انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 835 100 1

معنی اسم فرود

اسم: فرود
نوع: پسرانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: forud) (به مجاز) فرا رسیدن، (در قدیم) پایین، نشیب، سرازیری، قرار گرفته در مرتبه ی پایین از جهت مقام، (در اعلام) پسر سیاوش از ' جریره ' دختر پیران ویسه - از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر سیاوش و جریره و برادر کیخسرو پادشاه کیانی

معنی فرود در لغت نامه دهخدا

فرود. [ ف ِ /ف ُ ] (پیشوند، ق ) در پهلوی فرت ، پارسی باستان ظاهراً فروتا ، سنسکریت پروتا . (حاشیه ٔ برهان چ معین ). نشیب و زیر و پائین. (برهان ). تحت. زیر. مقابل زبر و بر. (از یادداشت بخط مؤلف ). همواره بصورت ترکیب با افعال یا بهمراه حروف اضافه و یا بحالت اضافه با کلمات دیگر آید :
به پیغوله ای شد فرود از مهان
پر از درد بنشست خسته روان.
فردوسی (شاهنامه چ دبیرسیاقی ج 3).
از آن سوی بیت المقدس فرود قله گور ایشان است. (مجمل التواریخ و القصص ).
فرود کاخ یکی بوستان چو باغ بهشت
هزار گونه در او شکل و تندس دلبر.
فرخی.
اخترفرود همت اویست و فضل او
برتر ز همت است و فزونتر هزاربار.
فرخی.
نصرت از کوهه ٔ زینت ، نه فرود است نه بر
دولت از گوشه ٔ تاجت ، نه فراز است نه باز.
منوچهری.
شعر استادان فرود ژاژهای خود نهم
سخت سخت آید خرد را اینکه منکر منکرم.
خاقانی.
ز سرگشتگی زیر چوگان چرخ
چه گویی ندانی فراز از فرود.
عطار.
- برفرود ؛ سراشیب. باژگونه. و به کنایت روبنا بودی :
جهان جای خلاف و برفرود است
جز این مر مردمان را نیست کاری.
ناصرخسرو.
ترکیب ها:
- فرودآرامیدن . فرودآرمیدن. فرودآرنده. فرودآمدن. فرودآمدنگاه. فرودآمده. فرودآوردن. فرودآورده. فرودآوریدن. فرودآویختن. فرودآینده. فرودافتادن. فرودافشردن. فرودافکندن. فرودخوردن. فرودرفتن. فرودشدن. فرودکردن. فرودگاه. فرودگرفتن. فرودنگریدن. فرودنگریستن. فرودین. رجوع به هر یک از این مدخل ها در ردیف خود شود.
|| (اِ) ته. تک. قعر. غور. بن. عمق. (یادداشت بخط مؤلف ). || (ص ) سافل. مقابل فراز. (یادداشت بخط مؤلف ). || زیردست. مادون : پس هرچه فرود از شاهان بودند وزیران و دستور خوانده اند. (مجمل التواریخ و القصص ). رجوع به فراز، فرا و مدخل های «فرو» و «فرود» شود.

فرود. [ ف ُ ] (ص ) برشته و بریان کرده.رجوع به فروده شود. || فریفته. || فریبنده و فریب دهنده. || زبون و بد. مغرور و غره. || (اِ) چوب زیرین چهارچوب درخانه. (برهان ). فروده. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ).

فرود. [ ف َرْ وَ ] (اِ) چوب پس در خانه. (برهان ). فروده. رجوع به فروده شود.

فرود. [ ف ُ ] (اِخ ) نام پسر سیاوش برادر کیخسرو که از دختر پیران ویسه بهم رسیده بود. (برهان ). نام پسر سیاوش و جریره. (ولف ) :
ورا نام کردند فرخ فرود
به تیره شب اندر چو پیران شنود.
فردوسی.
که دانست نام و نشان فرود
کز او شاه را دل بخواهد شخود.
فردوسی.

فرود. [ ف َ ] (اِخ ) نام پسر خسروپرویز از شیرین. (ولف ) :
چو نستور و چون شهریار و فرود
چو مردانشه آن شاه چرخ کبود.
فردوسی.

فرود. [ ف َ ] (اِخ ) جایی است. (از معجم البلدان ).

فرود. [ ف ُ ] (اِخ ) دهی است از دهستان کوار بخش سروستان شهرستان شیراز، واقع در 106هزارگزی جنوب باختری سروستان و 6هزارگزی راه اتومبیل رو شیراز به خفر. در جلگه قرار گرفته و 481 تن سکنه دارد. از رودخانه ٔ قره آغاج مشروب میشود. نام دیگر این آبادی پارو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).

معنی فرود به فارسی

فرود
پسر سیاوش از [ جریره ] دختر پیروان ویسه وی سپهدار افراسیاب تورانی بود و با مادرش در [ کت ] بسر میبرد . چون کیخسرو بفرمان کیکاوس از توران بایران آورده شد و بپادشاهی نشست و بکین توزی و خونخواهی پدر خود سیاوش بجنگ افراسیاب کمربست پس از چندی بطوس که سپهدار ایران بود فرمان داد که بدون آنکه لشکر خود را از کت بگذاراند بدانجا رود و برادرش فرود را با جریره مادرش بایران آورد . طوس بر خف این دستور لشکربه کت برد . چون فرود از رسیدن سپاه ایران آگاهی یافت بامادر خود مشورت کرد. جریره او را پند داد که با لشکر ایران نستیزد و از سپاهیان و سپاهدار پذیرایی کند و خود نیز مانند برادر بکین توزی پدر کمر بندد. چون فرود پهلوانان ایران را نمی شناخت جریره نام و نشان بهرام و زنگه شادروان را که با سیاوش در توران بودند بدو داد و تخوار را که این پهلوانان را بخوبی میشناخت با فرود همراه کرد . آن دو به ببای کوه رفتند تا ایرانیان را ببینند. طوس ایشان را بدید و بر آشفت و فرمان داد که دوری از سپاه ایران ببای کوه رود و ببیند این دو کیستند از : از لشکریان ایرانند یا از کار آگاهان توران . بهرام داوطلب شد و با اسب رو بسوی بالای کوه نهاد چون بتیغ کوه رسید از نام ونشان ایشان پرسید . فرود بنرمی نام سران لشکر را جویا شد و بهرام پاسخ داد . آنگاه فرود گفت : چرا نام بهرام را نبردی ? بهرام گفت : که از بهرام با تو سخن گفت? گفت : مادرم . بهرام فرود راشناخت و ازاو نشان سیاوش خواست ?: [ به بهرام بنمود بازو فرود ز عنبر بگل بر یکی خال بود . ] بهرام بر او آفرین گفت و نماز برد . فرود گفت : من برای این بقله کوه آمدم که بدانم سار این سپاه کیست تا جشنی فراهم آورم و پس از یک هفته همراه سپاهیان ایرانی بکین توزی پدر بجنگ آیم . بهرام گفت : من پیغام ترا بطوس خواهم رسانید [ ولیکن سپهبد خردمند نیست سر و مغز او از در پند نیست .] پس اگر طوس به پیغام تو رام شد من خود برای این مژده و بردن تو به پیش لشکر ببای کوه خواهم آمد ولی اگر جز من کسی دیگر رو ببای کوه نهد از او ایمن مباش . بهرام از کوه بزیر آمد و آنچه دیده و شنیده بود بطوس گفت . طوس او را ممت کرد که چرا فرود را بزیر نیاورد و با او همداستان شد . پس بنامداران سپاه گفت : کیست که ببای کوه بسوی این ترک رود و سرش را بخنجر ببد و پیش من آرد . بهرام او را منع کرد : [ بترس از خداوند خورشید و ماه که پیوند شاه است و همزاد اوی سواریست نام آور و جنگجوی ]. طوس از سخنان بهرام خروشان شد و فرمان داد تا چند تن از نامداران ایرانی بسوی فرود بتازند . نخست [ ریو ] داماد طوس بکوه برشد . تخوار نام و نشان ویرا بفرود گفت و فرود را بکشتن ریو برانگیخت . زرسب پسر طوس بکین توزی ریو شتافت او نیز بدست فرود کشته شد . طوس خشمگین شد و خود عنان اسب را بکوه برپیچید . فرود او را با تیر بیفکند . باگیو نیز بدینسان کرد. ایرانیان غضبناک شدند و همه دل بجنگ نهادند . پس بیژن اسب کوه پیمای گستهم را گرفت و رو بسوی کوه نهاد . فرود اسب او را نیز با تیر بیفکند لیکن بیژن خود را ببای کوه رسانید وبا فرود بجنگ در آمد. فرود پایداری نتوانست و به دژ پناه برد و با یاران خود بجنگ اقدام کرد. ایرانیان پس از جنگی سخت دژ را گشودند و فرود هم در کارزار کشته شد . [ فرود سیاوش بی کام و نام چو شد زین جهان نارسیده بکام ] [ جریره یکی آتشی بر فروخت همه گنجها رابه آتش بسوخت ] [ بیامد ببالین فرخ فرود بر جامه او یکی دشنه بود ] [ دو رخ را بروی پسر بر نهاد شکم بر درید و برش جان بداد. ] سپس طوس و دوران دیگر از کرده بد خود پشیمان و از روی کیخسرو شرمسار و نادم گشتند و بگریه در آمدند و بای همان کوه دخمه ای برای فرود و مادرش برپا کردند . کیخسرو باحضار طوس فرمان داد و فروردین . پس از دشنام دادن و توهین بدو نظر کرد و وی را تا پایان عمر از سپهداری ایران معزول فرمود و درفش کاویان و سپهداری را به فریبرز بن کاوس عم خود داد .
زیر، نشیب، پایین، نقیض بالا
( اسم ) زیر پایین مقابل بالا : پس هر چه زبر اوست و آنچه فرود بدانند . ۲ - اندرون : فرود سرای فرود قلعه ۳ - فرود آوردن فرود آمدن ۴ - ( صفت ) زیرین پایینی ۵ - پایین تر ( در مکان و رتبه ) : و مرورا نیز کسی جز اهل تایید جواب نداده است فلاسفه را که ایشان فرود اهل تایید اند . یا فرود از . باستثنای بجز : الله می گوید فرود از شرک گناه آن کس آمرزیم که خود خواهیم . ۷ - بعد پس . یا از فرود . از بعد پس از : از فرود ایشان به دویست سال برسد که یاد کنیم از گاه آدم باز چند است . ۸ - ( اسم ) قطب منفی جریان برق کاتد ۹ - بخش پایان مقام و برگشتن بمایه در ضمن انتقال بزمینه نخستین . توضیح فرودها برای خاتمه یک جمله موسیقی یا یکی از اعضای یک جمله موسیقی و یا خاتمه یک قطعه موسیقی به کار می رود و اگر آنها را با ادبیات مقایسه کنیم صداها بجای کلمات و فرودها به منزله نقطه گذاریست ۱٠ - چوب زیرین چهار چوب در خانه عتبه ۱۱ - ( صفت ) بریان کرده برشته .
دهی است از دهستان کوار بخش سروستان شهرستان شیراز .
[trough, peak] [علوم دارویی] پایین ترین حدّ هر متغیر
[cadence, close] [موسیقی] پیشروی لحنی یا هارمونیک (harmonic) برای پایان دادن به قطعه و لَت و عبارت و جملۀ موسیقی
[falling action] [هنرهای نمایشی] کنشی که در پی نقطۀ اوج می آید و به سمت پایان نمایش پیش می رود
[landing] [حمل ونقل هوایی] عمل پایانی پرواز و برگرداندن هواپیما به زمین؛ عمل فرود آمدن و نشستن متـ . نشست 3
آرام گرفتن . فرو نشستن
فرو آرمیدن . آرام گرفتن
( مصدر ) ۱ - نزول کردن پایین آمدن ۲ - پیاده شدن ( از اسب و مانند آن )
فرو آمدنگاه
آن چه فرود آمده باشد از بالائی یا کسی که از مرکب پیاده شده باشد .
[Amen cadence] [موسیقی] ← فرود فرعی
( مصدر ) ۱ - پایین آوردن نازل کردن تنزیل ۲ - پیاده کردن ۳ - پایین کردن مقابل بر آوردن ( چنانکه در عضاده اسطرلاب موقع رصد کواکب ) .
به زیر آورده . یا تسلیم شده
فرود آوردن . منزل دادن
پایین آمدن . فرو آویختن
( صفت ) پایین آینده نازل شونده .
[forced landing] [حمل ونقل هوایی] نشست به سبب عدم توانایی هواگَرد در ادامۀ پرواز
[authentic cadence] [موسیقی] ← فرود کامل
[emergency landing] [حمل ونقل هوایی] نشست در پی بروز وضعیت اضطراری در پرواز، مانند هواپیماربایی یا نقص فنی یا بیماری مسافر
آویخته شدن . فروافتادن
چیزی را محکم گرفتن و بر او مسلط شدن .
به پایین انداختن . فرود آوردن
[حمل ونقل هوایی] ← سامانۀ فرود با دستگاه
بلعیدن

معنی فرود در فرهنگ معین

فرود
(فُ) [ په . ] ۱ - (اِ.) زیر، پایین . ۲ - اندرون . ۳ - بخش زیرین جایی . ۴ - الگوهای ملودیک برای بازگشت به مُدِ اولیه یا مایة اصلی (موسیقی ). ۵ - توالی آکوردها به عنوان پایان یا تقسیم یک قطعة موسیقیایی .
( ~ . مَ دَ) (مص ل .) پایین آمدن .
( ~ . وَ یا وُ دَ) (مص م .)۱ - پایین آوردن . ۲ - پیاده کردن .
(فُ. تَ) (مص ل .) ۱ - پایین داشتن . ۲ - به آخر رسانیدن . ۳ - نگه داشتن ، محافظت کردن .

معنی فرود در فرهنگ فارسی عمید

فرود
۱. تنها.
۲. یکتا، یگانه.
۱. به زمین نشستن هواپیما.
۲. (قید) پایین.
۳. (اسم) (موسیقی) الگوهای ملودیک برای بازگشت به مایۀ اصلی و حالت اولیه در آخر اجرای هر دستگاه یا آواز.
۴. (اسم) [قدیمی] نشیب، سرازیری.
۵. (اسم) [قدیمی] بخش زیرین جایی.
۶. (صفت) [قدیمی] قرار گرفته در مرتبۀ پایین تر.
* فرود آمدن: (مصدر لازم)
۱. به زمین نشستن: هواپیما فرود آمد.
۲. پایین آمدن.
* فرود آوردن: (مصدر متعدی) پایین آوردن.

فرود در دانشنامه ویکی پدیا

فرود
فرود آخرین مرحله پرواز می باشد، که از آن طریق یک جاندار پرنده و یا یک هواگرد یا فضاپیما به زمین یا هر سطح دیگری بازمی گردد.
کلیه پروازکنندگان (اعم از جاندار و یا ساخته دست بشر)، چتر نجات یا موشکها و یا هواپیماهای جت عمودپرواز که تصمیم به فرود دارند همواره از اصابت و برخورد شدید با زمین، در حین فرود، اجتناب می ورزند. بالونها نیز، برای یک فرود آرام، با تقلیل توان شناوری خود در آسمان این مهم را انجام می دهند.
هواپیماها و پرنده ها عموماً عمل فرود را با کم کردن و کنترل سرعت انجام می دهند. اولین مرحله فرود با کاهش سرعت و کاهش ارتفاع آغاز می شود تا جائی که پرنده به حالت نزدیک به سکون و بی وزنی برسد، و سپس درست قبل از رسیدن به زمین با چرخش دماغه فرود وضعیت نشستن بر روی زمین را به خود می گیرد. کم شدن تدریجی سرعت پرواز موجب بالا رفتن نوک هواپیما و در نتیجه افزایش زاویه حمله و در انتها افزایش مقاومت در برابر گرانش زمین می شود.
بهترین شرایط برای تماس با باند فرود زمانی است که باد از پهلو وجود نداشته باشد، که در نتیجه تماس با زمین می تواند در زمانی رخ دهد که سرعت مورد نیاز برای معلق ماندن در هوا به حداقل رسیده باشد. در زمان وجود باد از پهلو برای فرود امن تکنیکهائی مورد استفاده قرار می گیرد که اصطلاحاً آنها را فرود خرچنگوار و یا فرود لغزشی می نامند.
یکی از عوامل بسیار حیاتی در زمان فرود، عوامل زمینی مانند پَستی و بلندی ها و شرایط آب و هوائی می باشد که برای هواپیماها بسیار اهمیت دارد. این امر موجب می شود که هواپیماها برای اجتناب از این عوامل، که در عین حال بر خلاف تمایل شان، در ارتفاع بالاتر پرواز کنند و نتیجتاً مسافت بیشتری را طی نمایند.
روش فرود هواپیماهای جت بزرگ ترابری معمولاً با روشی که در بالا توضیح داده شد اندکی متفات است. اگر با در نظر گرفتن اجرای روش بالا قرار باشد که هواپیما آنقدر صبر نماید که به حالت سکون و بی وزنی برسد، باند بسیار بلندی مورد نیاز خواهد بود. در این نوع از هواپیماها تنها با استفاده از کم کردن ارتفاع عمل نشستن روی باند انجام می پذیرد.
به محل فرود هواپیماها فرودگاه گفته می شود.
فرود می تواند به موارد زیر اشاره داشته باشد:
فرود، بر زمین نشستن پروازکننده ها
فرود نام پسر
فرود پسر سیاوش، از شخصیت های شاهنامه
فرود پسر خسرو پرویز پادشاه ساسانی
فرود از صلیب عمل پایین کشیدن عیسی پسر مریم از بالای صلیب است. بازنمایی این صحنه با حضور مریم، یوحنا قدیس و مریم مجدلیه از حدود سده هجدهم میلادی در نقاشی اروپایی اهمیت ویژه ای داشته است.
فرود اضطراری فرودی است که یک هواگرد در واکنش به وقوع یک وضعیت بحرانی انجام می دهد. این وضعیت بحرانی ممکن است براثر نقص فنی و از نوعی باشد که کارکرد عادی هواگرد را در خطر قرار دهد یا از نوع پیش آمدن فوریت های پزشکی برای یکی از سرنشینان باشد. در این گونه موارد خلبان و خدمه پرواز می کوشند در نزدیک ترین مکان ممکن هواگرد را فرود بیاورند.
اگر فرود اضطراری با آسیب به هواگرد و سانحه همراه شود به آن نشست سانحه دار گفته می شود. در نشست سانحه دار، هواگَرد براثر عواملی چون ناهمواری زمین یا ناتوانی خلبان، دچار آسیب دیدگی شدید می شود.
خاموش شدن موتور، قطع برق هواپیما، آتش سوزی در بخش های مختلف، بازنشدن ارابه فرود یا شکستن آن ازجمله وضعیت های اضطراری هستند که خلبان ها را ناچار به فرود اضطراری می کنند.
فرود انسان روی ماه ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
آپولو ۱۱ اولین سفر انسان به کره ماه بود.
آپولو ۱۲
آپولو ۱۴
آپولو ۱۵
آپولو ۱۶
آپولو ۱۷ ششمین و آخرین سفر انسان به کره ماه بود.
فرود بدون چرخ به نشست هواپیما درحالی که ارابهٔ فرود بسته یا نیمه باز مانده باشد و یا مطابق برابر نهاده فرهنگستان سینه نشینی (به انگلیسی: belly landing یا gear-up landing) گفته می شود.
این حالت معمولاً زمانی پیش می آید که خلبان فراموش کرده باشد ارابه فرود را باز کند یا ارابه فرود به خاطر نقص فنی باز نشود.
سینه نشینی به طور معمول آسیب گسترده به هواپیما می زند و ممکن است باعث واژگون شدن، تکه تکه شدن قطعات، یا آتش گرفتن هواپیما شود.
فرود بر ماه (به انگلیسی: Moon landing) برای نخستین بار آرزوی بسیاری از فضا نوردان بود و به کمک ۱۷ پروژه آپلو پیگیری شد که در پروژه های فضایی آپلو ۱۱-۱۲-۱۴-۱۵-۱۶-۱۷ انسان توانست بر روی سطح ماه فرود بیاید. نخستین انسان بر روی ماه نیل آرمسترانگ فضانورد آمریکایی است که طی مأموریت آپولو ۱۱ در ۲۰ ژوئیه سال ۱۹۶۹ میلادی بر روی ماه گام نهاد.
فرودبرماه چهارمین آلبوم استودیویی از خواننده و ترانه سرای انگلیسی جیمز بلانت است. این آلبوم در تاریخ ۱۸ اکتبر ۲۰۱۳ انتشار یافت و ادامه ای است بر آلبوم قبلی این خواننده به نام نوعی از مشکل(۲۰۱۰).
"Bonfire Heart"
انتشاریافته: ۴ اکتبر ۲۰۱۳
افرادی نظیر استوی مک، استیو رابسون، دن ویلسون، رایان تدر در ساخت این آلبوم کمک کرده اند. تام روث رات نیز تهیه کننده این اثر می باشد.
"Heart to Heart"
انتشاریافته: ۳ فوریه ۲۰۱۴
"پست کارت"
انتشاریافته: ۱۹ می ۲۰۱۴
فرود فرزند خسرو پرویز و شیرین بود در روزهای بحرانی که دولت ساسانی و دولت روم در آتش جنگ می سوختند. شیرویه فرزند ارشد خسرو پرویز دست به کوتایی خونین علیه پدرس زد. وی ابتدا پدرش را کشت و بعد فرود و تمامی برادرانش را کشت.
فرود در اسطوره های ایرانی پسر سیاوش و مادرش جریره دختر پیران است . کیخسرو برادر ناتنی فرود از محل زندگی فرود بخوبی خبر داشت، ولی هیچگاه قسمت نشد این دو برادر به دیدار یکدیگر نائل شوند روزگار به گونه ای بر سر ایشان سرنوشت راند که دیدار آنها در این جهان هیچگاه میسّر نگشت.
فرود در غربت عنوان فیلمی سینمایی به کارگردانی و نویسندگی سعید اسدی و تهیه کنندگی افشین صادقی ، ساخته سال ۱۳۸۷ است.
فرود سورنسن (انگلیسی: Frode Sørensen; ۸ فوریهٔ ۱۹۱۲(1912-02-08) – ۱ اوت ۱۹۸۰(1980-08-01)) دوچرخه سوار اهل دانمارک بود.
وی در مسابقات کشوری و بین المللی در مجموع برندهٔ ۲ مدال نقره شده است.
فرود عوض پورمتولد ۱۳۵۰ خرم آباد. فارغ التحصیل کارشناسی کارگردانی سینما از دانشگاه سوره تهران و کارشناسی ارشد ادبیات نمایشی. شروع فعالیت هنری وی از سال ۶۵ در انجمن سینمای جوان خرم آباد. وی در حال حاضر علاوه بر فیلمسازی، مدرس دانشگاه در رشته هنر می باشد و عضو انجمن فیلم کوتاه ایران است. از جمله فعالیت های وی می توان به ساخت بیش از بیست فیلم کوتاه و همچنین اجرای بیش از پنج نمایش در بین سالهای ۷۱–۷۵ در مجموعه تئاتر شهر اشاره نمود.
فتح الله منوچهری با نام مستعار فرود فولادوند، بازیگر و کارگردان سینما، فعال سیاسی سلطنت طلب ایرانی، مجری و مدیر شبکه های تلویزیونی ما تی وی و یور تی وی بود. وی برنامه هایی را در نقد دین اسلام و نظام جمهوری اسلامی منتشر می کرد.
فرود گرگین پور (زادهٔ ۱۳۲۴ در ایل قشقایی) موسیقی دان و نوازندهٔ کمانچه و ویلن است.
«فرود و فراز سوزان لِنوکس» (انگلیسی: Susan Lenox) فیلمی آمریکایی در سبک درام به کارگردانی رابرت زی. لنرد است که در سال ۱۹۳۱ منتشر شد.
مختصات: ۲۷°۱۳.۷′ شمالی ۷۵°۵۳′ غربی / ۲۷.۲۲۸۳° شمالی ۷۵.۸۸۳° غربی / 27.2283; -75.883 (Freedom 7)
به فرود یک فضاپیما یا قطعه ای از آن توسط چتر بر روی آب دریا آب فُرود (به انگلیسی: Splashdown) گفته می شود. فضاپیماهای سرنشین دار آمریکایی پیش از برنامه شاتل فضایی از این روش استفاده می کردند و سفینه های سایوز روسی و شنژو چینی نیز برای موارد اضطراری توان انجام آب فرود را دارند. تنها نمونه از آب فرود فضاپیماها در تاریخ شوروی که البته برنامه ریزی نشده بود مربوط است به فرود سایوز ۲۳. این فضاپیما بر سطح یخ زده یک دریاچه فرود آمد و فضانورد را با خطر مرگ روبه رو کرد.
خاصیت نرم آب به گونه ای است که کپسول های فضایی در مرحله پایانی فرود نیازی به ترمز فرود ندارند. روش فرود بر روی آب در برنامه های مرکوری، جمینای و آپولو (ازجمله اسکای لب که از کپسول های آپولو استفاده می کرد) به کار رفته است.
در پروازهای اولیه مرکوری، یک بالگرد کابلی را به کپسول فضانوردان متصل می کرد و با برداشتن این کپسول از آب، آن را به کشتی ای در نزدیکی محل می رساند. این روش پس از غرق شدن سفینه لیبرتی بل ۷ تغییر کرد. تمامی کپسول های مرکوری، جمینای و آپولو «دامن شنا» داشتند که لاستیک هایی بود که به شناور ماندنشان کمک می کرد. این کپسول های فضانوردی سپس به وسیله کشتی هایی بر روی آب یدک می شدند و با یک بالابر به عرشه کشتی آورده می شدند.
ارابه فرود (مصوبه فرهنگستان زبان: فرودافزار) سازه ای است که هواپیما در هنگام توقف یا حرکت بر روی زمین بر آن تکیه دارد. ارابه فرود معمولاً دارای چرخ است ولی در برخی هواپیماها اسکی (برای روی برف) و محفظه هوا (برای روی آب) نیز بجای چرخ بکار می رود.
چرخ ها در قسمت های دو بال، بدنه و دماغه هواپیما قرار دارند. در بیشتر هواپیماها ارابه فرود پس از برخاستن هواپیما جمع می شود تا از نیروی پسار بکاهد.
برخی از انواع فرودافزارها عبارتند از: فرودافزار ثابت فنری، فرودافزار ثابت تلسکوپی، فرودافزار ثابت اهرمی، فرودافزار جمع شونده تلسکوپی، و فرودافزار جمع شونده اهرمی.
ارگ فرود مربوط به دوران های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان گناباد، بخش کاخک، روستای تک میدان واقع شده و این اثر در تاریخ ۸ مرداد ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۵۹۵۵ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
عدد فرود (به انگلیسی: Froude number)، در زمینه جریان سیالات، یک عدد بدون بعد است که به افتخار ویلیام فرود نامگذاری شده است. در تعریف این عدد آمده است:
.
نسبت نیروی اینرسی به نیروی جاذبه در حرکت یک سیال.
این نیرو در جریان هائی که شکل امواج از نیروی جاذبه متاثر می شود مانند حرکت یک قایق بسیار حائز اهمیت است.
این عدد از فرمول زیر بدست می آید:
که در آن:
شورش فرود (به فرانسوی: Fronde) (تلفظ فرانسوی: ​) مجموعه ای از جنگ های داخلی در فرانسه بود که از ۱۶۴۸ تا ۱۶۵۳ در بحبوحه جنگ فرانسه و اسپانیا که از ۱۶۳۵ آغاز شده بود اتفاق افتاد. نیروهای وفادار به لویی چهاردهم در برابر اشراف، دادگاه های حقوق (پارلمن)، شهریاران و بیشتر مردم فرانسه می جنگیدند و با این حال در پایان پیروز شدند.
این شورش با حمایت دولت اسپانیا صورت گرفته بود و موجب شد تا لویی، که در زمان آغاز این شورش ده سال بیشتر نداشت، اعتمادش را به اطرافیان از دست بدهد و سیاست تمرکز قدرت و خلع ید از اشراف را در پی بگیرد.
قلعه فرود مربوط به دوره افشار است و در شهرستان کلات واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۳ فروردین ۱۳۴۶ با شمارهٔ ثبت ۶۷۰ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
هواپیمای آب نشین دارای ارابه فرود گونه ای از هواپیمای آب نشین که برای نشستن بر روی سطح آب، از دوپایه به شکل محفظه هوا استفاده می کند که مسئولیت شناور نگه داشتن هواپیما که با استفاده از آن قادر خواهد بود بدون اینکه بدنه اصلی با سطح آب در تماس باشد، بر روی آب فرود بیاید. در بعضی موارد، با تغییراتی بر روی ارابه های فرود اینگونه از هواپیماها، آنها را قادر می سازند تا بر روی زمین هم فرود آیند که به اینگونه از هواپیماها، هواپیمای آبی خاکی گفته می شود.
ویلیام فرود(به انگلیسی: William Froude) () (۲۸ نوامبر، ۱۸۱۰ در دون "http://www.btinternet.com/
philipr/froude.htm". Archived from the original on 2009-06-01.  – ۴ مه، ۱۸۷۹ در سیمنستون، آفریقای جنوبی) مهندس انگلستانی و متخصص هیدرودینامیک بود. و اولین بار قوانینی جهت نیروی مقاومت آب در برابر کشتی ها ارائه کرد.
مختصات: ۳۷°۰۲′۲۴″ شمالی ۵۸°۲۸′۳۷″ شرقی / ۳۷.۰۴۰۰۰° شمالی ۵۸.۴۷۶۹۴° شرقی / 37.04000; 58.47694
کُهنه فُرود، روستایی است از توابع بخش مرکزی شهرستان قوچان در استان خراسان رضوی ایران.

چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

فرود در جدول کلمات

فرود | آمدن | قرار گرفتن
وقوع
فرود آمد و سقوط کرد
افتاد
فرود آمدن
هبوط
فرود آمدن آیه قرآن
نزول
فرود آمدن باران و برف و تگرگ
هانوی
فرود آمدن بر زمین
سقوط
فرود آمدن و ظاهر شدن
حلول
فرود آمدن؛قرار گرفتــن
وقوع
فرود آینده
نازل
فرود اینده
نازل

معنی کلمه فرود به عربی

انزل , شاطي , مقعد

فرود را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی فرود

فراز پارسی ٢١:٥١ - ١٣٩٦/١٢/١٩
واژه "ورود" هم دگرگون شده همین واژه پارسی "فرود" است.
|

فرود احمدی ٠٢:٢٠ - ١٣٩٧/١٠/٢٢
فرود به فتح ف به معنی دارنده ی فر و شکوه
|

فرود ٢٣:٥٤ - ١٣٩٧/١١/٢٧
فرود مخفف دو کلمه فرِّ دودمان بوده که گاهی فردود نیز گفته میشده و به معنای پسری که افتخار خانواده یا قبیله باشد در گذشته مسابقاتی معادل دختر شایسته امروزی ، برای پسران قبیله برگزار میشده که دراین آزمون سخت پسران در رشته های تیراندازی ، سوار کاری، دو ، شنا و کشتی با هم به رقابت می پرداخته اند به برنده این آزمون لقب فرود یا فردود اعطا میشده است.
|

پیشنهاد شما درباره معنی فرود



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فرود شاهنامه   • فرود هواپیما در اتوبان کرج   • معنی فرود   • فرود هواپیما آپارات   • روستای فرود   • اسم فرود   • فیلم فرود هواپیما از داخل کابین   • محل فرود هواپیما در جدول   • مفهوم فرود   • تعریف فرود   • معرفی فرود   • فرود چیست   • فرود یعنی چی   • فرود یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فرود
کلمه : فرود
اشتباه تایپی : tv,n
آوا : forud
نقش : بن گذشته
عکس فرود : در گوگل


آیا معنی فرود مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )