برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1279 100 1

فضولی

/fozuli/

برابر پارسی: کنجکاوی

معنی فضولی در لغت نامه دهخدا

فضولی. [ ف ُ ] (ص نسبی ) آنکه کار بی فایده کند و در پی مالایعنی رود. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). کسی که کار بیهوده کند. || آنکه بی جهت در امور دیگران مداخله کند، بدین معانی در فارسی «فضول » مستعمل است. (فرهنگ فارسی معین ) :
عدو چو گشت فضولی حقیرتر گردد
که تعبیه ست کمی در فزونی و آماس.
سیدحسن غزنوی.
از دهر زاد و دهر فضولی نمای را
خون ریختی گرش نبدی حق مادری.
خاقانی.
- فضولی کردن :
به صاحب ردی و صاحب قبولی
نشاید کرد مهمان را فضولی.
نظامی.
|| کسی است که او را نه ولی است و نه اصیل و نه وکیل. (تعریفات ). || درزی. (منتهی الارب ). خیاط. (اقرب الموارد).

فضولی. [ ف ُ ] (حامص ) مداخله ٔ بی جهت در کار دیگران. (فرهنگ فارسی معین ) :
ره راست جویی فضولی مجوی
گرت آرزو صحبت اولیاست.
ناصرخسرو.
رئیس متین را چو بینی بگوی
که گرد فضولی بسی می تنی.
انوری.
الهی نفس سرکش را زبون کن
فضولی از دماغ ما برون کن.
عطار.
این گهی بخشد که اجلالی شوی
وز فضولی و دغل خالی شوی.
مولوی.
که من توبه کردم به دست تو بر
که گرد فضولی نگردم دگر.
سعدی.
در کارخانه ای که ره عقل و فضل نیست
فهم ضعیف رای فضولی چرا کند؟
حافظ (دیوان چ غنی ص 126).
|| یاوه گویی. (فرهنگ فارسی معین ).

فضولی. [ ف ُ ] (اِخ ) ملا محمدبن سلیمان بغدادی. از اکابر شعرای قرن دهم هجری است که اشعار مؤثر و سوزناک به زبان ترکی و گاه به عربی و فارسی دارد. وی از وابستگان دربار سلطان سلیمان خان قانونی دهمین سلطان عثمانی بوده. او راست : 1- انیس القلب ، قصیده ٔ فارسی. 2- بنگ و باده ، مثنوی ترکی. 3- حدیقةالشهداء یا ترجمه ٔ ترکی روضةالشهداء کاشفی. 4- دیوان شعرهای ترکی و فارسی که به نام «دیوان فضولی » به چاپ رسیده است. 5- ساقی نامه. 6- صحت و مرض به فارسی. 7- لیلی و مجنون ترکی. 8- مطلع الاعتقاد در کلام. تضمینی از ابیات معروف فردوسی دارد که ذیلاً نقل می شود:
اگر عمرها مردم بدسرشت
بود ...

معنی فضولی به فارسی

فضولی
بغدادی شاعر معروف ( ف. ۹۷٠ ه ق . ) . وی در سه زبان فارسی وترکی و عربی شعر میسروده و کتاب [ حدیقه السعدائ ] را بتقلید روضه الشهدائ حسین واعظی کاشفی نوشته است .
( صفت ) ۱ - کسی که کار بیهوده کند ۲ - آنکه بی جهت درامور دیگران مداخله کند توضیح بدین معانی در فارسی فضول مستعمل است .
فروختن متاع و ملک دیگری بلا استرضای او .
( مصدر ) بی جهت در کار دیگران مداخله کردن : ( سلطان ) مثال داد که آن دانشمند ( که نگذاشته بود فردوسی را در گورستان مسلمانان دفن کنند ) از طبران برود بدین فضولی که کرده است و خانمان بگذارد .....
وی یکی از شعرا است که شعر او در لغت نامه اسدی بشاهد آمده است
یا فضلوی مشهور به عماد لر از مصاحبان خواجه شمس الدین محمد جوینی

معنی فضولی در فرهنگ معین

فضولی
(فُ) [ ع - فا. ] (حامص .) ۱ - مداخلة بی جهت در کار دیگران . ۲ - یاوه گویی .

معنی فضولی در فرهنگ فارسی عمید

فضولی
= فضول
مداخلۀ بی جا در کار دیگران: در کارخانه ای که ره علم و عقل نیست / وهم ضعیف رای فضولی چرا کند (حافظ: ۳۷۸).

فضولی در دانشنامه اسلامی

فضولی
فضولی به کسی گویند که ملک غیر را بدون اذن او بفروشد.
بایعی که مال غیر را بدون داشتن ولایت و بدون اذن او بفروشد.
عاقدی که نه اصیل و نه ولی و نه وکیل باشد.
و شاید بهترین تعاریف و جامع ترین آن ها تعریفی است که مرحوم شیخ انصاری آورده است بدین تعبیر: «هو الکامل الغیر المالک للتصرف و لو کان غاصبا».
نوع استعمال واژه فضولی
این کلمه گاهی صفت عقد قرار داده می شود مثلا می گویند: «عقد فضولی» و به عقیده شیخ این تعبیر نوعی تسامح است.

آرامگاه فضولی بغدادی ، در مقبره عبدالمؤمن دده، در مجاورت تکیه بکتاشیه در باب القبله آستان امام حسین (علیه السّلام)، قرار داشته است که در جریان احداث خیابان گرداگرد آستانه حسینی در سال ۱۳۶۶ ه. ق خراب شده است.فضولی بغدادی ،با نام محمد بن اسماعیل از شاعران شیعه در سده دهم هجری است که به سه زبان ترکی، فارسی و عربی، شعر می سروده است.
محمد بن اسماعیل بغدادی، متخلص به فضولی، از شاعران شیعه در سده دهم هجری است که به سه زبان ترکی، فارسی و عربی، شعر می سروده است. فضولی، اصالتاً آذربایجانی، اما به دلیل اقامت زیاد در بغداد، به بغدادی مشهور است. او در عراق، در زمان سلطنت آق قویونلوها، به دنیا آمد. سال تولد وی، مشخص نیست و مکان تولد وی را نیز به اختلاف، حله، کربلا، بغداد یا نجف گفته اند.فضولی، تمام عمرش را در عراق به سر برد و مدتی، خادم حرم امام علی(علیه السّلام) بود. او اشعار فراوانی در مدح ائمه (علیهم السّلام)، به ویژه امام علی (علیه السّلام) دارد و مثنوی «حدیقة السُعَداء» را به زبان ترکی، در بیان مقتل امام حسین (علیه السّلام) و حوادث عاشورا سروده است. همچنین او تعدادی از پادشاهان و وزیران، از جمله شاه اسماعیل صفوی، سلطان سلیمان قانونی و وزیرش، ابراهیم پاشا را مدح گفته است.فضولی از بنیان گذاران ادب منظوم ترکی آذربایجان است و وزن ها، قالب ها، ترکیب ها، مضمون ها و معانی شعر فارسی را از راه ترجمه یا عین عبارت را در ترکی، به کار برده و با ادب فارسی، ادبیات ترکی را حیات بخشیده است. غزلیات وی، عیناً تقلید از غزلیات فارسی است. در تاریخ شع ...

فضولی در دانشنامه ویکی پدیا

فضولی
فضول یا فضولی می تواند به موارد زیر اشاره کند:
کنجکاوی
نکاح فضولی
بیع فضولی
فضول باشی، نام فیلم طنزی با نقش آفرینی لورل و هاردی
محمد فضولی، شاعر و ادیب آذربایجانی
شهرستان فضولی نام بخشی در جنوب جمهوری آذربایجان
فضولی (آلبوم) نام آلبوم موسیقی اثر پینک فلوید
فضولی (به انگلیسی: Meddle) نام ششمین آلبوم از گروه موسیقی پراگرسیو راک بریتانیایی، پینک فلوید، است. این آلبوم در سی ام اکتبر سال ۱۹۷۱ توسط هاروست رکوردز عرضه شد.
ریچارد رایت - ارگ، پیانو، خواننده در «پژواک ها»
راجر واترز - گیتار بیس، گیتار در «سن تروپز»
دیوید گیلمور - گیتار، گیتار بیس در «یه روز از این روزها»، خواننده
نیک میسن - درامر، پرکاشن، گوینده متن در «یه روز از این روزها»
فضولی مابین اوت تا ژانویه ۱۹۷۱ در حالی به مرحله تولید رسید که گروه دارای تعهد به برگزاری تعدادی تور و کنسرت بود. مراحل ضبط آلبوم در چند استودیو مختلف پیرامون لندن مانند استودیوهای ابی رود و مورگان انجام گرفت. گروه در ابتدا برای این آلبوم هیچ آهنگ ذخیرهٔ از قبل ضبط شده یا ایدهٔ روشنی نداشت و در ساخت آهنگ ها دست به تجربه های صوتی زد که این عمل آن ها در آهنگ برجستهٔ آلبوم، «پژواک ها»، بیشتر نمود پیدا می کند.
اگرچه بیشتر آلبوم های بعدی پینک فلوید؛ بواسطهٔ شعرهای عمدتاً سروده شده توسط راجر واترز؛ دارای یک تم واحد است، اما این آلبوم چه در شعر و چه در موسیقی نوعی کوشش گروهی به شمار می رود که تمامی اعضای گروه در آن مشارکت دارند.
طرح روی جلد آلبوم بمانند بیشتر آلبوم های پینک فلوید؛ توسط گروه طراحی هیپ نسیس خلق شده، این در حالی است که سازندگان طرح جلد از جمله استورم تورجرسن چندان از این کار خود راضی نیستند.
تور فضولی (به انگلیسی: Meddle Tour) یک تور کوتاه از گروه موسیقی پینک فلوید بود. این تور از ۱۷ اکتبر ۱۹۷۱ آغاز شد و در نوامبر همان سال به پایان رسید. این تور با هدف ترویج آلبوم جدیدشان فضولی ...


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با فضولی

فضولی در جدول کلمات

معنی فضولی به انگلیسی

pry (اسم)
دیلم ، فضول ، اهرم ، فضولی ، کنجکاوی
interference (اسم)
دخالت ، فضولی
intrusion (اسم)
فضولی ، دخول سرزده و بدون اجازه
officiousness (اسم)
فضولی ، فضولی در کار دیگران

معنی کلمه فضولی به عربی

فضولی
تدخل , صلافة
وکزة
افترض , ثرثر

فضولی را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اشعار فضولی   • فضولی چیست   • معنی فضولی   • فضولی نکن   • اشعار عاشقانه فضولی   • فضولي كردن   • فضولی در کار دیگران   • شعر در مورد فضولی   • مفهوم فضولی   • تعریف فضولی   • معرفی فضولی   • فضولی یعنی چی   • فضولی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فضولی
کلمه : فضولی
اشتباه تایپی : tq,gd
آوا : fozuli
نقش : اسم
عکس فضولی : در گوگل

آیا معنی فضولی مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )