انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1097 100 1

فلس

/fals/

مترادف فلس: پشیز، پول سیاه، پولک، فلسه

برابر پارسی: پولک، پول سیاه، پشیز

معنی فلس در لغت نامه دهخدا

فلس. [ ف َ ] (ع اِ) پشیز. ج ، افلس ، فلوس. (منتهی الارب ). پول سیاه. پشیز. (فرهنگ فارسی معین ) :
فلسفی فلسی و یونان همه یونی ارزد
نفی این مذهب یونان به خراسان یابم.
خاقانی.
جدلی فلسفی است خاقانی
تا به فلسی نگیری احکامش.
خاقانی.
نقد هر فلسفی کم از فلسی است
فلس در کیسه ٔ عمل منهید.
خاقانی.
به فلسی رشوت ملک یتیمی به غضب دهد. (مجالس سعدی ).
من نخرم علم فلسفی به یکی فلس
نیز به نانی تمام حکمت یونان.
سروش اصفهانی.
|| خاتم جزیه که در حلق باشد. (منتهی الارب ) (ازاقرب الموارد). || سکه ٔ فلزی که در کشور عراق رواج دارد. (فرهنگ فارسی معین ). || هر یک از پولکهای خرد پوست ماهی. ج ، اَفلُس ، فُلوس. (فرهنگ فارسی معین ) :
اگرچه ماهی از یونس شرف یافت
به یونس فلس ماهی چون فرستم ؟
خاقانی.
|| مقیاسی معادل یک دوازدهم خردل. (فرهنگ فارسی معین ). وزنی معادل شش فیله.(یادداشت مؤلف ).

فلس. [ ف َ ل َ ] (ع اِمص ) عدم رسایی به مطلب. اسم است افلاس را. (منتهی الارب ). نبودن خوردنی و مایحتاج. (از اقرب الموارد).

فلس. [ ف ِ ] (اِخ ) نام بتی است ازآن ِ بنی طی. (اقرب الموارد).

معنی فلس به فارسی

فلس
پشیز، پول سیاه، سکه فلزی که بیشتردرعراق رایج است و۸٠٠فلس عراقیتقریبامعادل۲٠٠ریال است، پولک وپولکهای ریزروی پوست ماهی
( اسم ) ۱ - پول سیاه پشیز ۲ - سکه ای فلزی که در عراق ( عرب ) رواج دارد ۳ - هر یک از پولکهای خرد پوست ماهی جمع : افلس فلوس . ۴ - مقیاسی است معادل ۱ / ۱۲ خردل
نام بتی است از آن بنی طی
[bud scale] [زیست شناسی، کشاورزی- علوم باغبانی] برگ تغییرشکل یافته ای که جوانۀ گیاهان چندساله را می پوشاند و از آنها محافظت می کند متـ . جوانه پوش tegmentum, cataphyll
[scaling] [علوم و فنّاوری غذا] فرایند جدا کردن فلس ها از پوست ماهی
[scaley, scalelike] [زیست شناسی- علوم گیاهی] ← فلسی 2
خرمهره در کتب لغت یافت نشده .
فلس یونانی
این صورت با شرحی در المرصع ابن الاثیر آمده است و این نسخه چون خطی و منحصر است تکمیل آن میسر نشد .
دارای پشیزه ( ماند ماهیان و تمساحان ) .

معنی فلس در فرهنگ معین

فلس
(فَ لْ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - پول سیاه ، پشیز. ۲ - پولک های روی پوست ماهی .

معنی فلس در فرهنگ فارسی عمید

فلس
۱. (زیست شناسی) = پولک۱
۲. پول سیاه، پشیز.
۳. سکه ای رایج در بعضی کشورهای عربی، مانندِ عراق.

فلس در دانشنامه اسلامی

فلس
فلس به فتح فاء و لام عدم رسایی به مطلوب است. و به عبارت دیگر: «الفلس بالتحریک عدم النیل مأخوذ من «أفلس» أی صار ذافلوس بعد أن کان ذا دراهم».
 ۱. ↑ تاج العروس، ج۵، ص۲۱۰.۲. ↑ منتهی الارادات (ابن النجار)، ج۱، ص۴۲۷.۳. ↑ قاموس، ماده «فلس»، ج۲، ص۲۳۸.    
جابری عرب لو، محسن، فرهنگ اصطلاحات فقه فارسی، ص۱۳۸.
































ورود به سامانه / ایجاد حساب کاربری


العربیة











آخرین مطالب اضافه شده
...
• فَلَس به فتح فاء و لام، در متون فقهی یکی از اسباب حَجر است. • فلس به فتح فاء و سکون لام، یکی از اعضای ماهی هست که به آن پولک گویند.
...
فلس بتی از «قبیله طی» در میان «کوه اجا» بود و «رفاعه» بتی سرخ رنگ، مایل به سیاه بوده است.
بت فلس مثل انسانی سیاهپوست بود و درمیان کوهی قرار داشت. قبیله طَی به این بت باور بسیار داشته چنانکه برای آن قربانی و هدیه های بسیار می بردند و نذرها می کردند. جایگاه فلس در نزد ایشان چنان بود که چون خطاکاری نیز به آن پناه می برد، در امان می ماند و هیچ کس حق آزار او را نداشت.
عدی بن حاتم و بت فلس
نقل کرده اند متولی بت فلس ماده شتر زنی را از قبیله بنی علیم گرفته و آن را وقف فلس کرد. زن برای نجات شتر خود از همسایه اش کمک خواسته و او شتر وی را از متولی فلس پس گرفته و به زن برگرداند. متولی در پیشگاه بت فلس و در حضور عدی بن حاتم آن فرد را نفرین کرد اما هیچ گزندی به آن فرد از ناحیه او متوجه نشد. همین سکوت بت، باعث از بین رفتن قداست آن شد و تمام موقوفاتش به سرقت رفت. عدی با دیدن این منظره نسبت به توانمندی بت فلس دچار تردید شده و از پرستش آن دست بر برداشت.
ابوذر غفاری و بت فلس
ابوذر غفاری نقل می کند که مدت ها قبل از ایمان آوردن به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم) از پرستش بت ها دست کشیده بود و دلیل خود را در ترک پرستش بت چنین بیان کرده است که روزی می بیند سگ قبیله، خود را به کنار بت فلس می رساند و بت را آلوده می کند ولی هیچ عکس العملی از بت دیده نمی شود و او به فکر می رود که چگونه بتی که نمی تواند از خود دفاع کند می تواند شایسته پرستش باشد؟
سرانجام بت فلس
...
رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم)، علی بن ابی طالب (علیه السلام) را برای ویران کردن بت و بتکده «فُلُس» همراه یکصد و پنجاه نفر از انصار، در ماه ربیع الآخر سال نهم هجرت روانه فرمود.
سریه به قطعه ای از سپاه گفته می شود که به دستور رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) به سوی مکانی و برای انجام ماموریتی اعزام می شدند، بدون آنکه پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) همراه آنان خارج شود.
معرفی اجمالی امام علی
"علی بن ابی طالب بن عبدالمطلب" (علیه السلام) در سیزدهم رجب سال سی «عام الفیل» دیده به جهان گشودند. پدر ایشان "ابوطالب بن ابی طالب" و مادر ایشان "فاطمه بنت اسد" است. کنیه ایشان "ابوالحسن" و همسر ایشان حضرت فاطمه (سلام الله علیها)، دختر رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) می باشد.
چگونگی وقوع سریه
رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم)، علی بن ابی طالب (علیه السلام) را برای ویران کردن بت و بتکده «فُلُس» (نام بتی است در منطقۀ نجد که قبیله طئ آن را می پرستیدند.) همراه یکصد و پنجاه نفر از انصار، در ماه ربیع الآخر سال نهم هجرت روانه فرمود و در این میان حتی یک نفر هم از مهاجران همراه آنان نبود. آنها پنجاه اسب نیز همراه داشتند؛ امّا از شترها استفاده کرده و از به کار گرفتن اسبها خودداری کردند. پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) دستور داده بودند، تا مسلمانان به قبیله های غیر مسلمان حمله کنند.
حرکت به سوی طی
...

فلس در جدول کلمات

معنی فلس به انگلیسی

scale (اسم)
درجه ، تناسب ، وزن ، ترازو ، نسبت ، اندازه ، معیار ، پوسته ، مقیاس ، پله ، فلس ، گام ، کفه ترازو ، مقیاس نقشه ، خط مقیاس ، هر چیز مدرج ، وسیله سنجش ، هر چیز پله پله ، اعداد روی درجه گرماسنج و غیره ، پولک یا پوسته بدن جانور
flake (اسم)
جرقه ، برفک ، پوسته ، ورقه ، فلس ، تکه کوچک ، برفک زدن تلویزیون
small copper coin (اسم)
فلس
squama (اسم)
پولک ، فلس ، ساختمان فلس مانند

معنی کلمه فلس به عربی

فلس
رقاقة , مقياس
متقشر
متقشر
متقشر

فلس را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

فریبرز باغشمالی ٠٧:٤٣ - ١٣٩٧/٠٤/١٨
فلس (Scale) ’پولک‘ يا ’فلس‘ لايه محافظي است که بر روي پوست جانوران وجود دارد و از جنس استخوان است که از پوست منشاء مي گيرند. ماهي هاي غضروفي و استخواني اغلب داراي فلس يا پولک بر سطح بدنشان مي باشند.
|

یحیی ١٩:٣٩ - ١٣٩٨/٠٢/٢٩
سکه مسی در برابر درهم که سکه نقره ای است.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• فلس چیست   • معنی فلس ماهی دوحرفی   • فلس گیاه   • پولک ماهی چیست   • معنی پولک ماهی   • نام دیگر فلس ماهی   • واحد پول فلس   • اسم ماهی بدون فلس   • مفهوم فلس   • تعریف فلس   • معرفی فلس   • فلس یعنی چی   • فلس یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فلس
کلمه : فلس
اشتباه تایپی : tgs
آوا : fals
نقش : اسم
عکس فلس : در گوگل


آیا معنی فلس مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )