انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1018 100 1

فساد

/fesAd/

مترادف فساد: الواطی، بی عفتی، بی ناموسی، تبهکاری، عیاشی، فجور، فسق، هرزگی، بدی، تباهی، خدشه، خرابی، خلل، شرارت، عیب، نادرستی، ناشایست، آشوب، اغتشاش، بی نظمی، تفتین، خرابکاری، شر، شغب، شورش، فتنه، فتنه انگیزی، مفسده جویی، عفونت

برابر پارسی: تباهی، پوسیدگی، تباه شدن، ویرانی

معنی فساد در لغت نامه دهخدا

فساد. [ ف َ ] (ع مص ) تباه شدن. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ) (منتهی الارب ). ضد صلاح. (از اقرب الموارد). || به ستم گرفتن مال کسی را. || (اِمص ) تباهی. (منتهی الارب ). || خشکسال فاسد تباه. ج ، فُسدی ̍. (منتهی الارب ). || گزند و زیان. || ظلم وستم. (فرهنگ فارسی معین ) (ناظم الاطباء). || شرارت و بدکاری. (فرهنگ فارسی معین ) :
مرا تو گویی می خوردن است اصل فساد
بجان تو که همی آیدم ز تو ضحکه.
منوچهری.
ایزد ما این جهان نز پی ظلم آفرید
نز پی ظلم و فساد، نز پی کین و نقم.
منوچهری.
نجویی جز فساد و شر ازیرا
همیشه گرگ باشد میزبانت.
ناصرخسرو.
بس فسادی کآفت اخیار شد
از ضمیر روح مانندش مرا.
خاقانی.
فلان در حق من به فساد گواهی داد. (گلستان سعدی ). || تباهی. عمل ناشایست و ناپسند. (از یادداشتهای مؤلف ). فسق و فجور : زاهد خود را از ظلمت فسق و فساد برهانید. (کلیله و دمنه ). اگر زن حجام بر فساد و ناشایست تحریض و معاونت نداشتی مثله نشدی. (کلیله و دمنه ). فساد و معرت آن بملک اوبازگردد. (کلیله و دمنه ). || دشمنی و کینه. (ناظم الاطباء) : شنزبه آنگاه که دشمن باشد پیداست که... از او چه فساد تواند آمد. (کلیله و دمنه ).
- یوم الفساد ؛ جنگی میان غوث و جدیله... (از مجمع الامثال میدانی ).
|| فتنه و آشوب. (فرهنگ فارسی معین ) (یادداشت بخط مؤلف ) (ناظم الاطباء) : هیچ شغل را اندک و بسیار نشاید مگر تضریب و فساد را. (تاریخ بیهقی ). هرچه بیابند می ستانند و فساد بسیار است از ایشان. (تاریخ بیهقی ). از ری سوی خراسان بیامدند و ازایشان فسادها رفت. (تاریخ بیهقی ).
نیک ترسانم از فساد جهان
مهر کار از صلاح بفرستد.
خاقانی.
نسل فساد ایشان منقطع کردن و بیخ تبارشان برآوردن اولیتر. (گلستان ).
- اهل فساد ؛ فاسدان : تبهکاران بقایای اهل فساد را بتیغ درآورد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
- به فساد آوردن ؛ فاسد کردن. از میان بردن : خلاف او را روا ندارم و هیچگاه کاری نکنم که این را به فساد آورد. (تاریخ بیهقی ).
- پرفساد ؛ بسیار فاسد. کاملاً تباه :
نیست سر پرفساد ناصبی شوم
از در این شعر، بل سزای فسار است.
ناصرخسرو.
در مغز پرفساد کجا آید
جز کج خیال فاسد مهمانی.
ناصرخسرو.
ترکیب ها:
- فسادآور.فساد آوردن. فسادآیین. رجوع به همین مدخل ها در ردیف خود شود.
- فساد اعتبار ؛ (اصطلاح علم اصول ) عبارت از این است که احتجاج ازروی قیاس بر صحت امر مورد ادعا دلالت کند، اما قرآن خلاف آن حکم کند و اعتبار قیاس در مقابل نص باطل است... (از کشاف اصطلاحات الفنون ).
- فسادالدم ؛ (اصطلاح طب ) رقت خون یا بیماری اسقربوط است. رجوع به اسقربوط شود.
- فسادالذکر ؛ (اصطلاح طب ) به معنی نسیان و بیماری فراموشی است و در ذخیره ٔ خوارزمشاهی اصطلاح شده است. (از یادداشتهای مؤلف ).
- فسادالوضع ؛ (اصطلاح فلسفه ) عبارت از این است که دلیل معتبر در مورد یک حکم بخلاف قرآن یا اجماع وجود داشته باشد. (از تعریفات جرجانی ). رجوع به فساد اعتبار شود.
ترکیب ها:
- فساداندیش . فساد انگیختن. فسادانگیز. فساد پیوستن. فساد ساختن. رجوع به همین مدخل ها شود.
- فساد شم ؛ (اصطلاح طب ) آن است که حس شامه را عارضه ای رخ دهد که همه ٔ بویها را ازناخوش و خوش بنحو واحد دریابد و فرقی بین هیچیک نتواند نهاد. (از کشاف اصطلاحات الفنون ).
- فساد شهوت ؛ (اصطلاح طب ) عبارت است از اینکه آدمی به چیزی که قابل خوردن و یا از مأکولات نیست ، میل کند چون خاک و جز آن. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). میل به خوردن چیزی که خوردنی نباشد، چون : گچ ، گل ، زغال و امثال آن. (از یادداشتهای مؤلف ).
- فساد عضو ؛ (اصطلاح پزشکی ) موت موضعی یا شقاقلوس است. (یادداشت بخط مؤلف ).
- فساد موتی ؛ (اصطلاح طب ) پوسیدگی و تجزیه ٔجسد پس از مرگ. (فرهنگ فارسی معین ).
- فسادوضع ؛ فسادالوضع. رجوع به فسادالوضع شود.
- فساد هضم ؛ (اصطلاح طب ) عبارت است ازاینکه غذا در معده بنحوی تغییر یابد و دگرگون شود که نتواند هضم طبیعی شود و فرق فساد هضم با «تخمه » آن است که در فساد هضم قوه ٔ هاضمه عمل هضم را انجام میدهد، اما نه به روش طبیعی بخلاف «تخمه » که در آن هاضمه بکلی از کار می افتد. (یادداشت بخط مؤلف ).
- فسادی . رجوع به مدخل فسادی شود.
|| ترشی. || بیماری. علت. || پوسیدگی و اضمحلال و چرکی شدن عضو. || چرک و سروزیته ٔ موجود در یک دمل. || پوسیدن و گندیدن انساج حیوانی و گیاهی. || نابودی. || (اصطلاح فلسفه ) زوال صورت از ماده ، در مقابل کون که حصول صورت برای ماده است ، چنانکه گویند موجودات جسمانی همواره در معرض کون و فسادند، یعنی صورتی زایل شود و صورتی دیگر پدید آید. (فرهنگ فارسی معین ).
- کون و فساد ؛ بود و نبود. آفرینش و زوال. به کنایت دنیا :
طلب کن بقا را که کون و فساد
بشهرستان
همه زیر این گنبد چنبریست.
ناصرخسرو.
بدایع ابداع را در عالم کون و فساد پیدا کرد. (مقدمه ٔ کلیله و دمنه ).
ماندم به دست کون و فساد اندرون آب
با این دو پایبند چگونه سر آورم.
خاقانی.
رجوع به هست و نیست شود.

فساد. [ ف ُس ْ سا ] (ع ص ، اِ) ج ِ فاسد. (فرهنگ فارسی معین ).

معنی فساد به فارسی

فساد
تباه شدن، تباهی، پوسیدگیفتنه و آشوب
( صفت )۱ - تباه معیوب خراب ۲ - زبون ۳ - گندیده ۴ - گمراه ۵ - باطل ۶ - زنی که خود را تسلیم مردان کند .
جمع فاسد
[putrefaction] [مهندسی محیط زیست و انرژی] تجزیۀ واپایش نشدۀ مواد آلی که در نتیجۀ واکنش های بی هوازی انجام می شود و بوی نامطبوع تولید می کند
سبب فساد . موجب فساد
فتنه انگیختن . آشوب بپا کردن
بد آیین . آن که به فساد و تباهی خو گرفته باشد .
( اسم ) اسکربوت
آن که دارای اندیشه فساد و بد باشد .
آشوب و فتنه به پا کردن . یاغی شدن .
آشوبگر . فتنه گر
فساد انگیختن . فتنه و آشوب به پا کردن.
فساد انگیختن . فساد پیوستن
[cider spoilage] [علوم و فنّاوری غذا] هرگونه اتفاقی در تولید سیباب که به تولید استیک اسید منجر شود
[food spoilage] [علوم و فنّاوری غذا] فساد و تغییر نامطلوب کیفیت مواد غذایی براثر عوامل میکربی و زی مایه ای/ آنزیمی و برخی عوامل دیگر مانند اکسیژن، نور، رطوبت، دما یا فشار یا مجموعه ای از عوامل یادشده
فتنه بر پا کردن . یاغی شدن
( صفت ) پر از تباهی .
بدی و تباهی مایه شر و فساد
کنایت از دنیای فانی و عالم سفلی است و از آن جهت عالم کون و فساد گویند که در معرض خلع و لبس صور است

معنی فساد در فرهنگ معین

فساد
(فَ یا فِ) [ ع . ] ۱ - (مص ل .) تباه شدن . ۲ - متلاشی شدن ، از بین رفتن . ۳ - (اِمص .) تباهی ، خرابی . ۴ - نابودی . ۵ - (اِ.) فتنه ، آشوب . ۶ - لهو و لعب . ۷ - کینه ، دشمنی .

معنی فساد در فرهنگ فارسی عمید

فساد
۱. تباه شدن.
۲. تباهی.
۳. پوسیدگی.
۴. فتنه، آشوب.
۵. ظلم.
۶. [قدیمی] لهو ولعب.

فساد در دانشنامه اسلامی

فساد
به نقصان به حسب اجزا و شرایط فساد گفته می شود.
فساد، مقابل صحت می باشد. در هر علمی برای صحت و فساد معنایی در نظر گرفته شده که با یک دیگر متفاوت است، از جمله:
← در علم اصول
مرحوم « آخوند خراسانی » بر خلاف نظریه بالا، معتقد است صحت و فساد ، در همه علوم به یک معنا است؛ به این بیان که صحت در همه جا به معنای تمامیت یک عمل و داشتن همه اجزا و شرایط است، اما چون صحت در علوم متفاوت، حالات و آثار متفاوتی دارد گمان می شود که معنای آن در هر علم با علم دیگر تفاوت دارد.
فساد
فساد به معنای تباهی و تباه شدن است و دانشمندان اهل لغت آن را ضد صلاح بیان داشته اند.
خداوند در صفات بندگان پسندیده اش می فرماید: لا یریدون عُلُوّا فی الارض ولا فسادا؛ برتری (گردنکشی) وتباهی در زمین را دنبال نمی کنند . لو کان فیهما آلهة الاّ الله لفسدتا؛ اگر در آسمان و زمین خدایانی جز خدا می بود آنها از اعتدال خارج شده تباه می گشتند.
امیرالمؤمنین (ع) در نکوهش مردم زمان خود می فرماید: «...والناس علی اربعة اصناف: منهم من لا یمنعه الفساد فی الارض الامهانة نفسه وکلالة حده و نضیض وفره...»
مردمان (در این عصر) به چهار گروه تقسیم می شوند: یک گروه کسانیند که تنها مانع آنها از تبهکاری در روی زمین بی عرضگی و کندی سلاح وتهیدستی آنها است...
از سخنان آن حضرت است: فساد اخلاق در معاشرت وهمزیستی با بیخردان، وشایستگی اخلاق در معاشرت با خردمندان است.
فساد
معنی فَسَادَ: فساد - تباهي
معنی يُفْسِدُ: فساد وتباهي به بار می آورد -فساد می کند
معنی يُفْسِدَ: که فساد وتباهي به بار آورد - که فساد کند
معنی يُفْسِدُواْ: که فساد وتباهي به بار آورند - که فساد کنند
معنی يُفْسِدُونَ: فساد وتباهي به بارمی آورند - فساد می کنند
معنی نُفْسِدَ: که فساد کنيم
معنی تُفْسِدُواْ: که فساد کنيد
معنی لَا تَعْثَوْاْ: به شدت فساد نکنيد ( اصل آن عيث يا عثي ، هر دو بمعناي شديدترين فساد است )
معنی لَا تُفْسِدُواْ: فساد نكنيد
معنی مَّشَّاءٍ: نقل کننده سخنان مردمي به سوي مردمي ديگر ، به منظور ايجاد فساد و تيرگي آن دو- سخن چين
معنی نَمِيمٍ: سخن چيني(مَّشَّاءٍ بِنَمِيمٍ:کسي که نقل کننده سخنان مردمي به سوي مردمي ديگر ، به منظور ايجاد فساد و تيرگي آن دواست)
معنی عُلُوّاً: بلندي - ارتفاع - برتري (درعبارت "نَجْعَلُهَا لِلَّذِينَ لَا يُرِيدُونَ عُلُوّاً فِي ﭐلْأَرْضِ وَلَا فَسَاداً "کنايه است از طغيان به ظلم و تعدي زيرا علو عطف بر فساد شده )
ریشه کلمه:
فسد (۵۰ بار)

...
خداوند در قرآن کریم فرمودند که شر جالوت را به دست عده دیگری از بین برد تا جامعه را فساد نگیرد.
جالوت در روی زمین پادشاه کافر و فاسدی بود که وجود او باعث شیوع این فساد در بین مردم می شد.فهزموهم باذن الله وقتل داوود جالوت... ولولا دفع الله الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض ولـکن الله ذو فضل علی العــلمین. « ((هزم)) به معنای دفع کردن دشمن است.و لو لا دفع الله الناس بعضهم ببعض...همه می دانند که منظور از فساد زمین، فساد سکنه زمین است، یعنی فساد اجتماع انسانی، البته اگر به دنبال فساد اجتماع، خود کره زمین هم فاسد شود، این فساد به تبع منظور آیه می شود، نه بالذات، و این خود یکی از حقایق علمی است که قرآن از آن پرده برداری کرده است. » «خداوند نسبت به جهانیان لطف و مرحمت دارد، که جلو همه گیر شدن و همگانی شدن فساد را در روی زمین می گیرد.درست است که سنت پروردگار بر این قرار گرفته که: در این دنیا اصل آزادی اراده و اختیار ، حکومت کند و انسان ها در انتخاب راه خیر و شرّ آزاد باشند، ولی هنگامی که طغیان ستمگران، جهان را در معرض فساد و تباهی عمومی قرار دهد خداوند جمعی از بندگان خود را برمی انگیزد و یاری می کند که جلو طغیان آنها را بگیرند، و حالت اهریمنی آنها را در هم بکوبند و این یکی از الطاف پروردگار بر بندگان است.»
فساد به معنای اختلال عمل از جهت اجزا یا شرایط و همچنین ضد صلاح( تباهی ) به کار رفته است.
فساد در لغت در معنای تباهی و ضد صلاح به کار رفته است. برخی لغویان گفته اند: فساد عبارت است از خروج از حدّ اعتدال ؛ کم باشد یا زیاد. این معنا در نفس و بدن و اشیایی که خروج از استقامت و حدّ اعتدال در آنها متصور است به کار می رود. فساد در هر چیزی بر حسب آن است. فساد میوه به تغییر مزه ، رنگ یا بوی آن و فساد عقیده به شرک ، کفر و امثال آن از انحرافات اعتقادی است؛ چنان که فساد در زمین با ایجاد رعب و وحشت در مردم و ناامن کردن راهها و مانند آن تحقق می یابد. فساد در اصطلاح، مقابل صحّت به کار می رود و عبارت است از ناتمام بودن عملی به جهت نقصان در جزء یا شرطی که عمل بدون آن فاقد آثار مطلوب خواهد بود. به عنوان مثال، نماز فاسد به نمازی گفته می شود که فاقد بعضی اجزا و ارکان، مانند رکوع یا شرایط، مانند طهارت باشد و معامله فاسد به معامله ای اطلاق می شود که فاقد ارکان و یا شرایط لازم باشد، مانند مجهول بودن عوض در معامله.
احکام مرتبط با فساد به معنای نخست
از احکام فساد به معنای نخست در ابواب عبادات ، عقود و ایقاعات سخن گفته اند. فساد یا در عبادت است و یا در عقد و ایقاع .
فساد در عبادات
فساد در عبادت یا با ترک یکی از ارکان آن تحقق می یابد، مانند ترک رکوع یا دو سجده در نماز ؛ خواه از روی عمد یا سهو و ترک احرام یا طواف در حج از روی عمد، و یا با ترک عمدی یکی از اجزای واجب آن، مانند ترک قرائت یا تشهد ، و یا با ارتکاب فعلی از افعال، از قبیل قهقهه در نماز و آمیزش در حال روزه .
← نهی در عبادات
...
چینش قیاس فقهی به صورت غیر صالح برای ترتّب حکم را «فساد وضع» گویند.
فساد وضع، از مبطلات علت در قیاس به شمار آمده و به معنای تنظیم هیئت قیاس است، به گونه ای که حکم صلاحیت ترتب بر آن را نداشته باشد.به بیان دیگر، پذیرش مبنایی در قیاس است، که صلاحیت بنای چنین حکمی بر آن صحیح نباشد،
← نمونه
 ۱. ↑ الاحکام فی اصول الاحکام، آمدی، علی بن محمد، ج۱، ۲، ص۳۲۷-۳۲۶.    
فرهنگ نامه اصول فقه، تدوین توسط مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ص۶۰۳، برگرفته از مقاله «فساد وضع».    
...
بحث از دلالت نهی ارشادی بر فساد به معنی بحث از مدلول نهی ارشادی در عبادات و معاملات است.
دلالت نهی ارشادی بر فساد، مقابل دلالت نهی مولوی بر فساد بوده و در مواردی است که نهی ارشادی مولا به عبادت یا معامله ای تعلق گیرد، که در این صورت، بحث می شود که آیا این نهی بر فساد دلالت می کند یا نه.
← دیدگاه اصولیون
گاهی نهی ارشادی، به کمی ثواب عمل ارشاد دارد نه به فساد آن، مثل: " لا صلاة لجار المسجد الا فی المسجد ".
بحث از دلالت نهی بر فساد به معنی بحث از دلالت یا عدم دلالت نهی بر فساد متعلق آن است. به دلالت نهی بر فساد، ملازمه حرمت و فساد و ملازمه نهی و فساد نیز گفته می شود.
دلالت نهی بر فساد، مقابل دلالت نهی بر صحت بوده و منظور از آن، این است که اگر عبادت یا معامله ای مورد نهی مولا واقع شود، آیا این نهی بر فساد دلالت می کند یا نه؛ برای مثال، مولا بگوید: " لاتصلّ فی المکان المغصوب " یا " لاتبع بیع الربا ". قبل از پرداختن به پاسخ این پرسش، بیان دو نکته به عنوان مقدمه ضروری است.
معنی فساد
فساد در مقابل صحت است و صحت و فساد به حسب امور مختلف،معانی متفاوت دارند؛ بنابراین، عمل صحیح در عبادات، عملی است که از لحاظ دارا بودن اجزا و شرایط لازم با مأموربه مطابقت کند،و فساد به معنای مطابق نبودن مأموربه با مأتی به ـ عمل انجام شده ـ است.هم چنین، در عبادات، عمل فاسد به عملی می گویند که با مأموربه از نظر اجزا و شرایط لازم مطابقت نکند، و فساد به معنای مطابق نبودن مامور به با ماتی به است. لازمه فساد عبادت، مجزی نبودن و لزوم اعاده آن است ـ چه به صورت " ادا "در داخل وقت و چه به شکل " قضا " در خارج وقت ـ. صحت در معاملات وصف عملی است که همه اجزا و شرایط معتبر را دارا باشد و معامله فاسد، معامله ای است که برخی از اجزا و شرایط را نداشته باشد. لازمه صحت معامله ، ترتب اثر است؛ یعنی اگر بیع است، نقل و انتقال دارد؛ اگر نکاح است، علقه زوجیت می آورد و لازمه فساد آن، عدم ترتب این آثار است.
از نظر اصولیون
اصولیون در نفسی یا غیری بودن، و تحریمی یا تنزیهی بودن نهی در این جا اختلاف دارند؛ مرحوم " آخوند " می گوید: نزاع عام است و همه این اقسام را شامل می گردد.
← صاحب کفایه
...
بحث از دلالت نهی تحریمی بر فساد به معنی بحث از دلالت یا عدم دلالت نهی تحریمی بر فساد متعلق آن است و به دلالت نهی تحریمی بر فساد اقتضای نهی تحریمی بر فساد نیز گفته می شود.
دلالت نهی تحریمی بر فساد، مقابل دلالت نهی تنزیهی بر فساد می باشد و منظور از آن، این است که اگر عبادت یا معامله ای متعلق نهی تحریمی واقع شود، آیا این نهی بر فساد دلالت می کند یا نه؛ برای مثال، اگر شارع بگوید:" لاتصلّ فی الدار المغصوبة " یا " لاتبع بیع الربا "، آیا نهی از نماز در خانه غصبی و معامله ربوی بر فساد منهی عنه دلالت می کند یا نه.
انواع نهی تحریمی و حکم آن ها
قبل از بیان پاسخ، لازم است دانسته شود که نهی تحریمی نهیی که بر منع اکید و الزامی از انجام فعل، دلالت می کند یا نفسی است و یا غیری؛ بنابراین به سؤال بالا باید در هر یک از این دو قلمرو پاسخ داد.
← نهی تحریمی غیری
 ۱. ↑ مظفر، محمد رضا، اصول الفقه، ج۱، ص۲۸۱.    
...
بحث از دلالت نهی تنزیهی _ یا کراهتی _ بر فساد به معنی بحث از دلالت یا عدم دلالت نهی تنزیهی بر فساد متعلق آن اس.به دلالت نهی تنزیهی بر فساد، اقتضای دلالت نهی تنزیهی بر فساد نیز گفته می شود.
دلالت نهی تنزیهی _ یا کراهتی _ بر فساد، مقابل دلالت نهی تحریمی بر فساد بوده و مراد از آن، این است که اگر نهی تنزیهی به معامله یا عبادتی تعلق بگیرد، مقتضای آن فساد منهی عنه است یا نه؛ برای مثال، اگر شارع بگوید: " لاتصل فی الحمام " یا " لاتبع وقت الندا " آیا این نهی او بر فساد نماز در حمام و بیع هنگام نماز جمعه دلالت می کند یا نه.
دیدگاه آخوند خراسانی
برخی هم چون مرحوم " آخوند خراسانی " و " مظفر" معتقدند نهی تنزیهی، همانند نهی تحریمی، بر فساد منهی عنه دلالت می کند، اما برخی دیگر همانند مرحوم " میرزای نایینی " به عدم دلالت نهی تنزیهی بر فساد منهی عنه اعتقاد دارند
بحث از دلالت نهی غیری بر فساد به معنی بحث از دلالت یا عدم دلالت نهی غیری بر فساد متعلق آن است و به دلالت نهی غیری بر فساد، اقتضای نهی غیری بر فساد نیز گفته می شود.
دلالت نهی غیری بر فساد، مقابل دلالت نهی نفسی بر فساد بوده و منظور از آن، این است که اگر نهی غیری بر عبادت یا معامله ای تعلق گیرد، آیا بر فساد منهی عنه دلالت می کند یا نه. معنای نهی غیری آن است که نهی به طور مستقیم به منهی عنه تعلق نگرفته، بلکه به واسطه منع کردن از چیز دیگری،به آن تعلق گرفته است؛ برای مثال، اگر مولا به ازاله نجاست از مسجد امر نماید ـ بنابراین که امر به شی ء از ضدش نهی می کند ـ و مکلف، ازاله را ترک کند و به نماز بایستد و به این نماز که یکی از اضداد ازاله است نهی غیری تعلق بگیرد، آن گاه این پرسش طرح می شود که آیا این نهی غیری، بر فساد نماز دلالت می کند یا نه. میان اصولی ها در این باره اختلاف است؛ بیشتر آن ها مانند مرحوم " آخوند " و " مظفر " معتقدند نهی غیری بر فساد منهی عنه دلالت نمی کند.
دیدگاه اصولیون در مورد دلالت نهی غیری بر فساد
در این که آیا نهی غیری ( نهی مقدمی ) مثل نهی نفسی، در بحث دلالت نهی بر فساد داخل است یا نه، میان مرحوم " میرزای قمی " و " آخوند خراسانی " اختلاف وجود دارد.
← میرزای قمی
 ۱. ↑ کفایة الاصول، آخوند خراسانی، محمدکاظم بن حسین، ص۱۸۱.    
...


فساد در دانشنامه ویکی پدیا

فساد
در مباحث فلسفی، الهی یا اخلاقی، فساد به انحراف معنوی یا اخلاقی از یک ایده آل گفته می شود. فساد شامل اعمال متعددی ازجمله رشوه و اختلاس می باشد. فساد دولتی یا سیاسی زمانی اتفاق می افتد که یک مسئول یا کارمند دولتی از ظرفیت های رسمی برای مقاصد شخصی بهره گیری کند. در دهه گذشته بسیاری از ممالک جهان سیاست ها و روش های مؤثری برای مبارزه با فساد اتخاذ نموده اند.
فساد در ایران
مبارزه با فساد
شاخص احساس فساد
دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد
فساد یک نوع خلاف کاری است که توسط فردی که مسئولیت و اقتدار دارد، اغلب برای به دست آوردن منافع شخصی اش به انجام می رسد. فساد ممکن است شامل فعالیت های بسیاری از جمله رشوه خواری و اختلاس باشد، اما ممکن است شامل مواردی باشد که در بسیاری از کشورها قانونی هستند. فساد سیاسی زمانی است که یک مسئول دولتی یا یکی از کارکنان دولت که از موقعیت رسمی اش برای رسیدن به منافع شخصی خود سوء استفاده کند. فساد بیشتر در حکومت های دزد سالاری، الیگارشی، رژیم های دست اندر کار قاچاق مواد مخدر و دولت های مافیایی رایج است.
واژهٔ فاسد در لغت به معنی تباهی است. واژهٔ لاتین آن برای نخستین بار توسط ارسطو و بعدها سیسرون به کار رفت. بنا بر تعریفی فساد به معنی استفادهٔ غیرمجاز از قدرت عمومی برای منافع خصوصی است. سنیور فساد را عملی الف) پنهانی جهت کسب ب) چیز یا خدمتی برای شخص سوم است به شکلی که پ) او بتواند اعمالی انجام دهد که ت) منافعی برای خودش یا شخص سوم یا هر دو داشته باشد و ث) عامل فساد در آن دست داشته باشد.
فساد می تواند در ابعاد مختلفی رخ دهد. فسادی که منافع کوچک برای اشخاص اندکی ایجاد کند (فساد جزئی یا فساد خرد)، فسادی که در بعد دولت و ابعاد بزرگ روی می دهد (فساد کلان یا فساد بزرگ) و فسادی که در ساختار زندگی روزمرهٔ مردم در اجتماع رایج و گسترده است و نشانه جرایم سازمان یافته است. (فساد نظام مند یا فساد سیستماتیک)
عکس فساد
فساد به انحراف معنوی یا اخلاقی از یک ایده آل گفته می شود.
فساد (اسلام)، تعبیری از فساد در کتاب های اخلاقی دینی اسلام
فساد (فیلم ۱۹۳۳)
فساد (فیلم ۱۹۶۸)
فساد همچنین ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
فساد تعبیری است که در کتاب های اخلاقی دینی اسلام بکار رفته است. به بیشتر جرم های ضد قوانین اسلام مثل قتل، زنا، رشوه، پولشویی، شرابخواری و غیره عبارت فساد تلقی می شود. فساد در قرآن شدیدا" تقبیح شده است.
andisheqom.com
ویکی پدیای انگلیسی نوشتار Fasad
«فساد» (انگلیسی: Corruption (1933 film)) یک فیلم است که در سال ۱۹۳۳ منتشر شد.
۱۹ ژوئن ۱۹۳۳ (۱۹۳۳-06-۱۹)
«فساد» (انگلیسی: Corruption (1968 film)) فیلمی در ژانر ترسناک است که در سال ۱۹۶۸ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به پیتر کوشینگ اشاره کرد.
فساد اداری به اقداماتی اطلاق می شود که ناشی از بکارگیری قدرت و توان سازمانهای دولتی یا وابسته به دولت برای کسب منافع مالی فردی یا گروهی است. نتایج فساد اداری به طور طبیعی مخالف مصالح و منافع آحاد مردم است. فساد اداری عموماً در اشکال رشوه، خویشاوندگماری، پارتی بازی و تعارض منافع روی می دهد. در دهه اخیر، بسیاری از ممالک جهان سیاست ها و روش های مؤثری برای مبارزه با فساد اداری اتخاذ نموده اند .
مبارزه با فساد
رشوه خواری
خویشاوندسالاری
دزدسالاری
دیوان سالاری
فساد پلیس یک فرم از سوء رفتار پلیس است که ماموران مجری قانون از طریق سوء استفاده از قدرت، در پی منافع شخصی، مانند پول یا پیشرفت و ارتقای شغلی هستند. مثلاً با قبول رشوه در ازای تعقیب نکردن، یا پیگیری تحقیقات به صورت جهت دار. یکی از متداولترین شکل های فساد پلیس درخواست یا قبول رشوه در قبال گزارش نکردن قاچاق سازمان یافته مواد مخدر یا حلقه های فحشا یا دیگر فعالیت های غیرقانونی است. مثال دیگر آن نقض و رعایت نکردن کد رفتاری پلیس و ایمن کردن مظنونان از محکومیت مثلاً از طریق استفاده از شواهد جعلی است.
فساد ناشی از قدرت: که مأموران پلیس غذاها یا نوشیدنی های رایگان یا انعام های دیگر دریافت می کنند.
رشوه خواری: وجهی که از صاحبان مشاغل مثل پیمانکاران یا رانندگان خودروهای یدک کش گرفته می شود.
سرقت فرصت طلبانه: از دستگیرشدگان و قربانیان جرم و جنایت یا اجساد آنها.
باج: پذیرش رشوه برای پیگیری نکردن جرایم جنایی.
حمایت از فعالیت های غیرقانونی: پذیرش وجه از گردانندگان موسسات غیرقانونی از قبیل فاحشه خانه ها، قمارخانه ها، یا فروشندگان مواد مخدر: برای محافظت از آن ها در برابر اجرای قانون و حفظ آن ها را در مقام عمل.
رفع اتهام (به انگلیسی: Fixing): تضعیف تعقیب کیفری متهم توسط خودداری از ارائه شواهد یا عدم ارائه نظر در جلسات قضایی، برای رشوه یا هر نفع شخصی.
فعالیتهای مستقیم جنایتکارانه توسط مأموران اجرای قانون.
پاپوش درست کردن یا (به انگلیسی: Frameup) افزودن به شواهد برای اینکه به دروغ کسی را متهم جلوه دهند. به ویژه در جرایم مواد مخدر.
هازینگ پلیس (به انگلیسی: Police hazing)
تیکت فیکسینگ (به انگلیسی: Ticket fixing)
غالباً به ندرت اتفاق می افتد که ممکن باشد افسران پلیس عمداً و به طور سیستماتیک و نظام مند در جرایم سازمان یافته شخصاً شرکت کنند.
در بسیاری از شهرهای مرکزی و اصلی، بخشهای تحقیقاتی داخلی برای بررسی مظنونین به فساد یا سوء رفتار پلیس وجود دارد. از جمله این گونه سازمان های مشابه می توان از کمیسیون مستقل دادخواهی پلیس بریتانیا نام برد.
در برخی از کشورها فساد پلیس یکی از مشکلات فراگیر و قابل توجه می باشد.
فساد یک مشکل جدی در ایران است، که غالبا در سیستم حکومت گسترده و دامنه دار است. از دیدگاه سازمان شفافیت بین الملل، جمهوری اسلامی ایران از نظر فساد داخلی در زمره فاسدترین کشورهای جهان قرار دارد. مطالعه ای که به سفارش فرهنگستان علوم، با سرپرستی فرامرز رفیع پور صورت گرفت که به روشنی نشان داد، برآوردهای سازمان شفافیت بین الملل بسیار سهل گیرانه و خوشبینانه بوده است و فساد اقتصادی در ایران، بسیار بیش از آن چیزی است که آن سازمان اعلام کرده بود.
اقتصاد ایران
جرم در ایران
مالیات در ایران
نظام اداری ایران در دوران جمهوری اسلامی فاسدتر گشته است. فساد در این دوران ابعادی بی سابقه پیدا کرده و اخلاق اجتماعی به طور وسیع ضربه خورده و موجب شده بی عدالتی و فقر افزایش یابد. این فساد به همراه اجحافات و زورگویی اداری و نبود راستگویی موجب تباهی منافع عمومی شده است. مسخ معیارهای حرفه ای و پایمال نمودن منافع مردم و نفی لیاقت ها و مسلط بودن منافع ایدئولوژیک و دفاع از منافع و امتیازات گروه های اجتماعی و اداری خاص از ویژگی های این فساد است.
فساد یک امر سیاسی است و کنترل آن هم یک امر سیاسی است لذا نیازمند اراده سیاسی است. اما برای بررسی دلیل اینکه چرا فساد در ایران کنترل نمی شود باید به کارکردهای تصمیمات اساسی و ساختاری در ایران اشاره کرد.
رتبه جمهوری اسلامی ایران در زمینه فساد ۲۸ از ۱۰۰ در سال ۲۰۱۸ میلادی ارزیابی شده.
فساد در ترکیه، یکی از مشکلات جدی لیست شده برای پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا است. در سال ۲۰۱۳، ترکیه جایگاه ۵۳ اُم را در میان ۱۷۷ کشور در شاخص احساس فساد شفافیت بین الملل کسب کرد. در گزارش سازمان شفافیت بین الملل (در ۲۰۱۴)، ترکیه با یازده پله سقوط در رده شصت و چهارم جدول قرار دارد.
یک کمیته پارلمانی در ترکیه که مسئول تحقیق درباره پرونده وزرای متهم به فساد در این کشور شده، در یک رای گیری با محاکمه این وزرا در دادگاه مخالفت کرد. مارک لوئن خبرنگار بی بی سی در ترکیه می گوید با تصمیم این کمیسیون منتقدان، دولت را به لاپوشانی و تلاش برای مختومه کردن این پرونده بدون رسیدگی قضایی متهم و همین طور خدشه دار شدن حاکمیت قانون در دولت آقای اردوغان متهم خواهند کرد.
در جریان انتخابات محلی ۲۰۰۹ ترکیه، در دوران حکمرانی رجب طیب اردوغان در انتخابات شهر آنکارا و آدانا گزارش شد.
در جریان انتخابات محلی ۲۰۱۴ ترکیه، تعدادی از رای های ضد حزب عدالت و توسعه دزدیده و سوزانیده شد و مقامات سیاسی، از جمله مولود چاووش اغلو مورد تهدید و ارعاب نیروهای دولتی قرار گرفت.
بنابر گزارش سازمان شفافیت بین الملل، در رتبه بندی سال ۲۰۱۴، از بین ۱۷۷ کشور، آذربایجان در رتبه ۱۲۶ اُم از نظر فساد قرار گرفته است.
از سوی سازمان شفافیت بین الملل، الهام علی اف، فاسدترین مرد سال ۲۰۱۲ نامیده شد.
بانک جهانی در گزارش جدید خود تحت عنوانˈ توسعه چند محوری: استفاده بهینه از ذخایر طبیعی در اوراسیاˈ اعلام کرده است که فساد مالی در جمهوری آذربایجان بیداد می کند.
آشکار شدن رابطه پنهانی الهام علییف (رئیس جمهوری آذربایجان) با همسر لوکاشنکو توسط روزنامه ایتالیایی.
در کون و فساد (به یونانی: On Generation and Corruption- Περὶ γενέσεως καὶ φθορᾶς )رساله ای فلسفی از ارسطو است.
ارسطو در این کتاب به بررسی هست شدن اشیاء پیشتر ناموجود (کون) و نیست شدن اشیاء پیشتر موجود (فساد) می پردازد. ارسطو در فرق بین کون و استحاله بحث می کند و آراء فیلسوفان دیگر را شرح می دهد و نقد می کند. همچنین در این کتاب از علل اربعه و عناصر اربعه سخن می رود. همچنین ارسطو در این کتاب نظریه وجود جزء لایتجزا یا اتم را رد می کند.
این کتاب را اسماعیل سعادت به فارسی ترجمه کرده است و در سال ۱۳۷۷ توسط مرکز نشر دانشگاهی منتشر شده است.
روز جهانی مبارزه با فساد (انگلیسی: International Anti-Corruption Day) از زمان تصویب دفتر مقابله با مواد مخدر و جرم سازمان ملل متحد در ۳۱ اکتبر ۲۰۰۳، بطور سالانه در ۹ دسامبر (۱۸ آذر) جشن گرفته می شود.
این کنوانسیون بطور مختصر بیان می کند که سازمان ملل متحد:
«نسبت به مشکلات وخیم و تهدیداتی که به دلیل فساد بر روی ثبات و امنیت جوامع اعمال می شود، تحلیل رفتن عرف ها و ارزش های دمکراسی، ارزش های اخلاقی و عدالت و توسعه پایدار و حاکمیت قانون، نگران است».
و این اختیارات را به کنوانسیون می دهد تا:
شاخص احساس فساد یا شاخص درک فساد (به انگلیسی: (Corruptions Perception Index(CPI) شاخصی است که رتبه فساد در بخش عمومی یک کشور را درمیان سایر کشورهای جهان نشان می دهد. سازمان شفافیت بین الملل، با استفاده از شاخص ادراک فساد، کشورها را برحسب میزان فساد موجود درمیان مقامات دولتی و سیاستمدارانشان رتبه بندی می کند.
فساد در ایران
شاخص جینی
شاخص توسعه انسانی
شاخص فلاکت
اتهام های اقتصادی وارد به دولت جمهوری اسلامی ایران (۱۳۹۲–۱۳۸۴)
این شاخص که هرساله منتشر می شود، به وسیله معیارهای تعیین شده سازمان جهانی شفافیت بین الملل و دانشگاه پاساو در آلمان (Universität Passau) محاسبه می شود.
سازمان بین المللی شفاف سازی در ۱۸۰ کشور جهان دفتر داشته و گزارش های سالانه خود را بر پایه معیارهایی از جمله بررسی مدیریت دولتی در کشورها، شرایط دسترسی شهروندان به خدمات عمومی، ساختار حقوقی و قضاییِ حاکم در کشورها و موقعیت بخش خصوصی تهیه می کند. مدیر اجرایی سازمان بین المللی شفاف سازی اعتقاد دارد:
این تنها دولت نیست که مسئول کاهش فساد است. مجلس، نهادهای مدنی، صاحبان مشاغل، رسانه ها و حتی شهروندان عادی نیز در کاهش فساد مسئول هستند. از آنجا که فساد برای همه نامطلوب است، مبارزه با آن نیز یک مسئولیت مشترک است.
نبو
فساد سوء استفاده فرد از قدرتی که در اختیار دارد برای کسب نفع شخصی است. فساد ممکن است شامل فعالیت های بسیاری از جمله رشوه خواری و اختلاس گردد، اما ممکن است شامل مواردی نیز باشد که در بسیاری از کشورها قانونی هستند. فساد سیاسی زمانی است که یک مسئول دولتی یا یکی از کارکنان دولت از موقعیت رسمی اش برای رسیدن به مقاصد و منافع خود سوء استفاده کند. فساد بیشتر در حکومت های دزد سالاری، الیگارشی، رژیم های دست اندر کار قاچاق مواد مخدر و دولت های مافیایی رایج است.
استفن دی. موریس Stephen D. Morris, استاد سیاست می نویسد که فساد سیاسی استفاده غیرمجاز از قدرت عمومی برای کسب منافع خصوصی است. اقتصاددان یان سنیور فساد را به عنوان یک اقدام مخفیانه ارائه مال یا خدمات به یک شخص توصیف می کند که در ازای ان، شخص صاحب قدرت با اعمال نفوذ بر یکسری امور سبب سود بردن فرد اول یا یک شخص ثالث یا هر دو بشود. دانیل کافمن از بانک جهانی، این مفهوم را گسترش می دهد تا شامل «فساد قانونی» نیز بشود که در آن سوء استفاده از قدرت در داخل مرزهای قوانین صورت می گیرد، از آنجایی که قدرتمندان اغلب قادر به ایجاد قوانین برای حفاظت از خود هستند. تأثیر فساد در ساخت تأسیسات، عبارت است از افزایش هزینه ها و زمان ساخت و ساز، کاهش کیفیت و کاهش سود.
از دیدگاه هستی شناسی واحد unicist ontological چنین تعریف می شود که فساد به اشخاص امکان می دهد تا به طریق اقدامات نامشروع از محیط (اجتماعی یا اقتصادی) سوء استفاده کنند، و در عین حال سیستم و محیطی که خود بخشی از آن هستند را تخریب نمایند. فساد در مقیاس های مختلف می تواند رخ دهد؛ فساد اداری که می تواند از التفاتهای کوچک به تعداد کمی از افراد باشد (فساد کوچک) تا فسادهایی که بر دولت در مقیاس وسیع (فساد بزرگ) تأثیر می گذارد یا فسادی که در بخشی از ساختار و عملکرد روزمره جامعه بسیار شایع است. فساد یکی از نشانه هاو علائم وجود جرائم و جنایات سازمان یافته در یک جآ معه است. به طور فزاینده ای، شاخص ها و ابزارهایی ساخته شده اند که قادرند اشکال مختلف فساد را با دقت هر چه بیشتر اندازه گیری کنند.
طرفداران مکتب کارآمدی فساد اداری، مانند لف بایلی هـانتینگتون و لوئی با تأکید بر ناکارآمدی قوانین و نهادها در کشورهای در حال توسعه، فساد اداری را روشی برای غلبه بر ناکارآمدی قوانین و مقررات می دانند و معتقدند که فساد نقش روغن را برای چرخ های خشک این نظام های اداری و اقتصادی ایفا می کند و رشد اقتصادی و سرمایه گذاری را تسهیل می کند. طرفداران مکتب کارآمدی فساد، فساد را یک هزینه کسب و کار می دانند که در کشورهای در حال توسعه منفعت آن بیشتر از هزینه اش است.
گرچه مکتب کارآمدی فساد بر مبنای برخی استدلالهای تئوریک ارائه شده است، اما بویژه بعد از ۱۹۹۵، تحقیقات بسیاری در زمینه اثرات فساد اداری انجام شده است که نتایج آن ها، استدلال های مکتب کارآمدی فساد را با چالش مواجه کرده است، تحقیقات جدیدتر بیانگر این حقیقت هستند که فساد، حرکت به سمت توسعه را کند می کند.
در ایران یک عده ای تحت عنوان سازندگی و توسعه معتقد بودند که دراقتصاد دنیا، بویژه در کشورهای جهان سوم، فساد پول شویی می تواند بعنوان روغن چرخ توسعه بکار برود و ۱۲–۱۰ سال همین کار را می کردند. در ایران آقایان معتقد بودند که اصلاً به دلیل اینکه فساد نهادینه شده است، مبارزه با فساد امکانپذیر نیست، جز آنکه ما خودمان هم برویم و قاطی فساد بشویم. همین تز بنوعی در کشورهای آسیای جنوب شرقی یک زمانی بالا گرفته بود. با توجه به این نگرش که اساساً فساد و پول شویی را بعنوان روغن چرخ توسعه می داند، دیگر مبارزه با آن از دستور کار خارج شده بود.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های فساد

فساد در مباحث اجتماعی، فلسفی، الهی یا اخلاقی، به انحراف معنوی یا اخلاقی یا شغلی از یک ایده آل (یا دستور قانونی) گفته می شود.
• «استبداد اصل هر فساد است.» (الاستبداد أصل لکل فساد) -> عبدالرحمن کواکبی
• «حرص، سببِ فسادِ دین است.» ، ناسخ التواریخ‏ (جلد سیزدهم) -> مأمون
• «فساد مردمان ناشی از فساد زمامداران است.»
• ، گفتارها Discorsi -کتاب اول، فصل ۲۹ -> نیکولو ماکیاولی
• «با فساد باید در هر نقطه ای که هست، مبارزه کرد.»
• در نماز جمعهٔ ۱۳۸۸/۰۳/۲۹، -> سید علی خامنه ای

فساد در جدول کلمات

فساد
تباهی
فساد و تباهی
شر
فساد کننده
مفسد
فساد | تباهی
فسق
افزایش این منحصر اقتصادی راه جلوگیری از فساد در شبکه بانکی است
نرخ سود
تباه کننده | فساد کننده
مفسد

معنی فساد به انگلیسی

mortification (اسم)
سرافکندگی ، ریاضت ، رنج ، فساد ، خجلت
decline (اسم)
کاهش ، زوال ، انحطاط ، سقوط ، فساد
decay (اسم)
تنزل ، زوال ، فساد ، خرابی ، پوسیدگی ، تباهی
decadence (اسم)
تنزل ، زوال ، انحطاط ، فساد ، آغاز ویرانی
dissolution (اسم)
فسخ ، تجزیه ، فساد ، حل ، از هم پاشیدگی
spoil (اسم)
یغما ، فساد ، تباهی ، تاراج ، غنیمت ، سودباداورده
turpitude (اسم)
پستی ، دلواپسی ، خاتوله ، فساد ، دنایت ذاتی
fornication (اسم)
زناء ، فساد ، جنده بازی ، فاحشهبازی
depravity (اسم)
هرزگی ، فساد ، تباهی ، شرارت ، بدکرداری ، بدکارگی
vice (اسم)
گناه ، عیب ، فساد ، بدی ، فسق ، منگنه ، فسق و فجور ، خلفه ، خبث
depravation (اسم)
مصیبت ، بد نامی ، فساد ، تباهی ، بد اخلاقی
degeneration (اسم)
انحطاط ، فساد ، تباهی
degeneracy (اسم)
انحطاط ، فساد
corruption (اسم)
انحراف ، فساد ، چرک
immorality (اسم)
فساد ، بد اخلاقی ، فسق
necrosis (اسم)
فساد ، مردگی ، بافت مردگی
putrefaction (اسم)
فساد ، پوسیدگی ، عفونت ، تعفن ، گندیدگی
putrescence (اسم)
فساد ، پوسیدگی ، گندیدگی
invalidity (اسم)
فساد ، بطلان ، بی اساسی ، عدماعتبار
harlotry (اسم)
هرزگی ، فساد ، فاحشگی ، فحشاء
vitiation (اسم)
ابطال ، فساد ، تباهی ، معیوب سازی ، تباه سازی

معنی کلمه فساد به عربی

فساد
انحطاط , اهانة , عهر , غنائم , فساد , قيح , مرضية
تحريضي
تآکل
غنغرينا

فساد را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی فساد

عرفان ٠٥:٥٧ - ١٣٩٥/١٢/٠١
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
آژاب (کردی: آژاوه)
لِزین (کردی: رِزین)
پَواپ (کردی: پَواوی)
نیرتی (سنسکریت)
|

اسما ١٤:٤٧ - ١٣٩٦/٠١/٢٥
1ـ عاملی که باعث ساقط شدن چیزی از بهره برداری می شود. 2ـ وادار کردن کسی به رفتاری بر خلاف وظیفه یا بینش خود با دادن هدیه ، وعده ، دلایل عقلی و یا احساسی ، و یا تهدید و شکنجه . 3ـ ویران کردن آنچه مقدس و گرامی است . (مکان و یا شخصیت ) 4 ـ ناهنجاریهای اجتماعی .
|

شیما ٠٧:٣٠ - ١٣٩٧/٠٤/٢٩
ردایت
|

Mby ٢١:٤٣ - ١٣٩٧/١٠/١٥
بی ناموسی

|

پیشنهاد شما درباره معنی فساد



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فساد اخلاقی زنان در ایران   • فساد چیست   • فساد اخلاقی بازیگران زن ایرانی   • فساد اخلاقی در ایران   • معنی فساد   • فساد اقتصادی چیست   • انواع فساد   • تعریف فساد اقتصادی   • مفهوم فساد   • معرفی فساد   • فساد یعنی چی   • فساد یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فساد
کلمه : فساد
اشتباه تایپی : tshn
آوا : fesAd
نقش : اسم
عکس فساد : در گوگل


آیا معنی فساد مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )