انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 830 100 1

معنی اسم فیروزه

اسم: فیروزه
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: firuze) (معرب) پیروزه، نوعی کانی قیمتی حاوی مس و فسفر، دارای رنگ آبی یا سبز که در جواهر سازی به کار می رود یا گُهری گران بها و آسمانی رنگ - پیروزه نام سنگی قیمتی به رنگ آبی یا سبز

معنی فیروزه در لغت نامه دهخدا

فیروزه. [ زَ / زِ ] (اِ) پیروزه. فیروزج. یکی از سنگهای آذرین که ترکیب آن عبارت از فسفات ئیدراته ٔآلومینیوم طبیعی است و وزن مخصوصش بین 2/62 تا 2/83است و سختی آن مساوی شیشه یعنی برابر با 6 است. فیروزه به مناسبت رنگ آبی درخشانی که دارد در شمار سنگهای گرانبها شناخته میشود. همیشه بی شکل است و در حالت طبیعی رگه های قهوه ای یا سفید مشاهده میشود. شکست فیروزه ناصاف است و معمولاً رنگش در برابر رطوبت یا خشکی هوا و در ارتفاعات تغییر میکند. مرغوبترین نوع فیروزه دارای رنگ آبی آسمانی و مخصوص ایران است و در محلی موسوم به معدن در نزدیکی نیشابور وجود دارد. در ترکیه و هند نیز معادن فیروزه موجود است که رنگهای آنها غالباً آبی مایل به سبز یا سبز زیتونی و سبز مایل به زرد است. پیروزه. فیروزج. حجرالظفر. حجرالغلبه. حجرالعین. حجرالجاة. (فرهنگ فارسی معین ) :
فرنگیس را دید بر تخت عاج
نهاده به سر بر ز فیروزه تاج.
فردوسی.
یکی گرز فیروزه دسته به زر
فرود آن زمان برگشاد از کمر.
فردوسی.
تهمتن نشست از بر ژنده پیل
اَبَر تخت فیروزه مانند نیل.
فردوسی.
امیر یک انگشتری فیروزه - نام امیر نبشته بدانجا - به دست خواجه داد. (تاریخ بیهقی ).
نار چون بیجاده گردد سیب چون مرجان شود
آب چون فیروزه گردد خاک چون مینا شود.
قطران.
لاله گهر سوده و فیروزه گل
یک نفسه لاله و یک روزه گل.
نظامی.
انگشت خوبروی و بناگوش دلفریب
بی گوشوار و خاتم فیروزه شاهد است.
سعدی.
- فیروزه ٔ بادامی ؛ فیروزه ای که بشکل بادام و بشکل حباب بود. (آنندراج ). که بشکل حباب و بشکل بادام است. (فرهنگ فارسی معین ).
- فیروزه ٔ بواسحاقی ؛ پیروزه ٔ بواسحاقی. فیروزه ٔ منسوب به معدن نیشابور. بعضی تصور کرده اند که فیروزه ٔ بواسحاقی وجود ندارد و مأخوذ از همین بیت حافظ است که اشاره به ممدوح وی شیخ ابواسحاق اینجوست ولی قرنها پیش از حافظ فیروزه ٔ بواسحاقی را میشناختند. در بیت حافظ هم ایهام است به دو معنی :
الف - خاتم شاه شیخ ابواسحاق.
ب - فیروزه ٔ مخصوص بواسحاقی که نامبردار بوده. (فرهنگ فارسی معین ) :
راستی خاتم فیروزه ٔ بواسحاقی
خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود.
حافظ.
- فیروزه ٔ حبابی ؛ فیروزه ای بشکل حباب.
- || کنایت از آسمان است :
در عشق هر کجا که بلندی است پست هاست
فیروزه ٔ حبابی گردون به دست ماست.
میر محمدحسین شوقی.
- فیروزه ٔ رگدار ؛ قسمی فیروزه ٔ ناصاف و قیمتی. (فرهنگ فارسی معین ) :
قدر میخواهی ز مردم چون فلک ناصاف باش
هست از آن فیروزه ٔ رگدار را قیمت گران.
شفیع اثر.
- فیروزه ٔ زنده ؛ فیروزه ٔ خوش رنگ. مقابل فیروزه ٔ مرده. (فرهنگ فارسی معین ).
- فیروزه ٔ کهن ؛ فیروزه ٔ قدیمی که خوش رنگ و گرانبهاست. (فرهنگ فارسی معین ).
- فیروزه ٔ کهنه ؛ فیروزه ٔ کهن. رجوع به فیروزه ٔ کهن شود.
- فیروزه ٔ مرده ؛ پیروزه ٔ مرده. فیروزه ٔ بدرنگ. مقابل فیروزه ٔ زنده. (فرهنگ فارسی معین ).
ترکیب های دیگر:
- فیروزه ایوان . فیروزه پنگان. فیروزه پوش. فیروزه پیکر. فیروزه تاج. فیروزه تخت. فیروزه چادر. فیروزه چرخ. فیروزه چشم. فیروزه خرقه. فیروزه خشت. فیروزه دریا. فیروزه رنگ. فیروزه سقف. فیروزه سلب. فیروزه طشت. فیروزه فام. فیروزه فامی. فیروزه فرش. فیروزه قبا. فیروزه کاخ. فیروزه گنبد. فیروزه گون. فیروزه مرقد. فیروزه مغفر. فیروزه نشان. فیروزه وار. فیروزه وطاء. فیروزه ای. رجوع به هر یک از این ترکیب ها شود.
|| (ص )فیروزه ای. فیروزه رنگ. آبی آسمانی یا سبز. به رنگ یکی از انواع فیروزه :
اینک دهنم بر صفت گنبده ٔ گل
این گنبد فیروزه به یاقوت و زر آگند.
خاقانی.
طوافی زد در آن فیروزه گلشن
میان گلشن آبی دید روشن.
نظامی.
بجزآن نرگس مستانه که چشمش مرساد
زیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشست.
حافظ.
روی خاکی و نم چشم مرا خوار مدار
چرخ فیروزه طربخانه از این کهگل کرد.
حافظ.
رجوع به پیروزه شود.

فیروزه. [ زَ ] (اِخ ) دهی است از دهستان سنجابی شهرستان کرمانشاهان که دارای 80 تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله ، حبوب دیم و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

فیروزه. [ زَ ] (اِخ ) دهی است از بخش ثلاث شهرستان کرمانشاه که دارای 75 تن سکنه است. آب آن از چشمه و محصول عمده اش غله ، توتون ، حبوب و لبنیات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5).

فیروزه. [ زَ] (اِخ ) دهی است از بخش شیب آب شهرستان زابل که دارای 50 تن سکنه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8).

فیروزه. [ زَ ] (اِخ ) دهی است از بخش حومه ٔ شهرستان بجنورد که دارای یکهزارتن سکنه است. آب آن از رودخانه و محصول عمده اش غله ،بنشن و میوه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

فیروزه. [ زَ ] (اِخ ) دهی است از بخش نوخندان شهرستان دره گز که دارای 422 تن سکنه است. آب آن از قنات و محصول عمده اش غله است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

فیروزه. [ زَ ] (اِخ ) دهی است از بخش شیروان شهرستان قوچان که در کنار مرز ایران و شوروی و در باختر قراول تپه و در هشتادهزارگزی شمال شیروان واقع است. در حدود 4500 تن سکنه دارد. محصول عمده اش غله و میوه است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9).

معنی فیروزه به فارسی

فیروزه
۱ - قصبه حزو بخش شیروان شهرستان قوچان واقع در کنار مرز ایران و شوروی و آن محدود است از مشرق به قراول تپه و کاروان رو از شمال به کوه آقارضا از جنوب به کوه چومیان و کوه سانسور و از مغرب به کوه گونی در ۸٠ کیلومتری شمال شرقی شیروان کوهستانی و سردسیر حدود ۴۵٠٠ تن سکنه رودخانه محصول غلات میوه شغل زراعت و کسب . ۲ -دهی است از دهستان مرکزی بخش حومه شهرستان بجنورد در ۱۵ کیلومتری جنوب غربی بجنورد سراه شوسه عمومی بجنورد- اسفراین جلگه و معتدل ۱٠٠٠ تن سکنه رودخانه محصول غلات بنشن میوه شغل زراعت و مالداری .
پیروزه:یکی ازسنگهای قیمتی برنگ آبی آسمانی که ازمعدن استخراج میشود، بیشترنگین انگشترمیکنند
( اسم ) ۱ - یکی از احجار آذرین که ترکیب آن عبارت از فسفات ئیدراته آلومینیوم طبیعی است . وزن مخصوص بین ۲ / ۶۲ تا ۲ /۸۳ است و سختیش برابر شیشه یعنی مساوی با ۶ می باشد . فیروزه به مناسبت رنگ آبی درخشانی که دارد بزودی در بین احجار کریمه شناخته می شود . همیشه بی شکل است . و در حالت طبیعی در آن رگه های قهوه یی یا سفید رنگ مشاهده می گردد . شکست فیروز ناصاف است و معمولا رنگش در برابر رطوبت یا خشکی هوا و در ارتفاعات تغییر می کند . مرغوبترین نوع فیروزه رنگ آبی آسمانی خوش رنگ می باشد که مخصوص ایران است و در محلی موسوم به معدن در نزدیک نیشابور وجود دارد . در ترکیه و هند نیز معادن فیروزه موجود است که رنگهای آن غالبا آبی مایل به سبز یا سبز زیتونی و سبز مایل به زرد است پیروزه فیروزج حجرالظفر حجرالغلبه حجرالعین حجرالجاه یا فیروزه بادامی . فیروزه ای که به شکل حباب و یا بادام است. یا فیروزه بو اسحاقی ( بوسحاقی ) . پیروزه بو اسحاقی فیروزه منسوب بمعدن نیشابور : راستی خاتم فیروزه بو اسحاقی خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود . ( حافظ ۱۴۱ ) توضیح بعضی تصور کرده اند که فیروزه بواسحاقی وجود خارجی نداشته و ماخوذ از همین بیت حافظ است که اشاره بممدوح وی شیخ ابواسحاق اینجوست ولی باید دانست که قرنها پیش از حافظ فیروزه بوسحاقی را می شناختند در بیت حافظ هم ایهام است بدو معنی : الف - خاتم شیخ ابواسحاق ب - فیروزه مخصوص بواسحاقی که نامبردار بوده . یا فیروزه رگدار . قسمی فیروزه ناصاف و قیمتی : قدر می خواهی ز مردم چون فلک ناصاف باش هست از آن فیروزه رگدار را قیمت گران . یا فیروزه زنده . فیروزه خوش رنگ مقابل فیروزه مرده . یا فیروزه کهن ( کهنه ) . فیروزه قدیمی که خوشرنگ و گرانبها تر است . یا فیروزه مرده . فیروزه بد رنگ مقابل فیروزه زنده ۲ - برنگ فیروزه کبود . یا خیمه فیروزه . ۱ - سرا پرده نیلی ۲ - آسمان : بالای هفت خیمه فیروزه دان ز قدر میدانگهی که هست در آن عسکر سخاش .
بنایی که از خشت فیروزه باشد ساخته از فیروزه .
( اسم ) آسمان
( اسم ) آسمان
هر جا که فرش آن از پیروزه باشد . یا هر جا که از پارچه یا فرش یا رخام پیروزه ای و مانند آن فرش شده باشد .
( اسم ) دنیا عالم سفلی .
مرصع به فیروزه
( اسم ) دنیا عالم سفلی .
پیروزی
( صفت اسم ) یکی از انواع رنگ آبی و آن آبی روشن است که با کمی سبز مخلوط شده باشد .
بمعنی طارم اخضر است که کنایه از آسمان باشد .
نام صمغی است که آن را به عربی لبان خوانند و به فارسی کندر گویند .
کنایه از فلک آسمان .
ریزه فیروزه خرده فیروزه
ازکان جواهر چیزی که درشت و بزرگ بر آید از آن نگین انگشتر و غیره سازند و آنچه ریزه و خرد است آنرا خاکه گویند .
کنایه از آسمان است یا تخت کیخسرو را نیز گویند کنایه ار تخت کیخسرو باشد تخت کیخسرو .
یکی از جواهر سلطنتی ایران جقه ( پیش کلاه ) زرین مرصع بالماس و فیروزه است . که دو شیر وخورشیددردو طرف آن قرار گرفته و در بالای آن ۹ قطعه نیمه تنه ناصر الدین شاه برجسته جای دارد و در قسمت پایین آن رقم (( السلطان ذوالقرنین ناصر الدین شاه قاجار )) مرصع شده . این جقه توسط نیر الدوله پیشکش شده است و اکنون در خزانه بانگ مرکزی ایران است .
نام حصاری و نام شهری است کنایه از آسمان
ده کوچکی است از دهستان غار بخش ری شهرستان تهران واقع در ۱۴ هزار گزی شمال خاوری شهر ری . این ده در دامنه قرار دارد .

معنی فیروزه در فرهنگ معین

فیروزه
(زِ) (اِ.) پیروزه ، از سنگ های گران بهای معدنی به رنگ آبی آسمانی .

معنی فیروزه در فرهنگ فارسی عمید

فیروزه
نوعی کانی قیمتی به رنگ آبی آسمانی یا سبز که در جواهرسازی کاربرد دارد.
= پیروزه فام

فیروزه در دانشنامه اسلامی

فیروزه
فیروزه، نوعی جواهر و سنگ قیمتی می باشد.
از آن به مناسبت در بابهای صلات ، خمس و تجارت نام برده اند.
احکام فقهی فیروزه
 ۱. ↑ جامع عباسی، ص۳۴۷؛ ۲. ↑ وسائل الشیعة، ج۷، ص۱۴۳    
...

فیروزه در دانشنامه ویکی پدیا

فیروزه
فیروزه فسفات آبدار طبیعی آلومینیم است که در دستگاه کج وجهی متبلور می شود، با مس آبی رنگ است و به عنوان جواهر به کار می رود.
فیروزه با فرمول شیمیایی CuAl6 4.4H2O یک کانی کمیاب و ارزشمند به رنگ های طیف فیروزه ای (آبی روشن تا سبز) و از ردهٔ فسفات است. این کانی به دست فیروزه تراشان شکل داده می شود و به عنوان نگین برای انگشتر، گردنبند، گوشواره و دیگر جواهرات به کار می رود.
کاربردهای واژه فیروزه (تلفظ قدیمی تر: پیروزه):
فیروزه گونه ای سنگ قیمتی
فیروزه بانوی خواننده و بازیگر سینمای ایران
فیروزه (بجنورد) روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بجنورد در استان خراسان شمالی ایران است. در این روستا مردم تات ساکنند که به زبان تاتی تکلم می کنند.
مختصات: ۳۷°۵۴′۵۵″شمالی ۵۸°۰۵′۲۳″شرقی / ۳۷٫۹۱۵۱۷۱°شمالی ۵۸٫۰۸۹۶۷۴°شرقی / 37.915171; 58.089674
فیروزه(به ترکمنی: Firjuza و به انگلیسی: FIROZEH) نام روستایی در استان آخال در کشور ترکمنستان است. این روستا تا قبل از پیمان آخال بخشی ار خاک ایران بود. این روستا تا اواخر سده ۱۹ (میلادی) در اختیار ایران بود و بیشتر ساکنان آن کردهای کرمانجی هستند. از سال ۲۰۰۸ با جابجا کردن اهالی بومی کردزبان روستای فیروزه، آنرا به شهرستان آرچابیل (به روسی: Арчабильский этрап) تغییر نام دادند.
فیروزه جماعت و شهرکی در جنوب غربی کشور تاجیکستان است که در ناحیهٔ ناصرخسرو ولایت ختلان قرار دارد.
فیروزه (درگز)، روستایی از توابع بخش نوخندان شهرستان درگز در استان خراسان رضوی ایران است.
فیروزه (روانسر)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان روانسر در استان کرمانشاه ایران است.
مختصات: ۳۷°۵۴′۵۵″ شمالی ۵۸°۰۵′۲۳″ شرقی / ۳۷.۹۱۵۱۷۱° شمالی ۵۸.۰۸۹۶۷۴° شرقی / 37.915171; 58.089674
فیروزه(به ترکمنی: Firjuza و به انگلیسی: FIROZEH)نام روستایی در استان آخال در کشور ترکمنستان است. این روستا تا قبل از پیمان آخال بخشی ار خاک ایران بود. این روستا تا اواخر سده ۱۹ (میلادی) در اختیار ایران بود و بیشتر ساکنان آن کردهای کرمانجی هستند. از سال ۲۰۰۸ با جابجا کردن اهالی بومی کردزبان روستای فیروزه، آنرا به شهرستان آرچابیل (به روسی: Арчабильский этрап) تغییر نام دادند.
فیروزه روستایی در دهستان شریف آباد بخش مرکزی شهرستان سیرجان استان کرمان ایران است.
فیروزهیا بُزغان مرکز شهرستان فیروزه در استان خراسان رضوی است.
جمعیت این شهر در سال ۱۳۹۰، برابر با ۵۷۶۹ نفر بوده است. این شهر تا سال ۱۳۸۶ یکی از شهرهای شهرستان نیشابور به شمار می آمد.
فیروزهیا بُزغان مرکز شهرستان فیروزه در استان خراسان رضوی است.
جمعیت این شهر در سال ۱۳۹۰، برابر با ۵۷۶۹ نفر بوده است. این شهر تا سال ۱۳۸۶ یکی از شهرهای شهرستان نیشابور به شمار می آمد.
فیروزه استخوانی (انگلیسی: Odontolite) یا ادونتولیت نوعی فیروزه محتوی فسفات آهن و آلومینیوم است که از قطعات سنگوارهٔ استخوان و دندان تشکیل شده و به رنگ کبود مایل به سبز است و بر اثر اسید جوش می خورد. به آن فیروزه دروغین هم می گویند.
فیروزه ای نام مجموعه ای از رنگ های بین طیف سبز و آبی است، مشابه سنگ فیروزه.
فیروزه ای، روستایی است از توابع بخش پشت آب شهرستان زابل در استان سیستان و بلوچستان.
این روستا در دهستان محمدآباد قرار دارد و بر اساس سرشماری سال ۱۳۸۵ جمعیت آن (۲۷۵ خانوار) ۱٬۱۲۱ نفر بوده است.
فیروزه بالک (انگلیسی: Fairuza Balk؛ زادهٔ ۲۱ مهٔ ۱۹۷۴(1974-05-21)) هنرپیشه اهل ایالات متحده آمریکا است. وی از سال ۱۹۸۳ میلادی تاکنون مشغول فعالیت بوده است. نام این بازیگر، «فیروزه» به زبان فارسی است.
از فیلم هایی که وی در آن نقش داشته است می توان به تاریخ مجهول آمریکا، تقریبا مشهور، جزیره دکتر مورو و ستوان بد: بندر نیواورلئان اشاره کرد.
فیروزه بِیگُم (انگلیسی: Firoza Begum؛ زادهٔ ) یک هنرپیشه یهودی اهل هند است.نام هنری وی «سوزان سولومون» است.
فیروزه جزایری دوما، (زاده ۱۳۴۴ آبادان)، نویسنده ایرانی آمریکایی است.
فیروزه جمعه نیازوا (به ازبکی: Feruza Jumaniyozova، Феруза Жуманиёзова) خواننده اهل کشور ازبکستان است. او در سال ۱۹۸۴ در استان خوارزم، ازبکستان به دنیا آمد.
اکثر ترانه هایش به زبان ترکی ازبکی است، اما ترانه هایی هم به ترکی ترکمنی، عربی، فارسی تاجیکی و همچنین ترکی آذربایجانی خوانده است.
فیروزه سوریه یک منطقهٔ مسکونی در سوریه است که در شهرستان حمص واقع شده است.
فیروزه صابری (متولد ۱۳۲۵ شمسی) هنرمند ایرانی است که با استفاده از کلاژهای پارچه ای نقاشی های فانتزی خود را در دهه ۶۰ خورشیدی به وجود آورد.
چشمه فیروزه یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر اسفوردی استان یزد قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، سرب و روی است.
کول فیروزه یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر بشرویه استان خراسان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.
ایستگاه فیروزه
بخش مرکزی شهرستان فیروزه یکی از بخش های شهرستان فیروزه در استان خراسان رضوی ایران است که در سال ۱۳۸۶ تأسیس شده است و دارای یک شهر و دو دهستان است.
تپه فیروزه مربوط به هزاره اول قبل از میلاد است و در شهرستان سرخس، بخش مرکزی ـ روستای گنبدلی واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۳ فروردین ۱۳۴۶ با شمارهٔ ثبت ۶۵۵ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
دهستان فیروزه نام دهستانی در بخش تخت جلگه شهرستان نیشابور، استان خراسان رضوی در ایران است. براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۲۹۲ نفر (۲۳۲۲ خانوار) بوده است.
شهر فیروزه گونه ای از نام هایی است که به شکل ویژه بر شهر نیشابور اطلاق می شود. این نام ابتدا از زمانی که معدن سنگ فیروزه در نیشابور- در سده سوم میلادی-شروع به کار کرد، در بین بازرگانان جاده ابریشم کاربرد داشته است.
شهرستان فیروزه، یکی از شهرستانهای استان خراسان رضوی است. نام پیشین این شهرستان، تخت جلگه بود که در خرداد سال ۱۳۹۱ با مصوبه هیئت دولت به فیروزه تغییر یافت.
جدول زیر براساس آمار وزارت جهاد کشاورزی تهیه شده است. فهرست زیر قنات های شهرستان فیروزه در استان خراسان رضوی را نشان می دهد.
معدن ساختمان فیروزه، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان فیروزه در استان خراسان رضوی ایران است.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

فیروزه در جدول کلمات

دریاچه ای فیروزه ای رنگ در پارک ملی بنف کانادا
پی تو
نوعی فیروزه شفاف
ابواسحاقی
از آثار باستانی تبریز معروف به ( فیروزه اسلام)
مسجد کبود

معنی فیروزه به انگلیسی

turquoise (اسم)
فیروزه ، سولفات قلیایی الومینیوم

معنی کلمه فیروزه به عربی

فیروزه
فيروز

فیروزه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی فیروزه

النا ٠٥:٠٦ - ١٣٩٥/١١/٣٠
فیروزه یکی از شهرستان های مرکزی استان خراسان رضوی است. این شهرستان از شمال و شرق به بخش مرکزی شهرستان نیشابور، از جنوب به بخش میان جلگه نیشابور، از شمال غربی به بخش سرولایت نیشابور، و از غرب به بخش های مرکزی و خوشاب شهرستان سبزوار، محدود می گردد.
این شهرستان بین 36 درجه و 3 دقیقه تا 36 درجه و 33 دقیقه عرض شمالی و 58 درجه و 9 دقیقه تا 58 درجه و 41 دقیقه طول شرقی گسترش یافته است.
مرکز این شهرستان شهر فیروزه است که در 20 کیلومتری شمال غرب شهر نیشابور و 140 کیلومتری غرب شهر مشهد- مرکز استان- و 115 کیلومتری جنوب شهر قوچان و 90 کیلومتری شرق شهر سبزوار واقع است.شهرفیروزه تاسال1381 شهر بزغان نامیده می شد.قرارگیری تنها معدن فیروزه ایران با قدمت 5 هزار ساله استخراج در این منطقه وجه تسمیه ان می باشد.
این شهر از سطح دریای آزاد 1170 متر ارتفاع دارد. شهرستان فیروزه بر اساس آخرین تقسیمات کشوری در سال 1386 دارای 1700 کیلومتر مربع وسعت و شامل دو بخش مرکزی و بخش طاغنکوه است .( محمد تاجیک دبیر جغرافیای شهرستان فیروزه)
|

فیروزه ١٢:٣٨ - ١٣٩٧/٠٥/٠٧
firouzeh
|

پیشنهاد شما درباره معنی فیروزه



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سنگ فیروزه اصل   • سنگ فیروزه نیشابور   • فیروزه خواننده   • فیروزه خواننده قدیمی   • قیمت سنگ فیروزه   • انواع فیروزه   • انواع سنگ فیروزه   • معدن فیروزه   • معنی فیروزه   • مفهوم فیروزه   • تعریف فیروزه   • معرفی فیروزه   • فیروزه چیست   • فیروزه یعنی چی   • فیروزه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فیروزه
کلمه : فیروزه
اشتباه تایپی : tdv,ci
آوا : firuze
نقش : اسم
عکس فیروزه : در گوگل


آیا معنی فیروزه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )