انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1068 100 1

قاضی

/qAzi/

مترادف قاضی: حاکم، حکم، دادرس، داور، دیان، فیصل

برابر پارسی: دادرس، دادور، داور

معنی قاضی در لغت نامه دهخدا

قاضی. (ع ص ) قاض. نعت فاعلی از قضاء. داور. (فرهنگ نظام ). حکم کننده. (آنندراج ). حَکَم. فقیهی که مرافعات را موافق قوانین کلی شرع فیصله میکند. (فرهنگ نظام ). در اصطلاح فقه کسی است که میان مردم حکومت کند و در مورد اختلاف و نزاع ، فصل خصومت نماید. قاضی باید مکلف و مؤمن و عادل و عالم و مرد و حلال زاده و ضابط باشد. (یعنی نیروی حافظه داشته و فراموشکار نباشد). فتوای علماء برای قاضی کفایت نمیکند. (بلکه باید خود دارای ملکه ٔ اجتهاد باشد). و در زمان حضور امام (ع ) چاره ای جز رخصت از او نیست و با غیبت امام حکم فقیه جامع الشرائط نافذ است. (از تبصره ٔ علامه حلی در مبحث قضاء و شهادات فصل اول در صفات قاضی ) : نشست در مجلس عالی به حضور اولیاء دولت و دعوت و زعیمان و بزرگان پنهانیها و آشکارها و اعیان و قاضیان. (تاریخ بیهقی ص 311). چون کار عهد قرار گیرد قاضی... از خان در خواهد تا آن شرحها و سوگندان را که در عهدنامه نبشته آمده است به تمامی بر زبان براند. (تاریخ بیهقی ).
نه سخن خوب و نه پند و نه علم
کس نه مزکی و نه قاضیستی.
ناصرخسرو.
گفت کسانی که کار ملک بی ایشان راست نتواند بود چنان که تخت بی چهارپایه نایستد. یکی از ایشان قاضی... (کلیله و دمنه ).فردا چون قاضی بیاید گواهی چنانکه رسم است بده. (کلیله و دمنه ). قاضی را از این سخن شگفت آمد. (کلیله ودمنه ).
این مسخره با زن بسگالید و برفتند
تا جایگه قاضی با بانگ و علالا.
نجیبی.
خواهی به میان خلق قاضی باشی
باقی مانی گهی که ماضی باشی
بر خلق خدا حکم چنان کن که اگر
آن بر تو کند کسی تو راضی باشی.
مجدالدین نسفی.
ز گلپایگان رفت شخصی به اردو
که قاضی شود صدر راضی نمیشد.
میر عبدالحق.
سوی قاضی شد وکیل با نمک
گفت با قاضی شکایت یک بیک.
مولوی.
نه قاضیم نه مدرس نه محتسب نه فقیه
مرا چه کار که منع شرابخواره کنم.
حافظ.
- امثال :
تنها به قاضی رفته راضی برمیگردد :
هر آن کس کو رود تنها به قاضی
ز قاضی خرم آید گشته راضی.
عطار (بلبل نامه ).
در خانه ٔ قاضی گردو بسیار است اما بشمار است .
ریش قاضی احترام دیگر دارد.
زن راضی ، مرد راضی ، گور پدر قاضی .
شراب مفت را قاضی هم میخورد.
کلاه خود را قاضی کن .
گواه چست و قاضی سست .
مستوفی سند میخواهد و قاضی گواه .
همه کس را دندان به ترشی کند گردد و قاضیان را به شیرینی . (گلستان )
|| (اصطلاح فقهی ) کسی که نماز را به قضا میخواند. || وام گذار. مؤدی دین. دیان. (منتهی الارب ). اداکننده ٔ دین. (آنندراج ). || برآرنده و رواکننده ٔ حاجت : قاضی الحاجات یکی از نامهای خداست.

قاضی. (اِخ ) در کتب رجال لقب حسن بن اسحاق است. رجوع به حسن بن اسحاق شود.

قاضی. (اِخ ) در کتب فقه مراد ابن براج است. رجوع به ابن براج شود.

قاضی. (اِخ ) دهی است از دهستان گیفان بخش حومه ٔ شهرستان بجنورد. در 75هزارگزی شمال بجنورد و 2هزارگزی خاور شوسه ٔ عمومی بجنورد به حصارچه. موقع جغرافیائی آن کوهستانی و سردسیر است. 80 تن سکنه دارد.آب آن از چشمه و محصول آن غلات و شغل مردم زراعت است. راه مالرو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).

قاضی. (اِخ ) دهی است از دهستان گرمخان بخش حومه ٔ شهرستان بجنورد در 14هزارگزی خاوری بجنورد و 12هزارگزی جنوب شوسه ٔ بجنورد به قوچان. در جلگه واقع و هوای آن معتدل است. 106 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه و محصول آن غلات و بن شن و تریاک و شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه اتومبیل رو دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).

قاضی.(اِخ ) دهی است از دهستان سملقان بخش مانه ٔ شهرستان بجنورد در 24هزارگزی جنوب باختری مانه. در جلگه واقعو هوای آن گرمسیری است. 500 تن سکنه دارد. آب آن ازچشمه و محصول آن غلات و بن شن و تریاک و پنبه و برنج و میوه جات و شغل اهالی زراعت و مالداری است. راه مالرو و دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 9).

قاضی.(اِخ ) ابراهیم. (مولا...). رجوع به قاضی چلبی شود.

قاضی. (اِخ ) ابراهیم اسنوی شافعی نحوی. صاحب بغیة گوید: وی دانشمندی است فقیه و نحوی و بسیار هوشیار که فقه را نزد بهاء قفطی و اصول را نزد شمس اصفهانی و نحو را نزد بهاء نحاس آموخت و متصدی منصب قضاء سیوط و اخیم و قوص گردید. او دارای عقیده ٔ پاک و روشی نیکو بود و چون یکی از بزرگان و متنفذان به قوص آمد و از وی خواست بخشی از اموال یتیمان و زکوة را به او دهد استنکاف ورزید و گفت این مخصوص فقراست. این باعث شد که آن مرد متنفذ چون به قاهره برگشت با قاضی بدرالدین ابن جماعةکوشیدند که وی را از قضاء برکنار سازند ولی در اینکار موفق نشدند. او پس از چندی از قضاء عزل گردید و به سال 721 هَ. ق. وفات یافت. (روضات الجنات ص 50).

قاضی. (اِخ ) ابراهیم بن عبدالرحیم یا عبدالرحمن بن محمدبن سعداﷲ یا محمدبن ابراهیم بن سعداﷲبن جماعة، ملقب به برهان الدین و معروف به ابن جماعة. رجوع به ابن جماعة ابراهیم شود.

قاضی. (اِخ ) ابراهیم کواکبی. رجوع به قاضی کواکبی شود.

قاضی. (اِخ ) اسماعیل بن اسحاق. رجوع به اسماعیل بن اسحاق شود.

قاضی. (اِخ ) ایاس بن معاویةبن مره یا قرةبن ایاس بن هلال مزنی ، مکنی به ابوواثله. در فقه و حدیث اعلم زمان خود و در خلافت عمربن عبدالعزیز به قضاوت بصره منصوب و در فطانت و فراست و هوش و ذکاوت و فصاحت بی بدل بلکه ضرب المثل اذکی من ایاس از امثال دائره ٔ بین الناس بوده و نوادر بسیاری در این باب منقول است.گویند از سه زن که هیچکدام معروفش نبود خبر داد که یکی حامل و دیگری مرضع و سومی بکر است و موافق واقع بود. و نیز جمع کثیری استهلال میکردند پس انس اظهار رؤیت نمود و هر چه سعی میکرد دیگران نمیدیدند. ایاس ملتفت شد که موی ابروی انس بر چشم او افتاده بفراست دریافت که انس آن موی را هلال می پندارد پس آن موی را از جلو چشم وی رد کرده و به انس گفت که جای هلال را بنمایاند. انس هرچه نگریست دیگر چیزی ندید و نظائر این داستان بسیار است. وی به سال 122 هَ. ق. وفات یافت. جد عالی او ایاس بن هلال از اصحاب کبار حضرت رسول (ص ) بوده است. رجوع به ابن خلکان ج 1 ص 86 و قاموس الاعلام ترکی ج 5 ص 3559 و لغات تاریخیة و جغرافیه ٔ ترکی ج 5 ص 246 و ریحانة الادب ج 3 ص 262 و ابوواثلة و ایاس شود.

قاضی. (اِخ ) حسن بن احمدبن زید. رجوع به قاضی اسطخری شود.

قاضی. (اِخ ) حسن بن عبداﷲبن مرزبان. رجوع به قاضی سیرافی حسن شود.

قاضی. (اِخ ) حسن بن علی بن امراﷲ، مکنی به ابن الحنائی. رجوع به ابن الحنائی حسن شود.

قاضی. (اِخ ) حسن بن محمدبن محمد. رجوع به قاضی چلپی حسن شود.

قاضی. (اِخ ) حسن بن منصوربن ابی القاسم. رجوع به قاضی خان حسن شود.

قاضی. (اِخ ) حسین بن محمدبن حسن. رجوع به قاضی دیاربکری شود.

قاضی. (اِخ ) حسین بن محمد مرورودی ، مکنی به ابوعلی. از مشاهیر فقهای شافعی است و در تألیفات امام الحرمین جوینی و غزالی نام او به بزرگی یاد شده است. کتابی در فقه به نام «التعلیقه » از او باقی است. وی به سال 462 هَ. ق. در مرورود وفات یافت. (از قاموس الاعلام ).

قاضی. (اِخ ) حسین بن نصر. رجوع به قاضی ابن خمیس شود.

قاضی. (اِخ ) خضربن محمدبن خضر. نسب وی به امام موسی کاظم میرسد. وی فقیهی است فاضل و دانشمند از مردم بغداد که به تدریس اشتغال ورزید، و درطول 35 سال متولی منصب قضاء در اکثر استانهای عراق گردید و آنگاه عضو مجلس تمییز شرعی عراق شد. تألیفاتی دارد. او راست : 1- شرح للوهبانیة در فقه حنفی. 2-شرح منظومه ٔ عمر وطیة در نحو. 3- مجموعه ای در ادبیات. وی به سال 1345 هَ. ق. / 1926 م. وفات یافت. (لباب الالباب صص 214- 217) (الاعلام زرکلی چ 2 ج 6 ص 354).

قاضی. (اِخ ) سهل بن احمد. رجوع به قاضی ارغیانی شود.

معنی قاضی به فارسی

قاضی
حکم کننده، رواکننده حاجت ، حاکم شرع، دادرس
( اسم ) ۱ - حکم کننده ۲ - کسی که میان مردم حکومت کند و در مورد اختلاف ونزاع فصل خصومت نماید حاکم شرع داور جمع : قضات . توضیح داوری که در همه مسایل قضایی اعم از جنایی و مدنی بر طبق احکام شریعت رای می داد . بمرور دهور حل و فصل مسایل قضایی و ارجاع آنها بمحاکم شرع محدود گردید تا سرانجام کار بجایی رسید که فقط مسایل شخصی در آنها مطرح شد و بدعاوی دیگر محاکم عرفی رسیدگی میکردند . در آیین دادرسی صدور رای این محاکم بوسیله مقرراتی که محاکم شرعی وضع کرده بودند محدود نمی شد . یا قاضی چرخ . مشتری . یا قاضی عسکر . کسی که بامور شرعی سربازان رسیدگی کند قاضی نظامیان قاضی لشکر ( صفویه قاجاریه پهلوی ) یا قاضی فلک . مشتری . یا قاضی قضات . قاضی القضاه. یا قاضی لشکر و قاضی عسکر یا تنها به قاضی رفتن . مدعی شدن در غیاب مدعی علیه . یا کلاه خود را قاضی کردن . وجدان خود را حکم قرار دادن ۳ - بر آرنده حاجت روا کننده مراد . یا قاضی حاجات . بر آورنده حاجتها خدای تعالی
سهل بن احمد .
بر آورنده نیازهای نامی است از نامهای هدای تعالی .
بر آورنده نیاز ها نامی از نامهای خدایتعالی .
شغل قاضی این احمد مردی بود که با قاضی القضاه وزارت داشت .
( اسم ) رئیس قاضیان سردادور قاضی اعظم : وی بسا کور دل که از تعلیم گشت قاضی القضاه هفت اقلیم . ( هفت پیکر ) یا قاضی القضاتی . مقام و شغل قاضی القضاه : قاضی محمد امامی .. در قاضی القضاتی خراسان متمکن شد .
یعقوب بن ابراهیم مکنی به ابو یوسف رجوع به ابو یوسف یعقوب در همین لغت نامه شود .
احمد بن عبدالغنی قرطبی رجوع باحمد بن عبدالغنی بن احمد در همین لغت نامه شود .
ولدار شد قاضی صدر الدین محمد بن قاضی قطب الدین عبدالله بود و پس از وفات قاضی قطب الدین احمد منظور نظر سلطان حسین میرزا گردید .
ولد امیر تاج الدین علی از اعاظم نقبائ روضه رضویه و به محاسن آداب و مکارم اخلاق موصوفست .
عبدالحی استر آبادی بن سید عبدالوهاب از جمله اعاظم سادات گرگان است که مدتی مدید بمنصب احتساب و قضا منصوب گشت .
احمد بن علی بن قدامه مکنی به ابوالمعالی و رجوع به احمد بن علی بن قدامه در همین لغت نامه شود .
عیاض بن موسی رجوع به قاضی عیاض شود .
یکی از خواهندگان که بلطائف الحیل گریه میکردی .
رجوع به قاضی عضد شود .
سلیمان بن خلف بن سعد مکنی به ابوالولید مالکی اندلسی فقیهی است حافظ مفسر متکلم ادیب شاعر از اکابر علمای اندلس که در فقه و حدیث و اکثر فنون دیگر وحید عصر خود بوده است .
دهی است جزئ دهستان طارم بالا بخش سردان شهرستان زنجان در ۴۴ هزار گزی شمال باختری سردان است .
ابن محمد علی مشهور به قاضی متوفی بسال ۱۳۱۲ بن محسن قاضی تبریزی طباطبائی از اکابر علمای امامیه تبریز عصر حاضر بوده و مراتب علمی را با محاسن عمل توام داشته است .
محمد بن طیب بن محمد بن جعفر بن قاسم که زادگاهش بصره و مسکنش بغداد و مذهبش اشعری است از اکابر متکلمان عهد عضد الدوله دیلمی است .
دهی جزئ دهستان راه جرد - بخش دستجرد شهرستان قم در ۲۷ هزار گزی خاور دستجرد و سر راه فرعی قم به دستجرد و در دامنه واقع و سردسیر است .
علی مکنی به ابوطالب . وی قاضی القضاه بغداد و دانشمندی صاحب نفوذ و قدرت بود .
یوسف قاضی نوصل ادیبی است فاضل و منشی که در نظم و نثر و صنعت انشائ دستی توانا داشته و از مشاهیر فضل و ادب می باشد .
محمد هروی رجوع به قاضی هروی شود

معنی قاضی در فرهنگ معین

قاضی
[ ع . ] (اِفا.) داور و حکم کننده . ،تنها به ~ رفتن کنایه از: به سخن و عقیدة مخالف توجه نکردن .
(یُ لْ) [ ع . ] (ص .) برآورندة نیازها، نامی است از نام های خدای تعالی .
( ~ . قُ) [ ع . ] (ص مر. اِمر.) رییس قاضیان ، قاضی اعظم .
(عَ کَ) [ ع . ] (اِمر.) کسی که مأمور اجرای مراسم دینی در ارتش است .

معنی قاضی در فرهنگ فارسی عمید

قاضی
۱. (فقه، حقوق) کسی که از طرف قوۀ قضائیه یا حاکم وظیفۀ رسیدگی و حل وفصل دعاوی مردم را دارد، حاکم شرع، دادرس.
۲. رواکنندۀ حاجت.
* قاضی فلک (چرخ): (نجوم) [مجاز] ستارۀ مشتری.
۱. برآورندۀ حاجت ها و نیازها.
۲. از نام ها و صفات خداوند.
۱. رئیس قضات، رئیس قاضیان، سردادور.
۲. کسی که از جانب خلیفه یا سلطان تعیین می شد و حق داشت به دعاوی مردم رسیدگی کند و برای شهرهای دیگر قاضی تعیین کند.

قاضی در دانشنامه اسلامی

قاضی
در اسلام نسبت به شرایط قاضی بسیار سخت گیری شده و این امر نشانگر اهمیتی است که اسلام برای قضاوت قائل است.
امیر مؤمنان علیه السلام در عهدنامه جاوید خود به مالک اشتر ویژگی های یک قاضی خوب را چنین بیان می فرماید:برای قضاوت در میان مردم بهترین را برگزین؛ کسی که از عهده قضاوت برآید و اصحاب دعوا نتوانند نظر خود را بر او تحمیل کنند و چون به خطای خود آگاه شود از آن بازگردد، نه آنکه بر اشتباه خود پافشاری نماید، طمع کار نباشد و در مواضع شک درنگ کند تا حقیقت برایش کشف شود، حجت و دلیل را بیش از همه فراگیرد و در کشف حقیقت از همه بردبارتر باشد و وقتی که حقیقت روشن شد از همه قاطع تر باشد. همین که موضوع را تشخیص داد در صدور حکم تأخیر نورزد و از ستایش دیگران گمراه نگردد. عده این گونه افراد اندک است.
صفات قاضی از نظر امام خمینی
امام خمینی قدس سره درباره صفات قاضی می فرماید:صفات قاضی عبارتند از: بلوغ، عقل، ایمان، عدالت، اجتهاد مطلق، مرد بودن(در حال حاضر در مورد وضعیت زنان برای امر قضا در قانون مقرّر شده است:« بانوانِ دارنده پایه قضایی واجد شرایط... می توانند در دادگاه های مدنی خاص و اداره سرپرستی صغار به عنوان مشاور خدمت نمایند و پایه قضایی خود را داشته باشند.» حلال زادگی، اعلمیت (نسبت به افراد شهر و محل خود) به احتیاط واجب و داشتن حافظه قابل اعتماد به احتیاط واجب.
شرایط قاضی طبق قانون اساسی جمهوری اسلامی
گفتنی است نخستین قانونی که بعد از حاکمیت قانون اساسی جمهوری اسلامی در خصوص شرایط قاضی تصویب شد ماده واحده و یک تبصره در اردیبهشت ۱۳۶۱ بود که به موجب آن قضات از میان مردان واجد شرایط ذیل انتخاب می شوند:۱- ایمان و عدالت و تعهد عملی نسبت به موازین اسلامی و وفاداری به نظام جمهوری اسلامی ایران.(گفتنی است که در عبارت قانون، شرط« بلوغ و عقل» به علت روشن بودن ذکر نشده است. از طرفی مفهوم« عدالت» متضمن تعهد عملی به موازین اسلامی و وفاداری به نظام هم هست و عدالت نمی تواند از این مفاهیم تفکیک شود. با وجود این، به دلیل آن که در نصب قاضی جهات ملموسی باشد که شورای عالی قضایی دچار تردید و شک نشود به آن اشاره شده است.)۲- طهارت مولد (حلال زادگی ).۳- تابعیت ایران و انجام خدمت وظیفه یا دارا بودن معافیت قانونی.۴- صحت مزاج و توانایی انجام کار و عدم اعتیاد به مواد مخدّر.۵- دارا بودن اجتهاد به تشخیص شورای عالی قضایی یا اجازه قضا از جانب شورای عالی قضایی.

...
این صفحه مدخلی از فرهنگ قرآن است
قاضی از «قضا» و قضا به معنای حکم کردن، امر نمودن، اعلام کردن، ایجاد ابداعی و فارغ شدن از کاری، الزام نمودن و حتم است و آن از اسما و صفات الهیبوده، از آیات ذیل با توجه به معانی ذکر شده قابل استفاده است:
این صفت الهی به صورت اسمی نیز در ادعیه آمده است.
فرهنگ قرآن، جلد 22، صفحه 355.
در اسلام نسبت به شرایط قاضی بسیار سخت گیری شده و این امر نشانگر اهمیتی است که اسلام برای قضاوت قائل است.
امیر مؤمنان علیه السلام در عهدنامه جاوید خود به مالک اشتر ویژگی های یک قاضی خوب را چنین بیان می فرماید:برای قضاوت در میان مردم بهترین را برگزین؛ کسی که از عهده قضاوت برآید و اصحاب دعوا نتوانند نظر خود را بر او تحمیل کنند و چون به خطای خود آگاه شود از آن بازگردد، نه آنکه بر اشتباه خود پافشاری نماید، طمع کار نباشد و در مواضع شک درنگ کند تا حقیقت برایش کشف شود، حجت و دلیل را بیش از همه فراگیرد و در کشف حقیقت از همه بردبارتر باشد و وقتی که حقیقت روشن شد از همه قاطع تر باشد. همین که موضوع را تشخیص داد در صدور حکم تأخیر نورزد و از ستایش دیگران گمراه نگردد. عده این گونه افراد اندک است.
نهج البلاغه، فیض الاسلام، نامه ۵۳، ص ۱۰۰۹- ۱۰۱۰.
امام خمینی قدس سره درباره صفات قاضی می فرماید:صفات قاضی عبارتند از: بلوغ، عقل، ایمان، عدالت، اجتهاد مطلق، مرد بودن(در حال حاضر در مورد وضعیت زنان برای امر قضا در قانون مقرّر شده است:« بانوانِ دارنده پایه قضایی واجد شرایط... می توانند در دادگاه های مدنی خاص و اداره سرپرستی صغار به عنوان مشاور خدمت نمایند و پایه قضایی خود را داشته باشند.»
حقوق اساسی در جمهوری اسلامی ایران، ج۶، ص۲۷۶.
گفتنی است نخستین قانونی که بعد از حاکمیت قانون اساسی جمهوری اسلامی در خصوص شرایط قاضی تصویب شد ماده واحده و یک تبصره در اردیبهشت ۱۳۶۱ بود که به موجب آن قضات از میان مردان واجد شرایط ذیل انتخاب می شوند:۱- ایمان و عدالت و تعهد عملی نسبت به موازین اسلامی و وفاداری به نظام جمهوری اسلامی ایران.(گفتنی است که در عبارت قانون، شرط« بلوغ و عقل» به علت روشن بودن ذکر نشده است. از طرفی مفهوم« عدالت» متضمن تعهد عملی به موازین اسلامی و وفاداری به نظام هم هست و عدالت نمی تواند از این مفاهیم تفکیک شود. با وجود این، به دلیل آن که در نصب قاضی جهات ملموسی باشد که شورای عالی قضایی دچار تردید و شک نشود به آن اشاره شده است.)۲- طهارت مولد (حلال زادگی ).۳- تابعیت ایران و انجام خدمت وظیفه یا دارا بودن معافیت قانونی.۴- صحت مزاج و توانایی انجام کار و عدم اعتیاد به مواد مخدّر.۵- دارا بودن اجتهاد به تشخیص شورای عالی قضایی یا اجازه قضا از جانب شورای عالی قضایی.
حقوق اساسی در جمهوری اسلامی ایران، ج۶، ص۲۷۶- ۲۷۷.
...
آلِ ابی جَراده، خاندانی علمی و سیاسی از سده ۱-۷ق/۷-۱۳م در عراق و حلب می باشد. یکی از شخصیت های این خاندان، ابوغانم محمد بن هبةالله می باشد.
ابوغانم محمد بن هبةالله (۴۴۶-۵۱۸ق/۱۰۵۴-۱۱۲۴م)، قاضی، فقیه و محدّث. از پدر و دیگر عالمان دانش آموخت پس از مرگ پدر (۴۸۸ق/۱۰۹۵م) در حکومت تاج الدین دبیس عهده دار مقام قضاوت و امامت جمعه در مسجد جامع شهر حلب گردید. هنگامی که حاکمانِ مصری، حلب را از زیر سلطه خلفای عباسی بیرون آوردند و ملک رضوان را عزل کردند، ابوغانم نیز برکنار شد و در ۴۹۰ق/۱۰۹۷م قاضی زوزنیِ ایرانی به جای وی به قضاوت گمارده شد، اما پس از چندی ملک رضوان قدرت را به دست گرفت و خطبه به نام خلیفه بغداد خواند و بار دیگر ابوغانم را به مقام قضاوت بازگرداند. در ۴۹۶ق/۱۱۰۳م به فرمان خلیفه المستظهر بالله عباسی از سوی علی بن دامغانی قاضیِ بغداد نیز به قضاوت و دیگر کارهای شرعی گماشته شد. او در حالی که شهر حلب در محاصره صلیبیان بود درگذشت.
یاقوت حموی، ابوعبدالله، معجم الادباء، ج۵، ص۲۰۶۹، به کوشش مارگلیوث، لیدن، ۱۹۱۳م.    
 ۱. ↑ یاقوت حموی، ابوعبدالله، معجم الادباء، ج۵، ص۲۰۶۹، به کوشش مارگلیوث، لیدن، ۱۹۱۳م.    
دانشنامه بزرگ اسلامی، مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی، برگرفته از مقاله «آل ابی جراده»، ج۱، ص ۳۵۰.    
...
یعقوب بن ابراهیم بن حبیب بن خنسیس بن سعد بن بجیر، معروف به ابویوسف، قاضی نامدار و از بنیانگذاران فقه حنفی و اولین فقیهی است که رساله ای جامع پیرامون سیاست اقتصادی به رشته تحریر درآورد.
ابویوسف در سال ۱۱۳ هجری قمری در کوفه و در دوران خلافت هشام بن عبدالملک به دنیا آمد. نقل است که وی در خردسالی پدرش را از دست داد و تنگدستی باعث شد که ابویوسف به گازری (رختشویی) بپردازد. اما با وجود گذران سخت زندگی از هر فرصتی برای دانش آموزی استفاده می کرد. ابویوسف از محضر بسیاری از فقهای نامدار وقت، کسب علم کرد و در جوانی به خدمت ابوحنیفه پیوست و نوزده سال در خدمت وی بود و سرانجام به فقه رای گرای ابوحنیفه گروید و نخستین مروّج اندیشه های ابوحنیفه شد. او همچنین اخبار، انساب، ایام عرب و مغازی را خوب می دانست، حافظ حدیث بود و در بیشتر زمینه ها از جمله ادب قاضی، بیع، حدود، خراج، زکات، صید، ذباحه، فرایض، وصایا، وکالت و مانند آنها کتاب نوشت. وی در سال ۱۶۶ هجری (۷۸۲م) و در زمان خلیفه عباسی مهدی (۱۵۸-۱۶۹ه. ق/۷۷۵-۷۸۵م) به منصب قضاوت رسید و از سال ۱۶۶ تا زمان مرگش به مدت ۱۶ سال در زمان خلافت هادی عباسی (۱۶۹-۱۷۰ه. ق/۷۸۵-۷۸۶م) و هارون الرشید (۱۷۰- ۱۹۳ه. ق: ۷۸۶-۸۰۹م) در این منصب باقی ماند و قاضی القضات بغداد نام گرفت. وی اولین کسی بود که این لقب را یافت. به همین علت به «ابویوسف قاضی» و «قاضی القضات» مشهور شد. وی سرانجام در سال ۱۸۲ هجری قمری در بغداد درگذشت و قبر وی در کاظمین در قسمت جنوب شرقی صحن شریف کاظمیه است.
نقش ابویوسف در اقتصاد
ابویوسف، دیدگاه های خاصی در مورد مسائل مالی دولت داشت. وی ضوابط معینی را پیشنهاد داد که جلوتر از اصول پیشنهادی ۱۰۰۰ سال بعد آدام اسمیت (۱۷۷۶) به عنوان چهار معیار مالیات ستانی (یعنی عدالت، قطعیت، آسانی وصول و کارآیی اقتصادی) بود. در نتیجه این اصول و کاهش دادن بار مالی مالیات ها بر مالیات دهندگان، ابویوسف پیشنهاد اصل توانایی پرداخت و آسانی را با ملاحظه زمان، مکان و شیوه پرداخت این مالیات ها داد. به علاوه، برای کاهش احتمال فساد در جمع آوری مالیات ها، ابویوسف پیشنهاد مدیریت متمرکز مالیاتی و استفاده از کارکنان حقوق بگیر تحت نظارت اکید را به عنوان ماموران وصول مالیات داد. ابویوسف همچنین بینشی عمیق درباره مسائلی مثل توزیع درآمدهای مالیاتی، مسئولیت های دولت در رابطه با رفاه اجتماعی، کمک به توسعه اقتصادی و ساختن زیرساخت های اقتصادی-اجتماعی و کارهای عمومی از قبیل جاده، پل و کانال هایی جهت حمل و نقل یا آبیاری داشت. او همچنین درباره انواع مختلف مالیات ها شامل مالیات معین بر کالاها، مالیات بر ارث، عوارض وارداتی و مسائل مرتبط با عرضه آب، شیلات، جنگل و زمین های مرتع نظریاتی ارائه داد.
کتاب الخراج
بعد از فتوحات بلاد اسلامی، هارون الرشید حاکم وقت برای از بین بردن بی عدالتی و تامین عدالت برای هر شهروند به فکر تنظیم و تدوین فقه اسلامی نمود. اولین تلاش برای این کار توسط عبدالله بن مقفّع (۱۴۲ه. ق) انجام شد؛ اما این تلاش وی با موفقیت چندانی همراه نبود؛ چراکه تلاش وی از یک سو منحصر در شکایات قانونی و اختلافات بین مردم بوده و قوانین و مقررات به خوبی بیان نشده بود و از سوی دیگر، تلاش وی به میزان قابل توجهی تحت تاثیر افکار حنفی بوده و بیشتر به افکار آنان پرداخته است؛ نه وظایف حاکم و محکوم. بعد از آن هارون الرشید از ابویوسف خواست تا کتاب جامع حقوقی درباره وظایف دولت و مردم نوشته شود؛ تا در تنظیم امور مالیه ی دولت اسلامی مبنای کار حکومت عباسیان قرار گیرد. ابویوسف در مقدمه کتاب خود می نویسد: «امیرالمؤمنین (هارون الرشید) از من خواست، کتابی جامع برایش تدوین کنیم تا در جمع آوری خراج، مالیات (عُشر)، صدقات و جلائی (پرداختی کسانی که جلای وطن کرده و در سرزمین دیگری ساکن شده اند) و امور دیگر، به آن عمل گردد.» او در ۱۷ سال پایانی عمر خود که دقیقا با دوران منصب قضاوت وی همراه بوده است، کتاب مشهور «الخراج» را به رشته تحریر درآورد. این کتاب در ابتدا نامه هایی بود که ابویوسف برای هارون الرشید نوشته بود. این نامه ها بعدها به نام کتاب «الخراج» مشهور شد؛ زیرا مسئله اصلی مورد اشاره در این نامه، روابط کشاورزی و وضع مالیات است. به اعتقاد برخی صاحب نظران، نخستین تحقیق مستقل و جامع در حوزه ی اقتصاد در جهان اسلام، کتاب «الخراج» است. این کتاب در حقیقت منعکس کننده تصویر واقعی از اعتقادات و اندیشه های ابویوسف است؛ که شامل مباحثی مانند نظام مالیات کشاورزی و بررسی فعالیت های خلاف قانون پرداخت کنندگان مالیات بود؛ فعالیت هایی که در آن زمان رواج داشت. اگرچه سهم وی در بخش مالیه عمومی و وظایف اقتصادی دولت است، اما مباحث دیگری مانند کنترل قیمت ها را نیز مطرح کرده و این مباحث به او اجازه داد تا چگونگی تعیین قیمت ها و آثار مالیات های مختلف را بررسی نمایند. به عبارت دیگر این کتاب، تنها اختصاص به خراج ندارد و تقریبا تمام ابواب و مسائل مالی مورد احتیاج در آن مورد بحث قرار گرفته است. لازم به ذکر است که کتاب وی بیشتر دارای ماهیت فقهی است؛ چراکه مباحث خود را با استناد به قرآن کریم و احادیث پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله وسلّم) مطرح ساخته است. وی در این کتاب، همچنین از بعضی از علما و شیوخ کوفه، شیوخ اهل مدینه و همچنین از مالک و دیگر علما و مخصوصا ابوحنیفه روایاتی را ذکر می کند. بعد از مرگ او، کتابش به عنوان مرجعی برای مکتب حنفی درآمد.
مقایسه الخراج با دیگر کتب
...
در اسلام تقنین ، الهی است و قوانین اسلامی از طرف ذات باری تعالی به پیامبر وحی می شود و پیامبر حامل وحی و ابلاغ کنندۀ احکام خداوندی است که: «ما ینطق عن الهوی، ان هو الا وحی یوحی».
دو قوه دیگر یعنی قوه قضائیه و اجرائیه در پیغمبر متمرکز است و قضات به نمایندگی پیغمبر تعیین می شوند. پس از رحلت پیامبر و در زمان خلفا نیز وضع چنین بود ولی تعیین قاضی از طرف خلیفه به مفهوم اطاعت او از دستورات خلفا نبود چون قاضی برای قضاوت ملاکهای مشخصی داشت و هیچ کس حق نداشت که در حکم قاضی دخالت کند یا از او بخواهد که چگونه حکم صادر کند، حتی خلیفه نیز این حق را به خود نمی داد که از قاضی بخواهد چه حکمی صادر کند یا در حکم او تصرف نماید.
محکوم شدن خلیفه در دعاوی شخصی
بسیار اتفاق می افتد که قاضی علی رغم تمایلات خلیفه حکم صادر می کرد، یا خلیفه را در دعاوی شخصی محکوم می نمود.
← ماجرای امام علی و عرب مسیحی
از این نمونه ها در تاریخ قضای اسلامی فراوان است و همه حکایت از استقلال قضات در برابر زورمندان حتی خلفا دارد و از اینجا روشن می شود که چرا اسلام به دانش و تقوی و عدالت قضات این همه تاکید می نماید؛ چون تنها فقاهت و ایمان و عدالت می تواند قضاتی بپروراند که نه تنها در اجرای عدل و احقاق حق در قبال زورمندان پایداری کنند، بلکه چنان چهرۀ تابناکی از عدالت اسلامی ارائه دهند که پس از گذشت قرنها هنوز بر تارک تاریخ تمدن بشر بدرخشند.
← قضاوت عادلانه
...



قاضی در دانشنامه ویکی پدیا

قاضی
قاضی یا دادرس کسی یا شخصی است که به تنهایی یا به عنوان عضوی از هیئت قضات، مدیریت یا ریاست دادگاه را بر عهده دارد و به قضاوت می پردازد و مسئولیت صدور حکم با وی است.
عکس قاضی
قاضی به معنی کسی است که به قضاوت می پردازد و می تواند به موارد زیر نیز اشاره کند:
محمد قاضی (مترجم) از مترجمان برجسته ایران
محمد قاضی (نگارگر) از نقاشان و تندیس گران ایرانی
محمد قاضی (بازیکن فوتبال) بازیکن فوتبال اهل ایران
قاضی محمد
سید محمدعلی قاضی طباطبایی، امام جمعه تبریز
سید علی قاضی، معروف به علامه قاضی
مهدی قاضی، روحانی ایرانی و رئیس دانشگاه قم
قاضی (شهر)، در خراسان شمالی
بخش قلعه قاضی، از توابع شهرستان بندر عباس
مسجد قاضی
قاضی (بجنورد)، روستایی از توابع بخش گرمخان شهرستان بجنورد در استان خراسان شمالی ایران است.
این روستا در دهستان گیفان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۵۰ نفر (۵۶خانوار) بوده است.
قاضی در شریعت اسلام کسی است که طبق احکام اسلامی قضاوت می کند و از سوی حاکم کشور اسلامی تعیین شده است. حوزهٔ قضایی قاضی به طور سنتی کل مسایل حقوقی مسلمانان را در بر می گیرد. قضاوت قاضی باید مبتنی بر اجماع قاطع علمای مسلمان باشد. منشا نهاد قاضی، حکم، میانجیگر قدیمی اعراب، است
ابن بطوطه
احکام اسلام
مختصات: ۳۷°۲۹′۴۱″ شمالی ۵۶°۴۴′۵۳″ شرقی / ۳۷.۴۹۴۸۳۶° شمالی ۵۶.۷۴۷۹۵° شرقی / 37.494836; 56.74795 قاضی یکی از شهرهای استان استان خراسان شمالی است. این شهر در بخش سملقان شهرستان مانه و سملقان قرار گرفته است و در سال ۱۳۸۵، تعداد ۲۵۹۲ نفر جمعیت داشته است.
قاضی (سوئدی: Domaren) فیلمی به کارگردانی آلف خوباریا است که در سال ۱۹۶۰ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به اینگرید تولین و گئورگ ارلین اشاره کرد.
«قاضی» (فرانسوی: le juge) فیلمی در ژانر جنایی است که در سال ۱۹۸۴ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به ژاک پرن، ریشار بورینژه، آندریا فریول، و مایکل لنسدال اشاره کرد.
قاضی (به هندی: Dharm Adhikari) یا مأمور مذهبی فیلمی محصول سال ۱۹۸۶ و به کارگردانی کی. راغوان رائو است. در این فیلم بازیگرانی همچون دیلیپ کومار، روهینی هاتانگادی، جیتندرا، سری دوی، پران، قادرخان، شاکتی کاپور، آسرانی ایفای نقش کرده اند.
۱۱ آوریل ۱۹۸۶ (۱۹۸۶-04-۱۱)
قاضی (به انگلیسی: The Judge) فیلم آمریکایی، در سبک درام-کمدی است که توسط دیوید دابکین کارگردانی شد و در اکتبر ۲۰۱۴ منتشر شد.
رابرت داونی جونیور
رابرت دووال
ویرا فارمیگا
وینسنت دن آفریو
بیلی باب تورنتون
دکس شپارد
در این فیلم بازیگرانی همچون رابرت داونی جونیور، رابرت دووال، ویرا فارمیگا، وینسنت دن آفریو و دکس شپارد به ایفای نقش پرداخته اند.
وکیلی بسیار موفق برای خاکسپاری مادرش به شهرش برمی گردد. وی در پی کشف این این موضوع است که پدرش، قاضی شهر، متهم به انجام قتلی می شود وی با یکی از دوستان قدیمی اش نیز دیدار می کند و …
مختصات: ۳۷°۲۹′۴۱″شمالی ۵۶°۴۴′۵۳″شرقی / ۳۷٫۴۹۴۸۳۶°شمالی ۵۶٫۷۴۷۹۵°شرقی / 37.494836; 56.74795 قاضی یکی از شهرهای استان استان خراسان شمالی است. این شهر در بخش سملقان شهرستان مانه و سملقان قرار گرفته است و در سال ۱۳۸۵، تعداد ۲۵۹۲ نفر جمعیت داشته است. در منابع قدیمی منطقه قاضی به صورت ” غازی ” نوشته شده است که معنی لغوی آن جنگجو یا مکان جنگجویان تعبیر می شود. خواجه رشیدالدین فضل الله همدانی در صفحه ۲۰ کتاب تاریخ مبارک غازانی مینوسد: امیر نوروز از سرداران غازان خان در سال ۶۹۱ ه. ق در سملقان (قاضی کنونی) اردو زد و برآن شد تا با نوروزخان از مخالفان غازان خان که بخشی از خراسان شمالی را در اختیار داشت بجنگد.
قاضی آباد ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
قاضی آباد (ازنا)
قاضی آباد (اندیکا)
قاضی آباد (بوانات)
قاضی آباد (دورود)
قاضی آباد (رامهرمز)
قاضی آباد (زاهدان)
قاضی آباد (زنجان)
قاضی آباد (لواسان)
قاضی آباد (مهاباد)
قاضی آباد (نیشابور)
مختصات: ۳۵°۳۴′۲۰″شمالی ۵۳°۲۳′۴۶″شرقی / ۳۵٫۵۷۲۲۶۹°شمالی ۵۳٫۳۹۶۰۴۹°شرقی / 35.572269; 53.396049
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
آب انبار قاضی (کدیور) مربوط به دوره قاجار است و در سمنان، ابتدای محله کدیور واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۵ خرداد ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۵۸۳۹ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
مختصات: ۲۹°۲۰′۵۹″ شمالی ۵۶°۲۴′۵۶″ شرقی / ۲۹٫۳۴۹۷۲°شمالی ۵۶٫۴۱۵۵۶°شرقی / 29.34972; 56.41556
آسیاب قاضی (بافت)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان بافت در استان کرمان ایران است.
این روستا در دهستان فتح آباد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱۳۴ نفر (۳۴خانوار) بوده است.
احمد قاضی (۷ تیر ۱۳۱۵، قاضی آباد، شهرستان مهاباد – ۱۷ خرداد ۱۳۹۴) نویسنده، مترجم، روزنامه نگار، زبان شناس و سخنور نامور کرد است. ایشان کتاب های گوناگونی را از فارسی و انگلیسی به کردی ترجمه کرد. از احمد قاضی به فارسی هم آثاری منتشر شده است که در آن میان «خلاصه تاریخ کردستان» جایگاه ویژه ای دارد.
دوقلوهای عجیب (مارک توین)
دن کیشوت (معروف به مادر رمان های جهان اثر سروانتس)
گیل گمش
موش و گربه عبید زاکانی
مسئلهٔ کرد در برابر ترکیه
احمد قاضی سال ۱۳۱۵ در قاضی آباد شهرستان مهاباد به دنیا آمد و در سال ۱۳۳۷ از دانشگاه تهران موفق به اخذ مدرک لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی شد. در سال های دهه ۱۳۴۰ به اتهام همکاری با حزب دموکرات کردستان به هشت سال زندان محکوم شد که پس از تحمل چهار سال زندان آزاد گشت. احمد قاضی اولین اثر خود که ترجمهٔ رمان «شب بی پایان» بود را در زندان منتشر کرد.
پس از فوت ماموستا هیمن مسئولیت سردبیری مجله ادبی فرهنگی سروه به مدت بیست سال بر دوش ایشان بود. احمد قاضی ۱۷ خرداد ۱۳۹۴ به علت بیماری سرطان در شهر تهران درگذشت و در محل مقبرةالشعرا شهر مهاباد با حضور هزاران نفر از علاقه مندان فرهنگ و هنر و ادب کردستان تشییع و به خاک سپرده شد. از ایشان بیش از ۲۰ کتاب شامل ترجمه، تألیف، تصحیح و گردآوری و حدود ۲۰۰ مقاله در مجله ها و روزنامه های مختلف به یادگار باقی مانده است.
ترجمه ها به کردی:
اس قاضی، روستایی از توابع بخش جزینک شهرستان زهک در استان سیستان و بلوچستان ایران است.
این روستا در دهستان جزینک قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۹۵ نفر (۹۶خانوار) بوده است.
امامزاده حسن قاضی، روستایی از توابع بخش ماهورمیلانی شهرستان ممسنی در استان فارس ایران است.
این روستا در دهستان میشان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن زیر سه خانوار بوده است.
امامزاده قاضی مربوط به سده های میانی و متاخر دوران پس از اسلام است و در شهرستان طالقان، روستای حسن جون سیدآباد واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۲ بهمن ۱۳۸۱ با شمارهٔ ثبت ۷۲۴۴ به عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.
آثار ملی ایران
سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری
باتال قاضی (به ترکی استانبولی: Battalgazi) شهری است در کشور ترکیه که در استان ملطیه واقع شده است. جمعیت این شهر بر اساس سرشماری سال ۲۰۰۸ میلادی ۱۶٬۷۹۲ نفر و بر اساس برآوردهای سال ۲۰۰۹ میلادی ۱۷٬۷۳۷ نفر می باشد.
فهرست شهرهای ترکیه
بخش قلعه قاضی بخشی از توابع شهرستان بندرعباس در استان هرمزگان واقع در جنوب ایران است.
فهرست بخش های ایران
استان هرمزگان
شهرستان بندرعباس
جمعیت آن طبق سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵، برابر با ۱۶۹۵۴ نفر بوده است .
مختصات: ۳۲°۲۰′۲۱٫۷″ شمالی ۵۱°۵۴′۱۷٫۶۷″ شرقی / ۳۲٫۳۳۹۳۶۱°شمالی ۵۱٫۹۰۴۹۰۸۳°شرقی / 32.339361; 51.9049083
کوه کلاه قاضی
پارک ملّی کلاه قاضی، یک پارک ملی در استان اصفهان است و مساحت آن در حدود ۴۷۱۴۲ هکتار است. این پارک از تنوع پوشش گیاهی و زیست جانوری برخوردار است. در داخل پارک ملی و پناهگاه حیات وحش کلاه قاضی هیچگونه سکونتگاه انسانی وجود ندارد امّا فاصلهٔ بسیار کمی با محدوده های شهری و روستایی دارد. این پارک شامل رشته کوه کلاه قاضی و کوه شیدان است.
این منطقه شکارگاه سلطنتی از زمان صفویه و بعد از آن به خصوص در زمان قاجاریه و حکومت ظل السلطان بر اصفهان بوده که در سال ۱۳۴۶ از سوی شورای عالی شکاربانی و نظارت بر صید محدوده فعلی کلاه قاضی تا کوه صفه در جنوب غرب اصفهان به عنوان منطقه قرق اعلام شد. در سال ۱۳۴۸ منطقه به دو قسمت پارک وحش و منطقه حفاظت شده تقسیم شد. در ۱۳۵۴ سطح حفاظتی قسمت پارک حیات وحش به پناهگاه حیات وحش تنزل پیدا کرد. در سال ۱۳۶۹ قسمت حفاظت شده به عنوان منطقه آزاد اعلام شد. در سال ۱۳۷۴، ۴۷۱۸۴ هکتار به پارک ملی و ۳۲۲۷ هکتار باقی ماندن به عنوان پناهگاه حیات وحش طی مصوبه شورای عالی حفاظت محیط زیست ارتقاء پیدا کرد. سرانجام طی مصوبه شماره ۲۹۴ شورای عالی محیط زیست مورخ ۱۲ بهمن ۱۳۷۶ به عنوان پارک ملی معرفی گردید.
پارک ملی کلاه قاضی به موجب شرایط خاص از دیرباز زیستگاه وحوش بوده و دارای قدمت تاریخی زیادی است. چنانکه در تاریخ آمده است از زمان شاه عباس صفوی و بعد از آن به خصوص در دوره قاجاریه این کوه ها از شکارگاه های مخصوص این سلاطین محسوب می شده است. در اواخر قرن نوزدهم ظل السلطان پسر ارشد ناصرالدین شاه که سال های متمادی حاکم اصفهان بوده در کتاب خود از کلاه قاضی و شاهکوه به عنوان شکارگاه های غنی و زیبا یاد کرده است.
پناهگاه حیات وحش کلاه قاضی یک پناهگاه حیات وحش در استان اصفهان است که در سال ۱۳۷۴ به تصویب شورای عالی حفاظت محیط زیست قرار گرفت. این پناهگاه همجوار پارک ملی کلاه قاضی قرار دارد. در تاریخ ۱۴ اردیبهشت ۸۴ طی مصوبه جدید ۲۶۹ سازمان محیط زیست مساحت آن ۳۵۷۴ هکتار برآورد شده است.
پارک ملی کلاه قاضی وبگاه کویرها و بیابان های ایران


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با قاضی

قاضی در جدول کلمات

قاضی
داور
قاضی میدان
داور
قاضی ورزشی
داور
قاضی اموات هندوها
یاما
قاضی اموات•••
یاما
قاضی بزرگ
ارکادون
قاضی مسابقات
داور
قاضی میدان ورزشی
داور
قاضی و محاسب
دیان
داستانی از قاضی سعید
دشمن پنجم

معنی قاضی به انگلیسی

judge (اسم)
قاضی ، کارشناس ، دادرس
arbiter (اسم)
داور ، حکم ، قاضی ، مصدق ، منصف
magistracy (اسم)
قاضی ، ریاست کلانتری یا دادگاه بخش
praetor (اسم)
قاضی ، افسر ، پراتور ، قاضی یا افسر مادون کنسول
bencher (اسم)
قاضی ، کسی که بر مسند قضاوت می نشیند
praetorian (اسم)
قاضی ، افسر

معنی کلمه قاضی به عربی

قاضی
قاضي , محکم
قسيس
محصل الديون
دائرة

قاضی را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

علی محمدی ١٣:١٨ - ١٣٩٨/٠١/٢٩
قاضی دادگاه = دادوَر
|

مهدی گل ٠٦:٠٥ - ١٣٩٨/٠٣/١٣
برآورنده.مشکل گشا
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

نگار > lagophthalmos
محدثه فرومدی > qualify
سالین > هنبانه بورینه
محمد رومزی > discriminant validity
منصوره > do your bit
یونس > نام قدیم سنندج
حمید > مراسم بزرگداشت
محدثه فرومدی > international

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• سید علی قاضی طباطبایی   • آیت الله قاضی کرامات   • سید علی قاضی و امام زمان   • معنی قاضی   • کرامات سید علی قاضی   • قاضی دادگاه   • شغل قاضی   • آیت الله قاضی طباطبایی اولین شهید محراب   • مفهوم قاضی   • تعریف قاضی   • معرفی قاضی   • قاضی چیست   • قاضی یعنی چی   • قاضی یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قاضی
کلمه : قاضی
اشتباه تایپی : rhqd
آوا : qAzi
نقش : اسم
عکس قاضی : در گوگل


آیا معنی قاضی مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )