انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 948 100 1

فلسفه

/falsafe/

مترادف فلسفه: الهیات، حکمت، راز، سر

برابر پارسی: فرزان

معنی فلسفه در لغت نامه دهخدا

فلسفه. [ ف َ س َ ف َ / ف ِ ] (معرب ، اِ) اصل کلمه یونانی و مرکب از دو جزء است : فیلوسس به معنی دوست و دوستدار و سوفیا به معنی حکمت. علم به حقایق موجودات به اندازه ٔ توانایی بشر. حکما بطور کلی فلسفه را بر دو قسم تقسیم کرده اند: فلسفه ٔ عملی یا حکمت عملی و فلسفه ٔ اکتسابی نظری یا حکمت نظری. حکمت عملی شامل تهذیب اخلاق ، تدبیر منزل و سیاست مدنیه است. حکمت نظری شامل سه قسم ذیل است : الف ) فلسفه ٔ ادنی که بحث از اموری میکند که مادی محض اند، علم طبیعی ، طبیعیات. ب ) فلسفه ٔ اولی که بحث از اموری میکند که نه در ذهن و نه در خارج احتیاج به ماده ندارند. و منظور از آن معرفت امور کلی احوال موجودات مانند وحدت و کثرت و وجوب وامکان و حدوث و قِدَم و مانند آنهاست و یا الهیات به معنی اخص. ج ) فلسفه ٔ اوسط که بحث از اموری میکند که در وجود خارجی به ماده احتیاج دارند. ریاضیات. (ازفرهنگ فارسی معین ). لفظی است یونانی ، معنی آن خویشتن را به حضرت واجب الوجود مانند ساختن است ، و فلسفه ٔ اولی عبارت از علم الهی است. (از کشاف اصطلاحات الفنون ). تشبه به اله آن طاقت بشری را نیازمند است که آدمی را قادر به تحصیل سعادت ابدی سازد چنانکه فرمود صادق - صلی اﷲ علیه و سلم - در سخن خود: خوی گیرید به اخلاق خداوند یعنی چون او شوید در احاطت بر دانستنی هاو تجرد از جسمانیات. (تعریفات جرجانی ) :
فلسفه در سخن میامیزید
وآنگهی نام آن جدل منهید.
خاقانی.
شغل او شاعری است یا تنجیم
هوسش فلسفه ست یا اکسیر.
خاقانی.
قصه گفت او شاه را و فلسفه
تا برآمد عشر خرمن از کفه.
مولوی.
علم نیرنجات و سحر و فلسفه
گرچه نشناسند حق الفلسفه.
مولوی.
فلسفه گفتش بسی و او خموش
ناگهان واکرد از سر روی پوش.
مولوی.
- فلسفه ٔ اشراق . رجوع به اشراق شود.
- فلسفه بافی ؛ سخن بیهوده و بظاهر مستدل گفتن. استدلال بی پایه کردن.
- || پرگویی کردن در مسائلی که مورد علاقه ٔ دیگران نیست.
- فلسفه ٔ بحثی (بحثیه ) ؛ فلسفه ای که در آن به بحث و استدلال پردازند. مقابل فلسفه ٔ ذوقی. (فرهنگ فارسی معین ).
- فلسفه ٔ خاصیه ٔ متعالیه ؛ از اصطلاحات ملاصدرای شیرازی و فلسفه ٔ خاصی است که وی از تلفیق آیات و اخبار و کلمات بزرگان و عارفان و خلاصه ای از تلفیق عقل و نقل و وحی و ذوق و بحث به وجود آورده است. (فرهنگ فارسی معین ).
- فلسفه ٔ ذوقی (ذوقیه ) ؛ اشراق. مقابل فلسفه ٔ بحثی. رجوع به ترکیب فلسفه ٔ بحثی و نیز رجوع به کلمه ٔ اشراق شود.
- فلسفه ٔ ریاضیه ؛ یکی از اقسام فلسفه ٔ نظریه ٔ قدما، و آن فحص در اشیاء که صاحب ماده است نباشد بلکه فحص از اشیاء موجوده ای در ماده است چون مقادیر و اشکال و حرکات و آنچه بدان ماند. (یادداشت مؤلف ). اقسام فلسفه ٔ ریاضیه نزد قدما چهار است : علم عدد و حساب ، علم هندسه ، علم هیئت و علم موسیقی. (یادداشت دیگر مؤلف ). رجوع به معنی اصلی کلمه ٔ فلسفه شود.
- فلسفه ٔ طبیعیه ؛ یکی از اقسام سه گانه ٔ فلسفه ٔ نظریه ٔ قدما، و آن فحص از اشیاء صاحب عنصر و ماده میباشد و از اقسام آن علم طب ، علم به آثارعلویه از قبیل بارانها و بادها و تندر و درخش و امثال آن ، علم معادن و نباتات و حیوان و کیمیا و طبیعت و هرچه زیر فلک قمر است. (یادداشت مؤلف ). رجوع به طبیعیات شود.
- فلسفه ٔ عامیه ؛ از مصطلحات صدرالدین شیرازی و مراد فلسفه ٔ مشهور و معمول است. مقابل فلسفه ٔ خاصیه ٔ متعالیه. (از فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ترکیب فلسفه ٔ خاصیه ٔ متعالیه شود.
- فلسفه ٔ علمیه . رجوع به تعریف خود فلسفه شود.
- فلسفه ٔ فیضیه ؛ فلسفه ٔ افلاطون. فلسفه ٔ اشراق. (ازفرهنگ فارسی معین ).
- فلسفه ٔکشفی (کشفیه ). رجوع به اشراق شود.
- فلسفه ٔ مشاء. رجوع به مشاء شود.
- فلسفه ٔمشارقه (مشرقیه ). رجوع به اشراق شود.
- فلسفه ٔ نظریه (نظری ).رجوع به تعریف فلسفه و حکمت نظری شود.
- فلسفی . رجوع به فلسفی و نیز رجوع به حکمت شود.

معنی فلسفه به فارسی

فلسفه
رساله ایست در باب فلسفه بقلم ارسطو .
حکمت، تفکروتعمق وتفنن درمسائل علمیه، علمی که درمبادی وحقایق اشیائ وعلل وجود آنهابحث میکند
( اسم ) علم به حقایق موجودات باندازه توانایی بشر . توضیح حکما به طور کلی فلسفه را بر دو قسم تقسیم کرده اند : فلسفه ( حکمت ) عملی و فلسفه ( حکمت ) اکتسابی نظری ( حکمت نظری ) . حکمت عملی شامل تهذیب اخلاق تدبیر منزل سیاست مدنیه است . حکمت نظری شامل سه قسم است : الف - یا فلسفه ادنی . که بحث از اموری می کند که مادی محض اند علم طبیعی طبیعیات ب - یا فلسفه اولی . که بحث از اموری می کند که نه در ذهن و نه در خارج احتیاج به ماده ندارند و منظور از آن معرفت امور کلی و احوال موجودات مانند وحدت و کثرت و وجوب و امکان و حدوث و قدوم و مانند آنهاست الهیات ( به معنی اخص ) ج - یا فلسفه اوسط . بحث از اموری می کند که در وجود خارجی به ماده احتیاج دارد ریاضیات . یا فلسفه بحثی ( بحثیه ) فلسفه ای که در آن ببحث و استدلال بپردازند مقابل فلسفه ذوقی . یا فلسفه خاصیه ( متعالیه ) . ( اصطلاح صدر الدین شیرازی ) فلسفه خاصی است که وی از تلفیق آیات و اخبار و کلمات بزرگان و عارفان و خلاصه ای از تلفیق عقل و نقل و وحی و ذوق و بحث به وجود آورده مقابل فلسفه بحثی . یا فلسفه عامیه . ( اصطلاح صدر الدین شیرازی ) مراد فلسفه مشهور و معمول است مقابل فلسفه خاصیه متعالیه . یا فلسفه فیضی ( فیضیه ) . فلسفه افلاطون و فلسفه اشراق . یا فلسفه مطلقه . حکمت مطلقه . یا فلسفه نظری ( نظریه ) حکمت نظری .
پیروان حکمت . فیلسوفان فلاسفه حکما .

معنی فلسفه در فرهنگ معین

فلسفه
(فَ لْ سَ فِ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - حکمت ، دانشی که موضوع آن هستی و وجود است . ۲ - علت ، دلیل . ، ~ بافی کنایه از: اظهار نظر دور از منطق .

معنی فلسفه در فرهنگ فارسی عمید

فلسفه
۱. علمی که در مبادی و حقایق اشیا و علل وجود آن ها بحث می کند، تفکر و تعمق و تفنن در مسائل علمیه، حکمت.
۲. [عامیانه] علت.

فلسفه در دانشنامه اسلامی

فلسفه
فلسفه آن علمی است که درباره کلی ترین مسایل هستی که مربوط به هیچ موضوع خاصی نیست و به همه موضوعات هم مربوط است بحث می کند و همه هستی را به عنوان یک موضوع در نظر گرفته و درباره آن بحث می کند. موجود به عنوان خودش و فارغ از هر گونه قید و شرط موضوع فلسفه است. کاربرد فلسفه شناخت موجودات است یعنی انسان به وسیله دانش فلسفه می تواند موجود حقیقی را از موجودات خیالی و توهمی تمیز دهد.
گرچه تعبیر علوم اسلامی در موارد مختلف مفهوم خاصی را از نظر گسترش یا محدودیت تداعی می کند، ولی هدف ما از علوم اسلامی دانش های است که به نوعی با اسلام و معارف اسلامی در ارتباط است و یا در فرهنگ و تمدن اسلامی سابقه طولانی دارد و مسلمانان در ابداع یا شکوفای آن نقش مؤثری داشته اند. از آن میان فلسفه از دو نظر جزء علوم اسلامی شمرده می شود:اولاً: برابر گفته برخی از بزرگان در کلمات پیشوایان دین بخصوص امیرمؤمنان و حضرت ثامن الائمه، ذخائر بی کران درباره الهیات بیان شده که عمیق ترین تفکرات فلسفی در آنها وجود دارد و مایه های اندیشه عقل و فلسفی را در جامعه اسلامی تأمین می کند. ثانیاً: فلسفه به عنوان یک رشته خاصی توسط مسلمانان به اوج و شکوفایی خود رسیده و ده ها مسئله جدید فلسفی توسط حکمای بزرگ مسلمان طرح و تثبیت شده است. بنابراین فلسفه جزء عزیزترین علوم اسلامی محسوب می شودکه در این جا به طور اجمال درباره برخی مباحث مربوط به آن بحث می شود:
تعریف فلسفه
گرچه درباره تعریف فلسفه مباحث فراوان مطرح است، اما به طور کلی برای فلسفه دو اصطلاح رایج است یک اصطلاح قدما که اصطلاح شایع است برابر این اصطلاح چون فلسفه یک لفظ عام است تعریف خاصی برای آن وجود ندارد و مطلق دانش عقلی را می توان فلسفه نامید.اما اصطلاح دیگری نیز برای فلسفه وجود دارد که برابر این اصطلاح فلسفه تعریف خاصی می تواند داشته باشد لذا براساس این اصطلاح در تعریف فلسفه گفته اند: فلسفه عبارت از علم و شناخت موجود از آن جهت که موجود است نه از آن جهت که تعیّن خاصی دارد مثلاً جسم است، انسان یا گیاه است و مانند آن، بنابراین به طور خلاصه فلسفه به آن دانشی گفته می شود که درباره هستی با قطع نظر از مصادق آن بحث می کند.به عبارت دیگر فلسفه آن علمی است که درباره کلی ترین مسایل هستی که مربوط به هیچ موضوع خاصی نیست و به همه موضوعات هم مربوط است بحث می کند و همه هستی را به عنوان یک موضوع در نظر گرفته و درباره آن بحث می کند.
موضوع فلسفه
موجود به عنوان خودش و فارغ از هر گونه قید و شرط موضوع فلسفه است، اما باید توجه داشت که موجود که به عنوان موضوع فلسفه مطرح می شود مراد مفهوم آن نیست بلکه مصداق خارجی آن مراد است، پس موضوع فلسفه در حقیقت همان واقعیت است که از آن به موجود یاد می شود، فیلسوف بعد از آن که به واقع پرداخت، از دو حال بیرون نیست یا مصداق و آنچه مفهوم وجود بر آن صادق است به عنوان مصداق واقعیت می شناسد و می یابد. و یا افراد ماهیت را مصداق واقعیت می پندارد. در صورت اول موضوع فلسفه او وجود است و در صورت دوم موضوع فلسفه او ماهیه محققه و موجوده است نه ماهیه من حیث هی.
فائده فلسفه
...
فلسفه
اصل کلمه «فَلْسَفَة» یونانی و مرکب از دو جزء است: فیلو به معنی دوست و دوستدار، و «سوفیا» به معنی حکمت، که مچموعاً یعنی «دوستدار حکمت».
«فلسفه» در واقع علم به حقایق موجودات به اندازه توانائی بشر می باشد. به بیان دیگر فلسفه(یا حکمت)، تفکر در مسائل علمی و مو شکافی در فهم آنها است. (علم الاشیاء بمبادئها و عللها الاولی.)
از سوی دیگر می توان این گونه گفت :
فلسفه از سنخ اندیشه بوده و شناخت حقایق اشیا به مقدار ممکن است و اگر مجموع اندیشه و انگیزه در تعریف فلسفه اخذ شود، فلسفه را تشبه به خالق، به مقدار ممکن تعریف کرده اند. همان گونه که خدای سبحان هم اوصاف علمی دارد و هم اوصاف عملی، هم عالم است و هم عادل و حکیم، فیلسوف الاهی نیز هم اندیشه ناب و صائب و هم انگیزه سالم دارد. به هر حال، فلسفه یا همان اندیشه بوده و محصول عقل نظری است یا مجموع اندیشه و انگیزه بوده و محصول عقل نظری و عقل عملی، هر دو، است.
ملاصدار در کتاب اسفار در باب تعریف فلسفه می گوید:
اعلم أن الفلسفة استکمال النفس الإنسانیة بمعرفة حقائق الموجودات علی ما هی علیها و الحکم بوجودها تحقیقا بالبراهین لا أخذا بالظن و التقلید بقدر الوسع الإنسانی.
فلسفه عبارت است از کمال یافتن نفس انسان به سبب معرفتی که به حقائق موجودات می یابد, معرفتی که مطابق با واقع باشد و نیز حکم به موجودیت آنها به وسیلة برهان و نه از روی ظن و تقلید, به قدری که در توان اوست.
از نظر قدما حکمت- یعنی حقایق و علومی که قابل دریافت با نیروی عقل است- در وهله اوّل منقسم می‏شود به حکمت نظری و حکمت عملی؛ حکمت نظری به نوبه خود منقسم می‏شود به «حکمت الهی» یا «حکمت علیا»، و «حکمت ریاضی» یا «حکمت وسطی»، و «حکمت طبیعی» یا «حکمت سفلی». بعدها حکمت الهی عنوان مطلق "فلسفه" را به خود گرفت.
نظام فلسفی ابن سینا، به طور کلی و به ویژه از لحاظ برخی اصول آن ، ژرف ترین و ماندنی ترین تأثیر را بر تفکر فلسفی اسلامی پس از وی و نیز بر فلسفه اروپایی سده های میانه داشته است .
این نظام فلسفی آمیزه ای است از مهم ترین عناصر بنیادی فلسفه مشایی - ارسطویی و برخی عناصر مشخص جهان بینی نوافلاطونی ، در پیوند با جهان بینی دینی اسلامی . با وجود این ، ابن سینا، پیش از هر چیز پیرو ارسطو است که درباره وی می گوید «امام حکیمان و دستور و آموزگار فیلسوفان ارسطاطالیس ». اما این پیروی از ارسطو، تعصب آمیز و کورکورانه نیست . ابن سینا، در پیروی از خطوط اساسی اندیشه های بنیادی ارسطو، گاه به گاه و اینجا و آن جا در ساختار تفکر مشایی نوآوری می کند، نکات مبهم تفکر ارسطو را روشن می سازد، به ویژه به تفصیل می پردازد و گاه برآن می افزاید و سرانجام می کوشد که به یاری عناصری از اندیشه های افلوطینی (پلوتینوس ) و نوافلاطونی نظام فلسفی نوینی بنیاد نهد، اما رویدادهای زندگانی به ویژه مرگ زودرسش ، کوششهای او را ناتمام و نافرجام گذاشت .
فلسفه مشرقی
ابن سینا، نظام فلسفی نوین خود را که قصد داشته است آن را به پایان برساند «حکمت یا فلسفه مشرقی » نامیده است . درباره این فلسفه مشرقی از سوی پژوهشگران سالهاست که نظرهای بسیار اظهار شده است . این مسأله نخستین بار از سوی خاورشناس ایتالیایی نالینو در مقاله ای به عنوان «فلسفه مشرقی یا اشراقی ابن سینا» در نشریه ایتالیایی «مجله مطالعات خاوری » مطرح گردید. نویسنده در این مقاله نشان می دهد که نزد ابن سینا، سخن بر سر «فلسفه مشرقی » است نه «اشراقی ».
← گزیده ی ناشر
از گفته های ابن سینا در هر دو مقدمه بر شفا و منطق المشرقیین چنان برمی آید که وی فلسفه مشرقی را پیش از به پایان رساندن شفا نوشته بوده است و اللواحق را در هنگام نوشتن دیباچه منطق المشرقیین هنوز همچنان در دست نوشتن داشته است . اکنون این پرسش به میان می آید که آیا ابن سینا واقعاً در فلسفه مشرقی خود، قصد داشته است که بینش فلسفی نوینی را غیر از آنچه در سنّت تفکر فلسفی مشایی شناخته شده است ، عرضه کند؟ از یک سو ما در بخش منطق المشرقیین که تنها پاره ای کوتاه از طرح بزرگ فلسفه مشرقی بوده است ، چندان نشانی از نوآوری نمی بینیم ، جز آنکه ابن سینا به طور کلی در «منطق » شفا نیز از لحاظ شروح و بسط و تفصیل برساختار منطق ارسطویی ، افزوده است . گفته های خود ابن سینا در دیباچه بر منطق المشرقیین نیز، چنانکه دیدیم ، تأکید می کند که وی همچنان به سنّت مشاییان وفادار مانده است . اما از سوی دیگر، در برخی از نوشته های دیگر ابن سینا، مانند الاشارات و التنبیهات و به ویژه رسائل عرفانی و نیز در پاره هایی بازمانده از کتاب الانصاف وی ، گرایشی به نگرش تازه ای به فلسفه آشکار می شود، اما حتی در اینگونه نوشته ها نیز اصول بنیادی تفکر ابن سینا، همان اصول ارسطویی - مشایی است آمیخته با عناصر بارزی از بینش نوافلاطونی .
سخن سهروردی درباره بینش اشراقی
...
نام آوری بیرونی در شاخه های مختلف علم از قبیل ریاضیات ، نجوم ، جغرافیا ، و هم چنین غلبه فلسفه مشائی کندی ، فارابی و ابن سینا از یک سو و سنت فلسفی سهروردی و عرفان از دیگر سو، موجب غفلت از مقام وی در فلسفه شده است،
از میان آثار برجا مانده ابوریحان بیرونی می توان دریافت که مانند ابن سینا دارای نظام فکری و فلسفی نبوده، اما صاحب اندیشه مستقلی بوده و از مکتب فلسفی خاصیّ پیروی نکرده است.
توجه بیرونی به نحله های فکری
او به نحله های مختلف فکری از یونان تا هند توجه و در آرای آنان تأمّل کرده است و حتی گاهی به مقایسه آن ها با یکدیگر پرداخته است، بی آن که مدافع جانب خاصی باشد.از این جهت او را در زمینه تاریخ فلسفه و فلسفه تطبیقی ، استادی ماهر دانسته اند.
ذبیح الله صفا، احوال و آثار ابوریحان بیرونی، ج۱، ص۱۶۳ـ۱۶۴، تهران ۱۳۵۲ ش.
در تحقیق ما للهند
ابوریحان بیرونی، کتاب البیرونی فی تحقیق ماللهند، ج۱، ص۲۴، حیدرآباد دکن ۱۳۷۷/۱۹۵۸.
...
زندگی بشر با خدمات متقابلی که به هم دیگر ارائه می دهند اداره می شود که یکی از این خدمات اجاره می باشد.
حرکت چرخ زندگانی بشر در گرو استفاده متقابل از خدمات یک دیگر است که یکی از راه های آن اجاره می باشد: «نَحنُ قَسَمنا بَینَهُم مَعیشَتَهُم فِی الحَیوةِ الدُّنیا ورَفَعنا بَعضَهُم فَوقَ بَعض دَرَجـت لِیَتَّخِذَ بَعضُهُم بَعضـًا سُخریـًّا؛ ما (وسایل) معاش آنان را در زندگی دنیا میانشان تقسیم کرده و برخی را برتر از برخی دیگر قرار داده ایم تا بعضی از آن ها بعضی (دیگر) را به خدمت گیرند.»
نظر طبرسی در فلسفه اجاره
به نظر طبرسی، علّت تفاوت روزی بندگان، این است که انسان ها از کار یک دیگر بهره مند گردند، و اگر انسان ها در تمام درجات از قوّت و ضعف، علم و جهل، زیرکی و بلاهت و دیگر مراتب، مساوی بودند، هیچ انسانی حاضر به کار کردن برای دیگری نبود و این امر موجب اختلال نظام عالم و فساد زندگی بشر می شد.
فرموده امام علی در فلسفه اجاره
در روایتی علی (علیه السلام) علّت تفاوت آفرینش انسان ها را بهره مند شدن آنان از خدمات یک دیگر دانسته، می گوید: هیچ انسانی توانایی این امر را ندارد که بنّا، نجّار و یا صنعت گر خویش بوده، تمام کارهایش را به تنهایی و بدون استخدام دیگران انجام دهد.

فلسفه احکام، ملاکات و مناطهای واقعی احکام می باشد.
فلسفه احکام، عبارت است از ملاک ها و مناطهای واقعی احکام که به عنوان مبادی حکم در نظر گرفته شده و باعث ایجاد شوق و اراده در مولا یا قانون گذار برای انشای حکم شرعی می گردد، زیرا به اعتقاد شیعه ، احکام شرعی تابع یک سلسله مصالح و مفاسد واقعی است و امر و نهی شارع نیز بر آمده از این مصالح و مفاسد است که برای رساندن خیر بیشتر به انسان ، لحاظ می شود.
نکته
در یک اصطلاح می توان فلسفه و حکمت احکام را به یک معنا گرفت که همان ملاک و مناط احکام می باشد. (دیدگاه استاد شهید مطهری در کتاب آشنایی با علوم اسلامی ) ولی در اصطلاح دیگر، گفته شده که حکمت حکم ، غیر از علت جعل حکم است و به همین دلیل، حکم دایر مدار حکمت نیست.
فلسفه اخلاق شاخه ای از فلسفه است که به تأمّل فلسفی درباره مسائل اخلاقی می پردازد.
تحلیل معنای جمله های اخلاقی، تشخیص معیار فعل اخلاقی و چگونگی کسب معرفت اخلاقی از جمله موضوعات فلسفه اخلاق است.
بسیاری از آنچه امروزه در فلسفه اخلاق بحث می شود مبادی تصوری یا تصدیقی علم اخلاق است؛ در ذیل مهمترین مباحث و موضوعات فلسفه اخلاق ذکر می شود.

← نفس انسان و جاودانگی آن
 ۱. ↑ فلسفه اخلاق، ویلیام، ص ۱۷.۲. ↑ فلسفه اخلاق، پل ادواردز، ص ۱۵ ـ ۶۳.۳. ↑ اخلاق ناصری، باب اول، ص۴۸ ـ ۸۰.۴. ↑ جامع السعادات، ج ۱، ص ۳۷ ـ ۷۹.۵. ↑ ص/سوره۳۸، آیه۷۲.    
دانشنامه موضوعی قرآن    
...
علم اخلاق مجموعه اصولی معیاری و سنجشی است که شایسته است رفتار انسان ها مطابق آنها صورت گیرد و به عبارت دیگر: اصول اخلاقی راه رفتار پسندیده و هدف ها و انگیزهها را توضیح و ترسیم می نماید.
از این رو علم اخلاق و به دو بخش اصلی و بنیانی تقسیم می گردد و هر کدام از آن دو آثار و ویژگیهائی دارد که آن دیگری فاقد آن است.
این که انسان ها از نظر اخلاقی چه تکالیفی دارند و چه وظایفی خواه مادی یا معنوی، اجتماعی یا فردی و خانوادگی و غیر آن در رابطه با سایر انسان ها عهده دار است و باید انجام دهند و چه چیزهائی را نباید انجام دهند؟
این که این تکالیف و وظائف را برای چه مقصودی باید انجام دهد یا ندهد؟ و هدف و غایت این وظائف و تکالیف چیست؟ بخش اول در اصطلاح علماء علم اخلاق، اخلاق عملی و بخش دوم را اخلاق نظری و یا فلسفه اخلاق می نامند.
پس فلسفه اخلاق عین علم اخلاق نیست گر چه با آن در رابطه نزدیکی قرار دارد زیرا علم اخلاق عام بوده، شامل هر دو بخش می گردد پس نسبت بین آن دو نسبت میان عام و خاص است و فلسفه اخلاق یک بخشی از آن محسوب می گردد.
و به عبارت دقیق تر می توان گفت نسبت فلسفه اخلاق (یعنی اخلاق نظری) و اخلاق عملی نسبت میان مبادی و غایت محسوب می گردد از این رو لازم است قبل از هر چیز از اخلاق نظری بحث نمود زیرا باید ابتدا غایت را شناخت سپس راه های وصول به آن را مورد بررسی قرار داد.
فلسفه اخلاق روش و منش، (character) تحقیق نظام وار اصول و روش های تمییز صواب از خطا و خوب از بد می باشد. فلسفه اخلاق ارتباط متقابل و متعددی با دیگرشاخه های فلسفه، همچون متافیزیک (تحقیق در باب هستی) و شناخت شناسی (تحقیق در باب معرفت) دارد. این (ارتباط) را می توان در مسائلی از این قبیل مشاهده نمود: آیا تفاوتی حقیقی بین صواب و خطا وجود دارد و اگر وجود دارد آیا قابل شناخت است؟
فلسفه، به هر معنی که باشد، در قرن حاضر به دو بخش اساسی تقسیم شده است: ۱. فلسفه مطلق، که به واقع فلسفه مطلق است؛ ۲. فلسفه مضاف که حاصل اضافه شدن فلسفه به یک رشته علمی است.
← فلسفه مضاف
فلسفه اخلاق نام جدیدی است بر موضوعی قدیمی که جوانه های آن در میان یونانیان و مسلمانان بوده، اما شکوفایی آن به اوایل قرن بیستم می رسد. به عبارت روشن تر آنکه فلسفه اخلاق، به صورت دانشی مستقل، با انتشار کتاب جرج ادواردمور تحت عنوان مبانی اخلاق، (Principa Ethica) در سال ۱۹۰۳م پا به عرصه ظهور نهاد.فلسفه اخلاق عهده دار تحقیق درباره مبادی علم اخلاق است. در علم اخلاق، گفته می شود که چه کاری خوب و چه کاری بد است؛ اما در فلسفه اخلاق، گفته می شود که خوب و بد ریشه در کجا دارد و ملاک تقسیم کار ها به خوب و بد چیست و چرا کاری خوب و کار دیگری بد دانسته می شود.از هنگامی که دانش جدیدی با عنوان «فلسفه اخلاق» ظهور کرد، هم به مسائلی پرداخته شد که در گذشته مورد غفلت عالمان اخلاقی بوده و هم به مسائلی که در گذشته، جسته و گریخته و به صورت غیر منقح مطرح می شده، سر و سامان و صورت منظمی داده شده است؛ مثلاً، عالمان اسلامی، در گذشته برخی از مسائل فلسفه اخلاق را در فلسفه، برخی را در کلام و برخی را در اصول فقه بررسی می کرده اند؛ اما امروزه فلسفه اخلاق خود همه این مسائل را مورد بررسی قرار می دهد که از رهگذر آن، فواید بی شماری نصیب علم گردیده است. به دیگر بیان، چون در گذشته، برخی از مسائل فلسفه اخلاق در لابلای چند علم مطرح می شده، صورت منقح و مشخصی نداشته؛ اما از هنگامی که این مسائل در ذیل یک علم (فلسفه اخلاق) مطرح شده، سر و سامان یافته است. به علاوه چه بسیار مسائلی که امروزه در فلسفه اخلاق بدان ها پرداخته می شود ولی در گذشته مطرح نبوده است.متأسفانه بهره ما مسلمانان از فلسفه اخلاق بسیار اندک است. با اینکه دنیای غرب را چندان بهره ای از اخلاق نیست، اما از فلسفه اخلاق حظ وافری دارد. غرب هم زادگاه فلسفه اخلاق و هم پرورشگاه آن است. این در حالی است که روزگاری دنیای اسلام ستاره درخشانی در سپهر اخلاق بوده و پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) هدف از برانگیخته شدن خود را تکمیل مکارم اخلاق می دانست.باری، در حدود پنجاه سال است که فلسفه اخلاق در میان مسلمانان موضوع تحقیق قرار گرفته و در این مدت، در حدود پنجاه کتاب به فارسی و عربی تألیف و ترجمه شده است. ظاهراً نخستین کتابی که درباره فلسفه اخلاق منتشر شده جزوه ای است با عنوان قانون اخلاق، به قلم غلامرضا رشید یاسمی که در سال ۱۳۰۷ منتشر شده و حجم آن به اندازه یک مقاله (کمتر از بیست صفحه) است.
ضرورت فلسفه اخلاق
تجاربی که ما را به تحقیقات اخلاقی سوق داده است عبارتند از: عدم قطعیت یا نزاع هایی نظری در باره آنچه باید عمل نمود؛ عواقب گاه و بیگاه دردناک فعلی که قبلا بنظر می رسید کاملا پذیرفتنی باشد و توجه به اختلافاتی که در هنجار ها (NORMS چیزهایی که به عنوان ضابطه الزامی در رفتار جامعه یا گروهی پذیرفته شوند.) و اعمال مختلف جوامع وجود دارد. این تجارب نه تنها موجب بروز مسائلی در باب اخلاق عملی گردید بلکه علاوه برآن، مسائلی در باب اخلاق نظری را نیز پدید آورد این تجارب - همراه با این واقعیت که گزاره های اخلاقی با مشاهده اثبات پذیر نمی باشند ریشه های اصلی شکاکیت اخلاقی نیز می باشند، زیرا بنظر نمی رسد که در تجربه، چیزی متناسب با درستی یک فعل وجود داشته باشد (تا بتوان آن را با تجربه به اثبات رسانید.) از اینرو، این مسائل نیز، در بین مسائل دیگر، بروز کرده است: این به چه معناست که بگوییم چیزی صواب، (right) یا خوب است؟ چه چیز افعال صواب را صواب می گرداند؟ چگونه اختلاف نظر ها، در باب مسائل اخلاقی، رفع می گردد؟ این وظیفه فلسفه اخلاق است که به چنین سؤالاتی پاسخ گوید.اخلاق عقلانی (فلسفی)، (PHILOSIPHICAL ETHICS) غالبا «اخلاق هنجاری»، (NORMATIVE ETHICS) نامیده می شود و از اخلاق توصیفی، (DESCRIPTIVE ETHICS) متمایز می گردد. «اخلاق توصیفی» بخشی از علوم تجربی است که مشابه جامعه شناسی می باشد و بر آن است تا باورهای اخلاقی را در یک فرهنگ مفروض کشف و توصیف کند. اخلاق هنجاری بیشتر بر آن است تا بگوید که این (رشته) در جستجوی هنجارهاست، اما نه به معنای آنچه که معمولی، (AVERAGE) و به این معنی بهنجار است، بلکه به معنای معیارهای معتبری برای آنچه که باید باشد.
تمایز بین اخلاق هنجاری و فرااخلاق
...
«فلسفه اخلاق در تفکر غرب از دیدگاه السدیر مک اینتایر»، تألیف دکتر حمید شهریاری، به زبان فارسی است و موضوع آن بیان فلسفه اخلاق در غرب است.
کتاب، مشتمل بر یک مدخل، یک مقدمه و متن (دارای سه بخش و هشت فصل) می باشد.
محتوای کتاب، رساله دکترای مؤلف است.
کتاب، به بیان فلسفه اخلاق در تفکر غرب از دیدگاه «السدیر مک اینتایر» می پردازد و ابعاد گوناگون اخلاق و سیاست را در مکاتیب مختلف و از دید شخصیت های مهم، مورد نقد و بررسی قرار می دهد.
کتاب، با مدخل شروع شده است که در آن پیرامون کتاب و موضوع آن مطالبی بیان گردیده است، سپس مقدمه ای در شرح زندگی السدیر مک اینتایر و شخصیت علمی و تألیفات او آورده شده است؛ تالیفاتی از قبیل تقریری از مارکسیسم، مقالاتی جدید در باب الهیات فلسفی، ضمیر ناخودآگاه، مشکلاتی در باره باورهای مسیحی، مکتوبات اخلاقی هیوم، تاریخچه فلسفه اخلاق، دنیوی سازی و تحول اخلاقی، نظریّه جامعه شناسی و تحلیل فلسفی، در پی فضیلت، اصلاحات، تبدل منظرها در فلسفه اخلاق، عدالت که؟ کدامین عقلانیت؟، سه تقریر رقیب در پژوهش اخلاقی، حیوان ناطق وابسته و...
فلسفه اخلاق، به شاخه ای از فلسفه که حسن فاعلی را اطاعت از خداوند می داند پرداخته و در قرآن و سنت به حال بشریت برای رسیدن به سعادت واقعی با قوانین و آموزه های اخلاقی واقعی که این هم با نظام اخلاقی اسلام سازگار است بدست می آید.
از دیرباز انسان با باورهای اخلاقی زیسته و زندگی اجتماعی خود را بر اساس گزاره های اخلاقی بنا نهاده است. بشریت همواره می دانسته که؛ «راست گویی خوب است»، انسان باید راست بگوید»، «انسان نباید در امانت، خیانت کند»، و.... ولی پرسش های دیگری نیز وجود دارند که نمی توان برای آن ها پاسخ روشنی در علم اخلاق مرسوم جستجو کرد. پرسش هایی از قبیل این که: این گزاره ها از کجا آمده اند، خوبی یعنی چه؟، چه کسی ما را الزام می کند که راست بگوییم؟، این بایدهای اخلاقی از کجا ناشی می شوند؟، آیا این قضایا که «راست گویی خوب است» و یا این که «دروغ گویی بد است»، گزاره های صحیحی هستند؟، صحت آن ها از کجا ثابت می شود؟ و...
تقسیم مسائل
۱. مباحث معناشناختی؛ که به تبیین و تعریف مفاهیمی می پردازد که در علم اخلاق بیشتر در ناحیه محمول گزاره اخلاقی قرار می گیرند. مفاهیمی هم چون؛ باید، نباید، خوب، بد و... و البته برخی موضوعات اخلاقی نیز نیازمند تعریف هستند، که در همین سنخ از مباحث مورد مطالعه قرار می گیرند، مثل ظلم و عدل.۲. مباحث معرفت شناختی؛ مثل این که گزاره های اخلاقی انشایی هستند یا اخباری، نسبی اند یا مطلق، جایگاه عقل و استدلال در اخلاق کجاست.۳. مباحث منطقی؛ همانند این که آیا گزاره های اخلاقی را می توان از گزاره های غیراخلاقی استنتاج کرد یا نه؟ و یا آیا «باید» از «هست» نتیجه می شود یا نه؟ و به طور کلی چه ارتباطی بین واقعیت ها و ارزش ها وجود دارد؟
← وجه مشترک مباحث
با این مقدمه می توان دانش فلسفه اخلاق را چنین تعریف کرد:فلسفه اخلاق علمی است که به تبیین اصول و مبانی و مبادی علم اخلاق می پردازد و بعضاً مطالبی از قبیل تاریخچه، بنیان گذار، هدف و روش تحقیق و سیر تحول آن را نیز متذکر می گردد.
تاریخچه
...
فلسفه اخلاق دوران یونانی مآبی را می توان رسیدن به سعادت دانست. البته در این فلسفه فضیلت نیز به عنوان اساس و شرطی جهت راهیابی به سعادت از جایگاه مهم و والایی برخوردار است.
پس از مرگ اسکندر کبیر (۳۵۶- ۳۲۳ ق. م) دورانی آغاز می گردد که دوران یونانی مآبی در فرهنگ یونانی نامیده می شود. به دلیل آنکه وفات ارسطو (۳۸۴- ۳۲۲ ق.م) پس از مرگ اسکندر حادث گشت، مورخین عقلی مسلک، فلسفه مابعد ارسطو را یونانی مآبی نام نهاده اند. برخی اندیشمندان، دوران یونانی مآبی را برای تمایز دوران مربوط به فلسفه کلاسیک که متعلق به سقراط، افلاطون و ارسطو است، از دوران فلسفه جدید، بدین عنوان نام گذاری کرده اند.
← مکاتب عصر یونانی مآبی
می توان فلسفه اخلاق در این دوران را نیز «سعادت گرا» تلقی نمود. با این توضیح که در این فلسفه نیز فضیلت به عنوان اساس و شرطی جهت نیل به سعادت مهم و والا محسوب می گردد. در واقع از جمله مباحث عمده و مطروحه در این دوران ارتباط بین سعادت و فضیلت و ایضاح و تحلیل آن می باشد.در این مباحث همواره تلاش می گشت تا فلسفه و اخلاق سقراط به عنوان الگو و سرمشقی معرفی گردد و از تفسیر دقیق آن و مشخص نمودن شرایط تحقق سعادت و ایضاح مقدمات و پیش شرط های آن، به نیل جامعه به سوی سعادت حقیقی کمک گردد. الگویی که عقلانیت، فضیلت، خوداتکایی و استغنا از شاخصه های آن به شمار می رود.
سعادت گرایی نزد فیلسوفان
باید اذعان داشت هر کدام از مکتب های رشد یافته در این دوران شرایطی را برای سعادت اتخاذ نموده که در مجموع سقراط گونه است از فیلسوفان نامی این دوه می توان به تئوفراستوس (۳۲۷- ۲۸۶ ق.م) و اپیکور (۳۴۱- ۲۷۰ ق.م) اشاره نمود. تئوفراستوس دارای آثار علمی تجربی است. آثار و دیدگاه های وی به صورت نقل قول ها و تلخیص های اندکی برجای مانده است. فلسفه اخلاق اپیکوروس اندکی غنی تر و دارای منابع زیادتری است. «نامه هایی به منوکیوس» نوشته اپیکور و نیز مطالبی از وی حاوی کلمات قصار و آموزه های اساسی فلسفه او نیز بر جای مانده است. از «زنون» اهل سیتیوم نیز که بنیانگذار رواقی گری اولیه می باشد نیز آثاری به صورت مستقیم یافت نمی شود. در مورد دیگر فلاسفه یونانی مآبی نیز چون پیر هونیزم مطالبی به صورت سرگذشت نامه و آن هم به صورتی محدود می توان یافت نمود.
ویژگی های این دوران
...
در این مقاله به فلسفه اذن خواهی اشاره شده است.
دستور خداوند به اجازه خواهی برای ورود به خانه دیگران، زمینه ساز تذکر و پندپذیری می باشد.یـایها الذین ءامنوا لاتدخلوا بیوتا غیر بیوتکم حتی تستانسوا وتسلموا علی اهلها ذلکم خیر لکم لعلکم تذکرون. حریم خانواده، با اجازه گرفتن فرزندان و مملوکان از والدین و صاحبان خویش برای ورود به خوابگاه آنان محفوظ می ماند.یـایها الذین ءامنوا لیستـذنکم الذین ملکت ایمـنکم والذین لم یبلغوا الحلم منکم ثلـث مرت من قبل صلوة الفجر وحین تضعون ثیابکم من الظهیرة ومن بعد صلوة العشاء ثلـث عورت... • و اذا بلغ الاطفـل منکم الحلم فلیستـذنوا کما استـذن الذین من قبلهم...
آموزش فلسفه از کتاب های درسی فلسفه به قلم آیت الله محمدتقی مصباح یزدی است.
این کتاب مشتمل بر بحث های مقدماتی، شناخت شناسی و هستی شناسی می باشد که حاصل مطالعات و تحقیقات در زمینه های آموزش فلسفه الهی مرتبط به مسائل اسلامی بوده که می تواند در راه شناخت و تحقیق منطقی معارف الهی بنیه استدلال و مبانی فکری را تقویت نموده و به ویژه در سطوح دانشگاهی تکیه گاهی مطمئن و علمی برای دانش پژوهان باشد، از امتیازات این کتاب شیوه کلاسیک و آموزشی منظم آن است که در هر موضوع پرسش های متناسب با درس ها جهت تمرین و آزمون دانش پژوهان مطرح شده که در اخذ نتیجه بسیار مؤثر است.
از دیگر امتیازات آن، شیوه نگارش با قلم روان و رسا است که در عین علمی بودن مباحث، فهم آن را آسان می سازد. این کتاب جزء متون درسی بسیاری از مؤسسات آموزشی و دانشگاه می باشد.
آموزش فلسفه در هفت بخش به شرح ذیل تنظیم شده است.
این کتاب ارزشمند بوسیله محمد عبدالمنعم خاقانی به زبان عربی ترجمه شده است که نام آن المنهج الجدید فی تعلیم الفلسفه می باشد و نیز تلخیص این کتاب در یک جلد عرضه شده است.
کتاب حاضر در دو جلد به زبان فارسی به همت مرکز چاپ و نشر سازمان تبلیغات اسلامی در سال 1370 ش به چاپ رسیده است.
بحث، از مفردات مشترک در علوم اسلامی است.
کلمه ای عربی به معنای حفر کردن، زیرورو کردن و کنار زدن خاک برای جستجوی چیزی.
عبارت «البَحوث من الابل» در مورد شتر هنگامی که راه می رود و با دستانش خاک را پی درپی کنار و عقب می زند به کار رفته است. بحث به کاوشِ با دست و فحص ، به کاوش با پا اطلاق شده است.
نیز در قرآن در آیه «فَبَعَثَ اللّهُ غُر'اباً یَبْحَثُ فِی الاَرْضِ به معنی کشف و طلب آمده است.
معادل فارسی بحث، کاوِش و پژوهش است.

معنای اصطلاحی بحث
جرجانی گوید: بحث در لغت به معنای تفتیش و تفحص و در اصطلاح، اثباتِ استدلالیِ نسبتِ سلب یا ایجاب ، میان دو شیء است.
در جامع العلوم احمد نگری همین تعریف را با قید «در اصطلاح آداب مناظره» آورده: بحث، بر حملِ اعراضِ ذاتیِ موضوعِ علم بر آن و بیانِ احکام و احوالِ شیء و نیز بر خود مناظره اطلاق شده است.

تشابه بحث با نظر
بحث به معنای عقلی و نظری، به مفهوم جستجو، بررسی و تأمل به کار رفته و از این حیث با نظر مترادف شده است.
ازینرو دو لفظِ بحث و نظر غالباً در کنار یکدیگر می آیند.

تعریف مشتقات بحث
...
برق، از آثار عُلوی که از قدیم در متون فلسفی، بحث طبیعیات، در تبیین آن مطالبی آمده است
برق، از آثار عُلوی که از قدیم در متون فلسفی، بحث طبیعیات، در تبیین آن مطالبی آمده است. حکما و دانشمندان مسلمان نیز بر پایه همان متون، خصوصاً آثار ارسطو، در این باره سخن گفته اند.
در باورهای عامیانه که گاه رنگ دینی نیز گرفته است، در خصوص این پدیده طبیعی تلقّیهایی وجود دارد؛ و چون برق اغلب با رعد همراه است، غالباً از این دو پدیده در یک باب بحث شده است.

شناخت قدما از برق
درک قدما از سبب پیدایش برق و رعد و تبیین آن مبتنی بر جهان شناسی آنان بوده است. از دانشمندان پیش از ارسطو، امپدوکلس (در متون عربی: انباذقلس، انبدقلیس)، دانشمند قرن پنجم قبل از میلاد، بر آن بوده است که برق، آتشی است که از پرتو خورشید در ابر پنهان می شود و سپس پدیدار می گردد.

تعریف ارسطو از برق
انکساغورس برق را از جنس اثیر می دانسته که به سوی ابر پایین می آید، به درون آن می رود و سپس ظاهر می گردد.
این ظهور، همان برق است که اگر درون ابر خاموش شود، رعد پدید می آید ارسطو در کتاب، متئورولوگیکا، که با نام الا´ثار العُلویه به عربی ترجمه شده، بعد از بیان این دو رأی، می گوید که بخار بر دو گونه است: مرطوب (بخار آب) و خشک (ذرات عناصر زمینی که از آن به دخان نیز تعبیر می کنند).
بخار مرطوب به بالا حرکت می کند، به محل سرما (زمهریر) می رسد و فشرده و متراکم می شود.
ابر، شبنم، مه، باران، تگرگ وبرف از همین بخار مرطوب متراکم پدید می آید. (در این حالت) بخار خشک که همراه بخار مرطوب از زمین بالا آمده است و به سبب برودت هوا در آن جمع و فشرده شده و نمی تواند آشکار شود، در دل ابر به حرکت در می آید، با ابر برخورد می کند، آن را می شکافد و از آن صدایی برمی خیزد که «رعد» است؛ مانند صدایی که هنگام سوختن چوبِتر شنیده می شود.
اما «برق» ناشی از بادِ گرمِ خشک (جنبش بخار خشک داغ) است که به صورت فشرده در ابر وجود دارد. این باد ابر را بشدت ملتهب می کند و می سوزاند، و همچون آهن بسیار داغی که در آب فرو رود صدایی می دهد که رعد است و آتشی که از آن خارج می شود برق است.
البته برق، به سبب لطافتش، زودتر به ما می رسد؛ دیدن پیش از شنیدن روی می دهد و برق همزمان با پدید آمدنش احساس می شود (فَیُحَسُّ لِوَقِتِه).
به نظر ارسطو، رعد گاهی نیز از خاموش شدن آتش در ابر پدید می آید، و بعلاوه، شدت رعد به نوع ابر و جای آن بستگی دارد.
وی سپس برخی از آرای حکمای پیشین را مطرح می کند و آن ها را نادرست می خواند و دلایلی نیز ارائه می دهد

نظر یعقوب بن اسحاق کندی در علت بوجود آمدن برق
...
برهان، اصطلاحی در منطق و فلسفه، یکی از صناعات خمس و قیاسی مرکب از مقدّمات یقینی برای تحصیل نتیجه ای یقینی می باشد. قیاس، صورت برهان، مقدمات یقینی ماده آن، و یقین حاصل از برهان غایت آن است. به این ترتیب، در برهان، صورت و ماده و نتیجه همه یقینی اند.
برهان در لغت به معنای دلیل روشن، حجّت، بیان، نشان و آیت است. این واژه در قرآن هشت بار به کار رفته است. مترجمان در نهضت ترجمه این کلمه را معادل اصطلاح یونانی اَپودیکسیس در منطق ارسطو قرار داده اند. فارابی معرب آن را «اَفوذوطیقا» و ابن ندیم «ابودیقْطیقا» گفته اند. این لفظِ یونانی، و معادل لاتین آن «دمونستراسیو» نیز در ریشه لغت به معنای نشان دادن است.

پیشینه برهان
برهان به صورتی کامل و جامع در «کتاب البرهان» شفا ی ابن سینا وصف و شرح شده است اما اساس و ماده آن از ارسطوست و ابن سینا از شروح اسکندر افرودیسی و یحیی نحوی و شروح و تعلیقات فارابی بهره جسته است. کتاب ارسطو در دو مرحله به عربی ترجمه شده است؛ مرحله اول توسط اسحاق بن حنین به سریانی که ترجمه ناتمام پدرش حنین بن اسحاق را به پایان برده است، و مرحله دوم ترجمه آن از سریانی به عربی توسط ابوبشر متّی بن یونس استاد فارابی. ترجمه دیگری نیز به عربی از آن بوده است که مؤلف آن شناخته نیست و ابن رشد و ژرار کرمونی بدان اشاره کرده اند، شروح تامسطیوس و اسکندر افرودیسی و یحیی نحوی و شرحی از یحیی مروزی که استاد متی بن یونس بوده و شروح متی بن یونس و فارابی و کندی پیش از ابن سینا بوده است.

نسبت بین قیاس و برهان
علم حصولی، خواه اکتسابی خواه غیراکتسابی، بر دو قسم است: تصور و تصدیق. تصور اکتسابی از طریق فکر با نوعی حدّ حاصل می شود و تصدیق اکتسابی، حاصل از فکر و رویّت، یا یقینی است یا غیریقینی. تصدیق یقینی از طریق قیاس حاصل می آید. از آن جا که برهان مفید یقین است، صورت آن باید یقینی الانتاج باشد، و آن جز قیاس نخواهد بود. دو نوع دیگر استدلال، یعنی استقراء و تمثیل، هیچکدام مفید یقین نیستند. البته استقراء تام متّکی به قیاس مقسِّم است و افاده یقین می کند اما استقراء ناقص فقط متکی به مشاهده است و بنابراین مفید ظنّ است نه یقین هرچند ممکن است استقراء به تجربه بدل شود که از مقدمات قیاس برهانی به شمار می رود. پیداست که هر برهانی بر هیئت قیاس است، اما عکس این مطلب صادق نیست و هر قیاسی برهان نیست.

تقدم برهان بر سایر صناعات
...
«علم کلام» دانشی است که به استنباط، تنظیم و تبیین معارف و مفاهیم دینی پرداخته و بر اساس شیوه های مختلف استدلال اعم از برهان، جدل، خطابه و... گزاره های اعتقادی را اثبات و توجیه می کند و به اعتراض و شبهات مخالفان دین پاسخ می دهد. در اصطلاح شایع قدما، مطلق دانش عقلی را می توان «فلسفه» نامید اما بر اساس یک تعریف خاص، عبارت است از علم شناخت موجود از آن جهت که موجود است نه از آن جهت که تعیّن خاصی دارد، بنابراین فلسفه به دانشی گفته می شود که درباره هستی با قطع نظر از مصادیق آن بحث می کند، به عبارت دیگر درباره کلی ترین مسائل هستی که مربوط به هیچ موضوع خاصی نیست و به همه موضوعات هم مربوط است، همه هستی را به عنوان یک موضوع درنظر گرفته و درباره آن بحث می کند. مقصود از فلسفه در عنوان بحث، فلسفه الهی است که به فلسفه اولی و فن اعلی شهرت دارد نه فلسفه مادی و نه فلسفه علمی، و مشابهت و تمایز آن را با علم کلام از سه نظر می توان بررسی نمود: ۱. موضوع، ۲. اسلوب و روش بحث، ۳. اهداف و غایات.
رای مشهور و رایج درباره موضوع فلسفه این است که موضوع آن «موجود بما هو موجود» است. شیخ الرئیس در آغاز الهیات شفاء پس از بررسی و نقد دو نظریه دیگر که موضوع فلسفه اولی را وجود خداوند و یا اسباب عالی هستی می دانند گفته است: «فالموضوع الاول لهذا العلم هو الموجود بما هو موجود». فلاسفه اسلامی پس از شیخ الرئیس نیز طرفدار همین نظریه اند، و به گفته استاد شهید مطهری: ارسطو اولین کسی است که پی برد یک سلسله مسائل است که در هیچ علمی از علوم، اعم از طبیعی، ریاضی، اخلاقی، اجتماعی و منطقی نمی گنجد و باید آن ها را به علم جداگانه ای متعلق دانست و شاید هم او اوّل کسی است که تشخیص داد محوری که این مسائل را به عنوان عوارض و حالات خود گردش جمع می کند، «موجود بما هو موجود» است.
← موضوع علم کلام
در تاریخ فلسفه اولی از دو نظام فلسفی مشائی و اشراقی بسیار یاد می شود. تفاوت بارز این دو نظام فلسفی در اسلوب بحث و شیوه شناخت آن ها است. شیوه بحث در فلسفه مشائی منحصر در تفکر برهانی و استدلال عقلانی است.شیخ اشراق از پیروان فلسفه مشاء به «حکیم بحاث عدیم التالَه» یاد کرده است و حکیم سبزواری در وصف آنان گفته است: «این گروه در طریق معرفت به مجرد نظر و بیان و دلیل و برهان اکتفا می کنند و از این جهت به آنان حکمای مشاء گفته می شود که عقل آنان پیوسته در مشی فکری به سر می برد، زیرا نظر و فکر عبارت است از حرکت از مطالب به سوی مبادی به سوی مطالب». و در نظام فلسفه اشراقی تفکر و استدلال برهانی گرچه لازم است ولی کافی نبوده و بهره گیری از ذوق عرفانی نیز لازم می باشد.حکیم سهر وردی درباره آنان گفته است: «حکیم متوغل فی التاله والبحث» و حکیم سبزواری آنان را چنین وصف نموده است: «آنان میان هر دو طریقه پیشین (تفکر برهانی و ذوق عرفانی ) جمع کرده اند و به اشراقیون معروف می باشند و بدین جهت به این نام موسومند که چون از عالم غرور دل برکنده و از گفتار ناصواب اجتناب نموده اند، از اشراقات عالم نور بهره مند گردیده و عنایات الهی شامل آنان شده و از اشراق قلب و شرح صدر برخوردار شده اند».
← اولین تفاوت اسلوبی
مهمترین غایت فلسفه اولی، تکامل یافتن نفس انسانی است که از طریق شناخت حقایق موجودات بر پایه برهان به دست می آید، چنانچه صدرالمتالهین در تعریف گفته است:«فلسفه عبارت است از تکامل یافتن نفس انسان در پرتو معرفت به حقایق موجودات، آنگونه که هستند و حکم به وجود آن ها بر پایه تحقیق برهانی، نه با استناد به ظن و تقلید، به اندازه توانایی بشر».
← اهداف فلسفه اولی
...
این صفحه مدخلی از دانشنامه جهان اسلام است
توحید خداوند ــ پس از اثبات وجود او که از نخستین مباحث الاهیات به معنای اخص به شمار می رود ــ یکی از مهمترین مسائل در فلسفه اسلامی است . در تصدیقِ توحید حق تعالی و اذعان به آن ، میان حکما سازگاری عام و کاملی برقرار است اما گاهی به نظر میرسد که شیوه های متفاوتی در تبیین و اثبات توحید برگزیده اند. این تفاوت حاکی از اختلاف آرا نیست بلکه نشانه توسعه و تکمیل روشها و وجوه گوناگونِ تحقیق و بررسی در این باب است .
به طور کلی مسئله توحید در فلسفه اسلامی از سه جهت بررسی شده است : توحید ذاتی، توحید صفاتی و توحید افعالی.
توحید ذاتی، عبارت است از یگانگی (واحدیت ) و بساطت (احدیت ) ذات خداوند. یگانگی خداوند ناظربه تنزیه او از هر گونه شریک و مِثل و مانند است و بساطت خداوند ناظر به نفی هر گونه ترکیب و ترکّب از ذات اوست .
در راهها و شیوه های اثبات توحید، چند امر مشترک وجود دارد. از جمله این که تقریباً همه فیلسوفان مسلمان ، استدلال خود را در اثبات توحید به صورت برهان خُلْف اقامه کرده و پیوسته اصل تناهی علل را به عنوان مبنا و فرض مسئله توحید در نظر گرفته اند که در اکثر موارد مراد از علل ، علل فاعلی است .
بر اساس اصل مذکور، زنجیره علل باید به یک علت غیرمعلول منتهی گردد. بنابراین وجود جهان به ضرورت نشانه آن است که یک علت غیرمعلول وجود دارد که جهان معلول اوست . حال اگر این علت ، یگانه و بی همتا نباشد، ترکیب و ترکّب در ذات و هویت او، خواه به صورت ترکیب از جنس و فصل و خواه به صورت ترکیب از ذات و اعراض ، لازم می آید.
از طرفی اگر این ذات به نحوی مرکب باشد به علتی نیازمند است که این ترکیب را پدید آورد و این مستلزم تحقق علتی ورای این علت نهایی است . در این صورت خُلف لازم میآید، یعنی زنجیره علل غیرمتناهی میشود در حالی که تناهی علل ، بنابر استدلالی دیگر، مسلّم گردیده است . پس ترکیب در ذات خدا و در نتیجه تعدد او (نفی توحید) نیز باطل و محال است . به این ترتیب ، توحید اثبات میگردد.
موضوع توحید و راههای تبیین و اثبات آن را در سیر تحولِ اندیشه حکمای اسلامی می توان به این شرح گزارش کرد: نظریه توحید و راههای اثبات آن تا پیش از ابن سینا غالباً بر محور ارتباط خدا با جهان آفرینش ، یعنی وحدت آفریننده جهان از جهت آفرینندگی او در نظر بوده است . کندی در رساله ای که در پاسخ به علی بن جَهْم نگاشته ، خدا را به عنوان مُحدِث جهان ، واحد خوانده و برای اثبات این مطلب به اقامه استدلال به شیوه مذکور پرداخته است . برای فارابی (1405، ص 102) نیز اساس تبیین و اثبات توحید، همین رابطه آفرینندگی خدا نسبت به جهان است .
فلسفه تفکر است. تفکر درباره کلی ترین و اساسی ترین موضوعاتی که در جهان و در زندگی با آنها روبه رو هستیم. فلسفه وقتی پدیدار می شود که سوال هایی بنیادین درباره خود و جهان می پرسیم.
پس از آشنائی با اصطلاحات مختلف فلسفه لازم است که موضوع بحث روشن شده و توضیح دهیم که منظور ما از فلسفه چیست و از چه مسائلی گفتگو می شود ولی پیش از آنکه به تعریف فلسفه و معرفی اجمالی مسائل آن بپردازیم خوبست توضیح بیشتری پیرامون موضوع و مسائل و مبادی علوم و روابط آنها با یکدیگر بدهیم.
رابطه موضوع با مسائل
واژه علم طبق چهار اصطلاح از اصطلاحات پنج گانه نامبرده به مجموعه ای از قضایا اطلاق می شود که مناسبتی بین آنها لحاظ شده باشد و این مناسبت های گوناگون اند که علوم را از یکدیگر جدا و متمایز می کنند و نیز معلوم شد که بهترین مناسبت هایی که بین مسائل مختلف لحاظ می شود و ملاک تمایز علوم قرار می گیرد مناسبت موضوعات آنها است یعنی مسائلی که موضوعات آنها اجزاء یک کل یا افراد یک کلی را تشکیل می دهند به صورت علم واحدی درمی آیند.بنابراین مسائل یک علم عبارت است از قضایایی که موضوعات آنها زیر چتر عنوان جامعی کل یا کلی قرار می گیرند و موضوع یک علم عبارت است از همان عنوان جامعی که موضوعات مسائل را در بر می گیرد.در اینجا خوبست یادآور شویم که ممکن است یک عنوان موضوع دو یا چند علم قرار گیرد و اختلاف آنها به حسب غایات یا روش های تحقیق باشد اما نکته دیگری را نباید از نظر دور داشت و آن این است که گاهی عنوانی که برای موضوع یک علم در نظر گرفته شده بطور مطلق موضوع آن علم نیست و در واقع قید خاصی دارد و اختلاف قیودی که برای یک موضوع لحاظ می شود موجب پدید آمدن چند علم و اختلاف آنها می گردد مثلا ماده از حیث ترکیبات درونی و خواص مربوط به تجزیه و ترکیب عناصر موضوع علم شیمی و به لحاظ تغییرات ظاهری و خواص مترتب بر آنها موضوع علم فیزیک قرار می گیرد یا کلمه از جهت تغییراتی که در ساختمان آن حاصل می شود موضوع علم صرف و از نظر تغییرات اعرابی موضوع علم نحو واقع می شود.بنابراین باید دقت کرد که آیا عنوان جامع بطور مطلق موضوع علم معینی است یا با قید و حیثیت خاصی و بسا هست که عنوان جامعی بطور مطلق موضوع علم عامی قرار داده شود و بعد با افزودن قیودی به صورت موضوعاتی برای علوم خاصی در آید مثلا در تقسیم معروف فلسفه به اصطلاح قدیم جسم موضوع همه علوم طبیعی است و با اضافه کردن قیودی به صورت موضوع معدن شناسی گیاه شناسی حیوان شناسی و غیرها در می آید و در کیفیت انشعاب علوم اشاره شد که قسمتی از انشعابات به وسیله محدود کردن دایره موضوع و با افزودن قیودی به عنوان موضوع مادر حاصل می شود.از جمله قیودی که ممکن است به عنوان موضوع افزوده شود قید اطلاق است و معنایش این است که در آن علم از احکامی گفتگو می شود که برای ذات موضوع مطلق و بدون در نظر گرفتن تشخصاتش ثابت و در نتیجه شامل همه افراد موضوع خواهد بود مثلا اگر احکام و خواصی برای مطلق اجسام ثابت بود خواه جسم معدنی باشد یا آلی و خواه گیاه باشد یا حیوان یا انسان در این صورت می توان موضوع آنها را جسم مطلق قرار داد و اینگونه مسائل را به عنوان علم خاصی مشخص نمود چنانکه حکماء بخش اول طبیعیات را به این احکام اختصاص داده و آنرا به نام سماع طبیعی یا سمع الکیان مشخص ساخته اند سپس هر دسته از اجسام را به علم خاصی مانند کیهان شناسی معدن شناسی گیاه شناسی و حیوان شناسی اختصاص داده اند.عین این کار را در مورد انشعابات جزئی علوم نیز می توان انجام داد مثلا مسائل مربوط به همه حیوانات را علم خاصی قرار داد که موضوع آن حیوان مطلق یا حیوان بما هو حیوان باشد و سپس احکام خاص به هر نوعی از حیوانات را در علم های خاص دیگری مورد بحث قرار داد.بدین ترتیب مطلق جسم موضوع بخش طبیعی از فلسفه قدیم و جسم مطلق موضوع نخستین بخش از طبیعیات سماع طبیعی و هر یک از اجسام خاص مانند جسم کیهانی جسم معدنی جسم زنده موضوعات کیهان شناسی معدن شناسی و زیست شناسی را تشکیل می دهند و به همین ترتیب مطلق جسم زنده موضوع علم زیست شناسی عام و جسم زنده مطلق موضوع علمی که از احکام همه موجودات زنده بحث می کند و انواع موجودات زنده موضوعات علم زیستی جزئی را تشکیل می دهند.
سوال و جواب
در اینجا سؤالی مطرح می شود و آن این است که اگر احکامی مشترک بین چند نوع از انواع موضوع کلی بود ولی شامل همه آنها نمی شد چنین احکامی را باید در کدام علم مورد بررسی قرار داد مثلا اگر اموری مشترک بین چند نوع از موجودات زنده بود نمی توان آنها را از عوارض جسم زنده مطلق قرار داد زیرا شامل همه موجودات زنده نمی شود و از طرفی طرح کردن آنها در هر یک از علوم جزئی مربوطه هم موجب تکرار مسائل می گردد در این صورت کجا باید آنها را طرح کرد.پاسخ این است که معمولا اینگونه مسائل را نیز در علمی مورد بحث قرار می دهند که موضوعش مطلق است و احکام عوارض ذاتیه موضوع مطلق را به این صورت تعریف می کنند احکامی که برای ذات موضوع ثابت می شود قبل از آنکه مقید به قیود علوم جزئی گردد و در واقع این مسامحه در تعریف را بر تکرار مسائل ترجیح می دهند چنانکه بعضی از فلاسفه در مورد فلسفه اولی یا مابعدالطبیعه گفته اند که از احکام و عوارضی بحث می کند که برای موجود مطلق یا موجود بما هو موجود ثابت می شود قبل از آنکه مقید به قید طبیعی یا ریاضی شود.
مبادی علوم و رابطه آنها با موضوعات و مسائل
...
حجّت ، اصطلاحی در منطق و فلسفه و از مباحث منطق می باشد .
حجت در لغت به معنای غلبه بر خصم است.
دلیل نام گذاری
حجت را در منطق ازآن رو به این نام خوانده اند که سبب غلبه بر خصم است و این نام گذاری از باب تسمیه سبب به اسم مسبب است.
اولین کاربرد حجت
این اصطلاح ، در المنطقیات فارابی و پیش از آن در ترجمه عربی منطق ارسطو ، در بحث از مواضع جدل ، به کار رفته است.
استفاده ابن سینا از حجت
...


فلسفه در دانشنامه ویکی پدیا

فلسفه
فَلسَفه (خِرَددوستی) مطالعهٔ مسائلی کلی و اساسی، دربارهٔ موضوعاتی همچون هستی، واقعیت، آگاهی، ارزش، خِرَد، ذهن و زبان است. تفاوت فلسفه با دیگر راه های پرداختن به چنین مسائلی، رویکرد نقّادانه و معمولاً سازمان یافتهٔ فلسفه و تکیه آن بر استدلال های عقلانی و منطقی است. در تعابیر غیرتخصصی به طور گسترده تر فلسفه به بنیادی ترین عقاید، مفاهیم و رویکردهای یک فرد یا گروه اشاره دارد. واژه فلسفه ریشه در کلمه یونانی آرخه به معنی بذر دارد. در واقع فلسفه به دنبال کشف ماده المواد عالم است که جهان هستی از چه چیز به وجود آمده است. همچنین واژهٔ فلسفه به معنای دوستداری خِرَد نیز هست و ریشهٔ یونانی (به یونانی: φιλοσοφία) دارد که سپس به عربی و فارسی راه یافته است. مشهور است که نخستین بار سقراط واژه مذکور را به کار برده است؛ زمانی که از او پرسیدند: «آیا تو فردی خِرَدمند هستی؟» وی پاسخ داد: «نه، اما خِرَددوست (Philosopher) هستم.».
اگرچه فلسفه پژوهشی تخصصی است؛ اما ریشه اش در نیازهای مشترک مردمی است که هرچند فیلسوف نیستند، به این نیازها آگاهند.
علاوه بر فلسفه به عنوان اندیشیدن درباره هستی، ذهن، اخلاق و خرد، ممکن است این واژه اشاره داشته باشد به:
فلسفه (نشریه) مجله گروه فلسفه دانشگاه تهران
فلسفه (ترانه) ترانه ای از بن فولدز فایو
فلسفه (ترانه) ترانه ای از تام اسنیر
فلسفه (آلبوم موسیقی) آلبوم موسیقی از کولدکات
فلسفه نشریه گروه فلسفه دانشگاه تهران است که به مدیرمسئولی منوچهر اکبری و سردبیری محمود خاتمی منتشر می شود و دارای درجه علمی-پژوهشی است. این مجله به صورت فصلنامه و چهار شماره در سال منتشر می شود. گاهی سه شماره فارسی و یک شماره انگلیسی است و گاهی دو شماره فارسی و دو شماره انگلیسی.
سیارک ۲۲۷ (به انگلیسی: 227 Philosophia) دویست و بیست و هفتمین سیارک کشف شده است که در ۱۲ اوت ۱۸۸۲ و در پاریس کشف شد.
قدر مطلق سیارک برابر ۸٫۷۰ است.
فلسفهٔ آموزش نامزد موقعیت دانشگاهی به بیانیهٔ کتبیِ نامزدان موقعیت دانشگاهی گفته می شود که دربارهٔ دیدگاه عمومی شان پیرامون روش تدریس می نویسند و برای کسب این موقعیت به دانشگاه مورد نظر ارائه می کنند. کالج ها و دانشگاه هایی که برای یک موقعیت تدریس آگهی می دهند معمولاً از متقاضیان می خواهند که یک متن کتبی درباره فلسفهٔ آموزش و روش تدریس خود همراه با درخواست خویش ارسال کنند.
فلسفهٔ آموزش و پرورش به بررسی ماهیت و اهداف آموزش و پرورش و ابزارهای آن می پردازد. علاوه بر این فلسفه آموزش خود را به عنوان بخشی از «نظریه آموزش» طبقه بندی کرده، و سعی در شناسایی ماهیت و ویژگیهای این نظریه کرده و به تکمیل این نظریه (هنوز ناقص) بپردازد. «نظریه آموزش» نوعی نظریه عملی است که سعی در فراهم آوردن رهنمود و روشنگری تمامی جنبه های مختلف آموزش (اعم از جنبه های تعلیمی، اخلاقی و سیاسی مربوطه) و همچنین ساختار اجتماعی وابسته به آن دارد. جهت دستیابی به این هدف، نظریه آموزش نیاز به فراهم کردن مفاهیم صحیح و دانش کافی از نحوه تدریس، یادگیری، روشهای ارزیابی، ساختار و نحوه تغییر و تحول سیستمهای آموزشی و اجتماعی، نقش افراد ذی نفع مربوطه و مسائل نظیر آن دارد.
مسئله آموزش طی قرنهای متمادی ذهن فلاسفه را به خود مشغول داشته است: به عقیده برخی معلمی (یا گونه ای از آن) از نظر قدمت دومین پیشه انسان ها بوده است. هیچ جامعه ای وجود نداشته که اهمیت و مرکزیت آموزش را رد کند زیرا شکی نیست که کودکان بی سواد، نادان و نامطلع از فرهنگ جامعه شان به دنیا می آیند. برخی از کودکان در یادگیری مهارتها امکانات یا توانایی بیشتر دارند و این امر در قرار گرفتن فرد در طبقه اجتماعی و میزان در آمد وی تأثیر فراوان دارد. یادگیری همچنین به کودکان این قابلیت را می دهد که به صورت مستقل به سمت اهداف مورد نظرشان حرکت کنند و همچنین هویت ویژه ای در جامعه داشته باشند.
فلسفه اجتماعی عبارت است از مطالعهٔ فلسفی سؤال هایی دربارهٔ رفتاری اجتماعی (مثل رفتار اجتماعی انسان). فلسفه اجتماعی از طیف وسیعی از موضوع ها سخن می گوید: از «معانی منحصربه فرد» گرفته تا «درست و نادرست بودن قانون ها»، از قرارداد اجتماعی گرفته تا معیارها و شرایط انقلاب، از عملکرد کنش های روزمره گرفته تا تاثیر علم بر فرهنگ.
فلسفه اخلاق شاخه ای است از فلسفه که به استدلال درباره پرسش های بنیادین اخلاقیات می پردازد. درستی و نادرستی امور، شناخت امور خیر و شر، و باز شناسی فضایل، مسائل بنیادین اخلاق را تشکیل می دهند. پرسش از این مسائل بنیادین منجر به شکل گیری دو حوزه نظری می شود: فرا اخلاق و اخلاق هنجاری؛ فلسفه اخلاق این دو حوزه را شامل می شود.
فلسفه اخلاق یکی از رویکردهای علم اخلاق است و بدون در نظر گرفتن نقش و اهمیت آن و پیش کشیدن سؤالاتی که این حوزه از فلسفه مطرح می کند نمی توان فهم کاملی از اخلاق و اخلاقیات کسب کرد. نهایتاً فلسفه اخلاق در شرایط بحرانی یا فوری بیش از دیگر علوم انتزاعی به دادمان نخواهد رسید اما مطمئناً اصول و مسائل اخلاقی که توسط فلسفه اخلاق مورد بررسی قرار می گیرند می توانند به صورت پیشینی بسیار از رخداد ها را ممکن و یا غیر ممکن سازند. به این معنا که ساختار شکل گرفته اخلاقی پیرامون ما (به عنوان دستاورد اندیشه و فلسفه اخلاق)، رخ دادن امور را از صافی اخلاقیات حاکم رد می کند و در نتیجه شناخت این محیط اخلاقی به ما در تصمیم گیری های موقعی مان کمک فراوان خواهد رساند.
فلسفه اخلاق در تفکر غرب، از دیدگاه السدیر مک اینتایر، نام کتابی است نوشته دکتر حمید شهریاری. این کتاب جوایز شانزدهمین دوره کتاب برتر دانشگاهی و بیست و پنجمین کتاب سال در سال ۱۳۸۶ را از آن خود کرده است.
کتاب فلسفه اخلاق در تمدن غرب، می تواند به عنوان کتابی کمک درسی در زمینه فلسفه اخلاق مورد استفاده دانشجویان قرار گیرد و در عین حال فصلهای دوم، چهارم و ششم آن نیز می تواند برای درس آشنایی با فلسفه اخلاق در تفکر غرب، در دوره کارشناسی مورد استفاده واقع شود.
فلسفهٔ اسلامی شاخه ای از علوم اسلامی است که به تفسیر و توجیه متافیزیک اسلامی می پردازد. از فلسفهٔ اسلامی با عنوان فقه اکبر یا حکمت نیز یاد می گردد.
هانری کربن فلسفهٔ اسلامی را فلسفه ای تعریف می کند که «تکوین و صورتهای متنوع آن، به طور اساسی، با امر دینی و معنوی اسلام پیوند یافته و مؤید این نکته است که اسلام، چنان که به نادرست گفته اند، بیان دقیق و اساسی خود را در فقه پیدا نمی کند.»
مکتب فلسفی اشراق توسط شهاب الدین سهروردی یا شیخ الاشراق در اواخر قرن ششم و اوایل قرن هفتم ارائه شد. وی در کتاب حکمت الاشراق به اصول و فروع این نظریه پرداخته است.
فلسفهٔ اطّلاعات (Philosophy of information) به آن دسته از پژوهش های فلسفی و انتقادی اطلاق می گردد، که به منظور تبیین و روشن سازی مفاهیم، معانی، سرچشمه ها، اصول، و مبادی بنیادین اطّلاعات انجام پذیرد.
مطالعات و بررسی های فلسفی برروی مفاهیم اطلاعات معنایی هنوز در ابتدایی ترین مراحل آن قرار دارد، به طوری که حتی در مورد راه ها و شیوه های طرح مسئله هم تا کنون توافقی حاصل نشده است.
فلسفه افلاطونی یا پلاتونیسم (به انگلیسی: Platonism) در صورتی که به عنوان اسم خاص به کار برده شود، به اندیشه های فلسفی افلاطون و سایر سیستم های فلسفی ای که به آن نزدیک هستند و یا از آن مشتق شده اند گفته می شود.
در یک کاربرد محدود تر، فلسفه افلاطونی به عنوان یک اسم عام در مقابل نام گرایی به کار می رود و "وجود" اموری انتزاعی را تایید می کند که گفته می شود در یک "حوزه سوم" در مقابل دو حوزه دیگر اظهار وجود می کند: دنیای محسوس بیرونی و دنیای هوشیاری درونی. لازم به ذکر است که "فلسفه افلاطونی" در صورتی که در مقابل نام گرایی به کار برده شود، نیازی به پذیرش هیچیک از دکترین افلاطون را ندارد.
در یک مفهوم محدودتر، این اصطلاح، به دکترین واقع گرایی افلاطونی اشاره دارد. مفهوم مرکزی فلسفه افلاطونی، در نظر گرفتن تفکیک بین دو نوع از واقعیت است: واقعیتی که محسوس است، ولی پیچیده و نامفهوم است و واقعیتی که غیر قابل مشاهده و نامحسوس است، ولی معقول، روشن و قابل فهم است. در نظر گرفتن این مفهوم، برای نظریه اشکال، اساسی و ضروری است.
اشکال، معمولا در مکالمات افلاطون (مجموعه آثار افلاطون) مانند فایدون، ضیافت و جمهور، به عنوان الگوهای اصلی بی عیب و نقص و ماوریی توصیف می شوند که نمونه های دنیای روزمره، نسخه های ناقص آنها هستند.
فلسفهٔ اولیهٔ اسلامی از دو جریان عمده بهره می گرفت:
فلسفه برای کودکان و نوجوانان (فبک) یا فکرپروری برای کودکان و نوجوانان برنامه ای برای آموزش تفکر عمیق فلسفی است که به پرورشِ قدرتِ استدلال، داوری و تمیز در کودکان و نوجوانان می پردازد و دستِ کم، سه گونه تفکر نقادانه، تفکر خلاقانه و تفکر مراقبتی را در ایشان پیشرفت می دهد.
فلسفه بریتانیایی اشاره دارد به سنت های فلسفی مردمان بریتانیایی.
فلسفه پزشکی شاخه ای از فلسفه است که معرفت شناسی، هستی شناسی، متافیزیک و اخلاق پزشکی را در برمی گیرد. شاید سرشناسترین حوزه، اخلاق پزشکی باشد که با اخلاق زیستی همپوشانی دارد. فلسفه پزشکی از فلسفه خدمات بهداشتی درمانی متمایز است. فلسفه ی خدمات بهداشتی درمانی به اخلاق و سیاستهای مرتبط با حرفه و پژوهش های بهداشتی درمانی می پردازد. انواع مختلفی از رشته ها، ژورنال ها کتاب ها و کنفرانس هایی برای فلسفه پزشکی پدیدار گشته است. همچنین شاخه ای جدید از فلسفه پزشکی به نام "فلسفه تحلیلی پزشکی" توسط کاظم صادق زاده در جهان پایه گذاری شده است.
فلسفه پست مدرن که ماحصل طرز نگرش پیشگامان مکتب پست مدرن است، به مجموعه پیچیده ای از واکنش هایی مربوط می شود که در قبال فلسفه مدرن و پیش فرض های آن صورت گرفته اند، بدون آن که در اصول عقاید اساسی کمترین توافقی بین آنها وجود داشته باشد. فلسفه پست مدرن اساساً به معارضه با شالوده گرایی مورد اعتقاد مشترک فلاسفه برجسته قرون شانزده، هفده و هجدهم میلادی می پردازد و آنها را پیش فرض هایی می داند که باید مردود شناخته شده و کنار گذارده شوند این فلسفه به شدت تحت تاثیر مفاهیم پدیدارشناسی، ساختارگرایی و اگزیستانسیالیسم و همچنین افکار، آثار و نوشته های گئورگ ویلهلم فریدریش هگل، سورن کیرکگارد، فردریش نیچه و مارتین هایدگر است. فلسفه پست مدرن اغلب به تردید در مورد تقابل های دوگانه ساده می پردازد.
فلسفهٔ پول نام کتابی از گئورگ زیمل جامعه شناس و فیلسوف نوکانتی آلمانی است و دربارهٔ جامعه شناسی اقتصادی نگاشته شده است. این کتاب در سال ۱۹۰۰ منتشر و در سال ۱۹۰۷ با ۷۰۰ صفحه تجدید چاپ شده است.
فلسفه به عنوان مشغله ای متمایز از الهیات، نخستین بار در یونان باستان و تحت لوایی که بعدها فلسفه پیشاسقراطی خوانده شد؛ آغاز گشت. فیلسوفان پیشاسقراطی نخستین متفکرانی بودند که کوشیدند تا به جای تفسیر دینی یا اسطوره شناختی، جهان را به روشی عقلانی توصیف کنند، و برای ادعاهایشان دلیل ارائه دهند.
کوشش نخستین فیلسوفان برای شناختن جهان، از آن رو از سخنان پیشینیانشان افتراق داده می شود که آن ها در تلاش بودند تا از راه مشاهده و تفکر و واقع بینی، با دور انداختن افسانه های دینی و تفسیرهای اساطیری، و بی توسل به خدایان و افسانه ها و نیروهای نامحدود آنان، جهان را بفهمند.
از جملهٔ مشهورترین متفکّران پیش از سقراط می توان به تالس، فیثاغورس، هراکلیتوس، پارمنیدس، دموکریت و پروتاگوراس اشاره نمود؛ که به ترتیب به مکاتب ملطی، فیثاغوری، افسوسی، الئایی، اتم گرایی و سوفسطائی گری تعلّق داشتند.
اما این جریان از جهتی دیگر نیز با فلسفهٔ پس از سقراط متمایز است. پیش از سقراط، فیلسوفان به طور کلی برون نگر بودند و تلاش می کردند تا پدیده های جهان را توضیح دهند.
فلسفه با سقراط به مسیر تازه ای افتاد. انقلاب سقراط، وارد کردن اخلاق در فلسفه، اخلاق را در کانون توجّه فلسفه قراردادن و تأکید ورزیدن بر فنّ جدل و استدلال نظری است. و این کار به معنای درون نگری، روی تافتن از جهان خارج و نظر کردن به انسان و خویشتن انسان است.
هدف نخستین فیلسوفان یونانی این بود که برای آنچه که در طبیعت روی می داد، توضیحی طبیعی بیابند. تفکر و فلسفه پیشاسقراطی از بنیان متفاوت از تفکر پساسقراطی است. در تفکر پیشاسقراطی، شاهد تمایزی جدی میان جهان و انسان نیستیم. انسان و جهان با ارسطو از هم جدا می شوند. فلاسفه پیشاسقراطی توجهی به فهم متعارف و عمومی نداشتند در حالی که موضوعات و مسائل در فلسفه سقراطی از جزییات روزمره زندگی گرفته می شوند.
از بسیاری از فیلسوفان پیشاسقراطی مطلب چندانی که نوشتهٔ خودشان باشد؛ به جانمانده است و مورخان صرفآ بر اساس تعداد محدود نقل قول ها و برداشت هایی که افلاطون و ارسطو در آثارشان از این فیلسوفان آورده اند، راجع به آن ها کسب اطلاع کرده اند.
فلسفه تاریخ شاخه ای از فلسفه است که با استفاده از روش ها و مفاهیم و تحلیل های فلسفی به بررسی وقایع گذشته و ماهیت اطلاعات تاریخی به دست رسیده از گذشته می پردازد. دلیل توجه فلاسفه این موضوع این است که مفهوم تاریخ نقش کلیدی در تفکر بشری بازی می کند. تاریخ، توجه انسان را به تغییرات، نقش عوامل مادی در امور انسانها، و معانی که انسانها به وقایع تاریخی داده اند، جلب کرده و قابلیت یادگیری از تاریخ را فراهم می آورد. تاریخ همچنین از این جهت مورد توجه فلاسفه بوده که امکان درک بهتر وضیعت جاری را (با روشنگری نیروها، انتخاب ها و شرایطی که در گذشته حاکم بوده و به مسیر تاریخ جهت داده) می دهد.
آموزشِ فلسفه شامل تدریس و یادگیری علم فلسفه و همچنین پژوهش دربارهٔ آن است. این مقوله با فلسفهٔ آموزش و پرورش تفاوت دارد.
سطح پیش دبستانی (مانند پیش آمادگی، مهدکودک) و دبستانی؛ فلسفه برای کودکان
آموزش این علم معمولا به ۴ مرحله اصلی تقسیم می شود:
سطح پایین (مانند مدرسه های راهنمایی) و دوره متوسطه (مانند دبیرستان ها)
در همهٔ کشورها آموزش فلسفه در همهٔ سطح های آموزشی ارائه نمی شود و در برخی از کشورها، درس فلسفه عملا از کل برنامهٔ درسی غایب است.
سطح بالای آموزشی (مانند کالج ها و دانشگاه ها)
سطح پیشرفتهٔ آموزشی
المپیاد جهانی فلسفه (انگلیسی: International Philosophy Olympiad) (IPO) یک المپیاد علمی جهان است. یک رقابت فلسفه برای دانش آموزان دبیرستانی است و زیر نظر فدراسیون بین المللی جوامع فلسفی (به انگلیسی : International Federation of Philosophical Societies) - ( به فرانسوی : FISP (Fédération Internationale des Sociétés de Philosophie) ) و حمایت یونسکو، سازمان دهی می شود.
افاداتی به فلسفه یا ادای سهمی به فلسفه (به آلمانی: Beiträge zur Philosophie (Vom Ereignis)) یکی از آثار برجسته مارتین هایدگر است. این کتاب ابتدا در سال ۱۹۸۹ (به آلمانی) منتشر شد و پرویز عماد و کنت مالی در سال ۱۹۹۹ آن را به انگلیسی ترجمه کردند.
تاریخ فلسفه بیان دیدگاه های فلسفی، نظام ها و مکاتب فلسفی است که شامل مطالعه زندگی فیلسوفان، جست وجو پیرامون ارتباط متقابل مکاتب و نظام های فلسفی و تلاش برای ردیابی مسیر پیشرفت یا پسرفت آن در بستر تاریخ است که با کمک ماهیت و گستره اندیشه ورزی، خِرد را برای مطالعه فلسفه آماده می کند. تاریخ فلسفه، از وحدت دو رشته متمایز تاریخ و فلسفه پدید آمده که هرکدام برای دیگری، محدودیت هایی ایجاد می کنند. تاریخ فلسفه، پژوهشی در تاریخ اندیشه هاست و برای رسیدن به آن، لازم است با داشتن «نظرگاهی وابسته به دورانی خاص»، فهم درستی از این موضوع وجود داشته باشد که فیلسوفان، چه طور به پرسش ها پاسخ می دادند، چارچوب شان برای بررسیدن موضوع ها، فرضیه ها، هدف و نقاط ضعف و قوت شان چه بوده است. تاریخ فلسفه، به طور حتم، گردآوری صرف عقیده های فلسفی نیست. بلکه میان این عقاید، یافتن کنش و واکنش، تز و آنتی تز، اهمیت دارد و هیچ فکر فلسفی ای قابل درک نیست مگر در بستر تاریخی خودش و در یافتن ارتباطش با نظام های فلسفی دیگر.
تسلی بخشی های فلسفه (در انگلیسی: Consolations of Philosophy) نام کتابی غیرداستانی است نوشتهٔ الن دو باتن.
آلن دو باتن فیلسوف معاصر سوئیسی ، در کتاب های منتشرشده اش تلاش داشته تا فلسفه را از بام انتزاعیات صرف به روی زمین آورده تا با زندگی مردم در ارتباط بیشتری باشد. او سعی کرده است که از آموزه های فیلسوفان بزرگ، در جهت کاربرد آن در زندگی روزمره انسان ها استفاده کند تا از رنج آنان کم کرده و بر غنای آن بیفزاید. این کتاب ، از جمله کتاب هایی است که می توان آن را در زمره کتاب های “فلسفه برای زندگی” نام برد. این کتاب در شش بخش نوشته که در هر بخش سعی می کند یکی از سختی های زندگی را با آموزه های یکی از فیلسوفان درمان کند و التیام ببخشد.
حکمت و فلسفه فصلنامه علمی-پژوهشی گروه فلسفه دانشگاه علامه طباطبایی است. مدیر مسئول این مجله، علی اصغر مصلح و سردبیر آن حسین کلباسی اشتری است. محمود خاتمی، اصغر دادبه، مهدی دهباشی، سید حسین ضیائی، هانس کوچلر، کریم مجتهدی، علی اصغر مصلح، ارنست ولف گیزو، کاثلین هینی و سیدیحیی یثربی، هیئت تحریریه این مجله را تشکیل می دهند. این مجله از سال ۱۳۸۴ منتشر می شود.
در فلسفه اخلاق و دیگر شاخه های فلسفه به طور کل، خودکشی پرسش های سختی را ایجاد کرده که پاسخ های گوناگونی نیز توسط فلاسفه بدان ها داده شده است. مقاله نویس، رمان نویس و نمایش نامه نویس فرانسوی آلبر کامو (۱۹۱۳–۱۹۶۰) در آغاز مقاله فلسفی خود به نام افسانه سیزیف این جمله مشهور که «هیچ مسئله فلسفی جدی جز خودکشی وجود ندارد» را آورده است. (جمله به فرانسوی: Il n'y a qu'un problème philosophique vraiment sérieux: c'est le suicide)
دانشنامهٔ اینترنتی فلسفه (IEP) یک دانشنامه ی برخط و رایگان به زبان انگلیسی است که در زمینهٔ حوزه های گوناگون فلسفه و همچنین فلاسفهٔ برجسته دنیا به ارائهٔ رایگان مقاله می پردازد.
روز جهانی فلسفه از سوی سازمان یونسکو، سومین پنج شنبه از ماه نوامبر هر سال دانسته شده است. اولین مراسم بزرگداشت روز جهانی فلسفه در تاریخ ۲۱ نوامبر ۲۰۰۲ برگزار شده است. روز جهانی فلسفه، سومین پنجشنبه ماه نوامبر در اکثر سالها با آخرین پنجشنبه آبانماه در تقویم ایرانی برابر است.
سکس و فلسفه فیلمی به نویسندگی و کارگردانی محسن مخملباف است.
این فیلم به دو زبان روسی و فارسی تاجیکی است و در تابستان ۲۰۰۵ با عنوان عشق در سینماهای تاجیکستان به نمایش درآمد. زمان این فیلم ۱۰۲ دقیقه است. این فیلم در جشنواره های (مونترآل کانادا)، اروپا آسیا (قزاقستان)، پوسان (کره جنوبی)، توکیو فیلمکس ریودو (ژاپن)، لندن (انگلیس) فیلم مستقل آسیا و ریودوژانیرو برزیل شرکت کرده است.
فقر فلسفه (انگلیسی: The Poverty of Philosophy) کتابی نوشته کارل مارکس است که در سال ۱۸۴۷ در پاریس و بروکسل منتشر شده است. نسخه اصلی کتاب به زبان فرانسوی و در پاسخ به نظرات اقتصادی و فلسفی آنارشیست فرانسوی پیر-ژوزف پرودون در کتاب فلسفه فقر او نوشته شده است.
فرهنگ نامهٔ تاریخی مفاهیم فلسفه (به آلمانی: Historische Wörterbuch der Philosophie) یکی از معتبرترین فرهنگ نامه های مفهومی فلسفه به زبان آلمانی است. این فرهنگ نامه ۳٬۷۱۲ مدخل دربارهٔ مفاهیم فلسفه و شاخه های مختلف آن را دربرمی گیرد و به ارتباط فلسفه با مفاهیمی نظیر زیبایی شناسی و نظریهٔ هنر، تاریخ و نظریهٔ فرهنگ، زبان شناسی، ادبیات، اخلاق، آموزش و پرورش، علم سیاست، و دیگرها می پردازد. انتشار این اثر از ۱۹۷۱ با سرویراستاری یواخیم ریتر آغاز و پس از مرگ وی، با سرویراستاری کارلفرید گروندر و گتفرید گابریل ادامه یافت و در سال ۲۰۰۴ به پایان رسید. بخشی این کتاب به ترجمهٔ جمعی از مترجمان و به سرویراستاری محمدرضا حسینی بهشتی — استاد فلسفهٔ دانشگاه تهران — چاپخش شده است و در نخستین دورهٔ جایزهٔ کتاب فصل به عنوان مهم ترین کتاب فصل نخست انتخاب شد.
در این صفحه عنوان هر مقاله ای که ربطی به حکمت و فلسفه داشته باشد، به ترتیب الفبائی می آید.
فلسفه
فیلسوف
فهرست فیلسوفان
تاریخ فلسفه
ابن رشد
ابو سلیمان محمد سجستانی
ابو معشر بلخی
ابو نصر فارابی
ابوالعباس سرخسی
ابوریحان بیرونی
ابوعلی مسکویه رازی
ابویحیی ابراهیم مروزی
اپیکتت
اپیکور
احمد بن سهل بلخی
ادام اسمیت
ارسطو
اسوالد اشپنگلر
افلاطون
امپدوکل
آناکسیماندر ملطی
آناکسیمن میلتوسی
انسلم
انکساغورث
اورلیوس اوتین
ایزوکرات
امانول کانت
ارتور شوپنهاور
آلبر کامو
باروخ اسپینوزا
برتراند راسل
بوعلی سینا
برهان وجودی آنسلم
جان اریجینا
جان لاک
جان هیک
خیام نیشابوری
دزیدریوس اراسموس
دکارت
دمکریت
دیده رو
دینانی
دیوید هیوم
رالف امرسن
ژان ژاک روسو
ژان لاکان
ژان پل سارتر
سیمون دوبووار
سید محمد حسین طباطبایی
سید جلال الدین آشتیانی
لنین و فلسفه، و چند جستار دیگر (به فرانسوی: Lénine et la Philosophie، به انگلیسی: Lenin and Philosophy and Other Essays) یکی از آثار بااهمیت لویی آلتوسر مارکسیست فرانسوی است. این کتاب نخست در سال ۱۹۶۸ به زبان فرانسوی منتشر شد. ترجمهٔ انگلیسی آن به وسیلهٔ اندی بلوندن انجام شد که در سال ۱۹۷۱ ترجمه شد.
کتاب مبانی فلسفه(یا الفبای فلسفه) نوشته نایجل واربرتون (Nigel Warburton) نویسنده کتاب های محبوب در رابطه با فلسفه است.
مسائل فلسفه (به انگلیسی: The Problems of Philosophy) عنوان کتابی از برتراند راسل، فیلسوف بریتانیایی است؛ که نخستین بار به سال ۱۹۱۲ به چاپ رسیده است.
راسل در این کتاب بحث خود را منحصر به قسمت هایی از فلسفه می کند که به قول خودش «درباره آن ها می توان اظهار نظر مثبت کرد». به همین خاطر این کتاب بر مسائل معرفت شناسانه بیشتر از مسائل وجودی و مابعدالطبیعه تاکید می ورزد.
مسائل فلسفه را منوچهر بزرگمهر به فارسی برگردانده است.
کافه فلسفه نوعی گردهمایی برای بحث فلسفی در میان عموم مردم است که مارک سوته، فیلسوف فرانسوی در ۱۳ دسامبر ۱۹۹۲ آن را در حومه پاریس پایه گذاری کرد. در سال ۱۹۹۸ که سوته درگذشت، حدود صد کافه در فرانسه و حدود صد و پنجاه کافه در سراسر جهان مشغول به فعالیت بودند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های فلسفه

فلسفه مطالعهٔ مسائلی کلی و اساسی، دربارهٔ موضوعاتی همچون هستی، واقعیت، آگاهی، ارزش، خِرَد، ذهن و زبان است.
• «به نظر می رسد که علم دائماً در پیشرفت است و حال آنکه فلسفه قلمرو خود را از دست می دهد؛ ولی این امر فقط بدان جهت است که فلسفه وظیفه ای سنگین و پرحادثه دارد و آن عبارت است از حل مسائلی که هنوز ابواب آن بر روی روش های علوم باز نشده است: مانند مسائل خیر و شر، زیبایی و زشتی، جبر و اختیار، و حیات و موت؛ به محض اینکه میدانی از بحث و بررسی معلوماتی دقیق با قواعد صحیح در دسترس می گذارد، علم به وجود می آید.» در تاریخ فلسفه -> ویل دورانت
• «فلسفه ساکن و متحیر به نظر می رسد؛ ولی این امر از آن جهت است که وی ثمرات پیروزی خود را به دختران خود، یعنی علوم واگذار کرده است؛ وی راه خود را به سوی مجهولات و سرزمین های کشف نشده ادامه می دهد و در این کار اشتهای ملکوتی سیری ناپذیر دارد.» در تاریخ فلسفه -> ویل دورانت
• «علم بدون فلسفه مجموعه اموری است که دورنما و ارزش ندارد و نمی تواند ما را از قتل و کشتار حفظ کند و از نومیدی نجات بخشد. علم دانستن است و فلسفه حکمت و خردمندی است.» در تاریخ فلسفه -> ویل دورانت
• «فلسفه یک دانش آزاد است. هیچ پیش فرضی ندارد. فهمیدن آن کار بسیار دشواری است تا چه رسد به ابتکار در آن.» -> مهدی حائری یزدی
• «فرد باید تمام تعلقات شخصی و گرایشهای ذهنی را از خود تخلیه کند تا فیلسوف حقیقی باشد.» -> مهدی حائری یزدی

ارتباط محتوایی با فلسفه

فلسفه در جدول کلمات

فلسفه ارسطو
نق
فلسفه برتری و اصالت عقل بر احساسات
راسیو نالیسم
فلسفه خوشبینی
اپتیمیسم
فلسفه و آیینی که پیروان آن مدعی بودند معرفت عالی به طبیعت و صفات الهی دارند
گیوسی
بخشی از فلسفه ارسطویی
مابعد والطبیعه
پدر فلسفه جدید
فرانسیس بیکن
فیلسوف اتریشی انگلیسی و بنیان گذار نخستین فلسفه انتقادی غیر توجیه گرانه
پوپر
فیلسوف انگلیسی و نویسنده کتاب قدرت و تاریخ فلسفه غرب
راسل

معنی فلسفه به انگلیسی

philosophy (اسم)
تجرد ، بردباری ، حکمت ، فلسفه ، وارستگی

معنی کلمه فلسفه به عربی

فلسفه
فلسفة
تشاوم
تفاؤل
روحانية
طبيعية
انسانية

فلسفه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی فلسفه

علی ٠٧:٥٩ - ١٣٩٥/٠٧/٢١
این واژه از اساس یونانى ست و معرب واژه Philosophia مى باشد و در پارسى پهلوى فیلْسُفایى Filsofai گفته مى شود و شایسته است که ایرانیان بجاى آواگفتِ تازى آن ، آواگُفتِ پهلوى یعنى فیلْسُفایى Filsofai را بنویسند و بخوانند . همتایان دیگر آن در پارسى اینهاست
: خرددُشگى Xeraddoshegi (پهلوى: خْرَت دُشَکیهْ : خردورزى ، فلسفه) ، منشنیکى Maneshniki (پهلوى: مَنیشْنیکیهْ : فلسفه ، اندیشه ورزى ، دانش اندیشه ها ) اندیشگى Andishegi (پهلوى: اندیشَگیهْ : تفکر ، فلسفه ) آنویک Anvik (سانسکریت: نْویکا : فلسفه ، اندیشه ورزى)
، میماش Mimash (سانسکریت: میمَمشا : فلسفه ، اندیشگى)
|

حسین ٠٤:٣٤ - ١٣٩٥/٠٩/٠٩
این واژه معرب یونانی فیلُسُفیا می باشد و پارسی آن این واژه هاست: آنویک ãnvik (سنسکریت: آنویک شَکَ)، میماش (سنسکریت: میمَشا)
|

فر کیانی ١٣:٤٤ - ١٣٩٨/٠٢/٢٨
در واژگان پهلوی لغت فلسفه به دیسه ی فیلسُفاییه و فیسلوف به شکل فیلسُفیا آمده است.
|

پیشنهاد شما درباره معنی فلسفه



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• جملات فلسفه   • تعریف فلسفه   • کتاب فلسفه   • علم فلسفه   • انواع فلسفه   • فلسفه چیست pdf   • فلسفه چيست   • فلسفه اسلامی   • معنی فلسفه   • مفهوم فلسفه   • معرفی فلسفه   • فلسفه یعنی چی   • فلسفه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فلسفه
کلمه : فلسفه
اشتباه تایپی : tgsti
آوا : falsafe
نقش : اسم
عکس فلسفه : در گوگل


آیا معنی فلسفه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )