برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1153 100 1

فکر

/fekr/

مترادف فکر: اندیشه، پندار، تأمل، تعقل، تفکر، سگالش، خاطره، خاطر، یاد، نظریه، انگار، تصور، خیال، فرض، گمان، وهم، رای، عقیده، قصد، نیت، کله، مغز، صرافت

برابر پارسی: گمان، اندیشه، باور، سگالش

معنی فکر در لغت نامه دهخدا

فکر. [ ف َ / ف ِ ] (ع اِ) اندیشه. ج ، افکار. (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد) :
من اندر چنین روز و چندین نیاز
به اندیشه در، گشته فکرم دراز.
فردوسی.
فکر و تدبیرش صرف نمیشود مگر در نگهبانی حوزه ٔ اسلام. (تاریخ بیهقی ).
- امثال :
فکر نان کن که خربوزه آب است ؛ دنبال اصل برو، کار باید از پایه درست باشد. (از یادداشتهای مؤلف ).
- از فکر افتادن ؛ از یاد رفتن :
ز شغل عشق نی کافر شناسد نی مسلمانم
ز فکر مؤمن افتادم ، ز یاد برهمن رفتم.
شفائی (از آنندراج ).
- به فکر رفتن ؛ متفکر شدن. اندیشه کردن. (فرهنگ فارسی معین ).
- به فکر فرورفتن ؛ به فکر رفتن. (فرهنگ فارسی معین ).
- فکر چیزی کردن ؛ درصدد تهیه ٔ آن برآمدن. (یادداشت مؤلف ) :
آخرالامر گل کوزه گران خواهی شد
حالیا فکر سبو کن که پر از باده کنی.
حافظ.
|| حاجت. (از منتهی الارب ). و در این معنی به فتح اول افصح است. (از اقرب الموارد). || تردد قلب به نظر و تدبر به طلب معانی. (از اقرب الموارد). حرکت ذهن از مطلوب به مبادی و باز از مبادی به مطلوب ، و مراد از مبادی معلومات است. (یادداشت مؤلف ). || (مص ) اندیشیدن. (منتهی الارب ). اعمال نظر و تأمل در چیزی ، و گویند بهفتح اول مصدر و به کسر اسم است. (از اقرب الموارد).

فکر. [ ف ِ ک َ ] (ع اِ) ج ِ فکرة و فِکری ̍. (از اقرب الموارد). ج ِ فکرت. (فرهنگ فارسی معین ) :
خدای در سر او همتی نهاد بزرگ
چنانکه گنج به رنج است از آن ودل به فکر.
فرخی.
از که پرسی بجز از دل تو بد و نیک جسد
چون همی دانی کو معدن علم و فکر است.
ناصرخسرو.
یک همت تو حاصل گرداندم همم
یک فکرت تو زایل گرداندم فکر.
مسعودسعد.
مرگ یاران شنیدم از ره گوش
دلم امروز کشته ٔ فکر است.
خاقانی.
- فکر داشتن ؛ اندیشیدن. در فکر فرورفتن :
از این سرای بدر هیچ می نداند چیست
از آن سبب همه ساله به دل فکر دارد.
ناصرخسرو.
رجو ...

معنی فکر به فارسی

فکر
اندیشه
( اسم ) اندیشه جمع : فکر .
جمع فکره و فکری
[thought] [روان شناسی] اندیشه یا تصور یا نظر یا هرگونه محصول دیگر تفکر
[suicidal ideation] [روان شناسی] اشتغال ذهنی به خودکشی که معمولاً نشانه ای از افسردگی عمده است و غالباً به خودکشی منجر نمی شود
( مصدر ) اندیشه کردن اندیشیدن .
[thought broadcasting] [روان شناسی] هذیانی که در آن فرد باور دارد که دیگران افکار او را می شنوند
( صفت ) پر اندیشه.
( صفت ) ۱- سر گشته پراگنده فکر . ۲- مضطرب آشفته .
آنکه با فکر خود اغلب اصابت بواقع میکند آنکه صاحب اندیشه درست است .
[thought withdrawal] [روان شناسی] هذیانی که در آن فرد باور دارد که دیگران افکارش را می ربایند
( صفت ) ۱ - آنکه دارای اندیشهای روشن است . ۲ - کسی که در امور با نظر باز و متجددانه نگرد .
هم عقیده هم اندیشه
[thought insertion] [روان شناسی] هذیانی که در آن فرد باور دارد که افکار به نحوی مقاومت ناپذیر از منابع بیرونی به ذهن او تحمیل می شود
ناراست اندیش کج اندیش
که اندیشه ناراست دارد. کج فکر
...

معنی فکر در فرهنگ معین

فکر
(فِ کْ) [ ع . ] (اِ.) اندیشه ، ج . افکار.
(فِ کَ) [ ع . ] (اِ.) جِ فکرت .
( ~. فِ) [ ع - فا. ] (ص مر.) ۱ - دارای اندیشه های روشن . ۲ - متجدد.

معنی فکر در فرهنگ فارسی عمید

فکر
۱. فعالیت آگاهانۀ ذهن برای دریافتن چیزی، اندیشه.
۲. محصول فعالیت ذهنی.
۳. مشغولیت ذهنی.
۴. ذهن.
۵. برنامه، هدف.
۶. توجه، نگرانی.
* فکر کردن: (مصدر لازم) اندیشه کردن، اندیشیدن.
= فکرت
بی اندیشه، کسی که به عاقبت کاری نیندیشد.
۱. دانا، باهوش.
۲. آن که متجدّدانه و بر پایۀ تعقّل فکر می کند.

فکر در دانشنامه اسلامی

فکر
معنی فَکَّرَ: فكر كرد - انديشيد
معنی أَثَاماً: سزا-مجازات - کیفر سخت
معنی أَثْخَنتُمُوهُمْ: بسيار آنها را کشتيد- برآنها غلبه کرديد - آنان را از قدرت و توان انداختید (کلمه اثخان به معناي بسيار کشتن ، و غلبه و قهر بر دشمن است . کلمه ثِخَن به معنی غلظت و بی رحمی است و اثخان کسی به معنی بازداشتن و مانع حرکت وجنبش او شدن است مثلاً با کشتن او . د...
معنی أَثَرِ: اثر-جاي پا
معنی أَثَرْنَ: زير ورو کردند-برپا نمودند
معنی أَثَرِي: در پي من
معنی أَثْقَالاًَ: بارهاي سنگين
معنی أَثْقَالَکُمْ: بارهاي سنگينتان
معنی أَثْقَالَهَا: بارهاي سنگينش
معنی أَثْقَالَهُمْ: بارهاي سنگينشان
معنی أَثْقَلَت: آن زن سنگين شد
معنی أَثْلٍ: نام گياهي بي ميوه(طرفاء)
ریشه کلمه:
فکر (۱۸ بار)

(به فتح و کسر اول) اندیشه. تأمل. به عبارت دیگر فکر اعمال نظر و تدبر است برای به دست آوردن واقعیات و عبرتها و غیره در قاموس گفته: «اَلْفَکْرُ: اِعْمالُ النَّظَرِ فِی الشَّیْ‏ءِ» در مصباح فیومی آمده: «اَلْفَکْرُ تَرَّدُدِ الْقَلْبِ بِالنَّظَرِوَ التَّرَّدُدُ لِطَلَبِ الْمَعانی». . یعنی اگر در گفته‏ها و اعمال پیغمبر که مدتی با آنها رفیق و در یک محیط بوده، فکر و اعمال نظر کنند می‏دانند که او دیوانه نیست بلکه انذار کننده آشکار است. قرآن مجید به تفکر و تدبر بسیار اهمیت داده و بسیاری از آیات برای ایجاد تفکر نازل شده است . . .
برخی از حکما، نظیر «دکارت»، مهمترین توانایی انسان را «درست راه بردن عقل» می دانند و منظورشان دقیقا این است که فرد بتواند آن گونه که «اراده می کند و خود می خواهد بیاندیشد».
چنان چه، شخصی بتواند موضوعی را برای اندیشیدن، انتخاب نموده و در قلمرو آن، تفکر کند و تا هر زمان که اراده کرده است، جریان فکر خود را تداوم بخشد، در حقیقت می توان او را فردی «متمرکز» نامید.

دیدگاه پل ژاگو درباره تمرکز فکر
«پل ژاگو»، روانشناس فرانسوی معتقد است: «تمرکز فکری، عبارت از متوجه ساختن و ثابت نگا ...

فکر در دانشنامه آزاد پارسی

در لغت به معنی «اندیشه» و در اصطلاح منطق، جست و جوگری های ذهن که نتیجۀ آن سیر از معلوم به مجهول است. چون ذهن در برابر امری مجهول قرار گیرد متوجه معلوماتی (مبادی) می شود که به گونه ای با مجهول در ارتباط اند؛ و آن گاه به ترتیبِ امور معلوم می پردازد و بدین سان به سوی مجهول حرکت و مجهول را کشف می کند. بنابراین، فکر شامل دو حرکت ذهنی است: ۱. حرکت از مجهول به سوی معلومات (حرکةالی المبادی)؛ ۲. حرکت از معلومات یا مبادی به سوی مجهول و در نتیجه کشف مجهول که مراد و مقصود است (= حرکة من المبادی الی المراد). در جریان حلّ ساده ترین مسائل حساب تا پیچیده ترین موضوعات علمی این دو حرکت به کار است. فکر در فلسفۀ اروپایی سه قاعده دارد که اساس منطق را هم تشکیل می دهند ۱. هو هُویّت؛ الف، الف است ۲. امتناع اجتماع نقیضین؛ ۳. منع خُلُوّ یا امتناع ارتفاع نقیضین.

فکر در جدول کلمات

فکر
اندیشه
فکر دلیل ناپذیر
دگم
فکر عوضی
لمات
فکر و اندیشه
ایده, سگال
فکر و اندیشه شیطانی
وسواس
فکر و خیال
سودا
فکر و ذهن
یاد
فکر و عقیده
رای
فکر و نظر
ایده
فکر | اندیشه
ایده

معنی فکر به انگلیسی

opinion (اسم)
نظر ، گمان ، اندیشه ، رای ، اعتقاد ، عقیده ، فکر ، نظریه ، پندار
intent (اسم)
معنی ، عمد ، منظور ، مرام ، نیت ، قصد ، فکر ، مفاد ، تصمیم
intention (اسم)
عمد ، منظور ، مقصود ، مراد ، قصد ، خیال ، مفهوم ، فکر ، تصمیم ، عزم ، عزیمت ، غرض
thought (اسم)
نظر ، گمان ، قصد ، اندیشه ، خیال ، استدلال ، عقیده ، تفکر ، فکر ، خاطر ، خاطره ، پندار ، سگال ، چیز فکری
idea (اسم)
معنی ، اگاهی ، مراد ، گمان ، نیت ، اندیشه ، خیال ، فکر ، تصور ، انگاره ، خاطر ، طرز تفکر ، طرز فکر ، خاطره ، نقشه کار
notion (اسم)
اندیشه ، خیال ، عقیده ، ادراک ، مفهوم ، فکر ، تصور ، خاطر ، خاطره ، نظریه ، پندار
concept (اسم)
مفهوم ، تصور کلی ، فکر
speculation (اسم)
خیال ، فکر ، احتکار ، تفکر و تعمق ، زمین خواری ، سفته بای

معنی کلمه فکر به عربی

فکر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

احسان
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
مانْز (اوستایی: مانز دَزوم)
مَئیت (اوستایی: مَئیتی)
چینتا (سنسکریت)
مانیژ (سنسکریت: مانیشا)
اندیشه (پارسی دری)
یاسین
اندیشه
آریا بهداروند
در زبان لری بختیاری کلمه فرگ کاربرد دارد
فر::شکوه.بلند.بزرگی
گ::گاه.گه. جایگاه.محل.
ferg
فرگ::جایگاه بلند.

جمله لری
فرگان ری یک اریزیم::فکرهایمان را
با هم یکی می کنیم
meiti
سگال
فرنوش موسوی
فکر به معنای �سودا� هم هست

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تعریف فکر   • فكر كردن يعني چه ؟   • روش فكر كردن   • فکر ویکی پدیا   • فکر چیست   • معنی کلمه فکر   • چگونه فکر کنیم   • تحقیق در مورد تفکر   • معنی فکر   • مفهوم فکر   • معرفی فکر   • فکر یعنی چی   • فکر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فکر
کلمه : فکر
اشتباه تایپی : t;v
آوا : fekr
نقش : اسم
عکس فکر : در گوگل

آیا معنی فکر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )