهور منجی باور دارد و برای آن تاریخ ۱۸۴۳ را نیز تعیین کرد. به همین دلیل، این فرقه کم کم خود به فرق گوناگونی تقسیم گردید. ادونتیست های تبشیری، کلیسای مسیحی ادونت، کلیسای خدا و عیسی مسیح از مهمترین فرق منشعب از داوودیه است.
ورنن وین هوول رهبر فرقه داوودیه که بعدها نام خود را به دیوید کورش (David Koresh) تغییر داد از مهمترین رهبران این فرقه است.
فرقه دموکرات آذربایجان (به ترکی آذربایجانی: آذربایجان دموکرات فرقه سی) نام حزبی سیاسی است که در ۱۲ شهریور ۱۳۲۴ در تبریز، سه ماه پس از فرمان محرمانه دفتر سیاسی کمیته مرکزی اتحاد شوروی در تبریز اعلام موجودیت نمود. این حزب با انتشار بیانیه ای ۱۲ ماده ای به زبانهای ترکی و فارسی به رهبری جعفر پیشه وری و همراهی چندین فعال سیاسی آذربایجانی دیگر تشکیل شد. اختیارات گسترده تر محلی از لحاظ اداری، تدریس زبان ترکی در مدارس در کنار زبان فارسی و اصلاحات ارضی و اقتصادی از جمله مهمترین خواسته هایی بود که در توضیح اهداف و خواسته های این تشکل جدید سیاسی عنوان شده بود. ماجرای تأسیس و نابودی حکومت خودمختار آذربایجان توسط فرقه به بحران ایران که یکی از سرآغازهای جنگ سرد بود معروف است. تأسیس این فرقه بر اساس تصمیم دفتر سیاسی حزب کمونیست شوروی انجام شد و فرقه مورد حمایت شوروی قرار داشت
فرقهٔ واعظان (لاتین: Ordo Praedicatorum) که اغلب از قرن پانزدهم به بعد به عنوان فرقه دومینیکن یا دومینیکن ها خوانده می شود، یک فرقه مذهبی کاتولیک رومی است که کشیش اسپانیایی دومینیک قدیس (۱۲۱۶–۲۷) در فرانسه تأسیسش کرد و پاپ هونوریوس سوم در ۲۲ دسامبر ۱۲۱۶ آن را تأیید کرد.
اینوسنت پنجم
چهار فریار دومینیکن به عنوان پاپ برگزیده شده اند:
بندیکت یازدهم
دیگر دومینیکن های مشهور عبارتند از:
قدیس پیوس پنجم
بندیکت سیزدهم
ماتئو باندلو
جوردانو برونو
بارتلمه د لاس کاساس
Nicholas Eymerich
Bernard Gui
هیانریش کرامر (نویسنده پتک جادوگران)
توماس دو تورکمادا
فرقه دینی (انگلیسی: Sect) واژه ای است که بر گروه یا حزبی دلالت دارد که نظریات و پیشوای مشترکی دارند، و با شرایط معیّن و خاص به فرقه گرایی گرایش دارند. برای گروه های فلسفی و سیاسی نیز می توان این واژه را به کار برد؛ همان گونه که در مفاهیم دینی به کار می رود.
رینزایی-ذن یکی از سنت های ذاذن است که در آن فرد با صورت به سمت میانهٔ اتاق می نشیند و در هنگام مراقبه، توجه شخص به شمردن نفس ها یا به یک معمای بودایی (کوآن) معطوف می شود.
فرقه سنت لوزارس (انگلیسی: Order of Saint Lazarus)، فرقه است از فرقه های ایجاد شده در طول جنگ های صلیبی در اورشلیم که در سال ۱۱۹۱ میلادی در بیمارستان لپر اورشلیم تشکیل شد که هدف آن ها مراقبت و حفاظت از مسیحیان بود. این فرقه در سال ۱۱۴۲ توسط پادشاه اورشلیم، فولک به رسمیت شناخته شد و تبدیل به زیرشاخه های فرقه نظامی اصلی همچون شوالیه های هوسپیتالر در اورشلیم شد.
فرقه راهبان کهتر یا فرانسیسکن ها به جمعیت پیرو عقاید فرانسیس قدیس اطلاق می شود. این فرقه از مهم ترین فرقه های عالم مسیحیت است و در میان مسیحیان جهان پیروان فراوان دارد. این فرقه تأثیرات عمده ای بر جریان اندیشه داشته است. در میان پیروان این فرقه می توان نام بزرگان بسیاری را دید. اندیشه فرانسیسکن ها اساساً بر مبنای فقر استوار است. به همین سبب بر فرقه فرانسیسکن و فرقه دومینیکن نام کلی فرقه های مسکینان را نهاده اند.
فرقه گرایی نگرش ها و اقداماتی که وجه مشخصهٔ آنها تندروی یا کندروی و درنتیجه جدایی از خط مشی و رهنامهٔ رسمی حزب و گروه سیاسی است.
جنبش ضد فرقه در منابع دانشگاهی و سایر منابع به گروههایی گفته می شود که مخالف جنبش های نوظهور دینی و فرقه ها هستند. این لغت اول بار توسط دو جامعه شناس آمریکایی دیوید براملی و آنسان شاپ در ۱۹۸۱ بکار گرفته شد.
داستان ترسناک آمریکایی: فرقه (به انگلیسی: American Horror Story: Cult) نام فصل هفتم از مجموعه تلویزیونی آنتولوژی سبک وحشت داستان ترسناک آمریکایی توسط شبکه تلویزیونی اف ایکس است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

فرقه در جدول کلمات

فرقه
شاخه
فرقه ای از مسیحیان
یسوعی
فرقه ای مذهبی در عربستان
وهابی
از فرقه های مسیحت
ارتودوکس
یکی از فرقه های هندو در هندوستان
جوگی
از دژهای فرقه اسماعیلیه
دژ لورا

معنی فرقه به انگلیسی

party (اسم)
طرف ، فرقه ، قسمت ، جمعیت ، دسته ، مهمانی ، بزم ، سور ، یارو ، بخش ، فئه ، حزب ، دسته همفکر ، دسته متشکل
addiction (اسم)
خو گرفتگی ، عادت ، اعتیاد ، اعتیاد دادن ، میل ، تمایل ، خوی ، طبع ، فرقه
sect (اسم)
فرقه ، قسمت ، دسته ، بخش ، مذهب ، حزب ، دسته مذهبی ، مکتب فلسفی
faction (اسم)
فرقه ، انجمن ، دسته بندی ، نفاق ، حزب

معنی کلمه فرقه به عربی

فرقه
بدعة , طائفة , فئة
طلب

فرقه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی فرقه

فرهودی ١٩:٤٨ - ١٣٩٥/١٠/٢٨
فُرقة=جدایی
|

شهرام ٠٣:٢٢ - ١٣٩٧/١١/١٦
شاخه
|

شهریار آریابد ١٤:١٦ - ١٣٩٧/١١/٢٧
در پهلوی " ریستگ " برابر فرهنگ کوچک زبان پهلوی از مکنزی و برگردان بانو مهشید میرفخرایی.
|

اشکان ٠٩:٠٣ - ١٣٩٨/٠١/٠٩
واژه فرقه از پرغ ایرانی می آید:



واژگان سنسکریت زیرین نشان میدهند para به معنای سواگونگی جداگونگی با واژه پارسی پرغ (درعربی فرق) همریشه است.



परजन parajanaآدمی دیگر-جان دیگر=

परकीय parakiyaکسی دیگر=


प्रगत pragata=جدا-کنار-سوا

|

پیشنهاد شما درباره معنی فرقه



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• انواع فرقه   • فرقه های جدید   • معنی فرقه   • تعریف فرقه   • فیلم فرقه   • فرقه گرایی چیست   • فرقه چیست   • سایت فرقه   • مفهوم فرقه   • معرفی فرقه   • فرقه یعنی چی   • فرقه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فرقه
کلمه : فرقه
اشتباه تایپی : tvri
آوا : ferqe
نقش : اسم
عکس فرقه : در گوگل


آیا معنی فرقه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )