برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1323 100 1

فطری

/fetri/

مترادف فطری: اصلی، جبلی، خداداده، ذاتی، طبیعی، غریزی

متضاد فطری: صناعی

برابر پارسی: سرشتی، نهادی، منشی

معنی فطری در لغت نامه دهخدا

فطری. [ ف ِ ری ی ] (ع ص نسبی ) منسوب به فطرت. اصلی. ذاتی. طبیعی. خلقی. (غیاث ). جبلی. گهری. گوهری. طبعی. ذاتی. خلقی. (از یادداشتهای مؤلف ). || منسوب به فطر. مربوط به فطر. فطریة. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به فطریة شود.

معنی فطری به فارسی

فطری
( صفت ) منسوب به فطر مربوط به فطر .
کور مادر زاد

معنی فطری در فرهنگ معین

فطری
(فِ طْ) [ ع . ] (ص نسب .) ذاتی ، طبیعی .

معنی فطری در فرهنگ فارسی عمید

فطری
ذاتی، طبیعی، جبلی.

فطری در جدول کلمات

فطری
ذاتی
فطری نیست از راه سعی و تلاش به دست می آید
اکتسابی

معنی فطری به انگلیسی

indigenous (صفت)
بومی ، ذاتی ، طبیعی ، فطری
physic (صفت)
مسهل ، فطری
innate (صفت)
اصلی ، چسبنده ، ذاتی ، داخلی ، طبیعی ، درونی ، درون زاد ، لاینفک ، جبلی ، فطری ، غریزی ، مادرزاد
natural (صفت)
ساده ، ذاتی ، بدیهی ، دیوانه ، طبیعی ، نهادی ، عادی ، خلقی ، جبلی ، قهری ، فطری ، غریزی ، سرشتی ، استعداد ذاتی
inborn (صفت)
ذاتی ، نهادی ، موروثی ، درون زاد ، جبلی ، فطری
inbred (صفت)
ذاتی ، جبلی ، فطری ، غریزی
inartificial (صفت)
ساده ، فطری

معنی کلمه فطری به عربی

فطری
اصلي , بصري , طبيعي , غريزي , فطري

فطری را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فطری نیست در جدول   • معنی فطرت   • معنی ذاتی و فطری   • معنی فطرت چیست   • معنی فطری نیست   • فطرت انسان   • فطرت در حل جدول   • فطرت در قرآن   • مفهوم فطری   • تعریف فطری   • معرفی فطری   • فطری چیست   • فطری یعنی چی   • فطری یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فطری
کلمه : فطری
اشتباه تایپی : txvd
آوا : fetri
نقش : صفت
عکس فطری : در گوگل

آیا معنی فطری مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )