برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1141 100 1

فرماندار

/farmAndAr/

مترادف فرماندار: حاکم، حکمران، فرمانروا، والی

معنی فرماندار در لغت نامه دهخدا

فرماندار. [ ف َ ] (نف مرکب ، اِ مرکب ) کسی که کارهای شهری را اداره کند. (یادداشت به خط مؤلف ). حاکم. عامل.

معنی فرماندار به فارسی

فرماندار
حاکم، حکمران شهر، ماموری ازطرف وزارت کشورکه اموریک شهرستان رااداره میکندوتابع استانداراست
(صفت اسم) ۱ - حاکم ۲ - مامور دولت که امور یک شهرستان را اداره کند و او تابع استاندار است و بخشداران تابع اویند . یا فرماندار نظامی . حاکم نظامی که در مواقع ضرورت شهر ( یا شهرستان ) را اداره کند .
[military governor] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] فرماندهی که ریاست حکومت اشغالگران یا حکومت نظامیان را بر عهده دارد

معنی فرماندار در فرهنگ معین

فرماندار
( ~ .) (اِ.) ۱ - حاکم . ۲ - مأموری که از طرف وزارت کشور ادارة امور شهر را به عهده دارد.

معنی فرماندار در فرهنگ فارسی عمید

فرماندار
بالاترین مقام اداری در شهرستان که از طرف وزارت کشور امور یک شهرستان را اداره می کند و تابع استاندار است، حاکم، حکمران شهر.
* فرماندار نظامی: (سیاسی) [منسوخ] فرمانداری که در موقع ضرورت از طرف ارتش برای اداره کردن امور شهر تعیین می شود، حاکم نظامی.

فرماندار در دانشنامه ویکی پدیا

فرماندار
فرماندار فردی است که اداره یک شهرستان یا محدوده اداری کوچکتر از استان را بر عهده دارد و نام و وظایفش در کشورهای گوناگون متفاوت است. این مقام مسئولیت اجرای برنامه های انتخاباتی را نیز عهده دار است.
فرماندار ویژه
استاندار
بخشدار
دهدار
شهردار
برای کشورهایی که نظام تقسیمات کشوری آن ها ایالتی است برای اشاره به رئیس ایالت، از واژه فرماندار استفاده می شود.
در ایران مسئولیت اداره یک شهرستان با فرماندار است. فرماندار بالاترین مقام مسئول در سطح شهرستان محسوب می شود و مدیریت برنامه ها، بودجه و هماهنگی ادارات دولتی و نهادهای دولتی در سطح شهرستان را بر عهده دارد.
ارتباط و هماهنگی ادارات، نهادهای انقلابی، نهادهای انتظامی، شورای اسلامی شهرهای بخش، شهرداری ها و موسسات عمومی غیردولتی فعال در سطح شهرستان از وظایف فرماندار است.
فرماندار فردی است که اداره یک شهرستان را بر عهده دارد.
فرماندار (فیلم)
فرماندار (نخستی سان)
فرماندار همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
فرماندار فیلمی به کارگردانی مرتضی مسائلی و نویسندگی محسن مخملباف محصول سال ۱۳۶۹ است.
محمدرضا کسرایی
احمد شبکه ساز
شهره علیشاهی
اکبر تشکری نیا
محمدحسن مه کلانی
محمدرضا نظری
سمیره مسایلی
اسماعیل زنگل کیا
نرجس بصیرت
حسن امیدی
پروانه آقاجانی
محمدحسین آقاجانی
مهرداد ادهمیان
حسین ارگدستانی
محمدرضا افشار
حسن افشین
شهناز باباییان
جمشید بابایی
حسین باقری
حسین بکاء
عباس بهنام نیا
سودابه بهرامی
محمد پژمان
زهرا ترک زهرایی
مرتضی توکلی
حسن تیموری
سعادت حجتی
رسول حسن زاده
حسین حمیدی
نعمت الله حمیدی
افسانه حیدریان
شهرزاد جهان بازی
حیدرعلی خدایار
مرتضی خرم زاده
غلامحسین داوودیان
مرتضی دباغ
احمد دستورنیکو
...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با فرماندار

فرماندار در جدول کلمات

فرماندار
والی
فرماندار سابق «ماساچوست»
میترامنی

معنی فرماندار به انگلیسی

legate (اسم)
سفیر ، ایلچی ، فرماندار ، نماینده تامالاختیار ، نماینده پاپ
governor (اسم)
طرفدار ، پروانه ، حاکم ، سایس ، فرماندار ، حکمران
proconsul (اسم)
فرماندار ، فرماندار مستملکات

معنی کلمه فرماندار به عربی

فرماندار
حاکم ، الحاکم
الحاکم العسکري
الحاکم العام
حاکمي

فرماندار را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی فرماندار   • فرماندار به انگلیسی   • انتخاب فرماندار   • انتخاب فرماندار به عهده کیست   • نحوه انتخاب فرماندار   • تفاوت استاندار و فرماندار   • وظایف فرماندار   • وظایف معاون فرماندار   • مفهوم فرماندار   • تعریف فرماندار   • معرفی فرماندار   • فرماندار چیست   • فرماندار یعنی چی   • فرماندار یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فرماندار
کلمه : فرماندار
اشتباه تایپی : tvlhknhv
آوا : farmAndAr
نقش : اسم
عکس فرماندار : در گوگل

آیا معنی فرماندار مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )