انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1095 100 1

فلاح

/falAh/

مترادف فلاح: پیروزی، رستگاری، سعادت، نجاح، نیکبختی | حارث، دهقان، زارع، کشاورز، کشتگر

برابر پارسی: کشاورز، برزگر

معنی فلاح در لغت نامه دهخدا

فلاح. [ ف َ ] (ع اِ) طعام سحری. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد). || (اِمص ) باقیماندگی در خیر و نیکویی. (از اقرب الموارد). || زیست. (منتهی الارب ). || رستگاری. (منتهی الارب ). فوز و نجات. (از اقرب الموارد) :
باد صبا بر آب کر، نقش قد افلح آورد
تا تو فلاح و فتح را بر شط مفلحان بری.
خاقانی.
هم خزانه ٔ فتوح بگشاید
هم نشانه ٔ فلاح بفرستد.
خاقانی.
قصد ما ستر است و پاکی و صلاح
در دو عالم خود بدان باشد فلاح.
مولوی.
کار تقوی دارد و دین و صلاح
که از او باشد به دو عالم فلاح.
مولوی.
هرکه در خردیش ادب نکنند
در بزرگی فلاح از او برخاست.
سعدی.

فلاح. [ ف َل ْ لا ] (ع ص ، اِ) کشتی بان. || کرایه دهنده ستور را. || کشاورز. (منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) :
بر سر خرمن به وقت انتقاد
نی که فلاحان همی جویند باد؟
مولوی.
رجوع به فلاحت شود.

معنی فلاح به فارسی

فلاح
ابن هبه الله پدر سید محمد بن فلاح موسس خاندان مشعشیان ( ف. ۸۵۴ ه ق . ) .
رستگاری، پیروزی، نجات، صلاح حال، کشاورز، برزگر
( صفت ) کشاورز برزگر .
دهی است جزو دهستان حومه بخش مرکزی شهرستان فومن واقع در ۶ کیلومتری شمال شرقی فومن کنار راه شوسه فومن به رشت جلگه و معتدل و مرطوب ۴۹۳ تن سکنه رودخانه محصول برنج توتون ابریشم ماهی شغل زراعت و صید .
فقر. است از اذان و اقامه بمعنی بشتابید و تعجیل کنید به رستگاری .

معنی فلاح در فرهنگ معین

فلاح
(فَ) [ ع . ] (اِمص .) ۱ - رستگاری . ۲ - پیروزی ، نجات .
(فَ لّ) [ ع . ] (ص .) کشاورز، برزگر.

معنی فلاح در فرهنگ فارسی عمید

فلاح
۱. رستگاری.
۲. پیروزی.
۳. نجات.
۴. صلاح حال.
کشاورز، برزگر.

فلاح در جدول کلمات

فلاح
کشاورز
ساخته اسماعیل فلاح پور
تیک
سریالی ساخته بهروز خلجی در سال 85 با بازی حسن پور شیرازی | لاله صبوری | نیما فلاح و •••
من نه منم
فیلمی از اسماعیل فلاح پور با بازی ابوالفضل پورعرب
تیک

فلاح را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

ثنا ١٨:٣٨ - ١٣٩٥/٠٩/٠٥
دریافت پاداش مناسب با کارهای خوب. رستگاری.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• حمید فلاح جدید   • دانلود آهنگ های صوتی حمید فلاح مشهد   • دانلود آهنگهای مجلسی حمید فلاح   • حمید فلاح هوس   • حمید فلاح ساقی   • حمید فلاح خواننده مشهدی   • دانلود فول البوم حمید فلاح   • بیوگرافی حمید فلاح   • معنی فلاح   • مفهوم فلاح   • تعریف فلاح   • معرفی فلاح   • فلاح چیست   • فلاح یعنی چی   • فلاح یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فلاح
کلمه : فلاح
اشتباه تایپی : tghp
آوا : falAh
نقش : اسم
عکس فلاح : در گوگل


آیا معنی فلاح مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )