انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1068 100 1

قبول

/qabul/

مترادف قبول: اجابت، استجابت، باور، پذیرش، پسند، تایید، تراضی، تصدیق، تصویب، تقبل، توافق، رضا، رضامندی، رضایت، صوابدید

متضاد قبول: رد

برابر پارسی: پذیرش، باور، پذیرا، پذیرفتن، پذیرفته شده

معنی قبول در لغت نامه دهخدا

قبول. [ ق َ ] (ع مص ) پذیرفتن. || دلو را از ساقی گرفتن. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || (اِمص ) پذیرائی. (منتهی الارب ). || (اِ) مام ناف. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || باد صبا از آن جهت که ضد دبور است. یا آن که مقابل در کعبه شرفهااﷲ میوزد. یا آن که مقبول طبایع و نفوس است. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || (ص ) در فارسی اکثر به معنی مقبول آید و با لفظ افتادن و کردن استعمال نمایند. (آنندراج ) :
ای کز کمال حسن تو حیران شده عقول
در سینه ها عزیزی و در دیده ها قبول.
میرحسن دهلوی (از آنندراج ).
نیست غیر از ناقبولی سازگار راستان
میخورم خون همچو تیر از دل پسندیهای خویش.
ملا مفیدبلخی (از آنندراج ).
|| زیبا. خوب. || (اِمص ) خوبی. (منتهی الارب ). || جمال. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || (اِ) هیأت و لباس.(منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء).

قبول. [ ق ُ ] (ع اِمص ) خوبی. || جمال. || (اِ) هیأت و لباس. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || (مص ) وزیدن باد صبا. (آنندراج ). || پیش آمدن. (آنندراج ).

معنی قبول به فارسی

قبول
( مصدر ) پیش آمدن .
پذیرفتن دلو را از ساقی گرفتن پذیرائی .
( مصدر ) قبول افتادن پذیرفته شدن مقبول واقع شدن .
( مصدرل ) قبول آمدن .
۱ - پذیرفته شدن مورد قبول قرار گرفتن ۲ - از عهده امتحان بیرون آمدن مقابل رد شدن مردود شدن .
[train accepting] [حمل ونقل ریلی] مجوز ورود قطار به قطعه خطی که تحت نظارت علامت بان است
( مصدر ) ۱ - پذیرفتن ۲ - پذیرفتن در امتحان مقابل رد کردن مردود کردن ۳ - پذیرفتن حواله برات و مانند آن ۴ - پسندیدن ۵ - اجابت کردن .
( صفت ) ۱ - آنکه چیزی را قبول کند قابل پذیرا ۲ - آنکه حواله و برات و مانند آن را بپذیرد .
[office of posting, office of mailing, bureau de dépôt (fr.), bureau dorigine (fr.)] [مهندسی مخابرات - پست] دفتر پُستی ای که در آن پذیرش مرسولات انجام می شود که نخستین مرحله از مراحل چهارگانۀ پُستی شامل قبول، تجزیه و آماده سازی، ارسال و حمل ونقل و توزیع است
یابه عین قبول چشم پذیرش نظر قبول
پذیرفتنی باور کردنی

معنی قبول در فرهنگ معین

قبول
(قُ) [ ع . ] (اِمص .) ۱ - خوبی . ۲ - زیبایی ، جمال .
( ~ .) [ ع . ] (مص ل .) پیش آمدن .
(قَ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) پذیرفتن . ۲ - (اِ مص .) پذیرایی ، پذیرش .
( ~ . اُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) مورد پسند واقع شدن .
( ~ . شُ دَ) [ ع - فا. ] (مص ل .) ۱ - پذیرفته شدن . ۲ - از عهدة امتحان بیرون آمدن . مق .رد شدن ، مردود شدن .
( ~ . کَ دَ) [ ع - فا. ] (مص م .) پسندیدن ، پذیرفتن .

معنی قبول در فرهنگ فارسی عمید

قبول
۱. پذیرفتن و گرفتن چیزی.
۲. گفتار کسی را به راستی و درستی پذیرفتن.
۳. (صفت) پذیرفته.
* قبول افتادن: (مصدر لازم) [قدیمی] پذیرفته شدن، مقبول واقع شدن: صالح و طالح متاع خویش نمودند / تا چه قبول افتد و چه در نظر آید (حافظ: ۴۷۲).
* قبول شدن: (مصدر لازم) پذیرفته شدن.
* قبول کردن: (مصدر متعدی) پذیرفتن.

قبول در دانشنامه اسلامی

قبول
قبول این است که مشتری بگوید: «قبلت» یا «اشتریت» یا «ابتعت» و نظیر آنها، که مقابل ایجاب است.
به تعبیری دقیق تر قبول عبارت از رضا به ایجاب و پذیرفتن آن است اعم از این که ایجاب انشاء تملیک یا تزویج باشد.
انواع قبول
و آن بر سه گونه است:
الف ـ گاهی به لفظ قبلت و رضیت می باشد.
ب ـ و زمانی به طریق امر و استیجاب می باشد مانند «بعنی».
ج ـ و گاهی به لفظ اشتریت و ملکت (به تخفیف لام) و ابتعت می باشد.

قبول این است که مشتری بگوید: «قبلت» یا «اشتریت» یا «ابتعت» و نظیر آنها،
به تعبیری دقیق تر قبول عبارت از رضا به ایجاب و پذیرفتن آن است اعم از این که ایجاب انشاء تملیک یا تزویج باشد.

انواع قبول
و آن بر سه گونه است:
الف ـ گاهی به لفظ قبلت و رضیت می باشد.
ب ـ و زمانی به طریق امر و استیجاب می باشد مانند «بعنی».
ج ـ و گاهی به لفظ اشتریت و ملکت (به تخفیف لام) و ابتعت می باشد.
مکاسب شیخ انصاری، ص۹۶.    
 ۱. ↑ مغنی المحتاج، ج۲، ص۳.۲. ↑ المهذب (ابو اسحاق شیرازی)، ج۱، ص۲۵۷.۳. ↑ مکاسب شیخ انصاری، ص۹۶.    
...
خداوند به مؤمنان نسبت به مدعیان ایمان در قبول پناهندگی آنان هشدار داده تا از سوء استفاده آنان جلوگیری کنند، و در جای دیگر به پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم دستور به پذیرش پناهندگی مشرکان برای آشنایی با معارف اسلام دستور داده است.
مؤمنان نسبت به مدعیان ایمان، در قبول پناهندگی برای جلوگیری از سوء استفاده آنان لازم است هوشیار باشند:یـایها الذین ءامنوا اذا جاءکم المؤمنـت مهـجرت فامتحنوهن...ای کسانی که ایمان آورده اید! هنگامی که زنان با ایمان به عنوان هجرت نزد شما آیند، آنها را آزمایش کنید ... . در آیات گذشته سخن از بغض فی الله و قطع پیوند با دشمنان خدا بود، اما در آیات مورد بحث سخن از حب فی الله و برقرار ساختن پیوند با کسانی است که از کفر جدا می شوند و به ایمان می پیوندند. در نخستین آیه از زنان مهاجر، سخن می گوید، و جمعا هفت دستور در این آیه وارد شده که عمدتا درباره زنان مهاجر، و قسمتی نیز درباره زنان کافر است.نخستین دستور درباره آزمایش زنان مهاجرات است، روی سخن را به مؤمنان کرده، می فرماید: ای کسانی که ایمان آورده اید! هنگامی که زنان با ایمان به عنوان هجرت نزد شما آیند، آنها را از خود نرانید، بلکه آزمایش کنید (یا ایها الذین آمنوا اذا جاءکم المؤمنات مهاجرات فامتحنوهن). دستور به امتحان، با اینکه آنها را مؤمنان نامیده به خاطر آن است که آنها ظاهرا شهادتین را بر زبان، جاری می کردند و در سلک اهل ایمان بودند، اما امتحان برای این بود که اطمینان حاصل شود که این ظاهر با باطن هماهنگ است.اما نحوه این امتحان چنان که گفتیم به این ترتیب بود که آنها را سوگند به خدا می دادند که مهاجرتشان جز برای قبول اسلام نبوده، و آنها باید سوگند یاد کنند که به خاطر دشمنی با همسر و یا علاقه به مرد دیگری، یا علاقه به سرزمین مدینه و مانند آن هجرت ننموده اند.این احتمال نیز وجود دارد که آیه دوازدهم همین سوره تفسیری باشد بر کیفیت امتحان زنان مهاجر که (طبق آن باید) با پیغمبر اسلام صلی الله علیه وآله بیعت کنند که راه شرک نپویند، و گرد سرقت و اعمال منافی عفت، و کشتن فرزندان، و مانند آن نروند، و سر تا پا تسلیم فرمان رسول خدا صلی الله علیه وآله باشند. البته ممکن است کسانی در آن سوگند و این بیعت نیز خلاف بگویند اما مقید بودن بسیاری از مردم حتی مشرکان در آن زمان به مساله بیعت و سوگند به خدا سبب می شد که افراد کمتر دروغ بگویند، و به این ترتیب امتحان مزبور، گرچه همیشه دلیل قاطعی بر ایمان واقعی آنها نبود اما غالبا می توانست بیانگر این واقعیت باشد. لذا در جمله بعد می افزاید: خداوند از درون دل آنها و ایمان شان آگاه تر است (الله اعلم بایمانهن).
پذیرش پناهندگی مشرکان
خداوند به لزوم پذیرش پناهندگی مشرکان از جانب پیامبر صلی الله علیه و آله وسلّم به منظور آشنایی با معارف اسلام فرمان دادند:وان احد من المشرکین استجارک فاجره حتی یسمع کلـم الله ثم ابلغه مامنه ذلک بانهم قوم لایعلمون.و اگر یکی از مشرکان از تو پناهندگی بخواهد، به او پناه ده تا سخن خدا را بشنود (و در آن بیندیشد)! سپس او را به محل امنش برسان، چرا که آنها گروهی ناآگاهند! این آیه متعرض حکم پناه دادن به مشرکین است که پناه خواهی می کنند، و می فرماید پناهشان بدهید تا کلام خدا را بشنوند، و این سخن هر چند در خلال آیات برائت و سلب امنیت از مشرکین جمله ای معترضه و یا شبیه به معترضه است، لیکن گفتنش واجب بود، چون در حقیقت دفع دخل و جواب از توهمی بود که حتما می شد. آری، اساس این دعوت حقه و وعد و وعیدش و بشارت و انذارش و لوازم این وعد و وعید یعنی عهد و پیمان بستنش و یا پیمان شکستنش و نیز احکام و دستورات جنگیش همه و همه هدایت مردم است و مقصود از همه آنها این است که مردم را از راه ضلالت به سوی رشد و هدایت برگردانیده و از بدبختی و نکبت شرک بسوی سعادت توحید بکشاند.و لازمه این منظور این است که کمال اهتمام را در رسیدن به آن هدف مبذول داشته و برای هدایت یک گمراه و احیای یک حق هر چند هم ناچیز باشد از هر راهی که امید می رود به هدف برسد استفاده شود، و به همین جهت است که خدای تعالی با اینکه از مشرکین غیر معاهد بیزاری جسته و خون و مال و عرض آنان را هدر کرده بود از آنجایی که منظورش این بود که حقی احیاء و باطلی ابطال شود لذا وقتی احتمال می دهد همین مشرکین به راه راست بیایند همین امید و احتمال تا آنجا که مبدل به یاس و نومیدی از هدایتشان نشود از هر قصد سویی جلوگیری می کند. پس وقتی مشرکی پناه می خواهد تا از نزدیک دعوت دینی را بررسی نموده و اگر آن را حق دید و حقانیتش برایش روشن شد پیروی کند واجب است او را پناه دهند تا کلام خدا را بشنود، و در نتیجه پرده جهل از روی دلش کنار رفته و حجت خدا برایش تمام شود، و اگر با نزدیک شدن و شنیدن باز هم گمراهی و استکبار خود را ادامه داد و اصرار ورزید البته جزو همان کسانی خواهد شد که در پناه نیامده و امان نیافته اند، و خلاصه امانی که به آنها داده شده بود باطل گشته و باید به هر وسیله که ممکن باشد زمین را از لوث وجودش پاک کرد. این آن معنایی است که آیه شریفه و ان احد من المشرکین استجارک فاجره...، به کمک آیات قبل و بعدش آن را افاده می کند.بنابراین، معنای آیه چنین می شود: اگر بعضی از این مشرکین که خونشان را هدر کردیم از تو خواستند تا ایشان را در پناه خود امان دهی تا بتوانند نزدت حاضر شده و در امر دعوتت با تو گفتگو کنند ایشان را پناه ده تا کلام خدا را که متضمن دعوت تو است بشنوند و پرده جهلشان پاره شود و این معنا را به ایشان ابلاغ کن تا از ناحیه تو ایمنی کاملی یافته و با خاطر آسوده نزدت حاضر شوند، و این دستور از این جهت از ناحیه خدای متعال تشریع شد که مشرکین مردمی جاهل بودند و از مردم جاهل هیچ بعید نیست که بعد از پی بردن به حق آن را بپذیرند. و این دستور العمل ها از ناحیه قرآن و دین قویم اسلام نهایت درجه رعایت اصول فضیلت و حفظ مراسم کرامت و گسترش رحمت و شرافت انسانیت است.
بعضی از علمای یهود ترغیب و تمایل به شنیدن و پذیرش احکام تحریف شده داشتند.
گروهی از علمای یهود ترغیب به شنیدن و پذیرش احکام تحریف شده داشتند که این رفتاری زشت و ناروا بوده است.... ومن الذین هادوا سمعون للکذب سمعون لقوم ءاخرین لم یاتوک یحرفون الکلم من بعد مواضعه یقولون ان اوتیتم هـذا فخذوه وان لم تؤتوه فاحذروا...ای فرستاده (خدا)! آنها که در مسیر کفر شتاب می کنند و با زبان می گویند: « ایمان آوردیم» و قلب آنها ایمان نیاورده، تو را اندوهگین نسازند! و (همچنین) گروهی از یهودیان که خوب به سخنان تو گوش می دهند، تا دستاویزی برای تکذیب تو بیابند؛ آنها جاسوسان گروه دیگری هستند که خودشان نزد تو نیامده اند؛ آنها سخنان را از مفهوم اصلیش تحریف می کنند، و (به یکدیگر) می گویند: «اگر این (که ما می خواهیم) به شما داده شد (و محمد بر طبق خواسته شما داوری کرد،) بپذیرید، وگرنه (از او) دوری کنید!» (ولی) کسی را که خدا (بر اثر گناهان پی درپی او) بخواهد مجازات کند، قادر به دفاع از او نیستی؛ آنها کسانی هستند که خدا نخواسته دلهایشان را پاک کند؛ در دنیا رسوایی، و در آخرت مجازات بزرگی نصیبشان خواهد شد.
اطاعت بی چون و چرای یهود
یهود و نصارا ، در برابر تحریف احبار و راهبان خویش تسلیم و اطاعت بی چون و چرا داشتند.اتخذوا احبارهم ورهبـنهم اربابا من دون الله والمسیح ابن مریم ومآ امروا الا لیعبدوا الـها وحدا لا الـه الا هو سبحـنه عما یشرکون.(آنها) دانشمندان و راهبان خویش را معبودهایی در برابر خدا قرار دادند، و (همچنین) مسیح فرزند مریم را؛ در حالی که دستور نداشتند جز خداوند یکتائی را که معبودی جز او نیست، بپرستند، او پاک و منزه است از آنچه همتایش قرار می دهند! ( امام صادق علیه السّلام در روایتی ذیل آیه می فرماید: به خدا سوگند! آنان برای احبار و راهبان نه نماز خواندند و نه روزه گرفتند.(ولی آن عالمان و صومعه داران برای مردم، حرام را حلال و حلال را حرام کردند و آنان پیروی کردند.)
دو انشاء مرتبط با یکدیگر در عقود را ایجاب و قبول می گویند. ایجاب و قبول که از ارکان هر عقدی به شمار می‏روند عبارتند از دو انشاء مرتبط با یکدیگر که نخست، ایجاب از سوی یکی از دو طرف عقد (موجِب)انشاء می‏شود، سپس قبول ایجاب از سوی طرف دیگر عقد (قابل) صورت‏می‏گیرد.
فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام ج۱، ص۷۸۱.    
...
هرگاه یکی از متعاقدین ایجاب بیع را بگوید دیگری مخیر است و می تواند در مجلس عقد قبول کند و یا بیع را رد کند و از این خیار به خیار قبول تعبیر می شود.
و اگر شخص قبل از قبول از مجلس عقد برخیزد ایجاب مذکور باطل می گردد.
نظر ابوحنیفه در مورد خیار قبول
بالجمله از کتاب های اللباب و الهدایه استفاده می شود که ابو حنیفه خیار مجلس را انکار کرده و معتقد است که حدیث «المتبایعان بالخیار ما لم یتفرقا» بر خیار قبول محمول است.
نظر جمهور فقهاء
لیکن جمهور فقهاء اسلام به ثبوت خیار مجلس فتوا داده اند و از خیار قبول نامی نبرده اند.


قبول در جدول کلمات

قبول نیست
رد
قبول و مورد علاقه
پسند
قبول کردن
تقبل, اجابت
مراسم قبول پیمان ازدواج
عقد
نصب و عزل و قبول استعفای رئیس ستاد مشترک از وظایف ایشان است
رهبر
نصب و عزل و قبول استعفای ریئس ستاد مشترک از وظایف ایشان است
رهبر
نصب و عزل و قبول استعفای رییس ستاد مشترک از وظایف ایشان است
رهبر
نصب و عزل و قبول استعفای عالی ترین مقام قوه قضائیه از اختیارات ••• است
رهبر
نصب و عزل و قبول استعفای عالی ترین مقام قوه قضاییه از اختیارات •••• است
رهبر
نصب و عزل و قبول استعفای فقهای شورای نگهبان از اختیارات ایشان است
رهبر

معنی قبول به انگلیسی

admission (اسم)
پذیرش ، دخول ، تصدیق ، قبول ، اعتراف ، ورودیه ، درامد ، اجازهء ورود ، بارداد
reception (اسم)
پذیرش ، قبول ، برخورد ، پذیرایی ، مهمانی ، دریافت
imprimatur (اسم)
پذیرش ، قبول ، تصویب ، اجازه چاپ
agreement (اسم)
توافق ، پیمان ، سازش ، موافقت ، قرار ، قبول ، عهد ، قرارداد ، معاهده ، عقد ، مطابقهء نحوی ، معاهده و مقاطعهء ، شرط ، عهد نامه
compliance (اسم)
موافقت ، قبول ، اجابت ، بر اوردن
acknowledgment (اسم)
تصدیق ، سپاسگزاری ، قبول ، اقرار ، خبر وصول ، تشکر ، شهادت نامه
adoption (اسم)
قبول ، اقتباس ، اتخاذ ، اختیار ، قبول به فرزندی ، فرزند خوا ندگی
ratification (اسم)
تصدیق ، قبول ، تصویب ، قبولی ، انعقاد
intromission (اسم)
تصدیق ، قبول ، ارسال ، تو رفتگی ، درج

معنی کلمه قبول به عربی

قبول
اتفاقية , استقبال , التزام , تبني , تصريح , دخول
تبني
تجنس
اقبل , ترخيص
التصاق
قبول
انکر , قمامة
اتفاقية , اقبل , تبن , ترخيص , سل
مدهش
جائز , سالک , مقبول
مقبولية

قبول را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

مبین ٠٦:٤٠ - ١٣٩٦/٠٥/٠٧
Pass
|

nGin ٠٢:١١ - ١٣٩٨/٠٣/١٤
تصویب
|

علی بهجو ١٨:١٠ - ١٣٩٨/٠٧/٢٩
واژه قبول و متصاد آن
قبول = معناهایی که گفته شده خوب اند و پسند را هم باید افزود
متصاد آن. غیر قابل قبول = ناپسند = نپذیرفتنی

پیشنهادم اینست که برای هر واژه معنی پارسی آن گفنه می شود. متضاد پارسی آن نیز گفته شود
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

P > Neighbors
Mehrdad > Carried out
Amir mhmd > non maskable
محدثه فرومدی > thriving
محدثه فرومدی > flourishing
محدثه فرومدی > flourishing
محدثه فرومدی > رونق
قادر شکوفان > Capish

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قبول میکنم قسمت اخر   • قبول میکنم نماشا   • قبول میکنم فصل سوم   • قسمت 256 قبول میکنم   • قبول میکنم فصل دوم   • سریال قبول میکنم قسمت 1   • سریال قبول میکنم دوبله فارسی   • قبول میکنم فصل اول   • معنی قبول   • مفهوم قبول   • تعریف قبول   • معرفی قبول   • قبول چیست   • قبول یعنی چی   • قبول یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قبول
کلمه : قبول
اشتباه تایپی : rf,g
آوا : qabul
نقش : اسم
عکس قبول : در گوگل


آیا معنی قبول مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )