انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1044 100 1

فندق

/fandoq/

برابر پارسی: فوندیک، فُندک، پندک

معنی فندق در لغت نامه دهخدا

فندق. [ ف َ دُ / ف ُ دُ ] (اِ) درختی است از تیره ٔ پیاله داران و از دسته ٔ فندقها که در مناطق گرم و معتدل نیمکره ٔ شمالی میروید. برگهایش دارای بریدگیهای مضاعف است و پهنک برگها در سطح خلفی دارای پرز میباشد. گلهای نر این گیاه از گلهای ماده جدا هستند ولی هر دو بر روی یک پایه قرار دارند بنابراین فندق جزو گیاهان یکپایه است. گلهای نر در بهار تشکیل سنبله های درازی میدهند و گلهای ماده تشکیل اعضاء پیاله مانند قرمزی را میدهند که پس از باروری میوه ٔ فندق در داخل این پیاله ها تشکیل میشود. تکثیر این گیاه اکثر بوسیله ٔ قلمه یا خوابانیدن صورت میگیرد. مغز دانه ٔ فندق به مصرف خوراک انسان میرسد و از آن روغنی هم میگیرند که در عطرسازی به کار میرود. جلوز. بندق. شجرةالجلوز. جوز فنطس. قویون. فندق آغاجی. (فرهنگ فارسی معین ). گلوز. جلوز. بندق. (یادداشت مؤلف ). اگر مغز آن را با انجیر و سداب بخورند زهر کار نکند. (برهان ) :
اگر چون فندقم بر سر زنی سنگ
ز عنّابم نیابد جز توکس رنگ.
نظامی.
فندقی رنگ داده عنابش
گشته شنگرف سوده سیمابش.
نظامی.
تات چو فندق نکند خانه تنگ
بگذر از این فندق سنجاب رنگ.
نظامی.
آهشان فندق سربسته و چون پسته همه
زُ استخوان ساخته خفتان به خراسان یابم.
خاقانی.
سربسته همچو فندق اشارت همی شنو
میپرس پوست کنده و بادام کآن کدام ؟
خاقانی.
ترکیب ها:
- فندق بستن . فندق بند. فندقچه. فندق زدن. فندق زنان. فندق سنجاب رنگ. فندق سیم. فندق شکستن. فندق شکل. فندق شکن. رجوع به هر یک از این کلمات شود.
- فندق صحرایی ؛ گونه ٔ وحشی درخت فندق را گویند که در جنگلها میروید. فندق وحشی. (فرهنگ فارسی معین ).
- فندقلو. رجوع به این کلمه شود.
- فندق وحشی ؛ فندق صحرایی. (فرهنگ فارسی معین ). رجوع به ترکیب فندق صحرایی شود.
ترکیبات های دیگر:
- فندقه . فندق هندی. فندقی کردن. رجوع به هر یک از این کلمات شود.
|| کنایه از لب معشوق هم هست. (برهان ). || کنایه از سرانگشت محبوب. (فرهنگ فارسی معین ). ظاهراً از نظر خضاب دادن سرانگشت به حنا و جز آن ، آن را به فندق تشبیه کنند، چه فندق بستن به همین معنی است :
فرنگیس بگرفت گیسو به دست
به فندق گل ارغوان را بخست.
فردوسی.
به مشکین کمند اندرافکند چنگ
به فندق گلان را به خون داد رنگ.
فردوسی.
ز بادام بر ماه مرجان خرد
گهی ریخت ، گاهی به فندق سترد.
اسدی.
رجوع به کلمات مرکب با فندق شود.

فندق. [ ف ُ دُ ] (ع اِ) کاروانسرا. ج ، فنادق. (فرهنگ فارسی معین ). مهمانسرای. (منتهی الارب ). خان السبیل. فنتق. (اقرب الموارد). مهمانخانه. هتل. (یادداشت مؤلف ) :
در فندق تو بُوَد دکانش
صد کوزه و مغز در دهانش.
خاقانی.

معنی فندق به فارسی

فندق
( اسم ) کاروانسرا جمع : فنادق : در فندق تو بود دکانش صد کوزه و مغز در دهانش . ( خاقانی رشیدی انجمن )
[Corylus] [زیست شناسی- علوم گیاهی] سرده ای از فندقیان درختچه ای خزان دار به بلندی سه تا هشت متر، با میوه های فندقی که در دسته های یک تا پنج تایی قرار دارند
[ گویش مازنی ] /fendegh/ فندق
( مصدر ) حنا بستن بسر انگشتان چنانکه بفندق ماند : از سر انگشت حسرت می خورم خونابها کز حنا جانابه فندق بسته بر عنابها . ( رهی شاپور بها )
( صفت ) سر انگشتی که بحنا رنگ کرده باشند .
( مصدر ) آن باشد که دست چپ را مشت کنند و سر انگشت سبابه دست راست را بنوعی بین انگشت سبابه و وسطای دست چپ زنند که صدایی از آن بر آید .
( صفت ) در حال فندق زدن : فلک فندق زنان در عهد پیری بصیتش رقص دوران می نماید ( شرف شفروه رشیدی بها )
کنایت از زمین است
کنایت از ستاره های آسمان باشد
( مصدر ) ۱ - بوسه دادن ۲ - بوسه گرفتن
گنبدی کروی شکل
آلتی که بدان پوست فندق شکسته و مغز بیرون آورند . یا آن که بوسه بر بیابان زند .
[ گویش مازنی ] /fendogh golaam/ برگ درخت فندق & فانوس
فندق هندی
رته است که به هندی ریتهه نامند گیاهی است از تیره بقولات که در غالب نواحی امریکا و افریقا و آسیا از جمله جنوب ایران می روید .

معنی فندق در فرهنگ معین

فندق
(فُ دُ) [ ع . ] (اِ.) کاروانسرا، ج . فنادق .
(فَ یا فُ دُ) (اِ.) درختی است از تیرة پیاله داران ، دارای برگ های پهن و دندانه دار، دانة آن کوچک و گرد با پوست سخت و مغز آن خوش طعم است .
( ~ . زَ دَ) (مص ل .) بشکن زدن ، با انگشتان دست صدا درآوردن .
( ~ . ش کَ تَ)(مص ل .) کنایه از: بوسه دادن و بوسه گرفتن .

معنی فندق در فرهنگ فارسی عمید

فندق
۱. (زیست شناسی) میوه ای گرد، کوچک، قهوه ای رنگ، و حاوی روغن که به عنوان آجیل مصرف می شود.
۲. (زیست شناسی) گیاه این میوه که درختی است از خانوادۀ پیاله داران، با برگ های پهن و دندانه دار و گل های خوشه ای.
۳. [قدیمی، مجاز] سرانگشت حنابسته.
* فندق بستن: (مصدر متعدی) [قدیمی، مجاز] حنا بستن به سرانگشتان.
= کاروان سرا: در فُندُق نو بُوَد دکانش / صد گوزِ دو مغز در دهانش (خاقانی۱: ۲۳۹).
بشکن زنان.
ابزاری دارای دو اهرم برای شکستن فندق.

فندق در دانشنامه ویکی پدیا

فندق
فندق میوه ای فندقی از درخت فندق است. ظاهر کروی یا بیضی دارد و طولش ۱۵–۲۵ میلی متر و قطرش ۱۰–۱۵ میلی متر است و دارای پوسته فیبری بیرونی می باشد. گونه هایی از فندق از فندق معمولی بزرگ ترند و در بیشترین رشد دو برابر اندازه معمولی می شوند. میوه فندق زمانی که برسد از پوسته بیرون می افتد. هسته بذر فندق خوراکی است و می توان آن را به صورت خام یا پخته مصرف نمود. بذر میوه پوستی بسیار نازک و به رنگ قهوه ای تیره دارد که پیش از مصرف یا پخت وپز، آن را جدا می کنند.
کلسیم، که برای رشد استخوان ها و دندان ها ضروری است.
آهن، که در خون سازی نقش دارد.
روی، که نقش مهمی در هورمون های جنسی دارد.
پتاسیم، که برای تحریک سیستم عصبی و عملکرد مناسب عضلات و ماهیچه ها ضروری است.
فندق در سطح تجاری بیشتر در ترکیه، ایتالیا، یونان، گرجستان، در جنوب ایالت اسپانیایی کاتالونیا، در شهرستان کنت انگلستان و همچنین در ایالت واشینگتن و اورگن ایالات متحده و در ایران در مناطق الموت قزوین و اشکورات رودسر گیلان (پرندان، مایستان، کُجید، شَوَک. دیماجانکش و…)، شهسوار و رامسر در مازندران تولید می شود. ترکیه با تولید تقریباً ۷۵٪ از فندق جهان، بزرگ ترین تولیدکننده این میوه در بین کشورهای جهان می باشد. اشکورات رحیم آباد رودسر نیز بزرگ ترین تولیدکننده فندق و به عنوان پایتخت فندق ایران شناخته می شود
از فندق در صنعت شیرینی سازی برای ساخت پرالین مورد استفاده قرار می گیرد. همچنین با ترکیب آن با شکلات می توان شکلات ترافل و همچنین محصولاتی همچون نوتلا و فرانجلیکو تولید نمود. روغن فندق نیز که از فندق بدست می آید، بسیار خوش طعم است و در پخت وپز مورد استفاده قرار می گیرد.
فندق از نظر میزان پروتئین و چربی غیراشباع بسیار غنی است، علاوه بر آن حاوی مقادیر قابل توجهی از ویتامین ب۱ و ویتامین ب۶ و میزان کمتری از دیگر ویتامین های ب است.
عکس فندق
فندق ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
فندق (سرده)
فندق (گیاه)
See text
فندقیان یا کوری لوس سرده ای از درخت و درختچه های برگریز است که بومی مناطق معتدل نیم کره شمالی می باشد. این سرده معمولاً در کنار درخت توس در خانواده توسکایان قرار می گیرد، اگرچه برخی از گیاه شناسان فندقیان را (به همراه ممرزیان و گونه های آن) در خانواده ای مجزا از توسکایان رده بندی می کنند.
آنها دارای برگ های ساده گرد، با حاشیه دندانه دار هستند. گل های آن خیلی زود در بهار و پیش از رویش برگ ها تولید می شوند.
فَندُق یا فندق معمولی با نام علمی Corylus avellana درختچهای است به ارتفاع تقریباً دو متر که ارتفاع آن در نواحی مساعد تا ارتفاع ۶ متر نیز می رسد. درخت فندق بومی اروپا و آسیای صغیر است. برگهای درخت فندق پهن و نوک تیز با دو ردیف دندانه، به رنگ سبز یا دمبرگی بطول تقریباً یک سانتی متر می باشد. فندق دارای دو نوع گل نر و ماده است که به صورت سنبله آویخته در پاییز ظاهر می شود. فندق گرد ۲/۵-۱/۵ سانتی متر است. دارای پوششی سبز رنگ بوده که پس از خشک شدن تدریجاً از آن جدا می گردد.
تیره: Corylaceae
نام لاتین: Corylusavellana
نام انگلیسی: Filber tree –Hazelnut tree –cobnut
نام فارسی: فندق – گلوز – گلاغوزه
نام عربی: بندق – جلوز – مچجرالبندق
واژه فندق می تواند معرب واژه یونانی ποντικόν (κάριον) یا از واژه پارسی بن توک (درون خالی) گرفته شده باشد.
مغز فندق که یکی از خشکبارها است در حدود ۶۰ درصد روغن دارد که به رنگ زرد روشن بوده و دارای طعمی ملایم و بوی مطبوعی می باشد. این روغن به مصرف تغذیه، عطرسازی و نقاشی می رسد. مغز فندق دارای مقدر زیادی فسفر نیز می باشد.این دانه، سرشار از آهن است و می تواند برای درمان کم خونی های ناشی از کمبود آهن به کار رود.
درختچه ای به ارتفاع یک و نیم متر که در اماکن مساعد به ارتفاع ۶ تا ۷ متر (گاهی بیشتر) در می آید و به سهولت جنگلی انبوه به وجود می آورد. برگ هایی پهن و نوک تیز با دو ردیف دندانه، به رنگ سبز و گل هایی بر دو نوع نر و ماده دارد. نوع نر این گل ها دارای ۳ تا ۸ پرچم است و مجموعه آن به صورت سنبله های آویخته در پاییز ظاهر می شود. میوه آن که فندق نامیده می شود، در حالت تازه از پوشش سبز رنگی پوشیده شده است ولی تدریجاً پس از خشک شدن از آن جدا می شود. گونه Cavellane به عنوان فندق اروپایی شناخته شده و به صورت تجاری کاشته می شود. در اثر دورگه گیری این گونه و سایر گونه های موجود در این جنس، تنوع زیادی در ارقام فندق ایجاد شده است.
فندق آمریکایی (نام علمی: Corylus americana) نام یک گونه از سرده فندق است.
فندق افسون گر (نام علمی: Hamamelis) نام یک سرده از تیره انجیلیان است.
کریلوس کلورنا (نام علمی: Corylus colurna) نام یک گونه از سرده فندقیان است.
فندق پشته، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان آستارا در استان گیلان ایران است.
این روستا در دهستان حیران قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۳ نفر (۴خانوار) بوده است.
فندق چینی (نام علمی: Corylus chinensis) نام یک گونه از سرده فندق است.
فَندُق شِکَن وسیله ای مکانیکی است برای شکستن پوست فندق، گردو و دیگر خشکبار پوست دار. فندق شکن ها معمولاً از دو اهرم و از اصل گشتاور استفاده می کنند.
موزه فندق شکن لیون فورث
Steinbach Nutcrackers
History of Christian Ulbricht Nutcrackers
از این ابزار برای شکستن پوست خرچنگ های دریایی و رسیدن به گوشت آن ها نیز استفاده می شود.
طوطیها از منقار خود به عنوان فندق شکن طبیعی برای خوردن دانه ها استفاده می کنند. در این حالت، نقطه محور در نقطه مخالف دانه و در میان آرواره طوطی قرار می گیرد.
در کشورهای غربی فندق شکن هایی را به صورت تزئینی به شکل سرباز، شاه و شوالیه چوبی درست می کنند و به هنگام کریسمس می فروشند. باله فندق شکن نام خود را از این اشکال تزئینی کریسمس گرفته است.
فندق شکن ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
فندق شکن، وسیله ای برای شکستن فندق
فندق شکن (پرنده)، پرنده ای از خانوادهٔ کلاغان
فندق شکن (باله)، نام یک نمایش باله
نشانگان فندق شکن، از بیماری ها
جشن فندق مراسمی است که در بسیاری از روستاهای رودبار و الموت (قزوین ) و در میانه مرداد ماه بر پا می شود. در این روز مردم دهکده ها به زمین های کشاورزی می روند و در ابتدا فردی به صورت بداهه خوانی شعر می خواند و اطرافیان ترانه را با وی تکرار می کنند. پس از آن اهالی شروع به فندق چینی می کنند. دخترانی که تازه نامزد کرده اند برای شوهران خود از هستهٔ فندق ها گردنبند درست می کنند، آنها زمانی که فندق هنوز خشک نشده آنها را با سوزن سوراخ می کنند و نخ از آن می گذرانند و در آخر دو سر نخ را به هم پیوند می زنند این گردنبند را «گلوانه» می نامند و آن را در زمستان به همسرانشان پیشکش می دهند.
شورآباد فندق، روستایی از توابع بخش نوک آباد شهرستان خاش در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
فهرست روستاهای ایران
این روستا در دهستان گوهرکوه قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۷ نفر (۷خانوار) بوده است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

فندق در دانشنامه آزاد پارسی

فندق (filbert)
گونه های پرورشی گیاهی از خانوادۀ فندق (کوریلاسه)، جنس Corylus. نوع پرورشی آن با نام C. maxima میوه ای خوراکی، تخم مرغی شکل، دراز، و با طعم روغنی ملایم تولید می کند. از این جنس دو گونۀ C. avellana و C. colurna (فندق بیزانسی یا فندق قسطنطنیه ای) از لحاظ اقتصادی مهم اند. فندق بومی اروپا، آسیای صغیر، و قفقاز است و در ارتفاعات شمال و شمال غربی ایران نیز می روید.

فندق در جدول کلمات

فندق هندی
رته
جانور فندق شکن
راسو
خوراک این جانور در طبیعت گردو | فندق و بلوط است
سنجاب
درختی کوتاه و پرخار که میوه ای شبیه فندق دارد
سنجد

معنی فندق به انگلیسی

filbert nut (اسم)
فندق
hazelnut (اسم)
فندق

معنی کلمه فندق به عربی

فرجار , قراص , کسارة البندق , مسماک , مفرقع
بندق
بندق

فندق را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

سجاد ١٧:٢٥ - ١٣٩٦/٠٣/٣١
این واژه از اساس پارسى و پهلوى است و تازیان (اربان) از واژه ى پهلوى پَندُک Pandok برداشته و معرب کرده اند و مى گویند فندق یا بُندُق !!! و جمع مى بندند بنادق!!! پس سزاست که بجاى این واژه معرب! واژه ناب خودمان یعنى " پَندُک " را نوشته و بخوانیم.
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مضرات فندق   • آیا فندق چاق کننده است   • مضرات فندق خام   • خواص پوست فندق   • خواص فندق در بارداری   • قیمت فندق   • گیاه فندق   • طبع فندق   • معنی فندق   • مفهوم فندق   • تعریف فندق   • معرفی فندق   • فندق چیست   • فندق یعنی چی   • فندق یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فندق
کلمه : فندق
اشتباه تایپی : tknr
آوا : fandoq
نقش : اسم
عکس فندق : در گوگل


آیا معنی فندق مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )