انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1039 100 1

قبیحه

/qabihe/

معنی قبیحه در لغت نامه دهخدا

قبیحة. [ ق َ ح َ] (ع ص ) مؤنث قبیح. زشت. (منتهی الارب ) (آنندراج ). ج ، قبائح. قِباح. (منتهی الارب ): ناقة قبیحةالشخب ؛ شترماده ٔ فراخ سوراخ پستان. (آنندراج ) (منتهی الارب ).

معنی قبیحه به فارسی

قبیحه
مونث قبیح، قباح و قبائح جمع
( صفت ) مونث قبیح : اعمال قبیح .

معنی قبیحه در فرهنگ فارسی عمید

قبیحه
= قبیح

قبیحه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی قبیحه   • مفهوم قبیحه   • تعریف قبیحه   • معرفی قبیحه   • قبیحه چیست   • قبیحه یعنی چی   • قبیحه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قبیحه
کلمه : قبیحه
اشتباه تایپی : rfdpi
آوا : qabihe
نقش : صفت
عکس قبیحه : در گوگل


آیا معنی قبیحه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )