برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1310 100 1

قابل انتقال


برابر پارسی: واگذاشتنی

معنی قابل انتقال در لغت نامه دهخدا

قابل انتقال. [ ب ِ ل ِ اِ ت ِ ](ص مرکب ) آنچه بتوان به دیگری منتقل کرد. انتقال پذیر. || ملک... منقول. در مقابل غیرمنقول.

معنی قابل انتقال به فارسی

قابل انتقال
آنچه بتوان بدیگر منتقل کرد انتقال پذیر .
[transmissible] [علوم سلامت] ویژگی آنچه میتواند از فرد یا گونه ای به دیگری منتقل شود

معنی قابل انتقال به انگلیسی

alienable (صفت)
قابل انتقال ، قابل فروش ، انتقالی
transferable (صفت)
قابل انتقال ، انتقال پذیر
portable (صفت)
قابل انتقال ، سفری ، دستی ، قابل حمل ، قابل حمل و نقل ، ترابرپذیر
transmissible (صفت)
قابل انتقال ، ساری ، مسری ، انتقال پذیر ، قابل سرایت ، فرافرستادنی ، فرستادنی
inheritable (صفت)
قابل انتقال ، موروثی ، قابل تواری ، میرای بردنی

معنی کلمه قابل انتقال به عربی

قابل انتقال
قابل للنقل

قابل انتقال را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اعتبار اسنادی اتکایی   • اعتبار اسنادی قابل انتقال چیست   • انواع اعتبارات اسنادی   • معنی قابل انتقال   • مفهوم قابل انتقال   • تعریف قابل انتقال   • معرفی قابل انتقال   • قابل انتقال یعنی چی   • قابل انتقال یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قابل انتقال
کلمه : قابل انتقال
اشتباه تایپی : rhfg hkjrhg
عکس قابل انتقال : در گوگل

آیا معنی قابل انتقال مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )