انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1016 100 1

قبیله

/qabile/

مترادف قبیله: آل، اعقاب، ایل، تبار، تیره، جماعت، دودمان، شعب، طایفه، عشیره

برابر پارسی: دسته، تیره، تبار، دودمان، کاروان

معنی اسم قبیله

اسم: قبیله
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عربی
معنی: توانایی، توان، سلطه و نفوذ

معنی قبیله در لغت نامه دهخدا

قبیلة. [ ق َ ل َ ] (اِخ ) نام اسب حُصَین بن مرداس. (منتهی الارب ).

قبیله. [ ق َ ل َ / ل ِ ] (ع اِ) گروه از فرزندان یک پدر. (منتهی الارب ). گروهی مردم از یک پدر. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ). جماعتی را گویند که از یک پدر باشند. (برهان ). || پاره ای از کله ٔ سر فراهم آمده با پاره ٔ دیگر. ج ، قبایل. || دوال لگام. || سنگ بزرگ سر چاه. (منتهی الارب ).

معنی قبیله به فارسی

قبیله
طایفه، گروه، گروهی ازفرزندان یک پدر
( اسم ) گروه که افراد آن فرزندان یک پدر باشند جمع : قبایل ( قبائل ) .
نام اسب حصین ابن مرداس
( صفت ) منسوب به قبیله : سنن قبیله یی رسوم قبیله یی .
( صفت ) که خویش و قوم بسیار دارد .
(صفت)دویا چند کس که از یک قبیله هستند.

معنی قبیله در فرهنگ معین

قبیله
(قَ لَ یا لِ) [ ع . قبیلة ] (اِ.) طایفه ، گروه . ج . قبایل .

معنی قبیله در فرهنگ فارسی عمید

قبیله
۱. گروهی از مردم دارای نژاد، سنت، دین، و فرهنگ مشترک.
۲. گروهی از فرزندان یک پدر.

قبیله در دانشنامه اسلامی

قبیله
معنی قَبِيلُهُ: دار و دسته ي او - نفرات او
معنی قَبَائِلَ: قبيله ها ( قبيله :همه افرادي که نسلشان به يک نفر مي رسد)
معنی فَصِيلَتِهِ: قبيله و قومش (وقتي از يک قبيله که همه در جد بزرگ مشترکند ، يک تيره جدا شود ، و جدي اختصاصي و جداگانه براي خود قائل شود ، آن تيره را فصيله از آن قبيله ميگويند و بعضي ديگر گفتهاند : فصيله به معناي عشيره نزديکي است که از يک قبيله جدا شده باشد ، نظير پدر...
معنی سُوَاعاً: نامي يکي از پنج بت معروف که در زمان حضرت نوح پرستيده مي شدند اين بت متعلق به قبيله هذيل بوده است
معنی وَدّاً: نامي يکي از پنج بت معروف که در زمان حضرت نوح پرستيده مي شدند اين بت متعلق به قبيله كلب بوده است
معنی أَسْبَاطِ: فرزندان -نوه ها(اسباط جمع سبط به معناي پسر زاده و يا دختر زاده است ، و ليکن در بني اسرائيل به معناي قوم خاصي بوده ، سبط در اصطلاح ايشان به منزله قبيله در نزد عرب است )
معنی طَائِفَةٌ: طائفه - جماعتي از انسانها (طائفه به معناي جماعتي از انسانها است و گويا بدين مناسبت جماعتي از انسانها را طائفه ناميدهاند ، که عرب قبل از آنکه به زندگي شهرنشيني برسند ، شعبه شعبه و قبيله قبيله بودند و هر قبيلهاي در گوشهاي از بيابان زندگي ميکردند ، تابس...
معنی شُعُوباً: نژادها (جمع شِعب اما کلمه شعب در مورد زمين عبارت است از دامنه چند دره که اگر از طرف دامنه نگاه کني به نظرت ميرسد يک زمين است که در آخر ، چند شقه شده ، و اگر از طرف درهها نگاه کني به نظرت ميرسد که چند تکه زمين است که در آخر يکي شده بعضي ديگر گفتهاند ...
ریشه کلمه:
قبل‌ (۲۹۴ بار)
ه‌ (۳۵۷۶ بار)
آنان یکی از قبایلی بودند که پیش از اسلام در مکه زندگی می کردند و دارای منصب اجازه به حجاج بودند.
آنها فرزندان سعد بن زید تمیم به شمار آمده بعد از صوفه عهده دار منصب اجازه به حجاج شدند.
حمیری، عبدالملک ابن هشام، السیرة النبویة، تحقیق مصطفی السقا و دیگران، بیروت، دارالمعرفه، بی تا، ص۱۲۰.    
اولین نفر از این خاندان که عهده دار این منصب شد صفوان بن حارث
ابن کثیر، اسماعیل بن عمر، البدایه و النهایه، بیروت، دارالفکر، ۱۹۸۶، ص۲۰۶.    
این منصب پیوسته در این خاندان دست به دست می شد تا اینکه اسلام ظهور کرد آخرین نفر از این طایفه که عهده دار این منصب بود کرب بن صفوان بیان شده است.
بابُری (یا بابُر، بابَر، مفرد بابُریَ)، از قبایل پشتو که در اصل در رشته کوه های سلیمان می زیستند و امروزه در اطراف پراکنده شده اند.
سرزمین اصلی آن ها در پاکستان و در نوار مرزی میان ایالت مرزی شمال غربی و بلوچستان است که از رشته کوه های سلیمان تا دامنه های درجات در اطراف چودهوَنْ ادامه دارد، و گفته می شود تیره هایی از این قبیله از قرن هشتم در این محل سکونت داشته اند.
جمعیت قبیله بابر
جمعیت قبیله را در پایان قرن سیزدهم به مقادیر کاملاً متفاوتی تخمین زده اند؛ راورتی رقم شش تا هفت هزار خانوار را پیشنهاد می کند، که اغراق آمیز به نظر می رسد، در حالی که ستاد فرماندهی ارتش انگلیس در هند به هفتصد مرد جنگی اشاره می کند، و این رقم حاکی از جمعیتی به مراتب کمتر، یعنی حدود چهار تا پنج هزار نفر است.
شغل قبیله بابری
گزارش های اواخر قرن دوازدهم به این سو حاکی از آن است که این قبیله مدتهای مدید در داد و ستدهای میان آسیای مرکزی و هند مشارکت داشته اند.
علل مهاجرت بابری ها
...
بالَکی، از قبایل بزرگ کرد عراق، ساکن نوار مرزی مجاور خاک ایران و ترکیه است.
با قبیله بالک خویشاوند نزدیک، و از شاخه های بلباس، روژکی و بابان اند؛ موطن اصلی بالکیها نزدیک مَلَطیه بوده و تا داخل خاک ترکیه گسترده بوده است.
عده ای از بالکیها، بر اثر اختلافات داخلی قبیله ای به نواحی رواندوز کوچ کرده و در آن جا سکنی گزیده اند و بخشی از این عده که در تنگه علی بک ساکن شده اند جزو قبیله بلباس به شمار آمده اند.
شرفنامه بدلیسی از کهنترین منابعی است که نام قبیله بالکی در آن آمده است.
قبیله بابک در امروز
قبیله بالکی اکنون قبیله ای مستقل است و با قبایل کنونی بالک و بلباس وابستگی عشیره ای ندارد.
بالکیها در پانزده قریه ساکن اند.
تیره های مالاموس و مالاباس و مام لاسه و مالاجیاووک در قریه های سرکلی و هودیان و بادلیان و سریشمه سکونت دارند. بالکیها مانند بالکها از راه زراعت و دامداری زندگی می کنند.
دامداران بالکی تابستانها به مرتعهای واقع در خاک ایران کوچ می کنند.

باهِله، قبیله ای یکجانشین و نیمه یکجانشین در عربستان قدیم است.
مرکز سرزمین قبیله، سُود باهله، (شاید سَوْد ـ در صفة جزیرة العرب ابن حائک هَمْدانی ، ناسخی ناآگاه این کلمه را به سَواد «تصحیح » کرده است)، در دو طرف جاده مستقیم ریاض ـ مکه امتداد داشت. حدود این جاده قُوَیْع، جَزاله (= جُزَیْلَه)، حُفَیْر (= حُفَیْرَه) و کوههای القَتِد (= الجِدّ) و اِبناشَمامی (= اِذْنَین شَمَل) است. طایفه جِئاوه (جاوَه)، از قبیله باهله، در جانب غربیتر دامنه غربی ثَهْلان (ذَلان) و در گوشه جنوب شرقی حِمی ' ضَریّه، در مجاورت عشیره غَنی زندگی می کردند. غنی گروهی دیگر بودند که، نرسیده به جنوب، در واحه بیشاء می زیستند. ممکن است بَنواُمامَه، نگهبانان معبد ذوالخَلَصَه، نزدیک تَبالَه که در آن نزدیکی واقع است، به گروه غنی وابسته باشند. در شعری از عامربن طُفَیل چنین آمده است : «... من به بازار مکاره نخواهم رفت، حتی اگر جَسْر و باهله برای فروش کالاهای خود به آن جا سفر کنند» (قبیله جسر نیز در واحه بیشاء می زیستند).
نسب نامه قبیله باهله
نسب نامه این قبیله تا اندازه ای پیچیده است: باهله مادرِ پسری از مالک بن اَعْصُر است که از طریق «نکاح الْمَقْت» (ازدواج با پسر شوهر پس از مرگ شوهر) همسر فرزند دیگر مالک به نام مَعْن شد و از او دو پسر آورد. معن در آن حال، ده پسر دیگر داشت که نسب از دو مادر می بردند. این پیچیدگی برای نسب شناسان طبیعی است، و در این مقام فقط فزونی درخور توجّه است، زیرا این فزونی جمعیت به جدایی محل عشیره های متعدد باهله و نیز اختلاف سیاسی میان دو طایفه از بزرگترین طوایف آنها، قُتَیْبَه و وائِل، منجر شده است. پیوند خانوادگی با بنی اَعْصُر، موجب شده است تا افراد قبیله باهله ـ که گاهی نیز باهلة بن اعصر خوانده شده است ـ برادران بنی غنی به شمار آیند، حال آن که این دو قبیله فقط همسایه بودند. متأسفانه معلوم نیست که لقب اِبْنادُخان از چه دوره ای بر این دو قبیله اطلاق شده است. بخشی از باهلیان در حمایت کلاب و بخشی در حمایت شاخه کَعب از قبیله عامربن صَعصَعَه بودند. در میان این قبیله تنها یک جنگجو به نام مُنتَشر شهرت یافته است، و سبب آن نیز مرثیه ای است که اَعشی باهله درباره او ساخته است. در این باب، مطلب دیگری نیز از نابِغة جَعْدی سراغ داریم. تاریخ این دو سند اندکی قبل از ظهور اسلام است. دو سند نیز از پیغمبر اکرم صلّی اللّه علیه وآله وسلّم در طبقاتِ ابن سعد، به ما رسیده است. یکی از آن ها درباره باهلیان بیشاء و دیگری درباره یکی از سرانِ قبیله وائل است.
پیشینه قبیله باهله
تاریخ قبیله باهله نخستین بار در دوره اسلام روشن می شود. مهاجرت آنان عمدتاً از عربستان به سوی شام بود. حتی بخش عمدة باهلیان خراسان نیز همراه سپاهیان شامی به آن جا رفتند و بقیه به طرف بصره سرازیر شدند. مردم قبیلة باهله (وغنی)، در نبرد تلافی جویانة قبیله قَیْس با قبیله کَلْب، پس از نبرد مَرج راهِطْ، شرکت مؤثر داشتند. افراد شایسته بسیاری نیز در زمینه های مختلف در قبیلة باهله پرورش یافتند که مهمترین آن ها اَصْمَعی لغوی و قتیبة بن مُسْلِم فرمانده سپاه است. دومین مهاجرت باهله از عربستان را باید از خروج «مهاجرون» متمایز کرد. با این مهاجرت، بخش دیگری از قبیله باهله که در عربستان باقی مانده بود، به ناحیه سفلای فرات کوچ کرد. آنها نخست به حُفَیْر، در نزدیکی بصره، و از آن جا به ناحیه شنی، در مقابل بَطائح، رخنه کردند و، پس از این که قوم زُطّ در ۲۲۲ از بطائح بیرون رانده شد، بتدریج به بطائح وارد شدند. در ۲۵۷، باهلیان این منطقه از سپاهیانی که به مصاف با زَنْج می رفتند شکست خوردند. نتیجه این شکست آن شد که قبیله باهله جانب زنج را گرفت. جز این، اطلاع دیگری درباره آن ها در دست نیست. آخرین کسی که از قبیله باهله در سرزمین بومیشان خبر داده، ابن حائک هَمْدانی است. اما این خبر فقط اندکی از روایت مقارنی که وی درباره سود باهله نقل کرده و دخویه منبع اصلی آن را در حدود ۲۵۰ دانسته، قدیمتر است. پیش از آن، تاخت و تاز قبیله نُمَیْر به عربستان مرکزی اتفاق افتاد و در متون به نقل مکان باهلیان به سایر نقاط عربستان مرکزی اشاره های مبهمی شده است.

باویه ، یکی از قبایل بزرگ عرب شیعی مذهب ساکن خوزستان می باشد.
مردم قبیله باویه خود را از فرزندان «مُهلهل » قهرمان نامی عرب ، و از نسل اعراب ربیعه به شمار می آورند. این قبیله با اعراب بنی کعب هم پیوند و خویشاوندی دیرینه دارند، اما گاه میان آنها رقابت و خصومت پدیدآمده است . تاریخ کوچ این قبیله به سرزمین ایران به درستی روشن نیست ، اما به نظر می رسد که همراه قبیله بنی لام در اواخر سده ۱۲ق /۱۸م به ایران آمده اند. اعراب باویه بجز اقامت در وطن اصلی خود، یعنی در قسمتهایی از شبه جزیره عربستان و عراق (بصره )، در جنوب خوزستان ، منطقه ای در مشرق و جنوب اهواز، میان رود کارون و جراحی تا جنوب بند قیر و شمال مارِد نیز مستقر هستند.
جمعیت
شمار این قبیله را در ۱۳۲۰ق حدود ۲۰ هزار تن ، و در ۱۳۱۰ش ، ۳۲۰، ۲خانوار تخمین زده اند بنابر گزارش لاریمر در ۱۳۲۵ق / ۱۹۰۷م ، ۵۰۰، ۱نفر از باویه یکجانشین شده بودند و ۵۰۰، ۱۸نفر دیگر هنوز کوچ می کردند. مردم باویه بیشتر به پرورش شتر، بز و الاغ می پردازند و زراعت آنان گندم و جو، و به صورت سنتی و دیم کاری است .
سازمان اجتماعی
این قبیله از شش طایفه و پانزده تیره تشکیل می شود. قبیله باویه به طوایفی چند تقسیم می شود: آل حرب ، زرگان یا زرقان ، سلامات ، نواصر، حمیّد، بوبالی ، عمور، جبّارات ، بوعَطْوی ، معاویه و جامع . آل حرب خود متشکل از دو بیت خزعل و مزعل است . تاریخ سیاسی این قبیله نشان می دهد که مردم باویه همواره نسبت به حکام محلی نافرمان و سرکش بوده اند. این سرکشی باعث می شد که حکمرانان برای سرکوب آنها شیوخ و رؤسای هواخواه خود را به سرپرستی این قبیله برگزینند. باویه ایها در اوایل سده ۱۹م ، در زمان حکومت علی پاشا که قصد تعرض به محمره (خرمشهر) را داشت ، در کنار شیخ جابر آل بوکاسب سرسختانه جنگیدند که در تاریخ سیاسی این قبیله از افتخارات به شمار می رود. در زمان ناصرالدین شاه ، حاج جابر خان (از شیوخ قبیله مُحَیْسِن ) که طرفدار حکومت وقت بود، برای تنبیه و تأدیب قبیله باویه ، در ۱۲۷۴ق ، با فرمان حکومتی اختیار این قبیله را به دست گرفت . وی با یک اقدام سیاسی ، یعنی ازدواج با «نوریه »، دختر شیخ طلال ، از شیوخ بزرگ قبیله باویه - که شیخ خزعل در ۱۲۸۱ق از این پیوند تولد یافت - همبستگی قبایل محیسن و باویه را برقرار ساخت . بعدها، قبیله باویه سلطه شیخ خزعل را به عنوان امیر خوزستان پذیرفتند، اما پس از آشکار شدن خیانت او به عشایر در دست نشاندگی انگلیس ، در ۱۳۳۳ق /۱۹۱۵م شورش کردند و با آتش زدن چاه ها و لوله های نفت خسارت قابل ملاحظه ای به بار آوردند. دسته های کوچکی از قبیله باویه در میان طوایف دیگر ایران و عراق پراکنده اند؛ از جمله تیره ای از ایل عرب را تشکیل می دهند که خود یکی از ایلات خمسه است.


قبیله در دانشنامه ویکی پدیا

قبیله
در جامعه عشایر ایران اجتماع چند ایل که معمولاً هم زبان و هم نژاد ودارای ریشه تاریخی مشترکی باشند قبیلهرا تشکیل می دهد. مانند قبایل عرب، لر، ترک، کرد، و… قبیله به گروهی از خانواده ها که اجداد مشترک دارند نیز گفته می شود. این نیاکان معمولاً واقعی هستند، ولی در برخی موارد، هیچ کس مطمئن نیست که چنین اجدادی وجود داشته اند. اما در مورد قبایل عرب شجره نامه باعث می شود که قبایل از وجود حقیقی اجداد خود آگاه باشند.
قبیله، از نظر تاریخی و توسعه، به عنوان یک گروه اجتماعی در نظر گرفته می شود که قبل یا در کنار دولت ها یا ایالت ها وجود داشته اند. مردم شناسان عبارت جامعهٔ قبیله ای را برای جوامعی به کار می برند که بر پایهٔ نسبت ها و روابط سامان داده شده اند، مخصوصاً مشترکات و روابط نژادی.
برخی نظریه پردازان بر اینند که قبایل مرحله ای از تکامل اجتماعی هستند مابین دسته ها و ایالات، اما برخی دیگر می گویند قبایل به دنبال آن ها توسعه یافته اند و باید از حیث تعاملشان با ایالت ها و حکومت ها بررسی شوند.
بحث های داغی در مورد اینکه باید چگونه قبیله ها را توصیف کرد انجام شده است، این مسئله تا حدودی از تفاوت بین قبیله های باستانی و اولیه و قبیله های معاصر ناشی می شود. بعضی از آن ها نشان دهندهٔ مباحثهٔ کلی تری بر روی مسئلهٔ پیشرفت فرهنگ ها و استعمار است. در تصور عموم قبیله بیانگر نوعی سبک زندگی طبیعی و مربوط به گذشته است. قبایل همچنین از روابط اجتماعی نخستین بهره می برند که پایدار، با حد و مرز مشخص و در بین خودشان است. بنابراین خیلی ها بر این باورند که قبیله ها ارتباطات بین چند فامیل را سامان می دهند و برای آن ها مبنایی اجتماعی و ایدئولوژیکی به منظور ایجاد انسجام فراهم می کنند، البته در بیشتر موارد بسیار محدود تر از گروه های نژادی و ملیت. پژوهش های مردم شناسی و نژاد شناسی، بسیاری از این ایده ها را به چالش کشیده اند.
عکس قبیله
قبیله ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
قبیله (فیلم)
قبیله (فیلم ۱۹۹۸)
قبیله (فیلم ۲۰۰۵)
قبیله (فیلم ۲۰۱۴)
قبیله (فیلم ۲۰۱۵)
«قبیله» (انگلیسی: The Tribe (1998 film)) یک فیلم است که در سال ۱۹۹۸ منتشر شد.
«قبیله» (انگلیسی: The Tribe (2005 film)) فیلمی در ژانر مستند است که در سال ۲۰۰۵ منتشر شد.
«قبیله» (اوکراینی: Плем'я) یک فیلم درام اوکراینی به کارگردانی میروسلاو اسلابوشپیتسکی است که در سال ۲۰۱۴ منتشر شد. ماجرای این فیلم در یک مدرسه شبانه روزی کودکان ناشنوا می گذرد. بازیگران در تمام طول مدت فیلم با زبان اشاره با یکدیگر ارتباط برقرار می کنند و فیلم فاقد زیرنویس است. قبیله برای اولین بار در جشنواره فیلم کن ۲۰۱۴ به نمایش درآمد و توانست جایزه بزرگ «نسپرسو»، جایزه رؤیایی فرانسه ۴ و همچنین جایزه حمایتی بنیاد گان را در بخش منتقدان بین المللی از آن خود کند.
ایا میسلیتسکا
والنتین واسیانوویچ
پسر خجالتی جوانی وارد یک مدرسه شبانه روزی ناشنوایان می شود. او تلاش می کند جایگاه خود را در سلسله مراتب مدرسه، که در عمل مانند یک گروه مافیایی است، به دست بیاورد.
قبیله (اسپانیایی: El Clan) فیلمی در ژانر زندگینامه ای به کارگردانی پابلو تراپرو است که در سال ۲۰۱۵ منتشر شد.
۱۳ اوت ۲۰۱۵ (۲۰۱۵-08-۱۳)
داستان واقعی پوچیوها، خانواده ای که در دهه ۸۰ میلادی مردم را دزدیده و به قتل می رساندند.
«قبیله» (انگلیسی: Tribes (film)) یک فیلم به کارگردانی جوزف سارجنت است که در سال ۱۹۷۰ منتشر شد. از بازیگران آن می توان به یان-مایکل وینسنت اشاره کرد.
قبیل فنا شده (به زبان انگلیسی :The Lost Tribe) نام یک فیلم ترسناک آمریکایی محصول سال ۲۰۱۰ که توسط رول رین کارگردانی شده است.
امیلی فاکسلر به عنوان آنا
نیک مینل به عنوان تام
مارک باخر به عنوان جو
برانی براون به عنوان الکسیس
هادلی فریزر به عنوان کریس
ماکسین بانز به عنوان مایا
رایان آلوسوی به عنوان مارکوس
لنس هنریکسن به عنوان گالو
تری اسناد رسمی به عنوان مرد آلفا
پیتر دیوید پاراسلیتی به عنوان مرد آلفا (صدا)
محایت رمچندانی به عنوان مرد در کلیسا
قبیله گرایی یا تریبالیسم (به انگلیسی: Tribalism)، تفکر سازماندهی یک قبیله یا قبایل برای دفاع و حمایت افراد عضو آن قبیله یا قبایل را گویند. همچنین قبیله گرایی را می توان روش تفکر یا رفتار گروهی از مردم که زیرمجموعه یک قبیله یا نژاد خاص هستند تفسیر کرد که وفاداریشان به قبیله خود را به وفاداری آنها به دوستانشان، کشورشان یا گروهی خاص از مردم جامعه شان ترجیح می دهد.
قوم مداری
ساختار اجتماعی قبایل بسته به هر نوع قبیله و مورد خاص می توانند تا حد زیادی متفاوت باشند اما با توجه به اینکه معمولاً قبایل که می توانند زیرشاخه قبایل بزرگتری باشند دارای ابعاد کوچک و کم تعدادی هستند دارای یک نقش و ساختار ساده می باشند که دارای تمایزات زیاد اجتماعی بین افراد قبیله است.
قبیله گرایی مستلزم در اختیار داشتن یک هویت فرهنگی یا قومی قوی است که یک عضو از یک گروه از اعضای گروه دیگر را از هم جدا می سازد. این یک پیش شرط برای اعضای یک قبیله جهت داشتن یک احساس قوی از هویت یک جامعه قبیله ای به فرم واقعی است.
پسران گمشده: قبیله (انگلیسی: Lost Boys: The Tribe) فیلمی در ژانر کمدی ترسناک و کمدی است که در سال ۲۰۰۸ منتشر شد.
Thunder Road Pictures
Hollywood Media Bridge
یک زن جوان پس از نقل مکان به شهری جدید در ایالت کالیفورنیا، متوجه می شود دوستان جدیدی که پیدا کرده همگی خون آشام هستند…
ذراع قبیله (به عربی: ذراع قبیلة) یک شهرداری در الجزایر است که در استان سطیف واقع شده است.
فهرست شهرهای الجزایر


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

قبیله در دانشنامه آزاد پارسی

در اصطلاح انسان شناسی، واحدی معمولاً سیاسی، بزرگ تر از طایفه و کوچک تر از ملت یا مردم. این اصطلاح را مردمان بومی امریکای شمالی و برخی از بخش های افریقا به کار می برند. واژۀ قبیله از لحاظ سیاسی کمتر پذیرفته می شود، اما برخی انسان شناسان از آن استفاده کرده اند تا درجۀ خاصی از توسعۀ سیاسی را نشان دهند، که در فاصلۀ دسته های اولیه و رئیس سالارها قرار می گیرد. عموماً استفاده از واژۀ «قبیله» برای اشاره به ابعادی جز سیاست، اکنون در انسان شناسی پذیرفته نیست. در دو دهۀ اخیر، در نتیجۀ گرایش های طبیعت گرایانه ای که در قالب بدوی گرایی های جدید و گریز از تمدن صنعتی، در میان جوانان امریکایی و اروپایی مشاهده می شود، بار دیگر واژۀ قبیله کاربرد یافته است. لغت قبیله در عربی به معنی قطعه و یا پاره ای از سر است و بر چهارمین مرتبه از مراتب ده گانۀ انساب عرب، کوچک تر از شعب و بزرگ تر از عماره و در معنایی عام تر به فرزندان یک پدر اطلاق می شود. در نسب شناسی پیامبر اسلام (ص) مُضر را قبیله به حساب می آوردند که از خندف (عماره) بزرگ تر و از نزار (شعب) کوچک تر است. در مردم شناسی امروزی، این واژه بر گروهی از مردم اطلاق می شود که درست یا غلط، برای خود قائل به اصل و نسب واحدی هستند و از سرزمین واحد و گویش مشترک و راه و رسم تقریباً یکسان زندگی برخوردارند.

قبیله در جدول کلمات

قبیله
قوم
قبیله ای از اعراب
خزرج, اوس
قبیله ای زردپوست ساکن ترکستان روس
ازبک
قبیله ای وحشی که ساکن در مغولستان بودند
هون
قبیله ای که در عهد پیامبر (ص) از دین مرتد شدند
عرینه
قبیله بزرگ ترکمن
آتابای
قبیله حاتم
طی
قبیله سرخپوستان
اینکا
قبیله صدر اسلام
اوس
قبیله قیس
بنی عمار

معنی قبیله به انگلیسی

tribe (اسم)
تبار ، خیل ، قبیله ، طایفه ، خانواده ، عشیره ، حی ، سبط ، ایل ، قبایل ، ابه
generation (اسم)
پشت ، زایش ، قبیله ، نسل ، تولید ، تولید نیرو
caste (اسم)
طبقه ، قبیله ، صنف ، طبقات مختلف مردم هند
phylum (اسم)
اجداد ، دودمان ، نژاد ، قبیله ، راسته
clan (اسم)
دسته ، قبیله ، خاندان ، طایفه ، خانواده
gens (اسم)
دسته ، قبیله ، خاندان ، خانواده
phyle (اسم)
قبیله

معنی کلمه قبیله به عربی

قبیله
طائفة , عشيرة , قبيلة
زعيم

قبیله را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی قبیله

نازنین زهرا ١٠:٤٩ - ١٣٩٥/١٢/١٠
این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
گَنیا، کولا (سنسکریت)
خاندان (پارسی دری)
|

شهریار آریابد ١٥:٠٠ - ١٣٩٧/٠٩/١٨
در پارسی و پهلوی " واس ، ویس "
ویس ها = قبایل
واسپور = پسر قبیله ، نجیب زاده
|

پیشنهاد شما درباره معنی قبیله



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی قبیله   • دنیای احسان   • تلگرام قبیله هواداران احسان علیخانی   • آخرین اخبار احسان علیخانی   • قبیله علی ضیا   • هواداران شیش آتیشه احسان علیخانی   • احسان علیخانی در اینستاگرام   • رئیس قبیله در جدول   • مفهوم قبیله   • تعریف قبیله   • معرفی قبیله   • قبیله چیست   • قبیله یعنی چی   • قبیله یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قبیله
کلمه : قبیله
اشتباه تایپی : rfdgi
آوا : qabile
نقش : اسم
عکس قبیله : در گوگل


آیا معنی قبیله مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )