انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1043 100 1

قابلمه

/qAblame/

برابر پارسی: دیگ خوراکپزی، دیگ، کماجدان

معنی قابلمه در لغت نامه دهخدا

قابلمه. [ ل َ م َ/ م ِ ] (ترکی ، اِ) قسمی ظرف بزرگ فلزّی (مسین و غیره ). ظرف فلزّی بزرگ با درو سرپوش هم از فلز که بر وی استوار شود برای نگاه داشتن پلو و دیگر چیزها. دیگ فلزی سربسته برای طبخ.
ترکیب ها:
- قابلمه پز. قابلمه پزی. قابلمه کاری کردن.

معنی قابلمه به فارسی

قابلمه
ظرف بزرگ فلزی دردارکه خوراک میریزندیامی پزند
( اسم ) ۱ - نوعی ظرف بزرگ مسی و غیره با در و سرپوش که چیزی در آن پزند و یا در آن خوراک ریزند ۲ - در بازی شیر یاخط برای تعیین برنده پول را در حالی که به بدور خود می چرخند به هوا اندازند . اگر پول بدون چرخیدن بدور خود ( فر خوردن ) به هوا رود و بزمین آید باید عمل تجدید شود . در این صورت گویند قابلمه است . و بازنده می تواند از دادن پول خود داری کند .
بشکل قابلمه بمانند قابلمه
(صفت) ۱ - آنکه خوراک را در قابلمه پزد ۲ - غذایی که در قابلمه پخته شود .
شغل و عمل قابلمه پز قابلمه پختن .
( صفت ) آنکه قابلمه سازد .
۱ - عمل و شغل قابلمه ساز ۲ - ( اسم ) دکان قابلمه ساز .
( مصدر ) ۱ - ( در اصطلاح زرگری ) ورقه نازک از فلز روی چیزی کشیدن آب طلا یا آب نقره دادن ۲ - سعی کوشش .
در اصطلاح زرگر ها ورقه نازک از فلز روی چیزی کشیدن .
۱ - ( صفت ) منسوب به قابلمه بشکل قابلمه ۲ - ( اسم ) نوعی تکمه که از فلز بشکل نر و ماده سازند و هر یک رادر یک طرف جامه دوزند و یکی از آن دو یا فشار در دیگری جا گیرد .

معنی قابلمه در فرهنگ فارسی عمید

قابلمه
ظرف بزرگ فلزی دردار که در آن خوراک می ریزند یا چیزی در آن می پزند.

قابلمه در دانشنامه ویکی پدیا

قابلمه
قابلمه یا دیگ گونه ای ظرف دردار برای پخت غذا است. دیگ لبه های بلندی داشته و اجازه می دهد تا غذا برای پخته شدن، زمان بیشتری بجوشد. از دیگ برای پختن برنج (پلو) و انواع خورش استفاده می شود.
دیگ به دیگ می گوید روت (رویت) سیاه، سه پایه می گوید صل علی
دیگی که برای من نجوشد، سر سگ تویش بجوشد
بنداز توی قابلمه ش
این واژه در شعار «ما دیگ پلو خواهیم. مشروطه نمی خواهیم» در دوره انقلاب مشروطه کاربرد داشته است.
واژهٔ قابلمه از زبان ترکی گرفته شده است. واژهٔ «دیگ» فارسی است و ریشه در زبان فارسی میانه دارد.
کهن ترین وسیله پخت و پز از جنس سنگ در جهان با قدمت ۹۰۰۰ سال در مکزیک کشف شده است. هرچند گروهی از پژوهشگران بر این باورند انسان ها دیگ سفالین را دو بار، در دو ناحیه مختلف اختراع کرده اند: اولی در آسیای شرقی در حدود ۱۶ هزار سال قبل و بعد در شمال آفریقا در حدود ۱۲ هزار سال قبل.
در ایران (به ویژه شهر مشهد و اردبیل) استفاده از دیگ سنگی و سفالی به نام دیزی برای پخت آبگوشت هنوز رواج دارد. تا اواسط دهه ۱۳۵۰ در ایران، پخت غذا با استفاده از قابلمه مسی معمول بود؛ ولی امروزه از قابلمه های مسی بیشتر برای تزیین و به عنوان عتیقه استفاده می شود.
عکس قابلمه


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با قابلمه

قابلمه در جدول کلمات

معنی قابلمه به انگلیسی

autoclave (اسم)
قابلمه ، دیگ زودپز
pot (اسم)
قابلمه ، دیگ ، سبو ، گلدان ، کتری ، دیگچه ، قوری ، اب پاش ، ماری جوانا وسایرمواد مخدره ، هر چیز برجسته و دیگ مانند
saucepan (اسم)
قابلمه ، ماهی تابه ، روغن دان ، کماجدان

قابلمه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

مهراد بغپوری ٠١:٢٨ - ١٣٩٦/١١/٠٨
تنگیره(در زبان ترکی استانبولی تنجره گفته می شود.)
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سرويس قابلمه سراميكي   • سرویس قابلمه کارال   • سرويس قابلمه چدن   • سرویس قابلمه رنگی   • سرويس قابلمه استيل   • سرویس قابلمه تفلون   • سرویس قابلمه گرانیتی   • قیمت سرویس قابلمه   • معنی قابلمه   • مفهوم قابلمه   • تعریف قابلمه   • معرفی قابلمه   • قابلمه چیست   • قابلمه یعنی چی   • قابلمه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قابلمه
کلمه : قابلمه
اشتباه تایپی : rhfgli
آوا : qAblame
نقش : صفت
عکس قابلمه : در گوگل


آیا معنی قابلمه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )