انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1017 100 1

فصل

/fasl/

مترادف فصل: دوران، زمان، عهد، گاه، موسم، موعد، نوبت، وقت، هنگام، انفصال، برش، تفکیک، جداسازی، جدایی، باب، بخش، بند، ماده، مبحث، مقوله

متضاد فصل: وصل

برابر پارسی: جدا ساختن، واره، فرَگَرد، هات، دمان، آوام، فرگرد، گسست، موسم

معنی فصل در لغت نامه دهخدا

فصل. [ ف َ ] (ع اِ) مانع و حاجز میان دو چیز. || هر جای پیوستگی در استخوان هر بند اندام. || (ص ) سخن حق و راست. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || حکم که حق از باطل جدا کند. (منتهی الارب ).
- فصل الخطاب . رجوع به مدخل فصل الخطاب شود.
|| (اِ) ضمیر مرفوع منفصل میان مبتدا و خبر و مانند آن. (منتهی الارب ). || خلاف اصل : و للنسب اصول و فصول ؛ ای فروع. (اقرب الموارد). || بخشی از کتاب یا رساله و معمولاً فصل را از باب کوچکتر گیرند. (فرهنگ فارسی معین ) : ما پدید کنیم اندر فصل دیگر مقدار هر ناحیتی. (حدود العالم ). این فصل تقریرکرده شود و خان نشاط کند که این عهد بسته آید. (تاریخ بیهقی ).
بر صورتت از دستخط یزدان
فصلی است نوشته همه معما.
ناصرخسرو.
گر این فصل بر کوه خوانی همانا
که جز بارک اﷲ صدایی نیابی.
خاقانی.
راندی به گوش اول صد فصل دلفریبم
و امروز در دو چشمم جز جوی خون نرانی.
خاقانی.
سوی ما نامه کرد و ما را خواند
فصلهایی به دلفریبی راند.
نظامی.
فصلی در همان روز اتفاق بیاض افتاد. (گلستان ).
ملامتها که بر من رفت و سختیها که پیش آمد
گر از هر نوبتی فصلی بگویم داستان آید.
سعدی.
|| قسمتی از گفتگو و مذاکره : گفتم اگر چاره نیست از زدن خلوتی باید تا نیکو دو فصل سخن گویم. (تاریخ بیهقی ). حاجب بزرگ بلگاتگین را بنزدیک پیل خواند و به ترکی با وی فصلی چند سخن بگفت. (تاریخ بیهقی ). خواجه ٔ بزرگ فصلی سخن گفت بتازی سخن نیکو در این معنی.(تاریخ بیهقی ). || هر یک از چهار موسم سال ، چون محور زمین نسبت به سطح مدار آن - یعنی دایره ای که بدور خورشید میگردد - 66 درجه و 33 دقیقه و 27 ثانیه تمایل دارد، این تمایل از طرفی سبب اختلاف روز و شب و از جهت دیگر باعث تغییر فصول و کمی و زیادی درجه ٔ حرارت در نقاط مختلف زمین میگردد. اگر محور نسبت به سطح مدار تمایل نداشت و عمود بر آن بود، اشعه ٔ آفتاب به هر یک از نقاط زمین در مدت سال به یک وضع ثابت می تابید. و تمایل آنها نسبت به نقاط زمین در عرض سال تغییر نمی کرد و همیشه در خط استوا عمود می تابیدو هر قدر به قطبین نزدیک می شد بر تمایل اشعه افزوده می گشت تا در قطبین اشعه با سطح کره مماس میگردید و چون مقدار حرارت هر نقطه مربوط به موضع ثابت اشعه است ، درجه ٔ حرارت هر مکان نیز همیشه در عرض سال ثابت میماند... تابستان در هر مکان هنگامی است که اشعه ٔ خورشید از همه وقت عمودتر بسطح زمین می تابد... (نقل به اختصار از فرهنگ فارسی معین ) :
بمان تا به هنگام فصل بهار
که گردد پر از رعد کهسار وغار.
فردوسی.
در فصل ربیع که آثار صولت برد آرمیده و اوان دولت ورد رسیده. (گلستان ).
- فصل به فصل ؛ گاهگاه. هرچند مدت یکبار. (فرهنگ فارسی معین ).
|| (اصطلاح منطق ) ممیز اشیاء و مقوم اجناس است. مثلاً «ناطق » فصل انسان است که او را ازدیگر امور مشترک جنسی که حیوانیت باشد ممتاز و جدا می کند. در اینجا مراد فصل منطقی نیست ، بلکه فصل اشتقاقی است که مبداء فصل منطقی است. توضیح آنکه آنچه راعلم میزان فصل میگویند فصل منطقی است که از مبادی خاص گرفته شده و آن در حقیقت مبادی فصول اند. مثلاً مفهوم ناطق که فصل انسان است مبدئی دارد که مأخوذ از آن است و آن مبداء نفس ناطقه است و همین طور «حاس » مأخوذ و مشتق از نفس حاسه است در حیوان. این قسم را فصول اشتقاقیه گویند و آنها بعینه همان صور نوعیه اند.بنابراین فصول حقیقیه ، صور نوعیه اند و همان صور نوعیه حافظ وحدت نوعیه اند و فصل اخیر اشیأاند و ثابت اند و مانند اصل و عمودند در اشیاء. همین فصول اخیرند که حافظ هذیت اشیاء باشند و واجب جمع مراتب وجود آنها هستند و وجود در همه ٔ اشیاء فصل الفصول و فصل اخیر آنهاست و یا صور طبیعیه اصول حافظ و فصول آنهاست و بالجمله ناطق و حساس و محرک در حقیقت فصول محموله اند نه فصول حقیقیه. (از فرهنگ فارسی معین به اختصار از اساس الاقتباس ).
- فصل اخیر ؛ فصل. رجوع به معنی خود فصل در اصطلاح منطق شود.
- فصل اشتقاقی ؛ منشاء فصل منطقی را فصل اشتقاقی نامیده اند که در انسان نفس ناطقه است. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به خود معنی فصل شود
- فصل بعید ؛ آنکه نوع خود را از مشارکات جنس فی الجمله امتیاز دهد، چون : حاس به نسبت انسان. (فرهنگ فارسی معین از غیاث اللغات و آنندراج ).
- فصل ذاتی ؛ فصل اشتقاقی یاصورت نوعیه است. (فرهنگ فارسی معین از اسفار ج 2 ص 153).
- فصل قریب ؛ آنکه نوع خود را از جمیع مشارکات در جنس امتیاز دهد، چون : ناطق به نسبت انسان. (فرهنگ فارسی معین از غیاث و آنندراج ).
- فصل مشترک ؛ اتصال حقیقی یکبار به این معنی است که بین اجزای متصل حد مشترکی باشد و این حد مشترک را در هندسه فصل مشترک نامند، مانند نقطه ای که حد مشترک است بین دو خط. (حکمت قدیم فاضل تونی ص 23).
- فصل مقسم ؛ هر فصلی مقسم جنس است زیرا جنس را تقسیم به انواع مختلف کند. نصیرالدین طوسی گوید: فصل به اضافت با نوع مقوم باشد چه ذاتی است او را و داخل در ماهیت او، مانند «ناطق » انسان را،و به اضافت با جسم مقسم باشد چه قسمت کند جنس را بحصه ای که جزو نوع بوده و بغیر آن حصه که حصص دیگر انواع بوده ، مانند: «ناطق » حیوان را، چه حیوان به این فصل منقسم شود به ناطق و غیرناطق. (فرهنگ فارسی معین از اساس الاقتباس ص 30).
- فصل مقوم . رجوع به ترکیب فصل مقسم شود.
- فصل منطقی ؛ فصل محصول است. رجوع به معنی خود فصل شود.
|| (اِمص ) (اصطلاح علم معانی ) وصل عبارت است از عطف بعضی جمله ها بر بعضی دیگر، فصل عبارت است از ترک آن و آن قواعدی دارد. (فرهنگ فارسی معین از هنجار گفتار ص 223). || (اصطلاح ادبی ) فصل در قوافی ، هر تغیر که مختص بعروض باشد و مثل آن در حشو بیت روا نبود و این تغیر به اسقاط یک حرف متحرک است یا زاید. (از منتهی الارب ). || (مص ) بریدن کار را. || از شیر بازکردن کودک را. (منتهی الارب ) (تاج المصادر بیهقی ) (از اقرب الموارد). || بریدن. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد.) || مانع شدن.(از اقرب الموارد). || بازداشتن. || جدا شدن. || میان هر دو مروارید شبه در رشته کشیدن. (منتهی الارب ). || فیصل دادن : فصل مرافعه. (فرهنگ فارسی معین ). || جدا کردن. (منتهی الارب ) (فرهنگ فارسی معین ).
- فصل کردن ؛ فصل. جدا کردن. مقابل وصل کردن. (یادداشت بخط مؤلف ) :
ما برای وصل کردن آمدیم
نی برای فصل کردن آمدیم.
مولوی.

معنی فصل به فارسی

فصل
۱ - ( مصدر ) جدا کردن ۲ - فیصل دادن : فصل مرافعه . ۳ - ( اسم ) مانع حاجز میان دو چیز ۴ - جای پیوستگی میان دو استخوان هر بند اندام ۵ - بخشی از کتاب یا رساله . توضیح معمولا فصل را از باب کوچکتر گیرند ۶ - هر یک از چهار موسم سال توضیح چون محور زمین نسبت به سطح مدار آن یعنی دایره ای که به دور خورشید می گردد ۶۶ درجه و ۳۳ دقیقه و ۲۷ ثانیه تمایل دارد ( یعنی میل محور زمین نسبت به سطح مداری ۶۶ درجه و ۳۳ دقیقه و ۲۷ ثانیه است ) لذا به همین تمایل از طرفی سبب اختلاف روز و شب و از جهت دیگر باعث تغیر فصول و کمی و زیادی درجه حرارت در نقاط مختلف زمین می گردد . اگر محوری نسبت به سطح مداری تمایل نداشت و عمود بر آن بود اشعه آفتاب به هر یک از نقاط زمین در مدت سال بیک وضع ثابت می تابید و تمایل آنها نسبت به نقاط زمین در عرض سال تغییر نمی کرد و همیشه در خط استوا عمود می تابید و هر قدر بقطبین نزدیکتر میشد تمایل بر اشعه افزوده می گشت تا در قطبین اشعه با سطح کره مماس می گردید و چون مقدار حرارت هر نقطه هم مربوط به موضع ثابت اشعه است درجه حرارت هر مکان نیز همیشه در عرض سال ثابت می ماند و اختلافی بین مقدار گرما و سرمای آن نقطه در عرض سال حاصل نمی گشت . ولی این طور نیست زیرا محور زمین بر سطح مداری مایل است و وضع تابش و اشعه و مقدار تمایل آن نسبت بیک مکان در عرض سال ثابت نیست به علاوه مدتی هم که آفتاب در بالای افق هر نقطه میماند نسبت به آن نقطه عمود است و در نقاط دیگر مایل همین امر سبب تغییر فصول سال شده است . تابستان در هر مکان از سطح کره زمین هنگامی است که روزها از همه وقت سال طولانی تر و اشعه خورشید از همه وقت به سطح زمین می تابد . زیرا همین دو قسمت است که مقدار حرارت را زیادتر می کند ( طول روز و عمود بودن اشعه خورشید ) و فصل گرما را پیش می آورد برخلاف زمستان که روزها کوتاهتر و اشعه خورشید هم بیش از هر وقت مایلتر به سطح زمین می تابد . به همین جهت گرما کمتر و در نتیجه سرما بیشتر می شود . بهار و پاییز واسطه بین این دو فصل است . اگر انتقال از گرما به سرما باشد فصل را پاییز و اگر بعکس باشد فصل را بهار گویند ۷ - ممیز جوهری اشیائ و مقوم اجناس و علت وجود آنهاست مثلا ناطق فصل انسان است که او را از دیگر امور مشترک جنسی که حیوانیت باشد ممتاز و جدا می کند در اینجا مراد فصل منطقی نیست بلکه فصل اشتقاقی است که مبدائ فصل منطقی است . توضیح آنکه آنچه را در علم میزان فصل می گویند فصل منطقی است که از مبادی خاص گرفته شده و در حقیقت آن مبادی فصولند مثلا مفهوم ناطق که فصل انسان است مبدائی دارد که ماخوذ از آنست و آن مبدائ نفس ناطقه است و همین طور حساس ماخوذ و مشتق از نفس حاسه است در حیوان . این قسم ار فصول اشتقاقیه گویند و آنها بعینه همان صور نوعیه اند . بنابراین فصول حقیقه صور نوعیه اند و همان صور نوعیه باشند که حافظ وحدت نوعیه اند و فصل اخیر اشیائ اند و ثابت اند و مانند اصول و عمودند در اشیائ . همین فصول اخیرند که حافظ هذیت اشیائ باشند و واجد جمیع مراتب وجود آنها هستند و وجود در همه اشیائ فصل الفصول و فصل اخیر آنهاست و یا صور طبیعیه اصول حافظ و فصول آنهاست و بالجمله ناطق و حساس و محرک در حقیقت فصول محموله اند نه فصول حقیقه . یا فصل اشتقاقی . منشائ فصل منطقی را فصل اشتقاقی نامیده اند که در انسان ناطقه است . یا فصل بعید . آنکه نوع خود را از مشارکات جنس فی الجمله امتیاز دهد چون حساس به نسبت انسان . یا فصل ذاتی . فصل اشتقاقی یا صورت نوعیه است یا فصل قریب . آنکه نوع خود را از جمیع مشارکات در جنس امتیاز دهد چون ناطق به نسبت انسان . یا فصل مشترک . اتصال حقیقی یک بار باین معنی است که بین اجزای متصل حد مشترکی باشد و این حد مشترک رادر هندسه فصل مشترک نامند مانند نقطه که حد مشترک است بین دو خط . یا فصل مقسم . هر فصلی مقسم جنس است زیرا جنس را تقسیم بانواع مختلف کند . نصیر الدین طوسی گوید : فصل باضافت بانواع مقوم باشد چه ذاتی است او را و داخل در ماهیت او مانند ناطق انسان را و باضافت با جسم مقسم باشد چه قسمت کند جنس را بحصه ای که جزو نوع بوده و به غیر آن حصه که حصص دیگر انواع بوده مانند ناطق حیوان را چه حیوان باین معنی فصل منقسم می شود به ناطق و غیر ناطق یا فصل مقوم . فصل مقسم . یا فصل منطقی . فصل محمول است ۸ - هر تغییر که مختص بعروض باشد و مثل آن در حشو بیت روا نبود .این تغییر باسقاط یک حرف متحرک است یا زاید ۹ - وصل عبارتست از عطف بعضی از جمله ها بر بعضی دیگر فصل عبارتست از ترک آن و آن قواعدی دارد . جمع : فصول . یا فصل به فصل . گاهگاه هر چند مدت یکبار .
[sequence] [سینما و تلویزیون] مجموعۀ صحنه های فیلم که وحدت موضوعی داشته باشد
[thawing season] [علوم جَوّ] دورۀ زمانی بین پایین ترین نقطه و بالاترین نقطۀ بعدی بر روی خم درجه روزهای تجمعی زمانی بالا و پایین صفر درجۀ سلسیوس یا 32 درجۀ فارنهایت
[closed fire-season , fire season] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] دوره هایی از سال که در آن روشن کردن آتش در جنگل محدودیت های قانونی دارد
کتابی است بعربی در ۲۴ مجلد تالیف شیخ شرف الدین احمد ابن یوسف تیفاشی ( ف. ۶۵۱ ه ق ) و وی آنرا برای محیی الدین محمدبن محمدبن ندی جزری قرشی تالیف کرده .
( اسم ) ۱- کلام فصیح که حق را از باطل جدا سازد . ۲ - حدیث نبوی فصیح اللسان آنکه فصاحت دارد زبان آور .
پیدا کردن سخن . یا جدا کردن
عبارت است از جزئ داخل در ماهیت .
[accumulation season] [زمین شناسی] دوره ای از سال که در آن انباشت برف و یخ بر یخ کاست فزونی دارد
[peak season] [گردشگری و جهانگردی] دوره ای از سال که در آن تعداد سفر به مقصدی مشخص به حداکثر می رسد و از فصل کسادی و فصل میانه کاملاً متمایز است
آن که نوع خود را از مشارکات در جنس فی الجمله امتیاز دهد چون حساس نسبت بانسان .
[fire season] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] ایامی از سال که احتمال وقوع و گسترش حریق در آن بیشتر است
فرق بین حق و باطل
[high season] [گردشگری و جهانگردی] دوره ای از سال که در آن تعداد مسافران افزایش می یابد و نرخ اتاق و کرایۀ وسایل نقلیه از مواقع دیگر بیشتر است
[growing season] [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] بازۀ زمانی بین سردترین روزهای بهار و سردترین روزهای پاییز که در آن گونه های خاصی از گیاهان رشد می کنند
[dead season] [گردشگری و جهانگردی] زمانی از سال که در آن شمار گردشگران بسیار کم می شود
[close game season] [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] زمان زایمان و شیردهی و تخم ریزی و تخم گذاری حیات وحش که در طی آن شکار آنها ممنوع یا بسیار محدود می شود
آن که نوع خود را از جمیع مشارکات در جنس امتیاز دهد .
[holiday season] [گردشگری و جهانگردی] بخشی از سال که بیشترِ مردم در آن ایام به سفر می روند
[eclipse season] [نجوم ] مدت زمانی که در آن خورشید در نزدیکی یکی از گره های مدار ماه واقع می شود و پدیدۀ گرفت محتمل است
حد مشترک را در اصطلاح اهل ریاضی فصل مشترک گویند .
[shoulder season, shoulder period] [گردشگری و جهانگردی] دوره ای از سال، بین «فصل رونق» و «فصل رکود»، که در آن ارائۀ خدمات به مسافران با نرخ تشویقی (promotional rate) صورت می گیرد
[TV season, season] [سینما و تلویزیون] مدت زمان نمایش مجموعه های تلویزیونی پیوسته و ناپیوسته که معمولاً سی هفته طول می کشد

معنی فصل در فرهنگ معین

فصل
(فَ صْ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) جدا کردن . ۲ - خاتمه دادن به خصومت . ۳ - (اِ.) مانع و حاجز میان دو چیز. ۴ - محل اتصال دو استخوان . ۵ - بخشی از کتاب یا رساله . ۶ - هر یک از چهار فصل سال .
(فَ لُ لْ خِ) [ ع . ] (اِمر.) ۱ - هر کلام فصیح و روشن که حق رااز باطل جدا کند. ۲ - کلمة «اما بعد» که خطیب بعد از ذکر مقدمه می گوید.
( ~ . مِ) [ ع - فا. ] (اِمر.) نشریه ای که در هر فصل سال یک بار منتشر می شود.
(فَ. کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م .) ۱ - جدا کردن . ۲ - حساب پس دادن ، تصفیه حساب کردن .

معنی فصل در فرهنگ فارسی عمید

فصل
۱. هریک از چهار قسمت سال شامل سه ماه.
۲. [مجاز] دوره، برهه، مرحله.
۳. واحد تقسیم بندی مطالب کتاب، مقاله، رساله، و مانند آن.
۴. (ورزش) دورۀ برگزاری مسابقات ورزشی.
۵. (اسم مصدر) [مقابلِ وصل] (ادبی) نیاوردن واو عطف بین اجزای کلام.
۶. (منطق) خصوصیتی ذاتی که جنسی را از جنس دیگر متمایز می کند.
۱. فصاحت.
۲. حکم به بینه یا سوگند.
۳. آنچه بین حق و باطل را جدا می کند.
۴. [قدیمی] کلمۀ «اما بعد» که خطیب بعد از ذکر مقدمه می گوید.

فصل در دانشنامه اسلامی

فصل
فصل، یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای کلیِ ذاتیِ مختصّ به یک ماهیت است.
فصل در لغت به معنای جدا شدن و جدایی است، و در منطق، اسم برای یکی از کلیات خمس است. فصل را از آن جهت فصل گفته اند که ممیّز ذات است بعد از آن که در یکی از اجزای ذات با اشیای دیگر اشتراک داشته است.
اقسام کلیات خمس
کلیات خمس به کلی ذاتی و کلی عَرَضی تقسیم می گردد.
توضیح اصطلاح
فصل، کلی ذاتی ای است خاص یک ماهیت که موجب امتیاز آن ماهیت از ماهیات دیگری که با آن در جنس مشترک هستند می شود، و در جواب سؤال "ایّ شئ هو فی ذاته" می آید؛ مانند "ناطق" که فصل انسان است و آن را از حیوانات دیگر جدا می سازد. مقصود از شئ، جنس است که قبل از سؤال از فصل شناخته شده است، مثلاً وقتی شبحی را از دور ببینیم و بدانیم که حیوان است ولی خصوصیات آن حیوان را ندانیم، سؤال می کنیم که کدام حیوان است؟ اگر انسان باشد جواب داده می شود: ناطق، و اگر فرس باشد جواب داده می شود: صاهل و اگر بدانیم جسم است ولی ندانیم چه جسمی است سؤال می کنیم، کدام جسم است؟ اگر حیوان باشد در جواب گفته می شود: حساس (که فصل حیوان است). بنابراین فصل، ذاتی اخص و جزء مختص و ممیز ماهیت است، در مقابل جنس که ذاتی اعم و جزء مشترک آن ماهیت با ماهیات مشارک آن است.
واژه های مترادف فصل
...
فصل
معنی فَصْلِ: جدايي (فصل به معني تميز بين دو چيز است ، و اگر روز قيامت را روز فصل خوانده ، بدين دليل است که آن روز، روز جدا شدن حق از باطل است ، روزي که به حکم خدا و قضاي او بين حق و باطل و يا بين مجرم و متقي ، جدايي ميافتد . و هر يک از ديگري متمايز ميشود )
معنی فَصَلَ بـِ: بيرون برد (عبارت "فَلَمَّا فَصَلَ طَالُوتُ بِـﭑلْجُنُودِ " يعني طالوت سپاهيانش را (از مقرّشان)بيرون برد)
معنی مُفَصَّلاًَ: به صورت روشن و واضح - جزء به جزء شده - فصل به فصل شده - به تفصیل بیان شده(تفصيل به معناي روشن ساختن معاني و رفع اشتباه از آن است ، به نحوي که اگر خلط و تداخلي در آن معاني شده و در نتيجه مراد و مقصود مبهم شده باشد آن خلط و تداخل را از بين ببرد )
معنی مُّفَصَّلَاتٍ: به صورت روشن و واضحها - جزء به جزء شده ها - فصل به فصل شده ها- به تفصیل بیان شده ها(تفصيل به معناي روشن ساختن معاني و رفع اشتباه از آن است ، به نحوي که اگر خلط و تداخلي در آن معاني شده و در نتيجه مراد و مقصود مبهم شده باشد آن خلط و تداخل را از بين ب...
معنی فَاصِلِينَ: داوران - جداکنندگان (فصل به معني تميز بين دو چيز است ، و اگر روز قيامت را روز فصل خوانده ، بدين دليل است که آن روز، روز جدا شدن حق از باطل است ، روزي که به حکم خدا و قضاي او بين حق و باطل و يا بين مجرم و متقي ، جدايي ميافتد . و هر يک از ديگري متمايز ...
معنی ﭐصْدَعْ: آشکار کن (بي پرده بگو)(کلمه صدع و فرق و فصل به يک معنا است ، و معناي فلان صدع بالحق ، اين است که فلاني حق را بي پرده و آشکارا گفت . )
معنی خِطَاب: کلام (و کلمه فصل الخطاب به معناي آن است که انسان قدرت تجزيه و تحليل يک کلام را داشته باشد ، و بتواند آن را تفکيک کند و حق آن را از باطلش جدا کند )
معنی يَفْصِلُ: داوری می کند - جدايي می اندازد (از فصل به معني تميز بين دو چيز است ، و اگر روز قيامت را روز فصل خوانده ، بدين دليل است که آن روز، روز جدا شدن حق از باطل است ، روزي که به حکم خدا و قضاي او بين حق و باطل و يا بين مجرم و متقي ، جدايي ميافتد . و هر يک از...
معنی صَّدْعِ: شکاف (مراد از زمين صاحب صدع در عبارت "وَﭐلْأَرْضِ ذَاتِ ﭐلصَّدْعِ "شکافتن زمين و روييدن گياهان از آن است، کلمه صدع و فرق و فصل به يک معنا است )
ریشه کلمه:
فصل‌ (۴۳ بار)
یکی از اوصاف قرآن فصل است.
«فصل» مصدر و به معنای جداکردن دو یا چند چیز از یکدیگر است و در امور مادی، اعتباری و معنوی به کار می رود.«فصل» یکی از اسامی و صفات قرآن است که در آیه ۱۳ سوره طارق به آن اشاره شده است: (انه لقول فصل)؛ «این (قرآن) سخنی است که حق را از باطل جدا می کند» استعمال مصدر (فصل) در آیه فوق برای قرآن، به معنای فاعل و برای مبالغه ی در آن است؛ یعنی قرآن حقیقتا جداکننده حق و باطل است.
قول فصل
قول فصل، یعنی سخن جدی و قاطعی که حق را از باطل جدا می کند و هرگز قابل نقض و ابرام نیست. این تعبیر را بیشتر در قضاوت های مهم و حل اختلافات به کار می برند و می توان گفت قول فصل، آن سخن نهایی است که چون و چرا ندارد و جای شک و تردید باقی نمی گذارد.دو دیدگاه درباره «قول فصل» وجود دارد:۱. اشاره به معاد است؛۲. وصف و اسم قرآن است؛ زیرا قرآن سخن قاطعی است که حق را از باطل جدا می کند و جای ابهام و تردید باقی نمی گذارد.
فصل الخطاب فی تحریف کتاب رب الارباب کتابی به زبان عربی نوشته میرزا حسین نوری. نویسنده در این کتاب مدعی است برخی از آیاتی که از جانب خداوند بر پیامبر(ص) نازل شده و در قرآنی که در دسترس است موجود نیست و آن آیات بنا به مصالحی نزد معصومین است. این کتاب از کتابهای جنجالی است که در رد آن کتابهای متعددی نوشته شده است.
این کتاب، از کتابهای جنجال برانگیز جهان تشیع است و محدث نوری در ۲۸ جمادی الثانی سال ۱۲۹۲ق از تالیف آن فراغت یافته است. بنابر متن کتاب و نیز آنچه آقابزرگ تهرانی از خود محدث نوری شنیده و از او نقل کرده، مراد محدث نوری از تحریف کتاب این نیست که قرآن فعلی کلام خدا نیست یا چیزی بر آن افزوده یا پس از جمع قرآن (جمع آوری قرآن در زمان عثمان بن عفان به شکل یک کتاب) چیزی از آن کاسته شده است. به باور محدث نوری، قرآن فعلی دقیقا همان است که در زمان عثمان جمع آوری شد و به صورت یک کتاب میان جلد درآمد. او معتقد است که از پاره ای روایات برمی آید: پیش از جمع آوری، آیاتی در قرآن بوده که پس از آن و هم اکنون در آن نیست و نزد معصوم (ع) محفوظ است و ما نمی دانیم که آنچه حذف شده، چه بوده است و تنها بنابر روایاتیبه اجمال خبر داریم که چیزی از قرآن کاسته شده است.
نام کتاب محدث نوری یعنی فصل الخطاب فی تحریف الکتاب عالمان معاصر او و مردمان آن روزگار را به این اشتباه انداخت که مراد او این است که قرآن نیز مانند انجیل و تورات عین کلام الله نیست. او خود از این موضوع سخن گفته و نزد شاگردش آقا بزرگ تهرانی از نامگذاری کتاب به این عنوان اظهار پشیمانی کرده و گفته خوب بود که نام کتاب را «فصل الخطاب فی عدم تحریف الکتاب» یا «القول الفاصل فی اسقاط بعض الوحی النازل» می نهادم تا مردم را این گمان خطا پیش نیاید. مراد محدث نوری از تحریف، نقیصه(کاسته شدن)است نه زیادت و نه تغییر و تصرف در کلمات و آیات قرآن فعلی. آقابزرگ تهرانی، هنگام معرفی کتاب، این کتاب را کتابی در رد تحریف قرآن می خواند و می نویسد: «أثبت فیه عدم التحریف بالزیادة والتغییر والتبدیل وغیرها؛ در این کتاب، عدم تحریف قرآن را اثبات کرده است و دور بودنش از تحریف به زیادت و تغییر و تبدیل و جز آن.»
«فصل الخطاب»، به زبان فارسی، مفصل ترین و مهم ترین اثر عرفانی خواجه محمد پارسا به شمار می رود.
انگیزه خواجه از تدوین این کتاب، در واقع، فیصله دادن به اختلاف میان فرق مختلف عامه از یک سو و میان عامه و خاصه از سویی دیگر می باشد.
کتاب، مشتمل بر خطبه، 8 فصل و یک خاتمه است.
فصل اول، در بیان علوم صوفیه و شرح کلمات آنان است و از مطالب زیر گفت وگو می کند:
«علوم صوفیه، مکاشفات و مشاهدات است، نه علوم اصطلاحی»، «معرفت حق تعالی و صفات او، مطلوب لذاته است و بقیه علوم، مطلوب لاجله»، «یکی از بحث های مورد منازعه در قرآن، بحث محکم و متشابه است»، «تصرفات شش گانه در تفسیر قرآن عبارتند از: تفسیر، تأویل، تصریف، تفریع، جمع و تفریق»، «بحث در باره فناء و بقاء و اقوال عرفا در این باره»، «در بیان جمع و تفرقه»، «در بیان غیبت و حضور»، «بحث در باره ی حلول و اتحاد» و...
اخذ انفعال مکان فصل یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و یکی از مصادیق خطای در فصل و از اسباب خلل در تعریف حدّی است.
خطای در فصل اقسامی دارد که هر کدام از آنها باعث خلل در «حد» می شوند و ازاین رو باید در تعریف حدی از آنها پرهیز کرد، زیرا برخی از آنها اخذ انفعال مکان فصل، اخذ عرض مکان فصل جوهر، اخذ غیر کیف مکان فصل کیف، و اخذ غیر مضاف، مکان فصل مضاف است.اینکه اخذ انفعال مکان فصل درست نیست، به این دلیل است که شدت یافتن انفعال هر چیزی، گاهی باعث بطلانش می شود، بر خلاف فصل که شدت گرفتنش، باعث قوت و ثبات شیء می شود، ازاین رو انفعال نمی تواند مکان فصل قرار گیرد.درست نبودن امورِ یاد شده دیگر به این سبب است که فصل جوهر باید جوهر باشد، و فصل کیف هم کیف، و همچنین فصل مضاف باید مضاف، و غیر از آنها امکان ندارد که فصل شان قرار گیرد، چون فصل، ذاتی یک چیز است و ذاتی هم باید از سنخ خود شیء باشد.
اخذ لازم مکان فصل یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و یکی از موارد وقوع غلط در تعریف حدّی است.
«اخذ لازم، مکان فصل»، یکی از اقسام خطای در تعریف، در تعریف های حدّی محسوب می شود و آن لازم، ممکن است عرض خاص و یا عرض عام باشد. اخذ عرض خاص، مکان فصل، مانند: «الانسان حیوان ضاحک» که «ضاحک» در تعریف حدّی به جای ناطق قرار گرفته است، و اخذ عرض عام، مکان فصل، مانند: «الانسان حیوان ماشی» که «ماشی» در تعریف حدّی به جای ناطق قرار دارد.این دو تعریف به عنوان تعریف رسمی، صحیح اند، ولی به عنوان تعریف حدّی درست نیستند.
ادات فصل، ادات جداکننده دو چیز متضاد را می گویند.
زرکشی و جلال الدین سیوطی یکی از معانی «من» را فصل و جداسازی دو چیز متضاد برشمرده اند؛ مانند: (والله یعلم المفسد من المصلح) و (حتی یمیز الخبیث من الطیب) ؛ از این رو «من» را ادات فصل می دانند.
امتحان فصل یکی از اصطلاحات به کار رفته در علم منطق بوده و به معنای شناسایی فصل از غیر آن در مقام تعریف است.
از آنجا که خطای در حدود گاهی از ناحیه فصل واقع می شود باید فصل را شناخت. امتحان فصل هم به این است که فصل در جای خودش به کار رود. خطای در فصل این است که نوع یا جنس به جای فصل قرار گیرد. اخذ نوع به جای فصل مانند اینکه در تعریف «تهزّؤ» گفته شود: «التّهزّؤ شتم مع استخفاف» که استخفاف، فصل شتم نیست، بلکه به منزله یکی از انواع شتم است. یکی دیگر از موارد خطا این است که چیزی به عنوان جنس در تعریف ذکر شود که اقدم بر جنس واقعی است.
مستندات مقاله
در تنظیم این مقاله از منبع ذیل استفاده شده است: ابن سینا، حسین بن عبدالله، منطق المشرقیین.    
 ۱. ↑ ابن سینا، حسین بن عبدالله، منطق المشرقیین، ص۵۳.    
...
ترکیب در فلسفه، به معنیِ «یکی شدنِ چند چیز» یا «اتحاد امور کثیر» است.
ترکیب در فلسفه، چندگونه تقسیم دارد:۱. تقسیم به حقیقی و اعتباری؛ ۲. تقسیم به عقلی و خارجی؛ ۳. تقسیم به انضمامی و اتحادی.
انواع جسم در فلسفه اسلامی
در فلسفه اسلامی، فیلسوفان اغلبْ انواعِ جسم را مرکب از ماده و صورتِ نوعیه می دانند که این دو جزء، وقتی در ذهن به نحوِ لابشرط تصور می شوند، همان جنس و فصلِ ماهیات خواهند بود. در واقع مصداق خارجیِ اجزاء عقلی ماهیت، یعنی جنس و فصل، به ترتیبْ همان ماده و صورتِ خارجی است و تنها تفاوت آنها این است که ماده لحاظِ "بشرط ِ لا"ی جنس، و جنس لحاظ "لا بشرط" ماده است و صورت، لحاظ "بشرط لا"ی فصل و فصل لحاظ "لابشرط" آن است.
ترکیب ذهنی یا عقلی
می دانیم که ملاکِ کثرت و تمایزِ ذهنی و عقلی، عدمِ تعددِ وجودهای اجزاء در خارج است؛ یعنی اگر وجودِ هر یک از اجزاء در عالم واقع، همان وجودِ اجزاء دیگر باشد و اجزاءْ تنها در ذهن و با استفاده از تحلیلِ عقلانی، از یکدیگر منحاز و متمایز شوند، ترکیبْ ذهنی یا عقلی نامیده می شود.ترکیب یک چیز از جنس و فصل، ترکیب حقیقیِ عقلی محسوب می شود؛ زیرا جنس و فصل، لحاظ و تصورِ لابشرطیِ ماده و صورت اند و چنین تصور و لحاظی از اجزای یک ماهیت، تنها در ذهن تحقق دارد نه در خارج از ذهن. بنابراین هر چیزی که دارای جنس و فصل است -از آن جهت که دارای جنس و فصل است- مرکَّبی عقلی و ذهنی محسوب می شود نه خارجی.
انتزاعِ جنس و فصل از ماده و صورت
...


فصل در دانشنامه ویکی پدیا

فصل
فصل یا موسم یکی از تقسیمات سال بر اساس تغییرات آب و هوایی کره زمین است. بعلت مایل بودن محور گردش زمین بدور خورشید نسبت به صفحه استوا و در نتیجه تغییر طول روز و شدت تابش و دما فصل ها پدید می آیند.
اعتدال بهاری: از نظر نجومی به وقت نصف النهاری ایران، به صورت میانگین و متوسط - با توجه به وجود تفاضل زمانی حداکثر نیمروزه - کره زمین حدوداً در بامداد اول فروردین بر روی نقطه اعتدال بهاری (شمالی) است و فصل بهار آغاز می شود. نقطه اعتدال بهاری و آغاز بهار معمولاً اول فروردین (۲۱ مارس)، (متوسط ساعت صفر بامداد اول فروردین) و بهار ۹۲ روز و ۱۷:۵۶ ساعت بطول می کشد. ازنظر نجومی زمان رسیدن ظاهری خورشید به نقطه تقاطع صفحه استوا با مدار زمین در هنگام عبور شمالی اعتدال بهاری گویند. در گاهشماری رسمی ایران اول فروردین، آغاز سال با لحظه اعتدال گره خورده است و مرز تحویل سال مابین دوظهر آخرین روز سال و اولین روز سال بعد است. بنحوی که ساعت صفر بامداد اول فروردین تقریباً میانگین لحظه اعتدال است. از این رو لحظه اعتدال بهاری با توجه به گاهشماری ایرانی در نیمه نخست روز اول فروردین (۲۱ مارس) یا در نیمه دوم روز آخر سال (۲۹ یا ۳۰) اسفندماه است. در زمان عرفی شروع بهار، اول فروردین دانسته می شود.
انقلاب تابستانی معمولاً در ۳۱ خرداد (۲۱ ژوئن)، (متوسط ساعت ۱۷:۵۶ روز ۳۱ خرداد) تحویل می شود و تابستان ۹۳ روز و ۱۵:۴۱ ساعت می باشد. تنها در حدود یک چهارم موارد انقلاب شمالی اول تیرماه رخ می دهد. در زمان عرفی اول تیر شروع تابستان دانسته می شود.
اعتدال پاییزی و آغاز پاییز، معمولاً اول مهرماه (۲۳ سپتامبر)، (متوسط زمانی ساعت ۰۹:۳۷ اول مهر) و طول پاییز ۸۹ روز و ۲۰:۲۸ می باشد. در یک دهم موارد نیز اعتدال پاییزی روز قبل یعنی ۳۱ شهریور است. در زمان عرفی اول مهر شروع پاییز دانسته می شود.
انقلاب زمستانی و آغاز زمستان معمولاً اول دی ماه (۲۲ دسامبر)، (متوسط ساعت ۰۶:۰۵ اول دی) و طول زمستان ۸۸ روز و ۲۳:۴۳ ساعت می باشد. در یک چهارم موارد انقلاب جنوبی روز قبل یعنی ۳۰ آذر است. در زمان عرفی اول دی شروع زمستان دانسته می شود.
فصل های چهارگانه سال به ترتیب: بهار، تابستان، پاییز و زمستان هستند.
زمین در مداری بیضی شکل به دور خورشید می چرخد. مدار زمین در دوسوی صفحه فرضی صفحه مداری یا استوا قرار دارد. محور زمین نسبت به صفحه استوا زاویه ۲۳٫۵ درجه می سازد. این انحراف سبب نامساوی شدن طول روز و شب در زمان های متفاوت سال در یک مکان می شود.
زمین دو بار در مدار خود صفحه مداری استوا را قطع می کند (نقاط اعتدال) و دو بار در بیشترین حالت انحراف قرار می گیرد (نقاط انقلاب). هرکدام از نقاط چهارگانه مبدأ یکی از فصولند. ساکنین نیمکره شمالی، نقطه اعتدال شمالی را اعتدال بهاری و نقطه اعتدال جنوبی را اعتدال پاییزی و نقطه انقلاب شمالی را انقلاب تابستانی و نقطه انقلاب جنوبی را انقلاب زمستانی می گویند.
عکس فصل
فصل ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
فصل (فیلم)
فصل (فیلم ۲۰۱۱)
فصل (کتاب ها)
فصل (منطق)
فصل (به هندی: Mausam) یا موسم فیلمی محصول سال ۱۹۷۵ و به کارگردانی گلزار است. در این فیلم بازیگرانی همچون شارمیلا تاگور، سانجیو کومار، دینا پاتک، ام شیپوری، ساتین کاپو ایفای نقش کرده اند.
۲۹ دسامبر ۱۹۷۵ (۱۹۷۵-12-۲۹)
«فصل» (انگلیسی: Season (film)) یک فیلم است که در سال ۱۹۸۹ منتشر شد.
۱۹۸۹ (۱۹۸۹)
فصل (هندی: मोसम) یا موسم فیلمی هندی به کارگردانی پانکاج کاپور است که در سال ۲۰۱۱ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به شاهد کاپور، سونام کاپور و شایان منشی اشاره کرد.
۲۳ سپتامبر ۲۰۱۱ (۲۰۱۱-09-۲۳)
«فصل» (انگلیسی: Season (film)) یک فیلم است که در سال ۱۹۸۹ منتشر شد.
فصل، در منطق آن کلی ذاتی است که موجب امتیاز یک نوع از انواع دیگر یا موجب امتیاز یک ماهیت از ماهیات دیگر می شود. مانند «ناطق» که فصل انسان است، «سه ضلع داشتن» که فصل مثلث است، «حساس» که فصل حیوان است، «نامی» که فصل موجود زنده است و... فصل بر دو قسم است: فصل قریب و فصل بعید.
فصل قریب آن است که نوعی را از مشارکاتی که در جنس قریب دارد، جدا سازد زیرا هر یک از اجزای مشترک یعنی اجناس در مرتبهٔ معینی قرار گرفته اند و آخرین جزء مشترک که نوع معینی با انواع دیگر در این جزء شریک است، جنس قریب نامیده می باشد و آخرین ممیزی که در آخرین مرحله یعنی جنس قریب نوع را از مشارکات ذاتی جدا می سازد، فصل قریب است(فصل اخیر آن نوع)
فصل بعید آن کلی است که نوع را در جنس بعید از انواع دیگر که در آن جنس با آن نوع شریک هستند، جدا می سازد. زیرا نوع به حسب هر یک از اجناس با یک دسته از انواع در قسمتی از اجزاء ذات مشارکت دارد و در هر مرتبه از مراتب اجناس متوسط و عالی که اجزاء ذات هستند، محتاج به فصل است تا در آن مرتبه از مشارکات جنس امتیاز پیدا کند.
یک فصل که یکی از اصلی ترین بخش های یک قطعه از نوشته مانند یک کتاب نثر یا شعر یا قانون است. با توجه به هر کاربرد فصول کتاب می توانند شماره گذاری شوند یا از عنوان های متفاوتی استفاده کنند.
در کتاب «Seiobo There Below» نوشته لاسلو کراسناهورکایی فصول به صورت دنباله فیبوناچی شماره گذاری شده اند
در کتاب «ماجرای عجیب سگی در شب» نوشته مارک هادون تنها دارای فصولی با شماره اعداد اول است.
در برخی آثار داستانی نویسندگان گاهی اوقات فصول کتاب را به صورت غیر متعارف شماره گذاری می کنند. برای مثال:
بسیاری از رمان های بلند دارای فصل هستند. کتاب های غیر داستانی، به ویژه کتب مرجع برای استفاده آسان تر تقریباً همواره دارای فصول مختلف هستند. در این آثار به طور معمول فصل ها به چند بخش تقسیم می شوند. فصول کتب مرجع تقریباً همواره در فهرست مطالب فهرست می شوند. رمان ها نیز گاهی از فهرست مطالب استفاده می کنند اما این کار معمول نیست.
فصل ۲۴ (به انگلیسی: Chapter 24) نام آهنگی از گروه سایکدلیک راک پینک فلوید می باشد که در سال ۱۹۶۷ در آلبوم نی زن بر دروازه های سپیده دم منتشر شد.
راجر واترز - گیتار بیس
نیک میسن - سازهای کوبه ای
ریک رایت - ارگ،پیانو،همخوان
سید برت - خواننده
این آهنگ توسط گیتارنواز و خواننده اصلی گروه، سید برت نوشته شد.وی شعر این آهنگ را از کتاب مقدس چینیان با نام ئی چینگ الگوگیری کرده است.
فصل ۲۷ (انگلیسی: Chapter 27) یک فیلم در ژانر مستند درام، درام، و زندگی نامه ای است که در سال ۲۰۰۷ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به جرد لتو، لیندزی لوهان و جودا فریدلندر اشاره کرد.
Andrew Hafitz
Jim Makiej
فصل استخوان (به انگلیسی: The Bone Season) رمانی فانتزی و پادآرمانشهر، اولین رمان منتشر شدهٔ نویسندهٔ بریتانیایی سامانتا شنن است که در ۲۰ اوت ۲۰۱۳ انتشار یافت و اولین کتاب از یک سری کتاب ۷ گانه است.نبو
فصل استخوان در سال ۲۰۵۹ اتفاق می افتد و ماجرای دختری نوزده ساله به نام پیج ماهونی را روایت می کند. پیج روشن بینی است که به نام رویانورد شناخته می شود و می تواند وارد ذهن دیگران بشود.
اغلب فصل استخوان را با مجموعه کتاب های هری پاتر مقایسه می کنند و سامانتا شنن را به عنوان جی. کی رولینگ دوم می شناسند.
NPR نیز به این مقایسه اشاره کرده است و معتقد است این مجموعه کتاب بیشتر به مجموعه کتاب عطش مبارزه شباهت دارد تا هری پاتر.
در تلویزیون، به آخرین اپیزود هر فصل یک سریال، آخرین اپیزود فصل گفته می شود. معمولاً بین زمان پخش اپیزود یکی مانده به آخر و اپیزود آخر یک فاصله چندماهه می گذارند تا تعداد بینندگان آن افزایش پیدا کند و در این اپیزود اتفاقات جدید و معماهایی درست می شود تا مخاطبین را دیدن فصل بعدی سریال جذب کند.
تاجر چهار فصل (به آلمانی: Händler der vier Jahreszeiten) فیلمی در ژانر درام است. کارگردان فیلم تاجر چهار فصل، راینر ورنر فاسبیندر است. این فیلم در سال ۱۹۷۲ میلادی ساخته شد.
۱۰ مارس ۱۹۷۲ (۱۹۷۲-03-۱۰) (آلمان)
۱۰ فوریه ۱۹۷۲ (۱۹۷۲-02-۱۰) (فرانسه)
چهار فصل ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
چهار فصل (آلبوم)
چهار فصل (ویوالدی)
لیست بهتری گلزنان لیگ برتر فوتبال انگلستان به تفکیک فصل از سال 1992
ویکی پدیای انگلیسی
در تلویزیون، به نخستین اپیزود یک فصل هر سریال نخستین اپیزود فصل گفته می شود. این اپیزود معمولاً ویژگی های خاصی دارد. اگر اولین اپیزود فصل اول سریال باشد، زمان آن معمولاً از قسمت های دیگر آن بیشتر است. در این قسمت بازیگرهای جدیدی که به سریال اضافه شده اند معرفی می شوند و برخی اوقات تیتراژ سریال نیز عوض می شود.
هتل های چهار فصل، (به انگلیسی: Four Seasons Hotels) شرکت خدمات توریستی کانادایی است، که در زمینه مدیریت بر هتل های پنج ستاره و لوکس فعالیت می نماید. این شرکت مالک شبکه ای از هتل های زنجیره ای مجلل و گران قیمت کانادایی می باشد.
کوارتت گیتار کلاسیک چهار فصل آنسامبلی ایرانیست که فعالیت خود را در سال ۱۳۸۹ با حضور وحید وحیدپور، عادل شاهنده، فریدون وزیری و فرخ کارنما آغاز کرد.
نقد کوارتت چهار فصل توسط پایگاه خبری هنر
خبرگزاری هنر ایران
خبرگزاری هنر آرتنا
روزنامه اعتماد
روزنامه همشهری
این گروه در سال ۹۲ موفق به دریافت درجه ۲ هنری از خانه موسیقی ایران شد.
رپرتوار گروه دربرگیرندهٔ دوره های مختلف موسیقی می باشد که بعضی قطعات اجرایی توسط اعضای گروه برای آنسامبل کوارتت تنظیم و اجرا شده است. تا کنون یک آلبوم از گروه چهار فصل با نام "یک دو سه چهار" توسط مؤسسهٔ آوای ماد منتشر شده است.
کوارتت گیتار کلاسیک چهار فصل تا کنون سه مرتبه به عنوان یکی از شش گروه برتر کشور در موسیقی کلاسیک (غیرایرانی) در جشنواره بین المللی فجر حضور داشته است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

فصل در دانشنامه آزاد پارسی

فصل (season)
33121700.jpg
دوره ای از سال با ویژگی های اقلیمی خاص. تغییر فصل عمدتاً ناشی از حرکت انتقالی زمین و انحراف محور زمین نسبت به صفحه مدار آن به گرد خورشید است. براثر این انحراف، مکان خورشید در آسمانِ محلی خاص، با گردش زمین به دور خورشید تغییر می کند. هنگامی که نیمکرۀ شمالی نسبت به خورشید چنان قرار گیرد که قطب شمال از خورشید دور شود (زمستان) پرتوهای خورشید باید راه طولانی تری را در جَو بپیمایند تا به زمین برسند، این پرتوها تحت زاویۀ کوچک تری به زمین می رسند و بنابراین اثر گرمایشی آن ها کمتر است و هوا سرد می شود. در این فصل روزها کوتاه تر و شب ها بلندترند. در همین زمان نیمکرۀ جنوبی به خورشید نزدیک تر است (تابستان). هوا در این نیمکره گرم تر، روزها بلندتر و شب ها کوتاه تر است. وقتی نیمکرۀ شمالی به سمت خورشید متمایل و نیمکرۀ جنوبی از خورشید دور می شود، عکس این وضعیت روی می دهد. در عرض های معتدل چهار فصل قابل تشخیص اند: بهار، تابستان، پاییز و زمستان. نواحی استوایی دو فصل دارند: خشک و بارانی. نواحی آب و هوای موسمی در اطراف اقیانوس هند سه فصل دارد: سرد، داغ و بارانی. اختلاف بین فصل ها در درون بوم خشکی بارزتر از نواحی نزدیک ساحل است، زیرا در این نواحی دریا اثر دما را تعدیل می کند. در نواحی قطبی تغییر فصل، از تابستان به زمستان، ناگهانی صورت می گیرد و بهار و پاییز کمتر قابل تشخیص اند. در نواحی استوایی، کمربند باران که با بادهای بسامان مرتبط است، با حرکت خورشید به سمت جنوب و شمال می رود. بر این آب وهوای خشک مرتبط با کمربند پرفشار نزدیک نواحی استوا نیز همین اتفاق می افتد. سه فصل آب وهوای موسمی، ناشی از تأثیر اقیانوس هند بر تودۀ خشکی آسیاست.

ارتباط محتوایی با فصل

فصل در جدول کلمات

فصل آخر
زمستان
فصل آغازین
بهار
فصل اول
بهار
فصل اول سال
بهار
فصل برداشت
درو
فصل بهار
بهامین
فصل پائیز
خزان
فصل پاییز
خزان
فصل سرما
زمستان
فصل شتا
زمستان

معنی فصل به انگلیسی

article (اسم)
ماده ، عمل ، شرط ، اسباب ، مقاله ، بند ، گفتار ، فقره ، فصل ، حرف تعریف ، متاع ، کالا ، چیز
clause (اسم)
ماده ، شرط ، جزء ، بند ، فصل ، قضیه ، جزئی از جمله
book (اسم)
فصل ، کتاب ، دفتر ، سفر ، فصل یاقسمتی از کتاب
chapter (اسم)
باب ، شعبه ، قسمت ، مقاله ، فصل ، فصل یاقسمتی از کتاب ، فصل یا قسمت مختصری
item (اسم)
فقره ، فصل ، تکه ، بخش ، رقم ، قطعه خبری
season (اسم)
فصل ، دوران ، هنگام

معنی کلمه فصل به عربی

فصل
مقالة , موسم
فصل
محصول العنب
موسم الربيع
تنوير
کتاب
طقس

فصل را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی فصل

محمد طاها ٠٥:٥٦ - ١٣٩٥/١٠/٢٩
سالگـَه : " فصل سال"
season سالگـَه
|

احمد ٢١:٣٠ - ١٣٩٦/١٢/٢٥
در زبان عربی به معنای جدا کردن است ولی ریشه سریانی دارد و به معنای ترجمه کردن دارد
|

دباب ١٥:٣٩ - ١٣٩٧/٠٩/٠٥
Season
|

محسن مرادنوری ٢٢:٤١ - ١٣٩٧/١٢/٠٧
باب
|

HENGAME ١٤:٣٦ - ١٣٩٨/٠٣/٠٥
میشه CHAPTER
یا
میشه SEASON

لایک کنید یادتون نره هر کی لایک کنه لایک میشه ممنون اگه نظری هم دارید بنویسید با تشکر ☺
|

پیشنهاد شما درباره معنی فصل



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• توصیف چهار فصل سال   • انیمیشن پیدایش فصل ها   • معنی فصل   • چهار فصل چگونه به وجود می آید   • فصل در جدول   • فصل های سال   • علت پیدایش فصل ها   • تحقیق در مورد چهار فصل سال   • مفهوم فصل   • تعریف فصل   • معرفی فصل   • فصل چیست   • فصل یعنی چی   • فصل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فصل
کلمه : فصل
اشتباه تایپی : twg
آوا : fasl
نقش : اسم
عکس فصل : در گوگل


آیا معنی فصل مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )