انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1074 100 1

فر

/farr/

مترادف فر: تاب، چین، شکن، کرس، تازگی، طراوت، نوی، دلال، غنج، کرشمه، ناز، تنور، تنوره | جلال، شان، شکوه، شوکت، فروغ ایزدی، لمعه، حسن، زیبایی

معنی فر در لغت نامه دهخدا

فر. [ ف َ / ف َرر ] (اِ) شأن و شوکت و رفعت و شکوه. (برهان ) :
سری بی تن و پهن گشته به گرز
نه شان رنگ ماند و نه فر و نه برز.
ابوشکور بلخی.
به فر و هیبت شمشیر تو قرار گرفت
زمانه ای که پرآشوب بود پالاپال.
دقیقی.
ای امیر مهربان این مهرگان خرم گذار
فرّ و فرمان فریدون ورز با فرهنگ و هنگ.
منجیک ترمذی.
ز دستور پاکیزه ٔ راهبر
درخشان شود شاه را گاه و فر.
فردوسی.
بقاش باد و به کام مراد دل برساد
مباد خانه ٔ او خالی از سعادت و فر.
فرخی.
ز فرّ جود تو شد خوار در جهان زر و سیم
نه خوار گردد هر چیز کآن شود بسیار؟
ابوحنیفه ٔ اسکافی.
سپهداران او هر جا که رفتند
به فر او همه گیتی گرفتند.
فخرالدین اسعد.
تا به فر دولت او دشمنان را سپری کردند. (مجمل التواریخ و القصص ).
ز فر ماه فروردین جهان چون خلد رضوان شد
همه حالش دگرگون شد همه اسمش دگرسان شد.
امیرمعزی.
تخت تو تاج آسمان تاج تو فر ایزدی
حکم تو طوق گردنان طوق تو زلف سعتری.
خاقانی.
ز فر بزم تو دی بوددر نعیم بهشت
ز دست حادثه امروز میکشم تعذیب.
ظهیر فاریابی.
بدان فرزانگی وآهسته رایی است
بدانست او که آن فر خدایی است.
نظامی.
دو قرص نان اگر از گندم است اگر از جو
دوتای جامه اگر کهنه است اگر از نو
هزار بار نکوتر به نزد ابن یمین
ز فر مملکت کیقباد و کیخسرو.
ابن یمین.
- فر گرفتن ؛ شکوه و شوکت بدست آوردن. شکوه و جلال یافتن :
از خرد بدگهر نگیرد فر
کی شود سنگ بدگهر گوهر؟
سنایی.
گرفت از ماه فروردین جهان فر
چو فردوسی همی شد هفت کشور.
عنصری.
ترکیب های دیگر:
- بافروبرز. بافروجاه. زور و فر. زیب و فر. فر کیان. فر یزدان. فر و نژاد. به آیین و فر بودن :
چو فرزند باشد به آیین وفر
گرامی به دل بر چه ماده چه نر.
فردوسی.
|| سنگ و هنگ. (برهان ). ارج و سنگ. (صحاح الفرس ). || نور، چه مردم نورانی را فرمند و فرهومند گویند.(برهان ). پرتو. روشنی. تاب. تابش. تابداری. (ناظم الاطباء). || برازش و زیبایی و برازندگی و زیبندگی. (برهان ) :
دیدی تو ریژ و کام بدو اندرون بسی
با ریدکان مطرب بودی به فر و زیب.
رودکی.
هست چندانکه در این شهر نبات است و درخت
اندر آن خلقت فضل است و در آن صورت فر.
فرخی.
عارضش را جامه پوشیده ست نیکویی و فر
جامگان را ابره از مشک است و زآتش آستر.
عنصری.
سال کو خرمن جوانی دید
سوخت هر خوشه ای که زیب و فر است.
خاقانی.
|| سیلاب. || پَر، اعم از پر مرغ خانگی و پر مرغان دیگر. (برهان ). فر همای ، شاید همان پر همای باشد. (از یادداشت بخط مؤلف ) :
کبک وش آن باز کبوترنمای
فاخته رو گشت به فر همای.
نظامی.
فره. خره. فرهی. در فارسی جدید فرخ ، فرخنده ، فرخان و فرهی از همین ریشه است. (از حاشیه ٔ برهان چ معین ).... خورنه ، در زبان پهلوی خور و در فارسی فر شده است. (ایران در زمان ساسانیان ترجمه ٔ رشید یاسمی ص 167). || داد و عدل و عدالت. || ریاست و فرماندهی. || استقلال. || سیاست و عقوبت. (ناظم الاطباء).

فر. [ ف َ / ف ِ ] (پیشوند) پیشوند است بمعنی پیش ، جلو، بسوی جلو، و غیره ، چنانکه در کلمات فرخجسته ، فرسوده ، فرمان. در پارسی باستان و اوستا: فْرَ ، ارمنی : هْرَ ، هندی باستان : پْرَ . (از حاشیه ٔ برهان چ معین ).

فر. [ ف ِ ] (فرانسوی ، اِ) آهن. حدید. || اتو. || آلات آهنی برای داغ کردن. (نفیسی ). || آنچه با آن موی سر را به کمک حرارت چین و شکن دهند. || درفش داغ. (نفیسی ). || و نیز در تداول فارسی نوعی ازاجاق خوراک پزی را گویند که با گاز نفت کار میکند.

فر. [ ف ِرر ] (اِ صوت ) آواز گرفتن بینی. (یادداشت بخط مؤلف ).

فر. [ ف ُ ] (اِ) کتابخانه ٔ یهودان. (برهان ).

فر.[ ف ِ ] (اِ) چین و شکن موی را گویند. در فرهنگهای فارسی موجود ضبط آن مشاهده نشد، و گمان میرود مأخوذ از زبان فرانسه باشد. رجوع به «فر» (فرانسوی ) شود.

فر. [ ف َرر ] (ع مص ) گریختن. (منتهی الارب ). فرار. || گریختن از دشمن. || وسعت دادن سوار جولان خود را برای انعطاف. (از اقرب الموارد). || نگریستن دندان ستور را تا سال آن معلوم نمایند. (منتهی الارب ). گشودن دهان چارپای را برای آنکه ببینندسالش چیست. || رفتن بسوی چیزی. || از آنچه در نفس کسی است استنطاق کردن وی را. || جستجو کردن از کاری. (از اقرب الموارد). بازکاویدن از کار. (آنندراج ). || میل کردن.مَفَرّ. مَفِرّ. (اقرب الموارد). رجوع به مصادر مذکور شود. || (ص ) گریزنده ، و مذکر و مؤنث وجمع و مفرد در وی یکسان است. (منتهی الارب ): رجل فر؛ای فار، و ازین معنی است : هذان فر قریش افلا ارد علی قریش فرها. (از اقرب الموارد). و گاه «فَرّ»، جمعِ «فارّ» است ، مانند راکب و رکب. (از اقرب الموارد).

فر. [ ف َ ] (اِخ ) دهی است از دهستان گزاز پائین بخش سربند شهرستان اراک ، واقع در 24 هزارگزی شمال آستانه سر راه شوسه ٔ اراک به ملایر. ناحیه ای است کوهستانی و سردسیر که دارای 115 تن سکنه است. از رودخانه ٔ طوره مشروب میشود. محصولاتش غلات و بنشن است. اهالی به کشاورزی گذران میکنند. شعبه ٔ پست و تلگراف و یک مهمانخانه و سه قهوه خانه سر راه شوسه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 2).

معنی فر به فارسی

فر
فر اسپا . غربی ترین جزیره از جزایر قناری ( خالدات ) در اقیانوس اطلس واقع در شمال غربی افریقا که ۶٠٠٠ تن جمعیت دارد.
( اسم ) آواز گرفتن اخلاط بینی .
چین و شکن موی را گویند
[علوم و فنّاوری غذا] ← تنور
[ گویش مازنی ] /fer/ صدای رفت و برگش آب بینی در دماغ - مخفف فردا که به تنهایی مفهوم ندارد و در صورت ترکیب با کلمات دیگر مفهوم یابدبه سان فرسوی به معنی فردا صبح
( مصدر ) بر آشفتن آشفتن .
بر آشوبیدن . بر آشفتن
( اسم ) ۱ - فراهم آورده ۲ - محصول ( کشاورزی یا صنعتی ) توضیح این کلمه در عصر حاضر رواج یافته : استخراج و تصفیه ساختن و عمل آوردن فر آورده های نفتی ...
( مصدر ) ( در بازی شیر یا خط ) بدور خود چرخیدن سکه ای که به وسیله ضربه انگشت شست بلبه آن بهوا پرتاب می شود .
( اسم ) چوب بزرگ گنده ای که در پس در سرای نهند تا گشوده نگردد .
( مصدر ) آرایش کردن موی سر و ایجاد چین و شکن و تاب با آلات مخصوص .
[ گویش مازنی ] /fer nemaashoon/ فردا غروب
[ گویش مازنی ] /bene fer/ سمت پایین
فاقد فر . مقابل بافر . مقابل فره مند
جنسی از اسکوالها
[ گویش مازنی ] /tane fer/ تنبل - لاغر
فرخ فر فرخنده فر
دارای شکوه خورشید کنایه از عالی جاه و با شکوه .
دوک برتانی وی پس از مرگ برادر خود ژان سوم در ۱۳۴۱ میلادی بدوکی نشست و در ۱۳۴۵ وفات یافت .
[ گویش مازنی ] /sheroofer/ یاوه
فرمند
فریدون صفت . آن که شکوه و شوکت فریدون دارد .
( صفت ) کسی که دارای فر فرشتگان است شه فریشته فر .
( اسم ) آرایش توالت .

معنی فر در فرهنگ معین

فر
(فَ) (اِ.) پر.
(فَ رّ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) گریختن . ۲ - (اِ مص .) گریز.
(فَ رْ یا رّ) [ په . ] (اِ.) ۱ - فروغی ایزدی که بر دل هر کس بتابد اورا بر دیگران برتری می دهد. ۲ - شکوه ، جلال . ۳ - زیبایی ، برازندگی .
(فِ) [ فر. ] (اِ.) ۱ - نوعی کوره یا اجاق در بسته برای پخت و پز. ۲ - نوعی ابزار فلزی گرم شونده برای چین و شکن دادن به موی سر. ۳ - ابزار مشابهی که در گل سازی برای شکل دادن به گل ها به کار می رود، اتوی گل سازی .
(فِ. زَ دَ) [ فر - فا. ] (مص م .) آرایش کردن موی سر و ایجاد چین و شکن و تاب با آلات مخصوص .
( ~ . فِ) (اِمر.) آرایش ، توالت .

معنی فر در فرهنگ فارسی عمید

فر
وسیله ای دربسته مانند اجاق یا تنور که بعضی از غذاها و شیرینی ها را درون آن می پزند.
۱. چین وشکن مو.
۲. (صفت) دارای چین وشکن، مجعد: موهایش فر بود.
۱. فرار کردن، گریختن.
۲. گریز.
= فَرّه

فر در دانشنامه ویکی پدیا

فر
فرّ یا فَرّه، مفهومی در اساطیر ایرانی است. فر موهبت یا فروغی ایزدی است که شخص با انجام خویشکاری های خود و رسیدن به درجه ای از کمال به دست می آورد. عضو هر طبقهٔ اجتماعی می تواند فرّ مربوط به خود را بدارد. در اساطیر ایران ترکیب های فرّهٔ ایزدی، فرّهٔ شاهی، فرّهٔ ایرانی، فرّهٔ کیانی، فرّهٔ موبدی و فرّهٔ پهلوانی بیشتر از بقیه به کار رفته اند. مشروعیت شاهان وابسته به فره مندی ایشان بود. شاه مشروع شاهی بود که دارای فرّه شاهی که گاه به صورت فرّهٔ ایزدی هم ذکر می شود باشد. فر تنها متعلق به افراد/ایرانیان پاک است و با بدی کردن و غرور و امثال آن هم از دست تواند رفت. در اساطیر ایران مواردی هست که به سبب غرور یا خطاهای بزرگِ شاه فره از وی گسسته و مشروعیت از دست رفته است. دو مثال نوذر و جمشید قابل ذکرند.
بهار، مهرداد (۱۳۸۴)، پژوهشی در اساطیر ایران، به کوشش ویراستار: کتایون مزداپور.، تهران: انتشارات آگاه، شابک ۹۶۴-۳۲۹-۰۰۹-۳
دوستخواه، جلیل (۱۳۸۱)، «پیوست»، اوستا، کهن ترین سرودهای ایرانیان ج۲، به کوشش گزارش و پژوهش: جلیل دوستخواه.، تهران: مروارید، شابک ۹۶۴-۶۰۲۶-۱۷-۶
فردوسی (۱۳۷۹)، شاهنامه، به کوشش تصحیح مصطفی جیحونی.، اصفهان: شاهنامه پژوهی
مکنزی، دیوید نیل (۱۳۷۹)، فرهنگ کوچک زبان پهلوی، ترجمهٔ مهشید میرفخرایی، تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، شابک ۹۶۴-۴۲۶-۰۷۶-۷
بارزترین جلوهٔ فر تابندگی آن است. کسی که دارای فرّه است رخساری تابنده می دارد. به تابندگی افراد فره مند در اساطیر بسیار اشاره شده است. مثلاً در شاهنامه چون طهمورث از بدی پالوده می گردد فرهٔ ایزدی از او تافتن می گیرد. معروف ترین این تابندگی ها جمشید راست چنان که جزء دوم نام وی شید به معنی درخشان است و نام اصلی وی جم است.
فرّ هنگام گسستن از افراد یا پیوستن به ایشان نمودهای دیگری هم می یابد. برای نمونه فرّه از جمشید در هیئت مرغی (مرغ وارغنه) گسست یا در هیئت غُرمی (=میش کوهی) به تک در پی اردشیر بابکان روان بود تا سرانجام به وی پیوست. فرّه در هیئت غرم روایتی است که در شاهنامه آمده است. در کارنامهٔ اردشیر بابکان هم روایتی مشابه ذکر شده است که برّ ه ای از پس ایشان همی دوید.
در اوستا این کلمه به صورت خورنه یا خورننگْه آمده است. صورت پهلوی آن خورّه xwarrah و به معنی شکوه و خوشبختی است. در نوشته های مانوی این واژه به صورت آشناتر farrah (با املای frh یا prh) آمده است. در اواخر دوران ساسانی معنی فرّ تحول یافته و تبدیل به بخت شده بود. مهرداد بهار این تحول را به خاطر شرایط و فشار طبقاتی ساسانیان می داند که به موجب آن ورزیدن درست خویشکاری ها (چنان که از مفهوم ابتدایی فر بر می آید) باعث به دست آوردن فرّه نمی شده است و نیز دست کشیدن از انجام خویشکاری ها موجب از دست دادن فرّه.
فَر از مفاهیم اسطوره ای ایرانی است.
فر آشپزی دستگاهی است برای آشپزی.
فر مو به معنی خم و پیچش در مو است.
فر، روستایی از توابع بخش زالیان شهرستان شازند در استان مرکزی ایران است.
این روستا در دهستان پل دوآب قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۰۴۲ نفر (۲۹۶ خانوار) بوده است.
فر آشپزی (در پارسی باستان: فِرن) یا تاوَن گونه ای کوره یا اجاق دربسته برای گرمایش، پخت وپز یا خشک کردن است. کاربرد اصلی آن در آشپزخانه ها و کوزه گری است. فر گازی و فر برقی دو نوع مدرن فر می باشند. تاونی که برای حرارت دادن یا در کارهای صنعتی از آنها استفاده می شود کوره یا تاون صنعتی نامیده می شوند. تاون معمولی یکی از لوازم آشپزی است که معمولاً برای پختن، داغ کردن، کبابی کردن، سرخ کردن یا گرم کردن خوراک بکار می رود. از تاون معمولاً برای درست کردن گوشت، نانهای پخته، کیک یا دسرها بهره می گیرند.
واژه «تاون» از ترکیب تاو (تاب)و -َن (پسوند اسم ابزارساز) ساخته شده است و از برابرنهاده های فرهنگستان زبان و ادب فارسی است. واژگان کهن سوزن، روزن، نهنبن، میهن و واژه نوساخته پوشن نیز به همین روش ساخته شده اند.
Wikipedia contributors، "Oven،" Wikipedia, The Free Encyclopedia, http://en.wikipedia.org/w/index.php?title=Oven&oldid=207744649
فر اووک(به انگلیسی: Fair Oaks) شهری در ایالت اکلاهما کشور ایالات متحده آمریکا است که جمعیت آن در سرشماری سال ۲۰۱۰ میلادی، ۱۰۳ نفر بوده است.
فهرست شهرهای اکلاهما
فر اووک (به انگلیسی: Four Oaks) شهری در ایالت کارولینای شمالی کشور ایالات متحده آمریکا است که جمعیت آن در سرشماری سال ۲۰۱۰ میلادی، ۱٬۹۲۱ نفر بوده است.
فهرست شهرهای کارولینای شمالی
فر اوکس (به انگلیسی: Fair Oaks) یک منطقهٔ مسکونی در ایالات متحده آمریکا است که در شهرستان نیوکراس، آرکانزاس واقع شده است. فر اوکس ۶۷٫۰۶ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
فهرست شهرهای ایالات متحده آمریکا
فر بر ویلیج(به انگلیسی: Four Bears Village) شهری در ایالت داکوتای شمالی کشور ایالات متحده آمریکا است که جمعیت آن در سرشماری سال ۲۰۱۰ میلادی، ۵۱۷ نفر بوده است.
فهرست شهرهای داکوتای شمالی
فر بلاف (به انگلیسی: Fair Bluff) شهری در ایالت کارولینای شمالی کشور ایالات متحده آمریکا است که جمعیت آن در سرشماری سال ۲۰۱۰ میلادی، ۹۵۱ نفر بوده است.
فهرست شهرهای کارولینای شمالی
فر پلی(به انگلیسی: Fair Play) شهری در ایالت کارولینای جنوبی کشور ایالات متحده آمریکا است که جمعیت آن در سرشماری سال ۲۰۱۰ میلادی، ۶۸۷ نفر بوده است.
فهرست شهرهای کارولینای جنوبی
فر هیون (به انگلیسی: Fair Haven) یک منطقهٔ مسکونی در ایالات متحده آمریکا است که در شهرستان کرول، ایلینوی واقع شده است. فر هیون ۲۳۹٫۸۸ متر بالاتر از سطح دریا واقع شده است.
فهرست شهرهای ایالات متحده آمریکا
مختصات: ۲۱°۲′۲۵″ جنوبی ۵۵°۳۳′۲۵″ شرقی / ۲۱٫۰۴۰۲۸°جنوبی ۵۵٫۵۵۶۹۴°شرقی / -21.04028; 55.55694
فهرست آبشارها
فهرست آبشارها برپایه سرعت جریان
فهرست آبشارها برپایه ارتفاع
فهرست آبشارها برپایه گونه
آبشار ترو دوفر (به فرانسوی: Trou de Fer) آبشاری است در کشور فرانسه که ۷۲۵ متر ارتفاع دارد. این آبشار بیست ویکمین آبشار بلند جهان است.
آلبر فر(به فرانسوی: Albert Fert) (زاده ۷ مارس ۱۹۳۸) فیزیک دان فرانسوی و کاشف اثر مقاومت مغناطیسی بزرگ که باعث تبدیل مدارهای بزرگ به مدارهای کوچک شد. و اکنون استاد دانشگاه پاریس است.
جایزه ولف در فیزیک (۲۰۰۶)
جایزه ژاپن (۲۰۰۷)
جایزه نوبل فیزیک (۲۰۰۷)
او جایزه نوبل فیزیک را همراه با پتر گرونبرگ، فیزیکدان آلمانی در سال ۲۰۰۷ دریافت کرد.
ابراهیم روحی فر موسیقی دان، نوازنده ویلن و رئیس اسبق هنرستان عالی موسیقی اهل ایران بود.
انسانی
حوزه هنری
آفتاب
ابراهیم روحی فر فرزند «سلیمان روح افزا» پس از «ابوالقاسم طالب زاده» به مدیریت هنرستان عالی موسیقی منصوب شد و تا انقلاب سال ۱۳۵۷ و تعطیلی هنرستان، عهده دار این سمت بود. او از نوازندگان ویلن و کنسرت مایستر ارکسترسمفونیک تهران بود. وی در هنرستان عالی موسیقی هنرآموزِ «تکنیک ویلن» بود. از جمله شاگردان او می توان به «همایون رحیمیان»، «شهرداد روحانی»، «هادی آرزم»، «محمد شمس»، «علی اکبرپور» اشاره نمود. کتاب «غم خاطرات گذشته، قطعه هایی برای ویولن تنها» از آثار او است.
ابراهیم روحی فر ۲۶ بهمن ۱۳۹۷ در شهر بروکسل بلژیک درگذشت.
دکتر احمد فهیمی فر استاد تمام و رئیس سابق دانشگاه صنعتی امیر کبیر (پلی تکنیک تهران) است. او دارای دکترای مهندسی عمران (مکانیک سنگ) از دانشگاه نیوکاسل انگلستان است. وی مدتی نیز ریاست دانشکده مهندسی عمران دانشگاه صنعتی امیرکبیر را به عهده داشته است. او هم اکنون در دانشکده عمران (گروه مهندسی ژئوتکنیک، خاک و پی) دانشگاه مذکور مشغول تدریس است. او یکی از نخبگان شهر کاشان (طاهرآباد) است.
http://www.aut.ac.ir/official/main.asp?uid=fahim
http://civil.aut.ac.ir/Default,fa-IR,Civil,Content,SubSiteItem,ID,55.aspx
احمد مهران فر (زاده ۱۰ خرداد ۱۳۵۴) بازیگر و نویسنده ایرانی است. او بیشتر به خاطر بازی در نقش ارسطو در سریال پایتخت شناخته شده است.
احمد مهران فر در بانک جامع اطلاعات سینمای ایران (سوره سینما)
احمد مهران فر وبگاه سی نت
احمد مهران فر جوان امروز
مهران فر از سال ۱۳۷۸ اجرای حرفه ای تئاتر را آغاز و در کنار بازیگرانی مانند پرویز پرستویی، پانته آ بهرام، امیر جعفری، مهتاب نصیرپور و حبیب رضایی اجرای نقش های تئاتری را تجربه کرده است.
این بازیگر برای اولین بار در فیلم «نان، عشق و موتور ۱۰۰۰» در سینمای ایران ظاهر شد و پس از آن در فیلم های «اقلیما»، «حقیقت گمشده»، «دربارهٔ الی…»، «کلبه» و «آتش بس» و تئاترهایی همچون «همه چیز دربارهٔ آقای ف»، «فنز»، «قهوه تلخ»، «شکلک» «۱۷ دی کجا بودی؟» و… به ایفای نقش پرداخته است. او نویسندگی و کارگردانی نمایش «ادیپ افغانی» را نیز در کارنامه هنری خود ثبت کرده است. احمد مهران فر در چند مجموعه تلویزیونی، از جمله سریال پایتخت بازی کرده است.
او علاوه بر بازیگری به نویسندگی هم مشغول بوده و نمایش نامه برای تئاتر می نوشته است. او به همراه امیر حسین قاسمی نویسندگی سریال ویژه شبکه نمایش خانگی سال های دور از خانه را نوشته اند. کارگردانی این سریال بر عهده مجید صالحی میباشد. احمد مهرانفر و هادی کاظمی دو بازیگری هستند که در نقش صولت خنجری و امیریل زهره خان (شخصیت های فرعی سریال شاهگوش) هستند و سال های دور از خانه، اسپین اف یا روایتی از سریال شاهگوش است که خنجری و امیریل زهره خان شخصیت اصلی محسوب میشوند.
احمد نیک فر (زادهٔ سال ۱۳۳۰) نماینده مردم اقلید در مجلس شورای اسلامی ادوار سوم، چهارم و هفتم بوده است.
http://rc.majlis.ir/fa/parliament_member/show/760275
اسحاق حاتمی فر متولد ۱۴ شهریور ۱۳۷۹، بازیکن تیم بسکتبال جوانان ایران و عضو تیم ملی سه نفره زیر ۱۸ سال است که در مسابقات آسیایی سال ۲۰۱۸ مالزی نیز حاضر بوده است. حاتمی فر همچنین در مسابقات سال ۲۰۱۸ غرب آسیا که در اردن و با کسب قهرمانی به پایان رسید حضور داشته است وی هم اکنون عضو تیم شهرداری بندرعباس می باشد.
اسماعیل زرین فر (زادهٔ ۱۲۸۰ در تهران - درگذشتهٔ ۲۷ اسفند ۱۳۷۱) موسیقی دان، آهنگساز و نوازنده ویلن و کمانچه اهل ایران بود.
راسخون
نوای فارس
آفتاب
بازتاب
نصیری فر، حبیب الله (۱۳۸۴). مردان موسیقی سنتی و نوین ایران (جلد اول). تهران: نگاه. شابک ۹۶۴-۶۱۷۴-۱۴-۰.
اسماعیل زرین فر در سال ۱۲۸۰ روز عید قربان در تکیهٔ زرگرهای تهران متولد شد. او فرزند «مهدی زرین فر» بود. پدربزرگ وی در دربار ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه، مستوفی دربار بود. او از ۷ سالگی نزد دایی خود «علیرضا چنگی» فراگیری ویلن و کمانچه را آغاز کرد. پس از آن از آموزش های «حسین اسماعیل زاده» بهره برد. وی در سال ۱۳۰۰ در دبیرستان دارالفنون مشغول به تحصیل بود و با «میرمهدی ورزنده» که عنوانِ استادِ نوین ورزش ایران را داشت، آشنا شد. میرمهدی ورزنده با «علینقی وزیری» که تازه از اروپا به ایران بازگشته بود و در نظر داشت مدرسه عالی موسیقی را تأسیس نماید، آشنایی داشت. روزی اسماعیل زرین فر همراه با میرمهدی ورزنده به منزل «علینقی وزیری» می رود و ویلن می نوازد. وزیری از وی می پرسد: «شما نُت می دانید»، وی پاسخ می دهد: «نه موسیقی را به طور سنتی یادگرفته»، کلنل وزیری می گوید: «با این استعداد و نوازندگی حیف است که نت ندانید، بیاید شما هم مانند آقایان: ابوالحسن صبا، سلیمان سپانلو، حسین سنجری و عده ای دیگر از اشخاص که اسم نوشته اند، شما هم ثبت نام نمایید». او بلافاصله می پذیرد و در مدرسه عالی موسیقی ثبت نام می کند. وی در این مدرسه از تعلیمات موسیقی دانانی همچون: «علینقی وزیری»، «سورن آراکلیان»، «سرژ خوتسیف»، «جانبازیان»، «استپانیان» و «پروو» که ویولونیست نام آشنای فرانسوی بود و «موسیو رونی» بهره برد.
در سال ۱۳۰۷ به پیشنهاد علینقی وزیری به عنوان ناظم و معلم مدرسه موسیقی انتخاب شد. وی روزی در مدرسه «روح الله خالقی» را در حال حل کردن هارمونی می بیند. از خالقی می پرسد: «چگونه و کجا می خوانی؟» خالقی می گوید: «من به صورت مکاتبه ای در بیروت با «کلس و اندانس» استاد منحصر آرمونی آنجا ارتباط دارم و به طور مکاتبه ا ی درس می خوانم»، زرین فر می پرسد «آیا من هم می توانم مانند شما درس بخوانم؟» خالقی جواب می گوید: «اشکالی ندارد، شما هم تقاضا کنید». وی بلافاصله مبلغ ۲۴۰ ریال توسط آدرسی که روح الله خالقی در اختیارش می گذارد به بیروت می فرستد و ثبت نام می کند و هارمونی را توسط استاد بیروتی فرا می گیرد.
پس از مدتی علینقی وزیری به ریاست موسیقی کشور، روح اللَّه خالقی معاون موسیقی کشور و اسماعیل زرین فر مسئول هنرستان عالی موسیقی منصوب می شوند. او ۲ بار در هفته به رادیو می رفت و هربار قطعه ای تازه ساخته و می نواخت. وی در حدود ۴۰۰ قطعه موسیقی ساخته است. او طی مأموریتی به مدت ۴ سال عازم مشهد می شود و در آنجا نیز کلاس موسیقی تأسیس می کند و به تربیت شاگردان مشغول می شود.
الینور فر (انگلیسی: Elinor Fair؛ ۲۱ دسامبر ۱۹۰۳ – ۲۶ آوریل ۱۹۵۷(1957-04-26)) یک هنرپیشه اهل ایالات متحده آمریکا بود.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با فر

فر در جدول کلمات

فر و شکوه
جاه
انجمن عالی فر هیختگان
فرهنگستان
ساخته رحمان رضایی با بازی حسام نواب صفوی | علیرضا ثانی فر و سولماز غنی
اتانازی
ساخته روی پرده هومن سیدی با بازی امیر جعفری | ریما رامین فر | آزاده صمدی | نوید محمدزاده | امیر جدیدی و ویشکا آسایش
سیزده
ساخته علی غفاری با بازی حمید فر خنژاد
استرداد
ساخته وحید وکیلی فر با بازی محمد ربانی که اخیراً در گروه هنر و تجربه اکران شد
تابور
سریال اخیرشبکه دو ساخته جلال دهقانی اشکذری با بازی عباس غزالی | جعفر دهقان | هستی مهدوی فر و سیماخضرآبادی
حانیه
سریال جدید شبکه دو ساخته سید جلال دهقانی اشکذری با بازی عباس غزالی | محمد کاسبی | هستی مهدوی فر | سیما خضر آبادی و••• که قسمت اول آن دیشب روی آنتن رفت
حانیه
سریالی ساخته جلال دهقانی اشکذری با بازی جعفر دهقان | عباس غزالی | هستی مهدوی فر و سیما خضر آبادی که پارسال پخش شد
حانیه
فیلم در نوبت اکران هومن سیدی با بازی امیر جعفری | ریما رامین فر و آزاده صمدی
سیزده

معنی فر به انگلیسی

escape (اسم)
رهایی ، گریز ، فرار ، فر
nimbus (اسم)
هاله ، فر ، ابر بارانی ، اوهام
gloria (اسم)
تسبیح ، فر ، حمد ، حلقه نور
oven (اسم)
بخاری ، کوره ، فر ، اجاق ، تنور
curls (اسم)
فر
splendor (اسم)
فر ، زرق و برق ، فره ، شکوه و جلال
frizzle (اسم)
فر ، جلزوولز
gloriole (اسم)
فر

معنی کلمه فر به عربی

فر
ضفيرة
حرق سطحي
موجة
شواية

فر را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

سینا ١٩:١٧ - ١٣٩٥/١٢/٢٢
بالا سویی ، اوج ، و شکوه... به معنی ارزش والا از سوی ملکوت نیز آمده است که با دین زرتشت و آیین مهر به خاک پارس (ایرانزمین) وارد شد.
|

النا ١٢:٣٩ - ١٣٩٦/٠١/٢١
فر. اسم. مأخوز از four فرانسه برابر با forno در ایتالیائی و oven انگلیسی. هم به معنای آهن است (در فرانسه) هم وسیله جعد و پیچش موی بانوان هم تنور و کوره.
|

آریا بهداروند ١٨:٣٥ - ١٣٩٦/٠٦/٠٣
در زبان لری به پرواز،،فر
Fer می گویند
|

سنا ١٢:٣٧ - ١٣٩٦/٠٧/٢١
برتری
|

کهرزاد ٢٢:١١ - ١٣٩٦/٠٩/٠٧
شکوه و جلال
|

لولا ١٤:١٦ - ١٣٩٦/١٠/٠٣
شکوه
|

هنرزاده شیراز ٠٢:٥٠ - ١٣٩٦/١١/٢٠
فر ( فار) = (فتح ف، سکون ر) در زبان ایل بزرگ عرب خمسه استان فارس، به معنی به جوش آمدن آب قوری و یا کتری و یا آب دیگ روی آتش هست.
مویه گدر فر یعنی آب دیگ به جوش آمد.
|

S ١٧:٥٧ - ١٣٩٧/١٠/٢٤
Fer=شکوه
|

ح.م. ٢٢:٤٨ - ١٣٩٨/٠٢/٠٩
فَر : بَر، بالا، والا، تاج
|

بیتا ٢٠:٣٢ - ١٣٩٨/٠٣/٠٦
فروغ ایزدیست که به دل هرکه بتابد از همگنان برتری می یابد و از پرتو همین فروغ است که شخص به پادشاهی می رسد و در کمالات نفسانی و روحانی کامل می شود.
|

Erfan_Z_A_D ٠١:١٣ - ١٣٩٨/٠٥/٠٩
در زبان تاتی به معنای (پسر)
|

علی سیریزی ١٩:٤٤ - ١٣٩٨/٠٥/١٢
فَرّه یا فر درخشش و بخشش ایزدی است که یک شخص به درجه‌ کمال می رسد.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فر رومیزی   • فر برقی بوش   • فر گازی   • فر گازی اخوان   • فر گازی توکار   • قیمت فر برقی   • فر برقی رومیزی   • فر گازی سامسونگ   • معنی فر   • مفهوم فر   • تعریف فر   • معرفی فر   • فر چیست   • فر یعنی چی   • فر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فر
کلمه : فر
اشتباه تایپی : tv
آوا : farr
نقش : اسم
عکس فر : در گوگل


آیا معنی فر مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )