انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1009 100 1

فرقود

معنی فرقود در لغت نامه دهخدا

فرقود. [ ف ُ ] (ع اِ) گاوساله ٔ دشتی. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد).

فرقود. [ ف ُ ] (اِخ ) ستاره ٔ نزدیک قطب که بدان راه شناسند. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). فرقد. رجوع به فرقد و فرقدان و فرقدین شود.

فرقود را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی فرقود



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

amin > nanometer
آرزو > ciudad
پریسا > خیش ارات
هادی > thick skinned
اسماعیل بخشی > vertebrate
Mohammad Mahdi > rolled
Ss > Sit
gf > office

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی فرقود   • مفهوم فرقود   • تعریف فرقود   • معرفی فرقود   • فرقود چیست   • فرقود یعنی چی   • فرقود یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فرقود
کلمه : فرقود
اشتباه تایپی : tvr,n
عکس فرقود : در گوگل


آیا معنی فرقود مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )