انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 831 100 1

معنی اسم فریدون

اسم: فریدون
نوع: پسرانه
ریشه اسم: اوستایی-پهلوی
معنی: (تلفظ: fereydun) به معنی ' سه ایدون' یا ' سه اینچنین'، (در اعلام) نام پسر آبتین یکی از بزرگان داستانی اقوام مشترک هند و ایرانی در روایات ایرانی که وی یکی از پادشاهان سلسله ی پیشدادی به شمار رفته است و نژادش به تهمورث می رسید، [تفسیر معنای فریدون (سه ایدون یا سه اینچنین) مربوط به دورانی است که در آن آریائیان به سه شاخه تقسیم گردیدند] - از شخصیتهای شاهنامه، نام پسر آبتین و فرانک، از پادشاهان پیشدادی ایران و به بند کشنده ضحاک ماردوش

معنی فریدون در لغت نامه دهخدا

فریدون. [ ف ِ رِ ] (اِخ ) نام عقل فلک هشتم باشد که فلک البروج است. (برهان ).

فریدون. [ ف ِ رِ ] (اِخ ) در زبان پهلوی فرتن ، یکی از بزرگان داستانی مشترک اقوام هند و ایرانی است. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ). پادشاهی است معروف که ضحاک را دربند کرد. (برهان ). مطابق شاهنامه ٔ فردوسی او پسر آتبین و از نسل جمشید است که پس از مشاهده ٔ ستمگریهای ضحاک تازی علیه او قیام میکند و با دستیاری کاوه ٔ آهنگر، ضحاک را دستگیر و در کوه دماوند زندانی میکند و خود به پادشاهی ایران می رسد. سپس در پایان عمر سرزمین وسیع قلمرو خود را میان پسرانش سلم و تور و ایرج تقسیم میکند و ایران را به ایرج می سپارد. سرانجام سلم و تور توطئه میکنند و ایرج را به قتل میرسانند. و جنازه ٔ ایرج را نزد پدر می آوردند و فریدون پس از زاری و ناله ٔ بسیار مقام او را به پسرش منوچهر میدهد و منوچهر به جنگ عموهای خود میرود و بنیاد جنگهای ایران و توارن نهاده میشود. فریدون در پایان سلطنت پانصدساله ٔ خود تاج شاهی را بر سر منوچهر میگذارد و از این جهان رخت برمی بندد. فریدون در ادبیات فارسی بعنوان مظهر قدرت و پیروزی مورد تشبیه قرار گرفته است ، چنانکه فردوسی در ستایش سلطان محمود میگوید :
فریدون بیداردل زنده شد
زمین و زمان پیش او بنده شد.
فردوسی.
در اشعار شاعران دیگر نیز نام او با همین تعبیر دیده میشود :
جشن سده آیین جهاندار فریدون
بر شاه جهاندار فری باد و همایون.
عنصری.
فریدون وزیری پسندیده داشت
که روشندل و دوربین دیده داشت.
سعدی.
ترکیب ها:
- فریدون صفت . فریدون علم. فریدون فر. فریدونکار.فریدون کمر. فریدون نسب. فریدون وار. رجوع به این مدخل ها شود.

فریدون. [ ف ِ رِ ] (اِخ ) ده مخروبه ای است از بخش حومه ٔشهرستان نائین. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10).

فریدون. [ ف ِ رِ ] (اِخ ) رجوع به شاهزاده محمد شود. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7).

فریدون. [ ف ِ رِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان بزینه رود بخش قیدار شهرستان زنجان ، واقع در 51هزارگزی جنوب باختری قیدار. ناحیه ای است کوهستانی ، سردسیر و دارای 466 تن سکنه. از قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات ، بنشن و میوه جات است. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).

فریدون. [ ف ِ رِ ] (اِخ )دهی است از دهستان عربخانه ٔ بخش شوسف شهرستان بیرجند، واقع در 72هزارگزی شمال باختری شوسف ، کنار راه مالرو شوسف به گبوبه. جلگه ای است معتدل و دارای 189 تن سکنه. از قنات مشروب میشود. محصول عمده اش غله و کارمردم زراعت است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

فریدون. [ ف ِ رِ ] (اِخ ) دهی است از دهستان پاریز بخش مرکزی شهرستان سیرجان ، واقع در 45هزارگزی شمال خاوری سعیدآباد، سر راه مالرو اسحاق آباد به گوئین. ناحیه ای است واقع در جلگه ، سردسیر و دارای 209 تن سکنه. از قنات مشروب میشود. محصولاتش غلات و حبوبات است. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

معنی فریدون به فارسی

فریدون
در زبان پهلوی فرتن . یکی از بزرگان داستانی مشترک اقوام هند و ایرانی است . پادشاهی است مشهور که ضحاک را در بند کرد .
[ گویش مازنی ] /fereydoon/ نامی معمول در مازندران برگرفته از نام فریدون از پادشاهان سلسله ی پیشدادی ایران
احمد منشی ملقب به توقیعی از نویسندگان اواسط قر. ۱٠ ه. اوراست : نزهه الاخبار در تاریخ منش آت فریدون بیگ شامل رونوشت نامه هایی که بین امیر تیمور گورکان و سلطان با یزید عثمانی و دیگران مبادله شده . فریدون بیگ کتاب اخیر را در سال ۹۸۲ ه ق . تالیف کرده و آن در ۱۲۷۴ ه ق. در قسطنطنیه بطبع رسیده است .
پیروز و کامیاب . برجسته و برتر
پادشاهی که درفش او چون فریدون افراشته باشد . به کنایت پیروز و کامیاب .
فریدون صفت . آن که شکوه و شوکت فریدون دارد .
از شاهزاده های قاجار است که شعر نیز می گفته و قا آنی بر مجموعه اشعار او مقدمه نوشته است .
مانند فریدون خجسته و پیروز
[ گویش مازنی ] /fereydoon kelaa/ از توابع بندپی بابل
آن که کمر پادشاهی چون کمر فریدون دارد .
رودیست در مازندران که از فریدون کنار گذرد و ببحر خزر ریزد . طول آن ۶٠ کیلومتر است .
پیاله ای که فریدون با آن شراب میخورد
از اهالی شیراز و از شعرای ایران است
جشن مهرگان
ابن القونیوی
گاوی بود که فریدون بهنگام کودکی در مازندران با شیر آن پرورش یافت و در بزرگی بر آن سوار میشد نام این گاو بر مایه و بر مایون بود : [ یکی گاو برمایه خواهد بدن جهانجوی را دایه خواهد بدن ] ( فردوسی )
نام نوایی است در موسیقی : [ بر گل تر عندلیب گنج فریدون زده است لشکر چین در بهار خیمه بهامون زده است .] ( منوچهری . د. چا. ۱۴۷ : ۱ )
گنج متعلق به فریدون

معنی فریدون در فرهنگ معین

(وِ فِ) (اِمر.) نام گاوی که فریدون به هنگام کودکی در مازندران از شیر آن تغذیه می کرد. نام این گاو برمایه و برمایون بود.
( ~ِ فَ رِ) (اِمر.) ۱ - نام گنجی است منسوب به فریدون . ۲ - نام نوایی در موسیقی .

فریدون در دانشنامه ویکی پدیا

فریدون
فریدون یکی از شخصیت های اساطیری ایران است. او پادشاه پیشدادی بود که بر پایه شاهنامه فردوسی پسر آبتین و از تبار جمشید بود و با یاری کاوه آهنگر بر ضحاک ستمگر چیره شد و او را در کوه دماوند زندانی کرد. سپس خود پادشاه جهان شد. فریدون، جهان را میان سه پسرش سلم، تور و ایرج تقسیم کرد. او ایران را به ایرج داد ولی سلم و تور به ایرج رشک بردند و نیرنگ کردند و ایرج را کشتند. فریدون پس از آگاهی از این رخداد ایران را به منوچهر، نوه ایرج داد.
فریدون یکی از شخصیت های اساطیری ایران است.
فریدون (نائین)
فریدون همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
فریدون (خدابنده)
مختصات: ۳۵°۵۴′۳۴″ شمالی ۴۸°۰۴′۳۷″ شرقی / ۳۵.۹۰۹۵۲° شمالی ۴۸.۰۷۶۹۶° شرقی / 35.90952; 48.07696
فریدون (خدابنده)، روستایی از توابع بخش افشار شهرستان خدابنده در استان زنجان ایران است.
فریدون (نائین)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان نائین در استان اصفهان ایران است.
فریدون یک نام کوچک برای مردان و نیز یک نام خانوادگی ست. افراد شاخص با این نام از این قرارند:
فریدون بیت ابراهیم آتورایا(به سریانی:: ܦܪܝܕܢ ܒܝܬ ܐܒܪܐܡ ܐܬܩܪܝܐ) (۱۸۹۱ - ۱۹۲۶) پزشک آشوری است که در ارومیه به دنیا آمد. پدرش او را به تفلیس فرستاد تا در کنار عمویش زندگی کندبعد از آن در امپراطوری روسیه به تحصیل طبابت مشغول شد. به مجرد اینکه در سال ۱۹۱۵ فارغ التحصیل شد به عنوان پزشک در ارتش روسیه به خدمت مشغول شد.
فریدون آدمیت (۱۳۸۷-۱۲۹۹)، تاریخ نگار معاصر ایران، نویسندهٔ آثار بسیاری دربارهٔ مشروطیت و روشنفکران مشروطه و کارمند عالی رتبه وزارت امور خارجه بود. روش او در تاریخ نگاری به گفتهٔ خودش، تاریخ نگاری تحلیلی-انتقادی بود.
فریدون آسرایی (زاده ۱۵ مرداد ۱۳۳۵، آسارا) از خوانندگان پاپ ایرانی است.
فریدون آغالیان (به ارمنی Ֆրեյդուն Աղալյան - به انگلیسی Freidun Aghalyan)، (زاده ۲۰ نوامبر ۱۸۷۶ میلادی، در شوشی، آرتساخ - وفات ۱ فوریه ۱۹۴۴ میلادی در ایروان، ارمنستان)، مهندس و معمار ارمنی است.
فریدون آو (م. ۱۳۲۴) مجموعه دار، کیوریتور، نقاش و مجسمه ساز ایرانی است.
آو پس از طی تحصیلات مقدماتی در انگلستان، کارشناسی هنر را از دانشگاه ایالتی آریزونا دریافت کرد. همچنین در مدرسه فیلم دانشگاه نیویورک تحصیل کرده است. فعالیت خود را از تئاتر شروع کرد و طراحی پوستر، صحنه، لباس و نورپردازی نمایش ها را در تئاتر شهر از زمان تأسیس آن در ۱۳۵۰ انجام می داد. اداره گالری زند در تهران و گالری هایدن - زند در واشنگتن- آمریکا، را نیز بر عهده داشت.
مجموعه آثارش غالباً «ترکیب مواد روی تصاویری است که از بوم پلات گرفته شده اند و روی آنها خطوطی با رنگ و به شکل تقریباً بی نظم آورده شده است.» از نظر فرم مجموعه ای از زنده رودی و تومبلی دانسته شده است.
فریدون ابراهیمی (زاده ۲۹ آبان، ۱۲۹۷ در آستارا اواخر حکومت قاجاریه - درگذشت ۱ خرداد، ۱۳۲۶ در تبریز) رئیس فرقه دموکرات آذربایجان در آستارا حقوقدان و دانش آموخته دانشکده حقوق دانشگاه تهران و عالی ترین مقام قضایی این حکومت یعنی دادستان کل حکومت آذربایجان بود که پس از شکست حکومت پیشه وری توسط دادگاه نظامی ابتدا به حبس ابد سپس در ۲۹ سالگی در میدان گلستان تبریز به دارآویخته شد.
فریدون احمدی چهره اصولگرا و نمایندهٔ دورهٔ دهم از حوزهٔ انتخابیهٔ زنجان و طارم در استان زنجان است که در انتخابات مجلس بدون فهرست ظاهر شد و وی با کسب ۴۴٬۳۰۳ رای از مجموع ۱۱۵٬۵۷۴ رای معادل ۳۸٫۳۳٪ درصد آرا در دور دوم به مجلس راه پیدا کرد.
فریدون استکی فرزند رضا متولد ۱۳۳۳ شهرکرد
نماینده دوره اول و دوم حوزه انتخابیه چهار محال و بختیاری (شهرکرد)
تعداد آراء کسب شده توسط نامبرده ۷۵٬۶۷۴ که ۶۱٫۹۰ درصد کل آراء ماخوذه بود.
تعداد آراء کسب شده توسط نامبرده ۷۵٬۶۷۴ که ۶۱٫۹۰ درصد کل آراء ماخوذه بود.
فریدون اصفهانیان (زاده ۱ آبان ۱۳۳۷ - زنجان) داور سابق فوتبال اهل ایران است. وی در تیم پرسپولیس زنجان و منتخب استان زنجان بازی می کرد اصفهانیان از سال 1360 به عنوان داور قضاوت خود را آغاز کرد و به عنوان داور بین المللی از داوری خداحافظی کرد و بعد از آن به عنوان ناظر داوری فعالیت خود را آغاز کرد.وی هم اکنون عضو هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال و رئیس کمیته داوران است.
وی از اردیبهشت ۱۳۹۱ به عنوان رئیس کمیته داوران فدراسیون فوتبال ایران انتخاب شده است.
فریدون اصفهانیان در شورای شهر زنجان عضویت دارد.او هم اکنون عضو هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال و رئیس کمیته داوران است. وی همچنین مدیر باشگاهی در لیگ دسته دوم به نام «شهدای زنجان» است.
فریدون بدره ای (متولد ۱۳۱۵، کرمانشاه) نویسنده و مترجم ایرانی ست. او لیسانس ادبیات فارسی و فوق لیسانس و دکتری زبان شناسی دارد.
فریدون بیگدلی خواننده موسیقی پاپ فارسی می باشد.
فریدون بیگلری باستان شناس و موزه دار، مسئول بخشپارینه سنگی در موزهٔ ملی ایران و سردبیر مجله بین المللی باستان شناسی ایران است.
فریدون پارسانژاد (زادهٔ ۱۳۲۲ در تهران) نقش آفرین، کارگردان، معمار صحنه و استاد رشته بازیگری در سیستم استانیسلاوسکی است.
فریدون پوررضا (۳ مهر ۱۳۱۱–۲۳ فروردین ۱۳۹۱) خواننده و موسیقیدان گیلک و صاحب نظر در زمینه موسیقی فولکلوریک گیلکی بود.
فریدون تفضلی اقتصاددان، مترجم و استاد دانشگاه ایرانی است.
فریدون تنکابنی (زاده ۱۳۱۶ خورشیدی) طنزپرداز و داستان نویس ایرانی است.
آنومالی فریدون یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر سهل آباد استان خراسان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، طلا است. در این اندیس، پاراژنز های منیتیت، هماتیت، پیروکسن، پیریت، باریت، لیمونیت، زیرکن، آپاتیت و اپیدوت یافت می شوند.
اوزین فریدون، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان گیلانغرب در استان کرمانشاه ایران است.
ایرَج(در اوستایی:Airiya؛ در پهلوی:Ērič) بر پایه اسطوره های ایرانی کوچک ترین فرزند فریدون بود که فریدون قلمروش را بین سه فرزندش ایرج، سلم و تور تقسیم کرد. کشور ایران در این تقسیم بندی به ایرج رسید. سلم و تور که به ایرج رشک بردند، او را به قلمرو خویش دعوت و سرش را بریدند. بعدها منوچهر نوهٔ ایرج آن دو را به کین ایرج کشت.
«پادشاهی فریدون» ششمین داستانِ پادشاهان و ششمین پادشاهی پیشدادی در شاهنامهٔ فردوسی است که دورانِ پانصدسالهٔ پادشاهیِ فریدون را داستان می کند.
در شاهنامه، فریدون از نژاد جمشید معرفی شده است. آبتین پدر فریدون از قربانیان ضحاک است، مادرش فَرانک او را به دور از چشم ضحاک به یاری گاو ناموری به نام برمایه (پُرمایه) در بیشه ای پرورش می دهد. تا هنگامی که کاوه با عاصیان به نزد فریدون می روند و وی را به رزم با ضحاک می کشانند. فریدون چرم پارهٔ کاوه را با پرنیان و زر و گوهر می آراید و آن را درفش کاویانی می نامد و به کین خواهی برمی خیزد. برادران فریدون به فرمان او پیشه وران را وامی دارند که گرزی برای او بسازند که بالای سر آن گاوی شکل باشد. چون گرز گاوسر ساخته می شود، فریدون با سپاهش سوی کشور ضحاک حمله می برد.
سروش راز باطل شدن جادوی ضحاک را به فریدون می آموزد. فریدون به کاخ وارد می شود و از شبستان ضحاک شهرنواز و ارنواز، دختران جمشید و خوبرویان گرفتار در آنجا را رها می سازد. هنگام مواجهه با ضحاک، گرز گاوسر را بر سر او می کوبد ولی پیک ایزدی او را از کشتن ضحاک بازمی دارد و فرمان می دهد او را با بندی که از چرم شیر درست شده باشد دست و پای ضحاک را ببندد و در غاری در کوه دماوند زندانی کند. سپس فریدون بر تخت ضحاک جلوس کرده بر جهان حکمرانی می کند.
برخی جشن مهرگان را یادبودی از به تخت نشستن فریدون می دانند. فریدون پس از غلبه بر ضحاک برای واپسین بار با دیوان روبه رو می شود، یا به دیگر سخن با غول ها به مبارزه برمی خیزد و پس از این مبارزه، همه چیز به اندازه های انسانی سوق داده می شود.
فریدون شهرنواز و ارنواز دختران جمشید را که در اسارت ضحاک بودند را به همسری برمی گزیند و سه پسر حاصل این ازدواج ها است. سلم و تور از شهرناز و ایرج از ارنواز. سلم پسر بزرگتر، تور پسر میانی و ایرج پسر کهتر است.
حسین فریدون (زاده ۱۳۴۲ در سرخه)، دستیار ویژه رئیس جمهور ایران، مشاور وزیر امور خارجه، از اعضاء تیم مذاکره کننده هسته ای ایران است. او پیش از این فرماندار نیشابور و پس از آن فرماندار کرج در اوایل انقلاب، سفیر سابق ایران در مالزی بوده است. او در اغلب جلسات هیئت دولت شرکت کرده و در اغلب موارد در کنار حسن روحانی است. فریدون همچنین به عنوان عضو تیم مذاکره کننده هسته ای در جلسات نهایی مذاکرات ایران و گروه پنج به علاوه یک حضور داشت ؛ او تسلط کامل به زبان انگلیسی دارد.
علی فریدون (۱ ژانویهٔ ۱۹۹۲(1992-01-01)) بازیکن فوتبال اهل ایران است.
غم نومه فریدون عنوان اثری شنیداری به آهنگسازی حسین علیزاده و نویسندگی و کارگردانی پیمان قدیمی است. در این اثر صابر ابر، فرهاد اصلانی، امیر جعفری، حبیب رضایی، آیدا شاملو، سیامک صفری، ژاله علو، فاطمه معتمدآریا و مرتضی احمدی به ایفای نقش پرداخته اند.
«غم نومهٔ فریدون» به تهیه کنندگی پیمان قدیمی و نشر تاروپود، روایتی محاوره از یک آبادی است که در آن از سوی عده ای خندیدن ممنوع می شود. در پی این رویداد فریدون جوان خنده روی آبادی به دلیل عشقش به لبخندهای معشوقهٔ خود «هیچا» به اعتراض می ایستد و این اثر از نوع همنشینی دست اندرکاران و عوامل آن اثری منحصر به فرد است، به نوعی بازگشتی به ادبیات و موسیقی مفقود کوچه و آثار شنیداریی از این دست است. همنشینی چندین نسل از هنرمندان برجستهٔ کشور در رشته های گوناگون هنری منتج به پدیداری اثر کم نظیری شده است که بسیاری از مخاطبان را از آغاز تولید پیگیر اخبار انتشار آن کرده است. پروژهٔ چندرسانه ای «غم نومهٔ فریدون» که در واقع آخرین ایفای نقش مرتضی احمدی نیز هست، ابتدا اثر شنیداری آن در نسخهٔ محدود و خاص (Limited Edition) در تیراژ مقطوع دو هزار نسخه با طراحی گرافیک فرهاد فزونی شامل لوح فشردهٔ قصهٔ شنیداری، لوح فشردهٔ موسیقی های مستقل اثر و دی وی دی مستند پروژه و همچنین کتاب مصور و تابلوهای خط نگاری اثر بود که در بسته بندی نفیس به همراه شناسنامهٔ اثر که به امضای مؤلفین آن رسیده بود از شمارهٔ یک تا دو هزار به مخاطبان آن ارائه شد. همچنین نسخهٔ گستردهٔ آن توسط نشر و پخش جوان در تمامی فروشگاه های فرهنگی توزیع شده است. نیما دهقانی کارگردان نمایشی و حبیب رضایی مشاور هنری، و همچنین پوریا اخواص، داریوش کاظمی، علیرضا برنجیان اجراگران آوازهای «غم نومهٔ فریدون» هستند. همچنین از میان نوازندگان آن می توان به حسین علیزاده؛ سه تار و شورانگیز، صبا علیزاده؛ کمانچه، سیامک جهانگیری؛ نی، رضا عسگرزاده؛ دودوک و فلوت، رادمان توکلی؛ تار، مهرداد ناصحی؛ قیچک، سحر ابراهیم؛ قانون، علی رحیمی؛ تنبک و دف اشاره کرد. همچنین همخوانی این اثر روایی، موسیقایی بر عهدهٔ مهرداد ناصحی، شهرام رکوعی، راحله برزگری، سحر محمدی، آساره شکارچی، عامر شادمان، روشنک کی منش و سمیرا محسنی بوده است. از دیگر عوامل اثر می توان به صبا علیزاده دستیار آهنگساز، حبیب رضایی مشاور هنری، نورالدین حیدری ماهر مدیر تولید، عظیم مرکباتچی تصویرگر، علی بوستان مدیر اجرایی، بامداد افشار طراح صدا، نیوشا مزیدآبادی مشاور رسانه ای، سارا حدادی مدیر روابط عمومی، ایلیا شمس مدیر شبکه های مجازی، مانی لطفی زاده عکاس و اشاره کرد.
در عرض یک هفته غمنومه فریدون در صدر پرفروشترینهای بازار موسیقی قرار گرفت.
حسین علیزاده در مورد غمنومهٔ فریدون می نویسد:
چندی پیش نامه ای به دستم رسید، از پیمان قدیمی … فکر کردم چه خوب، نامه ای هم از قدما دریافت کردم. شک کردم که آیا، قدیمی عنوان، صفت و یا نام شخص است … فرقی نمی کرد، شروع کردم به خواندن … همین طور که قصه مرا با خود می برد، فراموش کردم پیمان، که بود … پیر بود یا جوان؟ اصلاً وجودش واقعیت داشت؟ یقین پیدا کردم که نه او واقعیت ندارد. اما نمی دانم چرا هرگاه پرسش یا پیشنهادی داشتم، او را می خواندم. خوب! واقعاً دسترسی به قدما مشکل بود، یا فراموش شده اند… یا در قید حیات نیستند و یا خدای ناکرده واقعیت ها را بیان نمی کنند. به همین دلیل تصمیم گرفتم با همین جوان در تماس باشم. هر بار که دستش را می فشردم، دقت می کردم ببینم که شاید روح است، روح قدما… کم کم به یقین رسیدم این پیمان قدیمی همان روح قدماست که کارش حمل تاریخ است… و چه امانت دار خوب و صادقی و چه کوله بار سنگینی که وزن این همه تاریخ را تحمل کرده است. کم کم به کوله احساس مالکیت پیدا کردم… مونسم شد… در خلوت بیشتر از آن لذت می بردم. وقتی در سکوت گوشم را نزدیک می بردم، صدای همهمه های آشنا می شنیدم. چه صداهای آهنگینِ محکم و مهربانی. در حالی که بر سر هم فریاد می کشیدند، مدت های طولانی هم، آرام و یک صدا می شدند. بیشتر کنجکاو شدم… گوش تیز کردم… صداها را شناختم. چه موسیقی زیبایی از این هم آوایی شنیده می شد. من می شنیدم؛ صدای… فردوسی، مولوی، سهروردی، حلاج، صادق هدایت، صمد بهرنگی، شاملو، بیژن مفید، بهرام بیضایی… راستش، هرگاه کوله قدیمی به من سپرده می شد، دوست داشتم با همه صداها، هم صدا شوم؛ و … هم صدا شدم… هم نوا شدم… و با پیمان که از قدیم با کوله بار پر از تاریخش آمده بود هم داستان شدم؛ و … حالا نه از غم، از دل. با مردمان عاشق، هم راز، هم راه و… هم دل شدیم.
پیمان قدیمی در یادداشت خود در نسخهٔ محدود غم نومهٔ فریدون می نویسد: نوشتن یادداشت برای غم نومهٔ فریدون وقتی سخت تر می شود که می بینی نزدیک به ده سال از روزهای شروع نوشتن تا این روزهای دم انتشارش می گذرد. کلمهٔ یادداشت پیش از هرچیزی آدم را یاد فراموشی می اندازد. گاهی اوقات احساس می کنم فراموشی غریبترین ساحت و لحظهٔ آدمیزادی است، یک ساحت مُسری، کُشنده و در عین حال آرامبخش! تصور کنید تمام ساکنین یک جغرافیا، یک آبادی، فراموشی گرفته باشند. حجم زندگی در این مساحت را حساب کنید، کسی نام خودش را نداند، نام دیگری را نداند، نام شهر را نداند، زمان را نداند، زبان را نداند. چیزی شبیه زندگی در مِه! همه چیزی شبیه همه چیز است و هیچ چیزی شبیه خودش نیست، شهر و مردمانِ بی تاریخ چنینند. منِ عاصی، منِ بی درخت، خیال می کردم فراموشی رضا کرم رضایی است و نعمت الله گرجی، ساعدی است و بهرنگی، نادری است و گُله، عابدزاده است و کِلِی، نیمای یوش است و فاطمیِ مصدق. این است و آن. اما نه، حالا شک ندارم فراموشی جایی در گذشته ندارد، فراموشی همیشه در آینده اتفاق می افتد. فراموشی امروز در فردا، به عبارتی همهٔ ما هم مشغول فراموش کردنیم و هم در حال فراموش شدن. یاد بیدل می افتم که می نویسد: «آیینه هرچه دید فراموش می کند.» توی آینه نگاه می کنم. نه! آینه نیستم من، دست می کشم. پوستم و استخوان. من هنوز حافظه ام سر جاش است، اما تهران، این تهران دارد حافظه اش را از دست می دهد، این شهر، این جغرافیا، پاک فراموشی گرفته، یادش رفته همین خانهٔ بغلی روزگاری تمام ترانه های کوچه را از بَر بود اما حالا گربه ها توش زاییده اند. هه! معلوم است که خانهٔ متروک آلزایمر می گیرد. بالاخره یک روز تَرَک از پیشانی و پنجره اش شروع می شود. رادیو خاموش می شود و عنکبوت و خاک به جان خاطراتش می افتند. خانهٔ متروک آنقدر فراموشی می گیرد تا دست آخر یک روز او را با جرثقیل و کامیون به آسایشگاه های بیرون شهر ببرند و جاش یک شش واحدی، ده واحدی، هزار واحدی علم کنند مُفت چنگ بساز و بفروشها! بی روح، بی ترانه! یک شهر بی حافظه. نه! بحث بر سر نوستالژی باسمه ای این روزهامان نیست، که این روزها نوستالژی خود کیچ ترین جریان موجود است. بحث بر سر بلایی است که بساز و بفروشهای هنری، بنگاه دارانِ فرهنگی این روزها بر سر حافظهٔ این شهر آورده اند. شهری ساخته اند همه اش بی پرنده، بی درخت، شهری کسالت بار که در آن هیچ چیز و هیچ کسی شناسنامه ندارد. برای من این اثر؛ خود اگر بتوان پیشوند اثر را بر آن گذاشت؛ درست مثل یک بازگشت بود به خانهٔ پدری، نه برای اقامتی همیشگی. یک جور بازگشت برای برداشتن شناسنامه. رفتم. سراغ شناسنامه ام توی انبار، صندوق این خانهٔ متروک را باز کردم. خاک آلبوم عکسها را گرفتم و نگاه کردم، عکس همهٔ کسانی را که در این خانه زندگی کرده بودند. شاملو، بهرنگی، ساعدی، فروغ، مفید، حاتمی و… خانه ای آبا و اجدادی در خیابان قیام، انقلاب، میدان ژاله، سی تیر، اَمیرآباد… خانه ای که هنوز جای مشتهای از خشمم روی دیوارهاش درد می کند. نه! شناسنامه ای در کار نبود، همهٔ این خانه شناسنامه ام شد. می خواستم این قصه، این شناسنامه را ثبت کنم، اما نه توی ثبت احوال، نه توی دفترخانه های اسناد رسمی، باید مُهر کسانی پای آن می خورد که به آن اعتبار می دادند. کسانی که صفحه به صفحهٔ این شناسنامه، آجر به آجر این خانهٔ آبا و اجدادی را از بر باشند. یک جور استشهاد محلی. قصه را برداشتم و رفتم. سراغ کسی که فعل زیستنش را صرف ثبت احوال مردمان و جغرافیاش کرده، کسی که فراموشی ندارد. در زدم، حسین علیزاده، بی هیچ پیشوند و پسوندی در را باز کرد. نشست و شنفت و غم نومهٔ فریدون، این بیم و امیدِ مردمانی شروع شد. بیرون که زدم هوا برف داشت. شروع شد؛ نیما دهقانی، حبیب رضایی، صابر ابر، نورالدین حیدری ماهر، سیامک صفری، مرتضی احمدی، بانو ژاله علو، امیر جعفری، فرهاد اصلانی، آیدای شاملو، فاطمه معتمدآریا، صبا علیزاده، همهٔ رفقای حوزهٔ موسیقی اثر، همخوانان، نوازندگان و خوانندگان، فرهاد فزونی، علی بوستان، امیرحسین قدسی، بامداد افشار، دانیال جلالی، رفقای بازیگر در نمایش فریدون، همه و همه آستین همت و رفاقت بالا زدند تا این خانه را نو نوار کنند. تا این خانه خاک فراموشی نگیرد. دم و دست همت و رفاقتشان گرم و خوش. حالا «غم نومهٔ فریدون»، این خانهٔ آبا و اجدادی شش دانگ به نام شماست، کاشکی درخورتان باشد، درخور شمایی که هم جغرافیاییم و به قولی دستهامان با هم آشنایند. با چشمهای بسته بشنویدش، با هم و کنار هم. نوشِ جانِ سرمستی هاتان.
قلعه فریدون ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
قلعه فریدون (کوهرنگ)
قلعه فریدون (لامرد)


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با فریدون

فریدون در جدول کلمات

از فیلم های فریدون جیرانی
قرمز
برادر فریدون پیشدادی
کیانوش
پدر فریدون در شاهنامه
آبتین
پسر فریدون در شاهنامه
سلیم
رمانی از فریدون ادیب یغمایی
برگ وباد
ساخته رزمی مرحوم ناصر مهدی پور در سال 75 با بازی فریدون مالکی و فریبا حیدری
شوک
ساخته رزمی مرحوم ناصر مهدی پور در سال 75 با شرکت فریدون مالکی و فریبا حیدری
شوک
ساخته فریدون جیرانی با بازی لیلا حاتمی | پرویز پرستویی و آتیلا پسیانی
ابواتش
ساخته فریدون حسن پور با بازی پرویز پرستویی و شهاب حسینی
منو زیبا
ساخته فریدون حسن پور با حضور پرویز پرستویی | شهاب حسینی | صادق صفایی و دریا آشوری
منو زیبا

فریدون را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی فریدون

پارسا سلطانی ٢٣:٥٣ - ١٣٩٦/٠٦/٢٨
اسم های هم اوا



[[فرهاد]] [[فرزین]] [[فرزاد ]]
|

محمدصادق ٠٧:٥٩ - ١٣٩٧/٠٥/٢٧
فرید ون=بی مانند بی مثال
|

پرویزی ١٤:١٣ - ١٣٩٧/٠٦/٠٧

چشمه پهن فریدون.گیلانغرب.کلهر.کرمانشاهان
روستای از توابع گیلانغرب کرمانشاه هست.به اسم یکی از کدخدیان بزرگ ایل سیاسیاه کلهر در غرب ایران می باشد.
شخصیتی اصیل واریایی بوده...
درود...
|

امیر فروزند ١٨:٤٨ - ١٣٩٧/٠٧/٢٩
تنها روزی ده سه گانه
|

فریدون ٢١:٣٤ - ١٣٩٧/٠٩/٠٩
نام یکی از شخصیت های شاهنامه.نیکوکار.....
|

فریدون ٠٦:٤٣ - ١٣٩٧/١٠/٠٩
فریدون= فر ایدون = جاودانه
|

فریدون ٢٣:٠١ - ١٣٩٧/١٠/١١
فریدون و فرخ فرشته نبود.
ز مشک ز انبر شرشته نبود


|

فریدون ١٤:٠٩ - ١٣٩٧/١٢/١٠
پاک سرشت
|

پیشنهاد شما درباره معنی فریدون



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فریدون شاهنامه   • فریدون روحانی   • فریدون برادر روحانی   • فریدون فرخ فرشته نبود گنجور   • شعر کامل فریدون فرخ فرشته نبود   • ابریشم سفید   • نام پسران فریدون   • جناح لشكر   • معنی فریدون   • مفهوم فریدون   • تعریف فریدون   • معرفی فریدون   • فریدون چیست   • فریدون یعنی چی   • فریدون یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فریدون
کلمه : فریدون
اشتباه تایپی : tvdn,k
آوا : fereydun
نقش : اسم خاص اشخاص
عکس فریدون : در گوگل


آیا معنی فریدون مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )