انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 895 100 1

معنی اسم فرهنگ

اسم: فرهنگ
نوع: دخترانه و پسرانه
ریشه اسم: اوستایی-پهلوی
معنی: (تلفظ: farhang) پدیده ی کلی پیچیده ای از آداب، رسوم، اندیشه، هنر، و شیوه ی زندگی که در طی تجربه ی تاریخی اقوام شکل می گیرد و قابل انتقال به نسل های بعدی، قاموس و لغت نامه، (در گفتگو) به معنی ادب، شعور یا تربیت اجتماعی، (در قدیم) به معنای علم و معرفت، عقل و خرد، تدبیر و چاره - علم، دانش، عقل، ادب، نام مادر کیکاووس پادشاه کیانی

معنی فرهنگ در لغت نامه دهخدا

فرهنگ. [ ف َ هََ ] (اِ) (از: فر، پیشوند + هنگ از ریشه ٔ ثنگ اوستایی به معنی کشیدن وفرهختن و فرهنگ ) هر دو مطابق است با ادوکات و اِدوره در لاتینی که به معنی کشیدن و نیز به معنی تعلیم و تربیت است. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). به معنی فرهنج است که علم و دانش و ادب باشد. (برهان ) :
ای زدوده سایه ات ز آیینه ٔ فرهنگ زنگ
بر خرد سرهنگ و فخر عالم از فرهنگ و هنگ.
کسائی.
ای امیر مهربان این مهرگان خرم گذار
فر و فرمان فریدون ورز با فرهنگ و هنگ.
منجیک ترمذی.
یکی پور دارم رسیده بجای
بفرهنگ جوید همی رهنمای.
فردوسی.
ببالا و دیدار و آهستگی
بفرهنگ و رای و بشایستگی.
فردوسی.
تو دادی مرا فر و فرهنگ و رای
تو باشی به هر نیک و بد رهنمای.
فردوسی.
ای از تو یافته دل و فربی شده
مخالفان تو بی فره اند و بی فرهنگ
معادیان تو نافرخند و نافرزان.
بهرامی سرخسی.
فرهنگ دل شکسته وجود نزار.
فرخی.
ای امیر هنر وای ملک روزافروز
ای بفرهنگ و هنر بر همه شاهان سالار.
فرخی.
نیست فرهنگیی در آن گیتی
که نیاموخت از شه او فرهنگ.
فرخی.
تو جاه و گنج ، ز فرهنگ از قناعت جوی
چه جاه و گنج فزون از قناعت و فرهنگ.
عنصری.
چو بالید و سالش ده و پنج شد
بزرگی و فرهنگ را گنج شد.
اسدی.
مر آن شاه را نام گورنگ بود
کزاو تیغ فرهنگ بی زنگ بود.
اسدی.
به فرهنگ پرور چو داری پسر
نخستین نویسنده کن از هنر.
اسدی.
به فضل و دانش و فرهنگ و گفتار
تویی در هر دو عالم گشته مختار.
ناصرخسرو.
زهی عقد فرهنگیان را میانه
میان پیشت اصحاب فرهنگ بسته.
خاقانی.
کشتی آرزو در این دریا
نفکند هیچ صاحب فرهنگ.
خاقانی.
ز فرهنگ خاقان و بیداریش
عجب ماند شه در وفاداریش.
نظامی.
جواهر جست از آن دریای فرهنگ
بچنگ آورد و زد بر دامنش چنگ.
نظامی.
که ای استاد عالم ، مرد فرهنگ
غلط گفتی که باشد لعل در سنگ.
نظامی.
رایتان این بود و فرهنگ و نجوم
طبل خوارانید و مکّارید و شوم.
مولوی.
ترکیب ها:
- فرهنگ آموز. فرهنگ بستن. فرهنگجو. فرهنگجوی. فرهنگدار. فرهنگ دان. فرهنگ دوست. فرهنگسار. فرهنگ ساز. فرهنگستان. فرهنگ نامه. فرهنگ ور. فرهنگی. فرهنگ یاب. رجوع به این مدخل ها شود.
|| عقل و خرد :
هرچه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نیست
پنجه با زورآزما افکندن از فرهنگ نیست.
سعدی.
ملکداری را دیانت باید و فرهنگ و هوش
مست و غافل کی تواند؟ عاقل و هشیار باش.
سعدی.
|| آموزش و پرورش. تعلیم و تربیت. امور مربوط به مدارس و آموزشگاهها. || کتاب لغات فارسی را نیز گویند.(برهان ). رجوع به فرهنگ نامه شود. || شاخ درختی را نیز گویند که در زمین خوابانیده سپس از جای دیگر سربرآورند. (برهان ). و آن شاخه را در جای دیگرنهال کنند. فرهنج. فرهانج.
- فرهنگ کشیدن . رجوع به مدخل های فرهنگ کشیدن ، فرهانج و فرهنج شود.
|| کاریز آب را نیز گفته اند. (برهان ).
- دهن فرهنگ ؛ جایی را میگویند که از کاریز آب به روی زمین آید. (برهان ). فرنج. رجوع به فرنج شود.
|| بزرگی و سنجیدگی. (برهان ). رجوع به فرهنج شود.

فرهنگ. [ ف َ هََ ] (اِخ ) فرهنج. نام مادر کیکاوس. (برهان ). رجوع به فرهنج شود.

فرهنگ. [ ف َ هََ ] (اِخ ) ابوالقاسم فرهنگ یکی از فرزندان مرحوم وصال شیرازی است که با ادوارد برون ایران شناس بزرگ انگلیسی مکاتبه و برخورد داشته و اشعاری نیز می سروده است. (از تاریخ ادبی ادوارد برون ترجمه ٔ رشیدیاسمی ج 4 ص 208). رجوع به مجمع الفصحاء ج 2 ص 384 شود.

معنی فرهنگ به فارسی

فرهنگ
( وزارت ) . در عهد ناصرالدین شاه وزارت علوم نام داشته در دوره مشروطیت وزارت معارف و اوقاف و صنایع مسبظرفه را تصویب کرد و رسیدگی بامور تمام مداس و تعلیمات مملکت باین وزارتخانه سپرده شد . در زمان حکومت پهلوی وزارت فرهنگ نام گرفت . سازمان وزارت فرهنگ در سال تحصیلی ۳٠ ۱۳۲۹ ه ش . عبارت بوده است از : وزیر معاون فنی معاون اداری مدیر کل فنی مدیر کل اداری . ادارادت : اداره دفتر وزارتی اداره کل تعلیمات عالیه و روابط فرهنگی دبیرخانه شورای عالی فرهنگ اداره کل بازرسی اداره کل اوقاف اداره کل هنرهای زیبا اداره کل کارگزینی اداره کل فرهنگ شهرستانهااداره کل حسابداری اداره کارپردازی اداره ساختمان اداره باستان شناسی وموزه اداره انطباعات و تبلیغات کتابخانه ملی اداره تربیت بدنی آموزش فنی و حرفه یی آموزش روستایی . و در ۱۳۳۶ ه ش . مهمترین ادارات وزارت فرهنگ عبارت بوده است از : اداره تربیت معلم آموزش حرفه یی و کشاورزی و خانه داری تعلیمات اکابر تعلیمات عشایر تعلیمات اجباری امورکودکستانها مطالعات و برنامه ها امتحانات تربیت بدنی بهداری آموزشگاهها همکاری ( با ادارات اصل ۴ ) نگارش فرهنگ شهرستانها هنرهای زیبا تعلیمات علیه امور دانشجویان اعزامی بخارجه باستان شناسی و موزه کتابخانه ملی اوقاف و تحقیق اوقاف بازرسی حسابداری کار گزینی ساختمان . از آغاز سال ۱۳۳۶ ه ش . فرهنگ تهران از وزارتخانه مجزا شده مانند استانهای دیگر مستقیما اداره گردید . در سال ۱۳۴۳ ه ش . وزارت مذکور بدو وزارتخانه تبدیل شد : [ وزارت آموزش و پرورش ] که اداره مدارس بعهده آن محول گردید [ و وزارت فرهنگ و هنر ] که اداره کلیه امور مربوط بهنرها موزه ها کتابخانه ها و غیره را عهده دار شد .
فرهنج:علم، دانش، ادب، معرفت، تعلیم وتربیت آثارعلمی وادبی یک قوم یاملت، کتاب لغت، کتابی شامل لغات یک زبان وشرح آنها
( اسم ) ۱ - ادب ( نفس ) تربیت ۲ - دانش علم معرفت : نیست فرهنگی اندرین گیتی که نیاموخت از شه آن فرهنگ . یا وزارت فرهنگ . وزارت خانه ای که امور تعلیم و تربیت افراد مملکت را به عهده دارد . توضیح این وزارت در اواسط قاجاریه به نام وزارت علوم و سپس وزارت معارف نامیده می شد . فرهنگستان ایران نام آن را به وزارت فرهنگ مبدل کرد . ۳ - مجموعه آداب و رسوم : و فرهنگ شاهان و مهتران و فرزانگان و کارساز پادشاهی ... ۴ - مجموعه علوم و معارف و هنرهای یک قوم . ۵ - کتابی که شامل لغات یک یا چند زبان و شرح آنهاست : فرهنگ جهانگیری فرهنگ سروری ۶ - کاریز آب . یا دهن فرهنگ. جایی از کاریز که آب بر روی زمین آید .
ابوالقاسم یکی از فرزندان مرحوم وصال شیرازی است که با ادوارد برون ایران شناس بزرگ انگلیسی مکاتبه و برخورد داشته و اشعاری نیز می سروده است .
[culture] [باستان شناسی، جامعه شناسی] مجموعۀ عادات و رفتارهایی که در یک جامعۀ انسانی عمدتاً ازطریق فرایندهای اجتماعی و نه فرایندهای زیستی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود و در نمادها، باورها، هنر، مهارت ها، آداب و رسوم آن جامعه انعکاس می یابد
[dictionary] [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] منبعی حاوی سیاهه ای از واژه های یک یا دو یا چند زبان که به ریشه، تلفظ، معنا، کاربرد، مترادف ها، مشتقات و تاریخ واژه، یا برخی از آنها اشاره می کند و معمولاً به ترتیب حروف الفبا مرتب شده است متـ . واژه نامه
مودب . تادیب کننده
کتاب لغتی است فارسی بفارسی تالیف محمد پادشاه متخلص به شاد فرزند غم محیی الدین که میر منشی مهاراجه [ آنندراج ] راجه ویت [ ویجی نگر ] بود . این فرهنگ شامل لغات فارسی و ترکی و عربی است و شواهدی از شعر و گاه نثر هم دارد . پایان تالیف آن ۱۳٠۶ ه ق . است و آن در هند و ایران طبع شده . آنندراج فرهنگی است جامع بترتیب ابواب عرب در بردارد و از فرهنگهای مقدم چون برهان قاطع و جهانگیری و انجمن آرا و مویدالفض. و کشف اللغات و بهارعجم و هفت قلزم و غیره استفادت برده و لغات فارسی را غالبا بشواهد شعری آراسته و به برخی اصطحات مفید و متداول عامه اشارت کرده و مترادفات بسیاری از کلمات را آورده و از مباحث دستوری و صرف و نحوی سخن گفته است .
کنایت از فرهنگ ساختن . تالیف و تدوین کردن فرهنگ .
فرهنگ پهلوی کتابی است بزبان پهلوی شامل لغات پهلوی و دارای تقریبا ۱۳٠٠ کلمه .
[nutrition culture] [تغذیه] مجموعۀ الگوهای رفتار غذایی هر جامعه
[mass culture] [جامعه شناسی] فرهنگ اکثریت مردم یک جامعه در تمایز با فرهنگ نخبگان متـ . فرهنگ مردمیpopular culture
[comprehensive dictionary] [زبان شناسی، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] گونه ای فرهنگ لغت بزرگ، دربرگیرندۀ اطلاعات بسیار زیاد
کتابی لغتی است فراسی بفارسی تالیف میر جمال الدین حسین بن فخرالدین حسن انجوی شیرازی . وی این فرهنگ را در زمان سلطنت اکبر پادشاه هند در سال ۱٠٠۵ ه ق . آغاز کرد و در زمان پادشاهی فرزندش جهانگیر بسال ۱٠۱۷ بانجام رسانید و آنرا بنام پادشاه اخیر به [ فرهنگ جهانگیری ] موسوم کرد و این مصراع ماده تاریخ آنست : [ زهی فرهنگ نوالدین جهانگیر ] . مولف بار دیگر در آن تجدید نظر کرد و نسخه جدید را بسال ۱٠۳۲ ه ق . تقدیم جهانگیر نمود این فرهنگ شامل لغات فارسی است و برای هر لغت شواهدی از شعر آورده . مولف برای جمع آوری لغات و شواهد چهل و چهار فرهنگ و رساله مربوط بلغت را مورد استفاده و ماخذ کار خود قرار داده و عوه بر اینها وی مطالب نه فرهنگ دیگر را که مولف آنها معلوم نبوده در کتاب خود گنجانده است . نویسنده برهان قاطع ازین فرهنگ بسیار استفاده کرده است .
[multilingual dictionary, polyglot dictionary] [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] فرهنگ یا واژه نامه ای که به بیش از دو زبان نوشته شده باشد متـ . واژه نامۀ چندزبانه
[Megalithic Culture] [باستان شناسی] فرهنگ عصر آهن در جنوب هند و مربوط به هزارۀ اول پیش از میلاد یا پیش از آن، که مشخصۀ آن گورهایی است که با تخته سنگ های عمودی ساخته شده اند
عالم . خردمند
[bilingual dictionary] [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] فرهنگ یا واژه نامه ای که به دو زبان نوشته شده باشد متـ . واژه نامۀ دوزبانه
دانش دوست . فرهنگ دان
[bidirectional dictionary] [زبان شناسی، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] گونه ای فرهنگ لغت دوزبانه که در آن، از دو سو، برابرهای واژه ها به دو زبان ارائه شده است
[زبان شناسی، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] ← فرهنگ دوکاره
[bifunctional dictionary] [زبان شناسی، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] گونه ای فرهنگ لغت که در آن اطلاعاتی برای دو هدف مختلفِ درک و تولید درج شده است متـ . فرهنگ دونقشی
[cyberculture] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] فرهنگی که تحت تأثیر شبکه های رایانه ای در حوزۀ ارتباطات و سرگرمی ها و کسب وکار شکل گرفته است
کتاب لغتی است فارسی بفارسی تالیف عبد الرشید بن عبدالغفور حسینی مدنی تتوی ( از مردم تته سند ) که بدربار اورنگ زیب پادشاه هند انتساب داشته . مولف این فرهنگ را با مقابله دقیق با فرهنگهای سروری و جهانگیری تالیف کرده و تاریخ آن ۱٠۶۴ ه ق . است .
[reverse dictionary, reverse-order dictionary] [زبان شناسی، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] گونه ای کتاب مرجع که در آن واژه ها به شیوۀ الفبایی از حرف آخر به حرف اول مرتب شده است

معنی فرهنگ در فرهنگ معین

فرهنگ
(فَ هَ) [ په . ] (اِ.) ۱ - علم ، دانش . ۲ - تربیت ، ادب . ۳ - واژه نامه ، کتاب لغت . ۴ - عقل ، خرد. ۵ - تدبیر، چاره .
( ~ . نِ)(حامص .) شاخه ای از ادبیات که به گردآوری ، پژوهش ، رده بندی و تعریف واژه ها یک زبان یا یک رشته اختصاص دارد.

معنی فرهنگ در فرهنگ فارسی عمید

فرهنگ
۱. علم، دانش.
۲. ادب، معرفت.
۳. تعلیم وتربیت.
۴. آثار علمی و ادبی یک قوم یا ملت.
۵. کتابی که شامل لغات یک زبان و شرح آن ها باشد، لغت نامه.
* فرهنگ عامه: = * فرهنگ عوام
* فرهنگ عامیانه: = * فرهنگ عوام
* فرهنگ عوام: مجموع عقاید، افسانه ها، و ترانه های محلی یک قوم یا سرزمین.
کسی که کتاب لغت تٲلیف می کند.

فرهنگ در دانشنامه اسلامی

فرهنگ
برای فرهنگ تعاریف مختلفی کرده اند، به طور کلی فرهنگ، عبارت است از عقیده، برداشت و تلقی هر انسانی از واقعیات و حقایق عالم و نیز خلقیات فردی و خلقیات اجتماعی و ملی.
معنای لغوی "دین"، انقیاد، خضوع، پیروی، اطاعت، تسلیم و جزا است و معنای اصطلاحی آن؛ مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی است که برای اداره امور جامعه انسانی و پرورش انسان ها باشد.گاهی همه این مجموعه حق و گاهی همه آن باطل و زمانی مخلوطی از حق و باطل است. اگر مجموعه حق باشد آن را "دین حق" و در غیر این صورت آن را "دین باطل" و یا "التقاطی از حق و باطل" می نامند.
تعریف فرهنگ
"فرهنگ" واژه ای فارسی و مرکب از دو جزء "فر" و "نگ" است. "فر" به معنای شکوه و عظمت و اگر به عنوان پیشوند به کار رود به معنای جلو، بالا، پیش و بیرون است."نگ" از ریشه اوستایی سنگ به معنای کشیدن، سنگینی و وقار است. واژه مرکب "فرهنگ" به معنای بیرون کشیدن، بالا کشیدن و برکشیدن است.
اصطلاح فرهنگ
اصطلاح فرهنگ دارای معانی و مفاهیم متنوع است و در سیر تاریخی خود، معانی مختلفی را به خود گرفته است از جمله: ادب، تربیت، دانش، معرفت، مجموعه آداب و رسوم و آثار علمی و ادبی یک ملّت، کتاب لغت، نیکویی، پرورش بزرگی، فضیلت، شکوه مندی، هنر، حکمت، شاخ درختی که زیر زمین خوابانند و بر آن خاک ریزند، و نیز تعلیم و تربیت، آموزش و پرورش، مکتب و ایدئولوژی. دو انسان شناس امریکایی به نام های "کروبر" و "کلاکن" ۱۶۴ تعریف از فرهنگ را گرد آورده و در کتاب خود به نام "فرهنگ بازبینی سنجش گرانه مفهوم و تعریف ها" (۱۹۵۲) گنجانیده اند.فرهنگ یا تمدن... کمیت در هم تافته ای است شامل دانش، دین، هنر قانون و اخلاقیات آداب و رسوم و هرگونه توانایی و عاداتی که آدمی چون هموندی (member) از جامعه به دست می آورد.
تحقیق در تعریف فرهنگ
...
فرهنگ
واژه فرهنگ از زبان پهلوی (فارسی میانه) و یا به نقل از برخی فرهنگهای لغت، دارای ریشه اوستایی است که از دو جزء «فر» و «هنگ» تشکیل شده است.
«فر» یا «فره» بارقه الهی است که بر دل انسان تجلی می کند و مایه کمال و تعالی نفس می گردد و «هنگ» یا «هنج» از مصدر هیختن یا هنجیدن به معنی برآوردن و جلوه گر ساختن است. با این توضیح فرهنگ تجلی کمال و تعالی در انسان و جامعه می باشد.
فرهنگ را معادل لغت (Culture) در زبانهای اروپایی می دانند. معروفترین و شاید جامعترین تعریفی که از Culture ارائه گردیده است، متعلق به ادوارد تایلر TYLOR است که مطابق با آن فرهنگ مجموعه پیچیده ای است که دربرگیرنده دانستنی ها، اعتقادات، هنرها، اخلاقیات، قوانین، عادات و هر گونه توانایی دیگری است که بوسیله انسان به عنوان عضو جامعه کسب شده است.
فرهنگ آثار: معرفی آثار مکتوب ملل جهان از آغاز تا امروز دائرةالمعارفی است در شش جلد بزرگ که از فرانسه به فارسی ترجمه شده و در آن به معرفی آثار مکتوب در زمینه ادبیات و گزارش خلاصه ای از محتوای آنها پرداخته شده است.
کتاب حاضر، مشتمل بر مقدمه ای به قلم ناشر (انتشارات سروش)، مقدمه ای به قلم آندره موروا و مقدمه ای به قلم سید رضا حسینی (سرپرست هیئت علمی اثر حاضر) می باشد و مطالب آن بر اساس ترتیب الفبایی نام فارسی آثار مرتب شده است.
«فرهنگ آثار»، در متن فرانسه به ترتیب الفبایی عناوین فرانسوی آثار (که گاهی هم با عنوان اصلی اثر فرق دارد) تنظیم شده است که در متن حاضر ترتیب الفبایی عناوین فارسی آثار (که کوشش شده است عین ترجمه عنوان اصلی باشد) جای آن را گرفته است. بلافاصله بعد از عنوان فارسی، عنوان اصلی کتاب، نام نویسنده با سال تولد و مرگ وی و نیز سال انتشار کتاب ذکر شده است. سپس خلاصه اثر با تحلیل متن و ارزش سنجی عرضه شده و جایگاه آن در تاریخ فرهنگ جهانی روشن گشته است.
در مورد برخی اسامی تاریخی یا اسطوره ای که آثار متعدد درباره شان نوشته شده است، به جای ذکر هریک از آن آثار به ترتیب حروف الفبا و به طور پراکنده، معمولا اسم آن شخصیت در فرهنگ آمده است و عناوین همه کتاب هایی که درباره او نوشته شده زیر همان عنوان ذکر شده است که با دایره سیاهی از هم جدا شده اند.
در مورد ذکر آثار نویسندگان معاصر یک مرز سنی تعیین شده و فقط آثار نویسندگانی در فرهنگ آمده است که پیش از سال 1951م به دنیا آمده اند؛ یعنی در سال انتشار فرهنگ جدید آثار (1994م) چهل و سه سال یا بیشتر داشته اند. آثار نویسندگان جوان تر در این فرهنگ وارد نشده است، مگر آثار کسانی که به هنگام انتشار فرهنگ در قید حیات نباشند.
«فرهنگ ابجدی»، ترجمه ی کتاب المنجد الابجدی در موضع لغت است، که توسط رضا مهیار از زبان عربی به فارسی ترجمه شده و خدمت شایانی برای دانشجویان و نوآموزان زبان عربی انجام داده است.
مترجم انگیزه ترجمه ی این کتاب را چنین بیان کرده است: در عصر حاضر همان گونه که در تمام زمینه های علمی و ادبی و اجتماعی تحولاتی پدید آمده و برای این پدیده ها واژه ها و اصطلاحات جدیدی وضع و در فرهنگ های جهان ضبط و ثبت شده است، در زبان عربی نیز به همین نحو کلمات و اصطلاحات جدیدی توسط فرهنگستان های زبان عربی به ویژه در مصر و لبنان وضع گردیده که امروزه رایج شده و شناخت آنها برای نویسندگان و مترجمان معاصر ایرانی ضرورت دارد؛ زیرا این گونه لغات و اصطلاحات جدید در فرهنگنامه ها و لغتنامه های قدیمی و موجود انعکاس ندارد تا بتوان رفع نیاز نمود.در سال های پس از انقلاب اسلامی که اینجانب در برخی از دانشکده ها و مدارس عالی کشور از قبیل دانشکده علوم قضائی در دانشگاه تهران و دانشکده های (ادبیات و علوم انسانی، حقوق ، اقتصاد ، علوم تربیتی و روانشناسی...) دانشگاه شهید بهشتی و نیز مرکز دینی و عربی تربیت معلم و کانون زبان ایران و غیره عهده دار تدریس زبان و قواعد عربی بودم، همواره در برابر این پرسش دانشجویان که برای شناخت واژه ها و اصطلاحات جدید عربی از چه لغتنامه ای استفاده کنند، پاسخ قاطعی نداشتم که بتواند نظر آنها را تامین نماید، از اینرو در پی فرصتی بودم تا در حد توانائی خود یکی از فرهنگنامه های نوین و معاصر زبان عربی را به فارسی برگردانم. این امر موقعی میسر شد که به نسخه ای از فرهنگنامه ی ( المنجد الابجدی ) از انتشارات (دار المشرق بیروت ) چاپ سال ۱۹۸۲ م دست یافتم و آن را برای ترجمه به زبان فارسی مناسب دیدم که با توفیق خداوند متعال و پیشنهاد (انتشارات اسلامی) از سال ۱۳۶۴ ش به ترجمه آن پرداخته و در سال ۱۳۶۸ همزمان با خجسته روز مبعث حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلّم به پایان رسانیدم و آن را به روان پاک پدرم استاد شیخ حسن مدرس مهیار که سالیان عمر خود را در جوار آستان مقدس حسینی علیه السّلام در کربلا به پایان رسانید، اهداء می گردد.
ساختار کتاب
کتاب که در یک جلد حاوی پیش گفتاری از مترجم و کلام ناشر و متن منتشر شده است. متن کتاب در ۲۸ حرف (باب) به تعداد حروف الفبای عربی تنظیم شده است. کتاب طبق شیوه ی جدید فرهنگ نویسی، بر اساس ظاهر کلمه با حروف اصلی و زائد دسته بندی می شود (به تقلید از فرهنگ های انگلیسی و فارسی). در ترتیب لغات ابتدا ملاک حرف اول و بعد حرف دوم و سوم می باشد و رجوع به ریشه ی لغات نشده است. مثلا لغات (اشقی، اشکی، اشل، اشمار، اشهر، اصاب، اصبح، اصحی) کنار هم قرار دارند، هر چند از یک ریشه نیستند و لغات (ناصر و منصور و انتصر و ینصر) با وجود ریشه مشترک، دور از هم هستند. در برخی از موارد بعد از لغت، ریشه آن را در گیومه ذکر شده است. لازم به ذکر است که این نوع از فرهنگها برای کسانی که با قواعد عربی آشنایی کافی ندارند، تالیف شده است.
گزارش محتوا
مولف کتاب خود را با پیش گفتار و با دو بیت شعر از نظامی شروع می کند، سپس در جایگاه زبان عربی و آموختن آن چنین بیان می کند که در قانون اساسی از آن به عنوان زبان دوم ایران یاد شده است. زبان عربی، زبان اول جهان اسلام و زبان دین و قرآن است که رابط پیوندهای اجتماعی میان همه ی مسلمانان جهان بویژه در ایران می باشد. همچنین در آمیختگی زبان فارسی با عربی در نثر و نظم باعث شده که بدون دانستن زبان عربی نمی توان به ترجمه ی واژگان عربیی که در متون فارسی وارد شده، دست یافت، سپس وارد کلامی از ناشر شده است.وی در ادامه به متن کتاب می پردازد که به ترجمه ی واژگانی که با حرف الف شروع شده می پردازد. وی به ترتیب حروف الفباء (از الف تا یاء) لغات عربی را به فارسی ترجمه کرده و کتاب را به اتمام می رساند.
فرهنگ ابجدی ترجمه ی کتاب المنجد الابجدی در موضوع لغت است، که توسط رضا مهیار از زبان عربی به فارسی ترجمه و در یک جلد منتشر شده است. این اثر مورد استفاده دانشجویان و نوآموزان زبان عربی قرار گرفته است.
از آنجا که کلمات و اصطلاحات جدیدی توسط فرهنگستان های زبان عرب وضع گردیده و شناخت آنها برای نویسندگان و مترجمان معاصر ایرانی ضرورت دارد، مترجم تصمیم به ترجمه این اثر گرفته است.
کتاب با پیش گفتاری از مترجم و کلام ناشر و متن منتشر شده است. متن کتاب در 28 حرف (باب) به تعداد حروف الفبای عربی تنظیم شده است. کتاب طبق شیوه ی جدید فرهنگ نویسی، بر اساس ظاهر کلمه با حروف اصلی و زائد دسته بندی شده است. در ترتیب لغات ابتدا ملاک حرف اول و بعد حرف دوم و سوم می باشد و رجوع به ریشه ی لغات نشده است. مثلا لغات (اَشْقی، اَشکی و اَشَل) کنار هم قرار دارند، هر چند از یک ریشه نیستند و لغات (ناصر، منصور و انتصر) با وجود ریشه مشترک، دور از هم هستند.
مولف کتاب خود را با پیش گفتار و دو بیت شعر از نظامی شروع کرده است. سپس در جایگاه زبان عربی و آموزش آن در قانون اساسی به عنوان زبان دوم ایران یاد کرده است. زبان عربی، زبان اول جهان اسلام و زبان دین و قرآن است که رابط پیوندهای اجتماعی میان همه ی مسلمانان جهان بویژه در ایران می باشد. همچنین در آمیختگی زبان فارسی با عربی در نثر و نظم باعث شده که بدون دانستن زبان عربی نمی توان به ترجمه ی واژگان عربی که در متون فارسی وارد شده، دست یافت.وی در ادامه به متن کتاب که به ترجمه ی واژگانی که با حرف الف شروع شده می پردازد. وی به ترتیب حروف الفباء (از الف تا یاء) لغات عربی را به فارسی ترجمه کرده و کتاب را به اتمام می رساند.
«فرهنگ ابجدی» ترجمه ی کتاب المنجد الابجدی در موضوع لغت است، که توسط رضا مهیار از زبان عربی به فارسی ترجمه و در یک جلد منتشر شده است. این اثر مورد استفاده دانشجویان و نوآموزان زبان عربی قرار گرفته است.
از آنجا که کلمات و اصطلاحات جدیدی توسط فرهنگستان های زبان عرب وضع گردیده و شناخت آنها برای نویسندگان و مترجمان معاصر ایرانی ضرورت دارد، مترجم تصمیم به ترجمه این اثر گرفته است.
کتاب با پیش گفتاری از مترجم و کلام ناشر و متن منتشر شده است. متن کتاب در 28 حرف (باب) به تعداد حروف الفبای عربی تنظیم شده است. کتاب طبق شیوه ی جدید فرهنگ نویسی، بر اساس ظاهر کلمه با حروف اصلی و زائد دسته بندی شده است. در ترتیب لغات ابتدا ملاک حرف اول و بعد حرف دوم و سوم می باشد و رجوع به ریشه ی لغات نشده است. مثلا لغات (اَشْقی، اَشکی و اَشَل) کنار هم قرار دارند، هر چند از یک ریشه نیستند و لغات (ناصر، منصور و انتصر) با وجود ریشه مشترک، دور از هم هستند.
مولف کتاب خود را با پیش گفتار و دو بیت شعر از نظامی شروع کرده است. سپس در جایگاه زبان عربی و آموزش آن در قانون اساسی به عنوان زبان دوم ایران یاد کرده است. زبان عربی، زبان اول جهان اسلام و زبان دین و قرآن است که رابط پیوندهای اجتماعی میان همه ی مسلمانان جهان بویژه در ایران می باشد. همچنین در آمیختگی زبان فارسی با عربی در نثر و نظم باعث شده که بدون دانستن زبان عربی نمی توان به ترجمه ی واژگان عربی که در متون فارسی وارد شده، دست یافت.وی در ادامه به متن کتاب که به ترجمه ی واژگانی که با حرف الف شروع شده می پردازد. وی به ترتیب حروف الفباء (از الف تا یاء) لغات عربی را به فارسی ترجمه کرده و کتاب را به اتمام می رساند.
برای فرهنگ تعاریف مختلفی کرده اند، به طور کلی فرهنگ، عبارت است از عقیده، برداشت و تلقی هر انسانی از واقعیات و حقایق عالم و نیز خلقیات فردی و خلقیات اجتماعی و ملی. در مقاله حاضر، اصول و ویژگی های فرهنگ اسلامی برشمرده شده است.
واژه «فرهنگ» در زبان فارسی از واژه های بسیار کهن است که نه تنها در نخستین متن های نثر فارسی دری، بلکه در نوشته های بازمانده از زبان پهلوی نیز یافت می شود.این واژه که در سده های اخیر، کمابیش از یادها رفته بود و فقط نامی برای کتاب های لغت بود، در سال ۱۳۱۴ با بنیان گذاری «فرهنگستان ایران» جانی تازه یافت و با تبدیل نام وزارت معارف به وزارت فرهنگ از فراموش خانه دیوان ها و کتاب های لغت به زندگی روزانه پای گذاشت. چنان که از این نام گذاری پیداست، کلمه فرهنگ با توجه به معنای اصلی آن، که ادب و تربیت باشد، برابر «اِجوکِیشن» (Education) در زبان های اروپایی اختیار شد و «فرهنگی» دیگر بار عنوان کسانی شد که کارشان آموزش بود. اما رواج کلمه «کالچر» (Culture) و مفاهیم مربوط به آن، نیاز به یافتن برابری را برای آن تجویز کرد و لذا کلمه «فرهنگ» در برابر «کالچر» به کار رفت و «آموزش و پرورش» برابر «اِجوکِیشن» نهاده شد.
ریشه واژه فرهنگ
صورت باستانی فرهنگ در اوستای کنونی و نوشته هایی که از فارسی باستان در دست داریم، دیده نشده است. صورت پهلوی آن «فرهنگ» (frahang) است. گمان می رود که این واژه از پیشوند «فر» («فر» علاوه بر پیشوند، اسم نیز هست و به معنی شکوه، درخشندگی و بزرگی در ادبیات به کار رفته است.) به معنی جلو، بالا و پیش، و «هنگ» ساخته شده باشد. «هنگ» از ریشه اوستایی «ثنگ» یا «سنگ» thang) یا (thanga به معنای کشیدن، سنگین و وزن است.این واژه مرکب از نظر لغوی به معنی بالا کشیدن، برکشیدن و بیرون کشیدن است. فرهنگ را از نظر لغوی اغلب به معنی عقل و دانش به کار برده اند، اما به معانی مختلف دیگر نیز آمده است، از جمله: نیکویی، تربیت و پرورش، بزرگی، عظمت، بزرگواری، فضیلت، وقار، شکوهمندی، حکمت، هنر، علم، معرفت، علم فقه، علم شریعت. با توجه به اینکه کلمه «فرهنگ» به جای کلمۀ «کالچر» به کار رفته است، لازم است قبل از بیان تعریف اصطلاحی فرهنگ، به واژه «کالچر» اشاره شود.واژۀ «کالچر» از زبان کلاسیک و شاید پیش از کلاسیک لاتین ریشه گرفته که به معنای کشت و کار یا پرورش بوده است. این کلمه با توجه به این معنی، در کلماتی مانند کشاورزی (agriculture)، باغداری (horticulture)، پرورش زنبور عسل (bee culture) به کار رفته است. مفهوم «کالچر»، دیرگاهی نیست که در مورد جوامع بشری و تاریخ به کار گرفته شده و احتمالاً در سال ۱۷۵۰. م نخستین بار در زبان آلمانی به این معنا به کار رفته است.زبان های دومانسی (زبان هایی که از زبان لاتین جدا شده اند مانند پرتقالی، اسپانیایی، فرانسه، ایتالیایی، رومانیایی و جز آن.) و زبان انگلیسی، در آغاز جنب و جوش خود تا دیرزمانی، واژه «سیویلیزاسیون» (civilisation) را به جای «کالچر» به کار می بردند. این اصطلاح به واژه های لاتین سیوس (Civis)، سیویتاس (Civitas)، سیویلیس (Civilis) و سیویلیزر (Civiliser) باز می گردد که معنای «سیاسی» و «شهری» دارند. بدین معنا که شهروند یک دولت سازمان یافته را در برابر مردم قبیله نشین قرار می دهد. واژه «سیویلیزاسیون» در لاتین کلاسیک وجود ندارد، چه بسا فرانسوی باشد و از فصل «سیویلیزه» (Civiliser) به معنای رسیدن به مرتبه آبادانی یا بهره مند شدن از آن، شهری وار گشتن و برگشتن، گرفته شده باشد!بدین سان، هر دو اصطلاح «کالچر» و «سیویلیزاسیون» از آغاز، اندیشۀ بهگشت و پیشرفت به سوی کمال را به دقت در بر داشته و هنوز نیز این معنا را در کاربردهای بسیار، چه عامیانه و چه روشنفکرانه، حفظ کرده اند.
تعریف فرهنگ
در پایان قرن هیجدهم و آغاز قرن نوزدهم که در کشور آلمان، برای «بازجست» تاریخ و شناخت نژادها و جامعه های انسانی تلاش چشمگیری شد. نخست آرمان ها، آیین ها و رسم ها، هنرها و دانش های جامعه ها و نژادها را بررسی کردند و سیر تاریخ را بر سیر تکامل منطبق ساختند، سپس واژه «فرهنگ» را برای روشن ساختن سیر تکاملی و تاریخی جامعه ها و ملّت ها و امور معنوی آنان، و «تمدن» را برای پاسخ گفتن به نیازهای مادی و امور شهری به کار بردند.
← آغاز فرهنگ با تایلور
...
فرهنگ اصطلاحات آثار شیخ اشراق شهاب الدین سهروردی‏، تألیف محمدخالد غفاری مجموعه‏ ای است از اصطلاحات فلسفی و منطقی و اشراقی - عرفانی آثار غیر رمزی شیخ اشراق، همراه با تعاریف یا توصیف هایی که خود او از این اصطلاحات به دست داده است و شرحی که جناب آقای غفاری از این تعاریف به عمل آورده که در مجموع فرهنگ اصطلاحات آثار شیخ اشراق را تشکیل داده است.
مؤلف برای این اثر خود دو هدف دنبال کرده و خود در این باره می گوید:
در ابتدا دو مقدمه از مؤلف ذکر شده، سپس متن کتاب که حاوی واژگان و اصطلاحات بررسی شده توسط مؤلف است، به ترتیب حروف الفبا در بیست وهشت حرف (تمام حروف الفبای فارسی، به غیر از حروف چ، ژ، گ، ی) آمده است.
مقدمه اول مؤلف، به بیان انگیزه تألیف و ویژگی های کتاب اختصاص یافته است و در مقدمه دوم، مؤلف نظری گذرا به سیر فکر فلسفی از آغاز تا سهروردی‏ نموده و در پایان به شرح حال شیخ اشراق سهروردی و بررسی تفکر فلسفی او و بررسی آثار او از جمله حکمة الإشراق پرداخته است.
از ویژگی های کتاب و نیز شیوه مؤلف می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
مؤلف بخشی از مستندات کتاب را که مربوط به توضیح شیخ اشراق درباره واژگان می باشد، در متن و بقیه مستندات را در پاورقی ها آورده است.
فرهنگ اصطلاحات آثار شیخ اشراق شهاب الدین سهروردی‏، تألیف محمدخالد غفاری مجموعه‏ ای است از اصطلاحات فلسفی و منطقی و اشراقی - عرفانی آثار غیر رمزی شیخ اشراق، همراه با تعاریف یا توصیف هایی که خود او از این اصطلاحات به دست داده است و شرحی که جناب آقای غفاری از این تعاریف به عمل آورده که در مجموع فرهنگ اصطلاحات آثار شیخ اشراق را تشکیل داده است.
مؤلف برای این اثر خود دو هدف دنبال کرده و خود در این باره می گوید:
در ابتدا دو مقدمه از مؤلف ذکر شده، سپس متن کتاب که حاوی واژگان و اصطلاحات بررسی شده توسط مؤلف است، به ترتیب حروف الفبا در بیست وهشت حرف (تمام حروف الفبای فارسی، به غیر از حروف چ، ژ، گ، ی) آمده است.
مقدمه اول مؤلف، به بیان انگیزه تألیف و ویژگی های کتاب اختصاص یافته است و در مقدمه دوم، مؤلف نظری گذرا به سیر فکر فلسفی از آغاز تا سهروردی‏ نموده و در پایان به شرح حال شیخ اشراق سهروردی و بررسی تفکر فلسفی او و بررسی آثار او از جمله حکمة الإشراق پرداخته است.
از ویژگی های کتاب و نیز شیوه مؤلف می توان به موارد ذیل اشاره کرد:
مؤلف بخشی از مستندات کتاب را که مربوط به توضیح شیخ اشراق درباره واژگان می باشد، در متن و بقیه مستندات را در پاورقی ها آورده است.
«فرهنگ اصطلاحات اصول» اثر مجتبی ملکی اصفهانی در واقع نوعی معجم نگاری است که مولّف با بهره گیری از مصادر و منابع مختلف آن را در قالب دو جلد به رشته تحریر درآورده است. این کتاب هرچند «فرهنگ اصطلاحات اصول» نامیده می شود ولی عملاً به توضیح برخی از اصطلاحات علوم دیگر نیز پرداخته است. مساعدت ها و راهنمایی های آیت الله سبحانی این مجموعه را پربارتر کرده است.
کتاب با مقدمه مختصر اما ارزشمندی به قلم آیت الله سبحانی آغاز شده است. در متن اثر اصطلاحات براساس حروف الفبا تنظیم و به اختصار بیان شده است.
کتاب دارای ویژگی های زیر است:
1- ذکر اختلاف و اقوال علماء در برخی واژه ها:مثلاً در اجتماع امر و نهی مولف بیان می کند که از نظر عقل شکی نیست که تعلق امر و نهی به فعل واحد دارای عنوان واحد و در زمان واحد از مولای حکیم جایز نیست و در این مورد سه قول وجود دارد. اوّل، جواز اجتماع: این قول به اکثر اشاعره و برخی از امامیه مانند فضل بن شاذان، محقق قمی و محقق خوانساری نسبت داده شده است. قائلین به جواز را «اجتماعیون» گویند. دوّم، امتناع: اکثر علمای شیعه و جمهور علمای معتزله و برخی از اشاعره این قول را اختیار کرده اند. سوّم، تفصیل بین حکم عقل به جواز و حکم عرف به امتناع.
2- آوردن انقسامات مختلف برخی واژه ها: در توضیح اصطلاحات روش کار اینگونه است که هرگاه یک اصطلاح اقسام مختلفی دارد اصطلاح علمی بیان شده و سایر اقسام آن، ضمن همان بحث آورده شده است تا علاوه بر آشنایی خواننده با معنی و مفهوم هر اصطلاح، انسجام و ارتباط بین آنها نیز محفوظ بماند. مثلاً در بحث عام و خاص مولّف اقسام عموم را چنین تقسیم بندی می کند که عموم، به اعتبار تعلّق حکم به آن سه قسم است: 1- عموم استغراقی: عموم استغراقی یا افرادی وقتی است که فرد فرد افراد عام به صورت مستقل موضوع حکم باشند به گونه ای که برای هر فرد از افراد، امتثال یا عصیان خاص وجود داشته باشد؛ 2- عموم مجموعی: هرگاه حکم به مجموع، به اعتبار مجموع بودن تعلّق گیرد عموم را مجموعی گویند؛ 3- عموم بدلی: عموم بدلی وقتی است که عامی به عنوان موضوع حکم ذکر شده ولی مقصود یکی از افراد غیر معین آن عام است بنابراین در واقع یکی از افراد عام به صورت نامعین موضوع حکم است. قابل توجّه اینکه آوردن اقسام، مانع از ذکر برخی از این قبیل اصطلاحات در ردیف مربوط و براساس ترتیب حروف الفبا نیست.
«فرهنگ اصطلاحات اصول» اثر مجتبی ملکی اصفهانی در واقع نوعی معجم نگاری است که مولف با بهره گیری از مصادر و منابع مختلف آن را در قالب دو جلد به رشته تحریر درآورده است.
این کتاب هرچند «فرهنگ اصطلاحات اصول» نامیده می شود ولی عملا به توضیح برخی از اصطلاحات علوم دیگر نیز پرداخته است. مساعدت ها و راهنمایی های آیت الله سبحانی این مجموعه را پربارتر کرده است.
ساختار
کتاب با مقدمه مختصر اما ارزشمندی به قلم آیت الله سبحانی آغاز شده است. در متن اثر اصطلاحات براساس حروف الفبا تنظیم و به اختصار بیان شده است.
گزارش محتوا
کتاب دارای ویژگیهای زیر است:
← ذکر اختلاف و اقوال علماء
...
فرهنگ اصطلاحات اصولی، اثر محمدحسین مختاری مازندرانی، لغت نامه ای است که در آن، به توضیح و تشریح اصطلاحات علم اصول، پرداخته شده است.
کتاب به زبان فارسی و در سال 1419ق، نوشته شده است.
کتاب با مقدمه نویسنده آغاز و مطالب به ترتیب حروف الفبا تنظیم شده و برخی از واژگان مرتبط با دانش اصول، مانند اصطلاحات فلسفی و کلامی نیز بنا به ضرورت، در آن تشریح شده است. اولین مدخل کتاب «اباحه» و آخرین آن، «وضع تعیّنی» است
در مقدمه، ضمن تعریف علم اصول، به اهمیت و جایگاه آن پرداخته شده است و به این نکته اشاره گردیده که بدیهی است بدون آشنایی با علم اصول و قواعد عمومی آن، نمی توان به وادی فقه و فقاهت گام نهاده و در محدوده آن به پژوهش و بررسی پرداخت؛ چون به نظر نویسنده، این امر مانند آن است که آدمی بدون بهره گیری از هرگونه ابزار و سلاحی و یا بدون آشنایی با طریق استفاده از آن، بخواهد به یک کار صنعتی دست یازد که مسلما نتیجه ای برای وی در پی نخواهد داشت
از ویژگی های اثر حاضر، آن است که اصطلاحات اصولی در آن، به صورت حروف الفبایی تنظیم گردیده است، لیکن از آنجا که برخی از اصطلاحات دارای اقسامی است، همه آن اقسام پس از ذکر مقسم (اصطلاح مورد نظر) بیان گردیده اند
فرهنگ، عصاره و خلاصه زندگی اجتماعی است و در تمام افکار، امیال، الفاظ و تکاپوهای جامعه منعکس می شود و اخلاق تاثیر مستقیم در تشکیل فرهنگ مذهبی دارد.
سوال: نقش اخلاق در ساختار فرهنگ جامعه اسلامی چیست؟ شکی نیست که فرهنگ و اخلاق در یکدیگر تاثیر دارند. اما کدام اصیل و موثر و کدام تاثیر پذیر، شاید کمی تازگی داشته باشد. قبل از ورود به بحث دو واژه فرهنگ و اخلاق را بررسی می کنیم.
فرهنگ
هرگاه بشر، جامعه ای تشکیل داده، فرهنگ نیز به وجود آمده است. فرهنگ سازه ای است اجتماعی، چنان پیچ در پیچ و چند بعدی که ارائه تعریفی جامع از آن دشوار است. پاره ای از اندیشمندان، فرهنگ را مجموعه ای از ابزار های موجود، رسم ها و باورها، دانش ها، هزها، نهادها، و سازمان های جامعه می دانند.انسان از گذرگاه فرهنگ جامعه، موجود اجتماعی می شود و با مردم پیرامون خود صدها جهت، هم رنگی و هم نوایی می یابد، و از مردم جوامع دیگر ممتاز می شود، بنابراین فرهنگ، عصاره و خلاصه زندگی اجتماعی است و در تمام افکار، امیال، الفاظ و تکاپوهای جامعه منعکس می شود. با تمام اختلافات و سلیقه های متنوعی که در فرهنگ های اقوام و قبایل و ملت ها وجود دارد، وجوه مشترکی در فرهنگ ها مشاهده می شود.
وجوه مشترک فرهنگ ها
در پیرامون خود، فرهنگ هایی چون فرهنگ روستایی، شهری، ملی، خانوادگی، قبیله ای، نژادی و....سراغ داریم. معمولا هویت فرهنگی به یک ملت یا کشور خلاصه نمی شود، تمدن، گسترده ترین سازه هویت فرهنگی است که در سایه آن انسان های مختلف به مجموعه رسوم و سنن احساس تعلق می کنند. فرهنگ، معرّف چگونگی زندگی و هویت فردی است. فرهنگ، مبیّن رسوم و سنن و سبک هایی است که الهام بخش حیات اجتماعی، هنری و سیاسی جوامع است. تمام این ها وجوه مشترک بین فرهنگ ها را نشان می دهد، غیر از آن، موارد دیگری در فرهنگ ها وجه مشترک دارد که عبارت اند از:
← فرا گرفتی
...
شهر قم از زمانی که به عنوان مرکزی شیعی در نزد پیروان اهلبیت ـ علیهم السّلام ـ شهرت یافت، پیوسته مهد دانش و فضیلت و سرچشمه فیضان حکمت و معرفت بوده و از همان روزها تربتش را به شرافت و مردمش نیز به فضیلت ستوده شده اند.
خدمات برجسته و مساعی ارزنده دانشمندان قم در راه احیای آیین تشیع و نشر معالم دین و فرهنگ اسلام به حدی بود که تاج کرامت ابدی بر تارک شریف آنان نهاده شده، تا آنجا که از ] معصوم ـ علیهم السّلام ـ نقل شده است: لولا القمیون لضاع الدین؛ اگر اهل قم نبودند دین ضایع می گشت.
دلیل نامگذاری شهر قم
اما اینکه چرا این شهر را قم نام نهاده اند، از وجود مقدس امام جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ رسیده که فرمودند: انّما سمّی قم لانّ اهلها یجتمعون مع قائم آل محمد(عج) و یقومون معه و یستقیمون علیه و ینصرونه؛ (این شهر) قم نامیده شد زیرا که اهلش در اطراف حضرت قائم آل محمد (عج) گرد می آیند و با آن حضرت قیام می نمایند و با او ـ علیه السّلام ـ همراه اند و در کنار او پایداری می کنند و او را یاری می نمایند. از حضرت هادی ـ علیه السّلام ـ نقل شده که حضرت فرمودند: علت نامگذاری این شهر به قم آن بود که وقتی کشتی نوح ـ علیه السّلام ـ در طوفان به این نقطه رسید از حرکت ایستاد. و اینجا قطعه ای از بیت المقدس می باشد.
جایگاه شهر و مردم قم
مژده جایگاه خاص قم در تشیع هفتاد و چند سال قبل از نزول فاطمه معصومه ـ علیها السّلام ـ به قم و در زمانی که هنوز پدر بزرگوارش امام کاظم ـ علیه السّلام ـ دیده به جهان نگشوده بود توسط (امام جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ) بیان شد، آن گاه که فرمود: بانویی فاطمه نام، از فرزندم موسی ـ علیه السّلام ـ در این شهر (قم) از دنیا می رود (و مقام و منزلتی دارد) که شیعیان را شفاعت می کند و همگی به بهشت می روند. در روایتی دیگر حضرت فرمودند: انّا لله حرماً و هو مکه و ان للرسول ـ صلی الله علیه و آله ـ حرماً و هو المدینه و ان لامیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ حرماً و هو الکوفه و ان لنا حرماً و هو بلده قم و ستدفن فیها امراه من اولادی تسمّی فاطمه فمن زارها وجبت له الجنه، قال الراوی و کان هذا الکلام منه قبل ان یولد الکاظم ـ علیه السّلام ـ.... و از برای ما حرمی است که آن شهر قم است، و طولی نخواهد کشید که بانویی فاطمه نام از فرزندانم در آن شهر مدفون خواهد شد و برای زیارت کنندگانش بهشت واجب می شود. حتی در مورد شاگردان مکتب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ نیز روایاتی رسیده که با وجود آنها، بلاء از اهل قم دفع می شود. این شهر از زمان قبول اسلام تا امروز یعنی در طول سیزده قرن همواره بنام مرکز تشیع و پایتخت شیعه امامیه خوانده شده است، حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ می فرمایند: قم سرزمین ماست، سرزمینی که پاکیزه و مقدس است برای شیعیان ما، که ولایت ما را قبول کرده است. و این پایگاه تشیع، مورد عنایات خاصه ائمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ بوده و بیش از سی روایت درباره شهر و مردم اش از طرق معتبره رسیده است تا جائی که خواب در قم را عبادت خوانده اند و از امام موسی کاظم ـ علیه السّلام ـ رسیده که حضرت فرمودند: قم عش آل محمد و مأوی شیعتهم؛ قم آشیانه ما ( آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ) و پناهگاه شیعیان ماست. عصاره احادیث وارده با حذف تکرار چنین است: شهر قم قطعه ای از بیت المقدس، شهری مقدس، مطهر و بلد ما اهل بیت و شیعیان ماست، چه نیکو موضعی است قم، که خداوند متعال آن را بر سایر بلاد حجت قرار داده و ستمگران در آن گداخته گردند، چنانکه نمک در آب ذوب می گردد و زود باشد که علم و معرفت از کوفه بدان شهر منتقل گردد و از آنجا به سایر بلاد، منتشر شود به طوری که نزدیک ظهور حضرت حجت (عج) مستضعفی در دنیای آباد یافت نشود تا جایی که زنان خانه دار به علم امامت و ولایت واقف باشند. امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: عن ابی عبدالله ـ علیه السّلام ـ : قال ستدفن فیها امرأه من اولادی تسمی فاطمه فمن زارها وجبت له الجنه؛ در این شهر فاطمه بنت موسی ـ علیه السّلام ـ دفن خواهد گشت که هر کس او را زیارت کند بهشت برایش واجب گردد. در آثار پیرامون قم چنین آمده است: بهشت را هشت باب است و سه درب آن به سوی مردم قم است. و محدث قمی نقل می نماید: از برای بهشت درب است و یک درب از آنها خاص اهل قم می باشد، گوارایشان باد، گوارایشان باد. در مورد مردم قم که در این شهر مقدس مدفون می شوند، فضیلتی است که دیگران را چنین فضیلتی نیست. محل حشر و نشر جمیع مردم بیت المقدس است جز اهالی قم که در گور خویش محاسبه می شوند از آنجا به بهشت محشور می گردند و این کرامت به اهل قم اختصاص دارد. و اهل قم به تأییدات ربانی مؤید و به توفیقات سبحانی مشرف اند و فرشتگان پیوسته از آنان بلایا را دفع کنند و بندگان مؤمن خدای متعال در آن شهر گرد آمده و در انتظار شفاعت پیغمبر خود بسر می برند.سلام خداوند بر اهل قم و رحمت الهی برایشان باد که آنها اهل رکوع و سجود، قیام و قعود، و آمرزیده و مغفور می باشند، خداوند برکات خود را برایشان نازل گرداند که ایشان اند علماء، فقهاء، فهماء و اهل دیانت و حسن عبادت که سیئاتشان به حسنات تبدیل می گردد.و سخن آخر اینکه حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: اذا اصابتکم بلیّه و عنا فعلیکم بقم فانه مأوی الفاطمیین؛ زمانی که به شما گرفتاری و غمی رسید، به شهر قم پناه برید چراکه قم محل و مأوای فاطمیین است.
قم؛ پایگاه علوم اهلبیت ـ علیهم السّلام ـ
...
عقاید جن در فرهنگ و ادبیات عامه مردم و مسلمانان جایگاه ویژه ای به خود اختصاص داده است.
مردم عرب موجودات نامرئی را به جنّ و حِنّ تقسیم می کردند و جنّ را از حنّ برتر می شمردند.
به زعم ایشان ، حنّ ضعفای جنّ بودند و برخی معتقد بودند که جنّ و حنّ دو موجود به کلی متفاوت اند که به یکدیگر ارتباطی ندارند.

اقسام جن در لسان مردم عرب
جنّ را به گونه های دیگر نیز تقسیم کرده بودند: جنّ اگر کافر و فاسد بود، شیطان ؛ چون به آسمان بر می آمد که استراق سمع کند، مارِد؛ اگر از این هم بیشتر فساد می کرد، عِفریت و چون ازین درجه فساد هم می گذشت ، عَبْقَری نامیده می شد.
به روایت جاحظ (متوفی ح ۲۵۵) هر نوع جنّ، چه مذکر چه مؤنث ، که به صورتهای گوناگون بر مسافران ظاهر می شد، غول بود و سِعلاه نامی بود که فقط بر جنّهای مؤنث اطلاق می شد.
به جنّ معمولی ، اگر در میان مردم زندگی می کرد و آزاری به کسی نمی رساند، عامر (جمع آن : عُمّار) می گفتند؛ اگر به کودکان آزار می رساند، آن را ارواح می نامیدند و اگر طاهر و خوب بود، آن را مَلَک می خواندند.
به جنّی که بدنش مانند نصف بدن انسان بود (یک چشم و یک پا داشت ) و بسیار به مسافران صدمه می زد و گاهی ایشان را هلاک می کرد، شِقّ می گفتند.
طوسی قسمی جنّ را در هند معرفی کرده که از سر تا کمر، به صورت انسان بوده و از کمر به پایین ، به شکل حیوانات است .

تقسیم دیگر جن در منابع فارسی و عربی
قسم دیگر جنّ، که در منابع فارسی و عربی ذکر شده است ، نسناس نام دارد که مانند شقّ یک چشم و یک پا بیش تر نداشته و با ایجاد آتش سوزی در خانه ها، آزار می رسانده است .
جنّ دیگری به نام غَدّار، به اعمال جنسی علاقه داشته و گاه به خواسته خلاف خود می رسیده است
جنّیان ، به صورتهای گوناگون ، در متون عربی و فارسی و نیز فرهنگ عامه ایرانیان وصف شده اند.
از رسول اکرم روایت شده است که جنّیان سه قسم اند: آنهایی که بال دارند و پرواز می کنند، آنهایی که شبیه مار و سگ اند و آنهایی که در سفرند و به جاهای گوناگون می روند.

روایت از قول ابن عباس
...
به همت پژوهشکده ی فقه و حقوق، نشستی با محوریت میراث فرهنگی؛ موضوع شناسی و چالش های فقهی حقوقی برگزار شد.در این نشست، سه تن از پژوهشگران، از سه منظر به بحث و نظر پرداختند:۱. مهندس سید محمد بهشتی.• مسئول پیشین سازمان میراث فرهنگی (۱۳۷۶ ۳۸۲).• معاون رئیس سازمان و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری (۳۱۳۸۴۱۳۸).۲. آقای صمدی.• کارشناس حقوقی سازمان میراث فرهنگی.• مدیرکل دفتر حقوق بین الملل سازمان میراث فرهنگی (۴۶۱۳۸۴۱۳).• استاد دانشگاه.• پژوهشگر عرصه ی میراث فرهنگی.۳. حجت الاسلام والمسلمین اراکی.• عضو مجلس خبرگان رهبری.• سرپرست مجمع جهانی اهل بیت.• نماینده ی پیشین رهبری در کشور انگلستان.در پایان این نشست، پژوهشگران به پرسش های حاضران پاسخ دادند.
← موضوع شناسی میراث فرهنگی
← نوع نگاه دولت به میراث فرهنگی
← اهمیت بحث میراث فرهنگی
...


فرهنگ در دانشنامه ویکی پدیا

فرهنگ
فرهنگ راهکارهای شایع موجه در یک جامعه است برای رفع هرگونه نیاز واقعی یا غیر واقعی. فرهنگ همواره نرم افزار است و تمدن شامل آن و سخت افزارهاست. به عبارت ساده تر فرهنگ آن چیزی است که مردم با آن زندگی می کنند. فرهنگ ازآنِ مردم است؛ ادوارد تایلور (۱۹۱۷–۱۸۳۲) فرهنگ را، مجموعه پیچیده ای از دانش ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هرچه که فرد به عنوان عضوی از جامعه از جامعهٔ خویش فرامی گیرد تعریف می کند. هر منطقه از هر کشوری می تواند فرهنگ متفاوتی با دیگر مناطق آن کشور داشته باشد. فرهنگ به وسیلهٔ آموزش، به نسل بعدی منتقل می شود؛ در حالی که ژنتیک به وسیلهٔ وراثت منتقل می شود. مثلاً گفتگو به زبان فارسی یک راهکار است بر رفع نیاز رو در رو سخن گفتن و زبان چینی راهکاری دیگر برای مردمانی دیگر برای رفع همین نیاز است.
۱. سازگاری کلی با نیازهای غریزی و فطری واقتصادی یا محیط جغرافیایی پیرامون؛
فرهنگ، راه مشترک زندگی، اندیشه و کنش انسان در یک جامعه است. فرهنگ در بر گیرندهٔ این موارد است:
۲. سازمان مشترکی که برای فرونشاندن نیازهای اجتماعی و سیاسی که از محیط پیرامون برخاسته اند، پیدا شده است؛
فرهنگ شامل هنر، ادبیات، علم، آفرینش ها، فلسفه و دین است. فرهنگ ها دارای عناصر بسیارند که بطور آمیزه و نامیزهٔ معنایی در جامعه شناورند و درست از میان خودآگاه و ناخودآگاه هوشیاری اجتماعی عبور می کند. مردم برای تغییر فرهنگ خود لازم است زحمت زیادی بکشند. زیرا فرهنگ؛ خواهانِ مانایی است. در برابر فرهنگ، نافرهنگ است و عبارت است از آنچه جامعه با آن تعامل دارد ولی فرهنگ نیست. مانند اقلیم، آب و هوا، ژن، حوادث، وجود یا عدم وجود منابع طبیعی، سنت های الهی، بیماری ها و …
۳. مجموعهٔ مشترکی از اندیشه ها و دستاوردها.
فرهنگ ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
فرهنگ مجموعه ای از باورها و رفتارهای گروه های انسانی
فرهنگ لغت یا واژه نامه
تالار فرهنگ تالاری در تهران
فرهنگسرا مکانی برای فعالیت های فرهنگی
وزارت فرهنگ نام پیشین وزارت آموزش و پرورش ایران
فرهنگ و مردم نام نشریه ای است
واژه نامهٔ داده از اجزای سیستم های نرم افزار کامپیوتر
فرهنگ باستان شناختی
منصور فرهنگ نمایندهٔ پیشین ایران در سازمان ملل متحد
داریوش فرهنگ کارگردان و بازیگر سینما
فرهنگ آباشه وو (به روسی: Абашевская культура) فرهنگی باستانی بوده مربوط به عصر برنز متاخر در پیرامون سده های ۱۷ و ۱۶ پیش از میلاد مسیح که در دره های ولگا و رود کاما در شمال پیچش رود سامارا و جنوب کوه های اورال پیدا شده است. نام آباشه وو از روستایی به همین نام در چوواشیا وام گرفته شده است. آنچه از آباشه وو برجای مانده گورهای به شیوهٔ کورگان و اثرهایی از باشندگان آن است.
در این فرهنگ کشاورزی هم رواج داشته است. باشندگان دارای گله های گاو بوده اند. باشندگان از اسپ و گردونه نیز سود می بردند. اشیاء یافته شده در آباشه وو با آنچه در موکنای آغازین یافت شده است سنجش پذیراست.
شیوهٔ خاک سپاری آباشه وو پیرو فرهنگ گورچالی (یامنا) است. چیزهایی را که با پیکر مرده در گور نهاده اند اندک بوده و بیشتر یک یا دو گلدان را دربر می گیرد.
شواهدی از گدازش مس و نیز استخراج این فلز به دست باشندگان این فرهنگ از کوه های اورال در دست است.
آنان به زبانی از خانوادهٔ زبان های هندوایرانی سخن می گفته اند. ساکنان این فرهنگ همچنین ارتباطاتی با اورالی زبانان داشته اند و این ارتباط سبب ورود وام واژه های هندوایرانی به زبان های اورالی شده است.
دایرةالمعارف فرهنگ آثار مجموعهٔ شش جلدی معرفی آثار مکتوب ملل جهان از ابتدا تا امروز است. این دایرةالمعارف به سرپرستی رضا سیدحسینی و همراهی مترجمان و ویراستاران بنام کشور شکل گرفت. فرهنگ آثار در سال ۱۳۷۸ توسط انتشارات سروش به چاپ رسید و در سال ۱۳۸۱ به چاپ دوم رسید.
این اثر ترجمه فرهنگی به همین نام (Dictionnaire des oeuvres) است که حاصل فعالیت های پژوهشگران ایتالیایی و فرانسوی بوده و چاپ نخست آن در سال ۱۹۵۳ منتشر شد. تعدادی از مقالات مجموعه فرانسوی حذف شد و در عوض مقالاتی از فرهنگ ادبی آلمانی کیندلرز (Kindlers) درباره آثار شاعران و نویسندگان ملل جهان سوم انتخاب و ترجمه شد و در مجموعه قرار گرفت. همچنین تعدادی از آثار ایرانی و آثار متعلق به جهان اسلام نیز انتخاب شدند و مقالاتی در معرفی این آثار نوشته شد و در میان فرهنگ آثار جای گرفت.
سرزمین آرتساخ یا قره باغ کوهستانی در پیدایش و احیای ملت ارمنی و تاریخ سیاسی و فرهنگی آن نقش بسیار مهمی داشته است.
از هزاره اول (پیش از میلاد) و زمان حکومت آیرارات و سپس یرواندونیها آرتساخ نیز بخشی از سرزمین گستردهٔ ارمنستان بوده. طبق نوشته های استرابون آرتساخ اقتصادی پیشرفته داشته و در زمان جنگهای ارمنیان با دشمنان، سواره نظام قدرتمندی به کارزار گسیل میکرده.
در اوایل سده ۴ (میلادی)، ارمنیان آرتساخ به دین مسیحیت گرویدند و آن را به منزلهٔ دین رسمی پذیرفتند.
منطقهٔ آرتساخ یکی از غنیترین مناطق سرزمین ارمنستان از نظر وجود بناها و اماکن مذهبی است. در بخشهای مرکزی و مناطق دیگر در طی سده های میانه بدون وقفه در زمینه های تعلیم، تحصیل، نگارش و انتشار ادبیات مذهبی و زبان و فرهنگ ارمنی بسیار فعال بوده اند.
فرهنگ آریان پور نام سلسله فرهنگ های انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی در حجم های گوناگون است که توسط عباس آریان پور کاشانی و منوچهر آریان پور کاشانی تألیف و توسط مؤسسهٔ انتشارات امیرکبیر در سال ۱۳۵۳ خورشیدی منتشر گردیده اند. اخیراً نسل سوم فرهنگ های آریانپور توسط انتشارات جهان رایانه به طبع رسیده که بزرگ فرهنگ انگلیسی به فارسی پیشرو آریانپور در ۷ جلد و فارسی به انگلیسی در ۴ جلد از جملهٔ آنها می باشد.
کتاب فرهنگ آزاد (Free Culture) کتابی است نوشتهٔ لارنس لسیگ (Lawrence Lessig) در ارتباط با رشد سریع فناوری در سطح جهانی.
این کتاب در مورد فرهنگ جامعه (در این کتاب غالباً جامعهٔ ایالات متحده مدّنظر است) بررسی مسایلی چون قانون "حق تکثیر"، "حقوق پدیدآورندگان" و تأثیر پدیدهٔ اینترنت بر این قانون ها می باشد. اینکه بسیاری از مدّعیان این حقوق خود از نقض کنندگان این حقوق بوده اند. اینکه با پیشرفت فناوری در قانون تغییراتی داده شده ولی در شرایطی که این تغییرات به سود صاحبان قدرت بوده است.
فرهنگ آفریقا توسط یک نظام کاملاً یکپارچه از ارزشهای اجتماعی مشخص می شود، از طریق فرایندهای تاریخی اطلاع داده می شود که از سازمان اجتماعی خود پشتیبانی می کند. جالبترین ویژگی فرهنگ آفریقایی ماهیت تقریباً یکدست از یک شبه- زبان آفریقائی است، که عناصر غیر کلامی برقراری ارتباط آن برای تغییر مفهوم و انتقال احساس بکار می روند. همچون اروپایی های جنوبی، آفریقایی ها بیشتر حراف، گرم و متعهد می باشند. این شبه- زبان آفریقایی در مجموعه ای از روابط تاریخی و باورهای معنوی باستانی ریشه دارد که در نسل، زبان، سیاست در حال شکوفائی، و نیز تراژدی های توامان برده داری و استعمار آفریقا جای گرفته اند.
گویشهای شبه زبانشناختی آفریقایی ها، و تنفسهای اجتماعی بنیادی به سادگی قابل تشخیص بوده و در یک فلسفه باستانی قوی و عمیقاً جا افتاده ریشه دوانده که حتی در مواجهه با جابجایی های گسترده اجتماعی و جغرافیای سیاسی حاصل از تغییر نمودار جمعیتی نیز مستلزم تداوم و تعالی آنها است.
فرهنگ نوین آفریقایی از طریق پاسخهای پیچیده به امپریالیسم عربی و امپریالیسم اروپایی بروز می یابد. در شروع اواخر دهه ۱۹۹۰، آفریقایی ها بطور فزاینده ای می خواستند هویت خود را مجدداً اظهار نمیند. خصوصاً در شمال آفریقا خودداری از پذیرش برچسب عربی یا اروپایی منجر به بک نوع سرریز تقاضاها برای پاسداشت زبانها و فرهنگ بومی آمازیغ در مراکش، مصر، الجزایر و تونس منجر شد. پیدایش (باور) همه- آفریقائی گرائی از زمان افول آپارتاید، سبب افزایش تقاضاها برای حسی احیا شده از هویت آفریقایی گردید. در جنوب آفریقا، روشنفکران جوامع مقیم از اعقاب اروپایی بطور فزاینده ای به خاطر دلایل فرهنگی تا علل جغرافیایی یا نژادی هویت آفریقایی پیدا کردند. معروف است که برخی افراد، مراسم مذهبی انجام می دادند تا عضو جوامع زولو یا سایر شوند.
شباهتاهای میان فرهنگهای گروه های مختلف نژادی و ملی به آفریقا جلوه ای از همپوشانی فرهنگها بخشید. در واقع طبیعت فرهنگ آفریقایی شامل سلسله ای از عناصر مرتبط معنوی می شود. جایی که خطوط شکاف فرهنگی قرار می گیرند، آنها به سرعت به عناصر ستبر تر و انگیزه سازتری تمایل می یابند که معنوی گرایی آفریقایی را نشان می دهد. اما، خطوط شکاف فرهنگی، بین آن دسته از آفریقایی هایی بارز است که به سبکهای زنگی غربی یا باختری شبیه شده اند و نیز آفریقایی هایی که اصول اخلاقی و سنتی قدیم آفریقا را رعایت نموده یا به آن عمل می کنند.
بیشتر فرهنگ سنتی آفریقا در نتیجه سالها غفلت و سرکوب در اثر رژیمهای استعماری و نو استعماری نابود شده است. اکنون یک نوعی قیام در انجام کوششهایی برای کشف مجدد و بخشیدن مجدد شهامت به فرهنگ سنتی آفریقا تحت جنبشهایی صورت گرفته همچون رنسانس آفریقایی به رهبری تابو مبکی، تمرکزگرایی آفریقایی به رهبری گروه قدرتمندی از فرهیختگان از جمله مولفی آسانته و نیز تشخیص فزاینده ای از معنویگرائی سنتی از طریق جرم زدایی از وودوو (در غرب آفریقا) و دیگر اشکال معنویت. در سالهای اخیر فرهنگ سنتی آفریقا با فقر روستایی و کشاورزی برای معاش مترادف شده است.
فرهنگ مدنی در آفریقا، که هم اکنون با ارزشهای غربی همراه شده، تضاد بزرگی با فرهنگ سنتی مدنی آفریقا دارد که زمانی غنی بود و بر اساس استانداردهای نوین غربی دلخواه بوده است. شهرهای آفریقایی همچون لوآنگو، مبانزا کنگو، تیمبوکتو، تیبس مصر| تیبس، مروئه و دیگرشهرها به عنوان پررونق ترین مراکز شهری و صنعتی، پاکیزه، با طرحی مناسب، و پر از دانشگاه ها، کتابخانه ها، و معابد محسوب شده بودند. این تصویر از زندگی سنتی شهری در آفریقا تضاد عمیقی با شهرهای اروپائی داشت که آلوده، شلوغ و به هم ریخته بودند... ویژگیهایی که تا حدود زیادی حفظ شده اند.
اصلی و با دوامترین خط شکاف فرهنگی در آفریقا، جدایی بین روستا گرایی| روستا گرایان و کشاورزی| کشاورزان است. این فاصله هرگز مبتنی بر رقابت اقتصادی نیست و نبوده است، اما تا حدودی بر مبنای سیاست استعماری نژادگرایی است که روستاگرایان به عنوان یک نسل متفاوت که از کشاورزان پدید آمده اند می داند، و یک شکل از آپارتاید را بین دو فرهنگ در آغاز دهه ۱۸۸۰ اعمال نموده که تا دهه ۱۹۶۰ ادامه می یابد. اگرچه قدرتهای استعماری اروپا بطور گسترده ای صنعتی شدند، بسیاری از مدیران و فلاسفه ای که نوشته های آنها وجود استعمار را منطقی قلمداد می کرد، سیاستهای شبه علمی به نژادی و نژادپرستانه را بر روی آفریقایی ها طی آزمایشهای مهندسی انحرافی اجتماعی انجام دادند.
بیشتر دسته بندی مجدد نژاد پرستانه در آفریقایی ها جهت تناسب یافتن با الگوهای اروپایی، متناقض و ناهمگرا بوده است. اما، به دلیل مشروعیت بخشی به آنها و قوانینی که از این سیاستها وضع شده که دارای پشتوانه نیروی پلیس، اثبات علمی و قدرت اقتصادی بوده، آفریقایی ها یا با ایستادن در برابر قوانین جدید، واکنش نشان دادند، یا آنها را به نفع (ایده) همه- آفریقائی گرایی رد کردند. تمامی اعضای جوامع وافراد آفریقایی از طریق هیئتهای استعماری به نژادی مورد سنجش قرار گرفتند و هویتها و اصالت نژادی آنها بر اساس دانشی نامعلوم مجدداً تعیین گردید. مدارس کلاً مشابه اروپائی ها در برخی جنبه های فیزیکی یا فرهنگی به تدریس پرداختند که نسبت به دیگر آفریقایی ها برتری داشت و شایسته امتیازات بیشتری بود. این مسئله از سوی دیگر اروپائیانی موجب خصومت شد- سوسیالیستها و کمونیستها- که آفریقایی ها را بر طبق گروه های مبهم می شناختند که بر مبنای معیارهای اروپایی الگوسازی شده بود.
ساده ترین راه برای تقسیم آفریقایی ها در راستای خطوط اقتصادی بود. روستا گرایان، کشاورزان، شکارچیان و آفریقایی های غربزده، همه به وضوح فرهنگهای قابل تشخیصی را تشکیل می دادند که هر کدام نقش متفاوت و از شکل افتاده ای را در سیاست نوین آفریقا ایفا می نمود. آفریقائی های غربزده، خصوصاً نوبی های سنگالی و سودانی از مراکز شهری چون داکار و خارطوم، به عنوان توده ای از ارتشهای استعماری علیه آفریقاییهای روستایی استفاده می شدند. روستاگرایان با ضبط همده فروشی سرزمینهای چرا به نفع امور کشاورزی به گروه های تندرو (افراطی) تبدیل می شدند. کشاورزان به خاطر زمین و آب با روستاگرایان پس از اقدامات سنتی سهم دهی در اثر سیاستهای استعماری از بین رفت، درگیر شدند.
علاوه بر این، حجم فزاینده ای از انسان شناسی نظری و دانش نژادی، باورهای کاذبی را راجع به برتری و حقارت آفریقایی ها با سوابق فرهنگی و اقتصادی متفاوت ایجاد نمود. اکثریت گسترده ای از طبقه فرهیخته در آفریقا از بیگانگان بودند و خواهان ارائه بازنمایی هایی غیر بومی و برون سرزمینی از آفریقا بودند. اعمال احکام و سیاستهای دولت موجب تولید آثاری شد که تعصبات استعمارگران اروپایی را مورد تایید قرار می داد.
هنر و معماری آفریقا بیانگرتنوع فرهنگهای آفریقایی می باشند. قدیمی ترین نمونه های موجودهنری در آفریقا مهره های ۷۵هزار ساله ای می باشند که از صدفهای « ناساریوس» ساخته شده و در غار بلومبوس کشف شده اند. هرم کبیر گیزا در مصر بلندترین سازه معماری جهان برای مدت ۴هزار سال تا زمان ساخت برج ایفل بود. مجموعه اتیوپیایی کلیساهای یک پارچه در لالیبلا درکلیسای سن جرج نمونه ای از آن است، به عنوان یکی از عجایب دیگر مهندسی می باشد.
به علت تنوع نژادی در کشور آفریقای جنوبی، فرهنگ " واحدی " در این کشور نمی توان یافت. امروزه تنوع غذایی در این کشور که متأثر از فرهنگ های مختلف حاضر در آن است باعث شده جهانگردان و حتی به سرمایه گذاری در تهیه آن دست بزنند. علاوه بر غذا، موسیقی و رقص هم از نمادهای فرهنگی این کشور هستند.
سبک غذا در آفریقای جنوبی بسیار وابسته به گوشت است و معمولاً در مجالسی با نام " برائی (braai) مورد استفاده قرار می گیرد. همچنین آفریقای جنوبی یک تولید کننده قوی مشروب تبدیل شده است و برخی از بهترین تاکستان های جهان در دره های اطراف استلن بوش فرانس چوک پارل باری دال قرار دارند.
موسیقی آفریقای جنوبی نیز بسیار متنوع است. بسیاری از نوزاندگانی که در دوران آپارتاید به زبان انگلیسی یا آفریکانس می خوانده اند سبک منحصر به فردی با نام واتیو (Kwaito) را پدید اورده اند. از میان این افراد می توان به برندافاسی اشاره کرد. که با آهنگ “Weekend Special” که به زبان انگلیسی خواند به شهرت رسید.
از دیگر خوانندگان معروف می توان به لیدی اسمیت بلک مامبازو اشاره کرد و همچنین سوتو استرینگ کوارتت که موزیک کلاسیک را به سبک آفریقایی اجرا می کند. خوانندگان سفید پوست و رنگین پوست آفریقایی از سبک آفریقایی سنتی کمتر استفاده می کنند وبیشتر به سبک های اروپایی مانند گروه های متال غربی (سیثر) تمایل نشان می دهند. موسیقی آفریکانس دارای گونه های مختلفی است مانند استیو هافمیر معاصر و گروه پانک راک فوکوف پلی سیکار .
اکثریت جمعیت سیاه پوست این کشور هنوز در مناطق روستایی زندگی می کنند و از زندگی ساده و فقیرانه ای برخوردارند. با این وجود موسیقی، و رقص سنتی توسط همین مردم زنده مانده است و هر چه سیاه پوستان شهری و یا غرب زده می شوند فرهنگ و سنت شان کمرنگ تر می شود. اغلب سیاه پوستان شهرنشین علاوه بر زبان ماروی خود زبان انگلیسی یا آفریکانس صحبت می کنند متکلمان به زبان هایب خویسان که به زبان های رسمی نیستند بسیار اندک هستند این زبان یکی از هشت زبان به رسمیت شناخته شده در آفریقای جنوبی است عده اندکی از مردم هم به زبان های در معرض انقراض صحبت می کنند و عمده آنها از قبیله khoi – sau هستند که از موقعیت های اجتماعی پایینی برخوردار است با این وجود تعدادی از گروه های اقلیت تلاش می کند از زبان های در حال انقراض بیشتر استفاده کننده و آنها را زنده نگه دارند.
شیوه زندگی اقلیت سفید پوست بسیار شبیه به شیوه زندگی سفید پوستان اروپای غربی آمریکای شمالی و استرالیا است.
علی رغم تبعیضات گسترده تحت تأثیر آپارتاید رنگین پوستان ترجیح می دهند با سفید پوستان ارتباط برقرا کنند تا سیاه پوستان و به خصوص رنگین پوستانی که به زبان آفرکانس صحبت می کنند زبان و مذهبی مشابه زبان و مذهب آفریقایی های سفید پوستان دارند.
آسیایی های ساکن آفریقای جنوبی که اغلب از هند به اینجا آمده اند فرهنگ، زبان و عقاید مذهبی خود را حفظ کرده اند و مسیحی هندو و یا سنی هستند و به انگلیسی صحبت می کنند و عده ای هم به گوجاراتی و زبان تامیل سخن می گویند اغلب هندی ها توسط کشتی معروف ترورو (Truro) به عنوان خدمتکاران قرار دادی به ناتال وارد شدند و در مزارع نیشکر به خدمت گرفته شدند چینی ها بعد از هندی ها در رده دوم مهاجران آفریقای جنوبی قرار دارند و با افزایش مهاجرت از تایوان تعدادشان در حال افزایش است. از آنجا که طبق آپارتاید تایوانی ها سفید پوست هستند و نه آسیایی فرهنگشان نیز بیشتر به سفید پوستان شبیه است تا به بقیه آسیایی های زرد پوست.
فرهنگ آلمانی دیر زمانی پیش از ظهور آلمان به عنوان یک حکومت ملی آغاز شد و در سرتاسر جهان آلمانی زبان گسترش یافت. فرهنگ در آلمان، از ریش هایش، توسط جریان های مردمی و عقیدتی در اروپا چه مذهبی و چه سکولار، شکل داده شده است. از نظر تاریخی، آلمان Das Land der Dichter und Denker (سرزمین شعرا و متفکرین) خوانده شده است.
حکومت های فدرال مسئول نهادهای فرهنگیند. ۲۴۰ تئاتر بهرمند از یارانه، صدها ارکستر سمفونی، هزاران موزه و بیش از ۲۵،۰۰۰ موزه در آلمان پراکنده اند. بسیاری از این فرصت های فرهنگی استفاده می کنند، سالانه ۹۱ میلیون بازدید از موزه های آلمان صورت می گیرد؛ سالانه ۲۰ میلیون نفر به تئاتر و اپرا می روند؛ ۲٫۶ میلیون سالی به ارکسترهای سمفونی گوش می دهند. آلمان دارای ۳۳ اثر در فهرست میراث جهانی یونسکو است.
مختصات: ۵۵°۵۳′ شمالی ۵۵°۴۲′ شرقی / ۵۵.۸۸۳° شمالی ۵۵.۷۰۰° شرقی / 55.883; 55.700
سین تاشتا-پتروفکا-آرکائیم در جنوب کوه های اورال و شمال قزاقستان کنونی، این فرهنگ میان سال های ۲۲۰۰ تا ۱۶۰۰ پیش از میلاد برپا بوده است و دربرگیرندهٔ بخش های زیراست: استحکامات سینتاشتا در استان چلیابینسک که زندگی در آن به پیرامون ۱۸۰۰ پیش از میلاد باز می گردد.
فرهنگ آندرونوو(به روسی: Андроновская культура) مجموعه ای از فرهنگی های بومی همانند مربوط به عصر برنز بود که از پیرامون ۲۳۰۰ تا ۱۰۰۰ پیش از میلاد در منطقهٔ غربی استپ های آسیایی و باختر سیبری وجود داشت. این فرهنگ نام خود را وام دار روستایی به نام آندرونوواست که در ۱۹۱۴ میلادی در آن گورهایی -با اسکلت های خمیده خاک شده که به همراه سفال هایی به خاک سپرده شده بودند- یافت شد. بدین فرهنگ سینتاشتا-پتروفکا هم می گویند.
سکونت گاه پتروفکا در قزاقستان کنونی
فرهنگ آندرونوو چهار خرده فرهنگ وابستهٔ برجسته داشته است که به سوی جنوب و خاور گسترده شده بودند:
آرکائیم
احتمال داده می شود که دورهٔ فرهنگ آندرونوو زمان شکل گرفتن اسطوره های نخستین آریایی باشد.
آلاکول که میان سال های ۲۱۰۰ تا ۱۴۰۰ پیش از میلاد میان آمودریا و سیردریا در بیابان قزل قوم برجای بوده است؛ الکسیفکا مربوط به ۱۵۰۰ تا ۱۳۰۰ پیش از میلاد و مرتبط با نمازگاه تپه ۶ در ترکمنستان کنونی.
فدروو در جنوب سیبری و مربوط به ۱۵۰۰-۱۳۰۰ پیش از میلاد؛ در آن شواهدی بر سوزاندن مردگان و نیز نیایش آتش به دست آمده است. بیشکند-وخش مربوط به ۱۰۰۰ تا ۸۰۰ پیش از میلاد
فرهنگ آنَنْدراج یکی از فرهنگ های زبان فارسی نوشته شده در سده نوزدهم میلادی و از کامل ترین و منظم ترین فرهنگ های زبان فارسی عصر خود است.
این فرهنگ را محمد پادشاه متخلص به «شاد» فرزند غلام محیی الدین، میرمنشی مهاراجه میرزا آنند گجپتی راج منه سلطان بهادر، راجهٔ ایالت ویجی نگر از ایالات دکن هندوستان، بر اساس چند کتاب لغت دیگر گردآوری کرده است. این کتاب به اشاره ابن راجه و به نام او (آنندراج) نوشته شده است. کار تألیف کتاب در ۱۲۶۷ خورشیدی (برابر با ۱۳۰۶ قمری و ۱۸۸۸ میلادی) به پایان رسید و یک سال بعد، در سه جلد بزرگ به قطع رحلی به هزینهٔ مهاراجه آنندراج در چاپخانهٔ نولکشور لکهنو به چاپ رسید.
این فرهنگ در سال ۱۳۳۵ خورشیدی در هفت جلد به کوشش محمد دبیرسیاقی در تهران منتشر شد و در ۱۳۶۳ تجدید چاپ شد.
محمّد پادشاه چون بر زبان انگلیسی احاطه داشته، فرهنگ‏ های معتبر انگلیسی را سرمشق خویش قرار داده و با تألیف مجموعه مترادفات و فرهنگ آنندراج در عرصه فرهنگ نویسی به زبان فارسی خدمتی درخور توجّه کرده است؛ زیرا هر یک از این دو فرهنگ ویژگی‏ هایی دارد که پیش از آن در فرهنگ‏ های فارسی سابقه نداشته است. این فرهنگ مشتمل بر واژه های فارسی، ترکی و عربی است و شواهدی از شعر و نثر در بر دارد. بسیاری از لغات فارسی با شواهد شعری آراسته شده اند. همچنین در این کتاب به برخی اصطلاحات مفید و متداول عامه اشاره شده و مترادفات بسیاری از کلمات آورده شده اند. گاهی نیز از مباحث دستوری و صرف و نحوی آن ها سخن به میان آمده.
فرهنگ آنندراج نخستین بار در حیات مؤلّف در سه جلد در هند به چاپ رسیده و نسخه ای از آن در کتاب خانه آستان قدس رضوی نگهداری می‏ شود که در آغاز نخستین جلد آن چند برگ هست که در بیشتر نسخه های دیگر موجود نیست.
فرهنگ اتریشی (به آلمانی: Österreichische Kultur)، در گذشته و حال، تا حد زیادی توسط همسایگان پیشین و کنونی اش: ایتالیا، لهستان، آلمان، مجارستان، و بوهمیا تحت تأثیر قرار گرفته است.
قرن ها است که فرهنگ اتریشی به فرهنگ اروپایی باهم درآمیخته و دستاوردهای بین المللی شناخته شده ای را باعث شده، برای مثال؛ بناهای مهمی از همهٔ دوران ها، که بسیاری از آنها به عنوان میراث جهانی یونسکو نگهداری می شوند بوجود آمده است. در سده های ۱۸ و ۱۹ اتریش با کلاسیک وینی اش یکی از مراکز موسیقی زندهٔ اروپا بوده، که نه تنها در ارائهٔ انواع نوازندگان و آهنگسازان نام دار مربوط به سرزمین خود درخشیده، بلکه در داشتن تعداد زیادی از خانه های اپرا، تئاتر و ارکستر و همچنین در ارائهٔ موسیقی سنتی متنوع مانند کنسرت سال نو، جشنواره های متعدد و کاباره های پر جنب و جوش، که هنوز هم موجودند شناخته بوده است. حتی در بخش آشپزی نیز، اتریش سنتی گسترده دارد، که به صورت و روشِ سنتیِ کافهٔ وینی، کشت انگور در اتریش و میخانه ها شراب و غذاهای متعدد سنتی غذاهای اتریشی ابراز شده است.
فرهنگ اجازه اصطلاحی است که معمولاً توسط لارنس لسیگ و بقیهٔ فعالان کپی رایت برای توصیف جامعه ای که در آن محدودیت های حق تکثیر فراگیر هستند و تا اندازه ای تحمیل می شوند که هر استفاده ای از آثار دارای حق تکثیر باید به طور واضح اجازه گرفته شده باشند، به کار می رود. این فرهنگ پیامدهای اقتصادی و اجتماعی دارد زیرا در چنین جامعه ای صاحبان حق تکثیر می توانند برای هر استفاده ای از اثر طلب پرداخت کنند و احتمالاً مهم تر از آن، برای تولید هر نوع اثر اشتقاقی طلب اجازه کنند.
لارنس لسینگ فرهنگ اجازه را در تضاد با جنبش فرهنگ آزاد می داند. اگر چه فرهنگ اجازه جامعه ای را که در آن سازندگان قبلی یا آن هایی که قدرت دارند باید به مردم اجازه استفاده از محتوا را بدهند، توصیف می کند اما فرهنگ آزاد تضمین می کند که هر کسی بدون محدودیت از پیش تایین شده ای، قادر است خلق کند. برای مثال لسیگ در کتاب فرهنگ آزاد، به عکاسی ارجاع می دهد. در این مثال اگر محیط قانونی که مراحل جدید عکاسی را احاطه کرده به وسیله آنچه مالکیت را ایجاد کرده و بیشتر به سمت فرهنگ اجازه مایل است، محدودتر بود، عکاسی به طریق بسیار متفاوتی توسعه می یافت و محدود می شد.
مفهوم فرهنگ اجازه این است که توسط روش های اصولی جلوی سازندگان گرفته شود و این مانع خلاقیت است. نیازمند اجازه بودن در اینجا به این معنی است که سازندگان باید ثابت کنند که استفاده شان از محتوا منصفانه است حتی اگر از نظر قانونی نیازی به آن نباشد، که این فرایندی است که در آن فردی تصمیم می گیرد اثر ادامه نیابد.
این اصطلاح معمولاً در تضاد با فرهنگ ریمیکس است.
فرهنگ احمدی (به عربی: الأحمدیة) فرهنگ لغتی عربی-کردی است که به صورت شعر از سوی شیخ معروف نودهی برای فرزندش کاک احمد شیخ نوشته شده است.شروع کتاب این گونه است:
این کتاب تاکنون، یکی از منابعِ عربی خواندن و یادگیری آن برای کردها علی الخصوص فقیهان است.
فرهنگ ارمنی (به ارمنی: Հայկական մշակույթ) بر پایه فرهنگ اقوام و طوایف از دیرباز ساکن در سرزمین کوهستانی ارمنستان رشد و تکامل یافته است؛ لذا در تکوین و رشد این فرهنگ نقش فرهنگ اورارتوها نقشی بسزا و بزرگ است. بخشهای زیادی از فرهنگ ارمنستان براساس جغرافیا، ادب و هنر و موسیقی ارمنی پایه گذاری شده است.
فرهنگ اروگوئه در ذات خود ناهمگون است؛ زیرا اروگوئه از جملهٔ کشورهایی است که مردمانش دارای ریشه های چندفرهنگی اند. اروگوئه دارای میراثی ارزشمند از سنّت های هنری و ادبی، به ویژه به نسبت اندازهٔ کوچک خود است. حضور فاتحان متناوب اسپانیایی و پرتغالی، و مهاجران ناهمگون – ایتالیایی، آلمانی، سوئیسی، روس، یهودی، ارمنی و غیره – منجر به پدید آمدن سنّت هایی شده که این جمعیت متنوع را با مردم بومی یا ساکنان «چاروآ» (Charrúa) یکپارچه ساخته است. در اروگوئه خرابه ها و قلعه هایی با قدمت چندین قرن وجود دارد که متعلق به دوران استعمار بوده اند. شهرهای اروگوئه میراث معماری ارزشمندی را دربردارند، و شماری از نویسندگان و هنرمندان و موسیقی دانان را در خود پرورش داده اند. «کارناوال» و «کاندومبه» مهم ترین نمونه های تأثیر فرهنگ آفریقایی از طریق بردگان، در کنار تأثیر باورهای دینی اومباندایی هستند. سنّت های گوآرانی در نوشیدنی ملی «ماته» مشاهده می شود. موسیقی محلی و محبوب اروگوئه نه تنها در ریشه های گائوچویی، بلکه در تانگو نیز با آرژانتین اشتراک دارد.
فرهنگ اسپرانتو ناظر بر کلیهٔ شئونات فرهنگی برآمده از مشارکت اجتماعی قشرها مختلف بشری است که به مدد به کارگیری زبان بین المللی اسپرانتو پدید آمده است. انتشار بیش از ۲۵۰۰۰ کتاب، صدها مجله، و صدها میلیون صفحهٔ اینترنتی فعال به زبان اسپرانتو، برخورداری از برنامه های رادیویی و تلویزیونی ویژه، گروه های موسیقی رو به رشد، مجلات معتبری از قبیل موناتو (به اسپرانتو: Monato ) و تولید فیلم هایی به زبان اسپرانتو، در کنار برخورداری از یک ادبیات اگرچه - در مقایسه با زبان های ملی چندهزارساله - نوپا، اما درخشان (ازجمله نامزدی دریافت جایزه ادبی نوبل برای ادبای اسپرانتیست، مانند ویلیام الد و بالدور راگنارسون) در بین متکلمین این زبان، فرهنگی ویژه و پایدار به وجود آورده است.
هم چنین، بسیاری از اسپرانتیست ها از خدمات گذرنامه ای یا پاسپورتا سروو (به اسپرانتو: Pasporta Servo) در جهت مسافرت پربارتر و ارزان تر به اقصی نقاط جهان بهره می برند. برگزاری مرتب کنگره ها یا همایش های بین المللی و سالانهٔ اسپرانتو با شرکت به طور متوسط دو هزار نفر اسپرانتیست از بیش از 60 کشور دنیا از سال 1905 تاکنون، یکی دیگر از نمودها یا نمودگاه های فرهنگ ریشه دار اسپرانتو است.
فرهنگ اسلامی یک اصطلاح برای توصیف شیوه های فرهنگی مشترک به لحاظ تاریخی مسلمانان است. اوایل شکل های فرهنگ اسلامی، عمدتاً عربی بودند. با گسترش سریع امپراتوری های اسلامی، این فرهنگ، فرهنگ های فارسی، قفقازی، بنگلادشی، ترکی، مغولی، هندی، مالایی، مالایی، بربر، مصری، اندونزیایی، و مرو را تحت تأثیر قرار داده است.
فرهنگ اسلامی، عموماً تمامی اعمالی را شامل می شود که در اسلام هستند، شامل اعمال قرآنی از جمله نماز و … است
فرهنگ اصطلاحات مالی و سرمایه گذاری (به انگلیسی: AN ENGLISH – FARSI DICTIONARY OF FINANCE AND INVESTMENT) نام کتابی است از غلامرضا نظربلند، حسین عبده تبریزی و عبدالله کوثری که برای لغات تخصصی علم مالی معادل های فارسی ارائه می کند. در سال ۱۳۹۰، چاپ اول این کتاب در ۳۰۰۰ نسخه توسط انتشارات فرهنگ معاصر منتشر شده است. این کتاب با شمارهٔ شابک ۹۷۸-۶۰۰-۱۰۵۰-۳۳-۶ نزد بانک اطلاعاتی سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران به ثبت رسیده است. کلیهٔ اطلاعات مربوط به این کتاب در وب گاه مستقل اینوستوپدیا (به انگلیسی: INVESTOPEDIA.IR) در دسترس می باشد.
فرهنگ افسانه های مردم ایران مجموعهٔ نوزده جلدی افسانه های عامیانه ایرانی است که علی اشرف درویشیان و رضا خندان مهابادی تألیف و توسط انتشارات کتاب و فرهنگ منتشر کرده اند.
انسان شناسی و فرهنگ یک گروه علمی/ترویجی است که از مهر ماه سال ۱۳۸۴ شروع به کار و مطالب تولیدی را در وب گاه تحت عناوین انسان شناسی و فرهنگ منتشر کرد. این سایت در همهٔ زمینه های فرهنگ، علوم اجتماعی و انسانی با تأکید ویژه و با اولویت دادن به نگاه اجتماعی فعالیّت می کند. این وب گاه در حال حاضر صرفاً به زبان فارسی منتشر می شود و مرکز ثبت آن در جمهوری اسلامی ایران است. مدیریت این وب گاه را ناصر فکوهی در دست دارد. بیش از ۸۰ درصد از مطالب این وب گاه تولیدی و باقی بازنشر دیگر مقالات نویسندگان عضو وب گاه هستند. مشی عمومی انسان شناسی و فرهنگی، حرکت بر اساس رویکردی میان رشته ای و میان فرهنگی است. در خرداد ماه سال ۱۳۹۰ این وب گاه به رقم ۷ هزار بازدید روزانه رسید. نیمی از همکاران این وب گاه دانشجو و نیم دیگرشان را دانشجویان و پژوهشگران آزاد سایت تشکیل داده اند.
تارنمای انسان شناسی و فرهنگ با این شعار که می توان سلسله مراتب و تقسیم بندی های اغلب بی معنا، ناعادلانه، ایدئولوژیک، هژمونیک، خود شیفته و دستکاری کننده علمی و اجتماعی که به جامعه تحمیل می شوند را کنار گذاشت و برخلاف تمام ادعاهایی که درباره ناممکن بودن کار جمعی، غیر محفلی، سالم و صمیمانه میان جماعتی از کسانی که صرفاً دوست دارند دانش خود را با دیگران شریک شوند و از دانش دیگران بهره بگیرند، به چنین اهدافی دست یافت. انتشار مطالب این سایت و ایجاد بخش هایی به سه زبان انگلیسی، عربی و فرانسه نیز از برنامه های این سایت علمی است.
این تارنما سعی در متقاعد کردن موضوع همکاری استاد پر سابقه را در کنار یک دانشجوی تازه کار که می خواهد مطلب خود را منتشر کند را دارد. تارنما با این سیاست که هیچ اشکالی وجود ندارد که یک استاد در کنار دانشجو مطالبی منتشر کنند زیرا در نهایت قضاوت بر عهده خوانندگان خواهد بود که نمی توان آنها را فاقد دانش دانست. همچنین این تارنما کار کردن صرفاً با «چهره ها» را سیاست سالمی نمی بیند و آن را نه برای خود آن «چهره ها» و نه برای کل نظام دانش تخصصی و عمومی کشور مفید نمی داند.
تارنمای انسان شناسی و فرهنگ همه ساله در ماه مرداد به دلیل نیاز به انجام تغییرات فنی و برنامه ریزی هایی در شکل و محتوا تعطیل می شود.
باغ فرهنگ مربوط به دوره پهلوی است و در شهرستان تفت، بخش مرکزی، دهستان شیرکوه، روستای طزرجان، خیابان فرهنگ، حسینیه بزرگ طزرجان واقع شده و این اثر در تاریخ ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ با شمارهٔ ثبت ۲۶۵۹۶ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
بنیاد فرهنگ (به انگلیسی: Farhang foundation) بنیادی غیر مذهبی، غیر سیاسی و بدون منفعت واقع در لس آنجلس کالیفرنیا می باشد که برای تجلیل و ترویج هنر و فرهنگ ایرانی توسط گروهی از بشر دوستان در سال ۲۰۰۸ تأسیس شد.
تالار فرهنگ مربوط به دوره پهلوی است و در تهران، خیابان حافظ، پل حافظ، شرق تالار وحدت واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۲ مرداد ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۳۰۷۸ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
مختصات: ۳۲°۵۰′۵۴″ شمالی ۵۹°۱۳′۵۴″ شرقی / ۳۲.۸۴۸۲۲۷۲° شمالی ۵۹.۲۳۱۵۳۴۱° شرقی / 32.8482272; 59.2315341
خانه فرهنگ مربوط به اواخر دوره قاجار -اوایل دوره پهلوی است و در بیرجند، میدان فرهنگ واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۶ آبان ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۲۸۷۱ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
خُرده فرهنگ در دانشِ مردم شناسی به ارزش ها و هنجارهای متفاوت با ارزش ها و هنجارهای گروه اکثریّت که یک گروه درون جامعه ای بزرگ تر داراست، گفته می شود. خُرده فرهنگ ها قابل شناسایی و تغییر هستند و بیشتر به ارزش های گروهِ اقلّیّت گفته می شوند.
مختصات: ۳۷°۲۰′۰۲″ شمالی ۴۶°۰۳′۵۳″ شرقی / ۳۷.۳۳۳۹۳۴۱° شمالی ۴۶.۰۶۴۷۷۳۹° شرقی / 37.3339341; 46.0647739
خیابان فرهنگ در منطقه ۲ شهرداری تهران واقع شده و از جنوب به خیابان مدیریت و از شمال به میدان فرهنگ منتهی می گردد.
مختصات: ۳۵°۴۶′۵۰″ شمالی ۵۱°۲۹′۳۳″ شرقی / ۳۵.۷۸۰۵۶° شمالی ۵۱.۴۹۲۵۰° شرقی / 35.78056; 51.49250
دانشگاه علم و فرهنگ، یکی از دانشگاه های تهران است. این دانشگاه در سال ۱۳۷۲ تحت عنوان موسسهٔ آموزش عالی جهاد دانشگاهی تهران، با مجوز رسمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ایران، توسط جهاد دانشگاهی تأسیس شد. در جلسهٔ شورای گسترش آموزش عالی وزارت علوم، مورخ ۱۵ بهمن ماه سال ۸۴، این موسسه به دانشگاهی تحت عنوان علم و فرهنگ ارتقا یافت.
این دانشگاه موسسه ای غیر دولتی است و بودجه آن در سال ۱۳۹۴ برابر با ۱۲ میلیارد ریال بوده است.
داریوش فرهنگ درخشانی (زاده ۶ آذر ۱۳۲۶ در آبادان) کارگردان، فیلم نامه نویس و بازیگر ایرانی است.
دبستان فرهنگ مربوط به دوره پهلوی است و در آبادان، خیابان ۱۰ احمد آباد، نرسیده به فلکه کارون واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۹۴۲ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
دبیرستان فرهنگ، نوعی دبیرستان در ایران است که اختصاصاً برای رشته علوم انسانی در ایران در نظر گرفته شده است.
قرار است از سال ۱۳۹۵ دبیرستان های عادی از پذیرش در رشته علوم انسانی منع شوند و این رشته صرفاً در دبیرستان های فرهنگ انجام گیرد.
دبیرستان فرهنگ در کنار دبیرستان های عادی و هنرستان دارای رتبه یکسان تحصیلی است.
رادیو فرهنگ، یکی از شبکه های رادیویی در ایران است. این رادیو وابسته به صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است و به مباحث فرهنگی، ادبی، هنری، بویژه مباحث فکری معاصر می پردازد. در کنار بهره گیری در خور از پخش موسیقی، پاسخگویی به نیازهای فرهنگی جامعه معاصر از اهداف این رادیو است.
رادیو فرهنگ که قبلاً رادیو دو خوانده می شد از آنجا که به پخش جلسات مجلس می پردازد با نام رادیو مجلس نیز شناخته می شود.
سینما فرهنگ٬ می تواند به موارد زیر اشاره داشته باشد:
سینما فرهنگ (تهران)
سینما فرهنگ (کرمانشاه)
شورای عالی فرهنگ از عالی ترین نهادهای دولتی فرهنگی ایران در عصر پهلوی بود که بین ۱۳۱۷ و ۱۳۴۳ فعالیت می کرد. محمد معین، محمد سام، حسین نصر، ابوالحسن شعرانی، محمود شهابی و یدالله سحابی برخی از اعضای آن بودند. شورای عالی فرهنگ در سال ۱۳۱۷ با تغییر نام شورای عالی معارف تشکیل و مرجعی قانونی برای نظارت بر فعالیت ها و تدوین مقررات آموزشی تعیین شد. از مهمترین اقدامات آن توسعه دانشسراها، پایه گذاری اولین مدارس عشایری، انضمام بیمارستان ها به دانشکده پزشکی، تأسیس کتابخانه مرکزی دانشگاه و لایحه ترمیم حقوق معلمان بود. در سال ۱۳۴۳ این شورا به شورای عالی آموزش و پرورش تغییر نام پیدا کرد.
مفهوم صنایع فرهنگی یا صنعت فرهنگ (به آلمانی: Kulturindustrie) در زمان جنگ جهانی دوم و در مکتب فرانکفورت برای توصیف صنعت قدرتمند فیلم سازی آمریکا به وجود آمد. براساس تعریفی متداول، صنایع فرهنگی متشکل از بنگاه هایی است که برای عموم مردم، اطلاعات و سرگرمی های آموزشی، علمی و فرهنگی در شکل های گوناگونی طراحی، تهیه و تکثیر می کنند. هدف این صنایع، مفهوم سازی، هماهنگ سازی، تولید و ارتقا و تجارت کالاهای فرهنگی در قالب های مختلف اعم از کتاب، مجله، روزنامه، فیلم، محصولات صوتی، تصویری، نوار ویدئو و کاست، نرم افزار، لوح فشرده است. در جهان امروز، صنایع فرهنگی سهم بسزایی در دسترسی افراد به اطلاعات، آموزش و فرهنگ و همچنین اشتغال زدایی دارند و نقش مهمی در ارائهٔ تصویر فرهنگی یک کشور یا ملت و ایجاد جایگاه مناسب در اقتصاد بین المللی ایفا می کنند.
علی آباد فرهنگ روستایی در دهستان فخررود بخش قهستان شهرستان درمیان استان خراسان جنوبی ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۲۰ نفر (در ۷ خانوار) بوده است.
فلسفهٔ فرهنگ یکی از گرایش های نسبتا جدید در حوزه فلسفه است، هر چند همگرایی این دو می تواند ما را به شناخت فرهنگ باستانی و فرهنگ معاصر رهنمون سازد، فلسفه فرهنگ، عناصر و مواد اندیشه و پژوهش خود را از سویی با رجوع به فیلسوفان بزرگ و از سوی دیگر از حوزه مطالعات و پژوهش های علوم انسانی و حتی علوم طبیعی فراهم کرده است. فلسفه تاریخ، انسان شناسی فلسفی، جامعه شناسی، روان شناسی، زیست شناسی و انسان شناسی فرهنگی هر کدام به نحوی بستر تأملات در زمینه فلسفه فرهنگ را ارائه کرده اند. تحولات جهانی در سه دهه اخیر و اهمیت یافتن هر چه بیشتر تلاقی های فرهنگی و تکثر فرهنگ ها باعث توجه بیشتر به موضوع فرهنگ در فلسفه شده است.
گفت وگوهایی درباره انسان و فرهنگ کتابی است شامل مجموعه مقالاتی از پیر بوردیو و دیگران.
این کتاب گزیده و ترجمه ناصر فکوهی بوده و توسط انتشارات فرهنگ جاوید است در سال ۱۳۸۹ به طبع رسید.
گفت وگوهای بیست وسه گانه این کتاب، هرکدام از زبان یکی از مهم ترین متخصصان حوزه های مربوط به انسان شناسی و فرهنگ، خوانندگان را با اساسی ترین مسائل و چشم اندازهای آن حوزه آشنا می کنند و می توانند زمینه ای باشند که جوانان و اندیشمندان زیادی را به سوی هر یک از این حوزه ها و کار بیش تر، چه در زمینه تألیف و چه در زمینه ترجمه، جلب کنند.
انتخاب گفت وگوها به صورت آزاد و براساس تجربه و حساسیت های ناصر فکوهی انجام گرفته است.
منصور فرهنگ (م. ۱۳۱۵) استاد و دیپلمات سابق ایرانی است. او دسامبر ۱۹۷۹ - آوریل ۱۹۸۰ نمایندهٔ ایران در سازمان ملل متحد بود. او که دارای دکترای علوم سیاسی از دانشگاه کلرمانت است هم اکنون در کالج بنینگتن تدریس می کند.
فرهنگ در دههٔ ۱۹۷۰ در دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، سکرمنتو تدریس می کرد. فرهنگ پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ به نمایندگی ایران در سازمان ملل منصوب شد و در اعتراض به گروگانگیری در سفارت آمریکا در تهران از سمت خود استعفا داد. او در سال ۱۹۸۱ مجبور به ترک ایران شد و دوباره به آمریکا برگشت. او از سال ۱۹۸۳ در در کالج بنینگتن در ورمانت تدریس می کند. او در برنامه های مختلفی در سی ان ان و بی بی سی حضور یافته است.
منوچهر فرهنگ (۱۲۹۸ در بابل- ۵ بهمن ۱۳۸۸ در تهران) اقتصاددان ایرانی بود. او را پدر علم اقتصاد ایران می دانند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های فرهنگ

فرهنگ مجموعه پیچیده ای از دانش ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هرچه که فرد به عنوان عضوی از جامعه از جامعهٔ خویش فرامی گیرد.
• «آینده از آنِ ملّت های فرهیخته و خردمند و شجاع و تلاش گر است.»
• «در وضعی که ما هستیم، و دوران تحوّلی را که خواه ناخواه، و به همراه دنیا در پس گردونة تاریخ می پیمائیم، سکوت دربارة فرهنگ، سرباز زدن از وظیفة انسانی است. اگر بحرانی در دنیای امروز باشد، بیش از بحران اقتصاد و پول و نفت و نیرو، بحران فرهنگ است. نفت ها چراغ ها را روشن می دارند، ولی چه فایده وقتی چشم ها را تاری بگیرد؟ یا چه فایده که همة کارخانه ها خوب کار بکنند، مگر کارخانة وجود انسان؟»
• «افرادی که بزرگترین خدمت را به دانش و فرهنگ نموده اند، نویسندگان و پژوهشگرانی بوده اند که در انزوا می زیسته اند و هرگز در گفتگوهای دانشگاهی شرکت نکرده و حقایق صد در صد اثبات نشده را در آکادمی ها ابراز نداشته اند. » فرانسوا ولتر
• «یکی از اصولی که به انهدام هر نوع فرهنگ و سلیقه متعالی می انجامد آن است که انجام هر کاری بهتر از این است که هیچ کار نکنی. » نیچه

ارتباط محتوایی با فرهنگ

فرهنگ در جدول کلمات

فرهنگ
ادب
فرهنگ باستانی مکزیک
اولمک
فرهنگ عظیم فرانسه
لاروس
فرهنگ فارسی از سروری
مجمع الفرس
فرهنگ فارسی به فارسی که محمد پادشاه ابن غلام محیی الدین آن را تالیف کرد
آنندراج
فرهنگ لغت
قاموس
فرهنگ لغت فرانسه
لاروس
فرهنگ لغت فرانسوی
لاروس
از فیلم های داریوش فرهنگ با بازی امین حیایی و بهرام رادان
رززرد
از فیلمهای داریوش فرهنگ با بازی امین حیایی | بهرام رادان و حدیث فولادوند
رز زرد

معنی فرهنگ به انگلیسی

civilization (اسم)
تمدن ، مدنیت ، فرهنگ ، انسانیت
culture (اسم)
تمدن ، فرهنگ ، برز ، کشت میکرب در ازمایشگاه
dictionary (اسم)
فرهنگ ، واژه نامه ، قاموس ، کتاب لغت ، فهرست معانی
lexicon (اسم)
فرهنگ ، واژه نامه ، قاموس ، کتاب لغت ، لغت نامه ، دیکسیونر

معنی کلمه فرهنگ به عربی

فرهنگ
ثقافة , قاموس
الثقافة التعبوية
تغرب
قاموس المعاني
عربي
تراث تقليدي
الثقافة المستوردة
تحديات الثقافة

فرهنگ را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی فرهنگ

آتنا ٠١:٠١ - ١٣٩٥/٠٥/١٧
مجموعه پیچیده ای است که در برگیرنده دانستنیها , اعتقادات ,هنرها , اخلاقیات ,قوانین ,عادات وهرگونه توانایی دیگری است که بوسیله انسان بعنوان عضو جامعه کسب شده است.
در جامعه شناسی و انسان شناسی از فرهنگ تعاریف متعددی عنوان گردیده است . معروفترین و شاید جامع ترین تعریفی که از فرهنگ ارائه گردیده است , متعلق به ادوارد تایلر TYLOR است که در بالا ذکر شد.
تعاریف دیگر فرهنگ
•رالف لینتون فرهنگ را ترکیبی از رفتار مکتب می داند که بوسیله اعضاء جامعه معینی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود و میان افراد مشترک است .
•به نظر ادوارد ساپیر فرهنگ بعبارت از نظامی از رفتارها که جامعه بر افراد تحمیل می کند و در عین حال نظامی ارتباطی است که جامعه بین افراد بر قرار می کند.
با توجه به تعاریف فوق بطور کلی می توان فرهنگ را میراث اجتماعی انسان دانست که او را از سایر حیوانات متمایز می سازد. این وجوه تمایز را که منحصر به انسان است می توان مبتنی بر چهار ویژگی بشرح زیر دانست :
•تفکر و قدرت یادگیری
•تکلم
•تکنولوژی
•اجتماعی بودن(زندگی گروهی)
بعضی از صفات فوق را می توان در حد بسیار ضعیفی در حیوانات نیز مشاهده نمود که آنها را در حقیقت اعمال و حرکات غریزی باید تلقی نمود و نه ویژگیهای فرهنگی مثل غریزه مادری , لانه سازی و...
فرهنگ انسانی بر عکس در بسیاری از موارد بر غرایز بشری لگام می زند و بهمین دلیل چنانچه فرهنگ انسانی را از انسان بگیرند تمایزی بین انسان و حیوان بجای نمی ماند.
فرهنگی شدن
فرهنگی شدن در حقیقت هماهنگی و انطباق فرد با کلیه شرایط و خصوصیات فرهنگی است و معمولاً به دو صورت ممکن است واقع شود. اول بصورت طبیعی و تدریجی که همان رشد افراد در داخل شرایط فرهنگی خاص است . دوم بصورت تلاقی دو فرهنگ که بطرق مختلف ممکن است صورت گیرد . فرهنگ در برگیرنده تمام چیزهایی است که ما از مردم دیگر می آموزیم و تقریباً اعمال انسان مستقیم و یا غیر مستقیم از فرهنگ ناشی می شود و تحت نفوذ آن است . برای روشن شدن مطلب یکی از اعمال انسان را مثال می زنیم : غذا خوردن نیازی بدنی و بیولوژیک است , برای زنده ماندن باید تغذیه کرد ولی وقتی سئوال می شود چه باید خورد ؟ چگونه باید خورد؟ چه وقت باید خورد , نفوذ فرهنگ در اعمال انسانی نمودار می گردد. برآوردن نیازهای غریزی در انسان با مجموعه ای از رفتارهای پیچیده همراه است و این رفتارها را فرهنگ هر جامعه ای شکل می دهد . در مورد برآوردن نیاز تغذیه در جوامع مختلف اشکال گوناگونی دیده می شود و محدودیت ها , مقررات , قواعد و رسومی هست که افراد هر جامعه را تحت نفوذ می گیرند که مثلاً چه باید خورد و از خوردن چه چیز باید پرهیز کرد. فرهنگ بین افراد مشترک است . هر فردی خصوصیاتی منحصر به فرد دارد که ویژه است و دیگران را از آن بهره ای نیست . این گونه خصوصیات جزو فرهنگ بشمار نمی رود مگر آنکه بوسیله افراد دیگر یاد گرفته شود و بصورت رسوم و عادات گروهی در آید و دیگران در انجام آن شرکت کنند. از طرف دیگر فرهنگ گرد آورده جمع است ,ذخیره دانش انسانی از طریق نسلهای متمادی فراهم شده است که از نسلی به نسل دیگر منتقل می گردد. و بهمین دلیل غالباً هر اختراعی بر اساس زمینه عینی گذشته که حاصل کوششهای جمعی انسان است متکی می باشد.
|

امیرعباس ١١:٥٩ - ١٣٩٦/٠٢/٠٥
حسن امرائی با اختصاص فرهنگ به انسان معتقد است که انسان موجدی منطقی نیست بلکه موجودی فرهنگ است.
فرهنگ را حسن امرائی در کتاب مهندسی سیاست یک قانون و یک قرارداد نمی داند بلکه معتقد است که، فرهنگ فراتر از تمام ضابطه ها، موجودیت دارد که بسیاری از قوانین و حتی یک نظام سیاسی به خاطر پاسداشت آن به وجود می آید اما کلیت آن را نمی توان در قالب قانون گنجاند چون «فرهنگ اصالتا جوشش و کوشش بزرگمنشانهٔ فطرت انسانی، بی هرگونه
|

مصطفی دانا ١١:٣٨ - ١٣٩٦/٠٦/١٧
فر هنگ کلمه ای رسا در زبان فارسی و حاکی از سطح بالای ایرانیان باستان داشته است .فرهنگ از دو واژه فر بمعنی جلو بالا و هنگ بمعنای کشیدن و پرتاب کردن است که از ترکیب انها کلمه فرهنگ بمعنی همه رفتارهایی که در وجود افراد برای بالابردن سطح انها نهادینه شده است که مرحله ای بالاتر از رسم و سنت است یعنی ممکن است رسم و سنتی باشد که بدلیل ماهیت بالابرنده خود مورد قبول جامعه شده و نهادینه شده است.
در مقابل در لغت لاتین ،فرهنگ برگرفته از cultureمی باشد که بمعنای همه اموری که برای نگهداری دام و گیاهان استفاده می شود.
تفاوت فرهنگی ایران و جهان از مطلب بالا نمایان است اما متولی فرهنگی ما از شبیخون فرهنگی سخن می گوید.
|

مجتبی عیوض صحرا ١٦:٠٧ - ١٣٩٦/١١/٢١
واژه اَوِستایی: فَراثَنگ
فَر: فَرّه،خُرّه-فرا-مفهومی در اساطیر ایرانی است: فروغیِ ایزدی است که به دل هر که بتابد،از همگان برتری می یابد و از پرتو همین فروغ است که شخص به پادشاهی و بزرگی می رسد و در کمالاتِ نفسانی و روحانی کامل می شود.
جلو،بالا،بیرون،افزایش-شکوه،حِشمت،عظمت-مُجلل،پُر زرق و برق،پُر برکت-برجسته،ممتاز،نامی،سرشناس،سَرآمد،شاخص
هَنگ:ثَنگ-کشیدن،بُردن،پیمودن،حمل کردن مثل: آهنگ،سرهنگ!
معنی: بیرون کشیدن یا بالا بردنِ استعدادها و لیاقت های درونی نهفته در نهاد و سرشتِ فرد و جامعه

|

Ghazal ١٥:٤٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٥
That world is pershion and means you do some thing to in your country is tradition
|

پیشنهاد شما درباره معنی فرهنگ



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Bahar > of course
محمد > hostile verbal
ℳ.ც > Northen
Qumars > کیومرث
گمشو دیوونه > located
مهسا خسروی > get even
هانا خصم کوب > درپی
آرام > prize possission

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فرهنگ سینما   • مفهوم فرهنگ   • فرهنگ چیست   • فرهنگ چیست+مقاله   • تعریف فرهنگ   • انواع فرهنگ   • معنی فرهنگ   • فرهنگ ایرانی   • معرفی فرهنگ   • فرهنگ یعنی چی   • فرهنگ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فرهنگ
کلمه : فرهنگ
اشتباه تایپی : tvik'
آوا : farhang
نقش : اسم
عکس فرهنگ : در گوگل


آیا معنی فرهنگ مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )