انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 836 100 1

معنی اسم فضل

اسم: فضل
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: (تلفظ: fazl) (عربی) برتری در دانش، اخلاق و هنر، دانش و معلومات، لطف و توجه و رحمت و احسان (که از خداوند می رسد )، (در قدیم) افزونی، زیادتی، سخاوت و بخشندگی، (در اعلام) نام چند تن از مشاهیر تاریخی - برتری دانش، اخلاق، و هنر، لطف، توجه، رحمت

معنی فضل در لغت نامه دهخدا

فضل. [ ف َ ] (ع اِمص ، اِ) فزونی. ج ، فضول. (منتهی الارب ). مقابل نقص. (اقرب الموارد). || بقیه ازهر چیزی. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || برتری. رجحان. (فرهنگ فارسی معین ) :
چه فضل میر ابوالفضل بر همه ملکان
چو فضل گوهر و یاقوت بر نبهره پشیز.
رودکی.
اگر علم را نیستی فضل بر
بسختی نخستی خردمند خر (کذا).
بوشکور.
بر فضل او گوا گذراند دل
گرچه گوا نخواهند از خستو.
فرخی.
مر مرا سوی خرد بر تو بسی فضل است
بسخن گفتن و تدبیر و بهشیاری.
ناصرخسرو.
به کارکرد مرا با زمانه دفترهاست
چه فضلها بودم گر به حق حساب کنند.
مسعودسعد.
- فضل دادن . فضل داشتن. فضل ستای. فضل نهادن. رجوع به همین مدخل ها در ردیف خود شود.
|| معرفت. حکمت. کمال. (فرهنگ فارسی معین ) :
روا نبود که با این فضل و دانش
بود شربم همی دایم ز میده.
فرالاوی.
حاسدم خواهد که چون من او همی گردد بفضل
هرکه بیماری دق دارد کجا گردد سمین ؟
منوچهری.
او مردی است در فضل و علم و عقل و ادب یگانه ٔ روزگار. (تاریخ بیهقی ). من که فضلی ندارم و در درجه ٔ ایشان نیستم چون مجتازان بوده ام تا اینجا رسیدم. (تاریخ بیهقی ). استادم... در خرد و فضل آن بود که بود. (تاریخ بیهقی ).
فاضل کنند نامت اگر تو به جد و جهد
تا فضل را به دست نیاری نیارمی.
ناصرخسرو.
گر دل کمال و فضل بود مرد را خطر
چون خوار و زار کرد بس این بی خطر مرا.
ناصرخسرو.
گرچه در گیتی نیابی هیچ فضل
مرد از او فاضل شده ست و زودیاب.
ناصرخسرو.
گمان برد که فضل و فضیلت حاصل شد. (کلیله و دمنه ). روز بازار فضل و براعت است. (کلیله و دمنه ).
مگر فضل من ناقص است ارنه هم
بر او تکیه گاهی عجب کردمی.
خاقانی.
بیش بیش است فضل خاقانی
دولتش کم کم آمد از عالم.
خاقانی.
با اینکه بهترین خلف دهرم
آید ز فضل و فطنت من عارش.
خاقانی.
هر دو در علو درجت چون فرقدین بودند و در شهرت فضل چون نیرین. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). هر نقطه که از نوک خامه ٔ او بر دیباچه ٔ نامه می چکید خالی بود بر روی فضل. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). جهان از فضل و معانی و معالی و مکارم خویش خالی گذاشت. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). بر کمال فضل و بلاغت او حمل نتوان کرد. (گلستان ).
فضل و هنر ضایع است تا ننمایند
عود بر آتش نهند و مشک بسایند.
سعدی (گلستان ).
نگویمت که در او دانشی است یافضلی
که نیست در همه آفاق مثل او جاهل.
سعدی (منسوب به هزلیات ).
- فضل فروش . فضل فروشی. رجوع به همین مدخل ها در ردیف خود شود.
|| احسان. بخشش. (فرهنگ فارسی معین ). احسان و آغاز به احسان بی اینکه آن را سببی باشد. (از اقرب الموارد) :
من آن مهی را خدمت کنم همی که بفضل
چو فضل برمک دارد مگر هزار غلام.
فرخی.
ز شکر اوست مروه و صفای من
ز فضل اوست مروه و صفای او.
منوچهری.
مستغفر باﷲ که از فضل خدای است
موجود و مجسم شده در عالم فانیش.
ناصرخسرو.
پادشاه اهل فضل و مروت را بر اطلاق به کرامات مخصوص نگرداند. (کلیله و دمنه ).
تاریخ کیقباد نخواندی که در سیر
عدلش ز فضل عاطفه گستر نکوتر است ؟
خاقانی.
منت و فضل و کرم است اینهمه
وین همه در وصف تو گفتن توان.
خاقانی.
قاصدی بفرست کاخبارش کند
طالب این فضل و ایثارش کند.
مولوی.
شکر فضلت به سالهای دراز
نتوانم به شرح گفتن باز.
سعدی.
|| یکی از صفات خدا، و آن بالاتر از عدل و موجب بخشایش گناهکاران است : الهی عاملنا بفضلک و لاتعاملنا بعدلک. (از فرهنگ فارسی معین ) : نومید نیستم از فضل ایزد عز ذکره. (تاریخ بیهقی ).
گر رحمت خدای نبودی و فضل او
افکنده بود مکر تو در جوی و جر مرا.
ناصرخسرو.
برخیز و بنگر تا فضل ایزد... بینی. (کلیله و دمنه ). آدمیان را به فضل و منت خویش به مزیت عقل و رجحان خرد ازدیگر جانوران ممیز گردانید. (کلیله و دمنه ). ملکا اگر میدانی که شوی بر من ظلم کرد تو به فضل خویش ببخشای. (کلیله و دمنه ).
خاقانی امید را مکن قطع
از فضل خدای حال گردان.
خاقانی.
خدای تعالی فضل عظیم و... خود را شامل حال و کافل روزگار خیر آثار او فرماید. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
شاید که در حساب نیاید گناه ما
آنجا که فضل و رحمت بی منتهای توست.
سعدی.
|| عنایت. لطف. توجه :
بر فضل توست تکیه ٔ امید او از آنک
پاشنده ٔ عطایی و پوشنده ٔ خطا.
خاقانی.
تویی کاول ز خاکم آفریدی
بفضلم ز آفرینش برگزیدی.
نظامی.
|| فضیلت. صفت پسندیده. سیرت نیک :
از فضلهای صاحب سید سنی کم است
هرچندبرترین همه فضلها سخاست.
فرخی.
|| (مص ) افزون گردیدن. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || باقی و زائد ماندن. (منتهی الارب ). باقی ماندن. (از اقرب الموارد).

فضل. [ ف ُ ض ُ ] (ع اِ) جامه ٔ بادروزه که زنان در وقت عمل و کار پوشند. || (ص ) جامه ٔ بادروزه پوشنده. (منتهی الارب ).

فضل. [ف َ ] (اِخ ) نام کنیز متوکل است که شاعره ای بود و دریمامه تولد یافته بود. در زمان وی شاعره ای فصیح تر از او نبود. او را با علی بن جهم و ابودلف عجلی مداعباتی است. در شعرش رقت و ابداعی دیده میشود. دارای بداهت و سرعت انتقال بوده است. وفاتش بسال 360 هَ. ق. در بغداد بوده. (از الاعلام زرکلی از فوات الوفیات ).

فضل. [ ف َ ] (اِخ ) المسترشدباﷲ خلیفه ٔ عباسی. رجوع به مسترشدباﷲ شود.

معنی فضل به فارسی

فضل
ابن ربیع وزیر امین خلیفه عباسی ( ف. ۲٠۸ ه.ق .) وی از بازماندگان یکی از موالی عثمان بن عفان توسط عثمان آزاد شده بود میباشد . او و خانواده اش بمخالفت با عمال ایرانی پرداختند و بتعصب در عربیت معروف بودند. در سال ۱۷۳ چون خیزران درگذشت هارون الرشید وی را وزارت داد و او تا سال ۱۷۸ درین شغل بود و بعلت اختلاف بین امین و مامون و پیروزی مامون فضل در اختفامیزیست تا با وساطت طاهر ذوالیمینین از خشم مامون در امان ماند .
بخشش، احسان، نیکویی، برتری، افزونی، کمال، ضدنقص
( اسم ) ۱ - افزونی زیادت ۲ - رجحان برتری ۳ - احسان بخشش ۴ - معرفت حکمت کمال جمع : فضول ۵ - یکی از صفات خدا و آن بالاتر از عدل و موجب بخشایش گناهکارانست ( الهی عاملنا بفضلک و لا تعاملنا بعدلک ) .
جامه بادروزه که زنان در وقت عمل و کار پوشند . جامه بادروزه پوشنده .
( شیخی ) نوری تهرانی . مجتهد و فقیه و عالم شیعی ( مقت. رجب ۱۳۲۷ ه ق .) وی در فقه و اصول و حدیث و رجال متبحر و شاگرد حاج میرزا محمد حسن شیرازی بود و در تهران مرجعیت داشت . ویرا بعض انقلابیون مشروطیت در دوره [ هیئت مدیره ] باتهام ضدیت با مشروطه بدار آویختند . اوراست : صحیفه مهدویه ( یا صحیفه قائمیه ) که در آن ادعیه امام منتظر را جمع آورده . مدفن نوری در صحن حضرت معصومه ( قم ) میباشد.
( اسم ) آنست که روز افزونی بود بروز معتدل یا کمی وروز معتدل بساعت دوازده ساعت باشد و بازمان صد و هشتاد ازمان .
( صفت ) کسی که اهل فضل را تربیت کند فضلا پرور .
برتری و ترجیح دادن بهتر دانستن و بهتر و برتر شمردن .
برتری داشتن ترجیح داشتن
( صفت ) کسی که تظاهر به فضل و علم خود کند .
تظاهر به فضل و علم .
ترجیح دادن برتری دانستن
لطف کردن . عنایت کردن
دهیاز دهستان دربقاضی بخش حومه شهرستان نیشابور. جلگه معتدل . دارای ۲۴۱ تن سکنه. آب از قنات . محصول : غلات .
آنکه فضیلت و علم ندارد
فاضل دانشمند
از فضلائ بوده است
یا فضیل
ربیعه بن فضل بن حبیب بن زید بن تمیم از بنی معاویه ابو عوف از صحابه حضرت بود .

معنی فضل در فرهنگ معین

فضل
(فَ ضْ) [ ع . ] (اِمص .) ۱ - کمال ، افزونی . ۲ - رجحان ، برتری . ۳ - نیکویی ، بخشش . ۴ - معرفت ، دانش .
(فَ ضْ لْ. فُ) [ ع - فا. ] (ص فا.) کسی که سعی می کند دانش خود را به رخ دیگران بکشد.

معنی فضل در فرهنگ فارسی عمید

فضل
۱. [مقابلِ نقص] کمال، دانش، علم.
۲. برتری.
۳. بخشش، احسان، نیکویی.
۴. [قدیمی] افزونی.
کسی که اهل فضل را پرورش داده و گرامی بدارد، فاضل پرور.
کسی که علم و دانش خود را به رخ دیگران می کشد.
عمل فضل فروش.

فضل در دانشنامه اسلامی

فضل
معنی فَضْلِ: زيادي و فزوني در كارهاي ستوده - بخششي كه به دليل استحقاق فرد مورد بخشش قرار گرفته ، صورت نمي گيرد بلكه از زيادي كرم شخص بخشنده است (کلمه فضل مانند کلمه فضول به معناي زيادي است ، با اين تفاوت که فضل به طوريکه گفتهاند زيادي در مکارم و کارهاي ستوده است ...
معنی فَضَّلَ: فضيلت داد - برتري بخشيد - فزوني داد
معنی تَفْضِيلاًَ: برتري - فزوني (از کلمه فضل به معني زيادي)
معنی فَضْلَهُ: پاداش و بخشش زيادش كه بيشتر از استحقاق فرد مورد بخشش قرار گرفته مي باشد(کلمه فضل مانند کلمه فضول به معناي زيادي است ، با اين تفاوت که فضل به طوريکه گفتهاند زيادي در مکارم و کارهاي ستوده است ، و فضول ، به معناي زيادي در نا ستوده است )
معنی مَعَاشاً: زندگی - مکان زندگی - زمان زندگی (کلمه معاش مصدر ميمي و هم اسم زمان و مکان از عيش است ، و عبارت " وَجَعَلْنَا ﭐلنَّهَارَ مَعَاشاً " به این معنی است که: ما روز را زمان زندگي شما و يا محل زندگي شما قرار داديم ، تا در آن از فضل پروردگارتان طلب کنيد . واگ...
ریشه کلمه:
فضل‌ (۱۰۴ بار)

«فَضْل» به معنای هر چیزی است که بیش از مقدار لازم از مواهب و نعمت ها بوده باشد و این یک مفهوم مثبت و ارزنده دارد، ولی گاه معنای مذموم و نکوهیده ای دارد و به معنای خارج شدن از حدّ اعتدال و رفتن به سوی افراط است و غالباً به صورت فُضُول (جمع فضل) به کار می رود مانند «فُضُولُ الْکَلام» یعنی حرف های زیادی.
«فضل» مفهوم وسیعی دارد، و در سوره «سبأ» تمام مواهبی را که خدا به «داود» ارزانی داشته، شامل می شود، و ذکر آن به صورت «نکره» دلیل بر عظمت آن است.
زیادت. راغب گفته: «اَلْفَضْلُ: اَلزِّیادَةُ عَنِ الْاِقْتِصارِ»در مصباح گفته:«فَضَلَ فَضْلاً» یعنی زیادت یافت «خُذِالْفَضْلَ» یعنی زیادت را بگیر در قاموس آن را ضد نقص گفته است. هرگاه در آیات قرآن دقت شود خواهیم دید که فضل در آن به دو معنی بکار رفته: 1- برتری. 2- عطّیه و احسان و رحمت. و هر دو از مصادیق معنای اولی است. اما اولی ممکن است معنوی باشد مثل . شما را بر ما برتری و فضیلتی نبود. . و ممکن است مادّی مثل . امّا دوّمی مثل . لیکن خدا صاحب احسان و رحمت است بر مردمان راغب گوید: هر عطیه‏ای را که بر معطی لازم نیست فضل گویند. یعنی احسان و رحمت و عطائی که خدا بر بندگان می‏کند لازم نیست بلکه از روی لطف و کرم می‏کند لذا به آن فضل گوئیم که زیادت است وگرنه بندگان حقی در نزد خدا ندارند. اینک به چند آیه نظر می‏کنیم. 1- . در این آیه کلمه رحمت بعد از «فضل» آمده ایضاً در . و غیره آیا رحمت در این آیات بیان و عبارت اخرای فضل است یا معنی دیگری دارد؟ به نظر می‏آید که «رحمة» ذکر عام بعد از خاص باشد که فضل از مصادیق رحمت است و می‏شود با ملاحظه آیات ماقبل مصادیق آن دو را روشن کرد و در آیه فوق می‏توان گفت: مراد از فضل تأخیر عذاب و غرض از رحمةقبول توبه باشد یعنی: ای بنی اسرائیل اگر فضل خدا بر شما نبود و در عقوبت شما تعجیل می‏کرد و اگر رحمتش در توفیق توبه نبود حتما زیانکار می‏شدید. 2- . در این آیه لفظ نعمت و فضل با هم ذکر شده ایضا در آیات . . طبرسی ذیل آیه 171 آل عمران فرموده: فضل و نعمت دو لفظ است به یک معنی. بعد می‏گوید درباره تکرار آن در آیه دو وجه گفته‏اند یکی آنکه نعمت مقابل طاعت است و فضل زاید بر آن و دیگری آنکه تکرار آن برای تأکید و تمکین معنی در نفس و مبالغه است. نگارنده نیز ترجیح می‏دهم که هر دو به یک معنی باشند گرچه در آیه دو مصداق دارند. تفضیل انبیاء علیهم السلام‏ به صراحت قرآن انبیاء علیهم السلام از لحاظ فضیلت یکسان نیستند، بعضی بر بعضی مزیت دارند. . از این آیه سه مطلب روشن می‏شود. اول اینکه: پیامبران بعضی از بعضی افضل اند و این تفضیل از جانب خداست که فرموده «فَضَّلْنا» عین همین کلمه در آیه بعدی نیز خواهد آمد. دوم اینکه: سبب تفضیل سخن گفتن خدا و تأیید با روح القدس و اعطاء معجزات است که آیه درصدد بیان اسباب تفضیل است. سوم اینکه: علت افضلیت عیسی «علیه ‏السلام» معجزات و تأیید با روح القدس بوده است. . در این آیه نیز تفضیل از جانب خداست و علت فضیلت داود اعطاء زبور است. داود و سلیمان علیهماالسلام می‏گویند: . و سلیمان به مردم درباره دانستن زبان پرندگان و دارا بودن به هر شی‏ء می‏گوید: . *** چنانکه گفته شد: تفضیل پیامبران از جانب خداست به نظر می‏آید علت تفضیل در استعدادها و معنویات آن بزرگواران بوده که شایستگی تفضیل را داشته‏اند گرچه همه انبیاء علیهم السلام دارای فضل بوده‏اند قرآن فرموده: . آیه در جواب کسانی است که می‏گفتند: باید به ما هم وحی و رسالت داده شود خدا در جواب فرمود: خدا داناتر است که رسالت خویش را در کجا قرار می‏دهد و به کدام کس محول می‏کند. یعنی جعل رسالت احتیاج به استعداد دارد و خدا بهتر می‏داند کدام شخص دارای استعداد است و در عین حال صاحبان استعداد نیز بعضی بر بعضی مزیت دارند. *** درباره رسول خدا«صلی اللَّه علیه و آله» باید بدانیم آن حضرت خاتم پیامبران و آورنده دین کاملتر از ادیان گذشته است و کتابش چنانکه خواهیم گفت حافظ کتابهای گذشته است در اینصورت بی شک از دیگران افضل خواهد بود و ذیلاً خواهیم دید که آن حضرت جامع اسباب فضیلت و سهمش رویهم از دیگران زیاد بود و از مصادیق «وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ» و یا مصداق منحصربفرد آن بود. درباره تأیید به روح القدس آمده . ایضاً . اما در خصوص سخن گفتن خدا با آن حضرت باید دانست خدا با پیامبران سه نحو سخن می‏گوید: وحی، سخن گفتن با ایجاد صدا، فرستادن ملک. این آیه هر سه را بیان می‏کند: . در آیه مابعد تصریح شده که خدا با حضرت رسول «صلی اللَّه علیه و آله» با هر سه قسم سخن گفته است زیرا آیه مابعد چنین شروع شده «وَ کَذلِکَ اَوْحَیْنا اِلَیْکَ رُوحاً مَنْ اَمْرِنا...» لفظ «کَذالِکَ» اشاره به آیه قبل و سه قسم وحی است یعنی: به تو دینی با هر سه قسم وحی کردیم. علی هذا آن حضرت از «مِنْهُمْ مَنْ کَلَّمَ اللَّهُ» نیز می‏باشد. از طرف دیگر به قول بعضی مراد از «رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ» آن حضرت است و درباره حضرتش آمده: . . وآنگهی کتاب آن حضرت ناظر و حافظ کتابهای دیگر است . ایضاً آیه اسراء و آیات سوره نجم درباره معراج از ادل دلیل بر افضلیت آن حضرت است اگر کمی در آیه . و آیات . دقت کنیم در افضل بودن آن حضرت شکی نخواهیم داشت. در آیه . آن حضرت از همه پیامبران اولوالعزم جلوتر ذکر شده می‏شود آن هم دلیل مطلب باشد اینها همه راجع به استفاده از آیات است در این زمینه روایاتی نیز وارد شده که در کتابها از جمله بحار طبع جدید جلد 16 ص 402 - 420 منقول اند. فضیلت کسبی‏ آنچه گفته شد راجع به فضیلت تفضلی و خدائی است که روی استعداد شخص از خداوند افاضه می‏شود چنانکه از «فَضَّلْنا» و «اَللَّهُ اَعْلَمُ حَیْثُ یَجْعَلُ رَسالَتَهُ» روشن گردید، اما راجع به فضیلت کسبی می‏شود گفت که هر یک از آن بزرگواران علیهم السلام دارای مزیتی بودند که در دیگری وجود نداشت مثلا نوح «علیه السلام» مدت نهصد و پنجاه سال تبلیغ کرده و از این لحاظ منحصربفرد است . درباره پیامبران آمده . . و درباره بعضی بالخصوص آمده: . ولی درباره نوح «علیه‏السلام» آمده: . این «فِی‏الْعالَمینَ» ظاهراً به علت آن است که اولین پایه گذار مبارزه با بت پرستی آن بزرگوار است و نسبت به رسولان آینده فتح الباب کرده است «فِی‏الْعالَمین» ظاهراً حال است از «سَلامٌ» یعنی سلام بر نوح سلامی که پیوسته در میان مردمان خواهد ماند. ایضاً جریان ذبح اسماعیل «علیه‏السلام» و اسکان ذریه در وادی غیر ذی زرع و انداخته شدن به آتش نسبت به ابراهیم «علیه السلام» و هکذا صبر ایوب «علیه السلام» که فرموده: . و نیز تلاشها و مجاهدتهای موسی «علیه السلام». اگر از این جهت حالات رسول خدا «صلی اللَّه علیه و آله» را بررسی کنیم خواهیم دید آن حضرت نیز در نوبت خود بی نظیر است: ایستادگی در راه خدا، استقامت در برابر تحریم اقتصادی سه ساله قریش در شعب ابی‏طالب «علیه السلام» مهاجرت در راه خدا و برای خدا، شرکت در جنگ‏های متعدد و برداشتن زخمها، صبر بر زحمات و نادانیهای قوم، تشکیل حکومت دینی، نجات مردم از بت پرستی، تحکیم پایه‏های توحید و غیره و غیره که با شمردن به طول خواهد انجامید تنها اگر جریان شعب ابی‏طالب «علیه السلام» را در نظر بگیریم به استقامت ممتاز آن حضرت صلوات اللَّه و سلامه علیه و آله پی خواهیم برد در مدت آن سه سال چنان در مضیقه واقع شدند که یکی از یارانش می‏گوید: شب چیز نرمی زیر پایم احساس کردم آن را به دهان گذاشته و از کثرت گرسنگی بلعیدم و اکنون که دو سال از آن زمان می‏گذرد هنوز نمی‏دانم آن چیز چه بود. *** درباره مفاضله میان انبیاء و ائمه علیهم السلام از جنبه وحی و طرف خطاب خدا بودن انبیا افضل اند ولی از جنبه کسبی باید اندازه تلاش آنان را در نظر گرفت و روی آن حساب کرد مثلا زکریا و علی بن ابیطالب علیهم االسلام را در نظر می‏گیریم قطع نظر از جنبه وحی: - علی «علیه السلام» مروج شریعت قرآن بود. - زکریا «علیه السلام» مروج شریعت تورات. - علی «علیه السلام» شریعت مستقل نداشت. - زکریا «علیه السلام» شریعت مستقل نداشت. - علی «علیه السلام» در راه خدا بارها جنگید. - زکریا «علیه السلام» در هیچ جنگی شرکت نکرد. - علی «علیه السلام» به هنگام مرگ بدنش پر از جای زخمهای جنگی بود. - زکریا «علیه السلام» اثری از زخم نداشت. رویهم رفته اگر تلاشهاو فعالیت‏های علی «علیه السلام» را در راه خدا با تلاشهای زکریا «علیه السلام» مقایسه کنیم علائم طور دیگر جابه جا خواهد شد. پس ما در بیان فضیلت کسی باید سراغ تلاشها و زحمات شخص وی برویم تا نتیجه مطلوب به دست آید. وانگهی مطابق روایات، ائمه علیهم السلام نیز صدای ملائکه را می‏شنیدند ولی خود آنها را نمی‏دیدند و نیز به قلوبشان الهام می‏شد کافی ج 1 ص 270 «بابُ اَنَّ الْاَئِمَّةَ مُحَدَّثُونَ» مفیدرحمه اللَّه در کتاب اوائل المقالات می‏گوید: قومی از امامیه قطع کرده‏اند که امامان اهل بیت از همه انبیاء جز پیامبر ما افضل اند، و عده‏ای از امامیه آنها را به استثنای اولوالعزم از همه افضل گفته‏اند گروهی از آنها از هر دو قول امتناع کرده و همه انبیاء علیهم السلام را از امامان علیهم السلام افضل دانسته‏اند این بابی است که عقول را در ایجاب و منع آن مجال نیست و بر هیچ یک از اقوال اجماعی منعقد نشده...در قرآن مواضعی است که قول اول را تقویت می‏کند...نگارنده گوید آنچه در واقع و در علم خدا هست بدان تسلیم هستیم. فضیلت یهود یعنی چه؟! درباره بنی اسرائیل آمده: . موسی «علیه السلام» جواب سؤال آنها که گفتند: ای موسی همانطور که این مردم بتهائی و معبودهائی دارند برای ما نیز معبودی بساز «یا مُوسَی اجْعَلْ لَنا اِلهاً کَمالَهُمْ آلِهَةٌ» فرمود: . مراد از این تفضیل چیست؟ با آنکه قرآن به شدیدترین وجهی مثالب یهود را برشمرده و آنها را کوبیده است. وانگهی مراد از «العالمین» همه مردمان در هر عصر است یا مردمان زمان یهود؟ باید دانست: در میان قوم یهود پیامبران بیشتر از هر قوم بوده‏اند از 25 نفر پیغمبری که در قرآن نام برده شده بیشترشان از یهوداند مانند یوسف، موسی، هارون، داود، سلیمان، زکریا، یحیی، عیسی، اسمعیل، صادق الوعد، یونس، اسحق، یعقوب. از طرف دیگر معجزات واقعه در بنی اسرائیل بیشتر از هر قوم بود از قبیل: عصای موسی «علیه السلام» و ید بیضای او، شکافتن دریا و گذشتن بنی اسرائیل از آن و غرق فرعونیان، شکافته شدن دوازده چشمه آب از سنگ، آمدن من و سلوی، بلند شدن کوه بالای سر بنی اسرائیل، زنده شدن مقتول در جریان بقره، زنده شدن آن عده که به موسی گفتند: خدا را آشکارا به ما نشان بده، آمدن طوفان، جراد، قمل، خون، قورباغه‏ها بر فرعونیان و...ایضاً معجزات سائر انبیاء بین اسرائیل از قبیل تسبیح کوهها و پرندگان با داود، دانستن زبان پرندگان «عُلِّمْنا مَنطِقَ الطَّیْرِ» تسخیر باد و جن به دست سلیمان، زنده شدن مردگان به دست عیسی و... چنانکه در مابعد آیه 47 بقره مقداری از آنها شمرده شده است. و موسی «علیه السلام» به آنها فرمود: . این آیه خلاصه و فشرده مطلب ماقبل است یعنی: برخاستن پیامبران از آنها. اعطای آزادی و استقلال پس از آنکه در دست فرعون بردگان بودند. و رسیدن به چیزی که احدی از مردمان بدان نرسیده‏اند به نظرم مراد از آن کثرت معجزات و غیره است. نتیجه اینکه: به نظر نگارنده مراد از تفضیل بنی اسرائیل، بودن پیامبران زیاد و معجزات زیاد در میان آنهاست در اینصورت آنها از ایندو جهت از همه اقوام برتراند و هیچ مانعی ندارد که «العالمین» شامل همه مردمان در هر عصر باشد زیرا اینهمه پیامبران و معجزات در هیچ قومی نه قبل از بنی اسرائیل و نه بعد از آنها واقع نشده است. ولی این مطلب ربطی به فضیلت فرد فرد آنها ندارد که آنها از نظر افراد به تصریح قرآن و تجربه، اشخاص بدکار و حیله‏گر و «غَضِبَ اللَّهُ عَلَیْهِمْ» و «باءُ و بِغَضَبٍ عَلی غَضَبٍ» بوده و هستند، آیات فقط می‏گوید که این تفضیل در این قوم واقع شده است. از طرف دیگر می‏شود از کثرت پیامبران و معجزات خشونت و جهالت بنی اسرائیل را کشف کرد زیرا اگر غرق در جهالت و عصیان نبودند احتیاج به آنهمه پیغمبر و معجزات نداشتند. فضیلت انسان‏ آیه زیر نیز قابل دقت و بررسی است . تکریم به معنی گرامی داشتن و محترم کردن است و آن ظاهراً به واسطه عقل و تفکر و اختیار است که خداوند به انسان عطا فرموده و به همان وسیله لیاقت خلیفةاللَّه بودن را پیدا کرده است. چنانکه ابلیس در این باره به خدا عرض کرد: . مرا خبر ده از اینکه بر من برتری دادی و گرامی داشتی. نظر ابلیس از تکریم همان خلافت آدم است و آن نبود مگر در اثر استعداد انسان و نیروی عقل و تفکر و طرز ساختمان بدن او. جمله «وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَالْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ» از نتائج تکریم است که بشر بدان وسیله به اینها دست یافت. اما جمله «وَ فَضَّلْناهُمْ عَلی کَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضیلاً» به احتمال قوی این تفضیل نیز از نتائج تکریم است و اگر نیروی عقل و تفکر در بشر نبود این تفضیل عاید او نمی‏شد و آن تفضیل ثوابی و اخروی نیست بلکه تفضیل از حیث استعداد و تصرف در عالم و تسخیر موجودات مادی و استفاده از آنها است، علی هذا این مسئله به میان نمی‏آید که بشر افضل است یا ملک؟ مراد از «مِمَّنْ خَلَقْنا» عموم مخلوق است اعم از فرشتگان و غیره و از اینکه: بشر از بسیاری از مخلوقات از حیث استعداد و تسخیر برتر است لازم می‏آید که بعضی از مخلوقات از بشر از جهاتی برتر باشند، در اینجا نباید فقط به سراغ ملک رفت بلکه ملک و بسیاری از جبندگان از جهاتی از بشر برترند امروز در کاوشهای علمی روشن شده که امثال مورچه‏ها، موریانه‏ها، زنبوران عسل و غیره و غیره طوری در عالم تصرف می‏کنند که از بشر ساخته نیست و نخواهد بود. خلاصه اینکه به نظر نگارنده: تفضیل از متفرّعات تکریم و از نتائج آن می‏باشد به عبارت دیگر: تکریم راجع به ذات انسان و اراده و تفکر او و تفضیل راجع به تصرفات او در عالم ماده و مهار کردن و زیر فرمان کشیدن موجودات جهان است. درباره این آیه مطالب دیگری نیز گفته شده وی نگارنده به آنچه گفته دلگرم است. واللَّه العالم.
فضل الحق از رهبران روحانی مبارز هند در قرن چهاردهم هجری/ بیستم میلادی بوده است.
از زندگی و احوال او اطلاع کاملی در دست نیست اما از اطلاعات پراکنده چنین بر می آید که او از فعالان سیاسی و مورد اعتماد و توجه مسلمانان هند بوده است. وی با حکومت موقت هند در کابل که در ۱۹۱۵ تشکیل شد همکاری داشت. نامه ها و پیام های سری و محرمانه حکومت موقت به نام وی به هند ارسال می شد تا از طریق او به اشخاص دیگر رسانده و یا در سراسر هند انتشار یابد. پس از پایان جنگ جهانی اول، متفقین که طرف پیروز در جنگ بودند، در صدد تقسیم متصرفات عثمانی و الغای سنت خلافت در آن کشور برآمدند. این تصمیم، نگرانی و مخالفت مسلمانان هند را برانگیخت و آنان به قصد پشتیبانی از یکپارچگی دولت عثمانی و خلافت اسلامی (پادشاهی عثمانی) شورایی به نام «مجلس خلافت» تشکیل دادند و به تصمیمات متفقین، از جمله انگلستان به سختی اعتراض کردند.
مبارزه با استعمار
در یکی از جلسات این مجلس که در ۲۲ نوامبر ۱۹۱۹ به طور مستقل و به رهبری مولوی فضل الحق تشکیل شد، درباره شیوه همکاری نکردن با استعمار بریتانیا و حمایت از خلافت عثمانی تصمیم گیری و توافق کلی شد. همچنین از مسلمانان خواستند که در جشن پیروزی متفقین در ۱۳ دسامبر شرکت نکنند. فضل الحق در ۱۲ دسامبر، نامه ای در اعتراض به حکومت فرستاد و در آن از توصیه های کنفرانس امنیت اروپا که رای به تقسیم عثمانی داده بود به سختی انتقاد کرد و آن را انتقام جویانه دانست. به دنبال آن، کنگره ملی هند، مسلم لیگ و کنفرانس خلافت در اواخر دسامبر ۱۹۱۹ در اعتراض به تصمیم کنفرانس امنیت، پیمانه سه جانبه ای بستند.
فضل الحق حسرت موهانی رهبر سیاسی و از شاعران و ادیبان شبه قاره هند در قرن چهاردهم هجری/ نوزدهم و بیستم میلادی بوده است.
وی در ۱۲۹۵ ق/۱۸۷۴ در موهان (منطقه آناؤارتارپرادش) دیده به جهان گشود. او که به امام علی بن موسی الرضا (علیه السّلام) نسب می برد، پس از پایان تحصیلات نخستین، به دانشگاه اسلامی علیگره رفت و در ۱۹۰۳ از آنجا فارغ التحصیل گردید و در همان سال به روزنامه نگاری پرداخت و مجله اردوی معلی و سپس نشریه مستقل را انتشار داد.
فعالیت سیاسی
وی نخست در نهضت «سودیشی» شرکت جست و سپس به عضویت حزب کنگره درآمد. گفتنی است او در کنگره، همواره گروه های تندرو را یاری می کرد. در ربیع الاول ۱۳۳۸ ق کنفرانس خلافت به اهتمام او و سایر رهبران مسلمان برجسته شبه قاره هند چون ابوالکلام آزاد و علی برادران و چند تن دیگر در دهلی تشکیل شد در این اجلاس درباره شیوه همکاری کردن با استعمار بریتانیا و حمایت از خلافت عثمانی تصمیم گیری توافق کلی به عمل آمد. وی در ۱۹۲۲ طی لایحه ای به کنگره پیشنهاد کرد که هدف کنگره باید استقلال و جدایی کامل از بریتانیا باشد. این لایحه در کنگره، غوغایی به راه انداخت و به سبب مخالفت شدید گاندی سرانجام رد شد.وی پس از چندی دریافت که کنگره به سوی پان هندوئیسم کشیده شد و مسلمانان از آن بهره ای نخواهند برد؛ از اینرو کنگره را رها کرد و به حزب مسلم لیگ پیوست و تا هنگام استقلال پاکستان از هند (۱۹۴۷) به عنوان عضوی فعال در آن خدمت کرد.
پایان زندگی
حسرت موهانی در ۱۳۷۰ یا ۱۳۷۱ ق/ ۱۹۵۱ دیده از جهان بربست. او سراسر زندگی خویش را در راه خدمت به مسلمانان سپری کرد. و در گستره سیاست، پیوسته به راستی و درستی اهمیت می داد شخصیت سیاسی او در جنبش استقلال طلبی هندوستان چنان برجسته بود که حتی گاندی نیز از آن تمجید نمود. وی در اهمیت آزادی هند و ارتباط آن با آزادسازی دیگر سرزمین های اسلامی معتقد بود مسلمانان از تاسیس جمهوری هندوستان دو منفعت خواهند برد: اول نفع عمومی که در کنار هندوان، شهروندان کشورشان محسوب می شوند؛ و دوم نفع ویژه به این معنا که با زوال مقام و قدرت بریتانیا ـ بدترین دشمن ممالک اسلامی دنیای اسلام فرصت تنفس و مجال بهبود اوضاع را خواهد یافت.
مقام شعری حسرت
...
فضل العرب و التنبیه علی علومها، اثر ابن قتیبه دینوری (672ق)، با تحقیق ولید محمود خالص، کتابی است در مقابله با شعوبیگری و مشتمل بر ذکر فضیلت عرب و دانش های وی که به زبان عربی و در قرن هفتم هجری نوشته شده است.
نام های مختلفی از قبیل «فضل العرب علی العجم»، «فضل العرب و التنبیه علی علومها» و «کتاب العرب و علومها» و همچنین «التسویة بین العرب و العجم» برای این کتاب ذکر شده است.
کتاب با مقدمه محقق آغاز و مطالب در دو جزء تنظیم شده است.
در مقدمه، ضمن ارائه زندگی نامه مختصری از نویسنده، به بحث و بررسی نام کتاب پرداخته شده است.
ابن قتیبه در کتاب «عیون الأخبار» به این کتابش اشاره کرده و گفته است: «برای شاعران کتابیو برای شعر، بابیطولانی در کتاب العرب اختصاص داده ام».
فضل اللّه ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • سیدفضل الله راوندی، از علمای نام آور و از مشایخ بزرگ شیعه در قرن ششم هجری• فضل الله همدانی، خواجه رشید الدین فضل الله بن عمادالدوله ابوالخیر بن موفق الدوله عالی همدانی دانشمند، سیاستمدار و مورخ و شاعر شیعی• فضل الله آل داود بدایع نگار مشهدی، نویسنده و شاعر قرن چهاردهم• فضل الله بن حسن تورپشتی، ملقب به شهاب الدین و مکنّا به ابوعبداللّه، محدّث و فقیه حنفی در قرن هفتم• فضل الله بن روزبهان، از عالمان سنی مذهب قرن نهم و دهم هجری• فضل الله بهرامی، فرزند دیگر میرزا اسماعیل بهرامی از رجال سیاسی ایران در دوره پهلوی• فضل الله حسینی قزوینی، از مورخان و شاعران سده هفت و هشت• فضل الله زاهدی، از نظامیان دوره پهلوی اول• فضل الله شریفی، میرزا فضل الله شریفی ذهبی خاوری شیرازی، از مهم ترین مورخان صدر دوره قاجاریه• فضل الله نوری، از علمای شیعه در قرن سیزدهم و چهاردهم هجری قمری• سیدمحمدحسین فضل اللّه، از علمای بزرگ لبنان و صاحب تفسیر من وحی القرآن
...
بدایع نگار، فضل اللّه آل داوود مشهدی (خراسانی)، نویسنده و شاعر قرن چهاردهم بود.
در ۱۲۹۶ متولد شد و در ۲۳ ذیقعده ۱۳۴۳ در مشهد درگذشت و در دارالضیافة آستانه، به خاک سپرده شد. او فرزند ملا داوود معروف به ملا باشی (متوفی ح۱۳۲۵) و رئیس فوائد عامه خراسان
فضل الله بن داود بدایع نگار، بدایع الاشعار فی شرح صنایع الاسحار، ج۱، ص۱، مشهد ۱۳۳۶.
به گفته احمدی بیرجندی کفیل اداره معارف خراسان و سیستان بود.
احمد احمدی بیرجندی، «فضل الله بدایع نگار و مطلع الشموس»، ج۱، ص۲۹۶، فرهنگ ایران زمین، ج۲۶ (۱۳۶۵ ش).
از آثار اوست: البدایع، دیوان شعر؛ المعانی والبیان، به فارسی، در علم بیان؛ ازهار الربیع، شرحی بر بدیعیه پدرش؛ بیان المعانی، در علم معانی؛ مفتاح الادب، در ادبیات؛ لباس التقوی، ترجمه و نظم حدیث کساء از عربی به فارسی؛ لزوم حجاب؛ مثنوی همایون نامه؛ ترجمه تاریخ تمدن اسلامی نوشته جرجی زیدان؛ التنقیمات فی التوقیعات؛ بدایع الاشعار فی شرح صنایع الاسحار، شرحی بر قصیده رائیه یکصد بیتی از قوامی مُطَرَّزی گنجوی (متوفی ۵۷۶)، به نام صنایع الاسحار یا قوامیه که به نوشته مشار
خانبابا مشار، مؤلفین کتب چاپی فارسی و عربی، ج۴، ص۸۵۴، تهران ۱۳۴۰ـ۱۳۴۴ ش
...
تُورَپُشتی، فضل اللّه بن حسن (حسین)، ملقب به شهاب الدین و مکنّا به ابوعبداللّه، محدّث و فقیه حنفی در قرن هفتم است.
از سال تولد و جزئیات زندگی او اطلاعی در دست نیست. به گفته سُبکی حمله مغولان (و از بین رفتن منابع)، مانع شناخت وی شده است. شاید بدین جهت که سبکی شرح حال تورپشتی را در کتاب خود گنجانیده، غَزّی او را با عنوان فقیه شافعی آورده است.

شهرت دیگر او
وی به توران پشتی نیز مشهور است. توران پُشت یا تورون پشت، روستایی در بخش نیّر یزد بوده است.

سکونت او
تورپشتی ابتدا در شیراز ساکن بود تا این که در ۶۵۶ به درخواست قُتلغ ترکان خاتون برای تدریس در مدرسه ترکانی، از شیراز به کرمان رفت و در آن جا ساکن شد و تا آخر عمر همان جا ماند.

فرزندان و شاگردان تورپشتی
...
فضل الله بن روزبهان از عالمان سنی مذهب قرن نهم و دهم هجری است.
که پس از سال ۸۵۰ متولد شده و پدرش از عالمان و رجال دولتی بوده است. نسبت خنجی وی به دلیل اصالت او از شهر خنج فارس است هر چند در اصفهان سکونت داشته است.
هجرت به هرات
وی در سال ۹۱۰ به سمت هرات مهاجرت کرد و در راه به زیارت امام هشتم رفت. در منطقه ماوراء النهر علاوه بر تالیف برخی آثارش، در جنگ شرکت داشته و پادشاهان ازبک را علیه صفویه نیز تحریک می کرد که این ناشی از دشمنی او با حاکمان صفوی است چنانکه اصل مهاجرت او از اصفهان به دلیل حضور صفویه در این شهر است.
سنی متعصب
فضل از سنیان ارادتمند به اهل بیت و ائمه دوازده گانه شیعه است ولی تعصب خود را نیز حفظ کرده و کتابی در رد نهج الحق علامه حلی نگاشته است. قاضی نور الله شوشتری نیز ردیه ای بر فضل الله با عنوان احقاق الحق نوشت که سبب شهادت وی شد. خنجی در ماوراء النهر در خدمت سلطان محمد خان شیبانی بود و کتاب مهمان نامه بخارا را در شرح احوال او نوشت.
آثار
...
«ابوالخیر فضل الله بن روزبهان صاعدی سپاهانی»، متخلص به «امین» و معروف به «خواجه ملا» یا «خواجه مولانا» و «پاشا»، شاعر، اندیشمند، فقیه و عارف ایرانی در حدود سال های 850 تا 860ق در سمرقند، به دنیا آمد.
اصلش از خنج، از توابع لارستان فارس، بود.
وی دانش های ابتدایی را در زادگاهش فراگرفت. پس از آن به سفر حج رفت. پس از بازگشت به شیراز، به فراگیری فلسفه ارسطو و افلاطون روی آورد.
در بیست وپنج سالگی، برای دومین بار حج گزارد و در مکه، کتاب های صحیح بخاری و صحیح مسلم را نزد شیوخ مصر و حجاز و از آن شمار امام محمد سخاوی فراگرفت. سخاوی در «الضوء اللامع لاهل القرن التاسع»، شرحی درباره دوره تحصیلی وی نوشته است.
پس از آن، به شیراز بازگشت و در آن شهر به تدریس دانش های شرعی و عقلی پرداخت و در همان ایام، کتاب های «حل تجرید»، «حواشی بر حواشی شرح تجرید»، «تعلیقات بر محالات» و کتاب بلندآوازه خود، «بدیع الزمان فی قصة حی بن یقظان» را نوشت.
سرانجام در 892ق برای سومین بار راهی حجاز شد و گویا دیگر به شیراز بازنگشت و چون به نزدیکی آذربایجان رسید، در ییلاق سهند، به خدمت سلطان یعقوب بایندری (883-896ق) رفت و کتاب بدیع الزمان را به وی پیشکش کرد. سلطان یعقوب نیز به او فرمود تا کتابی در پادشاهی او بنویسد و از آن جا که وی پیوسته در رکاب سلطان بود، مشاهدات خود را با دانسته هایش همراه کرد و تاریخ «عالم آرای امینی» را نوشت.
فضل الله بهرامی فرزند دیگر میرزا اسماعیل بهرامی از رجال سیاسی ایران در دوره پهلوی می باشد.
فضل الله بهرامی فرزند دیگر میرزا اسماعیل بهرامی از رجال سیاسی ایران در سال ۱۲۷۳ در تهران متولد شد. وی در مدارس شرف، تربیت، آلیانس و مدرسه آلمانی تحصیل کرد و در سال ۱۲۹۴ وارد شهربانی شد. ابتدا کارمند اداری و مترجم بوده و پس از چندی درجه افسری دریافت کرد.
مهم ترین مشاغل وی
از مهم ترین مشاغل او در شهربانی می توان به ریاست اداره زندان ها، اداره بازرسی و ریاست اداره سیاسی و آگاهی اشاره کرد. با گرفتن ترفیع درجه، پست های بالاتری را به دست آورد به عنوان نمونه در سال۱۳۱۲ در حالی که درجه سرهنگی داشت شهردار تهران شد، در سال ۱۳۱۷ به ریاست ثبت احوال منصوب شد و تا شهریور۱۳۲۰ در آن پست باقی ماند. در مهرماه۱۳۲۰ برای بار دوّم شهردار تهران شد. قریب ۶ ماه در همان سمت در شهرداری انجام وظیفه کرد تا اینکه در کابینه علی سهیلی به وزارت پست و تلگراف و تلفن منصوب گردید. او در این پست بسیار خوب ظاهر شد و توانست اعتماد سیاسیون را به دست آورد. بعد از وزیری و درخشش خود در کابینه سهیلی، در کابینه احمد قوام به وزارت کشور منصوب شد. بعد از جدا شدن او از وزارت خانه، حدود ۱۰سال در استان های کرمان، فارس، اصفهان، خوزستان و سپس خراسان استاندار شد و بعد از اتمام دوره های استانداری در استان های مذکور بازنشسته شد. بعد از بازنشستگی به اروپا رفت و تحصیلات خود را در رشته حقوق ادامه داد. بهرامی مردی جدی، پرکار و لایق بود و چند زبان خارجی می دانست، وی مجلّه پلیس ایران را در شهربانی بر عهده داشت.
وفات
وی در سال ۱۳۴۵ در سن ۷۲ سالگی درگذشت.
شرف الدین فضل الله حسینی قزوینی در سال ۶۶۰ در قزوین متولد شد. وی از مورخان و شاعران سده هفت و هشت است.
وی از ادیبان و مورخان و شاعران سده های هفتم و هشتم (روزگار ایلخانان مغول) بود و همزمان با کسانی؛ مانند رشیدالدین فضل الله و جوینی می زیست. او در بحبوحه اقتدار مغولان و کمابیش در ۶۶۰ ق در قزوین به دنیا آمد و در دستگاه وزیران ایرانی عهد ایلخانان به خدمت گزاری سرگرم بود. او همچنین مدتی به اتابک نصرت الدین لر خدمت رساند و در شعر خود، او و خواجه غیاث الدین محمد رشیدی را ستود. وی در ۷۳۲ ق در دشت اوجان با پایمردی غیاث الدین به دربار اولجایتو راه یافت و همراه خواجه به تبریز رفت و در ۶۸۴ در خدمت اتابک نصرت الدین بود. همچنین شعرهایی در ستایش غیاث الدین محمد و شمس الدین بغال و... در سروده های وی یافت می شود.
نسبت حسینی با فضل الله شیرازی
شعر او را «متصنع» خوانده و عبدالله بن فضل الله شیرازی، نویسنده تاریخ وصاف را فرزند او دانسته و از این رو، برخی از تذکره نویسان شرف الدین را با عزالدین فضل الله شیرازی، پدر وصاف الحضره یکی شمرده اند. برای نمونه، ادوارد براون چنین پنداشته، اما با توجه به اینکه شرف الدین فضل الله قزوینی از سادات حسینی و عزالدین فضل الله، پدر وصاف الحضره از مردمان شیراز بوده است، سخن او را نمی توان درست دانست. افزون بر این، پدر وصاف الحضره در سی سالگی شرف الدین متولد شده است و بنابراین، هیچ نسبتی میان آن دو نیست و تنها در نام (فضل الله) و تخلص (شرف) به یک دیگر می مانند. باری، قزوینی در روزگار خود شاعری پرآوازه بود؛ چنان که محمد بن بدر جاجرمی در مونس الاحرار او را «الامام الفاضل افتخار شعراء المتاخرین» خواند.
آثار
الترسل النصرتیه، نوشته شده، پس از ۷۲۷ ق از آثار او به شمار می رود؛ اما کتاب شهیر او المعجم فی آثار ملوک العجم است که اکنون «المعجم» خوانده می شود. همچنین اثر دیگری به نام ثعلب و مبرد (نام های دو نحوی معروف) به وی منسوب است.
وفات
...
«مظفر بن فضل بن جعفر علوی» در سال 584ق1188/م در عراق، در شهر موصل، به دنیا آمد. وی برای تحصیل، به بغداد رفته و مدت زیادی در آن شهر اقامت گزید. در اواخر عمر، به زادگاه خویش بازگشت و در سال 656ق1258/م، دیده از جهان فروبست.
از آنجا که در کتب تاریخ و تراجم، گزارش قابل توجه ای از زندگی نامه و سیره وی ارائه نشده است، از اوایل دوران حیات و زندگانی علمی او، اطلاع دقیقی در دست نیست، اما از خلال مباحث کتاب وی با عنوان «نضرة الاغریض فی نضرة القریض» که پیرامون شعر و فضائل آن نوشته شده است، چنین برمی آید که شیخ ابا محمد بن ابی البرکات و ابن البقال المقریء، از اساتید او بوده و مظفر در سال 603ق، از ایشان، روایت کرده است (نظرة الاغریض،ص 458). همچنین می توان به این نکته پی برد که پدرش سهم به سزایی در تعلیم و تربیت وی داشته و مظفر از او نیز روایت نقل کرده است (نظرة الاغریض، ص 347).
عموی مادر بزرگ پدری وی، محمد بن محمد بن عبد الله علوی حسینی، که به شیخ الشرف معروف بود، عالم به علم انساب بوده و تصانیف زیادی به وی منسوب شده است. وی حدود صد سال در موصل و بغداد زندگی کرده و عده ای احتمال داده اند که مظفر، از محضر وی نیز استفاده کرده باشد (نهی عارف حسن، مقدمه نظره الاغریض).صفدی، در کتاب معروف خود با عنوان «الوافی»، ضمن ارائه شرح حال مختصری از وی و ذکر ابیاتی که منسوب به او می باشند، به این نکته اشاره کرده است که او، آشنا به فن شعر نیز بوده است.
از دیگر نکاتی که در زندگی این نویسنده جلب توجه می نماید، صله دادن ابن علقمی، وزیر معتصم بالله، آخرین خلیفه عباسی، به وی می باشد و از آنجا که ابن علقمی، به علما و ادبا احترام ویژه ای قائل بود، مظفر نیز، از مقربین وی به شمار می آمد و چنین معروف است که در مجلسی از مجالس ابن علقمی، مظفر را به نوشتن کتابی در بیان حدود و فضلیت شعر تشویق نموده و او نیز امر وی را اجابت کرد و پس از نوشتن کتاب «نضره الاغریض» آن را به وی تقدیم نمود.
اثر دیگری که از این نویسنده می شناسیم، کتاب «الرساله العلویه» می باشد که در سه موضع از کتاب نضره الاغریض، (ص 21، 268، 441) خود به آن اشاره نموده و متذکر شده است که آن را قبل از نضره الاغریض تألیف نموده است. این کتاب، پیرامون فصاحت بوده و حذو ابن سنان خفاجی از آن تحت عنوان «سر الفصاحه» یاد کرده است.
صاحبان فضیلت و شرف در پرتو برخورداری از خرد، دانش و عمل صالح را اهل فضل می گویند که از آن در بابهای طهارت، صلات، زکات و وکالت سخن گفته اند.
قرار گرفتن اهل فضل در صف اول نمازجماعت مستحب است.
اهل فضل در باب زکات
اختصاص سهم بیشتر به آنان از میان مستحقان زکات مستحب است.
اهل فضل در باب وکالت
گرفتن وکیل در منازعات برای اهل فضل مستحب است.
نماز بر میتی که اهل فضل بوده
...
منظور از ربای فضل همان ربای معاملی است که عبارت از بیع دو کالای همجنس با زیادی در یک طرف است که از آن به مناسبت در باب تجارت سخن گفته اند.
ربای فضل معامله نقدی دو کالای همجنس با زیادی در یک طرف است.
انواع ربا نزد بعض متاخرین
برخی متأخران ربای در معامله، مقابل ربای در قرض را به دو قسم ربای نسیه و ربای فضل تقسیم کرده اند.
← ربای فضل
هر دو نوع معامله، مصداق ربا و حرام است .
رضی الدین، حسن بن فضل طبرسی از علمای قرن ششم هجری است.
نام و آوازه رضی الدین، حسن بن فضل طبرسی آفاق را درنَوردیده است.
او عالمی وارسته است که به قله های برافراشتۀ سیر الی الله و مدارج بلند علم و تقوا صعود کرده است.
او دارای کتاب هایی ارزشمند است که با تألیف آنها گوشه ای از علوم سرشار پیامبر و اهل بیت آن حضرت علیهم السلام را به دست جهانیان رسانده است.
خاندان طبرسی از جمله علمای بزرگ شیعه هستند.
طرق شیخ طوسی به محمد بن علی بن فضل، از اصطلاحات بکار رفته در علم حدیث بوده و به طرقی گفته می شود که از طریق شیخ طوسی به محمد بن علی بن فضل می رسد.
شیخ طوسی به محمد بن علی بن فضل در «فهرست» دو طریق به ترتیب زیر دارد:
← طریق اول
۱- محقق اردبیلی بدون اشاره به تعدد طرق می فرماید:طرق شیخ طوسی به محمد بن علی بن فضل در «فهرست» صحیح است.۲- آیت الله خویی پس از ذکر طرق به طور کلی می فرماید:طریق شیخ طوسی به محمد بن علی بن فضل صحیح است.
طوسی، محمد بن حسن، الفهرست، ص۲۴۰.    
 ۱. ↑ طوسی، محمد بن حسن، الفهرست، ص۲۴۰.    
...
حضرت آیت الله حاج شیخ مرتضی بنی فضل در تبریز متولد شد. وی از فقها و مدرسان حوزه علمیه قم می باشد.
ولادت ایشان در بین الطلوعین چهاردهم ربیع الاول سال ۱۳۵۲ ه ق در خانواده اهل علم، متدین و با ایمان در شهر تبریز متولد شد. میرزا محمد حسن دوزدوزانی جد او است که از طرف مرجع تقلید وقت میرزا حسن مجتهد ملقب به فخر العلماء گشت زندگینامه پدر او حاج سیف علی که پنج فرزند پسر داشت، وی را برای تحصیل علوم دینی انتخاب و به مدرسه علوم دینی فرستاد و متذکر شد؛ چنان که من خمس مال را می پردازم، تو را نیز به عنوان خمس فرزندان خود به آستان مبارک اهل بیت علیه السّلام تقدیم می کنم. تحصیلات دوره مقدمات درس های حوزوی را تا لمعه در تبریز گذراندند و در حدود ۲۱ سالگی برای تحصیل دروس سطح و خارج حوزه، وارد قم شدند.
اساتید
پس از پایان فراگیری درس های رسائل و مکاسب مرحوم شیخ انصاری و کفایه مرحوم آخوند خراسانی در دروس خارج حوزه علمیه قم حاضر شدند و از محضر استادان گرانقدر و آیات عظام آقای بروجردی (به مدت ۲ سال)، امام خمینی (حدود ۷ سال به طور مرتب در دروس فقه و اصول)، آقای گلپایگانی (حدود ۵ سال)، آقای محقق داماد، آقای شیخ عباسعلی شاهرودی (یک سال در درس اصول) و علامه طباطبایی (یک سال در درس تفسیر) بهره جستند.
تدریس
معظم له در فقه و اصول صاحب نظر می باشند و حدود پانزده سال است که به تدریس درس خارج حوزه با محوریت کتاب تحریر الوسیله امام خمینی، اشتغال دارند.
فعالیت های فرهنگی
...


فضل در دانشنامه ویکی پدیا

فضل
فضل ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
فضل (شاعر)
فضل (نیشابور)
فضلِ شاعره (؟ - ۸۷۳م) شاعربانوی عراقی در سدهٔ سوم هجری بود. متون کهن، او را «زیبارو، خوش پیکر و شیواگو» وصف کرده اند و سرگذشت های شعرگویی های او را نوشته اند. ابراهیم بن مهدی او را از «بهترین مردمان روزگارش در نگارش، شیواترین در گویش، رساترین در گفت وگو و استوارترین در پرس وجو» نامیده است. گرایش های مذهبی به تشیع داشته و دلبستهٔ سعید بن حمید کاتب بوده. زادگاهش بصره بود و در دربار متوکل می زیست. روزی که به به متوکل هدیه شد، از او پرسیده شد که آیا تو شاعربانویی؟ و او پاسخ داد «به گمان آن که مرا فروخت و آن که مرا خرید، آری» و خلیفه خنده ای کرد و فضل شعری از خود را خواند.
فضل به برگزاری محافل ادبی می پرادخت و مردان و زنان شاعر نزد او گرد می آمدند و از این راه هدایای بسیاری درمی یافت.
فضل (نیشابور)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان نیشابور در استان خراسان رضوی ایران است.
فضل آباد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
فضل آباد (سبزوار)
فضل آباد (درگز)
فضل آباد سفلی
فضل آباد (بم)
فضل آباد (زاهدان)
فضل آباد (کمیجان)
فضل آباد (تیران و کرون)
مختصات: ۲۸°۴۲′۲۹″ شمالی ۵۹°۱۷′۰۲″ شرقی / ۲۸.۷۰۸۰۶° شمالی ۵۹.۲۸۳۸۹° شرقی / 28.70806; 59.28389
فضل آباد (بم)، روستایی از توابع بخش ریگان شهرستان بم در استان کرمان ایران است.
فضل آباد (تیران و کرون)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان تیران و کرون در استان اصفهان ایران است.
فضل آباد (درگز)، روستایی از توابع بخش نوخندان شهرستان درگز در استان خراسان رضوی ایران است.
فضل آباد روستایی در دهستان فخررود بخش قهستان شهرستان درمیان استان خراسان جنوبی ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۱۳۶ نفر (در ۳۶ خانوار) بوده است.
فضل آباد (زاهدان)، روستایی از توابع بخش میرجاوه شهرستان زاهدان در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
مختصات: ۳۵°۴۹′۱۳″ شمالی ۵۷°۱۹′۴۵″ شرقی / ۳۵.۸۲۰۲۸° شمالی ۵۷.۳۲۹۱۷° شرقی / 35.82028; 57.32917
فضل آباد، روستایی است از توابع بخش روداب و در شهرستان سبزوار استان خراسان رضوی ایران.
فضل آباد روستایی در دهستان جون آباد بخش لادیز شهرستان میرجاوه استان سیستان و بلوچستان ایران است. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ جمعیت این روستا ۳۵ نفر (در ۷ خانوار) بوده است.
مختصات: ۳۴°۴۳′۳۹″ شمالی ۴۹°۲۳′۲۱″ شرقی / ۳۴.۷۲۷۵۰° شمالی ۴۹.۳۸۹۱۷° شرقی / 34.72750; 49.38917
فضل آباد روستایی است از توابع شهرستان کمیجان در استان مرکزی. این روستا در دهستان وفس در بخش مرکزی این شهرستان قرار دارد .
روستای فضل آباد طبق تقسیمات اخیر کشوری، ازتوابع دهستان وفس وبخش مرکزی شهرستان کمیجان می باشد. این روستا بامختصات جغرافیایی ۴۹درجه و ۲۹دقیقه طول شرقی و۳۴درجه و۸۱دقیقه عرض شمالی درشمال غربی استان مرکزی قراردارد. فاصله روستای فضل آباد تا کمیجان ۵ کیلومتر می باشد.
فضل آباد سفلی، روستایی از توابع بخش بهاباد شهرستان بافق در استان یزد ایران است.
سید فضل احمد پیمان شاعر و نویسنده پارسی گوی و حقوق دان معاصر افغان، اهل هرات، خالق کتاب های شام شهیدان، نوای آزادی و توفان خون، از بانیان شعر مقاومت در افغانستان است. او از انقلابی سرایان افغانستان است. پیمان هم اکنون بازنشسته است و در هرات افغانستان زندگی می کند.
فضل الحق عبادی (متولد ۱۳۲۲ درگذشت ۱۳۹۷هجری شمسی) نویسنده چیره دست تئاتر، بازیگر فیلم ممثل رادیو و تلویزیون افغانستان بود.
وی پس یک دوره بیماری در چهارشنبه ۲۶ می ۲۰۱۸ در شهر وین، پایتخت اتریش درگذشت.
فضل الرحمان خان (بنگالی: ফজলুর রহমান খান، Fozlur Rôhman خان) (1929 آوریل 3 - 27 مارس 1982) مهندس سازه و معمار بنگلادشی-آمریکایی بود که سیستم های نوینی برای طراحی سازه ابداع نمود و سازه ها و آسمان خراش های مهم و مشهوری را طراحی و محاسبه کرد.
علاوه بر آنکه فضل الرحمان را پدر "سیستم سازه ای قاب بندی شده یکپارچه لوله ای" در سازه های بلند مرتبه میدانند، او را از پیشگامان طراحی سازه به کمک کامپیوتر (CAD) نیز میدانند. ایشان طراح برج سیرز (در حال حاضر برج ویلیس)، که بلندترین ساختمان جهان تا سال 1998 بود و مجتمع 100 طبقه جان هنکاک میباشند.
فضل الرحمان خان، بیش از هر فرد دیگری، در رنسانس طراحی و ساخت و ساز آسمانخراش ها، که در نیمه دوم قرن بیستم رخ داد نقش داشت. او را "انیشتین مهندسی سازه و "بزرگترین مهندس سازه قرن بیستم " مینامند؛ زیرا روش خلاقانه مورد استفاده او به عنوان روشی پایه در ساخت و ساز آسمان خراش ها در تاریخ مهندسی، ماندگار شده است. "شورای مرکزی بلند مرتبه سازان و زیستگاه شهری" ، مدال "یک عمر دستاورد مهندسی" را به افتخار او ایجاد و فضل الرحمان خان نامگذاری نمود تا به مهندسان برجسته اهدا گردد.
اگر چه که او را بیشتر برای آسمان خراش ها میشناسند، فضل الرحمان خان در طراحی دیگر انواع سازه ای نیز بسیار فعال بود. از جمله ترمینال فرودگاه حج(فرودگاه ملک عبدالعزیز عربستان) در شهر جده، تلسکوپ خورشیدی McMath–Pierce ، و طراحی سازه چندین استادیوم ورزشی به دست ایشان صورت یافت
سوم آوریل 2017 گوگل لوگوی خود را به افتخار این مهندس برجسته به تصویری از ایشان تغییر داد
فضل الرحمن فاضل دیپلمات وزارت خارجه افغانستان و روزنامه نگار است.
فضل الرحمن ملک (۲۱ سپتامبر ۱۹۱۹ - ۲۶ ژوئیه ۱۹۸۸) یکی از متفکران و پژوهشگران اسلامی در قرن بیستم است. فضل الرحمن به خاطر اندیشه های تجدد متجددانه اش درباره اسلام و همچنین مطالعاتی که در مورد هرمنیوتیک و فهم قرآن انجام داده است، شهرت دارد.
او عضو انجمن مرکزی مطالعات اسلامی کراچی است و جز نویسندگان تاریخ اسلام کمبریج بوده است
فضل الله اکبری (زاده: ۲ اردیبهشت ۱۳۰۰، گلپایگان - درگذشت: ۱۳ فروردین ۱۳۸۴، تهران) عضو هیئت علمی و رئیس پیشین دانشکده علوم اداری و مدیریت بازرگانی (مدیریت) دانشگاه تهران و نخستین استاد حسابداری در ایران بود. او را به عنوان پدر حسابداری ایران لقب داده اند.
فضل الله بایگان (۱۲۷۷ در تهران - ۱۳۴۶) بازیگر تئاتر و کارگردان و تهیه کننده سینما اهل ایران است.
فضل الله توکل (زادهٔ ۱۳۲۱ در تهران)، آهنگساز و نوازندهٔ ایرانی سنتور است.
بهشت فضل نام مهم ترین گورستان شهرستان نیشابور است که کنار آرامگاه فضل بن شاذان است. و به همین سبب به این نام خوانده می شود.
این گورستان به نام های شافضل و شاه فضل نیز گفته می شود.
دهستان فضل ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
دهستان فضل (نیشابور) نام دهستانی در شهرستان نیشابور است.
دهستان فضل (نهاوند) نام دهستانی در شهرستان نهاوند است.
مایکل آنگارارانا (به انگلیسی: Ali Fazal) (زاده ۱۵ اکتبر ۱۹۸۶)، بازیگر هندی است.
از فیلم های معروف او می توان به بازی در فیلم سریع و خشمگین ۷ اشاره کرد.
محمود آباد فضل، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان نیشابور در استان خراسان رضوی ایران است.
محمد فضل (عربی: محمد فضل‎؛ زادهٔ ۱۲ اوت ۱۹۸۰(1980-08-12)) یک ورزشکار اهل مصر است.
از باشگاه هایی که در آن بازی کرده است می توان به باشگاه ورزشی اسماعیلی، باشگاه ورزشی کاظمه کویت، باشگاه فوتبال المصری، باشگاه ورزشی الاهلی مصر، و باشگاه ورزشی الاهلی مصر، و تیم ملی فوتبال مصر اشاره کرد.
وی همچنین در تیم های ملی فوتبال Egypt U21 مصر بازی کرده است.
مسجد عمر فضل (به آلمانی: Fazle-Omar-Moschee) واقع شده در شهر هامبورگ که دومین مسجد ساخته شده در آلمان به سال ۱۹۵۷ می باشد، این مسجد متعلق به جنبش احمدیه است. مسجد عمر فضل توسط محمد ظفرالله خان در ۲۲ ژوئیه سال ۱۹۵۷ افتتاح شده است.
مختصات: ۵۱°۲۷′۰۴″ شمالی ۰۰°۱۲′۲۷″ غربی / ۵۱.۴۵۱۱۱° شمالی ۰.۲۰۷۵۰° غربی / 51.45111; -0.20750
مسجد فضل (به انگلیسی: Fazl Mosque) در لندن به عنوان یکی از نخستین مسجدهای انگلستان در ۲۳ اکتبر ۱۹۲۶ (میلادی) تأسیس شد.
نادیه فضل (بهار ۱۳۴۵ خورشیدی) شاعر، نویسنده، روزنامه نگار (به ویژه در حوزه حقوق زنان) اهل افغانستان و ساکن آلمان است. از وی تا کنون دو گزینهٔ شعر با نامهای «پرنیان خیال» و «جوانه های سبز غزل» منتشر گردیده است.
از نادیه فضل مقالات و نوشته های زیادی در مطبوعات برون مرزی افغانستان به چاپ رسیده است که بیشتر آنها مسایل سیاسی و موضوعات پیرامون زندگی زنان افغانستان را احتوا می نماید. نادیه فضل همچنان از گویندگان بانام افغانستان در برون از افغانستان است. او از همکاران رادیو صدای آلمان است. نادیه فضل از سال ۱۹۹۲ بدین سو با رسانه های صوتی و کتبی افغانستانی ها همکاری دارد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

فضل در جدول کلمات

فضل و بزرگواری
نبالت
ساخته مسعود جعفری جوزانی با بازی علی نصیریان | عزت الله انتظامی | حمید جبلی | شمسی فضل اللهی و••• در سال 65
شیرسنگی
کتابی از ابو علی فضل طبرسی
تفسیر معجم البیان)
کتابی به تالیف خواجه رشیدالدین فضل اله شریف
جامع التواریخ

معنی کلمه فضل به عربی

زمالة

فضل را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی فضل

ملیکا ٢٣:١٧ - ١٣٩٥/١١/٢٩
آنچه به کسی بخشیده می شود بی اینکه حق او باشد تا از دیگران ممتاز و نزد آنان دوست داشتنی باشد.
|

فرجی ٢٠:٠٠ - ١٣٩٦/٠٦/٣١
مهربانی
|

احمد ١٣:٤٩ - ١٣٩٦/٠٨/١٩
اگر فضل و رحمت در کنار هم باشد منظور این است که هم دنیا را داری و هم آخرت را داری.
|

مهرسا ١٧:٢٦ - ١٣٩٦/٠٩/٢٧
نیکی کردن
|

داود ١١:٠٤ - ١٣٩٧/٠٧/١٠
آنچه بیشتر از داشته های دیگران است.
|

رایین ١٦:٠٨ - ١٣٩٧/٠٧/٢٩
بخشش
|

پیشنهاد شما درباره معنی فضل



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی فضل خدا   • مخالف کلمه فضل   • فضل چیست   • فضل خدا یعنی چه   • متضاد فضل   • جمع کلمه فضل   • متضاد کلمه فضل   • فضل در قرآن   • مفهوم فضل   • تعریف فضل   • معرفی فضل   • فضل یعنی چی   • فضل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فضل
کلمه : فضل
اشتباه تایپی : tqg
آوا : fazl
نقش : اسم
عکس فضل : در گوگل


آیا معنی فضل مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )