انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1065 100 1

فرهنگ

/farhang/

مترادف فرهنگ: دائره المعارف، قاموس، لغت نامه، مرجع، معجم، واژگان، واژه نامه، آداب دانی، ادب، تربیت، آموزش وپرورش، معارف، ادبیات، بینش، تمدن، خرد، دانش، علم، فرهیختگی، فضل، معرفت، معلومات

معنی اسم فرهنگ

اسم: فرهنگ
نوع: دخترانه و پسرانه
ریشه اسم: اوستایی-پهلوی
معنی: (تلفظ: farhang) پدیده ی کلی پیچیده ای از آداب، رسوم، اندیشه، هنر، و شیوه ی زندگی که در طی تجربه ی تاریخی اقوام شکل می گیرد و قابل انتقال به نسل های بعدی، قاموس و لغت نامه، (در گفتگو) به معنی ادب، شعور یا تربیت اجتماعی، (در قدیم) به معنای علم و معرفت، عقل و خرد، تدبیر و چاره - علم، دانش، عقل، ادب، نام مادر کیکاووس پادشاه کیانی

معنی فرهنگ در لغت نامه دهخدا

فرهنگ. [ ف َ هََ ] (اِ) (از: فر، پیشوند + هنگ از ریشه ٔ ثنگ اوستایی به معنی کشیدن وفرهختن و فرهنگ ) هر دو مطابق است با ادوکات و اِدوره در لاتینی که به معنی کشیدن و نیز به معنی تعلیم و تربیت است. (حاشیه ٔ برهان چ معین ). به معنی فرهنج است که علم و دانش و ادب باشد. (برهان ) :
ای زدوده سایه ات ز آیینه ٔ فرهنگ زنگ
بر خرد سرهنگ و فخر عالم از فرهنگ و هنگ.
کسائی.
ای امیر مهربان این مهرگان خرم گذار
فر و فرمان فریدون ورز با فرهنگ و هنگ.
منجیک ترمذی.
یکی پور دارم رسیده بجای
بفرهنگ جوید همی رهنمای.
فردوسی.
ببالا و دیدار و آهستگی
بفرهنگ و رای و بشایستگی.
فردوسی.
تو دادی مرا فر و فرهنگ و رای
تو باشی به هر نیک و بد رهنمای.
فردوسی.
ای از تو یافته دل و فربی شده
مخالفان تو بی فره اند و بی فرهنگ
معادیان تو نافرخند و نافرزان.
بهرامی سرخسی.
فرهنگ دل شکسته وجود نزار.
فرخی.
ای امیر هنر وای ملک روزافروز
ای بفرهنگ و هنر بر همه شاهان سالار.
فرخی.
نیست فرهنگیی در آن گیتی
که نیاموخت از شه او فرهنگ.
فرخی.
تو جاه و گنج ، ز فرهنگ از قناعت جوی
چه جاه و گنج فزون از قناعت و فرهنگ.
عنصری.
چو بالید و سالش ده و پنج شد
بزرگی و فرهنگ را گنج شد.
اسدی.
مر آن شاه را نام گورنگ بود
کزاو تیغ فرهنگ بی زنگ بود.
اسدی.
به فرهنگ پرور چو داری پسر
نخستین نویسنده کن از هنر.
اسدی.
به فضل و دانش و فرهنگ و گفتار
تویی در هر دو عالم گشته مختار.
ناصرخسرو.
زهی عقد فرهنگیان را میانه
میان پیشت اصحاب فرهنگ بسته.
خاقانی.
کشتی آرزو در این دریا
نفکند هیچ صاحب فرهنگ.
خاقانی.
ز فرهنگ خاقان و بیداریش
عجب ماند شه در وفاداریش.
نظامی.
جواهر جست از آن دریای فرهنگ
بچنگ آورد و زد بر دامنش چنگ.
نظامی.
که ای استاد عالم ، مرد فرهنگ
غلط گفتی که باشد لعل در سنگ.
نظامی.
رایتان این بود و فرهنگ و نجوم
طبل خوارانید و مکّارید و شوم.
مولوی.
ترکیب ها:
- فرهنگ آموز. فرهنگ بستن. فرهنگجو. فرهنگجوی. فرهنگدار. فرهنگ دان. فرهنگ دوست. فرهنگسار. فرهنگ ساز. فرهنگستان. فرهنگ نامه. فرهنگ ور. فرهنگی. فرهنگ یاب. رجوع به این مدخل ها شود.
|| عقل و خرد :
هرچه خواهی کن که ما را با تو روی جنگ نیست
پنجه با زورآزما افکندن از فرهنگ نیست.
سعدی.
ملکداری را دیانت باید و فرهنگ و هوش
مست و غافل کی تواند؟ عاقل و هشیار باش.
سعدی.
|| آموزش و پرورش. تعلیم و تربیت. امور مربوط به مدارس و آموزشگاهها. || کتاب لغات فارسی را نیز گویند.(برهان ). رجوع به فرهنگ نامه شود. || شاخ درختی را نیز گویند که در زمین خوابانیده سپس از جای دیگر سربرآورند. (برهان ). و آن شاخه را در جای دیگرنهال کنند. فرهنج. فرهانج.
- فرهنگ کشیدن . رجوع به مدخل های فرهنگ کشیدن ، فرهانج و فرهنج شود.
|| کاریز آب را نیز گفته اند. (برهان ).
- دهن فرهنگ ؛ جایی را میگویند که از کاریز آب به روی زمین آید. (برهان ). فرنج. رجوع به فرنج شود.
|| بزرگی و سنجیدگی. (برهان ). رجوع به فرهنج شود.

فرهنگ. [ ف َ هََ ] (اِخ ) فرهنج. نام مادر کیکاوس. (برهان ). رجوع به فرهنج شود.

فرهنگ. [ ف َ هََ ] (اِخ ) ابوالقاسم فرهنگ یکی از فرزندان مرحوم وصال شیرازی است که با ادوارد برون ایران شناس بزرگ انگلیسی مکاتبه و برخورد داشته و اشعاری نیز می سروده است. (از تاریخ ادبی ادوارد برون ترجمه ٔ رشیدیاسمی ج 4 ص 208). رجوع به مجمع الفصحاء ج 2 ص 384 شود.

معنی فرهنگ به فارسی

فرهنگ
( وزارت ) . در عهد ناصرالدین شاه وزارت علوم نام داشته در دوره مشروطیت وزارت معارف و اوقاف و صنایع مسبظرفه را تصویب کرد و رسیدگی بامور تمام مداس و تعلیمات مملکت باین وزارتخانه سپرده شد . در زمان حکومت پهلوی وزارت فرهنگ نام گرفت . سازمان وزارت فرهنگ در سال تحصیلی ۳٠ ۱۳۲۹ ه ش . عبارت بوده است از : وزیر معاون فنی معاون اداری مدیر کل فنی مدیر کل اداری . ادارادت : اداره دفتر وزارتی اداره کل تعلیمات عالیه و روابط فرهنگی دبیرخانه شورای عالی فرهنگ اداره کل بازرسی اداره کل اوقاف اداره کل هنرهای زیبا اداره کل کارگزینی اداره کل فرهنگ شهرستانهااداره کل حسابداری اداره کارپردازی اداره ساختمان اداره باستان شناسی وموزه اداره انطباعات و تبلیغات کتابخانه ملی اداره تربیت بدنی آموزش فنی و حرفه یی آموزش روستایی . و در ۱۳۳۶ ه ش . مهمترین ادارات وزارت فرهنگ عبارت بوده است از : اداره تربیت معلم آموزش حرفه یی و کشاورزی و خانه داری تعلیمات اکابر تعلیمات عشایر تعلیمات اجباری امورکودکستانها مطالعات و برنامه ها امتحانات تربیت بدنی بهداری آموزشگاهها همکاری ( با ادارات اصل ۴ ) نگارش فرهنگ شهرستانها هنرهای زیبا تعلیمات علیه امور دانشجویان اعزامی بخارجه باستان شناسی و موزه کتابخانه ملی اوقاف و تحقیق اوقاف بازرسی حسابداری کار گزینی ساختمان . از آغاز سال ۱۳۳۶ ه ش . فرهنگ تهران از وزارتخانه مجزا شده مانند استانهای دیگر مستقیما اداره گردید . در سال ۱۳۴۳ ه ش . وزارت مذکور بدو وزارتخانه تبدیل شد : [ وزارت آموزش و پرورش ] که اداره مدارس بعهده آن محول گردید [ و وزارت فرهنگ و هنر ] که اداره کلیه امور مربوط بهنرها موزه ها کتابخانه ها و غیره را عهده دار شد .
فرهنج:علم، دانش، ادب، معرفت، تعلیم وتربیت آثارعلمی وادبی یک قوم یاملت، کتاب لغت، کتابی شامل لغات یک زبان وشرح آنها
( اسم ) ۱ - ادب ( نفس ) تربیت ۲ - دانش علم معرفت : نیست فرهنگی اندرین گیتی که نیاموخت از شه آن فرهنگ . یا وزارت فرهنگ . وزارت خانه ای که امور تعلیم و تربیت افراد مملکت را به عهده دارد . توضیح این وزارت در اواسط قاجاریه به نام وزارت علوم و سپس وزارت معارف نامیده می شد . فرهنگستان ایران نام آن را به وزارت فرهنگ مبدل کرد . ۳ - مجموعه آداب و رسوم : و فرهنگ شاهان و مهتران و فرزانگان و کارساز پادشاهی ... ۴ - مجموعه علوم و معارف و هنرهای یک قوم . ۵ - کتابی که شامل لغات یک یا چند زبان و شرح آنهاست : فرهنگ جهانگیری فرهنگ سروری ۶ - کاریز آب . یا دهن فرهنگ. جایی از کاریز که آب بر روی زمین آید .
ابوالقاسم یکی از فرزندان مرحوم وصال شیرازی است که با ادوارد برون ایران شناس بزرگ انگلیسی مکاتبه و برخورد داشته و اشعاری نیز می سروده است .
[culture] [باستان شناسی، جامعه شناسی] مجموعۀ عادات و رفتارهایی که در یک جامعۀ انسانی عمدتاً ازطریق فرایندهای اجتماعی و نه فرایندهای زیستی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود و در نمادها، باورها، هنر، مهارت ها، آداب و رسوم آن جامعه انعکاس می یابد
[dictionary] [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] منبعی حاوی سیاهه ای از واژه های یک یا دو یا چند زبان که به ریشه، تلفظ، معنا، کاربرد، مترادف ها، مشتقات و تاریخ واژه، یا برخی از آنها اشاره می کند و معمولاً به ترتیب حروف الفبا مرتب شده است متـ . واژه نامه
مودب . تادیب کننده
کتاب لغتی است فارسی بفارسی تالیف محمد پادشاه متخلص به شاد فرزند غم محیی الدین که میر منشی مهاراجه [ آنندراج ] راجه ویت [ ویجی نگر ] بود . این فرهنگ شامل لغات فارسی و ترکی و عربی است و شواهدی از شعر و گاه نثر هم دارد . پایان تالیف آن ۱۳٠۶ ه ق . است و آن در هند و ایران طبع شده . آنندراج فرهنگی است جامع بترتیب ابواب عرب در بردارد و از فرهنگهای مقدم چون برهان قاطع و جهانگیری و انجمن آرا و مویدالفض. و کشف اللغات و بهارعجم و هفت قلزم و غیره استفادت برده و لغات فارسی را غالبا بشواهد شعری آراسته و به برخی اصطحات مفید و متداول عامه اشارت کرده و مترادفات بسیاری از کلمات را آورده و از مباحث دستوری و صرف و نحوی سخن گفته است .
کنایت از فرهنگ ساختن . تالیف و تدوین کردن فرهنگ .
فرهنگ پهلوی کتابی است بزبان پهلوی شامل لغات پهلوی و دارای تقریبا ۱۳٠٠ کلمه .
[nutrition culture] [تغذیه] مجموعۀ الگوهای رفتار غذایی هر جامعه
[mass culture] [جامعه شناسی] فرهنگ اکثریت مردم یک جامعه در تمایز با فرهنگ نخبگان متـ . فرهنگ مردمیpopular culture
[comprehensive dictionary] [زبان شناسی، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] گونه ای فرهنگ لغت بزرگ، دربرگیرندۀ اطلاعات بسیار زیاد
کتابی لغتی است فراسی بفارسی تالیف میر جمال الدین حسین بن فخرالدین حسن انجوی شیرازی . وی این فرهنگ را در زمان سلطنت اکبر پادشاه هند در سال ۱٠٠۵ ه ق . آغاز کرد و در زمان پادشاهی فرزندش جهانگیر بسال ۱٠۱۷ بانجام رسانید و آنرا بنام پادشاه اخیر به [ فرهنگ جهانگیری ] موسوم کرد و این مصراع ماده تاریخ آنست : [ زهی فرهنگ نوالدین جهانگیر ] . مولف بار دیگر در آن تجدید نظر کرد و نسخه جدید را بسال ۱٠۳۲ ه ق . تقدیم جهانگیر نمود این فرهنگ شامل لغات فارسی است و برای هر لغت شواهدی از شعر آورده . مولف برای جمع آوری لغات و شواهد چهل و چهار فرهنگ و رساله مربوط بلغت را مورد استفاده و ماخذ کار خود قرار داده و عوه بر اینها وی مطالب نه فرهنگ دیگر را که مولف آنها معلوم نبوده در کتاب خود گنجانده است . نویسنده برهان قاطع ازین فرهنگ بسیار استفاده کرده است .
[multilingual dictionary, polyglot dictionary] [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] فرهنگ یا واژه نامه ای که به بیش از دو زبان نوشته شده باشد متـ . واژه نامۀ چندزبانه
[Megalithic Culture] [باستان شناسی] فرهنگ عصر آهن در جنوب هند و مربوط به هزارۀ اول پیش از میلاد یا پیش از آن، که مشخصۀ آن گورهایی است که با تخته سنگ های عمودی ساخته شده اند
عالم . خردمند
[bilingual dictionary] [علوم کتابداری و اطلاع رسانی] فرهنگ یا واژه نامه ای که به دو زبان نوشته شده باشد متـ . واژه نامۀ دوزبانه
دانش دوست . فرهنگ دان
[bidirectional dictionary] [زبان شناسی، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] گونه ای فرهنگ لغت دوزبانه که در آن، از دو سو، برابرهای واژه ها به دو زبان ارائه شده است
[زبان شناسی، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] ← فرهنگ دوکاره
[bifunctional dictionary] [زبان شناسی، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] گونه ای فرهنگ لغت که در آن اطلاعاتی برای دو هدف مختلفِ درک و تولید درج شده است متـ . فرهنگ دونقشی
[cyberculture] [رایانه و فنّاوری اطلاعات] فرهنگی که تحت تأثیر شبکه های رایانه ای در حوزۀ ارتباطات و سرگرمی ها و کسب وکار شکل گرفته است
کتاب لغتی است فارسی بفارسی تالیف عبد الرشید بن عبدالغفور حسینی مدنی تتوی ( از مردم تته سند ) که بدربار اورنگ زیب پادشاه هند انتساب داشته . مولف این فرهنگ را با مقابله دقیق با فرهنگهای سروری و جهانگیری تالیف کرده و تاریخ آن ۱٠۶۴ ه ق . است .
[reverse dictionary, reverse-order dictionary] [زبان شناسی، علوم کتابداری و اطلاع رسانی] گونه ای کتاب مرجع که در آن واژه ها به شیوۀ الفبایی از حرف آخر به حرف اول مرتب شده است

معنی فرهنگ در فرهنگ معین

فرهنگ
(فَ هَ) [ په . ] (اِ.) ۱ - علم ، دانش . ۲ - تربیت ، ادب . ۳ - واژه نامه ، کتاب لغت . ۴ - عقل ، خرد. ۵ - تدبیر، چاره .
( ~ . نِ)(حامص .) شاخه ای از ادبیات که به گردآوری ، پژوهش ، رده بندی و تعریف واژه ها یک زبان یا یک رشته اختصاص دارد.

معنی فرهنگ در فرهنگ فارسی عمید

فرهنگ
۱. علم، دانش.
۲. ادب، معرفت.
۳. تعلیم وتربیت.
۴. آثار علمی و ادبی یک قوم یا ملت.
۵. کتابی که شامل لغات یک زبان و شرح آن ها باشد، لغت نامه.
* فرهنگ عامه: = * فرهنگ عوام
* فرهنگ عامیانه: = * فرهنگ عوام
* فرهنگ عوام: مجموع عقاید، افسانه ها، و ترانه های محلی یک قوم یا سرزمین.
کسی که کتاب لغت تٲلیف می کند.

فرهنگ در دانشنامه اسلامی

فرهنگ
برای فرهنگ تعاریف مختلفی کرده اند، به طور کلی فرهنگ، عبارت است از عقیده، برداشت و تلقی هر انسانی از واقعیات و حقایق عالم و نیز خلقیات فردی و خلقیات اجتماعی و ملی.
معنای لغوی "دین"، انقیاد، خضوع، پیروی، اطاعت، تسلیم و جزا است و معنای اصطلاحی آن؛ مجموعه عقاید، اخلاق، قوانین و مقرراتی است که برای اداره امور جامعه انسانی و پرورش انسان ها باشد.گاهی همه این مجموعه حق و گاهی همه آن باطل و زمانی مخلوطی از حق و باطل است. اگر مجموعه حق باشد آن را "دین حق" و در غیر این صورت آن را "دین باطل" و یا "التقاطی از حق و باطل" می نامند.
تعریف فرهنگ
"فرهنگ" واژه ای فارسی و مرکب از دو جزء "فر" و "نگ" است. "فر" به معنای شکوه و عظمت و اگر به عنوان پیشوند به کار رود به معنای جلو، بالا، پیش و بیرون است."نگ" از ریشه اوستایی سنگ به معنای کشیدن، سنگینی و وقار است. واژه مرکب "فرهنگ" به معنای بیرون کشیدن، بالا کشیدن و برکشیدن است.
اصطلاح فرهنگ
اصطلاح فرهنگ دارای معانی و مفاهیم متنوع است و در سیر تاریخی خود، معانی مختلفی را به خود گرفته است از جمله: ادب، تربیت، دانش، معرفت، مجموعه آداب و رسوم و آثار علمی و ادبی یک ملّت، کتاب لغت، نیکویی، پرورش بزرگی، فضیلت، شکوه مندی، هنر، حکمت، شاخ درختی که زیر زمین خوابانند و بر آن خاک ریزند، و نیز تعلیم و تربیت، آموزش و پرورش، مکتب و ایدئولوژی. دو انسان شناس امریکایی به نام های "کروبر" و "کلاکن" ۱۶۴ تعریف از فرهنگ را گرد آورده و در کتاب خود به نام "فرهنگ بازبینی سنجش گرانه مفهوم و تعریف ها" (۱۹۵۲) گنجانیده اند.فرهنگ یا تمدن... کمیت در هم تافته ای است شامل دانش، دین، هنر قانون و اخلاقیات آداب و رسوم و هرگونه توانایی و عاداتی که آدمی چون هموندی (member) از جامعه به دست می آورد.
تحقیق در تعریف فرهنگ
...
فرهنگ
واژه فرهنگ از زبان پهلوی (فارسی میانه) و یا به نقل از برخی فرهنگهای لغت، دارای ریشه اوستایی است که از دو جزء «فر» و «هنگ» تشکیل شده است.
«فر» یا «فره» بارقه الهی است که بر دل انسان تجلی می کند و مایه کمال و تعالی نفس می گردد و «هنگ» یا «هنج» از مصدر هیختن یا هنجیدن به معنی برآوردن و جلوه گر ساختن است. با این توضیح فرهنگ تجلی کمال و تعالی در انسان و جامعه می باشد.
فرهنگ را معادل لغت (Culture) در زبانهای اروپایی می دانند. معروفترین و شاید جامعترین تعریفی که از Culture ارائه گردیده است، متعلق به ادوارد تایلر TYLOR است که مطابق با آن فرهنگ مجموعه پیچیده ای است که دربرگیرنده دانستنی ها، اعتقادات، هنرها، اخلاقیات، قوانین، عادات و هر گونه توانایی دیگری است که بوسیله انسان به عنوان عضو جامعه کسب شده است.
فرهنگ آثار: معرفی آثار مکتوب ملل جهان از آغاز تا امروز دائرةالمعارفی است در شش جلد بزرگ که از فرانسه به فارسی ترجمه شده و در آن به معرفی آثار مکتوب در زمینه ادبیات و گزارش خلاصه ای از محتوای آنها پرداخته شده است.
کتاب حاضر، مشتمل بر مقدمه ای به قلم ناشر (انتشارات سروش)، مقدمه ای به قلم آندره موروا و مقدمه ای به قلم سید رضا حسینی (سرپرست هیئت علمی اثر حاضر) می باشد و مطالب آن بر اساس ترتیب الفبایی نام فارسی آثار مرتب شده است.
«فرهنگ آثار»، در متن فرانسه به ترتیب الفبایی عناوین فرانسوی آثار (که گاهی هم با عنوان اصلی اثر فرق دارد) تنظیم شده است که در متن حاضر ترتیب الفبایی عناوین فارسی آثار (که کوشش شده است عین ترجمه عنوان اصلی باشد) جای آن را گرفته است. بلافاصله بعد از عنوان فارسی، عنوان اصلی کتاب، نام نویسنده با سال تولد و مرگ وی و نیز سال انتشار کتاب ذکر شده است. سپس خلاصه اثر با تحلیل متن و ارزش سنجی عرضه شده و جایگاه آن در تاریخ فرهنگ جهانی روشن گشته است.
در مورد برخی اسامی تاریخی یا اسطوره ای که آثار متعدد درباره شان نوشته شده است، به جای ذکر هریک از آن آثار به ترتیب حروف الفبا و به طور پراکنده، معمولا اسم آن شخصیت در فرهنگ آمده است و عناوین همه کتاب هایی که درباره او نوشته شده زیر همان عنوان ذکر شده است که با دایره سیاهی از هم جدا شده اند.
در مورد ذکر آثار نویسندگان معاصر یک مرز سنی تعیین شده و فقط آثار نویسندگانی در فرهنگ آمده است که پیش از سال 1951م به دنیا آمده اند؛ یعنی در سال انتشار فرهنگ جدید آثار (1994م) چهل و سه سال یا بیشتر داشته اند. آثار نویسندگان جوان تر در این فرهنگ وارد نشده است، مگر آثار کسانی که به هنگام انتشار فرهنگ در قید حیات نباشند.
فرهنگ آفتاب با نام کامل فرهنگ آفتاب: فرهنگ تفصیلی مفاهیم نهج البلاغه، کتابی برای معرفی و دسته بندی مفاهیم مختلف نهج البلاغه است. این کتاب توسط عبدالمجید معادیخواه بین سال های ۱۳۵۰ش تا ۱۳۷۰ش به فارسی نوشته شده، و تا اکنون دو بار چاپ گردید.
عبدالمجید معادی خواه، متولد ۱۳۲۱ش در قم، روحانی و تاریخ پژوه است. او، جایزه نخست کتاب سال ولایت را در اولین دوره آن بخاطر نوشتن فرهنگ آفتاب دریافت کرد.
نویسنده فرهنگ آفتاب هم چنین، سه اثر دیگر درباره نهج البلاغه دارد:
«فرهنگ ابجدی»، ترجمه ی کتاب المنجد الابجدی در موضع لغت است، که توسط رضا مهیار از زبان عربی به فارسی ترجمه شده و خدمت شایانی برای دانشجویان و نوآموزان زبان عربی انجام داده است.
مترجم انگیزه ترجمه ی این کتاب را چنین بیان کرده است: در عصر حاضر همان گونه که در تمام زمینه های علمی و ادبی و اجتماعی تحولاتی پدید آمده و برای این پدیده ها واژه ها و اصطلاحات جدیدی وضع و در فرهنگ های جهان ضبط و ثبت شده است، در زبان عربی نیز به همین نحو کلمات و اصطلاحات جدیدی توسط فرهنگستان های زبان عربی به ویژه در مصر و لبنان وضع گردیده که امروزه رایج شده و شناخت آنها برای نویسندگان و مترجمان معاصر ایرانی ضرورت دارد؛ زیرا این گونه لغات و اصطلاحات جدید در فرهنگنامه ها و لغتنامه های قدیمی و موجود انعکاس ندارد تا بتوان رفع نیاز نمود.در سال های پس از انقلاب اسلامی که اینجانب در برخی از دانشکده ها و مدارس عالی کشور از قبیل دانشکده علوم قضائی در دانشگاه تهران و دانشکده های (ادبیات و علوم انسانی، حقوق ، اقتصاد ، علوم تربیتی و روانشناسی...) دانشگاه شهید بهشتی و نیز مرکز دینی و عربی تربیت معلم و کانون زبان ایران و غیره عهده دار تدریس زبان و قواعد عربی بودم، همواره در برابر این پرسش دانشجویان که برای شناخت واژه ها و اصطلاحات جدید عربی از چه لغتنامه ای استفاده کنند، پاسخ قاطعی نداشتم که بتواند نظر آنها را تامین نماید، از اینرو در پی فرصتی بودم تا در حد توانائی خود یکی از فرهنگنامه های نوین و معاصر زبان عربی را به فارسی برگردانم. این امر موقعی میسر شد که به نسخه ای از فرهنگنامه ی ( المنجد الابجدی ) از انتشارات (دار المشرق بیروت ) چاپ سال ۱۹۸۲ م دست یافتم و آن را برای ترجمه به زبان فارسی مناسب دیدم که با توفیق خداوند متعال و پیشنهاد (انتشارات اسلامی) از سال ۱۳۶۴ ش به ترجمه آن پرداخته و در سال ۱۳۶۸ همزمان با خجسته روز مبعث حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلّم به پایان رسانیدم و آن را به روان پاک پدرم استاد شیخ حسن مدرس مهیار که سالیان عمر خود را در جوار آستان مقدس حسینی علیه السّلام در کربلا به پایان رسانید، اهداء می گردد.
ساختار کتاب
کتاب که در یک جلد حاوی پیش گفتاری از مترجم و کلام ناشر و متن منتشر شده است. متن کتاب در ۲۸ حرف (باب) به تعداد حروف الفبای عربی تنظیم شده است. کتاب طبق شیوه ی جدید فرهنگ نویسی، بر اساس ظاهر کلمه با حروف اصلی و زائد دسته بندی می شود (به تقلید از فرهنگ های انگلیسی و فارسی). در ترتیب لغات ابتدا ملاک حرف اول و بعد حرف دوم و سوم می باشد و رجوع به ریشه ی لغات نشده است. مثلا لغات (اشقی، اشکی، اشل، اشمار، اشهر، اصاب، اصبح، اصحی) کنار هم قرار دارند، هر چند از یک ریشه نیستند و لغات (ناصر و منصور و انتصر و ینصر) با وجود ریشه مشترک، دور از هم هستند. در برخی از موارد بعد از لغت، ریشه آن را در گیومه ذکر شده است. لازم به ذکر است که این نوع از فرهنگها برای کسانی که با قواعد عربی آشنایی کافی ندارند، تالیف شده است.
گزارش محتوا
مولف کتاب خود را با پیش گفتار و با دو بیت شعر از نظامی شروع می کند، سپس در جایگاه زبان عربی و آموختن آن چنین بیان می کند که در قانون اساسی از آن به عنوان زبان دوم ایران یاد شده است. زبان عربی، زبان اول جهان اسلام و زبان دین و قرآن است که رابط پیوندهای اجتماعی میان همه ی مسلمانان جهان بویژه در ایران می باشد. همچنین در آمیختگی زبان فارسی با عربی در نثر و نظم باعث شده که بدون دانستن زبان عربی نمی توان به ترجمه ی واژگان عربیی که در متون فارسی وارد شده، دست یافت، سپس وارد کلامی از ناشر شده است.وی در ادامه به متن کتاب می پردازد که به ترجمه ی واژگانی که با حرف الف شروع شده می پردازد. وی به ترتیب حروف الفباء (از الف تا یاء) لغات عربی را به فارسی ترجمه کرده و کتاب را به اتمام می رساند.
فرهنگ، عصاره و خلاصه زندگی اجتماعی است و در تمام افکار، امیال، الفاظ و تکاپوهای جامعه منعکس می شود و اخلاق تاثیر مستقیم در تشکیل فرهنگ مذهبی دارد.
سوال: نقش اخلاق در ساختار فرهنگ جامعه اسلامی چیست؟ شکی نیست که فرهنگ و اخلاق در یکدیگر تاثیر دارند. اما کدام اصیل و موثر و کدام تاثیر پذیر، شاید کمی تازگی داشته باشد. قبل از ورود به بحث دو واژه فرهنگ و اخلاق را بررسی می کنیم.
فرهنگ
هرگاه بشر، جامعه ای تشکیل داده، فرهنگ نیز به وجود آمده است. فرهنگ سازه ای است اجتماعی، چنان پیچ در پیچ و چند بعدی که ارائه تعریفی جامع از آن دشوار است. پاره ای از اندیشمندان، فرهنگ را مجموعه ای از ابزار های موجود، رسم ها و باورها، دانش ها، هزها، نهادها، و سازمان های جامعه می دانند.انسان از گذرگاه فرهنگ جامعه، موجود اجتماعی می شود و با مردم پیرامون خود صدها جهت، هم رنگی و هم نوایی می یابد، و از مردم جوامع دیگر ممتاز می شود، بنابراین فرهنگ، عصاره و خلاصه زندگی اجتماعی است و در تمام افکار، امیال، الفاظ و تکاپوهای جامعه منعکس می شود. با تمام اختلافات و سلیقه های متنوعی که در فرهنگ های اقوام و قبایل و ملت ها وجود دارد، وجوه مشترکی در فرهنگ ها مشاهده می شود.
وجوه مشترک فرهنگ ها
در پیرامون خود، فرهنگ هایی چون فرهنگ روستایی، شهری، ملی، خانوادگی، قبیله ای، نژادی و....سراغ داریم. معمولا هویت فرهنگی به یک ملت یا کشور خلاصه نمی شود، تمدن، گسترده ترین سازه هویت فرهنگی است که در سایه آن انسان های مختلف به مجموعه رسوم و سنن احساس تعلق می کنند. فرهنگ، معرّف چگونگی زندگی و هویت فردی است. فرهنگ، مبیّن رسوم و سنن و سبک هایی است که الهام بخش حیات اجتماعی، هنری و سیاسی جوامع است. تمام این ها وجوه مشترک بین فرهنگ ها را نشان می دهد، غیر از آن، موارد دیگری در فرهنگ ها وجه مشترک دارد که عبارت اند از:
← فرا گرفتی
...
شهر قم از زمانی که به عنوان مرکزی شیعی در نزد پیروان اهلبیت ـ علیهم السّلام ـ شهرت یافت، پیوسته مهد دانش و فضیلت و سرچشمه فیضان حکمت و معرفت بوده و از همان روزها تربتش را به شرافت و مردمش نیز به فضیلت ستوده شده اند.
خدمات برجسته و مساعی ارزنده دانشمندان قم در راه احیای آیین تشیع و نشر معالم دین و فرهنگ اسلام به حدی بود که تاج کرامت ابدی بر تارک شریف آنان نهاده شده، تا آنجا که از ] معصوم ـ علیهم السّلام ـ نقل شده است: لولا القمیون لضاع الدین؛ اگر اهل قم نبودند دین ضایع می گشت.
دلیل نامگذاری شهر قم
اما اینکه چرا این شهر را قم نام نهاده اند، از وجود مقدس امام جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ رسیده که فرمودند: انّما سمّی قم لانّ اهلها یجتمعون مع قائم آل محمد(عج) و یقومون معه و یستقیمون علیه و ینصرونه؛ (این شهر) قم نامیده شد زیرا که اهلش در اطراف حضرت قائم آل محمد (عج) گرد می آیند و با آن حضرت قیام می نمایند و با او ـ علیه السّلام ـ همراه اند و در کنار او پایداری می کنند و او را یاری می نمایند. از حضرت هادی ـ علیه السّلام ـ نقل شده که حضرت فرمودند: علت نامگذاری این شهر به قم آن بود که وقتی کشتی نوح ـ علیه السّلام ـ در طوفان به این نقطه رسید از حرکت ایستاد. و اینجا قطعه ای از بیت المقدس می باشد.
جایگاه شهر و مردم قم
مژده جایگاه خاص قم در تشیع هفتاد و چند سال قبل از نزول فاطمه معصومه ـ علیها السّلام ـ به قم و در زمانی که هنوز پدر بزرگوارش امام کاظم ـ علیه السّلام ـ دیده به جهان نگشوده بود توسط (امام جعفر صادق ـ علیه السّلام ـ) بیان شد، آن گاه که فرمود: بانویی فاطمه نام، از فرزندم موسی ـ علیه السّلام ـ در این شهر (قم) از دنیا می رود (و مقام و منزلتی دارد) که شیعیان را شفاعت می کند و همگی به بهشت می روند. در روایتی دیگر حضرت فرمودند: انّا لله حرماً و هو مکه و ان للرسول ـ صلی الله علیه و آله ـ حرماً و هو المدینه و ان لامیر المؤمنین ـ علیه السّلام ـ حرماً و هو الکوفه و ان لنا حرماً و هو بلده قم و ستدفن فیها امراه من اولادی تسمّی فاطمه فمن زارها وجبت له الجنه، قال الراوی و کان هذا الکلام منه قبل ان یولد الکاظم ـ علیه السّلام ـ.... و از برای ما حرمی است که آن شهر قم است، و طولی نخواهد کشید که بانویی فاطمه نام از فرزندانم در آن شهر مدفون خواهد شد و برای زیارت کنندگانش بهشت واجب می شود. حتی در مورد شاگردان مکتب اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ نیز روایاتی رسیده که با وجود آنها، بلاء از اهل قم دفع می شود. این شهر از زمان قبول اسلام تا امروز یعنی در طول سیزده قرن همواره بنام مرکز تشیع و پایتخت شیعه امامیه خوانده شده است، حضرت صادق ـ علیه السّلام ـ می فرمایند: قم سرزمین ماست، سرزمینی که پاکیزه و مقدس است برای شیعیان ما، که ولایت ما را قبول کرده است. و این پایگاه تشیع، مورد عنایات خاصه ائمه معصومین ـ علیهم السّلام ـ بوده و بیش از سی روایت درباره شهر و مردم اش از طرق معتبره رسیده است تا جائی که خواب در قم را عبادت خوانده اند و از امام موسی کاظم ـ علیه السّلام ـ رسیده که حضرت فرمودند: قم عش آل محمد و مأوی شیعتهم؛ قم آشیانه ما ( آل محمد ـ صلی الله علیه و آله ـ) و پناهگاه شیعیان ماست. عصاره احادیث وارده با حذف تکرار چنین است: شهر قم قطعه ای از بیت المقدس، شهری مقدس، مطهر و بلد ما اهل بیت و شیعیان ماست، چه نیکو موضعی است قم، که خداوند متعال آن را بر سایر بلاد حجت قرار داده و ستمگران در آن گداخته گردند، چنانکه نمک در آب ذوب می گردد و زود باشد که علم و معرفت از کوفه بدان شهر منتقل گردد و از آنجا به سایر بلاد، منتشر شود به طوری که نزدیک ظهور حضرت حجت (عج) مستضعفی در دنیای آباد یافت نشود تا جایی که زنان خانه دار به علم امامت و ولایت واقف باشند. امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: عن ابی عبدالله ـ علیه السّلام ـ : قال ستدفن فیها امرأه من اولادی تسمی فاطمه فمن زارها وجبت له الجنه؛ در این شهر فاطمه بنت موسی ـ علیه السّلام ـ دفن خواهد گشت که هر کس او را زیارت کند بهشت برایش واجب گردد. در آثار پیرامون قم چنین آمده است: بهشت را هشت باب است و سه درب آن به سوی مردم قم است. و محدث قمی نقل می نماید: از برای بهشت درب است و یک درب از آنها خاص اهل قم می باشد، گوارایشان باد، گوارایشان باد. در مورد مردم قم که در این شهر مقدس مدفون می شوند، فضیلتی است که دیگران را چنین فضیلتی نیست. محل حشر و نشر جمیع مردم بیت المقدس است جز اهالی قم که در گور خویش محاسبه می شوند از آنجا به بهشت محشور می گردند و این کرامت به اهل قم اختصاص دارد. و اهل قم به تأییدات ربانی مؤید و به توفیقات سبحانی مشرف اند و فرشتگان پیوسته از آنان بلایا را دفع کنند و بندگان مؤمن خدای متعال در آن شهر گرد آمده و در انتظار شفاعت پیغمبر خود بسر می برند.سلام خداوند بر اهل قم و رحمت الهی برایشان باد که آنها اهل رکوع و سجود، قیام و قعود، و آمرزیده و مغفور می باشند، خداوند برکات خود را برایشان نازل گرداند که ایشان اند علماء، فقهاء، فهماء و اهل دیانت و حسن عبادت که سیئاتشان به حسنات تبدیل می گردد.و سخن آخر اینکه حضرت امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمودند: اذا اصابتکم بلیّه و عنا فعلیکم بقم فانه مأوی الفاطمیین؛ زمانی که به شما گرفتاری و غمی رسید، به شهر قم پناه برید چراکه قم محل و مأوای فاطمیین است.
قم؛ پایگاه علوم اهلبیت ـ علیهم السّلام ـ
...



فرهنگ در دانشنامه ویکی پدیا

فرهنگ
فرهنگ راهکارهای شایع موجه در یک جامعه است برای زدودنِ هرگونه نیاز راستین یا ناراستین. فرهنگ همواره نرم افزار است و تمدن شامل آن و سخت افزارهاست. به عبارت ساده تر فرهنگ آن چیزی است که مردم با آن زندگی می کنند. فرهنگ ازآنِ مردم است؛ ادوارد تایلور (۱۹۱۷–۱۸۳۲) فرهنگ را، مجموعه پیچیده ای از دانش ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هرچه که فرد به عنوان عضوی از جامعهٔ خویش فرامی گیرد تعریف می کند. هر منطقه از هر کشوری می تواند فرهنگ متفاوتی با دیگر مناطق آن کشور داشته باشد. فرهنگ به وسیلهٔ آموزش، به نسل بعدی منتقل می شود؛ در حالی که ژنتیک به وسیلهٔ وراثت منتقل می شود. مثلاً گفتگو به زبان فارسی یک راهکار است بر رفع نیاز رو در رو سخن گفتن و زبان چینی راهکاری دیگر برای مردمانی دیگر برای رفع همین نیاز است.
برترین فضیلت در هنرهای زیبا و امور انسانی که همچنین به فرهنگ عالی شهرت دارد.
الگوی یکپارچه از دانش، عقاید و رفتار بشری که به گنجایش فکری و یادگیری اجتماعی نمادین بستگی دارد.
مجموعه ای از گرایش ها، ارزش ها، اهداف و اعمال مشترک که یک نهاد، سازمان و گروه را مشخص و تعریف می کند.
فرهنگ، راه مشترک زندگی، اندیشه و کنش انسان در یک جامعه است. فرهنگ در بر گیرندهٔ این موارد است:
فرهنگ شامل هنر، ادبیات، علم، آفرینش ها، فلسفه و دین است. فرهنگ ها دارای عناصر بسیارند که بطور آمیزه و نامیزهٔ معنایی در جامعه شناورند و درست از میان خودآگاه و ناخودآگاه هوشیاری اجتماعی عبور می کند. مردم برای تغییر فرهنگ خود لازم است زحمت زیادی بکشند. زیرا فرهنگ؛ خواهانِ مانایی است. در برابر فرهنگ، نافرهنگ است و عبارت است از آنچه جامعه با آن تعامل دارد ولی فرهنگ نیست. مانند اقلیم، آب و هوا، ژن، حوادث، وجود یا عدم وجود منابع طبیعی، سنت های الهی، بیماری ها و …
فرهنگ فارسی معین واژهٔ «فرهنگ» را مرکب از دو واژهٔ «فر» و «هنگ» به معنای ادب، تربیت، دانش، علم، معرفت و آداب و رسوم تعریف کرده است.
عکس فرهنگ
فرهنگ ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
فرهنگ مجموعه ای از باورها و رفتارهای گروه های انسانی
فرهنگ لغت یا واژه نامه
فرهنگ ۲ ، سومین آلبوم گروه آمریکایی میگوس است. این آلبوم شامل ۲۴ آهنگ است. این آلبوم بازدید خوبی داشت و رتبه اول در بیلبورد ۲۰۰ کسب کرد.
کاپیتولl
موتن
کوآلیتی کنترل
فرهنگ ۲، در رتبه اول بیلبورد ۲۰۰ با ۱۹۹٫۰۰۰ واحد آلبوم که ۳۸۰۰۰ فروش آلبوم خالص در هفته اول خود بوده، آغاز شد.
در سال ۲۰۱۸، این آلبوم به عنوان دهمین آلبوم محبوب ترین سال در بیلبورد ۲۰۰ قرار گرفت.
فرهنگ آباشه وو (به روسی: Абашевская культура) فرهنگی باستانی بوده مربوط به عصر برنز متاخر در پیرامون سده های ۱۷ و ۱۶ پیش از میلاد مسیح که در دره های ولگا و رود کاما در شمال پیچش رود سامارا و جنوب کوه های اورال پیدا شده است. نام آباشه وو از روستایی به همین نام در چوواشیا وام گرفته شده است. آنچه از آباشه وو برجای مانده گورهای به شیوهٔ کورگان و اثرهایی از باشندگان آن است.
در این فرهنگ کشاورزی هم رواج داشته است. باشندگان دارای گله های گاو بوده اند. باشندگان از اسپ و گردونه نیز سود می بردند. اشیاء یافته شده در آباشه وو با آنچه در موکنای آغازین یافت شده است سنجش پذیراست.
شیوهٔ خاک سپاری آباشه وو پیرو فرهنگ گورچالی (یامنا) است. چیزهایی را که با پیکر مرده در گور نهاده اند اندک بوده و بیشتر یک یا دو گلدان را دربر می گیرد.
شواهدی از گدازش مس و نیز استخراج این فلز به دست باشندگان این فرهنگ از کوه های اورال در دست است.
دایرةالمعارف فرهنگ آثار مجموعهٔ شش جلدی معرفی آثار مکتوب ملل جهان از ابتدا تا امروز است. این دایرةالمعارف به سرپرستی رضا سیدحسینی و همراهی مترجمان و ویراستاران بنام کشور شکل گرفت. فرهنگ آثار در سال ۱۳۷۸ توسط انتشارات سروش به چاپ رسید و در سال ۱۳۸۱ به چاپ دوم رسید.
رضا سیدحسینی
این اثر ترجمه فرهنگی به همین نام (Dictionnaire des oeuvres) است که حاصل فعالیت های پژوهشگران ایتالیایی و فرانسوی بوده و چاپ نخست آن در سال ۱۹۵۳ منتشر شد. تعدادی از مقالات مجموعه فرانسوی حذف شد و در عوض مقالاتی از فرهنگ ادبی آلمانی کیندلرز (Kindlers) درباره آثار شاعران و نویسندگان ملل جهان سوم انتخاب و ترجمه شد و در مجموعه قرار گرفت. همچنین تعدادی از آثار ایرانی و آثار متعلق به جهان اسلام نیز انتخاب شدند و مقالاتی در معرفی این آثار نوشته شد و در میان فرهنگ آثار جای گرفت.
سرزمین آرتساخ یا قره باغ کوهستانی در پیدایش و احیای ملت ارمنی و تاریخ سیاسی و فرهنگی آن نقش بسیار مهمی داشته است.
مدارس
از هزاره اول (پیش از میلاد) و زمان حکومت آیرارات و سپس یرواندونیها آرتساخ نیز بخشی از سرزمین گستردهٔ ارمنستان بوده. طبق نوشته های استرابون آرتساخ اقتصادی پیشرفته داشته و در زمان جنگهای ارمنیان با دشمنان، سواره نظام قدرتمندی به کارزار گسیل میکرده.
در اوایل سده ۴ (میلادی)، ارمنیان آرتساخ به دین مسیحیت گرویدند و آن را به منزلهٔ دین رسمی پذیرفتند.
منطقهٔ آرتساخ یکی از غنیترین مناطق سرزمین ارمنستان از نظر وجود بناها و اماکن مذهبی است. در بخش های مرکزی و مناطق دیگر در طی سده های میانه بدون وقفه در زمینه های تعلیم، تحصیل، نگارش و انتشار ادبیات مذهبی و زبان و فرهنگ ارمنی بسیار فعال بوده اند.
آرژانتین دارای تاریخ غنی در ادبیات مشهور جهان است، از جمله یکی از نویسندگان بسیار نقاد آن در قرن بیستم، خورخه لوئیس بورخس می باشد.
۹۵۵۱۷۲۸ نفر از مردم یا به کودکستان، مدرسه ابتدائی (سطح پایینتر)، یا موسسات سطح ثانویه (دبیرستان) رفته اند.
۴۹۴۴۶۱ نفر از مردم در موسسات آموزشی غیر سطح دانشگاهی (همچون مدارس آموزشی یا فنی) حضور یافته اند
۱۱۲۵۲۵۷ نفر در کالج ها یا دانشگاه ها حضور پیدا کرده اند.
با یک قانون اساسی و یک طرح تعریف شده ساختن کشور، این کشور در ادبیات آمریکای لاتین از زمانی که در دهه ۱۸۵۰ هویت کاملاً واحد خود بازیافت، به عنوان رهبر (پیشرو) بوده است. مبارزه بین تمرکز گرایان (که خواستار یک فدراسیون ضعیف از ایالات مبتنی بر اصول محافظه کاری روستایی بود) و فدرالیستهای ماقبل لیبرالیسم و طرفداران حکومت قوی فدرال که مهاجرت اروپاییان را تشویق می نمودند، یک لحن و نواخت (خاص) برای ادبیات آن زمان آرژانتین پدیدآورد.
جدائی اعتقادی بین حماسه گواچو «مارتین فییرو» اثر خوزه هرناندز، و «فاکندو»، اثر دومینگو فاوستینو سارمینتو، یک نمونه بزرگ از آن است. هرناندز از یک سبک زندگی روستایی مربوط به آرژانتین قدیم بوده و به شدت با مهاجرت اروپایی ها مخالف می باشد. سارمینتو نوشته است که مهاجرت تنها راه برای نجات دادن آرژانتین از قرار گرفتن تحت حکومت تعداد اندکی از خانواده های دیکتاتوری «رهبر» ها بوده، ضمن بیان این مطلب که یک چنین مهاجرانی آرژانتین را نوین تر نموده و با اندیشه اروپای غربی روشن می ساخته اند، و نتیجه آن یک جامعه بالنده تر بوده است.
ادبیات آرژانتین در آن دوره به شدت ناسیونالیستی بود. ادبیات این کشور دنباله رو نهضت ادبیات مدرنیست شد که در اواخر قرن ۱۹ ام در فرانسه پدید آمده بود و این دوره در ادبیات آرژانتین انقلابی ایجاد کرد که ریکاردو گوئیرالز از پیشگامان مهم ادبیات مدرن آرژانتین محسوب می شود. خورخه لوئیز بورگز مشهورترین نویسنده آرژانتینی است. بورگز شیوه های جدیدی از نگاه به جهان نوین در بحث های استعاری و فلسفی خود پایه گذاری نمود، و تأثیر وی از طریق نویسندگان به سراسر جهان گسترش یافت. بورگز به خاطر آثارش در قالب داستان های کوتاهی همچون «قصه ها» و «الف» بیشتر مشور گردید.
فرهنگ آریان پور نام سلسله فرهنگ های انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی در حجم های گوناگون است که عباس آریان پور کاشانی و منوچهر آریان پور کاشانی آن را تألیف و مؤسسهٔ انتشارات امیرکبیر آن را در سال ۱۳۵۳ خورشیدی منتشر گردیده است. به تازگی نسل سوم فرهنگ های آریانپور را انتشارات جهان رایانه به طبع رسانده که بزرگ فرهنگ انگلیسی به فارسی پیشرو آریانپور در ۷ جلد و فارسی به انگلیسی در ۴ جلد از جملهٔ آن ها می باشد.
تایخچهٔ فرهنگ
فرهنگ فارسی
کتاب فرهنگ آزاد (Free Culture) کتابی است نوشتهٔ لارنس لسیگ (Lawrence Lessig) در ارتباط با رشد سریع فناوری در سطح جهانی.
این کتاب در مورد فرهنگ جامعه (در این کتاب غالباً جامعهٔ ایالات متحده مدّنظر است) بررسی مسایلی چون قانون «حق تکثیر»، «حقوق پدیدآورندگان» و تأثیر پدیدهٔ اینترنت بر این قانون ها می باشد. اینکه بسیاری از مدّعیان این حقوق خود از نقض کنندگان این حقوق بوده اند. اینکه با پیشرفت فناوری در قانون تغییراتی داده شده ولی در شرایطی که این تغییرات به سود صاحبان قدرت بوده است.
دریافت نسخهٔ الکترونیکی رایگان این کتاب
فرهنگ آفریقا توسط یک نظام کاملاً یکپارچه از ارزش های اجتماعی مشخص می شود، از طریق فرایندهای تاریخی اطلاع داده می شود که از سازمان اجتماعی خود پشتیبانی می کند. جالبترین ویژگی فرهنگ آفریقایی ماهیت تقریباً یکدست از یک شبه- زبان آفریقائی است، که عناصر غیر کلامی برقراری ارتباط آن برای تغییر مفهوم و انتقال احساس بکار می روند. همچون اروپایی های جنوبی، آفریقایی ها بیشتر حراف، گرم و متعهد می باشند. این شبه- زبان آفریقایی در مجموعه ای از روابط تاریخی و باورهای معنوی باستانی ریشه دارد که در نسل، زبان، سیاست در حال شکوفائی، و نیز تراژدی های توامان برده داری و استعمار آفریقا جای گرفته اند.
گویشهای شبه زبانشناختی آفریقایی ها، و تنفسهای اجتماعی بنیادی به سادگی قابل تشخیص بوده و در یک فلسفه باستانی قوی و عمیقاً جا افتاده ریشه دوانده که حتی در مواجهه با جابجایی های گسترده اجتماعی و جغرافیای سیاسی حاصل از تغییر نمودار جمعیتی نیز مستلزم تداوم و تعالی آن ها است.
فرهنگ نوین آفریقایی از طریق پاسخهای پیچیده به امپریالیسم عربی و امپریالیسم اروپایی بروز می یابد. در شروع اواخر دهه ۱۹۹۰، آفریقایی ها بطور فزاینده ای می خواستند هویت خود را مجدداً اظهار نمیند. خصوصاً در شمال آفریقا خودداری از پذیرش برچسب عربی یا اروپایی منجر به بک نوع سرریز تقاضاها برای پاسداشت زبانها و فرهنگ بومی آمازیغ در مراکش، مصر، الجزایر و تونس منجر شد. پیدایش (باور) همه- آفریقائی گرائی از زمان افول آپارتاید، سبب افزایش تقاضاها برای حسی احیا شده از هویت آفریقایی گردید. در جنوب آفریقا، روشنفکران جوامع مقیم از اعقاب اروپایی بطور فزاینده ای به خاطر دلایل فرهنگی تا علل جغرافیایی یا نژادی هویت آفریقایی پیدا کردند. معروف است که برخی افراد، مراسم مذهبی انجام می دادند تا عضو جوامع زولو یا سایر شوند.
شباهتاهای میان فرهنگهای گروه های مختلف نژادی و ملی به آفریقا جلوه ای از همپوشانی فرهنگها بخشید. در واقع طبیعت فرهنگ آفریقایی شامل سلسله ای از عناصر مرتبط معنوی می شود. جایی که خطوط شکاف فرهنگی قرار می گیرند، آن ها به سرعت به عناصر ستبر تر و انگیزه سازتری تمایل می یابند که معنوی گرایی آفریقایی را نشان می دهد. اما، خطوط شکاف فرهنگی، بین آن دسته از آفریقایی هایی بارز است که به سبکهای زنگی غربی یا باختری شبیه شده اند و نیز آفریقایی هایی که اصول اخلاقی و سنتی قدیم آفریقا را رعایت نموده یا به آن عمل می کنند.
به علت تنوع نژادی در کشور آفریقای جنوبی، فرهنگ " واحدی " در این کشور نمی توان یافت. امروزه تنوع غذایی در این کشور که متأثر از فرهنگ های مختلف حاضر در آن است باعث شده جهانگردان و حتی به سرمایه گذاری در تهیه آن دست بزنند. علاوه بر غذا، موسیقی و رقص هم از نمادهای فرهنگی این کشور هستند.
سبک غذا در آفریقای جنوبی بسیار وابسته به گوشت است و معمولاً در مجالسی با نام " برائی (braai) مورد استفاده قرار می گیرد. همچنین آفریقای جنوبی یک تولیدکننده قوی مشروب تبدیل شده است و برخی از بهترین تاکستان های جهان در دره های اطراف استلن بوش فرانس چوک پارل باری دال قرار دارند.
موسیقی آفریقای جنوبی نیز بسیار متنوع است. بسیاری از نوزاندگانی که در دوران آپارتاید به زبان انگلیسی یا آفریکانس می خوانده اند سبک منحصر به فردی با نام واتیو (Kwaito) را پدید اورده اند. از میان این افراد می توان به برندافاسی اشاره کرد. که با آهنگ “Weekend Special” که به زبان انگلیسی خواند به شهرت رسید.
از دیگر خوانندگان معروف می توان به لیدی اسمیت بلک مامبازو اشاره کرد و همچنین سوتو استرینگ کوارتت که موزیک کلاسیک را به سبک آفریقایی اجرا می کند. خوانندگان سفید پوست و رنگین پوست آفریقایی از سبک آفریقایی سنتی کمتر استفاده می کنند و بیشتر به سبک های اروپایی مانند گروه های متال غربی (سیثر) تمایل نشان می دهند. موسیقی آفریکانس دارای گونه های مختلفی است مانند استیو هافمیر معاصر و گروه پانک راک فوکوف پلی سیکار .
انسان شناسی و فرهنگ یک گروه علمی/ترویجی است که از مهر ماه سال ۱۳۸۴ شروع به کار و مطالب تولیدی را در وب گاه تحت عناوین انسان شناسی و فرهنگ منتشر کرد. این سایت در همهٔ زمینه های فرهنگ، علوم اجتماعی و انسانی با تأکید ویژه و با اولویت دادن به نگاه اجتماعی فعالیّت می کند. این وب گاه در حال حاضر صرفاً به زبان فارسی منتشر می شود و مرکز ثبت آن در جمهوری اسلامی ایران است. مدیریت این وب گاه را ناصر فکوهی در دست دارد. بیش از ۸۰ درصد از مطالب این وب گاه تولیدی و باقی بازنشر دیگر مقالات نویسندگان عضو وب گاه هستند. مشی عمومی انسان شناسی و فرهنگی، حرکت بر اساس رویکردی میان رشته ای و میان فرهنگی است. در خرداد ماه سال ۱۳۹۰ این وب گاه به رقم ۷ هزار بازدید روزانه رسید. نیمی از همکاران این وب گاه دانشجو و نیم دیگرشان را دانشجویان و پژوهشگران آزاد سایت تشکیل داده اند.
ورود مستقیم از طریق خلاصه مطالب منتشر شده در صفحه: مطلب سر تیتر و ۱۴ زیر عنوان که با کلیک بر هر یک از آن ها خوانندگان می توانند وارد مطلب شوند. مطلب سرتیتر در روز بعد از انتشار، به زیر عنوان تبدیل می شود و با ورود مطالب جدید، مطالب قبلی به بخش آرشیو در پایین صفحه منتقل می شوند. روزانه بین ۵ تا ۸ مطلب جدید به سایت وارد می شود، روزهای پنجشنبه و جمعه و تعطیلات رسمی سایت به روز نمی شود. در بخش زیر صفحهٔ اول، صد مطلب آخر که وارد سایت شده اند آرشیو می شوند و خوانندگان با کلیک بر آن ها وارد مطلب آرشیو شده می شوند. در زیر هر مطلب در بخش اصلی صفحه اول، رده بندی مطلب نوشته شده است همچون: «فرهنگ آفریقا»، «شهر و فرهنگ»، «فرهنگ عرب»، «فرهنگ بریتانیا»، «فرهنگ ارمنی» و غیره، با کلیک کردن بر روی این رده ها، خوانندگان مستقیماً وارد صفحه آرشیو آن صفحه می شوند که در آن در هر صفحه ۲۰ مطلب آخر آرشیو شده اند و سایر مطالب به صورت صفحات دیگر در زیر صفحه به شکل اعداد آرشیو می شوند و با کلیک کردن بر روی هر عدد، خوانندگان به صفحات جدید دست می یابند.
در بالای صفحه اول، موتور جستجو این امکان را فراهم می کند که خوانندگان با وارد کردن کلمه یا کلمات مورد درخواست خود به تمام مطالبی که حاوی آن کلمه یا کلمات هستند به شیوه موتورهای جستجو دست پیدا می کنند.
در صفحه ورودی وب گاه یک مطلب اول وجود دارد که بنا بر مورد از میان مطالب روز انتخاب می شود و در بالای صفحه با عکس بزرگتر قرار می گیرد. قرار گرفتن این مطلب در بالای صفحه به نشانه اهمیت بیشتر یا علمی بودن بیشتر آن نیست. ۱۶ مطلب در ستون های بعدی قرار می گیرند که به تدریج به آرشیو می روند. در پایین صفحه نیز حدود ۸۰ مطالب آخر سایت در دسترس هستند. در حال حاضر بیش از ده هزار مطلب در سایت موجود است.
در زیر این موتور، گروهی از سرتیترها از جمله: رویدادها، شاخه ها، نظریه، روش، تاریخ و... هر یک در صورت قرار دادن موس بر روی آنها، ورودی به صفحات دیگری را نشان می دهند که با کلیک بر روی آن ها خوانندگان می توانند وارد آن صفحه شوند. در همین بخش، قسمت «منابع» امکان ورود به بخش پرونده ها را فراهم می کند که بسیاری از مطالب وب گاه را به صورت موضوعی طبقه بندی کرده است.
در سمت چپ سایت به ترتیب از بالا، با هر بار کلیک کردن سایت به صورت خودکار و اتفاقی مطالبی از وب گاه، از پیوندها و از پرونده ها را نمایش می دهد و خوانندگان می توانند با کلیک بر روی آن ها وارد هر یک از مطالب شوند. در همین بخش، با هر کلیک یکی از فرازهای فرهنگی و یکی از عکس های گالری نیز به نمایش در می آید که با کلیک بر روی آن ها خوانندگان می توانند وارد آن ها شوند.
در بخش دیگر سمت چپ، نام هر یک از صفحات در دو ستون آورده شده است. ستون راست، ستون صفحات موضوعی است و ستون چپ، ستون صفحات محلی و منطقه ای. با کلیک بر هر صفحه خوانندگان وارد آن صفحه می شوند.
بخش بعدی از صفحه اول به انجمن انسان شناسی و فرهنگ اختصاص دارد که علاقه مندان می توانند عضو آن نیز بشوند. سیستم عضویت برای وب گاه و انجمن یکی است.
در آخرین قسمت صفحه اول ورودی به چهار بخش قرار داده شده است که به ترتیب عبارتند از:
تارنمای انسان شناسی و فرهنگ با این شعار که می توان سلسله مراتب و تقسیم بندی های اغلب بی معنا، ناعادلانه، ایدئولوژیک، هژمونیک، خود شیفته و دستکاری کننده علمی و اجتماعی که به جامعه تحمیل می شوند را کنار گذاشت و برخلاف تمام ادعاهایی که دربارهٔ ناممکن بودن کار جمعی، غیر محفلی، سالم و صمیمانه میان جماعتی از کسانی که صرفاً دوست دارند دانش خود را با دیگران شریک شوند و از دانش دیگران بهره بگیرند، به چنین اهدافی دست یافت. انتشار مطالب این سایت و ایجاد بخش هایی به سه زبان انگلیسی، عربی و فرانسه نیز از برنامه های این سایت علمی است.
این تارنما سعی در متقاعد کردن موضوع همکاری استاد پر سابقه را در کنار یک دانشجوی تازه کار که می خواهد مطلب خود را منتشر کند را دارد. تارنما با این سیاست که هیچ اشکالی وجود ندارد که یک استاد در کنار دانشجو مطالبی منتشر کنند زیرا در نهایت قضاوت بر عهده خوانندگان خواهد بود که نمی توان آن ها را فاقد دانش دانست. همچنین این تارنما کار کردن صرفاً با «چهره ها» را سیاست سالمی نمی بیند و آن را نه برای خود آن «چهره ها» و نه برای کل نظام دانش تخصصی و عمومی کشور مفید نمی داند.
تارنمای انسان شناسی و فرهنگ همه ساله در ماه مرداد به دلیل نیاز به انجام تغییرات فنی و برنامه ریزی هایی در شکل و محتوا تعطیل می شود.
باغ فرهنگ مربوط به دوره پهلوی است و در شهرستان تفت، بخش مرکزی، دهستان شیرکوه، روستای طزرجان، خیابان فرهنگ، حسینیه بزرگ طزرجان واقع شده و این اثر در تاریخ ۱ اردیبهشت ۱۳۸۸ با شمارهٔ ثبت ۲۶۵۹۶ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
بنیاد فرهنگ (به انگلیسی: Farhang foundation) بنیادی غیر مذهبی، غیر سیاسی و بدون منفعت واقع در لس آنجلس کالیفرنیا می باشد که برای تجلیل و ترویج هنر و فرهنگ ایرانی توسط گروهی از بشر دوستان در سال ۲۰۰۸ تأسیس شد.
فستیوال فیلم کوتاه بنیاد فرهنگ
فستیوال لس آنجلس تایمز ۲۰۱۵ برای کمپین کیک استارتری کتاب ها
کارگاه آموزش تعاملی موسیقی کورش تقوی
نوروز در شهرستان اورنج کالیفرنیا
نوروز در موزه هنر لس آنجلس
بنیاد برای رسیدن به اهدافش سه روش را معرفی و در پیش گرفت:
تالار فرهنگ مربوط به دوره پهلوی است و در تهران، خیابان حافظ، پل حافظ، شرق تالار وحدت واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۲ مرداد ۱۳۸۴ با شمارهٔ ثبت ۱۳۰۷۸ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
مختصات: ۳۲°۵۰′۵۴″شمالی ۵۹°۱۳′۵۴″شرقی / ۳۲٫۸۴۸۲۲۷۲°شمالی ۵۹٫۲۳۱۵۳۴۱°شرقی / 32.8482272; 59.2315341
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
خانه فرهنگ مربوط به اواخر دوره قاجار -اوایل دوره پهلوی است و در بیرجند، میدان فرهنگ واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۶ آبان ۱۳۷۹ با شمارهٔ ثبت ۲۸۷۱ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
خُرده فرهنگ در دانشِ مردم شناسی به ارزش ها و هنجارهای متفاوت با ارزش ها و هنجارهای گروه اکثریّت که یک گروه درون جامعه ای بزرگ تر داراست، گفته می شود. خُرده فرهنگ ها قابل شناسایی و تغییر هستند و بیشتر به ارزش های گروهِ اقلّیّت گفته می شوند.
گیک
نرد
به عبارت دیگر، گروهی از مردم که در دل یک فرهنگ بزرگ تر قرار دارند اما ارزش ها و هنجارهایشان با فرهنگ مادر متفاوت است را خرده فرهنگ می نامیم. خرده فرهنگ ها به رغم ارزش ها و هنجارهای متمایزشان بعضی از اصول بنیادین فرهنگ مادر را حفظ می کنند.
خرده فرهنگ که خود انواع مختلف دارد، باعث شکاف در تمایلات ذهنی، سبک زندگی، و ایجاد تغییر در تصویر ظاهر، طرز حرکت و زبان در یک جامعه می شود.
نیره توحیدی، مدیر بخشِ جامعه شناسیِ جنسیت و زنان از دانشگاه کالیفرنیا معتقد است پیش از انقلاب، حامیانِ پوششِ چادر یک خُرده فرهنگ در جامعهٔ ایران بودند که پس از انقلاب، حکومت را در دست گرفتند و نگرشِ خود را بر کلِ جامعه تعمیم دادند. که با ماجرای کشف حجاب رضا شاه پهلوی و شروع بی حجابی در ایران کاملاً در تناقض است.
مختصات: ۳۷°۲۰′۰۲″شمالی ۴۶°۰۳′۵۳″شرقی / ۳۷٫۳۳۳۹۳۴۱°شمالی ۴۶٫۰۶۴۷۷۳۹°شرقی / 37.3339341; 46.0647739نبو
خیابان فرهنگ در منطقه ۲ شهرداری تهران واقع شده و از جنوب به خیابان مدیریت و از شمال به میدان فرهنگ منتهی می گردد.
داریوش فرهنگ درخشانی (زاده ۶ آذر ۱۳۲۶ در آبادان) کارگردان، فیلم نامه نویس و بازیگر ایرانی است.
خنده در باران (کارگردان و فیلمنامه نویس، ۱۳۸۹)
یک گزارش واقعی (کارگردان و فیلم نامه نویس، ۱۳۸۷)
راه شب (مجموعه تلویزیونی، کارگردان، ۱۳۸۵)
طلسم شدگان (مجموعه تلویزیونی، کارگردان، ۱۳۸۳)
رز زرد (کارگردان، ۱۳۸۰)
شب های تهران (کارگردان، ۱۳۷۹)
تکیه بر باد (کارگردان، ۱۳۷۸)
تولدی دیگر (مجموعه تلویزیونی، کارگردان، ۱۳۷۷)
روانی (کارگردان، ۱۳۷۶)
دیپلمات (کارگردان و فیلم نامه نویس، ۱۳۷۴)
راه افتخار (کارگردان و فیلم نامه نویس، ۱۳۷۳)
بهترین بابای دنیا (کارگردان، ۱۳۷۰)
دو فیلم با یک بلیت (کارگردان و فیلم نامه نویس، ۱۳۶۹)
طلسم (کارگردان و فیلم نامه نویس، ۱۳۶۵)
اتوبوس (فیلم نامه نویس، ۱۳۶۴)
کفش های میرزا نوروز (فیلم نامه نویس، ۱۳۶۴)
سلطان و شبان (مجموعه تلویزیونی، کارگردان، ۱۳۶۱)
رسول پسر ابوالقاسم (کارگردان و فیلم نامه نویس، ۱۳۶۰)
داریوش فرهنگ در خانواده ای متوسط در آبادان به دنیا آمد. او پس از درگذشت پدرش در ۸ سالگی به همراه خانواده به شهر جوپار از توابع کرمان (زادگاه مادرش) مهاجرت کرد. مادر وی از طایفه اصیل و سرشناس شهیدی زندی جوپار می باشد. دوران دبستان و دبیرستان را در کرمان گذراند و پس از آن که در دانشگاه پذیرفته شد به تهران رفت.
او در سال ۱۳۵۲ در رشته کارگردانی تئاتر از دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران فارغ التحصیل شد. او فعالیت در تئاتر را از سال ۱۳۴۵ آغاز کرد و در سال ۱۳۴۷ گروه تئاتر پیاده را بنیان گذاشت. نخستین فعالیت سینمایی او با بازی در فیلم کوتاه سمندر(واروژ کریم مسیحی) در سال ۱۳۵۹ بود. پس از آن با فیلم نامه نویسی و کارگردانی فیلم ۶۵ دقیقه ای رسول پسر ابوالقاسم، فعالیت حرفه ای خود را در سینما آغاز کرد. نخستین ساخته تلویزیونی او، مجموعه افسانه سلطان و شبان نام داشت که پخش آن در سال های آغازین دهه ۶۰ خورشیدی با استقبال زیادی روبرو شد. سوسن تسلیمی، بازیگر سینما و تئاتر، همسر پیشین او بود. فرهنگ در بخش های دیگر صنعت سینما همچون طراحی صحنه و لباس، طراحی تیتراژ، تهیه کنندگی نیز فعالیت داشته است. او در چندین کار مشترک با مهدی هاشمی فعالیت داشته است .
داریوش فرهنگ در گفتگویی تصویری که سایت تاریخ شفاهی ایران انتشار داده است، دربارهٔ بهائی ستیزی و یهودی ستیزی اش در دوران کودکی می گوید و بابت آن ابراز تاسف می کند. او بیان می کند:
مختصات: ۳۵°۴۶′۵۰″ شمالی ۵۱°۲۹′۳۳″ شرقی / ۳۵٫۷۸۰۵۶°شمالی ۵۱٫۴۹۲۵۰°شرقی / 35.78056; 51.49250
پژوهشگاه رویان
پژوهشگاه ابن سینا
پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی
پژوهشکده حفاظت خاک و آبخیزداری
پژوهشکده برق
پژوهشکده گیاهان دارویی
پژوهشکده علم و هنر
پژوهشکده توسعه صنایع شیمیایی
سازمان جهاد دانشگاهی صنعتی شریف
دانشگاه علم و فرهنگ، یکی از دانشگاه های تهران است. این دانشگاه در سال ۱۳۷۲ تحت عنوان مؤسسهٔ آموزش عالی جهاد دانشگاهی تهران، با مجوز رسمی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ایران، توسط جهاد دانشگاهی تأسیس شد. در جلسهٔ شورای گسترش آموزش عالی وزارت علوم، مورخ ۱۵ بهمن ماه سال ۸۴، این مؤسسه به دانشگاهی تحت عنوان علم و فرهنگ ارتقا یافت.
این دانشگاه معتبرترین و بزرگترین دانشگاه غیرانتفاعی ایران است و بودجه این دانشگاه در سال ۱۳۹۴ برابر با ۱۲ میلیارد ریال بوده است.
ساختمان مرکزی این دانشگاه در منطقهٔ پونک تهران قرار گرفته و فضایی مسقف در حدود ۲۰۰۰۰ متر مربع را در اختیار دارد که شامل فضای آموزشی، کمک آموزشی و اداری مشتمل بر ساختمان های ستادی، مرکزی، دانشکده هنرو معماری، واحد تحصیلات تکمیلی شماره ۱ و شماره ۲، پژوهشکده توسعه تکنولوژی و پژوهشگاه رویان در اختیار دارد و در نظر دارد مطابق با طرح جامع دانشگاه، فضا را به ۳ هکتار ارتقا دهد.
دبستان فرهنگ مربوط به دوره پهلوی است و در آبادان، خیابان ۱۰ احمدآباد، نرسیده به فلکه کارون واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۷ اسفند ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۹۴۲ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
فهرست آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

فرهنگ در دانشنامه آزاد پارسی

در جامعه شناسی و انسان شناسی، راه و روش زندگی جامعه ای خاص یا گروهی از مردم دربردارندۀ اموری چون الگوهای اندیشه، باورها، رفتارها، رسوم، سنت ها، مناسک، پوشاک، زبان و هنر، موسیقی و ادبیات. باستان شناسان از این واژه برای اشاره به بقایای اشیا یا مصنوعاتی که سندی بر وجود یک گروه بندی اجتماعی باشد، استفاده می کنند. تعریف دقیق مفهوم فرهنگ به آسانی میسر نیست، زیرا چندین رشتۀ متفاوت در حوزۀ اندیشه به نحو های مختلف از آن استفاده می کنند. کاربرد نخستین آن در علوم اجتماعی عبارت است از مجموع روش های زندگی، چه در زمینۀ مادی و چه در زمینۀ معنوی، در جامعه ای خاص. واژۀ «فرهنگ» در معنایی عام، معمولاً به هنرها و فعالیت های روشنفکرانه نیز اطلاق می شود؛ بدین ترتیب، زمانی که از فردی بافرهنگ (یا فرهیخته) سخن می گوییم، منظورمان کسی است که می کوشد چنین زمینه هایی را درخود پرورش دهد. در این مورد، ممکن است مفهوم فرهنگ عالی در مقابل مفهوم فرهنگ توده ها یا فرهنگ عامیانه مطرح شود که در مورد اخیر منظور بیشتر جنبه های سرگرم کننده در فرهنگ است، تا ابعاد فکری آن. با این وصف، رشتۀ دانشگاهی ای که عنوان مطالعات فرهنگی دارد تفاوتی کیفی میان این دو نوع قائل نیست و هر پدیدۀ فرهنگی، از یک خوانندۀ پاپ تا رُمانی نوشتۀ لئون تولستوی، را به یک نحو تحلیل و بررسی می کند. ریشۀ واژۀ «فرهنگ» در زبان لاتینی cultura است که معنی آن «کشت زمین» است. این معنی قدیمی را هنوز هم می توان در واژگانی هم چون Agriculture (کشاورزی) مشاهده کرد. از این ریشه، صورت های تمثیلی مفهومی فکری نیز گرفته شده است. چنان که می گوییم: culture of the Mind (پرورش ذهن)، که اصطلاح رایج در قرن ۱۷ و به معنی رشد و تقویت ذهن بود. فرهنگ درواقع فرآیند محقق کردن چنین هدفی درنظر گرفته می شد. در اواخر قرن ۱۸ و اوایل قرن ۱۹ معنی فرهنگ از تمرکز بر مفهم فرآیند به تمرکز بر مفهوم تحقق کشیده شد؛ بدین ترتیب، فرهنگ را کمابیش در ترادف با مفهوم تمدن عموماً موقعیتی از اندیشمندی و رشد اخلاقی در جامعه به حساب می آوردند. در اواخر قرن ۱۹، واژۀ «فرهنگ» وارد زبان علوم اجتماعی جدید شد. ای بی تیلور در کتاب خود موسوم به فرهنگ ابتدایی فرهنگ را مجموعه ای پیچیده و کلی، شامل دانش، اعتقاد، هنر، اخلاق، قوانین، آداب و رسوم و هرنوع قابلیت و عادات دیگر که انسان ها به مثابۀ عضوی از جامعه کسب کرده اند، تعریف کرد. در آغاز، قوم شناسان و انسان شناسان به فرهنگ جوامع غیرغربی تا اندازه ای به مثابۀ جوامع پست نگاه می کردند و این که آن ها در جوامع خود نیز فرهنگ عامه (فولکلور) و رسوم سنتی را بار دیگر کشف کرده و ارزش گذاری می کردند، تأثیری بر این دیدگاه نداشت. اما از آن زمان تا امروز، واژۀ فرهنگ معنی خنثاتری به خود گرفته است. بریتانیا و ایالات متحد، هردو کشورهایی چندفرهنگی اند و این امر تا حد زیادی چونان عاملی در غنی شدن جوامع آن ها درنظر گرفته می شود. البته ممکن است تفاوت های فرهنگی با هدف تفرقه انداختن در جامعه ای تشدید شوند، چنان که در طول جنگ داخلی خونین یوگسلاوی شاهدش بودیم.

نقل قول های فرهنگ

فرهنگ مجموعه پیچیده ای از دانش ها، باورها، هنرها، قوانین، اخلاقیات، عادات و هرچه که فرد به عنوان عضوی از جامعه از جامعهٔ خویش فرامی گیرد.
• «آینده از آنِ ملّت های فرهیخته و خردمند و شجاع و تلاش گر است.»
• «در وضعی که ما هستیم، و دوران تحوّلی را که خواه ناخواه، و به همراه دنیا در پس گردونة تاریخ می پیمائیم، سکوت دربارة فرهنگ، سرباز زدن از وظیفة انسانی است. اگر بحرانی در دنیای امروز باشد، بیش از بحران اقتصاد و پول و نفت و نیرو، بحران فرهنگ است. نفت ها چراغ ها را روشن می دارند، ولی چه فایده وقتی چشم ها را تاری بگیرد؟ یا چه فایده که همة کارخانه ها خوب کار بکنند، مگر کارخانة وجود انسان؟»
• «افرادی که بزرگترین خدمت را به دانش و فرهنگ نموده اند، نویسندگان و پژوهشگرانی بوده اند که در انزوا می زیسته اند و هرگز در گفتگوهای دانشگاهی شرکت نکرده و حقایق صد در صد اثبات نشده را در آکادمی ها ابراز نداشته اند. » فرانسوا ولتر
• «یکی از اصولی که به انهدام هر نوع فرهنگ و سلیقه متعالی می انجامد آن است که انجام هر کاری بهتر از این است که هیچ کار نکنی. » نیچه

ارتباط محتوایی با فرهنگ

فرهنگ در جدول کلمات

فرهنگ
ادب
فرهنگ باستانی مکزیک
اولمک
فرهنگ عظیم فرانسه
لاروس
فرهنگ فارسی از سروری
مجمع الفرس
فرهنگ فارسی به فارسی که محمد پادشاه ابن غلام محیی الدین آن را تالیف کرد
آنندراج
فرهنگ لغت
قاموس
فرهنگ لغت فرانسه
لاروس
فرهنگ لغت فرانسوی
لاروس
از فیلم های داریوش فرهنگ با بازی امین حیایی و بهرام رادان
رززرد
از فیلمهای داریوش فرهنگ با بازی امین حیایی | بهرام رادان و حدیث فولادوند
رز زرد

معنی فرهنگ به انگلیسی

civilization (اسم)
تمدن ، مدنیت ، فرهنگ ، انسانیت
culture (اسم)
تمدن ، فرهنگ ، برز ، کشت میکرب در ازمایشگاه
dictionary (اسم)
فرهنگ ، واژه نامه ، قاموس ، کتاب لغت ، فهرست معانی
lexicon (اسم)
فرهنگ ، واژه نامه ، قاموس ، کتاب لغت ، لغت نامه ، دیکسیونر

معنی کلمه فرهنگ به عربی

فرهنگ
ثقافة , قاموس
الثقافة التعبوية
تغرب
قاموس المعاني
عربي
تراث تقليدي
الثقافة المستوردة
تحديات الثقافة

فرهنگ را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

آتنا ٠١:٠١ - ١٣٩٥/٠٥/١٧
مجموعه پیچیده ای است که در برگیرنده دانستنیها , اعتقادات ,هنرها , اخلاقیات ,قوانین ,عادات وهرگونه توانایی دیگری است که بوسیله انسان بعنوان عضو جامعه کسب شده است.
در جامعه شناسی و انسان شناسی از فرهنگ تعاریف متعددی عنوان گردیده است . معروفترین و شاید جامع ترین تعریفی که از فرهنگ ارائه گردیده است , متعلق به ادوارد تایلر TYLOR است که در بالا ذکر شد.
تعاریف دیگر فرهنگ
•رالف لینتون فرهنگ را ترکیبی از رفتار مکتب می داند که بوسیله اعضاء جامعه معینی از نسلی به نسل دیگر منتقل می شود و میان افراد مشترک است .
•به نظر ادوارد ساپیر فرهنگ بعبارت از نظامی از رفتارها که جامعه بر افراد تحمیل می کند و در عین حال نظامی ارتباطی است که جامعه بین افراد بر قرار می کند.
با توجه به تعاریف فوق بطور کلی می توان فرهنگ را میراث اجتماعی انسان دانست که او را از سایر حیوانات متمایز می سازد. این وجوه تمایز را که منحصر به انسان است می توان مبتنی بر چهار ویژگی بشرح زیر دانست :
•تفکر و قدرت یادگیری
•تکلم
•تکنولوژی
•اجتماعی بودن(زندگی گروهی)
بعضی از صفات فوق را می توان در حد بسیار ضعیفی در حیوانات نیز مشاهده نمود که آنها را در حقیقت اعمال و حرکات غریزی باید تلقی نمود و نه ویژگیهای فرهنگی مثل غریزه مادری , لانه سازی و...
فرهنگ انسانی بر عکس در بسیاری از موارد بر غرایز بشری لگام می زند و بهمین دلیل چنانچه فرهنگ انسانی را از انسان بگیرند تمایزی بین انسان و حیوان بجای نمی ماند.
فرهنگی شدن
فرهنگی شدن در حقیقت هماهنگی و انطباق فرد با کلیه شرایط و خصوصیات فرهنگی است و معمولاً به دو صورت ممکن است واقع شود. اول بصورت طبیعی و تدریجی که همان رشد افراد در داخل شرایط فرهنگی خاص است . دوم بصورت تلاقی دو فرهنگ که بطرق مختلف ممکن است صورت گیرد . فرهنگ در برگیرنده تمام چیزهایی است که ما از مردم دیگر می آموزیم و تقریباً اعمال انسان مستقیم و یا غیر مستقیم از فرهنگ ناشی می شود و تحت نفوذ آن است . برای روشن شدن مطلب یکی از اعمال انسان را مثال می زنیم : غذا خوردن نیازی بدنی و بیولوژیک است , برای زنده ماندن باید تغذیه کرد ولی وقتی سئوال می شود چه باید خورد ؟ چگونه باید خورد؟ چه وقت باید خورد , نفوذ فرهنگ در اعمال انسانی نمودار می گردد. برآوردن نیازهای غریزی در انسان با مجموعه ای از رفتارهای پیچیده همراه است و این رفتارها را فرهنگ هر جامعه ای شکل می دهد . در مورد برآوردن نیاز تغذیه در جوامع مختلف اشکال گوناگونی دیده می شود و محدودیت ها , مقررات , قواعد و رسومی هست که افراد هر جامعه را تحت نفوذ می گیرند که مثلاً چه باید خورد و از خوردن چه چیز باید پرهیز کرد. فرهنگ بین افراد مشترک است . هر فردی خصوصیاتی منحصر به فرد دارد که ویژه است و دیگران را از آن بهره ای نیست . این گونه خصوصیات جزو فرهنگ بشمار نمی رود مگر آنکه بوسیله افراد دیگر یاد گرفته شود و بصورت رسوم و عادات گروهی در آید و دیگران در انجام آن شرکت کنند. از طرف دیگر فرهنگ گرد آورده جمع است ,ذخیره دانش انسانی از طریق نسلهای متمادی فراهم شده است که از نسلی به نسل دیگر منتقل می گردد. و بهمین دلیل غالباً هر اختراعی بر اساس زمینه عینی گذشته که حاصل کوششهای جمعی انسان است متکی می باشد.
|

امیرعباس ١١:٥٩ - ١٣٩٦/٠٢/٠٥
حسن امرائی با اختصاص فرهنگ به انسان معتقد است که انسان موجدی منطقی نیست بلکه موجودی فرهنگ است.
فرهنگ را حسن امرائی در کتاب مهندسی سیاست یک قانون و یک قرارداد نمی داند بلکه معتقد است که، فرهنگ فراتر از تمام ضابطه ها، موجودیت دارد که بسیاری از قوانین و حتی یک نظام سیاسی به خاطر پاسداشت آن به وجود می آید اما کلیت آن را نمی توان در قالب قانون گنجاند چون «فرهنگ اصالتا جوشش و کوشش بزرگمنشانهٔ فطرت انسانی، بی هرگونه
|

مصطفی دانا ١١:٣٨ - ١٣٩٦/٠٦/١٧
فر هنگ کلمه ای رسا در زبان فارسی و حاکی از سطح بالای ایرانیان باستان داشته است .فرهنگ از دو واژه فر بمعنی جلو بالا و هنگ بمعنای کشیدن و پرتاب کردن است که از ترکیب انها کلمه فرهنگ بمعنی همه رفتارهایی که در وجود افراد برای بالابردن سطح انها نهادینه شده است که مرحله ای بالاتر از رسم و سنت است یعنی ممکن است رسم و سنتی باشد که بدلیل ماهیت بالابرنده خود مورد قبول جامعه شده و نهادینه شده است.
در مقابل در لغت لاتین ،فرهنگ برگرفته از cultureمی باشد که بمعنای همه اموری که برای نگهداری دام و گیاهان استفاده می شود.
تفاوت فرهنگی ایران و جهان از مطلب بالا نمایان است اما متولی فرهنگی ما از شبیخون فرهنگی سخن می گوید.
|

مجتبی عیوض صحرا ١٦:٠٧ - ١٣٩٦/١١/٢١
واژه اَوِستایی: فَراثَنگ
فَر: فَرّه،خُرّه-فرا-مفهومی در اساطیر ایرانی است: فروغیِ ایزدی است که به دل هر که بتابد،از همگان برتری می یابد و از پرتو همین فروغ است که شخص به پادشاهی و بزرگی می رسد و در کمالاتِ نفسانی و روحانی کامل می شود.
جلو،بالا،بیرون،افزایش-شکوه،حِشمت،عظمت-مُجلل،پُر زرق و برق،پُر برکت-برجسته،ممتاز،نامی،سرشناس،سَرآمد،شاخص
هَنگ:ثَنگ-کشیدن،بُردن،پیمودن،حمل کردن مثل: آهنگ،سرهنگ!
معنی: بیرون کشیدن یا بالا بردنِ استعدادها و لیاقت های درونی نهفته در نهاد و سرشتِ فرد و جامعه

|

Ghazal ١٥:٤٧ - ١٣٩٨/٠٢/٠٥
That world is pershion and means you do some thing to in your country is tradition
|

هومن کشاورز ١٨:٣٤ - ١٣٩٨/٠٦/١٧
فرهنگ = فر هنگ
یعنی= نور ایزدی

کسی که صاحب فرهنگ است یعنی دارای نور ایزدی است که هم خود و زندگیش را روشن می کند و هم به زندگی دیگران و محیط اطرافش فروغ ایزدی می دهد...
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

سانیا > سانیا
رحیم > ارسام
اسماعیل بخشی > hole in the wall
امین جهانگرد > spangle
مهرآذین > مهرآذین
DORSA > درسا
fw.jj > at
سکوت > Take off

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فرهنگ سینما   • مفهوم فرهنگ   • فرهنگ چیست   • فرهنگ چیست+مقاله   • تعریف فرهنگ   • انواع فرهنگ   • معنی فرهنگ   • فرهنگ ایرانی   • معرفی فرهنگ   • فرهنگ یعنی چی   • فرهنگ یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فرهنگ
کلمه : فرهنگ
اشتباه تایپی : tvik'
آوا : farhang
نقش : اسم
عکس فرهنگ : در گوگل


آیا معنی فرهنگ مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )