انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1090 100 1

فصاحت

/fasAhat/

مترادف فصاحت: بلاغت، روانی، زبان آوری، سخنوری، طلاقت

برابر پارسی: سخنوری، سخندانی، روان سخن، زبان آوری

معنی فصاحت در لغت نامه دهخدا

فصاحت. [ ف َ ح َ ] (ع مص ) گشاده زبان شدن. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). گشاده سخن و درست مخارج گردیدن. (منتهی الارب ). فصیح شدن. (از اقرب الموارد). || زبان آور شدن. (منتهی الارب ). || بزبان عربی سخن گفتن اعجمی و معنیش دریافت شدن یا عربی بودن وزبان آور گردیدن. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || (اِمص ) سخن فصیح. شعر شیوا :
دانم از اهل سخن هرک این فصاحت بشنود
هم بسوزد مغز هم سودا پزد بی منتها.
خاقانی.
|| (اصطلاح ادبی ) فصاحت بر سه قسم است : فصاحت کلمه ، فصاحت کلام ، فصاحت متکلم. فصاحت کلمه عبارت است از سلامت آن از غرابت و تنافر حروف و مخالفت قیاس صرفی. فصاحت کلام ، عبارت است از خلوص آن از تنافر کلمات و ضعف تألیف و تعقید لفظی و معنوی. و بعضی خلوص آن را از تکرار و تتابع اضافات نیز شرط کرده اند. فصاحت متکلم عبارت است از توانایی تکلم بر تألیف کلام فصیح هرچند تکلم به کلام فصیح نکند. و بدون داشتن این قوه فصیح نیست ، هرچند بر حسب اتفاق تکلم به کلام فصیح کند. (فرهنگ فارسی معین از هنجار گفتار) : گمان برد که کمال فضل و فصاحت حاصل شد. (کلیله و دمنه ).
سعدی که داد حسن همه نیکوان دهد
عاجز بماند درتو زبان فصاحتش.
سعدی.
- فصاحت پرداز ؛ فصیح و شاعر و منشی. (آنندراج ).رجوع به فصاحة شود.

فصاحة. [ ف َ ح َ ] (ع مص ) فصاحت. رجوع به فصاحت شود.

معنی فصاحت به فارسی

فصاحت
فصیح بودن، زبان آوربودن، روان بودن سخن، تیززبانی، زبان آوری، روانی کلام
۱ - ( مصدر ) روان بودن سخن ۲ - ( اسم ) روانی کلام تیز زبانی زبان آوری . توضیح فصاحت بر سه قسم است : فصاحت کلمه فصاحت کلام فصاحت متکلم . یا فصاحت کلمه . عبارتست از سلامت آن از غرابت و تنافر حروف و مخالف قیاس صرفی . یا فصاحت کلام . عبارتست از خلوص آن از تنافر کلمات و ضعف تالیف و تعقید لفظی و معنوی با فصاحت آن ( و بعضی خصوص آن را از تکرار و تتابع اضافات نیز شرط کرده اند ) یا فصاحت متکلم . عبارتست از توانایی متکلم بر تالیف کلام فصیح هر چند تکلم بکلام فصیح نکند و بدون داشتن این قوه فصیح نیست هر چند بر حسب اتفاق کلمه تکلم بکلام فصیح کند .
کنایه از زبان فصیح و تصنیفات و تالیفات ٠

معنی فصاحت در فرهنگ معین

فصاحت
(فَ حَ) [ ع . فصاحة ] ۱ - (مص ل .) فصیح بودن ، زبان آور بودن . ۲ - (اِمص .) روانی کلام ، زبان آوری .

معنی فصاحت در فرهنگ فارسی عمید

فصاحت
۱. فصیح بودن، زبان آور بودن.
۲. روان بودن سخن.
۳. تیززبانی، زبان آوری.
۴. روانی کلام.
۵. (ادبی) در بدیع، خالی بودن کلام از ضعف تٲلیف، تنافر، و تعقید لفظی و معنوی.

فصاحت در دانشنامه اسلامی

فصاحت
فَصاحت،ادای صحیح و دقیق حروف است.
فَصاحت،ادای صحیح و دقیق حروف ، بیان مقصود در قالب کلمات عاری از ابهام، غرابت و ضعف تألیف می باشد.
احکام مرتبط
از فصاحت به معنای نخست در باب صلات سخن گفته اند
از ویژگی های مؤذن
مستحب است مؤذن از ویژگیهایی، از جمله فصاحت برخوردار باشد مقصود از فصاحت در اینجا معنای اصطلاحی آن؛ یعنی بیان مقصود با الفاظ فصیح نیست؛ زیرا الفاظ اذان توقیفی و غیر قابل افزایش و نقصان است؛ بلکه مراد، معنای لغوی فصاحت؛ یعنی ادای حروف بدون لکنت و به صورت واضح و کامل است
فصیح ادا کردن بعضی از حروف در اذان
...
فصاحت و زیبایی قرآن و سخنان معصومین (علیه السّلام) بر هیچ کس پوشیده نیست که یکی از مواردی که دارای فصاحت و زیبایی خاصی است فصاحت و زیبایی ثقلین می باشد.
قرآن دارای دو خصوصیت است:یکی خصوصیت محتوای مطالب که از آن تعبیر به حقانیت می کند و دیگر زیبایی قرآن نیمی از موفقیت خودش را از این راه دارد که از مقوله زیبایی و هنر است. قرآن فصاحتی دارد فوق حد بشر، و نفوذ خود را مرهون زیبایی اش است. (فصاحت و زیبایی سخن، خودش بهترین وسیله است برای اینکه سخن بتواند محتوای خودش را به دیگران برساند.) و خود قرآن کریم به این زیبایی و فصاحت خودش چقدر می نازد و چقدر در این زمینه ها بحث می کند، و اصلا راجع به تاثیر آیات قرآن در خود قرآن چقدر بحث شده است! این تاثیر، مربوط به اسلوب قرآن یعنی فصاحت و زیبایی آن است.الله نزل احسن الحدیث کتابا متشابها مثانی تقشعر منه جلود الذین یخشون ربهم ثم تلین جلودهم و قلوبهم الی ذکر الله ذلک هدی الله یهدی به من یشاء ..این حقیقتی را که وجود داشته و دارد، قرآن بیان می کند: نیکوترین و زیباترین سخنان، کتابی است مثانی (که مقصود از «مثانی» هر چه می خواهد باشد)، تقشعر منه جلود الذین یخشون ربهم؛ آنهایی که یک عاطفه از خشیت پروردگار در دلشان هست، وقتی که قرآن را می شنوند به لرزه در می آیند، پوست بدنشان مرتعش می شود، ثم تلین جلودهم و قلوبهم الی ذکر الله.و در آیه دیگری می فرماید: ! انما المؤمنون الذین اذا ذکر الله وجلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم ایاته زادتهم ایمانا و علی ربهم یتوکلون ..یا در آیاتی، از افرادی یاد می کند که هنگام شنیدن قرآن بر روی زمین می افتند: یخرون للاذقان سجدا . و یا در باره بعضی مسیحیان می گوید: اذا سمعوا ما انزل الی الرسول تری اعینهم تفیض من الدمع . وقتی که آیات قرآن را می شنوند اشکهایشان جاری می شود.اصلا انقلاب حبشه چگونه رخ داد؟ انقلاب حبشه را چه چیز آغاز کرد؟ حبشه چرا مسلمان شد و منشا اسلام حبشه چه بود؟ آیا غیر از قرآن و زیبایی قرآن بود؟ آن داستان مفصل که جعفر بن ابیطالب در حبشه وارد آن مجلس می شود- که با یک یبت خیلی به اصطلاح سلطنتی به وجود آورده بودند- و بعد شروع می کند آیات قرآن (سوره طه) را خواندن و جلسه را یکجا منقلب می کند، چه بود؟! قرآن از نظر بیان و فصاحت، روانی و جاذبه و قدرت تاثیر به گونه ای ساخته شده است که روی دلها اینچنین اثر می گذارد.
فصاحت امیرالمؤمنین
موفقیت امیرالمؤمنین در میان مردم، یکی مرهون فصاحت اوست. نهج البلاغه که از تالیف آن هزار سال می گذرد، یعنی از هنگام به صورت کتاب در آمدنش هزار سال می گذارد و از انشاء خطبه ها حدود هزار و سیصد و پنجاه سال قمری می گذرد، چه در قدیم و چه در زمان معاصر مقام عالی خود را حفظ کرده است. یک وقت استقصا کردم از قدیم و جدید، از همان زمان امیرالمؤمنین تا عصر جدید و امروز، دیدم همه ادبا و فصحای عرب در مقابل کلمات امیرالمؤمنین از نظر فصاحت و بلاغت خضوع دارند.گفته اند در مصر در سالهای اخیر برای شکیل ارسلان-که به او «امیر البیان» یعنی امیر سخن می گفتند-جلسه ای تشکیل داده بودند، جلسه ای افتخاری به نام او، به عنوان تقدیر و قدردانی از او. کسی که رفته بود برای شکیل ارسلان سخن بگوید، مقایسه ای کرده بود میان او و امیر المؤمنین، گفته بود که این شکیل، امیر بیان و سخن درعصر ماست آنچنان که علی بن ابیطالب در زمان خودش امیر سخن بود. وقتی خود شکیل رفت پشت تریبون، در حالی که ناراحت شده بود گفت: این مزخرفات چیست که می گویید؟! من را با علی مقایسه می کنید؟! من بند کفش علی هم نمی توانم باشم. بیان من کجا و بیان علی کجا؟!ما در عصر خودمان می بینیم افرادی با دلهای خیلی صاف و پاک هستند که وقتی سخنان علی را می شنوند، بی اختیار اشکشان جاری می شود. این از چیست؟ از زیبایی سخن است. در زمان خود امیرالمؤمنین از این نمونه ها زیاد داریم. راجع به خطبه الغرای ایشان که ظاهرا در صحرا انشاء کرده اند، نوشته اند وقتی سخنان علی تمام شد، تمام مردم همین طور داشتند اشک می ریختند.مردی است به نام همام، از امیرالمؤمنین در خواست کرد که سیمای پرهیزکاران را برای من توضیح بده، رسم کن. اول حضرت امتناع کردند، دو سه جمله گفتند. گفت: کافی نیست، من می خواهم شما سیمای پرهیزکاران را به طور کامل برای من بیان کنید. علی (علیه السّلام) فی المجلس شروع می کند سیمای متقیان را بیان کردن: متقیان شبشان این جور است، روزشان این جور است، لباس پوشیدنشان این جور است، معاشرتشان این جور است، قرآن خواندنشان این جور است. (من یک وقت شمردم، یکصد و سی وصف در چهل جمله فی المجلس برای متقیان بیان کرده است.) این مرد همین طور که می شنید التهابش بیشتر می شد، یکمرتبه فریاد کشید و مرد، اصلا قالب تهی کرد. امیرالمؤمنین فرمود: «هکذا تصنع المواعظ البالغة باهلها» سخن اگر رسا و دل اگر قابل باشد، چنین می کند.
فصاحت و زیبایی دعاها
برویم سراغ دعاها. در دعا انسان با خدا حرف می زند. از این جهت سخن و لفظ تاثیری ندارد. ولی دعاهای ما در عالیترین حد فصاحت و زیبایی است، چرا؟ برای اینکه آن زیبایی دعا باید کمکی باشد برای اینکه محتوای دعا را به قلب انسان برساند. چرا مستحب است مؤذن صیت یعنی خوش صدا باشد؟ این در متن فقه اسلامی آمده است. «الله اکبر» که معنایش فرق نمی کند که خوش صدا بگوید یا بد صدا، «اشهد ان لا اله الا الله» که معنایش فرق نمی کند که یک خوش صدا بگوید یا یک بد صدا. ولی انسان وقتی «الله اکبر» را از یک خوش صدا می شنود، جور دیگری بر قلبش اثر می گذارد تا از یک بد صدا.در یکی از مجالس دیدم پیرمردی شعار می دهد، که نمی دانم بیچاره فلج بود، زبان نداشت، چطور بود که یک کلمه که می خواست بگوید، مثلا می خواست صلوات بفرستد، خودش هم تکان می خورد با یک وضع مسخره و خنده آوری. پیش خودم گفتم: سبحان الله! دیگر جز این، کس دیگری نمی شود شعار صلوات را بدهد؟ آیا ما باید بد صداترین افراد را در این موارد انتخاب کنیم؟!سعدی داستانی ذکر می کند، می گوید: مؤذن بد صدایی بود در فلان شهر، داشت با صدای بدی اذان می گفت. یک وقت دید یک یهودی برایش هدیه ای آورد. گفت: این هدیه ناقابل را قبول می کنی؟ گفت: چرا؟ گفت: یک خدمت بزرگی به من کردی. چه خدمتی؟ من که خدمتی به شما نکرده ام. گفت: من دختری دارم که مدتی بود تمایل به اسلام داشت، از وقتی که تو اذان می گویی و «الله اکبر» را از تو می شنود، دیگر از اسلام بیزار شده، حال، این هدیه را آورده ام برای اینکه تو خدمتی به من کردی و نگذاشتی این دختر مسلمان بشود. این خودش مساله ای است.بوعلی در مقامات العارفین (نمط نهم الاشارات و التنبیهات) سخن بسیار عالی و لطیفی دارد راجع به اینکه تجمع روحی به چه وسیله برای انسان پیدا می شود. عواملی را ذکر می کند، از آن جمله می گوید: «الکلام المواعظ من قائل زکی» سخن واعظی که در درجه اول پاک باشد. اینها را که می گوییم آن وقت شما خواهید فهمید که ما خیلی از این شرایط را واجد نیستیم. اولا خود واعظ باید پاکدل باشد. بعد می گوید: «بعبارة بلیغة و نغمة رخیمة» آهنگ صدای آن واعظ باید آهنگ خوبی باشد تا بهتر بر دل مستمع اثر بگذارد. سخن واعظ باید بلیغ باشد تا بر روح مستمع اثر بگذارد. خود قیافه واعظ در میزان تاثیر سخن او مؤثر است. اینها را عرض می کنم برای اینکه بدانید که معنی رساندن، خودش نقش مهمی است. اینها وسیله است، خصوصیات است، کیفیات است، وسایلی است که می خواهد پیام را به اطراف و اکناف، به افراد و اشخاص برساند.
زیبا خواندن قرآن
...
به ترجیح روایت دارای متن فصیح در وقت تعارض اخبار «فصاحت متن» گفته می شود.
فصاحت متن، از اقسام مرجحات متنی بوده و در جایی است که دو روایت با هم تعارض کنند و یکی از آن دو فصیح و دیگری غیر فصیح باشد؛ در این صورت، ترجیح با خبری است که متن آن فصیح می باشد، زیرا شباهت کلام فصیح به کلام معصوم علیه السّلام، بیشتر از شباهت کلام غیر فصیح است، و به همین دلیل، جانب صدور در فصیح تقویت می شود؛
← شرط
درکتاب « فرائد الاصول » آمده است:«منها: الفصاحة، فیقدم الفصیح علی غیره لان الرکیک ابعد من کلام المعصوم علیه السّلام الا ان یکون منقولا بالمعنی».
کلام فصیح و بلیغ آن است که از ضعف تالیف، تنافر کلمات و تعقید خالی باشد و به مقتضای حال ایراد شود. وجوه امتیاز قرآن با سایر کلامها عبارتند از: اسلوب ویژه، شمول فصاحت و بلاغت در سراسر قرآن، تکرار آیات بدون کاهش فصاحت و بلاغت. ملاحظه معارضه های امرءالقیس شاعر فصیح عرب در عصر نزول زاویای روشنی از وجوه امتیاز فصاحت و بلاغت قرآن بر سایر کلامها را آشکار می سازد.
طبق اظهارات اهل فن رسول خدا صلی الله علیه وآله جهت اثبات صدق دعوت خود شمار فراوانی قضایای خارق العاده داشته است که معجزه نامیده می شود. شاخص ترین آنها که جنبه جاودانگی هم دارد، قرآن کریم است.این کتاب بزرگ آسمانی از جهات گوناگون خارق العادگی دارد که وجوه اعجاز قرآن خوانده می شود. یکی از آن وجوه هنرنمایی از نظر زیبایی کلام قرآن است که در اصطلاح اهل تخصص به آن فصاحت می گویند.
کلام فصیح و بلیغ آن است که از ضعف تالیف، تنافر کلمات و تعقید خالی باشد و به مقتضای حال ایراد شود. وجوه امتیاز قرآن با سایر کلامها عبارتند از: اسلوب ویژه، شمول فصاحت و بلاغت در سراسر قرآن، تکرار آیات بدون کاهش فصاحت و بلاغت. ملاحظه معارضه های امرءالقیس شاعر فصیح عرب در عصر نزول زاویای روشنی از وجوه امتیاز فصاحت و بلاغت قرآن بر سایر کلامها را آشکار می سازد.
طبق اظهارات اهل فن رسول خدا صلی الله علیه وآله جهت اثبات صدق دعوت خود شمار فراوانی قضایای خارق العاده داشته است که معجزه نامیده می شود. شاخص ترین آنها که جنبه جاودانگی هم دارد، قرآن کریم است.این کتاب بزرگ آسمانی از جهات گوناگون خارق العادگی دارد که وجوه اعجاز قرآن خوانده می شود. یکی از آن وجوه هنرنمایی از نظر زیبایی کلام قرآن است که در اصطلاح اهل تخصص به آن فصاحت می گویند.
محتوای بحث
موضوعاتی که در این امر محور بحث قرار خواهد گرفت، عبارتند از:۱. هنر در خدمت وحی ؛۲. تعریف واژه های فصاحت» و بلاغت» ؛۳. نقل دو گواه بر برتری فصاحت قرآن کریم.
← هنر در خدمت وحی
 ۱. ↑ زرقانی، محمد عبدالعظیم، مناهل العرفان فی علوم القرآن، ج۲، ص۳۳۲.    
...
کلید واژه: قرآن، اعجاز قرآن، فصاحت و بلاغت قران، تحدی قرآن
از نظر کلی اعجاز قرآن از دو جنبه است جنبه لفظی و جنبه معنوی لفظی یعنی از جنبه هنر و زیبائی و معنوی یعنی از جنبه علمی و فکری. چون مقوله هنر و زیبائی غیر از مقوله علم و تفکر است. زیبائی مربوط به فن است و علم مربوط به کشف. علم یعنی آنچه که حقیقتی را برای انسان کشف می کند ولی زیبائی و جمال یعنی آن چیزی که یک موضوع جمیل و زیبائی را به وجود می آورد.
البته خود هنر و زیبائی هم موضوعات و مقولات مختلفی دارد یکی از آن ها مقوله سخن است و اتفاقاً انسان در میان همه زیبائی ها آن چنان در مورد هیچ مقوله ای از مقوله های زیبائی نشان ندهد. ما می توانیم زیبایی را به دو نوع تقسیم کنیم:
زیبائی حسی هم به سمعی و بصری تقسیم می شود.
زیبائی گل و باغچه از نوع زیبائی حسی بصری است و زیبائی یک آواز خوش از نوع حسی سمعی است. آیا زیبائی سخن از این نوع است؟ خیر، بلکه اصولاً زیبایی سخن حسی نیست فکری است از راه حس.
یک شعر زیبا یا یک نثر زیبا چقدر انسان را جلب می کند؟! آنجا که سعدی می گوید:
منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب قربت است و به شکر اندرش مزید نعمت، هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون که برآید مفرح ذات، پس در هر نفسی دو نعمت موجود و بر هر نعمتی شکری واجب.

نقل قول های فصاحت

فصاحت روان، مؤثر، زیبا، موزون، قانع کنند سخن گفتن را گویند که بخشی از علم بلاغت است.
• «خط یکی از دو زبان است، و خوبی آنان یکی از فصاحت هاست.»(الخط أحدّ اللسانین وحسنه إحدی الفصاحتین.) -> عبدالحمید بن یحیی

ارتباط محتوایی با فصاحت

فصاحت در جدول کلمات

معنی فصاحت به انگلیسی

elocution (اسم)
عبارت سازی ، فصاحت ، شیوه سخنوری ، حس تقریر ، سخن سرایی
eloquence (اسم)
عبارت سازی ، فصاحت ، سخنوری ، شیوایی ، علم فصاحت ، علم بیان ، طلاقت لسان ، خوش زبانی
oratory (اسم)
عبارت سازی ، فصاحت ، سخن سرایی ، خوش زبانی ، فن خطابه ، فصاحت و بلاغت ، سخن پردازی ، شیوهسخنرانی ، علم بدیع

معنی کلمه فصاحت به عربی

فصاحت
فصاحة
کتاب
فصاحة

فصاحت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

مجتبی عیوض صحرا ١٧:٠٠ - ١٣٩٦/٠١/١٢
فِصاحَت-
راحت حرف زدن،زبون بازی! ولی
بلاغت: نافذ و گیرا بودن سخن که باهم فرق می کنند.
در ضمن فِصاحَت با سِفاهَت شبه هم آوا هستند!
|

مریم ١٩:٢٠ - ١٣٩٦/٠٨/١١
(صفاحت ):به معنی زبان اور بودن تیز سخنی زبان بازی
بلاغت"نافذو گیرا بودن
|

الينا ٢١:١٠ - ١٣٩٨/٠٢/٠٨
فصاحت به معني رواني و شيوايي است
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی فصاحت و بلاغت   • تعریف فصاحت و بلاغت   • فصاحت چیست   • فصاحت و بلاغت در قران   • معنای کلمه فصاحت   • فرق فصاحت و بلاغت   • معنی بلاغت   • فصاحت در جدول   • مفهوم فصاحت   • معرفی فصاحت   • فصاحت یعنی چی   • فصاحت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فصاحت
کلمه : فصاحت
اشتباه تایپی : twhpj
آوا : fasAhat
نقش : اسم
عکس فصاحت : در گوگل


آیا معنی فصاحت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )