انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 930 100 1

معنی فصل در لغت نامه دهخدا

فصل. [ ف َ ] (ع اِ) مانع و حاجز میان دو چیز. || هر جای پیوستگی در استخوان هر بند اندام. || (ص ) سخن حق و راست. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || حکم که حق از باطل جدا کند. (منتهی الارب ).
- فصل الخطاب . رجوع به مدخل فصل الخطاب شود.
|| (اِ) ضمیر مرفوع منفصل میان مبتدا و خبر و مانند آن. (منتهی الارب ). || خلاف اصل : و للنسب اصول و فصول ؛ ای فروع. (اقرب الموارد). || بخشی از کتاب یا رساله و معمولاً فصل را از باب کوچکتر گیرند. (فرهنگ فارسی معین ) : ما پدید کنیم اندر فصل دیگر مقدار هر ناحیتی. (حدود العالم ). این فصل تقریرکرده شود و خان نشاط کند که این عهد بسته آید. (تاریخ بیهقی ).
بر صورتت از دستخط یزدان
فصلی است نوشته همه معما.
ناصرخسرو.
گر این فصل بر کوه خوانی همانا
که جز بارک اﷲ صدایی نیابی.
خاقانی.
راندی به گوش اول صد فصل دلفریبم
و امروز در دو چشمم جز جوی خون نرانی.
خاقانی.
سوی ما نامه کرد و ما را خواند
فصلهایی به دلفریبی راند.
نظامی.
فصلی در همان روز اتفاق بیاض افتاد. (گلستان ).
ملامتها که بر من رفت و سختیها که پیش آمد
گر از هر نوبتی فصلی بگویم داستان آید.
سعدی.
|| قسمتی از گفتگو و مذاکره : گفتم اگر چاره نیست از زدن خلوتی باید تا نیکو دو فصل سخن گویم. (تاریخ بیهقی ). حاجب بزرگ بلگاتگین را بنزدیک پیل خواند و به ترکی با وی فصلی چند سخن بگفت. (تاریخ بیهقی ). خواجه ٔ بزرگ فصلی سخن گفت بتازی سخن نیکو در این معنی.(تاریخ بیهقی ). || هر یک از چهار موسم سال ، چون محور زمین نسبت به سطح مدار آن - یعنی دایره ای که بدور خورشید میگردد - 66 درجه و 33 دقیقه و 27 ثانیه تمایل دارد، این تمایل از طرفی سبب اختلاف روز و شب و از جهت دیگر باعث تغییر فصول و کمی و زیادی درجه ٔ حرارت در نقاط مختلف زمین میگردد. اگر محور نسبت به سطح مدار تمایل نداشت و عمود بر آن بود، اشعه ٔ آفتاب به هر یک از نقاط زمین در مدت سال به یک وضع ثابت می تابید. و تمایل آنها نسبت به نقاط زمین در عرض سال تغییر نمی کرد و همیشه در خط استوا عمود می تابیدو هر قدر به قطبین نزدیک می شد بر تمایل اشعه افزوده می گشت تا در قطبین اشعه با سطح کره مماس میگردید و چون مقدار حرارت هر نقطه مربوط به موضع ثابت اشعه است ، درجه ٔ حرارت هر مکان نیز همیشه در عرض سال ثابت میماند... تابستان در هر مکان هنگامی است که اشعه ٔ خورشید از همه وقت عمودتر بسطح زمین می تابد... (نقل به اختصار از فرهنگ فارسی معین ) :
بمان تا به هنگام فصل بهار
که گردد پر از رعد کهسار وغار.
فردوسی.
در فصل ربیع که آثار صولت برد آرمیده و اوان دولت ورد رسیده. (گلستان ).
- فصل به فصل ؛ گاهگاه. هرچند مدت یکبار. (فرهنگ فارسی معین ).
|| (اصطلاح منطق ) ممیز اشیاء و مقوم اجناس است. مثلاً «ناطق » فصل انسان است که او را ازدیگر امور مشترک جنسی که حیوانیت باشد ممتاز و جدا می کند. در اینجا مراد فصل منطقی نیست ، بلکه فصل اشتقاقی است که مبداء فصل منطقی است. توضیح آنکه آنچه راعلم میزان فصل میگویند فصل منطقی است که از مبادی خاص گرفته شده و آن در حقیقت مبادی فصول اند. مثلاً مفهوم ناطق که فصل انسان است مبدئی دارد که مأخوذ از آن است و آن مبداء نفس ناطقه است و همین طور «حاس » مأخوذ و مشتق از نفس حاسه است در حیوان. این قسم را فصول اشتقاقیه گویند و آنها بعینه همان صور نوعیه اند.بنابراین فصول حقیقیه ، صور نوعیه اند و همان صور نوعیه حافظ وحدت نوعیه اند و فصل اخیر اشیأاند و ثابت اند و مانند اصل و عمودند در اشیاء. همین فصول اخیرند که حافظ هذیت اشیاء باشند و واجب جمع مراتب وجود آنها هستند و وجود در همه ٔ اشیاء فصل الفصول و فصل اخیر آنهاست و یا صور طبیعیه اصول حافظ و فصول آنهاست و بالجمله ناطق و حساس و محرک در حقیقت فصول محموله اند نه فصول حقیقیه. (از فرهنگ فارسی معین به اختصار از اساس الاقتباس ).
- فصل اخیر ؛ فصل. رجوع به معنی خود فصل در اصطلاح منطق شود.
- فصل اشتقاقی ؛ منشاء فصل منطقی را فصل اشتقاقی نامیده اند که در انسان نفس ناطقه است. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به خود معنی فصل شود
- فصل بعید ؛ آنکه نوع خود را از مشارکات جنس فی الجمله امتیاز دهد، چون : حاس به نسبت انسان. (فرهنگ فارسی معین از غیاث اللغات و آنندراج ).
- فصل ذاتی ؛ فصل اشتقاقی یاصورت نوعیه است. (فرهنگ فارسی معین از اسفار ج 2 ص 153).
- فصل قریب ؛ آنکه نوع خود را از جمیع مشارکات در جنس امتیاز دهد، چون : ناطق به نسبت انسان. (فرهنگ فارسی معین از غیاث و آنندراج ).
- فصل مشترک ؛ اتصال حقیقی یکبار به این معنی است که بین اجزای متصل حد مشترکی باشد و این حد مشترک را در هندسه فصل مشترک نامند، مانند نقطه ای که حد مشترک است بین دو خط. (حکمت قدیم فاضل تونی ص 23).
- فصل مقسم ؛ هر فصلی مقسم جنس است زیرا جنس را تقسیم به انواع مختلف کند. نصیرالدین طوسی گوید: فصل به اضافت با نوع مقوم باشد چه ذاتی است او را و داخل در ماهیت او، مانند «ناطق » انسان را،و به اضافت با جسم مقسم باشد چه قسمت کند جنس را بحصه ای که جزو نوع بوده و بغیر آن حصه که حصص دیگر انواع بوده ، مانند: «ناطق » حیوان را، چه حیوان به این فصل منقسم شود به ناطق و غیرناطق. (فرهنگ فارسی معین از اساس الاقتباس ص 30).
- فصل مقوم . رجوع به ترکیب فصل مقسم شود.
- فصل منطقی ؛ فصل محصول است. رجوع به معنی خود فصل شود.
|| (اِمص ) (اصطلاح علم معانی ) وصل عبارت است از عطف بعضی جمله ها بر بعضی دیگر، فصل عبارت است از ترک آن و آن قواعدی دارد. (فرهنگ فارسی معین از هنجار گفتار ص 223). || (اصطلاح ادبی ) فصل در قوافی ، هر تغیر که مختص بعروض باشد و مثل آن در حشو بیت روا نبود و این تغیر به اسقاط یک حرف متحرک است یا زاید. (از منتهی الارب ). || (مص ) بریدن کار را. || از شیر بازکردن کودک را. (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد). || بریدن. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد.) || مانع شدن.(از اقرب الموارد). || بازداشتن. || جدا شدن. || میان هر دو مروارید شبه در رشته کشیدن. (منتهی الارب ). || فیصل دادن : فصل مرافعه. (فرهنگ فارسی معین ). || جدا کردن. (منتهی الارب ) (فرهنگ فارسی معین ).
- فصل کردن ؛ فصل. جدا کردن. مقابل وصل کردن. (یادداشت بخط مؤلف ) :
ما برای وصل کردن آمدیم
نی برای فصل کردن آمدیم.
مولوی.

معنی فصل به فارسی

فصل
۱ - ( مصدر ) جدا کردن ۲ - فیصل دادن : فصل مرافعه . ۳ - ( اسم ) مانع حاجز میان دو چیز ۴ - جای پیوستگی میان دو استخوان هر بند اندام ۵ - بخشی از کتاب یا رساله . توضیح معمولا فصل را از باب کوچکتر گیرند ۶ - هر یک از چهار موسم سال توضیح چون محور زمین نسبت به سطح مدار آن یعنی دایره ای که به دور خورشید می گردد ۶۶ درجه و ۳۳ دقیقه و ۲۷ ثانیه تمایل دارد ( یعنی میل محور زمین نسبت به سطح مداری ۶۶ درجه و ۳۳ دقیقه و ۲۷ ثانیه است ) لذا به همین تمایل از طرفی سبب اختلاف روز و شب و از جهت دیگر باعث تغیر فصول و کمی و زیادی درجه حرارت در نقاط مختلف زمین می گردد . اگر محوری نسبت به سطح مداری تمایل نداشت و عمود بر آن بود اشعه آفتاب به هر یک از نقاط زمین در مدت سال بیک وضع ثابت می تابید و تمایل آنها نسبت به نقاط زمین در عرض سال تغییر نمی کرد و همیشه در خط استوا عمود می تابید و هر قدر بقطبین نزدیکتر میشد تمایل بر اشعه افزوده می گشت تا در قطبین اشعه با سطح کره مماس می گردید و چون مقدار حرارت هر نقطه هم مربوط به موضع ثابت اشعه است درجه حرارت هر مکان نیز همیشه در عرض سال ثابت می ماند و اختلافی بین مقدار گرما و سرمای آن نقطه در عرض سال حاصل نمی گشت . ولی این طور نیست زیرا محور زمین بر سطح مداری مایل است و وضع تابش و اشعه و مقدار تمایل آن نسبت بیک مکان در عرض سال ثابت نیست به علاوه مدتی هم که آفتاب در بالای افق هر نقطه میماند نسبت به آن نقطه عمود است و در نقاط دیگر مایل همین امر سبب تغییر فصول سال شده است . تابستان در هر مکان از سطح کره زمین هنگامی است که روزها از همه وقت سال طولانی تر و اشعه خورشید از همه وقت به سطح زمین می تابد . زیرا همین دو قسمت است که مقدار حرارت را زیادتر می کند ( طول روز و عمود بودن اشعه خورشید ) و فصل گرما را پیش می آورد برخلاف زمستان که روزها کوتاهتر و اشعه خورشید هم بیش از هر وقت مایلتر به سطح زمین می تابد . به همین جهت گرما کمتر و در نتیجه سرما بیشتر می شود . بهار و پاییز واسطه بین این دو فصل است . اگر انتقال از گرما به سرما باشد فصل را پاییز و اگر بعکس باشد فصل را بهار گویند ۷ - ممیز جوهری اشیائ و مقوم اجناس و علت وجود آنهاست مثلا ناطق فصل انسان است که او را از دیگر امور مشترک جنسی که حیوانیت باشد ممتاز و جدا می کند در اینجا مراد فصل منطقی نیست بلکه فصل اشتقاقی است که مبدائ فصل منطقی است . توضیح آنکه آنچه را در علم میزان فصل می گویند فصل منطقی است که از مبادی خاص گرفته شده و در حقیقت آن مبادی فصولند مثلا مفهوم ناطق که فصل انسان است مبدائی دارد که ماخوذ از آنست و آن مبدائ نفس ناطقه است و همین طور حساس ماخوذ و مشتق از نفس حاسه است در حیوان . این قسم ار فصول اشتقاقیه گویند و آنها بعینه همان صور نوعیه اند . بنابراین فصول حقیقه صور نوعیه اند و همان صور نوعیه باشند که حافظ وحدت نوعیه اند و فصل اخیر اشیائ اند و ثابت اند و مانند اصول و عمودند در اشیائ . همین فصول اخیرند که حافظ هذیت اشیائ باشند و واجد جمیع مراتب وجود آنها هستند و وجود در همه اشیائ فصل الفصول و فصل اخیر آنهاست و یا صور طبیعیه اصول حافظ و فصول آنهاست و بالجمله ناطق و حساس و محرک در حقیقت فصول محموله اند نه فصول حقیقه . یا فصل اشتقاقی . منشائ فصل منطقی را فصل اشتقاقی نامیده اند که در انسان ناطقه است . یا فصل بعید . آنکه نوع خود را از مشارکات جنس فی الجمله امتیاز دهد چون حساس به نسبت انسان . یا فصل ذاتی . فصل اشتقاقی یا صورت نوعیه است یا فصل قریب . آنکه نوع خود را از جمیع مشارکات در جنس امتیاز دهد چون ناطق به نسبت انسان . یا فصل مشترک . اتصال حقیقی یک بار باین معنی است که بین اجزای متصل حد مشترکی باشد و این حد مشترک رادر هندسه فصل مشترک نامند مانند نقطه که حد مشترک است بین دو خط . یا فصل مقسم . هر فصلی مقسم جنس است زیرا جنس را تقسیم بانواع مختلف کند . نصیر الدین طوسی گوید : فصل باضافت بانواع مقوم باشد چه ذاتی است او را و داخل در ماهیت او مانند ناطق انسان را و باضافت با جسم مقسم باشد چه قسمت کند جنس را بحصه ای که جزو نوع بوده و به غیر آن حصه که حصص دیگر انواع بوده مانند ناطق حیوان را چه حیوان باین معنی فصل منقسم می شود به ناطق و غیر ناطق یا فصل مقوم . فصل مقسم . یا فصل منطقی . فصل محمول است ۸ - هر تغییر که مختص بعروض باشد و مثل آن در حشو بیت روا نبود .این تغییر باسقاط یک حرف متحرک است یا زاید ۹ - وصل عبارتست از عطف بعضی از جمله ها بر بعضی دیگر فصل عبارتست از ترک آن و آن قواعدی دارد . جمع : فصول . یا فصل به فصل . گاهگاه هر چند مدت یکبار .
[sequence] [سینما و تلویزیون] مجموعۀ صحنه های فیلم که وحدت موضوعی داشته باشد
[thawing season] [علوم جَوّ] دورۀ زمانی بین پایین ترین نقطه و بالاترین نقطۀ بعدی بر روی خم درجه روزهای تجمعی زمانی بالا و پایین صفر درجۀ سلسیوس یا 32 درجۀ فارنهایت
[closed fire-season , fire season] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] دوره هایی از سال که در آن روشن کردن آتش در جنگل محدودیت های قانونی دارد
کتابی است بعربی در ۲۴ مجلد تالیف شیخ شرف الدین احمد ابن یوسف تیفاشی ( ف. ۶۵۱ ه ق ) و وی آنرا برای محیی الدین محمدبن محمدبن ندی جزری قرشی تالیف کرده .
( اسم ) ۱- کلام فصیح که حق را از باطل جدا سازد . ۲ - حدیث نبوی فصیح اللسان آنکه فصاحت دارد زبان آور .
پیدا کردن سخن . یا جدا کردن
عبارت است از جزئ داخل در ماهیت .
[accumulation season] [زمین شناسی] دوره ای از سال که در آن انباشت برف و یخ بر یخ کاست فزونی دارد
[peak season] [گردشگری و جهانگردی] دوره ای از سال که در آن تعداد سفر به مقصدی مشخص به حداکثر می رسد و از فصل کسادی و فصل میانه کاملاً متمایز است
آن که نوع خود را از مشارکات در جنس فی الجمله امتیاز دهد چون حساس نسبت بانسان .
[fire season] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] ایامی از سال که احتمال وقوع و گسترش حریق در آن بیشتر است
فرق بین حق و باطل
[high season] [گردشگری و جهانگردی] دوره ای از سال که در آن تعداد مسافران افزایش می یابد و نرخ اتاق و کرایۀ وسایل نقلیه از مواقع دیگر بیشتر است
[growing season] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] بازۀ زمانی بین سردترین روزهای بهار و سردترین روزهای پاییز که در آن گونه های خاصی از گیاهان رشد می کنند
[dead season] [گردشگری و جهانگردی] زمانی از سال که در آن شمار گردشگران بسیار کم می شود
[close game season] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] زمان زایمان و شیردهی و تخم ریزی و تخم گذاری حیات وحش که در طی آن شکار آنها ممنوع یا بسیار محدود می شود
آن که نوع خود را از جمیع مشارکات در جنس امتیاز دهد .
[holiday season] [گردشگری و جهانگردی] بخشی از سال که بیشترِ مردم در آن ایام به سفر می روند
[eclipse season] [نجوم ] مدت زمانی که در آن خورشید در نزدیکی یکی از گره های مدار ماه واقع می شود و پدیدۀ گرفت محتمل است
حد مشترک را در اصطلاح اهل ریاضی فصل مشترک گویند .
[shoulder season, shoulder period] [گردشگری و جهانگردی] دوره ای از سال، بین «فصل رونق» و «فصل رکود»، که در آن ارائۀ خدمات به مسافران با نرخ تشویقی (promotional rate) صورت می گیرد
[TV season, season] [سینما و تلویزیون] مدت زمان نمایش مجموعه های تلویزیونی پیوسته و ناپیوسته که معمولاً سی هفته طول می کشد

معنی فصل در فرهنگ معین

فصل
(فَ صْ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) جدا کردن . ۲ - خاتمه دادن به خصومت . ۳ - (اِ.) مانع و حاجز میان دو چیز. ۴ - محل اتصال دو استخوان . ۵ - بخشی از کتاب یا رساله . ۶ - هر یک از چهار فصل سال .
(فَ لُ لْ خِ) [ ع . ] (اِمر.) ۱ - هر کلام فصیح و روشن که حق رااز باطل جدا کند. ۲ - کلمة «اما بعد» که خطیب بعد از ذکر مقدمه می گوید.
( ~ . مِ) [ ع - فا. ] (اِمر.) نشریه ای که در هر فصل سال یک بار منتشر می شود.
(فَ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م .) ۱ - جدا کردن . ۲ - حساب پس دادن ، تصفیه حساب کردن .

معنی فصل در فرهنگ فارسی عمید

فصل
۱. هریک از چهار قسمت سال شامل سه ماه.
۲. [مجاز] دوره، برهه، مرحله.
۳. واحد تقسیم بندی مطالب کتاب، مقاله، رساله، و مانند آن.
۴. (ورزش) دورۀ برگزاری مسابقات ورزشی.
۵. (اسم مصدر) [مقابلِ وصل] (ادبی) نیاوردن واو عطف بین اجزای کلام.
۶. (منطق) خصوصیتی ذاتی که جنسی را از جنس دیگر متمایز می کند.
۱. فصاحت.
۲. حکم به بینه یا سوگند.
۳. آنچه بین حق و باطل را جدا می کند.
۴. [قدیمی] کلمۀ «اما بعد» که خطیب بعد از ذکر مقدمه می گوید.

فصل در دانشنامه اسلامی

فصل
فصل، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای کلیِ ذاتیِ مختصّ به یک ماهیت است.
فصل در لغت به معنای جدا شدن و جدایی است، و در منطق، اسم برای یکی از کلیات خمس است. فصل را از آن جهت فصل گفته اند که ممیّز ذات است بعد از آن که در یکی از اجزای ذات با اشیای دیگر اشتراک داشته است.
اقسام کلیات خمس
کلیات خمس به کلی ذاتی و کلی عَرَضی تقسیم می گردد.
توضیح اصطلاح
فصل، کلی ذاتی ای است خاص یک ماهیت که موجب امتیاز آن ماهیت از ماهیات دیگری که با آن در جنس مشترک هستند می شود، و در جواب سؤال "ایّ شئ هو فی ذاته" می آید؛ مانند "ناطق" که فصل انسان است و آن را از حیوانات دیگر جدا می سازد. مقصود از شئ، جنس است که قبل از سؤال از فصل شناخته شده است، مثلاً وقتی شبحی را از دور ببینیم و بدانیم که حیوان است ولی خصوصیات آن حیوان را ندانیم، سؤال می کنیم که کدام حیوان است؟ اگر انسان باشد جواب داده می شود: ناطق، و اگر فرس باشد جواب داده می شود: صاهل و اگر بدانیم جسم است ولی ندانیم چه جسمی است سؤال می کنیم، کدام جسم است؟ اگر حیوان باشد در جواب گفته می شود: حساس (که فصل حیوان است). بنابراین فصل، ذاتی اخص و جزء مختص و ممیز ماهیت است، در مقابل جنس که ذاتی اعم و جزء مشترک آن ماهیت با ماهیات مشارک آن است.
واژه های مترادف فصل
...
فصل
معنی فَصْلِ: جدايي (فصل به معني تميز بين دو چيز است ، و اگر روز قيامت را روز فصل خوانده ، بدين دليل است که آن روز، روز جدا شدن حق از باطل است ، روزي که به حکم خدا و قضاي او بين حق و باطل و يا بين مجرم و متقي ، جدايي ميافتد . و هر يک از ديگري متمايز ميشود )
معنی فَصَلَ بـِ: بيرون برد (عبارت "فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِـﭑلْجُنُودِ " يعني طالوت سپاهيانش را (از مقرّشان)بيرون برد)
معنی مُفَصَّلاًَ: به صورت روشن و واضح - جزء به جزء شده - فصل به فصل شده - به تفصیل بیان شده(تفصيل به معناي روشن ساختن معاني و رفع اشتباه از آن است ، به نحوي که اگر خلط و تداخلي در آن معاني شده و در نتيجه مراد و مقصود مبهم شده باشد آن خلط و تداخل را از بين ببرد )
معنی مُّفَصَّلَاتٍ: به صورت روشن و واضحها - جزء به جزء شده ها - فصل به فصل شده ها- به تفصیل بیان شده ها(تفصيل به معناي روشن ساختن معاني و رفع اشتباه از آن است ، به نحوي که اگر خلط و تداخلي در آن معاني شده و در نتيجه مراد و مقصود مبهم شده باشد آن خلط و تداخل را از بين ب...
معنی فَاصِلِينَ: داوران - جداکنندگان (فصل به معني تميز بين دو چيز است ، و اگر روز قيامت را روز فصل خوانده ، بدين دليل است که آن روز، روز جدا شدن حق از باطل است ، روزي که به حکم خدا و قضاي او بين حق و باطل و يا بين مجرم و متقي ، جدايي ميافتد . و هر يک از ديگري متمايز ...
معنی ﭐصْدَعْ: آشکار کن (بي پرده بگو)(کلمه صدع و فرق و فصل به يک معنا است ، و معناي فلان صدع بالحق ، اين است که فلاني حق را بي پرده و آشکارا گفت . )
معنی خِطَاب: کلام (و کلمه فصل الخطاب به معناي آن است که انسان قدرت تجزيه و تحليل يک کلام را داشته باشد ، و بتواند آن را تفکيک کند و حق آن را از باطلش جدا کند )
معنی يَفْصِلُ: داوری می کند - جدايي می اندازد (از فصل به معني تميز بين دو چيز است ، و اگر روز قيامت را روز فصل خوانده ، بدين دليل است که آن روز، روز جدا شدن حق از باطل است ، روزي که به حکم خدا و قضاي او بين حق و باطل و يا بين مجرم و متقي ، جدايي ميافتد . و هر يک از...
معنی صَّدْعِ: شکاف (مراد از زمين صاحب صدع در عبارت "وَﭐلْأَرْضِ ذَاتِ ﭐلصَّدْعِ "شکافتن زمين و روييدن گياهان از آن است، کلمه صدع و فرق و فصل به يک معنا است )
ریشه کلمه:
فصل‌ (۴۳ بار)
یکی از اوصاف قرآن فصل است.
«فصل» مصدر و به معنای جداکردن دو یا چند چیز از یکدیگر است و در امور مادی، اعتباری و معنوی به کار می رود.«فصل» یکی از اسامی و صفات قرآن است که در آیه ۱۳ سوره طارق به آن اشاره شده است: (انه لقول فصل)؛ «این (قرآن) سخنی است که حق را از باطل جدا می کند» استعمال مصدر (فصل) در آیه فوق برای قرآن، به معنای فاعل و برای مبالغه ی در آن است؛ یعنی قرآن حقیقتا جداکننده حق و باطل است.
قول فصل
قول فصل، یعنی سخن جدی و قاطعی که حق را از باطل جدا می کند و هرگز قابل نقض و ابرام نیست. این تعبیر را بیشتر در قضاوت های مهم و حل اختلافات به کار می برند و می توان گفت قول فصل، آن سخن نهایی است که چون و چرا ندارد و جای شک و تردید باقی نمی گذارد.دو دیدگاه درباره «قول فصل» وجود دارد:۱. اشاره به معاد است؛۲. وصف و اسم قرآن است؛ زیرا قرآن سخن قاطعی است که حق را از باطل جدا می کند و جای ابهام و تردید باقی نمی گذارد.
فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الارباب کتابی به زبان عربی نوشته میرزا حسین نوری. نویسنده در این کتاب مدعی است برخی از آیاتی که از جانب خداوند بر پیامبر(ص) نازل شده و در قرآنی که در دسترس است موجود نیست و آن آیات بنا به مصالحی نزد معصومین است. این کتاب از کتابهای جنجالی است که در رد آن کتابهای متعددی نوشته شده است.
این کتاب، از کتابهای جنجال برانگیز جهان تشیع است و محدث نوری در ۲۸ جمادی الثانی سال ۱۲۹۲ق از تالیف آن فراغت یافته است. بنابر متن کتاب و نیز آنچه آقابزرگ تهرانی از خود محدث نوری شنیده و از او نقل کرده، مراد محدث نوری از تحریف کتاب این نیست که قرآن فعلی کلام خدا نیست یا چیزی بر آن افزوده یا پس از جمع قرآن (جمع آوری قرآن در زمان عثمان بن عفان به شکل یک کتاب) چیزی از آن کاسته شده است. به باور محدث نوری، قرآن فعلی دقیقا همان است که در زمان عثمان جمع آوری شد و به صورت یک کتاب میان جلد درآمد. او معتقد است که از پاره ای روایات برمی آید: پیش از جمع آوری، آیاتی در قرآن بوده که پس از آن و هم اکنون در آن نیست و نزد معصوم (ع) محفوظ است و ما نمی دانیم که آنچه حذف شده، چه بوده است و تنها بنابر روایاتیبه اجمال خبر داریم که چیزی از قرآن کاسته شده است.
نام کتاب محدث نوری یعنی فصل الخطاب فی تحریف الکتاب عالمان معاصر او و مردمان آن روزگار را به این اشتباه انداخت که مراد او این است که قرآن نیز مانند انجیل و تورات عین کلام الله نیست. او خود از این موضوع سخن گفته و نزد شاگردش آقا بزرگ تهرانی از نامگذاری کتاب به این عنوان اظهار پشیمانی کرده و گفته خوب بود که نام کتاب را «فصل الخطاب فی عدم تحریف الکتاب» یا «القول الفاصل فی اسقاط بعض الوحی النازل» می نهادم تا مردم را این گمان خطا پیش نیاید. مراد محدث نوری از تحریف، نقیصه(کاسته شدن)است نه زیادت و نه تغییر و تصرف در کلمات و آیات قرآن فعلی. آقابزرگ تهرانی، هنگام معرفی کتاب، این کتاب را کتابی در رد تحریف قرآن می خواند و می نویسد: «أثبت فیه عدم التحریف بالزیادة والتغییر والتبدیل وغیرها؛ در این کتاب، عدم تحریف قرآن را اثبات کرده است و دور بودنش از تحریف به زیادت و تغییر و تبدیل و جز آن.»
«فصل الخطاب»، به زبان فارسی، مفصل ترین و مهم ترین اثر عرفانی خواجه محمد پارسا به شمار می رود.
انگیزه خواجه از تدوین این کتاب، در واقع، فیصله دادن به اختلاف میان فرق مختلف عامه از یک سو و میان عامه و خاصه از سویی دیگر می باشد.
کتاب، مشتمل بر خطبه، 8 فصل و یک خاتمه است.
فصل اول، در بیان علوم صوفیه و شرح کلمات آنان است و از مطالب زیر گفت وگو می کند:
«علوم صوفیه، مکاشفات و مشاهدات است، نه علوم اصطلاحی»، «معرفت حق تعالی و صفات او، مطلوب لذاته است و بقیه علوم، مطلوب لاجله»، «یکی از بحث های مورد منازعه در قرآن، بحث محکم و متشابه است»، «تصرفات شش گانه در تفسیر قرآن عبارتند از: تفسیر، تأویل، تصریف، تفریع، جمع و تفریق»، «بحث در باره فناء و بقاء و اقوال عرفا در این باره»، «در بیان جمع و تفرقه»، «در بیان غیبت و حضور»، «بحث در باره ی حلول و اتحاد» و...
فصل الخطاب من کتاب الله و حدیث الرسول و کلام العلماء فی مذهب ابن عبدالوهاب، اثر سلیمان بن عبدالوهاب، ردیه ای بر جریان انحرافی محمد بن عبدالوهاب مؤسس وهابیت، که دارای اهمیت زیادی است، زیرا:
مولف از ادله قوی و حجج مستحکم و براهین روشن و استدلال به آیات و روایات صحیح و کلام قانع کننده، بهره برده است که عدول از آن و اعراض از آن به آسانی امکان ندارد.
مؤلف این کتاب را در جواب نامه شخصی به نام حسن بن عیدان نوشته است. از شخصیت این فرد اطلاعی در دست نیست؛ ولی با توجه به عبارات مؤلف می توان فهمید او از متعصبین فرقه وهابیه بوده که با نامه های مکرر سعی در اغواء و گمراه کردن شیخ سلیمان داشته است.
شیخ نیز این کتاب را در جواب او برای هدایت او و ردّ عقاید انحرافی او و فرقه وهابیت با ادله و براهین محکم و مبین تألیف نموده است تا به دین حق ملتزم گردند.
از جمله امتیازات این کتاب می توان به این موارد اشاره کرد:
فصل جنس، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای کلّیِ ذاتیِ مختصّ به جنس یک ماهیت است.
کلیات خمس، گاهی بعضی به بعضی دیگر اضافه شده و ترکیبی ثانوی به وجود می آورند، مثل: "جنسِ عَرَض" و "عَرَضِ جنس" و "جنسِ جنس". "فصل جنس" یکی از این موارد است که عنوان برای "کلّیِ ذاتیِ مختصّ به جنس یک ماهیت" است. فصل وقتی به سایر کلیات خمس اضافه گردد عناوین "فصل فصل" (کلّیِ ذاتیِ مختصّ به فصل یک ماهیت)، "فصل نوع" (کلّیِ ذاتیِ مختصّ به نوع یک ماهیت)، "فصل خاصه" (کلّیِ ذاتیِ مختصّ به خاصه یک ماهیت)، "فصل عرض عام" (کلّیِ ذاتیِ مختصّ به عَرَض عام یک ماهیت) پدید می آید. همین اقسام می تواند در اضافه شدن هر یک از سایر کلیات خمس به یکدیگر پدید آید. ۱. جنس فصل: "مُدرِک" برای ناطق (که فصل است)؛۲. فصل فصل: "ممیّز" برای ناطق؛۳. فصلِ نوع: ناطق برای انسان و صاهل برای فرس؛۴. فصل جنس: "حسّاسِ متحرّک بالاراده" برای حیوان (که جنس انسان است)؛۵. جنس عَرَض: "ملوّن" برای اسود و ابیض (که عَرَض انسان هستند)؛۶. جنس خاصه: "متعجّب بالفعل" برای ضاحک بالفعل.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • ابن سینا، حسین بن عبدالله، الشفا (منطق).• ابوالبرکات ابن ملکا، هبه الله بن علی، الکتاب المعتبر فی الحکمة.• خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس.    
 ۱. ↑ خواجه نصیرالدین طوسی، محمد بن محمد، اساس الاقتباس، ص۳۲.    
...
فصل طولی، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای فصلِ واقع شده در طول فصل دیگر است.
فصل به لحاظ وقوع در ترتیب طولی یا عرضی بر دو قسم است: فصل طولی و فصل عرضی. فصل طولی به فصلی می گویند که در مقایسه با فصل دیگر در طول آن قرار دارد مانند حساس (فصل حیوان) نسبت به ناطق (فصل انسان) که در طول هم دیگر هستند و فصل عرضی فصلی است که در مقایسه با فصل دیگر در عرض آن قرار دارد؛ یعنی هر دو، فصل برای یک ماهیت هستند، مانند ناطق و مائت برای انسان، و حساس و متحرک بالاراده برای حیوان.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • ابن سینا، حسین بن عبدالله، الشفا (منطق).• مجتهد خراسانی (شهابی)، محمود، رهبر خرد.• قوام صفری، مهدی، ترجمه برهان شفا.    
 ۱. ↑ ابن سینا، حسین بن عبدالله، الشفا (منطق)، ج۳، ص۳۱۲.۲. ↑ قوام صفری، مهدی، ترجمه برهان شفا، ص۴۷۴.    
...
فصل عدمی، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای فصلِ مقوِّم نوع اعتباری و غیر محصَّل است.
فصل به لحاظ وجود و عدم آن در خارج دو صورت دارد: فصل وجودی و فصل عدمی. نوع، به لحاظ این که از موجودات خارجی، یا از مخترعات عقلی و اعتباریات محض باشد، بر دو قسم است: ۱. نوع محصل؛ ۲. نوع اعتباری. فصل، چنان که ممکن است مقوِّم قسم اول باشد می تواند متمِّم قسم دوم هم باشد. به همین جهت فصل هم دو قسم پیدا می کند: ۱. فصل وجودی، ۲. فصل عدمی. هر فصلی که در خارج، موجود باشد یا این که عدم، جزء مفهوم آن نباشد فصل وجودی خوانده می شود. این قسم، از مختصات نوع محصّل است. هر فصلی که در خارج موجود نباشد یا این که عدم، جزء مفهوم آن باشد به نام فصل عدمی خوانده می شود. این قسم، مختص به نوع اعتباری است؛ زیرا فصلِ "نوع محصّل" اگر عدمی باشد خود آن نیز عدمی خواهد بود و حال این که مفروض، تحقق و تحصّل آن است.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منبع ذیل استفاده شده است: • مجتهد خراسانی (شهابی)، محمود، رهبر خرد.
فصل قریب، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای ذاتیِ ممیّز ماهیت از سایر ماهیاتِ مشارک در جنس قریب است.
فصل به لحاظ قرب و بعد دو صورت دارد: قریب و بعید.
توضیح اصطلاح
هرگاه فصلی، یک ماهیت را از ماهیت های دیگری که با آن در جنس قریب شریک هستند، جدا سازد، فصل قریب نامیده می شود، مانند ناطق نسبت به انسان که افراد انسان را از سایر حیوانات جدا می سازد. فصلی که یک ماهیت را از ماهیت هایی که با آن در جنس بعید شریک هستند متمایز کند، فصل بعید نامیده می شود، مانند: حساس نسبت به انسان که آن را از مشارکات در جسم نامی مثل شجر، تمییز می دهد. به تعبیر دیگر، هر فصلی که نوعی را از انواع دیگری که در جنس قریب شریک هستند، جدا سازد، مانند ناطق برای انسان و حساس برای حیوان، آن فصل را فصل قریب می خوانند و هر فصلی که نوعی را از مشارکات در جنس بعید آن نوع، متمایز سازد، مانند حساس یا نامی برای انسان که آن را از شجر و حجر؛ نه از فرس و بقر، ممتاز می کند، آن فصل را فصل بعید می نامند. بعید بودن فصل به معنای قریب نبودن آن است؛ یعنی اگر فصلی به چندین واسطه هم فاصله داشته باشد بعید خوانده می شود نه ابعد. بنابراین، فصل قریب هر شئ، یکی است ولی فصل بعیدش می تواند متعدد باشد. اگر ناطق را فصل برای جنس انسان بشماریم فصل اقرب آن مائت خواهد بود؛ باید توجه داشت که مقسم فصل قریب و بعید، فصل طبیعی است، نه فصل منطقی و عقلی.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • خوانساری، محمد، منطق صوری.• جرجانی، میر سید شریف، الکبری فی المنطق.• مظفر، محمدرضا، المنطق.    
...
فصل متداخل، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای فصل اخصّ از فصل دیگر، با اشتراک آن دو در جنس و مقسم است.
فصل از نظر تداخل و عدم تداخل بعضی در بعض دیگر دو قسم است: متداخل و متوافی.
← قسم اول
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • ابن سینا، حسین بن عبدالله، الشفا (منطق).• قوام صفری، مهدی، ترجمه برهان شفا.    
 ۱. ↑ ابن سینا، حسین بن عبدالله، الشفا (منطق)، ج۱، ص۵۶.۲. ↑ ابن سینا، حسین بن عبدالله، الشفا (منطق)، ج۳، ص۳۱۳.۳. ↑ قوام صفری، مهدی، ترجمه برهان شفا، ص۴۷۴.    
...
اخذ انفعال مکان فصل یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و یکی از مصادیق خطای در فصل و از اسباب خلل در تعریف حدّی است.
خطای در فصل اقسامی دارد که هر کدام از آنها باعث خلل در «حد» می شوند و ازاین رو باید در تعریف حدی از آنها پرهیز کرد، زیرا برخی از آنها اخذ انفعال مکان فصل، اخذ عرض مکان فصل جوهر، اخذ غیر کیف مکان فصل کیف، و اخذ غیر مضاف، مکان فصل مضاف است.اینکه اخذ انفعال مکان فصل درست نیست، به این دلیل است که شدت یافتن انفعال هر چیزی، گاهی باعث بطلانش می شود، بر خلاف فصل که شدت گرفتنش، باعث قوت و ثبات شیء می شود، ازاین رو انفعال نمی تواند مکان فصل قرار گیرد.درست نبودن امورِ یاد شده دیگر به این سبب است که فصل جوهر باید جوهر باشد، و فصل کیف هم کیف، و همچنین فصل مضاف باید مضاف، و غیر از آنها امکان ندارد که فصل شان قرار گیرد، چون فصل، ذاتی یک چیز است و ذاتی هم باید از سنخ خود شیء باشد.
اخذ لازم مکان فصل یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و یکی از موارد وقوع غلط در تعریف حدّی است.
«اخذ لازم، مکان فصل»، یکی از اقسام خطای در تعریف، در تعریف های حدّی محسوب می شود و آن لازم، ممکن است عرض خاص و یا عرض عام باشد. اخذ عرض خاص، مکان فصل، مانند: «الانسان حیوان ضاحک» که «ضاحک» در تعریف حدّی به جای ناطق قرار گرفته است، و اخذ عرض عام، مکان فصل، مانند: «الانسان حیوان ماشی» که «ماشی» در تعریف حدّی به جای ناطق قرار دارد.این دو تعریف به عنوان تعریف رسمی، صحیح اند، ولی به عنوان تعریف حدّی درست نیستند.
ادات فصل، ادات جداکننده دو چیز متضاد را می گویند.
زرکشی و جلال الدین سیوطی یکی از معانی «من» را فصل و جداسازی دو چیز متضاد برشمرده اند؛ مانند: (والله یعلم المفسد من المصلح) و (حتی یمیز الخبیث من الطیب) ؛ از این رو «من» را ادات فصل می دانند.
امتحان فصل یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای شناسایی فصل از غیر آن در مقام تعریف است.
از آنجا که خطای در حدود گاهی از ناحیه فصل واقع می شود باید فصل را شناخت. امتحان فصل هم به این است که فصل در جای خودش به کار رود. خطای در فصل این است که نوع یا جنس به جای فصل قرار گیرد. اخذ نوع به جای فصل مانند اینکه در تعریف «تهزّؤ» گفته شود: «التّهزّؤ شتم مع استخفاف» که استخفاف، فصل شتم نیست، بلکه به منزله یکی از انواع شتم است. یکی دیگر از موارد خطا این است که چیزی به عنوان جنس در تعریف ذکر شود که اقدم بر جنس واقعی است.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منبع ذیل استفاده شده است: ابن سینا، حسین بن عبدالله، منطق المشرقیین.    
 ۱. ↑ ابن سینا، حسین بن عبدالله، منطق المشرقیین، ص۵۳.    
...
ترکیب در فلسفه، به معنیِ «یکی شدنِ چند چیز» یا «اتحاد امور کثیر» است.
ترکیب در فلسفه، چندگونه تقسیم دارد:۱. تقسیم به حقیقی و اعتباری؛ ۲. تقسیم به عقلی و خارجی؛ ۳. تقسیم به انضمامی و اتحادی.
انواع جسم در فلسفه اسلامی
در فلسفه اسلامی، فیلسوفان اغلبْ انواعِ جسم را مرکب از ماده و صورتِ نوعیه می دانند که این دو جزء، وقتی در ذهن به نحوِ لابشرط تصور می شوند، همان جنس و فصلِ ماهیات خواهند بود. در واقع مصداق خارجیِ اجزاء عقلی ماهیت، یعنی جنس و فصل، به ترتیبْ همان ماده و صورتِ خارجی است و تنها تفاوت آنها این است که ماده لحاظِ "بشرط ِ لا"ی جنس، و جنس لحاظ "لا بشرط" ماده است و صورت، لحاظ "بشرط لا"ی فصل و فصل لحاظ "لابشرط" آن است.
ترکیب ذهنی یا عقلی
می دانیم که ملاکِ کثرت و تمایزِ ذهنی و عقلی، عدمِ تعددِ وجودهای اجزاء در خارج است؛ یعنی اگر وجودِ هر یک از اجزاء در عالم واقع، همان وجودِ اجزاء دیگر باشد و اجزاءْ تنها در ذهن و با استفاده از تحلیلِ عقلانی، از یکدیگر منحاز و متمایز شوند، ترکیبْ ذهنی یا عقلی نامیده می شود.ترکیب یک چیز از جنس و فصل، ترکیب حقیقیِ عقلی محسوب می شود؛ زیرا جنس و فصل، لحاظ و تصورِ لابشرطیِ ماده و صورت اند و چنین تصور و لحاظی از اجزای یک ماهیت، تنها در ذهن تحقق دارد نه در خارج از ذهن. بنابراین هر چیزی که دارای جنس و فصل است -از آن جهت که دارای جنس و فصل است- مرکَّبی عقلی و ذهنی محسوب می شود نه خارجی.
انتزاعِ جنس و فصل از ماده و صورت
...
تعریف به عرض عام با فصل یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و از اقسام حد ناقص است.
یکی از اقسام حد ناقص، تعریف به عَرَض عام با فصل است؛ مانند ماشی ناطق در تعریف انسان.
دیدگاه منطقیون
سید شریف جرجانی معتقد است تعریف یاد شده از تعریف به فصلِ تنها کامل تر است. کاتبی قزوینی براین باور است که انضمام عرض عام در تعریف بی فایده است، چرا که مراد از تعریف یا تمیز معرَّف از غیرش و یا مطلع شدن از ذاتیات آن است و عرض عام هیچ یک از آن دو هدف را تامین نمی کند، ولی فصل، معرَّف را از غیرش تمییز می دهد و نیازی به عرض عام ندارد، زیرا هیچ چیزی افاده نمی کند؛ بنابراین این قسم از دایره تعریف خارج است.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منبع ذیل استفاده شده است: • قطب الدین رازی، محمد بن محمد، تحریر القواعد المنطقیه فی شرح رسالة الشمسیه.
تعریف به فصل یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و از اقسام حد ناقص است.
تعریف به فصل از اقسام حد ناقص است که فقط شامل فصل قریب است؛ مانند ناطق در تعریف انسان. حد ناقص، تعریفی است که شامل بعضی ذاتیات معرَّف و حداقل باید مشتمل بر فصل قریب باشد و به همین سبب، ناقص نامیده می شود. تعریف به حد ناقص، گاهی از طریق جنس بعید و فصل قریب حاصل می شود؛ مانند تعریف انسان به جسم نامی ناطق و گاهی از طریق فصل به تنهایی؛ مانند تعریف انسان به ناطق.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منبع ذیل استفاده شده است: • مظفر، محمدرضا، المنطق.    
 ۱. ↑ مظفر، محمدرضا، المنطق، ص۱۱۸.    
...
جنس و فصل، از اصطلاحات منطق و فلسفه و از کلیات خمس است.
این دو اصطلاح در مباحث متعددی از منطق و فلسفه به کار رفته است ، از جمله در مباحث کلی و اقسام آن ، حمل ، تعریف ، صناعات خمس ، ذاتی ، مادّه و صورت ، علیت ، مقولات ، وجود و حتی مباحث الفاظ .
جنس و فصل در کتاب جدل ارسطو
نخستین بار ارسطو در کتاب جدل ، در تقسیم کلیات محموله ( کلیات خمس )، جنس و فصل را از منظر مواضعِ جدل بررسی کرد.بنا بر سخن ارسطو، جنس و فصل از محمولهایی هستند که موضوعشان متقابلاً بر آن ها قابل حمل نیست و این دو از اجزای حدِ موضوع به حساب می آیند.
سه معنی برای جنس
به نظر ارسطو و فرفوریوس جنس به سه معنی به کار می رود: ۱) مابه الاشتراک افرادی که به نحوی به یک فرد منتسب اند و بین خود آن ها نیز نسبتی موجود است .مثلاً، برخی افراد، به لحاظ نسبت با هرکول ، هرکولیان نامیده می شوند. ۲) مبدأ پیدایش هر چیز، خواه خودِ شی ءِ مولِّد باشد خواه مکانی که شی ء در آن به وجود آمده است . ۳) مبدأ واحد و معقول برای تمام انواع مختلفی که تحت آن مندرج اند؛ به عبارت دیگر، محمول ذاتی ای که به حمل «هوهو» بر امور متکثر، که از حیث نوع با هم اختلاف دارند، قابل حمل است .این معنی از جنس مورد تحقیق فلاسفه و منطقدانان است و به سبب شباهت با دو معنای اول ، جنس نامیده می شود.به نظر می رسد عبارات فرفوریوس ، تفسیر معانی مختلف جنس از نظر ارسطو باشد.
← تعریف جنس به معنای سوم
...
خطای در فصل یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای فقدان فصل معتبر در تعریف حدی با جایگزینی چیز دیگری جای آن است.
هر گاه در تعریف حدی به جای فصل، چیز دیگری قرار گیرد، در این صورت از آن به «خطای در فصل» تعبیر می شود؛ مانند اینکه به جای فصل، جنس قرار گیرد. خطای در فصل، مصادیقی دارد که بدین شرح است: اخذ انفعال مکان فصل، اخذ جنس مکان فصل، اخذ خاصه مکان فصل، اخذ عرض عام مکان فصل، اخذ غیر کیف مکان فصل کیف، اخذ غیر مضاف مکان فصل مضاف، اخذ لازم مکان فصل و اخذ عرض مکان فصل جوهر.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منابع ذیل استفاده شده است: • شیرازی، قطب الدین، درة التاج (منطق).• ابوحامد غزالی، محمد بن محمد، معیار العلم فی فن المنطق.
ضمیر فصل، ضمیر منفصل تاکید کننده مفهوم پیش از خود را ضمیر فصل گویند.
ضمیر فصل که به آن ضمیر عماد یا دعامه نیز می گویند، ضمیر منفصلی است که در محل رفع است و مفهوم پیش از خود را تقویت و تاکید می کند.
خاصیت تطابق
ضمیر فصل از جهت تکلم، غیبت، حضور، مفرد و جمع، با کلمه پیشین مطابقت دارد و پس از مبتدا یا چیزی واقع می شود که در اصل مبتدا بوده است؛ مانند «نحن» در: (وکنا نحن الوارثین)؛ «و ما خود وارثانیم» و «انت» در (کنت انت الرقیب علیهم)؛ «تو خود نگاهبان آنان بودی».



فصل در دانشنامه ویکی پدیا

فصل
فصل یکی از تقسیمات سال بر اساس تغییرات آب و هوایی کره زمین است. بعلت مایل بودن محور گردش زمین بدور خورشید نسبت به صفحه استوا و در نتیجه تغییر طول روز و شدت تابش و دما فصلها پدید می آیند.
فصل های چهارگانه سال به ترتیب: بهار، تابستان، پاییز و زمستان هستند.
اکنون در نیمکره شمالی زمین فصل پاییز می باشد.
فصل ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
فصل (فیلم)
فصل (فیلم ۲۰۱۱)
فصل (کتاب ها)
فصل (منطق)
فصل (هندی: मोसम) فیلمی هندی به کارگردانی پانکاج کاپور است که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به شاهد کاپور، سونام کاپور و شایان منشی اشاره کرد.
«فصل» (انگلیسی: Season (film)) یک فیلم است که در سال ۱۹۸۹ منتشر شد.
فصل، در منطق آن کلی ذاتی است که موجب امتیاز یک نوع از انواع دیگر یا موجب امتیاز یک ماهیت از ماهیات دیگر می شود. مانند «ناطق» که فصل انسان است، «سه ضلع داشتن» که فصل مثلث است، «حساس» که فصل حیوان است، «نامی» که فصل موجود زنده است و... فصل بر دو قسم است: فصل قریب و فصل بعید.
فصل قریب آن است که نوعی را از مشارکاتی که در جنس قریب دارد، جدا سازد زیرا هر یک از اجزای مشترک یعنی اجناس در مرتبهٔ معینی قرار گرفته اند و آخرین جزء مشترک که نوع معینی با انواع دیگر در این جزء شریک است، جنس قریب نامیده می باشد و آخرین ممیزی که در آخرین مرحله یعنی جنس قریب نوع را از مشارکات ذاتی جدا می سازد، فصل قریب است(فصل اخیر آن نوع)
فصل بعید آن کلی است که نوع را در جنس بعید از انواع دیگر که در آن جنس با آن نوع شریک هستند، جدا می سازد. زیرا نوع به حسب هر یک از اجناس با یک دسته از انواع در قسمتی از اجزاء ذات مشارکت دارد و در هر مرتبه از مراتب اجناس متوسط و عالی که اجزاء ذات هستند، محتاج به فصل است تا در آن مرتبه از مشارکات جنس امتیاز پیدا کند.
یک فصل که یکی از اصلی ترین بخش های یک قطعه از نوشته مانند یک کتاب نثر یا شعر یا قانون است. با توجه به هر کاربرد فصول کتاب می توانند شماره گذاری شوند یا از عنوان های متفاوتی استفاده کنند.
فصل ۲۴ (به انگلیسی: Chapter 24) نام آهنگی از گروه سایکدلیک راک پینک فلوید می باشد که در سال ۱۹۶۷ در آلبوم نی زن بر دروازه های سپیده دم منتشر شد.
فصل استخوان (به انگلیسی: The Bone Season) رمانی فانتزی و پادآرمانشهر، اولین رمان منتشر شدهٔ نویسندهٔ بریتانیایی سامانتا شنن است که در ۲۰ اوت ۲۰۱۳ انتشار یافت و اولین کتاب از یک سری کتاب ۷ گانه است.
فصل اسکار (به انگلیسی: Oscar season) مقطعی زمانی است که استودیوهای فیلم سازی بهترین فیلم های خود را به امید کسب جایزه اسکار منتشر می کنند. فصل اسکار معمولاً در پاییز و در ماه نوامبر آغاز می شود. با این حال تفکیک دقیقی از مقطع زمانی پایان اکران فیلم های بلاک باستر تابستانی و شروع فصل اسکار وجود ندارد.
میرزا حسین نوری در سال ۱۲۹۲ ه.ق. کتابی تحت عنوان فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الارباب نگاشته و در آن دلایلی در تحریف قرآن ارائه نمود. شمارگان این روایت هابیش از هزار است و تحریف آن را نه از جهت تغییر و زیاده بلکه فقط از جهت نقیصه خواسته است به اثبات برساند. وی در دیباچه این کتاب می نویسد: «این کتابی است لطیف که در اثبات تحریف قرآن، و فضایح اهل جور و عدوان فراهم آورده ام، و آنرا فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الارباب نام نهادم، و بر سه سرآغاز و دو باب قرار دادم». همین امر سبب اعتراضات گسترده ای در جهان اسلام شد و در ردّ آن کتب و مقالات بسیاری نوشته شد. آقا بزرگ تهرانی از شاگردان وی می نویسد: «استاد ما حاجی در اواخر عمر خویش می گفت: این جانب در نام گذاری کتابم اشتباه کردم و سزاوار بود نام آن را فصل الخطاب فی عدم تحریف الکتاب می گذاشتم چرا که در آن ثابت می کنم قرآن شریف موجود، با تمامی سوره ها و آیات و جملاتش وحی الهی است که هیچ گونه تغییر و تبدیل و زیاده و نقصان از هنگام جمع آوری آن به امروز در آن واقع نشده است. و علی هذا نامیدن آن به این نامی که مردم آن را بر خلاف منظور و مراد من حمل می کنند، اشتباهی است در نامگذاری. ولیکن من در این کتاب نیاورده ام آنچه را که آن را بر او حمل می نمایند. بلکه مراد من، اسقاط بعضی وحی مُنْزَل الهی است؛ و اگر می خواهی تو نام آن را بگذار الْقَوْلُ الفَاصِلُ فِی إسْقَاطِ بَعْضِ الْوَحْیِ النَّازِلِ».
کشف الارتیاب فی عدم تحریف کتاب رب الارباب، تألیف محمود بن ابی القاسم مشهور به معرب تهرانی، درگذشت سال ۱۳۱۳هـ ق، تاریخ چاپ کتاب ۱۳۰۳ هـ ق
حفظ الکتاب الشریف عن شبهة القول بالتحریف، تألیف هبة الدین سید محمد حسین شهرستانی درگذشت سال ۱۳۱۵ هـ ق
محدث نوری سوره نورین را با نام سوره ولایت از کتاب دبستان مذاهب نقل کرده است. وی درباره این سوره می نویسد: هیچ اثری از این سوره در کتابهای شیعه نیافتم جز آنچه از کتاب مثالب منسوب به ابن شهر آشوب حکایت شده که آنان تمام سوره ولایت را ساقط کردند, پس شاید این سوره بوده است:
تنزیه التنزیل، تألیف علی رضا حکیم خسروانی، تاریخ چاپ کتاب ۱۳۷۱ هـ ق
«یاایها الذین آمنوا آمنوا بالنورین انزلناهما یتلوان علیکم آیاتی و یحذرانکم عذاب یوم عظیم ب ان الذین یوفون بعهداللّه ورسوله فی آیات لهم جنات النعیم. واصطفی من الملائکة والرسل و جعل من المومنین اولئک فی خلقه یفعل اللّه مایشاء قد خسر الذین کانوا عن ایاتی و حکمی معروضون. وان علیا من المتیقن. یا ایها الرسول قدانزلنا الیک آیات بینات فیها من یتوفاه مومنا ومن یتولیه من بعدک یظهرون. ولقد آتیناک بک الحکم کالذین من قبلک من المرسلین. وجعلنا لک منهم وصیا لعلهم یرجعون. ان علیا قانتا باللیل ساجدا یحذر الاخرة ویرجو ثواب ربه. قل هل یستوی الذین ظلموا وهم بعذابی یعلمون».
الحجة علی فصل الخطاب فی ابطال القول بتحریف الکتاب، تألیف عبدالرحمن محمدی هیدجی، تاریخ چاپ کتاب ۱۳۷۲ هـ ق
یعنی: «ای کسانی که ایمان آورده اید، به دو نور ایمان بیاورید. آن دو را نازل کردیم که آیاتم را بر شما بخوانند و شما را از عذاب روزی بزرگ بر حذر دارند. آنان که به عهد خدا و پیامبرش وفا می کنند در آیاتی برایشان بهشتهای نعمت است و برگزید از فرشتگان و پیامبران و قرارداد از مومنان, آنان را در خلقش. خدا هرچه بخواهد می کند. زیان کردند آنها که از آیات و حکم من دور گردانده شدند. و علی از متقیان است ای پیامبر، ما به سوی تو آیاتی روشن نازل کردیم که در آن است, هرکس او را در حال ایمان دریابد و هرکس ولایت او را بـپذیرد بعد از تو نمایان می شوند. و تو را به تو حکم دادیم, همانند کسانی که پیش از تو بودند از پـیامبران. و قراردادیم برای تو از ایشان جانشینی شاید بازگردند. همانا علی در شب قنوت می گرفت, سجده می کرد از آخرت می ترسید و ثواب پروردگارش را امیدداشت. بگو آیا مساویند آنها که ظلم کردند درحالی که به عذاب من آگاهی دارند».
البرهان علی عدم تحریف القران، تألیف مرحوم میرزا مهدی بروجردی، تاریخ چاپ کتاب ۱۳۷۴ هـ ق
در کتاب فصل الخطاب به نقل از احادیثی آمده است که سوره احزاب از سوره بقره کوچکتر نبوده و آیه رجم (سنگسار) نیز در آن بوده و آن آیه چنین است:
آلاء الرحیم فی الرد علی تحریف القران، تألیف میرزا عبدالرحیم مدرس خیابانی، تاریخ چاپ کتاب ۱۳۸۱ هـ ق
«اذا زنی الشیخ والشیخة فارجموهمها البتة نکالا من الله والله عزیز حکیم»
صیانة القران عن التحریف، تألیف محمد هادی معرفت، تاریخ چاپ کتاب ۱۴۱۶ هـ ق
یعنی: «هرگاه پیرمرد و پـیرزن زناکردند حتماً آنها را سنگسار کنید، این عذاب و کیفری است از ناحیه خداوند و خداوند شکست ناپذیر و حکیم است».
القران الکریم فی روایات المدرستین، تألیف سید مرتضی عسکری، تاریخ چاپ کتاب ۱۴۲۰ هـ ق
البته حر عاملی در کتاب وسائل الشیعه آیه را به این صورت آورده است:
اکذوبة تحریف القران بین الشیعة والسنة، تألیف رسول جعفریان، تاریخ چاپ کتاب ۱۴۱۳ هـ ق
«والشیخ والشیخة فارجموهما البتة بما قضیا الشهوة»
آلاء الرحمن فی تفسیر القران، تألیف شیخ جواد بلاغی،
از امام صادق درباره آیه «فاغسلوا وجوهکم وأیدیکم إلى المرافق» می پرسند. پاسخ می دهد تنزیلش چنین نیست؛ بلکه چنین است:
البیان فی تفسیر القرآن، تألیف سید ابوالقاسم خویی
«فاغسلوا وجوهکم وأیدیکم من المرافق». این روایت را شیخ حر عاملی نقل کرده و محدث نوری نیز در کتاب خود آورده است.
تهذیب الاصول، درس خارج اصول سید روح الله خمینی در مبحث حجیت ظواهر کتاب
در کتاب فصل الخطاب آیه تبلیغ به نقل از قرائت ابن مسعود این گونه است:
افسانه تحریف قرآن، رسول جعفریان
«یا ایها الرسول بلغ ماانزل الیک من ربک، ان علیا مولی المومنین ...»
یعنی: «ای پیامبر آن چه به تو نازل شده است را ابلاغ کن که علی مولای مومنان است ...».
در کتاب فصل الخطاب آیةالکرسی را به نقل از ثقةالاسلام کلینی این گونه بیان می کند: «... له مافی السموات والارض و ما بینهما و ما تحت الثری عالم الغیب والشهادة الرّحمن الرحیم من ذی الذی یشفع عنده الاّ بإذنه...» همین آیه در مفاتیح الجنان در حاشیه باقیات الصالحات، در اعمال روز جمعه ، ص ۳۶، انتشارات اسوه ، جلد دوم نیز اینچنین آمده است:
علامه مجلسی فرموده که به روایت علی بن ابراهیم و کلینی، آیه الکرسی علی التنزیل چنین است: «االله لا إله إلا هو الحی القیوم لا تأخذه سنة ولا نوم له ما فی السماوات و ما فی الأرض و ما بینهما و ما تحت الثری عالم الغیب والشهادة الرحمن الرحیم من ذا الذی ... هم فیها خالدون»
سردار کابلی می گوید: از میرزا حسین نوری پرسیدم: چرا چنین کتابی نوشتی که مایه خجالت ما و تهاجم معاندین گردد؟ محدث نوری گریست و گفت: معمم سید هندی ای نزد من آمد و به من گفت: اگر خدا اسم علی را در قرآن آورده بود دیگر به این شکل حقش غصب نمی شد و به این شکل خانه نشین نمی شد؛ و اصرار بسیار نمود که کتابی نوشته شود در نقص قرآن که باعث تسکین قلب های ما باشد و محبت ما را به امیرالمؤمنین بیشتر نماید، و با اصرار خواست که لااقل روزی یک صفحه از آن کتاب نوشته شود، و خودش هر روز نزد من می آمد و صفحه ای از روایات در مورد تحریف را از من می گرفت. وقتی کتاب به پایان رسید، دیگر او نیامد و از او خبری نشد. یک بار که اتفاقا در بغداد برای اخذ ویزا به سفارت بریتانیا رفتم -زیرا آن زمان عراق تحت سلطه بریتانیا بود- دیدم یکی از اعضای سفارت به من نگاهی طولانی می کند. او را نگریستم و احساس کردم او را قبلاً جایی دیده ام. به من سلام کرد خود را شناساند که همان سید هندی است که هر روز نزد من می آمده و خواستار صفحات کتاب فصل الخطاب می شده، با این عضو سفارت انگلیس بوده است.
کتابهایی که در رد کتاب فصل الخطاب نوشته اند عبارتند از:
فصل انار فیلمی در ژانر اجتماعی به نویسندگی و کارگردانی محسن شرفی نیا و تهیه کنندگی علی سرتیپی، محصول سال ۱۳۹۳ است. این فیلم نخستین فعالیت سینمایی شرفی نیا است. «فصل انار» از جشنواره فیلم ایرانی تورنتو جایزه بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول مرد و دیپلم افتخار بازیگر زن را دریافت کرده است.
«فصل باران آمد» (انگلیسی: The Rains Came) یک فیلم در سبک درام به کارگردانی کلارنس براون است که در سال ۱۹۳۹ منتشر شد.
این فیلم که از محصولات کمپانی فیلمسازی فاکس قرن بیستم است بر پایهٔ رمانی اثرِ لوئیس برومفیلد ساخته شده است.
«فصل باران آمد» نامزد دریافت شش جایزه اسکار بود که موفق شد دو جایزه آن را بابت «جلوه های ویژه سینمایی» و «جلوه های ویژه صوتی» دریافت دارد.
فصل باران های موسمی فیلمی به کارگردانی مجید برزگر و نویسندگی مجید برزگر، حامد رجبی ساختهٔ سال ۱۳۸۸ است.
فصل برداشت ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
فصل برداشت (بازی)
فصل برداشت (گیم بوی)
فصل برداشت (مجموعه بازی)
فصل برداشت محصول (به انگلیسی: Harvest Moon) اولین بازی از مجموعه بازی های فصل برداشت محصول است. این بازی اولین بار در ژاپن با عنوان Bokujou Monogatari به معنی داستان مزرعه برای کنسول سوپر نینتندو در اوت ۱۹۹۶ انتشار یافت. سپس در ژوئن ۱۹۹۷ توسط شرکت ناتسوم برای آمریکا و در تاریخ ۲۹ ژانویه ۱۹۹۸ برای اروپا ارائه شد.
این بازی بعدها با همین عنوان برای سامانه مجازی نینتندو وی در اروپا و استرالیا در ۴ ژاونیه ۲۰۰۸ و در آمریکای شمالی در ۱۱ فوریه همان سال عرضه شد.
فصل برداشت در رده بندی ای اس آربی دارای علامت KA به معنی کودکان یا E به معنی همه رده های سنی بوده و سبک آن شبیه سازی مزرعه و راهبردی (استراتژی) است.
فصل برداشت (گیم بوی) (به انگلیسی: Harvest Moon GB) و (به ژاپنی: 牧場物語GB Bokujou Monogatari GB)، یکی از بازی های در سبک شبیه سازی مزرعه است که توسط شرکت ویکتور اینتراکتیو و ناتسومی طراحی و ساخته شد. این بازی که در سری بازی های فصل برداشت قرار دارد، برای نخستین بار در ۱۸ دسامبر ۱۹۹۷ عرضه شد. این بازی، به فقط برای کنسول های بازی گیم بوی و گیم بوی کالر طراحی شد.
همانند دیگر بازی های این سری، این نسخه از مجموعه نیز از ویژگی هایی چون پیرامون فعالیت های کشاورزی و کاشت، داشت و برداشت محصولات کشاورزی در مزرعه پرداخته و امکاناتی چون ارتقاء وضعیت زندگی شخصیت، امکان ازدواج و آزاد شدن آیتم ها و شخصیت های جدید نیز در آن وجود دارد.
مزرعه دار، فصل برداشت محصول یا هاروست مون (به انگلیسی: Harvest Moon) با عنوان اصلی ژاپنی Bokujō Monogatari به معنی داستان مزرعه، یک مجموعه بازی ویدئویی ژاپنی است که توسط شرکت نرم افزاری ویکتور تولید و ارائه شده است. سبک این مجموعه بازی ها شبیه سازی نقش آفرینی و استراتژی (راهبردی) است. شخصیت اصلی این مجموعه بازی ها پسر یا دختری است که خانواده را ترک کرده و در روستا به کشاورزی، دامداری، کار در معدن، مراقبت از حیوانات و تعامل با اهالی پرداخته و در آخر ازدواج کرده و صاحب فرزند می شود و هدف اصلی در بسیاری عنوان های این سری، نجات روستا، نجات مزرعه ی پدربزرگ از بایر شدن و یا پیشرفت مزرعه و دستیابی به اهداف پدر شخصیت اصلی است. روند بازی یا گیم پلی این مجموعه بازی ها بر روی کارهای روزانهٔ روستا مانند آبیاری محصولات، غذا دادن به حیوانات، شکستن هیزم و در بعضی نسخه ها معدن کاوی تکیه دارد، در حالی که کشف رازهای روستا و تعامل با اهالی دهکده و بیدارکردن الهه های بازی نیز جزئی از روند بازی هستند.
فصل برداشت ۲ (به انگلیسی: Harvest Moon ۲) و (به ژاپنی: 牧場物語GB2 Bokujou Monogatari) یکی از بازی های در سبک شبیه سازی مزرعه است که توسط شرکت پک-این-ویدئو و ناتسومی طراحی و ساخته شد. این بازی که در سری بازی های فصل برداشت قرار دارد، برای نخستین بار در ۶ آگوست ۱۹۹۹ و در ژاپن انتشار یافت. این بازی در ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۰ در ایالات متحده و در ۳۰ مارس ۲۰۰۱ در مناطق پال نیز عرضه شد. فصل برداشت ۲، بازی است که به شکل اختصاصی، برای کنسول بازی دستی گیم بوی کالر طراحی و ساخته شد.
این بازی، در ادامه بازی فصل برداشت می باشد و ویژگی هایی چون برگزاری فستیوال ها نیز بدان افزوده شده است.
فصل برداشت ۳ (به انگلیسی: Harvest Moon 3) و (به ژاپنی: 牧場物語GB3 Bokujou Monogatari) یکی از بازی های در سبک شبیه سازی مزرعه است که توسط شرکت پک-این-ویدئو و ناتسومی طراحی و ساخته شد. این بازی که در سری بازی های فصل برداشت قرار دارد، برای نخستین بار در ۲۹ سپتامبر ۲۰۰۰ در زاپن منتشر گشت. این بازی همچنین در ۱۴ نوامبر ۲۰۰۱ در ایالات متحده امریکا نیز عرضه شد. بازی، به شکل اختصاصی برای کنسول بازی دستی گیم بوی کالر طراحی و ساخته شده است.
در این بازی، امکان انتخاب دو شخصیت پسر و یا دختر برای بازیباز فراهم شده است که به فراخور شخصیت انتخابی، داستان و گیم پلی نیز اندکی متفاوت خواهد بود.
فصل برداشت ۶۴ (به انگلیسی: Harvest Moon 64) یک بازی در سبک شبیه سازی زندگی و مزرعه داری و نقش آفرینی است که در ۲ می ۱۹۹۹ توسط شرکت ویکتور با عنوان Bokujō Monogatari Tsū به معنی داستان مزرعه ۲ در ژاپن و بعدها در ۳۰ نوامبر همان سال در آمریکا منتشر شد. این بازی سومین شماره از مجموعه بازی های فصل برداشت محصول است و برای کنسول نینتندو ۶۴ طراحی شده است.
اکثر شخصیت های این بازی نوادگان شخصیت های نسخهٔ اول هستند و همچنین بیشتر آن ها در نسخهٔ بعدی بازی یعنی بازگشت به طبیعت حضور دارند در حالی نسبت های خانوادگی و نقش آن ها با این نسخه متفاوت است.
گرافیک این بازی بسیار بالاتر از دونسخهٔ اولیه بوده و از نظر داستان روند مشابهی را دنبال می کند. هدف بازی رسیدگی به مزرعهٔ پدربزرگ شخصیت اصلی بازی است که بعد از مرگ او رها شده و بایر است.
فصل برداشت: بازار بزرگ (به انگلیسی: Harvest Moon DS: Grand Bazaar) و (به ژاپنی: 牧場物語 ようこそ!風のバザールへ Bokujō Monogatari: Yōkoso! Kaze no Bazaar e) یکی از بازی های در سبک شبیه سازی مزرعه است که توسط شرکت سرگرمی مارویلس و ناتسومی طراحی و ساخته شد. این بازی که در سری بازی های فصل برداشت قرار دارد، برای نخستین بار در ۱۸ دسامبر ۲۰۰۸ و در ژاپن منتشر شد. این بازی در ۲۴ آگوست ۲۰۱۰ در ایالات متحده آمریکا نیز عرضه و در تابستان ۲۰۱۱ برای کشورهای حوزه اتحادیه اروپا نیز وارد بازار می گردد. فصل برداشت: بازار بزرگ، به شکل اختصاصی برای کنسول بازی دستی نینتندو دی اس طراحی گردیده است.
این بازی، پنجمین نسخه از این سری می باشد که برای کنسول دستی نینتندو دی اس عرضه شده است.
در تلویزیون، به آخرین اپیزود هر فصل یک سریال، آخرین اپیزود فصل گفته می شود. معمولاً بین زمان پخش اپیزود یکی مانده به آخر و اپیزود آخر یک فاصله چندماهه می گذارند تا تعداد بینندگان آن افزایش پیدا کند و در این اپیزود اتفاقات جدید و معماهایی درست می شود تا مخاطبین را دیدن فصل بعدی سریال جذب کند.
تاجر چهار فصل (به آلمانی: Händler der vier Jahreszeiten) فیلمی در ژانر درام است. کارگردان فیلم تاجر چهار فصل، راینر ورنر فاسبیندر است. این فیلم در سال ۱۹۷۲ میلادی ساخته شد.
چهار فصل ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
چهار فصل (آلبوم)
چهار فصل (ویوالدی)
در تلویزیون، به نخستین اپیزود یک فصل هر سریال نخستین اپیزود فصل گفته می شود. این اپیزود معمولاً ویژگی های خاصی دارد. اگر اولین اپیزود فصل اول سریال باشد، زمان آن معمولاً از قسمت های دیگر آن بیشتر است. در این قسمت بازیگرهای جدیدی که به سریال اضافه شده اند معرفی می شوند و برخی اوقات تیتراژ سریال نیز عوض می شود.
هتل های چهار فصل، (به انگلیسی: Four Seasons Hotels) شرکت خدمات توریستی کانادایی است، که در زمینه مدیریت بر هتل های پنج ستاره و لوکس فعالیت می نماید. این شرکت مالک شبکه ای از هتل های زنجیره ای مجلل و گران قیمت کانادایی می باشد.
کوارتت گیتار کلاسیک چهار فصل آنسامبلی ایرانیست که فعالیت خود را در سال ۱۳۸۹ با حضور وحید وحیدپور، عادل شاهنده، فریدون وزیری و فرخ کارنما آغاز کرد.
این گروه در سال ۹۲ موفق به دریافت درجه ۲ هنری از خانه موسیقی ایران شد.
رپرتوار گروه دربرگیرندهٔ دوره های مختلف موسیقی می باشد که بعضی قطعات اجرایی توسط اعضای گروه برای آنسامبل کوارتت تنظیم و اجرا شده است. تا کنون یک آلبوم از گروه چهار فصل با نام "یک دو سه چهار" توسط مؤسسهٔ آوای ماد منتشر شده است.
کوارتت گیتار کلاسیک چهار فصل تا کنون سه مرتبه به عنوان یکی از شش گروه برتر کشور در موسیقی کلاسیک (غیرایرانی) در جشنواره بین المللی فجر حضور داشته است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

فصل در جدول کلمات

فصل آخر
زمستان
فصل آغازین
بهار
فصل اول
بهار
فصل اول سال
بهار
فصل برداشت
درو
فصل بهار
بهامین
فصل پائیز
خزان
فصل پاییز
خزان
فصل سرما
زمستان
فصل شتا
زمستان

معنی فصل به انگلیسی

article (اسم)
ماده ، عمل ، شرط ، اسباب ، مقاله ، بند ، گفتار ، فقره ، فصل ، حرف تعریف ، متاع ، کالا ، چیز
clause (اسم)
ماده ، شرط ، جزء ، بند ، فصل ، قضیه ، جزئی از جمله
book (اسم)
فصل ، کتاب ، دفتر ، سفر ، فصل یاقسمتی از کتاب
chapter (اسم)
باب ، شعبه ، قسمت ، مقاله ، فصل ، فصل یاقسمتی از کتاب ، فصل یا قسمت مختصری
item (اسم)
فقره ، فصل ، تکه ، بخش ، رقم ، قطعه خبری
season (اسم)
فصل ، دوران ، هنگام

معنی کلمه فصل به عربی

فصل
مقالة , موسم
فصل
محصول العنب
موسم الربيع
تنوير
کتاب
طقس

فصل را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی فصل

محمد طاها ٠٥:٥٦ - ١٣٩٥/١٠/٢٩
سالگـَه : " فصل سال"
season سالگـَه
|

احمد ٢١:٣٠ - ١٣٩٦/١٢/٢٥
در زبان عربی به معنای جدا کردن است ولی ریشه سریانی دارد و به معنای ترجمه کردن دارد
|

دباب ١٥:٣٩ - ١٣٩٧/٠٩/٠٥
Season
|

محسن مرادنوری ٢٢:٤١ - ١٣٩٧/١٢/٠٧
باب
|

HENGAME ١٤:٣٦ - ١٣٩٨/٠٣/٠٥
میشه CHAPTER
یا
میشه SEASON

لایک کنید یادتون نره هر کی لایک کنه لایک میشه ممنون اگه نظری هم دارید بنویسید با تشکر ☺
|

پیشنهاد شما درباره معنی فصل



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

نیما > functional
فامی > عقاب
مرضیه > کمیلا
مرضیه > کمیل
لادن فخر سعادت > soon after
مهشید > مهشید
ب. الف. بزرگمهر > حقانیت
نیما > Functional

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• توصیف چهار فصل سال   • انیمیشن پیدایش فصل ها   • معنی فصل   • چهار فصل چگونه به وجود می آید   • فصل در جدول   • فصل های سال   • علت پیدایش فصل ها   • تحقیق در مورد چهار فصل سال   • مفهوم فصل   • تعریف فصل   • معرفی فصل   • فصل چیست   • فصل یعنی چی   • فصل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فصل
کلمه : فصل
اشتباه تایپی : twg
آوا : fasl
نقش : اسم
عکس فصل : در گوگل


آیا معنی فصل مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )