انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1002 100 1

قاعده لطف

قاعده لطف در دانشنامه اسلامی

قاعده لطف
یکی از اصول و قواعد مهم در کلام عدلیه، قاعده لطف است که پس از قاعده حسن و قبح عقلی مهمترین قاعده کلامی به شمار می رود. متکلمان عدلیه بسیاری از آموزه ها و عقاید دینی را براساس آن اثبات کرده اند. وجوب تکالیف دینی، لزوم بعثت پیامبران،و وجوب عصمت انبیا، وعده و وعیدهای الهی، حسن آلام ابتدایی و وجوب امامت از جمله مسائلی است که بر این قاعده استوار گردیده اند.
اکثریت قریب به اتفاق متکلمان عدلیه طرفدار قاعده لطف بوده اند. از متکلمان معروف امامیه در این باره رأی مخالفی نقل نشده است. ولی از متکلمان معتزله از بشر بن معتمر (متوفای ۲۱۰هـ) جعفر بن حرب (متوفای ۲۳۶هـ) به عنوان منکر قاعده لطف یاد شده است. اگر چه گفته شده است که، آن دو نیز از رأی خود بازگشته و آن را پذیرفته اند. متکلمان اشعری ـ که منکر اصل حسن وقبح عقلی اند ـ قاعده لطف را نیز مردود دانسته اند.از قرائن و شواهد گوناگون به دست می آید که این قاعده، هم چون قاعده حسن و قبح عقلی، از نخستین مسائل کلامی است که مورد توجه متکلمان عدلیه قرار گرفته است. شهرستانی، آن جا که عقاید عمومی معتزله را یادآور شده است از قاعده لطف و قاعده اصلح یاد کرده است، و نیز گفته است، آنان اتفاق دارند در این که تکلیف مقتضا ی لطف الهی است. به نقل شیخ طوسی در کتاب «الفهرست» از کتاب «الالطاف» به عنوان یکی از کتاب های هشام بن حکم (متوفای ۱۷۹ یا ۱۹۹هـ) نام برده است.
تعریف و اقسام لطف
برای لطف شرایطی ذکر کرده اند که عبارت اند از:۱. در توانایی مکلف بر انجام تکلیف نقش نداشته باشد. یعنی قدرت بر انجام تکلیف لطف به شمار نمی آید، زیرا لطف متفرع بر تکلیف است، و قدرت از شرایط تکلیف است، پس تا قدرت نباشد، تکلیف نیست، و تا تکلیف نباشد، لطف معنا ندارد.۲. به الجاء و اجبار مکلف منتهی نگردد؛ زیرا، لطف متفرع بر تکلیف است، و بدون اختیار تکلیفی در بین نیست، عبارت ذیل بیانگر دو شرط مزبور است.«و لم یکن له حظ فی التمکین و لم یبلغ حد الإلجاء».این دو شرط در اکثر عبارات متکلمان ذکر شده است. ۳. میان لطف و تکلیف مناسبت وجود داشته باشد، زیرا لطف نقش فراخوانی و داعی گری دارد، و داعی بودن فعلی در مورد تکلیف در گرو آن است که با آن مناسبت داشته باشد، و با آن بی ارتباط نباشد.۴. مکلف از لطف آگاه باشد، زیرا در صورت ناآگاهی از آن، برای او نقش داعویت نخواهد داشت. البته در این باره علم اجمالی هم کافی است. مانند این که بداند برخی از مصائب و ناملایماتی که بر وی وارد شده، به خاطر این بوده است که وی به خداوند توجه نموده و از گناه بپرهیزد.
دلایل وجوب لطف
...
قاعده لطف
قاعده لطف، قاعده ای در علم کلام است که بیشتر متکلمان معتزله و شیعه (امامیه) بر خلاف متکلمان اشاعره آن را پذیرفته اند. لطف به معنای کاری است از سوی خدا که بر اثر آن مکلف به طاعت نزدیک و از معصیت دور می شود بدون آنکه اختیار از او سلب شود. متکلمان امامیه از این قاعده در اثبات بسیاری از عقاید خود مانند وجوب تکلیف، وجوب بعثت، وجوب امامت و... بهره برده اند.
لطف در لغت به معنای نرمی در کار و کردار، رفق، مدارا، خوش رفتاری و نیکوکاری است. و در اصطلاح کلامی به معنای کاری است از جانب خدا که به وسیله آن مکلف به طاعت نزدیک و از معصیت دور شود. لطف به حد اجبار نمی رسد و ایجاد امکان برای کار نیز لطف نامیده نمی شود. به همین دلیل ابزار انجام کار، لطف نامیده نمی شود.
برای اثبات این قاعده چنین استدلال می کنند که اگر لطف بر خدا واجب نباشد، نقض غرض پیش می آید. بنابراین به مقتضای حکمت لطف بر خدا واجب است.در کتاب کشف المراد این استدلال چنین آمده است:
قاعده لطف، لزوم ایجاد موجبات نزدیکی عبد به طاعت و دوری او از گناه، توسط خداوند است.
یکی از قواعد متداول میان متکلمان امامی، قاعده وجوب لطف بر خدا است. این قاعده، از این مطلب حکایت می کند که انجام هر آن چه را که سبب تقرب و نزدیک شدن بنده به طاعت و عبادت، و دوری وی از معصیت می گردد بر خداوند واجب است ولی نباید این لطف به حدی برسد که موجب اِلجاء، اجبار و اضطرار گردد مانند: ارسال رسل، انزال کتب، جعل ثواب و عقاب، وعد و وعید و...در علم اصول گاهی از این قاعده استفاده شده است، هم چون اجماع لطفی که حجیت آن از راه لطف اثبات گردیده است.
منظور از قاعده لطف نزد متکلمان
بعضی از معاصرین گفته اند: منظور از قاعده لطف نزد متکلمان، چیزی است که حقوق دانان آن را «ضمانت اجرا» نام گذاری کرده اند، مانند: حبس و جریمه؛ یعنی قانون گذار در جامعه، قوانینی وضع نموده و برای آن که به خوبی اجرا شود، در کنار آنها حبس و جریمه قرار داده که این در حقیقت، لطف است. خداوند متعال هم بعد از وضع قوانین، برای آن که مکلفان واجبات را انجام دهند و از محرمات پرهیز کنند، کیفرهایی مقرر نموده است، که در حق بندگان لطف می باشد.برای وجوب لطف، معانی دیگری بیان شده است، مانند: مصالح و مفاسد؛ یعنی بر خداوند واجب است هر چیزی را که در واقع دارای مصلحت و مفسده است، بیان کند.
انکار قاعده توسط برخی از محققان
برخی از محققان، قاعده لطف را انکار نموده و گفته اند: عده زیادی وجود دارند که لطف درباره آنها اجرا نشده است، مانند: اهل بادیه و کوه نشینان که جاهل قاصرند.
کشف رأی معصوم (علیه السلام) به واسطه اتفاق آرای فقهای یک عصر، به ضمیمه قاعده لطف را طریق قاعده لطف گویند.
طریق لطف، یکی از طرق کاشفیت اجماع بوده و به این معنا که هرگاه علمای عصری بر حکمی اتفاق نظر داشته باشند هر چند امام (علیه السلام) در میان آنان نباشد لازم است این اتفاق حجت باشد، چون براساس قاعده لطف، قول امام (علیه السلام) با چنین اجماعی ملازم است، زیرا اگر اجماع کنندگان راه خطا رفته باشند، از نظر عقلی بر امام (علیه السلام) (که حافظ احکام الهی به شمار می آید) واجب است به هر شکلی که شده اگر چه با اختلاف انداختن در میان علما آنان را به خطای خود متوجه نموده و اجماع را از میان ببرد و در نتیجه، مردم را از گمراهی نجات دهد.
ویژگی های طریق قاعده لطف
ویژگی های این شیوه عبارت است از:۱. به زمان معصوم (علیه السلام) اختصاص ندارد و در هر عصری قابل تحقق و استدلال است؛۲. مخالفت اقلیت شناخته شده یا ناشناخته، به حال این اجماع مضر نیست، به شرط این که:أ) یقین داشته باشد که امام (علیه السلام) در میان این اقلیت وجود ندارد؛ب) دلیل قاطعی بر صحت فتوای این گروه اقلیت وجود نداشته باشد، وگرنه مخالفت آنان، به اجماع ضرر خواهد زد.۳. در این روش، وجود عالمان ناشناخته شرط نیست، بلکه اگر تمام علمای عصر هم شناخته شده باشند، این قاعده جاری می باشد؛۴. اگر آیه، خبر متواتر یا خبر واحدی همراه با قرائن قطعی مخالف این اجماع باشد، این اجماع اثری نداشته و از رأی معصوم (علیه السلام) کشف نمی کند.
علمای بیان کننده طریق قاعده لطف
این طریق را مرحوم «شیخ طوسی» ابتدا در علم کلام و سپس در علم اصول فقه در کتاب «عدة الاصول» مطرح نموده و سپس برخی هم چون مرحوم «فخرالدین» فرزند «علامه» و «محقق ثانی» و «شهید اول» از این روش پیروی نموده اند.
عناوین مرتبط
...

ارتباط محتوایی با قاعده لطف

قاعده لطف را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی قاعده لطف



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی قاعده لطف   • مفهوم قاعده لطف   • تعریف قاعده لطف   • معرفی قاعده لطف   • قاعده لطف چیست   • قاعده لطف یعنی چی   • قاعده لطف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قاعده لطف
کلمه : قاعده لطف
اشتباه تایپی : rhuni gxt
عکس قاعده لطف : در گوگل


آیا معنی قاعده لطف مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )