برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1284 100 1

فیلگوش

/filguS/

معنی فیلگوش در لغت نامه دهخدا

فیلگوش. (اِ مرکب ) پیلگوش. (فرهنگ فارسی معین ). سوسن. (یادداشت مؤلف ). نام گلی است از جنس سوسن ، لیکن خالهای سیاه دارد. (برهان ) :
می خور که ت باد نوش بر سمن و فیلگوش
روز رش و رام و جوش روز خور و ماه باد.
منوچهری.
|| گل نیلوفر را نیز گویند. || نام دارویی هم هست که آن را به عربی آذان الفیل خوانند، و اگر بیخ آن را بر بدن مالند افعی نگزد. || نام نوعی از حلوا هم هست. (از برهان ).نوعی شیرینی است که بیشتر گوش فیل گویند. رجوع به پیلگوش شود.

فیلگوش. (اِخ ) نوعی حیوان مانا به مردم که گوشهای بزرگ دارند که گاه خفتن یکی را بستر و دیگری را لحاف کنند، و آنان را گوش بسران نیز گویند. (یادداشت مؤلف ) : گفتند شاها هر یکی چند گزند، برهنه ، و دو گوش دارند چون گوش فیل ، یکی گوش زیر افکنند و یکی زبر. (اسکندرنامه نسخه ٔ سعید نفیسی ، از یادداشت مؤلف ).

معنی فیلگوش به فارسی

فیلگوش
نوعی حیوان ماناب مردم که گوشهای بزرگ دارند که گاه خفتن یکی را بستر و دیگری را لحاف کنند .

معنی فیلگوش در فرهنگ فارسی عمید

فیلگوش
زنبق، سوسن آزاد، سوسن سفید.

فیلگوش در جدول کلمات

فیلگوش را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• گیاه فیلگوش درحل جدول   • مار کوچک درحل جدول   • معنی فیلگوش درجدول   • نام بحری در شعردر جدول   • معنی گیاه فیلگوش   • فیلگوش در جدول   • گیاه فیلگوش درجدول   • مار کوچک در جدول   • مفهوم فیلگوش   • تعریف فیلگوش   • معرفی فیلگوش   • فیلگوش چیست   • فیلگوش یعنی چی   • فیلگوش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی فیلگوش
کلمه : فیلگوش
اشتباه تایپی : tdg',a
آوا : filguS
نقش : اسم
عکس فیلگوش : در گوگل

آیا معنی فیلگوش مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )