برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1160 100 1

فوج

/fowj/

مترادف فوج: ارتش، جند، جوخه، جیش، خیل، رژیمان، سپاه، عسکر، قشون، گروه، لشکر، هنگ

برابر پارسی: گروه، دسته، رسته، جرگه

معنی فوج در لغت نامه دهخدا

فوج. [ ف َ ] (ع اِ) گروه. ج ، فؤوج ، افواج.جج ، افاوج ، افاویج. (منتهی الارب ). جماعت مردم یا جماعتی که بشتاب گذرد : و رأیت الناس یدخلون فی دین اﷲ افواجا (قرآن 2/110)؛ یعنی گروهی پس از گروه دیگر. (از اقرب الموارد) : ترکمانان براثر می آمدند و فوجی بی بصیرت نمایشی میکردند. (تاریخ بیهقی ). اگر شما فوجی بی بصیرت پیش روید طوسیان دست یابند و دل نشابوریان بشکند. (تاریخ بیهقی ). فوجی لشکر قوی و مقدمی بانام فرستاده آمد. (تاریخ بیهقی ).
راست گوی و طاعت آر و پاک باش و علم جو
فوج دیوان را بدین معروف لشکرها شکن.
ناصرخسرو.
فرازآرند از هر سو بسی مرغان گوناگون
پدید آرند هر فوجی به لونی دیگر الحانها.
ناصرخسرو.
باز به میدان غم فوج بلا بسته صف
پای فلک در میان رسم امان بر طرف.
خاقانی.
فوجی از لشکریان بکتوزون آنجا مقیم بودند با ایشان مصاف داد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).
- فوج فوج ؛ گروه گروه. جماعت بسیاری را گویند که دسته دسته آیند یا روند. در این حالت بیشتر بصورت قید به کار می رود :
سپاه اندرآمد همی فوج فوج
بر آن سان که برخیزد از آب موج.
فردوسی.
ز دریا تو گویی که برخاست موج
سپاه اندرآمد همی فوج فوج.
فردوسی.
ابر بینی فوج فوج اندر هوادر تاختن
آب بینی موج موج اندر میان رودبار.
منوچهری.
پس از آن فوج فوج آمدن گرفتند تا همگان به هرات رسیدند. (تاریخ بیهقی ).
جهان مثل چو یکی منزل است بر ره و خلق
در او همی گذرد فوج فوج زودازود.
ناصرخسرو (دیوان چ دانشگاه ص 32).
|| (مص ) دمیدن بوی چیزی. (منتهی الارب ). انتشار بوی خوش ، مانند فوح با حاء مهمله. (از اقرب الموارد). || سرد گردیدن روز. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ).

معنی فوج به فارسی

فوج
جماعت، گروه، دسته، قسمتی ازارتش، هنگ
( اسم ) ۱ - گروه دسته ۲ - هنگ جمع افواج .
دهی است از دهستان بالاخواف بخش خواف شهرستان تربت حیدریه در ۳۶ کیلومتری شمال غربی رود سرراه مالرو عمومی تربت سلامی جلگه و گرمسیر ۵۷۲ تن سکنه قنات محصول غلات پنبه زیره شغل زراعت و کرباس بافی .
[dike swarm] [زمین شناسی] دسته ای تیغۀ آذرین کمابیش موازی
۱ - گروه گروه دسته دسته : و هر گروهی ( را) فوج فوج برو همی گذشتند ۲ - هنگ هنگ
۱ - گروه گروه دسته دسته : و هر گروهی ( را) فوج فوج برو همی گذشتند ۲ - هنگ هنگ

معنی فوج در فرهنگ معین

فوج
(فُ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - گروه ، دسته . ۲ - قسمتی از ارتش ، هنگ ، ج . افواج .

معنی فوج در فرهنگ فارسی عمید

فوج
۱. جماعت، گروه، دسته.
۲. (نظامی) [منسوخ] = هنگ١

فوج در دانشنامه اسلامی

فوج
معنی فَوْجٌ: جماعتي که به سرعت از جايي عبور کنند
معنی أَفْوَاجاً: فوج ها-فوج فوج
ریشه کلمه:
فوج‌ (۵ بار)

«فوج» چنان که «راغب» در «مفردات» می گوید: به معنای گروهی است که به سرعت حرکت می کنند.
گروه. طائفه. . هر وقت گروهی در آتش انداخته شوند دربانان آن می‏پرسند آیا شما را بیم دهنده‏ای نیامد؟ راغب فوج را «گروهی که به سرعت می‏روند» گفته است. . ظاهراً مراد این است: ملائکه به رؤساء گناهکاران گویند این پیروان شما گروهی اند که با شما وارد عذاب می‏شوند و رؤسا گویند: خوش و وسعت مباد بر آنها که آنها وارد شوندگان آتش اند. جمع فوج در قرآن افواج است . رجعت‏ . یعنی روزی که گروهی را از آنانکه آیات ما را تکذیب می‏کنند جمع می‏کنیم. و از پراکنده شدن منع شوند. تا چون آمدند خدا فرماید آیا آیات مرا بی‏آنکه به آنها دانا شوید تکذیب نمودید یا چه کاری می‏کردید؟ قول (عذاب) بر آنها واقع شود و سخن نگویند. از آیه اول به استناد «نحشر فوجاً» به وجود رجعت استدلال شده زیرا خدا درباره قیامت فرموده . یعنی همه را جمع کردیم واحدی را نگذاشتیم. پس حشر فوجی از هر امت لابد قبل از روز قیامت است و آن نیست مگر رجعت. نگارنده گوید: باید دو مطلب مورد توجه باشد یکی آنکه اگر آیه راجع به رجعت باشد مخصوص به امت اسلامی نیست و لفظ «نَحْشُرُ مِنْ کُلِّ اُمِّةٌ فَوْجاً» مبین آن است که رجعت از هر امت خواهد بود، لازمه این سخن آن است که در آینده و مثلا در زمان امام زمان «علیه السلام» یا بعد از آن حضرت از هر امّت گروهی زنده خواهند شد و اثبات این مطلب احتیاج به فحص و کاوش در اخبار دارد. دیگری آنکه رجعت فقط مخصوص به بدکاران است نه نیکوکاران و بدکاران زیرا فرموده «فَوْجاً مِّمَنْ یُکَذِّبُ بِآیاتِنا» حال آنکه ظهور روایات رجعت در بعثت نیکوکاران و بدکاران است. *** به قرینه بعضی از آیات می‏شود گفت: حشر فوجی از هر امت بعد از حشر عمومی در قیامت است. یعنی چون همه مردم درآخرت زنده شدند از هر امت گروهی که مکذب آیات خدا و سردسته بدکاران اند جمع شده و مورد عذاب واقع می‏شوند در آیات زیر دقت شود. . در این آیات صحبت از یک حشر عمومی است که شامل همه مردم است و بعد ماندن ظالمان در جهنم و نجات اهل تقوی به میان آمده و در وسط بعد از حشر عمومی گفته شده ...

فوج در جدول کلمات

فوج را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی به تدریج   • فوج در جدول   • معنی جلدی   • میزراه پزشکی   • معنی راب   • معنی منسوب به سال   • مجاز از شخص خبرچین   • تاخت وتاز   • معنی فوج   • مفهوم فوج   • تعریف فوج   • معرفی فوج   • فوج چیست   • فوج یعنی چی   • فوج یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فوج
کلمه : فوج
اشتباه تایپی : t,[
آوا : fowj
نقش : اسم
عکس فوج : در گوگل

آیا معنی فوج مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )