انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 953 100 1

قتل

/qatl/

مترادف قتل: ترور، جنایت، قربانی، کشتار، کشتن، هلاک، هلاکت

برابر پارسی: خونریزی، کشتار، کشتن

معنی قتل در لغت نامه دهخدا

قتل.[ ق َ ] (ع مص ) کشتن. (ترجمان علامه ٔ جرجانی ترتیب عادل ) (منتهی الارب ). قَتلَه. (منتهی الارب ) :
قتل این کشته به شمشیر تو تقدیر نبود
ورنه هیچ از دل بی رحم تو تقصیر نبود.
حافظ.
|| بر تن زدن. (آنندراج ) (منتهی الارب ). گویند: قتل الرجل ؛ بر تن وی زد. (منتهی الارب ). اصاب قتاله ؛ ای نفسه. (اقرب الموارد). || نیکو دانستن چیزی را. (منتهی الارب ) (آنندراج ). گویند: قتل الشی ٔ خبراً؛ نیکو دانست آن چیز را. (منتهی الارب ). و از این باب است قول خدای تعالی : و ما قتلوه یقیناً (قرآن 157/4)؛ ای لم یحیطوا به علماً. (منتهی الارب ). || آمیختن با آب. (منتهی الارب ) (آنندراج ). قتل الشراب ؛ آمیخت شراب را به آب. (منتهی الارب ).

قتل. [ ق ِ ] (ع ص ، اِ) دشمن جنگ آور. || مقاتل. || جائی که به زدن بر آنجا مردم هلاک گردند. || دوست . || همتا. || مانند. گویند: هما قتلان ؛ ای مثلان. (منتهی الارب ). || پسر عم. || دلیر. || دانای بدی و فساد. (منتهی الارب ) (آنندراج ). گویند: انه لقتل شر؛ ای عالم به. (منتهی الارب ).

معنی قتل به فارسی

قتل
کشتن
۱ - ( مصدر ) کشتن ۲ - ( اسم ) کشتار کشش . یا قتل خطا . قتلی که در عمل و قصد هر دو خطا شود چنانکه کسی پرنده ای را هدف قرار دهد ولی تیرش بخطا رود و انسانی را کشد . چنین قتلی موجب دیه شود . یا قتل شبه عمد . قتلی که در حین عمل عمد باشد ولی در قصد خطا شود مثلا کسی را برای آنکه ادب شود کتک زنند و مضروب بمیرد . چنین قتلی واجب قصاص نمی شود بلکه موجب دیه گردد . یا قتل شراب . بی قوت کردن شراب . یا قتل عام . کشتاری که در آن بر مرد و زن و کوچک و دوست و دشمن ابقائ نکنند کشتار عام . یا قتل عمد ( ی ) . قتلی که عمل و قصد هر دو عمد باشد و آن هنگامی است که عاقل بالغی آهنگ کشتن بوسیله ای که غالبا به آن قتل واقع گردد کند . درین صورت قصاص کنند . یا قتل غیر عمد ( ی ) . قتلی که بدون اراده و قصد خطا صورت گرفته باشد .
دشمن جنگ آور یا جائی که بزدن بر آنجا هلاک گردند .
[علوم سیاسی و روابط بین الملل] ← قتل سیاسی
چون آنکه کسی پرنده را مثلا هدف قرار دهد ولی تیرش بخطا رود و انسانی را بکشد چنین قتلی موجب دیه میشود .
[assassination] [علوم سیاسی و روابط بین الملل] کشتن شخصیت ها برای رسیدن به مقاصد سیاسی؛ این کار همیشه به دست عوامل مزدور یا متعصب انجام می شود متـ . قتل، ترور
چوم آنکه کسی را برای آنکه ادب شود کتک زنند و شخص مضروب بمیرد .
کشتن دسته جمعی کشتن جماعت
قتل عمد موجب قصاص است نه دیه وقتی عمد هنگامی است که عاقل بالغی آهنگ کشتن کند بوسیله که غالبا بدان قتل واقع گردد .
[ گویش مازنی ] /ghatel ghaaz/ فلامینگو که به خاطر رنگ سرخ پاهایش، شهید غاز نیز گویند
بدانکه قتل در میان قوم یهود همچنانکه در میان سایر امم بر دو قسم بود .
[honour killing] [مطالعات زنان] قتل یکی از بستگان، به ویژه دختران و زنانی که باعث بی آبرویی در خانواده شده اند
کشتار و چپاول
( مصدر ) کشتن .
ده کوچکی است از دهستان ای نیوند بخش دلفان شهرستان خرم آباد در ۱۷ هزار گزی شمال نور آباد و ۱۹ هزار گزی خاور اتومبیل رو خرم آباد بکرمانشاه واقع است . سکنه ۵٠ تن است .

معنی قتل در فرهنگ معین

قتل
(قَ) [ ع . ] ۱ - (مص م .) کشتن . ۲ - (اِمص .) کشتار.

معنی قتل در فرهنگ فارسی عمید

قتل
۱. کشتن.
۲. شهادت یکی از امامان شیعه: روز قتل.

قتل در دانشنامه اسلامی

قتل
قتل اصطلاحا به عملی گفته می شود که زندگی و حق حیات را از انسانی سلب می کند.
واژه ی "قتل" در لغت به معنی ازاله ی روح از بدن و از بین رفتن زندگی است
قتل در اصطلاح
این واژه در اصطلاح فقه به عملی گفته می شود که ادامه ی زندگی و حیات را از انسان گرفته و به مرگ شخص منجر شود. این عمل به دست قاتل انجام می گیرد.
تعریف لغوی و اصطلاحی حکم
احکام از ریشه ی " حکم " در لغت به معنی منع و بازداشتن است و در اصطلاح فقه درباره ی چیزی حکم کردن گفته می شود. به طوری که بگوییم آن طور هست یا آن طور نیست. امر و نهی کردن درباره ی یک موضوع از لوازمات احکام است. به قوانین و دستوراتی که خدای متعال برای موضوعات مختلف صادر نموده، حکم شرعی گفته می شود. پس منظور از احکام قتل بایدها و نبایدهایی است که خداوند در قرآن کریم درباره ی قتل بیان نموده است که در ذیل به آن می پردازیم.
کاربرد قتل در قرآن
...
قتل
معنی قُتِلَ: کشته شد - کشته باد - مرگ بر ( در عباراتي نظير" فَقُتِلَ کَيْفَ قَدَّرَ " )
معنی قَتَلَ: کشت
معنی قَتْلَ: کشتن
معنی يَقْتُلُونَ: می کشند - به قتل می رسانند
معنی تَقْتِيلاًَ: کشته شدني (در جمله "قُتِّلُواْ تَقْتِيلاًَ "يعني به سختي به قتل برسند)
معنی نَّسِيءُ: تأخیر انداختن - تأخیر انداخته شده (رسم عرب در جاهليت چنين بود که وقتي دلشان ميخواست در يکي از چهار ماه حرام که جنگ در آنها حرام بوده جنگ کنند موقتا حرمت آن ماه را برداشته به ماهي ديگر ميدادند تا از طرفی مقصودشان فراهم گردد و از طرفی تعداد ماههای حرام...
معنی يُوَاطِئُواْ: که هماهنگ و مطابق سازند - که همگام سازند (از کلمه وطئ به معنای قدم نهادن.رسم عرب در جاهليت چنين بود که وقتي دلشان ميخواست در يکي از چهار ماه حرام که جنگ در آنها حرام بوده جنگ کنند موقتا حرمت آن ماه را برداشته به ماهي ديگر ميدادند تا از طرفی مقصودشان ...
معنی عَسَيْتُمْ: از شما انتظار مي رفت (در عبارت "فَلَوْ صَدَقُواْ ﭐللَّهَ لَکَانَ خَيْراً لَّهُمْ *فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِن تَوَلَّيْتُمْ أَن تُفْسِدُواْ فِي ﭐلْأَرْضِ وَتُقَطِّعُواْ أَرْحَامَکُمْ "آيا از شما توقع ميرفت که از کتاب خدا و عمل به آنچه در آن است که يکي از آ...
ریشه کلمه:
قتل‌ (۱۷۰ بار)

کشتن. اصل قتل ازاله روح است از بدن مثل مرگ لیکن چون بکشنده اطلاق شود قبل گویند و به اعتبار از بین رفتن حیات، موت نامند (مفردات). . . قتل گاهی به معنی لعن آید چنانکه در مجمع و قاموس گفته مثل . لعن بر انسان چه بسیار کافر است و شاید به معنی خبر باشد مثل . اصحاب کانال ملعون شدند. *** تقتیل: اقرب الموارد گوید: آن برای کثرت است «قَتَّلَ الْقَوْمَ اَیْ قَتَلَ کَثیراً مِنْهُمْ» از مجمع روشن می‏شود که مبالغه آن گاهی در کثرت و گاهی در کیفیت قتل است مثلاً در آیه . برای کثرت است یعنی زیاد می‏کشتند پسرانتان را و زنده می‏گذاشتند زنانتان را ولی در آیه . ظاهراً منظور شدت قتل است. قتال: جنگیدن با همدیگر. کشتن همدیگر. . سینه شان تنگ شد از اینکه با شما یا با قوم خویش بجنگند. مقاتله: گاهی به معنی لعنت آید . خدا لعنتشان کند کجا برمی گردند. طبرسی ذیل آیه بعد از قبول این معنی فرموده: ابن انباری گفته مقاتله از قتل است و چون از طرف خدا گفته شود مراد لعن است که ملعون از جانب خدا به منزله مقتول هالک است راغب اصرار دارد که آن را بین الاثنین گرداند و گوید: (کافر یا منافق) به وضعی رسیده که به جنگ با خدا مباشرت کرده و هر که با خدا مقاتله کند مقتول است. لیکن این توجیه چندان دلچسب نیست. *** اقتتال: مقاتله کردن «اقْتَتَلَ الْقَوْمُ: تَقاتَلُوا» . در آن شهر دو نفر یافت که با هم می‏جنگیدند. *** قتال: جنگیدن. . این پیامبر مؤمنان را به جنگ تشویق کن. اسلام و جنگ تعرّضی‏ جنگ دو گونه است یکی جنگ تعرضی و آن این است که قومی به فکر جنگ با ما نباشند و بخواهند در صلح و مسالمت زندگی کنند ولی ما به آنها حمله کنیم. دوم جنگ دفاعی و آن اینکه گروهی بر ما حمله کنندو ما از خود دفاع کنیم و یا قومی پیمان شکنی کنند و یا در فکر حمله به بلاد اسلامی باشند و مسلمین بر آنها پیش دستی کنند. در اینکه آیا در اسلام جنگ تعرضی هست یا نه، به عبارت دیگر اگر مردمی غیر مسلمان با مسلمانان جنگ نکنند و بخواهند با مسالمت زندگی کنند آیا مسلمین حق دارند برای اشاعه اسلام به بلاد آنها حمله کنند یا نه؟ لازم است ابتدا آیات قرآن را بررسی کرده سپس به سنت و تاریخ برگردیم : 1- . از این آیه روشن می‏شود که جنگ در اسلام برای جهان گشایی نیست بلکه برای اشاعه دین است به عبارت اخری جنگ باید در راه خدا و برای خدا باشد نه برای گرفتن خاک دیگران و توسعه ممالک. و نیز فقط با کسانی می‏شوند جنگید که ما می‏جنگند «اَلَّذینَ یُقاتِلُونَکُمْ» و تجاوز به دیگران هر چند کفار باشند جایز نیست «وَ لاتَعْتَدُوا» یعنی مطلقا تعدی نکنید خواه قتال ابتدائی باشد و خواه کشتن اطفال و زنان باشد یا غیر آن. علی هذا «اَلَّذینَ یُقاتِلُونَکُمْ» شرط «قاتِلُوا» است یعنی اگر آنها به جنگ شما آمدند شما هم با آنها بجنگید. المنار در شرط بودن آن تردید ندارد. ولی به قول بعضی، آن شرط نیست بلکه بیان مصداق است یعنی با مردان که با شما می‏جنگند. بجنگید نه با زنان و اطفال که نمی‏جنگند المیزان این را می‏پسندد، مجمع آن را به صورت قول نقل می‏کند. ناگفته نماند: ظهور «اَلَّذینَ یُقاتِلُونَکُمْ» در شرطیت است مخصوصا با ملاحظه تعمیم «وَ لاتَعْتَدُوا». باید دانست: آیه ما نحن فیه، به قرینه آیات مابعد قطعا درباره جهاد با مشرکین مکّه است ولی اختصاص به مشرکین مکّه چنانکه مفهوم کلام بعضی از بزرگان است ظاهراً مورد ندارد مشرکین مکه نباید خصوصیتی داشته باشند خاصه راجع به آیه اول که عمومیت آن قابل انکار نیست لذا در مجمع فرموده:... به قولی مأمور به قتال اهل مکه شدند ولی حمل آیه بر عموم بهتر است مگر آنچه با دلیل خارج شده است. 2- در سوره انفال آیه 60 فرموده: برای مقابله با کفار آنچه بتوانید از نیرو و اسبان آماده کنید...و در . یعنی اگر کفّار مایل به مسالمت شدند تو هم مایل باش و بر خدا توکل کن که او شنوا و دانا است. در این آیه امر به مسالمت شده در صورتیکه کفار بدان میل کنند و صریح است در اینکه اگر کافران خواستار مسالمت باشند نمی‏شود با آنها جنگید آیات ماقبل قابل انطباق به اهل کتاب است که با رسول خدا «صلی اللَّه علیه و آله» پیمان عدم تعرض بسته و آن را می‏شکستند. 3- . ازکلیت «فَمَنِ اعْتَدی عَلَیْکُمْ فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ» نیزمی شود مطلب مورد نظررا استفاده کردکه اعتداء و حمله در صورت اعتداء طرف دیگر است. 4- . به حکم این آیه کفّاریکه با ما در باره از بین بردن دین جنگ نکرده و از دیارمان بیرون ننموده‏اند، می‏توانند مورد احسان و عدالت ما واقع شوند، می‏توان فهمید که لازم است با آنها به عدالت رفتار کرد در این صورت جنگ با آنها و حمله به آنها چطور خواهدبود؟ ایضاً آیه 92 و 93 سوره نساء. 5- آیات سوره توبه در باره جنگ با مشرکین است و در اینکه مشرکین متجاوز و متعدی بودند شکی نیست و آیات نیز به آن تصریح دارندمثلافرموده: . . آیات سوره آل عمران در باره جنگ «احد» نازل شده که لشکرکشی از طرف کفار بود و آیات سوره انفال در باره جنگ معروف «بدر» است که اعتداء و تجاوز مدتها از طرف مشرکین بود.با ملاحظه این آیات می‏توان به دست آورد که قرآن نظری به جنگ ابتدایی و تعرضی ندارد بلکه متوجه دفاع است اینک نظری به آیات دیگر: *** آیات دیگری هست که در باره جنگ اطلاق دارند و شرطی در آنها دیده نمی‏شود و ظهور آنها در جنگ ابتدایی و تعرضی است البته برای اشاعه اسلام و گسترش سبیل الله. 1- . این آیه که درباره کفّار از اهل کتاب است به طور اطلاق می‏رساند که باید با آنها بجنگید. تا وقتیکه با خضوع به دولت اسلامی، جزیه بدهند. 2- . به قرینه آیه 21 توبه می‏شود گفت مراد از «فَاِنِ انْتَهَوْا» ایمان آوردن است این آیه تا از بین رفتن فتنه و برقراری دین خدا جهاد را واجب می‏کند. 3- . این آیه نیز مطلق است ولی در آیات ما بعد جریان بنی اسرائیل مثل آمده که به پیامبرشان گفتند: «وَ ما لَنااَلّا نُقاتِلَ فی سَبیلِ اللهِ وَ قَدْ اُخْرِجْنا مِنْ دِیارِنا وَ اَبْنائِنا» که از آن دفاع و استرداد حق استفاده می‏شود. 4- . مراد از «یَلْوُونَکُم» کفاری است که در اطراف مسلمین اند و ظهور آیه در آن است که عموم مسلمانان جهان مأمورند با کفاریکه در اطراف آنها هستند(برای گسترش اسلام) بجنگند. 5- . آیه اول مطلق و شامل قتال ابتدائی است، آیه دوم بیان دو حکم است جهاد در راه خدا و جهاد برای نجات مظلومان از چنگ ستمکاران. این آیات گرچه مطلق اند ولی لازم است با آیاتیکه مقیداند یکجا حساب گردند مثلا آیه ایکه می‏گوید«وَاِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَها» آیا در باره این آیات جاری نیست؟ با آنکه آیات ماقبل این آیه قابل انطباق به اهل کتاب است و اگر کفار گفتند: ما می‏خواهیم با مسلمانان در حال مسالمت زندگی کنیم، کاری با آنها نداشته باشیم آنها نیز با ما کاری نداشته باشندآیا باید به این تمسک کرد یا به آیاتیکه مبین مطلق قتال اند؟ والله العالم و ان مستلزم آن نیست که کفار پیوسته در کفر بمانند زیرا می‏شود باب رفت و آمد را باآنها بازکرد و با وسائل دیگری نفوذ یافت و اسلام را گسترش داد. جنگهای رسول خدا «صلی اللَّه علیه و آله» بررسی تاریخ نشان می‏دهد که جنگهای رسول خدا«صلی اللَّه علیه و آله» جنبه تدافعی داشته و تجاوز و پیمان شکنی ابتداء از جانب کفار بوده است: جنگ بدر در جنگ بدر تجاوز از ناحیه مشرکین بود آنها دارایی مسلمانان را در مکه مصادره می‏کردند، آنها را با انواع شکنجه می‏آزردند، خانه هایشان را می‏کوبیدند، از مهاجرتشان به مدینه ممانعت می‏کردند، کار را به جایی رساندند که رسول خدا«صلی اللَّه علیه و آله»به هجرت مجبور گردید. بنا به تصریح تاریخ نظر آن حضرت قافله قریش بود و می‏خواست با گرفتن آن و مصادره اموال،قریش را وادار کند که از ایذاء مسلمانان در مکه خودداری کنند و آنچه را که از مسلمانان گرفته‏اند تلافی نماید و تا آنهابواسطه ناامن بودن راه تجارتشان در مضیقه واقع شده و راه را بر اهل اسلام نبندند. چنانکه محققین گفته‏اند و از طرفی روشن نیست که آن حضرت در صورت گرفتن کاروان قریش با آن اموال چه رفتار می‏کرد. قریش برای نجات کاروان خویش از مکه بیرون شدند، در راه دریافتند که کاروان از حدود خطر گذشته است ولی دست از کار نکشیدند و حتی بعضی، بعضی را از جنگ برحذر داشتند بالاخره برنگشته به جنگ آن حضرت آمدند و خورد شدند روی هم رفته نمی‏شود جنگ بدر را جنگ تعرضی نامید ولی آیات سوره انفال با صراحت تمام می‏رساند که: خدا می‏خواسته چنین جریانی پیش آید و موجب سرفرازی مسلمین و شکست کفار باشد و خلاصه در«بدر» جنگ با کفاری واقع شده که پیوسته با مسلمانان در حال جنگ بوده‏اند نه در حال سلم. جنگ احد وغیره‏ حساب جنگ «احد» کاملا روشن است، کفار به مدینه لشکرکشی کردند تا قتال «احد» پیش آمد. همچنین جنگ احزاب (خندق)که کفار مکه و اهل کتاب به مدینه حمله کردند. ایضا جنگ حنین که قبیله ثقیف و هوازن سر راه رسول خدا را در حنین گرفتند. بنی قینقاع رسول خدا«صلی اللَّه علیه و آله» چون به مدینه هجرت فرموده با یهود بنی قینقاع که در کنار مدینه ساکن بودند و شغل زرگری داشتند، پیمان عدم تعرض بستند، پس از جنگ بدر آنها پیمان خویش را نادیده گرفتند و بر مسلمانان حسد و طغیان کردند و با مشرکان بر علیه مسلمین مکاتبه نمودند، تا از طرف رسول خدا «صلی اللَّه علیه و آله» محاصره شده و از اطراف مدینه رانده شدند، بنا به تصریح ابن اثیر آنها به اذرعات شام رفتند و پس از مدتی منقرض گشتند.رجوع شود به تواریخ. بنی نضیر و بنی قریضه‏ یهود بنی نضیر و بنی قریضه هر دو در اطراف مدینه ساکن و مردمان مزاحم و ناقض العهد بودند و برعلیه مسلمانان فتنه انگیزی می‏کردند، رسول خدا«صلی اللَّه علیه و آله» با هردو گروه پیمان عدم تعرض بسته بود ولی نقض عهد کردند و حتی بنی نضیر قصد کشتن آن حضرت را داشتند واگر وحی آسمانی نبود کارشان را کرده بودند، سرانجام رسول خدا «صلی اللَّه علیه و آله»با اجلاء بنی نضیر موافقت فرمود تا از مدینه رانده شدند و سعدبن معاذ که داور رسول خدا و داور بنی قریضه بود بر قتل جنگجویان بنی قریضه رأی داد و با اجرای آن حکم شرشان دفع گردید. بنی مصطلق بنی مصطلق مردمی بودند که به قیادت رهبرشان حرث بن ابی ضرار تدارک جنگ دیده و قصد حمله به مدینه را داشتند رسول خدا«صلی اللَّه علیه و آله» به دیارشان لشکر کشیدو مغلوبشان کرد. خیبر علت حمله بر خیبر آن بود که قومی از بنی نضیر پس از رانده شدن از مدینه در خیبر مسکن گزیدند و یهود خیبر را بر خودخاضع و مطیع نمودند آنگاه شروع به فتنه انگیزی بر علیه مسلمانان کردند و همانها بودند که جنگ خندق راتدارک دیدند و بنی قریضه و قریش و غطفان را به جنگ با مدینه برانگیختند. تا آن حضرت بر خیبر لشکر کشید و قلعه‏های بنی نضیر را که ناعم، قموص و غیره بودند فتح کرد و مردم دو قلعه وطیح و سلالم که امان خواستند به آنها امان داد چنانکه ابن هشام و ابن اثیر و دیگران گفته‏اند. فتح مکّه در اینکه رسول خدا«صلی اللَّه علیه و آله» به مکه حمله کرد شکی نیست و نیز در اینکه مکه موطن اصلی آن حضرت و مهاجران بود و به زور از آن بیرون رانده شده بودند، گفتگویی نیست، باز باید دید علت حمله به مکه چه بود گرچه پس از فتح آن با مهربانترین وجهی با آنها رفتار کرد و آن غائله را بدون خونریزی پایان داد. رسول خدا«صلی اللَّه علیه و آله» در سال ششم هجرت ماه ذیقعده به قصد عمل «عمره» به مکه تشریف برد، هفتصدنفر یا هزار وچهارصد نفر از اصحابش بااو بودند، قریش از ورود آن حضرت مانع شدند پس از مذاکرات بسیار در حدیبیه نزدیکی مکه معظمه صلحی که متضمن عدم تعرض به مدت ده سال بود میان آن حضرت و مشرکان منعقد گردید، حضرت با یارانش درهمانجا از احرام خارج شده و قربانی کردند و از همانجا به مدینه برگشتند که در سال آینده به مکه برای عمل «عمره» بازگردند. و درعهدنامه مقرّر بود: هر قومی که به پیمان آن حضرت یا قریش داخل شوند مختاراند، قبیله خزاعه به پیمان آن حضرت و قبیله بنوبکر به پیمان قریش وارد شدند، بعد از پیمان، بنی بکر به قبیله خزاعه که هم پیمان رسول خدا بودند لشکر کشیدند و جمعی از قریش آنها را در تهیه وسائل جنگ یاری کردند حتی به طور ناشناس جزء لشکریان بنی بکر شده و با خزاعه در کنار آبشان که «وتیر» نام داشت جنگیدند و حتی احترام حرم مکه را هم مراعات نکردند، به دنبال این نقض عهد که بنی بکر و قریش مرتکب شدند عمروبن سالم خزاعی به مدینه آمد، رسول خدا«صلی اللَّه علیه و آله» در مسجد در میان مردم نشسته بود که عمرو وارد شد و اشعاری خواند و آن حضرت را از پیمان شکنی بنی بکر و قریش مطلع کرد، پس از وی بدیل بن ورقاء با جمعی از خزاعه وارد مدینه شده و آن حضرت را از تجاوز بنی بکر و قریش خبردادند. این ماجرا و پیمان شکنی سبب حمله به مکه معظمه بود و آن محیط مقدس بی آنکه خونریزی بوجود آید فتح گردید و اگر آنها پیمان شکنی نکرده و بر خزاعه نتاخته بودند رسول خدا«صلی اللَّه علیه و آله» پیمان خویش را حتما محترم می‏شمرد، وانگهی اهل مکه همواره در پی فرصت بودند که به مدینه تاخته و اسلام را ریشه کن کنند، اگر درحالت اهل مکه دقت کنیم خواهیم دید آنهاهیچ وقت راضی نبودند با مسلمانان همزیستی مسالمت‏آمیز داشته باشند و در صورت فراهم شدن فرصت اگر هزارپیمان هم داشتند نادیده گرفته و بیرحمانه به مسلمین می‏تاختند چنانکه خداوند فرموده: . طائف علت لشکرکشی به طائف آن بود که چون قبیله ثقیف و هوازن در «حنین» بر مسلمانان حمله کردند فراریان ثقیف و دیگر همدستان آنها وارد طائف شده و دروازه‏های شهرشان را بسته و در آن متحصن شدند رسول خدا«صلی اللَّه علیه و آله» در تعقیب آنها بر طائف لشکر کشید و با آنها جنگید. مؤته و تبوک مؤته دهی بود از اراضی بلقاء از شام که در کنار آن جنگ معروف مؤته با رومیان اتفاق افتاد، در سیره حلبیه گوید: علت این لشکرکشی و جنگ آن بود که رسول خدا«صلی اللَّه علیه و آله»نامه‏ای به هرقل زعیم روم نوشت، حرث بن عمیرازدی نماینده آن حضرت مأمور شد نامه را پیش هرقل ببرد، شرحبیل بن عمرو غسانی که از امراء قیصر در شام بود او را گرفت و گفت: قصدکجا را داری؟ شاید از نمایندگان محمدی؟ گفت: آری. شرحبیل او را گردن زد، این خبر به آن حضرت رسید و کار به اشکال کشید و این سبب لشکرکشی به آن محل شد. نگارنده گوید: ظاهر آن است که این لشکرکشی برای سرکوبی شرحبیل و اتباع او بود و چون آن وقت هرقل از جنگ با ایرانیان بر می‏گشت مسلمانان با آنها درگیر شدند در تاریخ آمده لشکریان اسلام که سه هزار نفر بودند چون به شام رسیدند، اطلاع یافتند که هرقل با صدهزار نفر در آنجاست و قبایلی از عرب به یاری وی شتافته‏اند مسلمانان به مشاوره نشستند که آیا به مدینه نوشته و نیروی امدادی بخواهند یا مثلا دستور عقب نشینی از جانب آن حضرت صادر شود بالاخره در مؤته جنگ اتفاق افتاد و به عقب نشینی مسلمانان منجر شد. لشکرکشی به تبوک در سال نهم هجرت برای آن بود که به رسول خدا«صلی اللَّه علیه و آله» خبر رسید سپاه روم به قصد مدینه بیرون شده و پیش قراولانشان به بلقاء وارد شده‏اند آن حضرت برای جلوگیری از آنها به تبوک لشکر کشید. نتیجه مشکل است درغزاوت و سرایای رسول خدا«صلی اللَّه علیه و آله» محلی یافت که جنگ تعرضی باشد بلکه نوعا اسباب لشکرکشی را دشمنان دین فراهم می‏آوردند، از طرف دیگر: ظاهرا آیاتیکه مطلق اند با آیات مقید باید رویهم حساب شوند، ولی درعین حال اسلام باید برای ترویج و هدایت مردم راه داشته باشد. به صراحت قرآن و ضرورت دین رسول خدا«صلی الله علیه و آله»برای همه جهانیان مبعوث شده است . . . در این صورت اگر بگوییم: در صورت طلب صلح از جانب کفار باید با آنها کاری نداشته و دین خدا را تبلیغ نکنیم این منافی عمومیت رسالت خواهد بود. با در نظر گرفتن نامه‏های رسول خدا«صلی اللَّه علیه و آله» که به پادشاهان ایران و مصر و غیره نوشت و آنها را به اسلام دعوت کرد و به یمن و بحرین و جاهای دیگر نماینده فرستاد و تبلیغ دین کرد و با در نظر گرفتن اینکه بایدبایهودو نصاری جنگید تا جزیه قبول کرده و به حمایت اسلام در آیند و با مسلمانان رفت وآمد داشته و ارتباط پیداکنند تا راه برای تبلیغ اسلام باز باشد و با در نظر گرفتن روایات که درجنگ باید ابتداء کفار را به اسلام دعوت کرد و در صورت نپذیرفتن با آنها جنگ نمود. از همه اینها روشن می‏شود که حکم جهاد دارای دو مرحله است اول اینکه لازم است با هر طریق که بوده باشد میان کفار راه باز کرد با ارسال نماینده، نامه‏ها، دعوت به دین پول دادن و غیره که امکان دارد و اگر با هیچ یک از طرق امکان،راه یافتن به هدایت و تبلیغ دین ممکن نشد در مرحله دوم باید با آنها جنگید تا راه خدا را در میانشان بازکرد و این عقلا و شرعا هیچ مانعی ندارد چرا نباید مردم را با زور به سعادت دنیا و آخرت وادار کرد؟ و چه اشکالی دارد که با زور داروی شفابخش را به مریض بخورانیم تا شفا یابد؟ در کافی در ضمن حدیث مفصلی از امام صادق«علیه السلام» روایت شده که فرمود: شمشیرهای آخته سه تا است یکی بر مشرکان عرب که خدا فرموده: . از اینان جز قتل یا دخول به اسلام پذیرفته نیست... شمشیر دیگر بر اهل ذمه است... . شمشیر سوم بر مشرکین عجم است یعنی ترک، دیلم، خزر( که آن وقت مسلمان نبودند) خدا در اول سوره ایکه در آن «اَلَّذینَ کَفَروُا» گفته حالشان را حکایت کرده بعد فرموده: . این حکم دارای دنباله ایست که باید در کتب فقه دنبال شود. *** از قرآن مجید روشن می‏شود:که پیامبران گذشته در صورت فراهم شدن وسائل با دشمنان دین و بشریت جنگ کرده‏اند چنانکه فرموده:. و آنگاه که موسی «علیه السلام» به قوم خویش گفت: «یا قَوْمِ ادْخُلوُا الْاَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ» مرادش جنگ بود زیرا در جواب گفتند:. یا آن وقت که پس از درگذشت موسی بنی اسرائیل به پیامبرشان گفتند: . ولی از آیات بعدی روشن می‏شود که جنگ تعرضی نبوده است و نیز لشکرکشی سلیمان «علیه السلام»به مملکت سباء که در نامه خویش نوشت . و آنگاه که به نماینده ملکه فرمود: . ولی آیه اول روشن می‏کند که آنها را ابتدا به اسلام دعوت کرده است. جهاد محبوب هیچ قیام حق در جهان بدون کشت و کشتار پیش نرفته وپیروز نشده است مسالمت آن قدرت را ندارد که دست مخالفان آزادی و بشریت را کوتاه کند باید زور و جنگ وارد میدان شود . سرنوشت قیام‏های حق خواهانه در میدانهای جنگ تعیین شده است قیام کنندگان تا دست به اسلحه نبرده‏اند پیروز نشده‏اند، شکست اخیر اسرائیل، آزادی الجزایر، آزادی امریکا، انقلاب فرانسه، آزادی کوبا، استقلال ویتنام و غیره و غیره همه با شمشیر و جنگ صورت گرفته است. اینکه مسیحی‏ها می‏گویند: اسلام با شمشیر پیشرفت و به زور به مردم تحمیل شد خیال خامی است بیشتر استناد آنها به رسالت چند ساله یا چند ماهه عیسی «علیه السلام» است ولی آن حضرت مجالی برای جنگ نیافته است ولی پس از وی دیدیم مسحیت صلح جو برای پیش بردن اهداف خود به نام اصلاح جویی چه خونریزی‏ها به راه انداخت، جنگهای صلیبی و غیره را که به نظر آورید و به ریش این هوچیگران بخندید. مهم این است که هدف قیام کننده حق و برای آزادی توده رنجدیده و برای احیاء راه خدا باشد اگر جنگهای اسلامی تعرضی هم باشد اصلا مانعی ندارد جنگی است که صلح و سعادت نتیجه آن است و السلام علی من اتبع الهدی .
قتل آمران به معروف در قرآن کریم نهی شده است.
قتل آمران به قسط حرمت دارد:«ان الذین یکفرون بـایـت الله... ویقتلون الذین یامرون بالقسط من الناس فبشرهم بعذاب الیم• اولـئک الذین حبطت اعمــلهم فی الدنیا والاخرة وما لهم من نـصرین؛ کسانی که نسبت به آیات خدا کفر می ورزند ... و (نیز) مردمی را که امر به عدالت می کنند به قتل می رسانند، و به کیفر دردناک (الهی) بشارت ده!• آنها کسانی هستند که اعمال (نیکشان، به خاطر این گناهان بزرگ،) در دنیا و آخرت تباه شده، و یاور و مددکار (و شفاعت کننده ای) ندارند.»
جزای قاتلان آمران به معروف
در تعقیب آیه گذشته که به طور ضمنی نشان می داد یهود و نصاری و مشرکانی که با پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله وسلم) به گفتگو و ستیز برخاسته بودند تسلیم حق نبودند در این آیه به بعضی از نشانه های این مساله اشاره می کند، می فرماید: کسانی که به آیات خدا کافر می شوند، و پیامبران را به ناحق می کشند و (همچنین) کسانی را از مردم که امر به عدل و داد می کنند به قتل می رسانند، آنها را به مجازات دردناک (الهی) بشارت بده (ان الذین یکفرون بآیات الله و یقتلون النبیین بغیر حق و یقتلون الذین یامرون بالقسط من الناس فبشرهم بعذاب الیم). در این آیه نخست به سه گناه بزرگ آنها اشاره شده (کفر ورزیدن به آیات پروردگار، کشتن پیامبران، بناحق و کشتن کسانی که از برنامه های پیامبران دفاع می کردند و مردم را به عدالت دعوت می نمودند) و هر یک از این گناهان به تنهایی کافی بود که ثابت کند آنها تسلیم فرمان حق نیستند، بلکه صدای حق گویان را در گلو خفه می کنند. سپس در دنباله این آیه و آیه بعد، به سه کیفر و سرنوشت شوم آنها اشاره می کند: نخست عذاب الیم و دردناک بود که در بالا گذشت. دیگر اینکه می فرماید: آنها کسانی هستند که اعمال نیکشان در دنیا و آخرت نابود گشته، و اگر اعمال نیکی انجام داده اند تحت تاثیر گناهان بزرگ آنان اثر خود را از دست داده است (اولئک الذین حبطت اعمالهم فی الدنیا و الآخرة). دیگر اینکه آنها در برابر مجازات های سخت الهی هیچ یار و یاور (و شفاعت کننده ای) ندارند (و ما لهم من ناصرین). در آیه اول آمران به عدالت و دعوت کنندگان به معروف و حق در ردیف پیامبران شمرده شده اند و کفر به خداوند و کشتن پیامبران و کشتن اینگونه افراد در یک سطح قرار گرفته است و این نهایت اهتمام اسلام را به مساله بسط عدالت در اجتماع روشن می سازد. از آیه دوم شدت مجازات کسانی که اقدام به قتل چنین مردم صالحی بکنند به خوبی روشن می شود، زیرا سابقا گفته ایم حبط درباره همه گناهان نیست بلکه در مورد گناهان شدیدی است که اعمال نیک را نیز از میان می برد و از همه گذشته نفی شفاعت از این اشخاص نشانه دیگری بر شدت گناه آنها است. اینکه فرمود: اولئک الذین حبطت اعمالهم فی الدنیا و الآخرة، و ما لهم من ناصرین: دو نکته را افاده می کند: اول اینکه: اگر انسان کسی را به جرم اینکه امر به معروف و نهی از منکر می کند به قتل برساند اعمال نیکش همه حبط و بی اجر می شود. دوم اینکه: در روز قیامت مشمول شفاعت نمی گردد.
جزای قاتل آمران در روایت
در مجمع البیان از ابی عبیده جراح روایت آورده که گفت: به رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) عرضه داشتم کدام یک از مردم در قیامت عذابی سخت تر دارد؟ فرمود: مردی که پیامبری را بکشد، و یا مردی را به قتل برساند که امر به معروف و یا نهی از منکر می کند، آنگاه این آیه را تلاوت فرمود: الذین یکفرون بآیات الله و یقتلون النبیین بغیر حق، و یقتلون الذین یامرون بالقسط من الناس، آنگاه فرمود: ای ابا عبیده! بنی اسرائیل در یک ساعت چهل و سه پیامبر را کشتند، عابدان بنی اسرائیل که این را دیدند صد و دوازده نفر از آنان قیام نموده، کشندگان ] را امر به معروف و نهی از منکر کردند، و بنی اسرائیل همه آنان را تا آخر روز به قتل رساندند، و آیه نامبرده راجع به این واقعه است.
بنا بر تصریح آیات متعددی از قرآن، بنی اسرائیل، تعدادی از پیامبران خود را کشتند؛ بلکه از برخی قرائن به دست می آید که این گناه بزرگ، برای آنها امری عادی شده بود. منابع اسلامی پیامبرانی مانند زکریا و یحیی را از جمله پیامبران کشته شده دانسته اند.در قتل، گاهی خود شخص قاتل نیست؛ اما اسباب قتل فرد را فراهم می کند. گاهی نیز قتل، مباشرتی است که در آن خود شخص بدون واسطه، عمل قتل را انجام می دهد. این آیات می تواند ناظر به هر دو شیوه باشد که کشته شدن پیامبران گاه مستقیماً توسط خود آنان انجام شده و گاه با توطئه، تحریک و افشای راز، قدرتمندان را به کشتن پیامبران ترغیب و تشویق می کردند.
بنی اسرائیل، پیامبرزادگانی بودند که آیات بسیاری در مورد آنها نازل شده است. قرآن کریم در کنار بیان برخی فضیلت ها، («قَالَ أَغَیْرَ اللّهِ أَبْغِیکُمْ إِلَهًا وَهُوَ فَضَّلَکُمْ عَلَی الْعَالَمِینَ» «(سپس) گفت: آیا غیر از خداوند، مبعودی برای شما بطلبم؟! خدایی که شما را بر جهانیان (و مردم عصرتان) برتری داد!») در موارد بسیاری آنان را به شدت توبیخ کرده است. در یکی از این آیات، خداوند می فرماید: مهر ذلت و خواری بر (پیشانی) آنان زده شد و به خشم خدا گرفتار شدند: «ذلک بِأَنَّهُمْ کانُوا یَکْفُرُونَ بِآیاتِ اللهِ وَ یَقْتُلُونَ النَّبِیِّینَ بِغَیْرِ الْحَق»؛ این ذلت و خشم خدا به خاطر آن بود که آیات خدا را انکار می نمودند و پیامبران خدا را به ناحق می کشند و این اعمال آنان به سبب کفر و عصیانشان بود و آنان قومی تجاوزگر و کفرپیشه بودند و به گناه کردن عادت داشتند.
قتل انبیا در آیات قرآن
کشته شدن انبیا توسط بنی اسرائیل در آیات دیگری نیز آمده است. منابع اسلامی پیامبرانی (مانند زکریا و یحیی) را ذکر کرده اند و طبیعتاً تعداد این کشته شدگان بسیار بیشتر بوده؛ به حدی که بنابر برخی روایات، بنی اسرائیل در یک روز سیصد پیامبر را کشتند. اینان در حالی پیامبران را می کشتند که علم به نبوتشان داشته و یقین داشتند که اینان فرستادگان خداوند هستند و با این عمل گناه خود را دو چندان می کردند.
تهدید پیامبران به قتل
قرآن در مواردی تهدید پیامبران به قتل و نیز بر عهده گرفتن قتل توسط بنی اسرائیل را مطرح کرده است:
← روایتی از هارون
...
خداوند در آیات قرآن کریم نهی از قتل انبیاء کرده است، و به قاتلان آنها مجازات و عذاب دردناک بشارت داده است.
کشتن انبیاء حرام می باشد:«... وضربت علیهم الذلة والمسکنة وباءو بغضب من الله ذلک بانهم کانوا یکفرون بـایـت الله ویقتلون النبیین بغیر الحق ذلک بما عصوا وکانوا یعتدون؛ ... و (مهر) ذلت و نیاز، بر پیشانی آنها زده شد؛ و باز گرفتار خشم خدائی شدند؛ چرا که آنان نسبت به آیات الهی، کفر می ورزیدند؛ و پیامبران را به ناحق می کشتند. اینها به خاطر آن بود که گناهکار و متجاوز بودند.»«ولقد ءاتینا موسی الکتـب وقفینا من بعده بالرسل وءاتینا عیسی ابن مریم البینـت وایدنـه بروح القدس افکلما جاءکم رسول بما لاتهوی انفسکم استکبرتم ففریقـا کذبتم وفریقـا تقتلون• وقالوا قلوبنا غلف بل لعنهم الله بکفرهم فقلیلا ما یؤمنون؛ ما به موسی کتاب (تورات) دادیم؛ و بعد از او، پیامبرانی پشت سر هم فرستادیم؛ و به عیسی بن مریم دلایل روشن دادیم؛ و او را به وسیله روح القدس تأیید کردیم. آیا چنین نیست که هر زمان، پیامبری چیزی بر خلاف هوای نفس شما آورد، در برابر او تکبر کردید (و از ایمان آوردن به او خودداری نمودید)؛ پس عده ای را تکذیب کرده، و جمعی را به قتل رساندید؟!• و (آنها از روی استهزاء) گفتند: دلهای ما در غلاف است! (و ما از گفته تو چیزی نمی فهمیم. آری، همین طور است!) خداوند آنها را به خاطر کفرشان، از رحمت خود دور ساخته، (به همین دلیل، چیزی درک نمی کنند؛) و کمتر ایمان می آورند.»«ان الذین یکفرون بـایـت الله ویقتلون النبیین بغیر حق... فبشرهم بعذاب الیم؛ کسانی که نسبت به آیات خدا کفر می ورزند و پیامبران را بناحق می کشند، ... به کیفر دردناک (الهی) بشارت ده!»«ضربت علیهم الذلة این ماثقفوا الا بحبل من الله وحبل من الناس وباءو بغضب من الله وضربت علیهم المسکنة ذلک بانهم کانوا یکفرون بـایـت الله ویقتلون الانبیاء بغیر حق ذلک بما عصوا وکانوا یعتدون؛ هر جا یافت شوند، مهر ذلت بر آنان خورده است؛ مگر با ارتباط به خدا، (و تجدید نظر در روش ناپسند خود،) و (یا) با ارتباط به مردم (و وابستگی به این و آن)؛ و به خشم خدا، گرفتار شده اند؛ و مهر بیچارگی بر آنها زده شده؛ چرا که آنها به آیات خدا، کفر می ورزیدند و پیامبران را به ناحق می کشتند. اینها بخاطر آن است که گناه کردند؛ و (به حقوق دیگران،) تجاوز می نمودند.»«لقد سمع الله قول الذین قالوا ان الله فقیر ونحن اغنیاء سنکتب ما قالوا وقتلهم الانبیاء بغیر حق ونقول ذوقوا عذاب الحریق؛ خداوند، سخن آنها را که گفتند: خدا فقیر است، و ما بی نیازیم، شنید! به زودی آنچه را گفتند، خواهیم نوشت؛ و (همچنین) کشتن پیامبران را بناحق (می نویسیم)؛ و به آنها می گوییم: بچشید عذاب سوزان را (در برابر کارهایتان!)»«لقد اخذنا میثـق بنی اسرءیل وارسلنا الیهم رسلا کلما جاءهم رسول بما لا تهوی انفسهم فریقـا کذبوا وفریقـا یقتلون؛ ما از بنی اسرائیل پیمان گرفتیم؛ و رسولانی به سوی آنها فرستادیم؛ (ولی) هر زمان پیامبری حکمی بر خلاف هوس ها و دلخواه آنها می آورد، عده ای را تکذیب می کردند؛ و عده ای را می کشتند.»
قتل انبیاء در روایات
در تفسیر عیاشی در ذیل جمله (ذلک بانهم کانوا یکفرون بآیات الله)، از امام صادق (علیه السّلام) روایت کرده، که آن جناب قرائت کردند: (ذلک بانهم کانوا یکفرون بآیات الله، و یقتلون النبیین بغیر الحق، ذلک بما عصوا و کانوا یعتدون)، و سپس فرمودند: به خدا سوگند انبیاء را با دست خود نزدند، و با شمشیرهای خود نکشتند، ولکن سخنان ایشان را شنیدند، و در نزد نااهلان، آن را فاش کردند، در نتیجه دشمن ایشان را گرفت، و کشت، پس مردم کاری کردند که انبیاء هم کشته شدند، و هم تجاوز شدند، و هم گرفتار مصائب گشتند. در کافی نظیر این روایت آمده، و شاید امام (علیه السّلام) این معنا را از جمله: (ذلک بما عصوا و کانوا یعتدون)، استفاده کرده، چون معنا ندارد قتل و مخصوصا قتل انبیاء و کفر به آیات خدا را به معصیت تعلیل کنند، بلکه امر بعکس است، چون شدت و اهمیت از اینطرف است، ولکن عصیان به معنای نپوشیدن اسرار، و حفظ نکردن آن، می تواند علت کشتن انبیاء واقع شود، و این را با آن تعلیل کنند. در حدیثی از ابو عبیده جراح می خوانیم که می گوید: از رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) پرسیدم کدامیک از مردم عذابش در روز قیامت از همه شدیدتر است؟ فرمود: کسی که پیامبری را به قتل برساند یا مردی را که امر به معروف و نهی از منکر می کند، سپس این آیه را تلاوت فرمود: و یقتلون النبیین بغیر حق و یقتلون الذین یامرون بالقسط من الناس. سپس افزود: ای ابا عبیده! بنی اسرائیل ۴۳ پیامبر را در آغاز روز در یک ساعت کشتند، در این حال ۱۱۲ نفر از عابدان بنی اسرائیل قیام کردند و قاتلین را امر به معروف و نهی از منکر نمودند، آنها نیز در همان روز کشته شدند، و این همان است که خداوند می فرماید: فبشرهم بعذاب الیم.
عذاب شدید قاتلان انبیاء
از آیات فوق استفاده می شود که آنها به دو جهت گرفتار خواری و ذلت شدند: یکی برای کفر و سرپیچی از دستورات خدا، و انحراف از توحید به سوی شرک. دیگر اینکه مردان حق و فرستادگان خدا را می کشتند، این سنگدلی و قساوت و بی اعتنایی به قوانین الهی، بلکه تمام قوانین انسانی که حتی امروز نیز به روشنی در میان گروهی از یهود ادامه دارد، مایه آن ذلت و بدبختی شد. از آیه دوم شدت مجازات کسانی که اقدام به قتل چنین مردم صالحی بکنند به خوبی روشن می شود، زیرا سابقا گفته ایم حبط درباره همه گناهان نیست بلکه در مورد گناهان شدیدی است که اعمال نیک را نیز از میان می برد و از همه گذشته نفی شفاعت از این اشخاص نشانه دیگری بر شدت گناه آنها است. از جمله: فبشرهم بعذاب الیم، (آنها را به عذاب شدید بشارت بده) استفاده می شود که کافران معاصر پیامبر (صلی الله علیه و آله وسلّم) نیز مشمول این آیه بوده اند در حالی که می دانیم آنها قاتل هیچ یک از انبیاء نبوده اند و این به خاطر آن است که هر کس راضی به برنامه و مکتب و اعمال جمعیتی باشد در اعمال نیک و بد آنها سهیم است و چون این دسته از کفار (مخصوصا یهود) نسبت به برنامه های پیشینیان خود و اعمال خلاف آنها سخت وفادار بودند مشمول سرنوشت آنها خواهند بود. کلمه بشارت در اصل به معنی خبرهای نشاط انگیز است که اثر آن در بشره و صورت انسان آشکار می گردد، به کار بردن کلمه بشارت در مورد عذاب در این آیه و بعضی دیگر از آیات قرآن در واقع یک نوع تهدید و استهزاء به افکار گنهکاران محسوب می شود و این شبیه سخنی است که در میان ما نیز متداول است که اگر کسی کار بدی را انجام داد در مقام تهدید و استهزاء به او می گوییم: مزد و پاداش تو را خواهیم داد!.
کشتن به ناحق انبیاء
...
قتل انسان بی گناه، یکی از گناهان کبیره می باشد. وقتی انسان بی گناهی، به ناحق کشته می شود، حق حیات و زندگی از او گرفته می شود و او، از بزرگترین حقی که دارد، محروم می گردد. علاوه بر این، قتل انسان بی گناه، اطرافیان او، خصوصاً همسر و فرزندان و پدر و مادر و خواهر و برادر مقتول را در شوک روحی- روانی سهمگین قرار می دهد و شیرازه زندگی خانوادگی او را از هم می گسلد.
در این قسمت از مطلب، مباحث: قتل انسان بی گناه، انواع قتل، آثار کشتن انسان بی گناه، آیا قتل نفس مجازات جاودانی دارد؟ و آیا قتل نفس عمد توبه پذیر است؟ مورد بحث و بررسی قرار می گیرد. یکی از گناهان کبیره، قتل نفس انسان بی گناه است. وقتی انسان بی گناهی، به ناحق کشته می شود، حق حیات و زندگی از او گرفته می شود و او، از بزرگترین حقی که دارد، محروم می گردد. علاوه بر این، قتل انسان بی گناه، اطرافیان او، خصوصاً همسر و فرزندان و پدر و مادر و خواهر و برادر مقتول را در شوک روحی- روانی سهمگین قرار می دهد و شیرازه زندگی خانوادگی او را از هم می گسلد. چه بسا ممکن است که همسر یا فرزندان مقتول در اثر بی سرپرست شدن مبتلا به انواع و اقسام گرفتاریها و مشکلات عدیده شوند و خدای ناخواسته از جاده درست زندگی، منحرف گردند و... خلاصه مطلب این که، قتل انسان بی گناه، آثار مخرب فردی و اجتماعی فراوان دارد و به همین جهت اسلام با شدت هر چه تمام تر با آن مبارزه کرده است.
انواع قتل
فقها در کتاب «قصاص» و «دیات» از کتابهای فقهی با الهامی که از آیات و روایات اسلامی گرفته اند، قتل را به سه نوع تقسیم کرده اند: «قتل عمد»، «قتل شبه عمد» و «قتل خطا».
← قتل عمد
همان طور که گفته شد قرآن کریم به حفظ و حرمت جان انسان های بی گناه اهمیت فراوان داده است. این اهمیت و ارزش، به اندازه ای است که قتل یک انسان بی گناه را معادل قتل همه مردم دانسته و از این رهگذر، بشدت مؤمنان را از ارتکاب گناه کبیره قتل عمد انسان بی گناه منع فرموده است: ... هر کس انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین (انسان بی گناهی را) بکشد، چنان است که گویی همه انسانها را کشته است.. علامه طباطبایی در المیزان ذیل این آیه نوشته است: مرحوم کلینی به سند خود از حمران روایت کرده است که گفته من به امام ابی جعفر (علیه السّلام) عرض کردم: معنای این کلام خدا چیست؟ امام (علیه السّلام) فرمود: معنایش این است که او (قاتل) را در جایی از جهنم قرار می دهند که در آنجا عذاب به منتها درجه است! این موضوع یعنی دست نیالودن به خون بی گناهان بقدری حائز اهمیت است که خداوند متعال یکی از ویژگی های عبادالرحمن (بندگان خاص خود و اولیاءالله) را عدم قتل نفس ذکر فرموده است: و (عبادالرحمن) کسانی هستند که... انسانی را که خداوند خونش را حرام شمرده (و بی گناه است) جز به حق (بخاطر قتل نفس یا موارد دیگری که براساس قوانین اسلام مستحق قتل شده) نمی کشند.. موضوع «حفظ جان انسان» آن قدر مهم و حیاتی است که خداوند به هیچ انسانی اجازه نمی دهد که در عرصه سختی ها حتی جان خودش را هم بگیرد و خودکشی کند زیرا خودکشی هم حرام و ممنوع است: ... و خودکشی نکنید! مفسر تفسیر نور ذیل این آیه نوشته است: جان انسان محترم است لذا خودکشی و یا دیگرکشی حرام است. انسان نه حق دارد خودکشی کند و نه باید فرزندان خود را بکشد. درست است که پدر و مادر به گردن فرزندان خود حقوق فراوان و بی مثل و مانندی دارند اما با وجود همه آنچه گفته شد، هیچ فردی حق کشتن فرزند را به بهانه های مختلف و واهی ندارد: فرزندانتان را از ترس فقر نکشید! این ما هستیم که به آنها و شما روزی می دهیم. یقینا کشتن آنها، گناهی بزرگ است. در تفسیر نور ذیل این آیه آمده است: کودک حق حیات دارد و والدین نباید این حق را از او بگیرند. اگر امنیت روانی و ایمان نباشد نه فقط فقر، که ترس از فقر هم سبب آدم کشی می شود. فرزندکشی و سقط جنین، گناه و جنایت است. چه پسر باشد چه دختر. این موضوع یعنی نکشتن فرزندان آن قدر مهم بوده است که خداوند به پیامبر اسلام (صلی الله علیه و آله وسلّم) می فرماید: یکی از شرط های بیعت تو با زنان این باشد که: فرزندانشان را (به صورتهای مختلف) نکشند!
راه جلوگیری از قتل
...
اولین قتل و برادر کشی که در روی زمین اتفاق افتاد قتل هابیل به دست برادر خود قابیل بود، که در قرآن به آن اشاره شده است.
هابیل برادرش قابیل را به قتل تهدید کرد:واتل علیهم نبا ابنی ءادم بالحق اذ قربا قربانا فتقبل من احدهما ولم یتقبل من الاخر قال لاقتلنک...و داستان دو فرزند آدم را بحق بر آنها بخوان: هنگامی که هر کدام، کاری برای تقرب (به پروردگار) انجام دادند اما از یکی پذیرفته شد، و از دیگری پذیرفته نشد (برادری که عملش مردود شده بود، به برادر دیگر) گفت: «به خدا سوگند تو را خواهم کشت!» در این آیات داستان فرزندان آدم، و قتل یکی به وسیله دیگری، شرح داده شده است و شاید ارتباط آن با آیات سابق که درباره بنی اسرائیل بوداین باشد که انگیزه بسیاری از خلافکاری های بنی اسرائیل مسئله حسد بود، و خداوند در این آیات به آنها گوشزد می کند که سرانجام حسد چگونه ناگوار و مرگبار می باشد که حتی بخاطر آن برادر دست به خون برادر خود می آلاید! نخست می فرماید: ای پیامبر! داستان دو فرزند آدم را به حق بر آنها بخوان. (و اتل علیهم نبا ابنی آدم بالحق).سپس به شرح داستان می پردازد و می گوید: در آن هنگام که هر کدام کاری برای تقرب به پروردگار انجام دادند، اما از یکی پذیرفته شد و از دیگر پذیرفته نشد.(اذ قربا قربانا فتقبل من احدهما و لم یتقبل من الآخر).و همین موضوع سبب شد برادری که عملش قبول نشده بود دیگری را تهدید به قتل کند، و سوگند یاد نماید که تو را خواهم کشت! (قال لاقتلنک) اما برادر دوم او را نصیحت کرد و گفت اگر چنین جریانی پیش آمده گناه من نیست بلکه ایراد متوجه خود تو است که عملت با تقوا و پرهیزگاری همراه نبوده است و خدا تنها از پرهیزگاران می پذیرد.
اقدام به قتل هابیل
قابیل، به قتل برادرش هابیل اقدام کرد:واتل علیهم نبا ابنی ءادم بالحق اذ قربا قربانا فتقبل من احدهما ولم یتقبل من الاخر قال لاقتلنک... • فطوعت له نفسه قتل اخیه فقتله...و داستان دو فرزند آدم را بحق بر آنها بخوان: هنگامی که هر کدام، کاری برای تقرب (به پروردگار) انجام دادند اما از یکی پذیرفته شد، و از دیگری پذیرفته نشد (برادری که عملش مردود شده بود، به برادر دیگر) گفت: «به خدا سوگند تو را خواهم کشت!» نفس سرکش، کم کم او را به کشتن برادرش ترغیب کرد (سرانجام) او را کشت و از زیانکاران شد. در این آیات دنباله ماجرای فرزندان آدم تعقیب شده است نخست می گوید: نفس سرکش قابیل او را مصمم به کشتن برادر کرد و او را کشت .(فطوعت له نفسه قتل اخیه فقتله ). با توجه به اینکه طوع در اصل به معنی رام شدن چیزی است، از این جمله چنین استفاده می شود که بعد از قبولی عمل هابیل، طوفانی در دل قابیل به وجود آمد از یکسو آتش حسد هر دم در دل او زبانه می کشید، و او را به انتقامجوئی دعوت می کرد، و از سوی دیگر عاطفه برادری و عاطفه انسانی و تنفر ذاتی از گناه و ظلم و بیدادگری و قتل نفس، او را از این جنایت باز می داشت، ولی سرانجام نفس سرکش آهسته آهسته بر عوامل باز دارنده چیره شد، و وجدان بیدار و آگاه او را رام کرد و به زنجیر کشید و برای کشتن برادر آماده ساخت، جمله طوعت در عین کوتاهی اشاره ای پر معنی به همه اینها است، زیرا می دانیم رام کردن چیزی در یک لحظه صورت نمی گیرد، بلکه بطور تدریجی و پس از کشمکش هائی صورت می گیرد. سپس می گوید: و بر اثر این عمل زیانکار شد (فاصبح من الخاسرین). چه زیانی از این بالاتر که عذاب وجدان و مجازات الهی و نام ننگین را تا دامنه قیامت برای خود خرید.
خودداری هابیل از قتل برادر
در مقابل هابیل، از اقدام به قتل برادرش قابیل خودداری کرد:واتل علیهم نبا ابنی ءادم بالحق اذ قربا قربانا فتقبل من احدهما ولم یتقبل من الاخر قال لاقتلنک قال... • لـئن بسطت الی یدک لتقتلنی مآ انا بباسط یدی الیک لاقتلک...و داستان دو فرزند آدم را بحق بر آنها بخوان: هنگامی که هر کدام، کاری برای تقرب (به پروردگار) انجام دادند اما از یکی پذیرفته شد، و از دیگری پذیرفته نشد (برادری که عملش مردود شده بود، به برادر دیگر) گفت: «به خدا سوگند تو را خواهم کشت!» اگر تو برای کشتن من، دست دراز کنی، من هرگز به قتل تو دست نمی گشایم، چون از پروردگار جهانیان می ترسم! پس هابیل در مقابل تهدید برادر اضافه کرد: حتی اگر تو به تهدیدت جامه عمل بپوشانی و دست به کشتن من دراز کنی، من هرگز مقابله به مثل نخواهم کرد و دست به کشتن تو دراز نمی کنم .(لئن بسطت الی یدک لتقتلنی ما انا بباسط یدی لاقتلک ). چرا که من از خدا می ترسم و هرگز دست به چنین گناهی نمی آلایم (انی اخاف الله رب العالمین ). به علاوه من نمی خواهم بار گناه دیگری را بدوش بکشم بلکه می خواهم تو بار گناه من و خویش را بدوش بکشی (زیرا اگر براستی این تهدید را عملی سازی بار گناهان گذشته من نیز بر دوش تو خواهد افتاد چرا که حق حیات را از من سلب نمودی باید غرامت آن را بپردازی و چون عمل صالحی نداری باید گناهان مرا بدوش بگیری!) (انی ارید ان تبوء باثمی و اثمک ). و مسلما با قبول این مسئولیت بزرگ از دوزخیان خواهی بود و همین است جزای ستمکاران. (فتکون من اصحاب النار و ذلک جزاء الظالمین).
وسوسه قابیل برای قتل برادر
...
قتل ترحمی به کشتن انسانی که از مریضی رنج می برد گفته می شود و یکی از مسایل مستحدثه در باب حدود و قصاص فقه است.
در فقه از قتل ترحمی یا آتانازی یا مرگ شیرین سخنی به میان نیامده است ولی در فرهنگ انگلیسی به فارسی به معانی مرگ آسان، مرگ یا قتل کسانی که دچار مرض سخت و لاعلاج اند برای تخفیف درد آنها بکار رفته است واژه اوتانازی در نوشته های فارسی اکنون به معنای بیمار کشی طبی یا سریع در مرگ محتضر و در مواردی هم به معنای مرگ آرام و آسان به کار برده می شود به هر حال آتانازی به معنی مرگ شیرین، مرگ خوب، مرگ مطلوب، قتل ناشی از ترحم...مورد استفاده قرار می گیرد.
مظاهر تهرانی، مسعود؛ حق مرگ در حقوق کیفری، ص۱۳.
واژه آتانازی که ریشه آن از اصطلاح یونانی( Euthanasia ) به معنای خوب و راحت و thanasia به معنای مرگ گرفته شده است و در معنای تحت الفظی به معنای مرگ خوب یا مرگ راحت می باشد آتانازی یک اصطلاح عمومی است که بر اساس زمینه مورد استفاده معانی مختلفی را می توان از آن استنباط نمود، از نظر لغوی این واژه بیانگر عملی است که در آن مرگ بیمار به شیوه ای صورت می گیرد که کمترین میزان رنج و عذاب را برایش به همراه داشته باشد بنابراین آتانازی انواع مختلفی دارد.
شهریار اسلامی تبار و محمد رضا الهی منش؛ مسائل اخلاقی و حقوقی قتل ترحم آمیز، ص۱۱.
۱- قتل ترحمی (آتانازی) داوطلبانهبه مواردی اطلاق می شود که فرد از دیگری می خواهد تا او را به کام مرگ بفرستد یا در این راه به او کمک کند.۲-قتل ترحمی (آتانازی) غیر داوطلبانهبه مواردی اطلاق می شود که آتانازی بدون اعلام رضایت و نظر فرد یا بیمار انجام می شود وقتی خود فرد قادر به تصمیم گیری نباشد خانواده یا خویشان در مورد قطع درمان هایی که به بهبود وضع بیمار کمکی نمِی کند تصمیم گیری می کنند.۳-قتل ترحمی (آتانازی) مستقیمبه مواردی اطلاق می شود که اقدام خاصی برای پایان دادن به زندگی بیمار صورت گیرد.۴-قتل ترحمی (آتانازی) یا آتانازی غیر مستقیمبه مواردی اطلاق می شود که درمان ها و یا دستگاه های حیاتی مراقبت از بیمار در شرایطی که هیچ کمکی به بهبود وضعیت بیمار نمی کند کنار گذاشته می شوند.
شهریار اسلامی تبار و محمد رضا الهی منش؛ مسائل اخلاقی و حقوقی قتل ترحم آمیز، ص۱۱.
...
پس از رویارویی سپاه جالوت با بنی اسرائیل، جناب داوود جالوت را به هلاکت رساند و لشگریانش هزیمت شدند.
کشته شدن و هلاکت جالوت به دست داود علیه السلام:... وقتل داوود جالوت..(...و داوود جالوت را کشت و خداوند به او پادشاهی و حکمت ارزانی داشت و از آنچه می خواست به او آموخت...) «آن گاه می افزاید: «خداوند حکومت و دانش را به او بخشید و از آنچه می خواست به او تعلیم داد» «و آتاه الله الملک و الحکمة و علمه مما یشاء».ضمیر در این دو جمله به «داود» برمی گردد که در واقع فاتح این جنگ بود.گر چه در این آیه تصریح نشده که این «داود» همان داود، پیامبر بزرگ بنی اسرائیل، پدر سلیمان است، ولی جمله «آتاه الله الملک و الحکمة و علمه مما یشاء»، نشان می دهد او به مقام نبوت رسید؛ زیرا این گونه تعبیرات معمولا درباره انبیای الهی است.»
← روایت از امام صادق
 ۱. ↑ بقره/سوره۲، آیه۲۵۱.    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۹، ص۴۳۸، برگرفته از مقاله «قتل جالوت».    
...
قتل اصطلاحا به عملی گفته می شود که زندگی و حق حیات را از انسانی سلب می کند.
کشته شدن شخصی از بنی اسرائیل ، به دست آنان انجام گرفت.«واذ قتلتم نفسا فادرءتم فیها والله مخرج ما کنتم تکتمون»؛ و (به یاد آورید) هنگامی را که فردی را به قتل رساندید؛ سپس درباره (قاتل) او به نزاع پرداختید؛ و خداوند آنچه را مخفی می داشتید، آشکار می سازد.
خونریزی نابحق
زمینه های فراوان قتل و خونریزی نابحق، در بنی اسرائیل وجود داشت.«من اجل ذلک کتبنا علی بنی اسرءیل انه من قتل نفسا بغیر نفس او فساد فی الارض فکانما قتل الناس جمیعا ومن احیاها فکانمآ احیا الناس جمیعا ولقد جآءتهم رسلنا بالبینـت ثم ان کثیرا منهم بعد ذلک فی الارض لمسرفون»؛ به همین جهت، بر بنی اسرائیل مقرّر داشتیم که هر کس، انسانی را بدون ارتکاب قتل یا فساد در روی زمین بکشد، چنان است که گویی همه انسانها را کشته؛ و هر کس، انسانی را از مرگ رهایی بخشد، چنان است که گویی همه مردم را زنده کرده است. و رسولان ما، دلایل روشن برای بنی اسرائیل آوردند، اما بسیاری از آنها، پس از آن در روی زمین، تعدّی و اسراف کردند.
قاتل پیامبران
بنی اسرائیل، قاتل بسیاری از پیامبران الهی بود.«واذ قلتم یـموسی... ذلک بانهم کانوا یکفرون... ویقتلون النبیین بغیر الحق...»؛ و (نیز به خاطر بیاورید) زمانی را که گفتید: «ای موسی ! هرگز حاضر نیستیم به یک نوع غذا اکتفا کنیم! از خدای خود بخواه که از آنچه زمین می رویاند، از سبزیجات و خیار و سیر و عدس و پیازش، برای ما فراهم سازد.» موسی گفت: «آیا غذای پست تر را به جای غذای بهتر انتخاب می کنید؟! (اکنون که چنین است، بکوشید از این بیابان) در شهری فرود آئید؛ زیرا هر چه خواستید، در آنجا برای شما هست.» و (مهر) ذلت و نیاز، بر پیشانی آنها زده شد؛ و باز گرفتار خشم خدائی شدند؛ چرا که آنان نسبت به آیات الهی ، کفر می ورزیدند؛ و پیامبران را به ناحق می کشتند. اینها به خاطر آن بود که گناهکار و متجاوز بودند.
قتل اصطلاحا به عملی گفته می شود که زندگی و حق حیات را از انسانی سلب می کند.
واژه ی "قتل" در لغت به معنی ازاله ی روح از بدن و از بین رفتن زندگی است


قتل در دانشنامه ویکی پدیا

قتل
قتل یا آدم کشی به کشتن غیرقانونی انسانی توسط انسانی دیگر گفته می شود.
اگر این کشتار با نیت قبلی صورت گرفته باشد قتل عمد است. قتل شبه عمد یک درجه خفیف تر از قتل عمد است و در سیستم قضایی ایران اگر قتل با نیت آسیب رساندن ولی نه کشتن صورت گرفته باشد شبه عمد محسوب می شود. اگر از بین بردن انسانی اینکه بصورت کاملا تصادفی و بدون قصد کشتن یا آسیب زدن باشد این مرگ در برخی کشورها در رده مرگ تصادفی (نه قتل) قرار می گیرد و در برخی دیگر از کشورها از جمله ایران قتل خطای محض (یا غیر عمد) خوانده می شود.
بر اساس تاریخ ادیان ابراهیمی اولین قتل، کشته شدن هابیل فرزند آدم توسط برادرش قابیل است.
الگو:در مورد
قتل تریلری بالیوودی است که در سال ۲۰۰۴ به کارگردانی آنورگ باسو و تهیه کنندگی برادران بات ساخته شده است و بازیگران این فیلم عمران هاشمی ،اشمیت پاتل و مالیکا شراوات هستند.
قتل در ۲ آویل ۲۰۰۴ منتشر شد و توانست فروش قابل قبولی داشته باشد و به یک موفقیت تجاری تبدیل شود. این فیلم همچنین سبب موفقیت بازیگران خود به ویژه عمران هاشمی و مالیکا شراوات شد. قتل در حقیقت بازسازی فیلم هالیوودی با نام بی وفا ساخته سال ۲۰۰۲ است .
قتل۲ فیلمی بالیوودی است از مجموعه قتل در سال ۲۰۰۴. ستارگان این فیلم عمران هاشمی و ژاکلین فرناندز هستند. این فیلم با کارگردانی مهیط سوری و تهیه کنندگی موکش بات در ۸ ژوئیه ۲۰۱۱ اکران شد.
آتنا اصلانی دختر هفت سالهٔ ایرانی اهل پارس آباد بود که در ۲۸ خرداد ۱۳۹۶، توسط یک قاتل سریالی بنام اسماعیل رنگرز به قتل رسید.
قتل آنلاین فیلمی به کارگردانی مسعود آب پرور و نویسندگی نادر وحید، حجت قاسم زاده اصل ساختهٔ سال ۱۳۸۴ است.
قتل آنلاین فیلمی به کارگردانی مسعود آب پرور و تهیه کنندگی کمال الدین طباطبایی و نویسندگی نادر وحید ساخته سال ۱۳۸۴ است. قتل آنلاین یک فیلم جنایی با درون مایه وحشت است .
استفان لورنس نوجوان سیاه پوست بریتانیایی (زاده ۱۳ سپتامبر ۱۹۷۴ - درگذشته ۲۲ آوریل ۱۹۹۳) اهل التهام (جنوب شرق لندن) بود. او در ۲۲ آوریل ۱۹۹۳ هنگامی که در ایستگاه اتوبوس منتظر ایستاده بود به وسیله ضربات چاقو کشته شد. حادثه قتل استفان لورنس که هنوز پرونده ای باز دارد، رابطه پلیس بریتانیا و مهاجرین سیاه پوست این کشور را تیره ساخته است.
در تاریخ ۲۶ اوت ۲۰۱۵ یک خبرنگار ۲۴ ساله به نام الیسون پارکر و یک تصوبربردار ۲۷ ساله به نام ادام وارد کارکنان شبکه محلی دبلیو. دی. بی. جی هدف تیراندازی قرار گرفته و کشته شدند. این دو در حال ضبط و اجرای گزارش زنده تلویزیونی بودند که وستر فلاناگان کارمند سابق همین شبکه به آنها شلیک کرد. این واقعه در ساعت ۶:۴۶ بامداد در حالی اتفاق افتاد که مقتولان در حال انجام مصاحبه با یکی از مسئولان زن اداره صنعت و تجارت محلی دربارهٔ گردشگری بودند. با شنیده شدن صدای شلیک گلوله، دوربینی که برای فیلمبرداری این مصاحبه استفاده می شد، از دست فیلمبردار بر زمین می افتد.
ضارب مرد ۴۱ ساله ای به نام وستر لی فلانگان معروف به برایس ویلیامز بود که دو سال پیش ظاهراً به دلیل رفتار عصبی و پرخاشگرانه از محل کارش شبکه محلی دبلیو. دی. بی. جی اخراج شده بود. وی در جریان تعقیب و گریز به محاصره پلیس در آمد و متعاقب آن اقدام به خودکشی کرد، علی رغم انتقال به بیمارستان، وی در اثر جراحت وارده جان باخت.
امیلی ایرن ساندر (انگلیسی: Emily Irene Sander؛ زاده ۲۶ فوریهٔ ۱۹۸۹(1989-02-26) درگذشته ۲۴ نوامبر ۲۰۰۷(2007-11-24)) یک مانکن اهل آمریکایی بود که در ۱۸ سالگی به قتل رسید.
«قتل با اعداد» (انگلیسی: Murder by Numbers) یک فیلم آمریکایی در سبک تریلر روانشناسانه به کارگردانی باربت شرودر است که در سال ۲۰۰۲ منتشر شد.
قتل با مرگ (انگلیسی: Murder by Death) فیلمی آمریکایی در سبک معمایی و کمدی به کارگردانی رابرت مور است که در سال ۱۹۷۶ منتشر شد.
«قتل بدون جرم» (انگلیسی: Murder Without Crime) یک فیلم به کارگردانی جی. لی تامپسون است که در سال ۱۹۵۱ منتشر شد.
قتل به ترتیب حروف الفبا با نام اصلی قتل های ای. بی. سی. (به انگلیسی: The A.B.C. Murders) رمان جنایی نوشته شده توسط آگاتا کریستی است که در سال ۱۹۳۶ منتشر شد.. در این داستان هرکول پوآرو آرتور هستینگز و سربازرس جپ هستند. سبک نگارش داستن در مواقع های اول شخص و مواقعی سوم شخص است.که این روش اولین بار توسط چارلز دیکنز نویسنده ی مشهور انگلیسی در کتاب خانه ی غمزده به کار گرفته شد.و "آگاتا کریستی کریستی" هم این روش را در مردی با لباس قهوه ای امتحان کرد. این کتاب در آمریکا و اروپا با استقبال مردم روبرور شد. این کتاب توسط انتشارات هرمس با عنوان قتلهای الفبایی ترجمه و به چاپ رسیده است. دیوید سوشی هنر پیشه ی معروف نقش هرکول پوآرو، قتلهای الفبایی را یکی از بهترین رمان های کریستی میداند.
جانبنت پاتریشیا رمزی (به انگلیسی: JonBenét Patricia Ramsey) یک ملکه زیبایی مسابقت کودکان (Child beauty pageant)بود که در خانه خانوادگی خود دربولدر، کلرادو به قتل رسید. یک نامهٔ اخاذی طولانی و دست نویس در خانه پدا شد، و پدر او جان جنازه را حدود ۸ ساعت بعد از اعلام مفقودی دخترش در زیر زمین خانه خود پیدا کرد. جمجمهٔ او بر اثر ضربه وارده به سر شکسته و همچنین خفه شده بود. جسمی طناب مانند (مخصوص خفه کردن) که دور گردن او گره خرده نیز یافت شد. بنا بر گزارش کالبد شکافی علت موثق مرگ خفگی و ضربهٔ مغزی بوده و مرگ او قتل عمد تشخیص داده شد.
این مورد باعث جلب توجه رسانه و عموم سراسر کشور شد. بخشی به این دلیل که مادر مقتول «پتسی رمزی» (که خودسابقا ملکه زیبایی بوده) جانبنت را وارد یک سری از این مسابقات ملکه زیبایی کودکان کرد.
این جرم در پلیس ناحیه بولدر همچنان حل نشده و پروندهٔ آن باز می باشد.
پلیس در ابتدا به این که نامه یا یادداشت اخاذی توسط مادر جانبنت نوشته شده مظنون بود و این یاداشت و پیدا شدن جنازه همه توسط والدین مقتول و برای پوشش دادن جرم انجام شده. با این حال در سال ۱۹۹۸ بازپرس بخش قضایی اذعان کرد با توجه به تجزیه و تحلیل جدید DNA هیچ کدام از اقوام درجه یک مقتول مظنون به جرم نیستند.
قتل جسی جیمز به دست رابرت فورد بُزدل (به انگلیسی: The Assassination of Jesse James by the Coward Robert Ford) فیلمی در سبک وسترن محصول سال ۲۰۰۷ است. این فیلم بر پایهٔ رمانی با همین نام نوشته ران هنسن (Ron Hansen) است که در سال ۱۹۸۳ نوشته شد. کارگردان این فیلم اندرو دامینیک است. برد پیت نقش جسی جیمز و کیسی افلک نقش رابرت فورد را بازی می کنند.
جسیکا لعل (انگلیسی: Jessica Lal؛ ۵ ژانویهٔ ۱۹۶۵(1965-01-05) – ۳۰ آوریل ۱۹۹۹(1999-04-30)) یک مانکن هندی بود که در ۳۰ آوریل ۱۹۹۹ به ضرب گلوله کشته شد.
جنایت بانک کشاورزی همدان جنایتی بود که در بهمن ۱۳۶۸ در خانه رئیس یکی از بانک های کشاورزی همدان رخ داد.
قتل در بین النهرین کتابی به قلم آگاتا کریستی، جنایی نویس مشهور انگلیسی و نوشته شده در سال ۱۹۷۳ است.
حفره (به انگلیسی: The Hollow) که در ایران با نام قتل در تعطیلات توسط انتشارات هرمس چاپ شده است، رمانی جنایی اثر آگاتا کریستی می باشد.
این کتاب که از مجموعه داستان های پوآرو می باشد در سال ۱۹۴۶ در آمریکا توسط انتشارات داد، مید اند کمپانی و در نوامبر همان سال توسط انتشارات کولینز کرایم کلوب در بریتانیا به چاپ رسیده است.
قیمت کتاب در بریتانیا هشت شیلینگ و شش پنسی و در آمریکا دو و نیم دلاربوده است.
«قتل در تعطیلات» (انگلیسی: The Hollow (film)) یک فیلم در سبک ترسناک به کارگردانی کایل نیومن است که در سال ۲۰۰۴ منتشر شد.
۰۰۷: جواز قتل (به انگلیسی: 007: Licence to Kill) یک بازی ویدئویی در سبک اکشن و شوتم آپ از مجموعه بازی های جیمز باند است که براساس فیلمی به همین نام توسط شرکت Quixel در سال ۱۹۸۹ تولید و در همان سال توسط شرکت دومارک سافتور منتشر گردید. این بازی درابتدا برای سیستم عامل داس منتشر گردید و سپس نسخهٔ سازگار شده از آن برای آمیگا، آمستراد سی پی سی، آتاری اس تی، کمودور ۶۴، ام اس ایکس و زد-ایکس اسپکتروم عرضه شد.
اتاق قتل (انگلیسی: The Killing Room) فیلمی آمریکایی در سبک درام به کارگردانی جاناتان لیبسمن است که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد.
اعلام یک قتل یا قتل از پیش اعلام شده (به انگلیسی: A Murder Is Announced) رمانی جنایی اثر آگاتا کریستی است.
این کتاب که از مجموعه داستان های خانم مارپل می باشد در ژوئن ۱۹۵۰ در بریتانیا توسط انتشارات کولینز کرایم کلوب و در همان ماه توسط انتشارات داد، مید اند کمپانی در آمریکا به چاپ رسیده است.
قیمت کتاب در بریتانیا ۸ شیلینگ و ۶ پنی و در آمریکا ۲.۵ دلار بوده است.
تاریخچه هفت قتل (انگلیسی: A Brief History of Seven Killings) سومین رمان رمان نویس جامائیکایی مارلون جیمز است. کتاب با الهام از تلاش برای ترور باب مارلی خواننده مشهور جامائیکا در اواخر دهه هفتاد میلادی نوشته شده است. این کتاب برنده جایزه ادبی بوکر ۲۰۱۵ شده است.
تشریح یک قتل (به انگلیسی: Anatomy of a Murder) فیلمی ۱۶۰ دقیقه ای به کارگردانی اتو پرمینجر با بازی جیمز استوارت است.
جواز قتل ممکن است به یکی از موارد زیر اشاره داشته باشد:
جواز قتل (فیلم)
جواز قتل (فیلم ۱۹۸۴)
جواز قتل (فیلم ۲۰۱۳)
خاطرات قتل (به کره ای: 살인의 추억)؛(به انگلیسی: Memories of Murder) یک فیلم درام و جنایی کره ای زبان تولید شده در سال ۲۰۰۳ است که براساس داستان واقعی قتل های زنجیره ای هواسئونگ و به کارگردانی بونگ جون هو ساخته شده است.
داستان فیلم در سال ۱۹۸۶ در کره جنوبی آغاز می شود. جایی که برای دومین بار جسد دختری با دست و پای بسته، و در حالی که مورد تجاوز قرار گرفته پیدا می شود. دو کارآگاه پلیس محلی خشن و جوان مأمور رسیدگی به این پرونده شده و بدون هیچ ترفند خاصی، تنها با شکنجه و بازجویی مظنونین، در کارشان جلو می روند. تا اینکه یک کارآگاه حرفه ای از سئول می آید تا به آن دو در تحقیقات کمک کند. بعد از پیدا شدن سومین جسد زن، آن ها سرنخ هایی از این قاتل سریالی بدست می آورند…
داستان ترسناک آمریکایی: خانه قتل (انگلیسی: American Horror Story: Murder House) نام فصل اول از مجموعه تلویزیونی شبکه اف ایکس با نام داستان ترسناک آمریکایی است که بین ۵ اکتبر ۲۰۱۱ تا ۲۱ دسامبر همان سال پخش شد. تهیه کننده این فصل تلویزیون فاکس قرن بیستم بود و خالقانش برد فالچوک و رایان مورفی
داستان این فصل در مورد خانواده هارمون است. دکتر بن هارمون، ویوین و دخترشان وایولت که بعد از آنکه ویوین سقط خودبه خودی می کند و بن با شخص دیگری در ارتباط است از بوستون به لس آنجلس مهاجرت می کنند ولی نمی دانند که محل زندگیشان یک خانه تسخیر شده از اشباح ساکنان سابق خانه و قربانیان آنهاست.
این فصل نامزد جایزه گلدن گلوب بهترین مجموعه تلویزیونی – درام و نامزد ۱۷ جایزه شصت و چهارمین جوایز امی ساعات پربیننده شد. علاوه بر آن جسیکا لنگ به خاطر بازی اش در این فصل برنده جایزه گلدن گلوب برای بازیگر مکمل زن و جایزه امی برای بهترین بازیگر مکمل زن در سریال کوتاه شد.
کاراکترهای این سریال در فصل پنجم یعنی داستان ترسناک آمریکایی: هتل باز می گردند.
«زندگی در صحنه قتل» (به انگلیسی: Life on the Murder Scene) آلبومی از گروه موسیقی آلترنتیو راک مای کمیکال رومنس است که در ۲۱ مارس ۲۰۰۶ (۲۰۰۶-03-۲۱) منتشر شد.
سومین قتل (انگلیسی: The Third Murder) یک فیلم به کارگردانی هیروکازو کورئیدا است که در سال ۲۰۱۷ منتشر شد.
در زیر فهرست شهرها بر پایه نرخ قتل (انگلیسی: List of cities by murder rate) آمده است.
گزارش یک قتل فیلمی به کارگردانی محمدعلی نجفی و نویسندگی علیرضا رئیسیان، حسن هدایت، محمدعلی نجفی ساختهٔ سال ۱۳۶۵ است.
گوشت یعنی قتل (به انگلیسی: Meat Is Murder) دومین آلبوم گروه آلترنیتیو راک انگلیسی اسمیتز است. این آلبوم در فوریه ۱۹۸۵ به بازار موسیقی عرضه شد و بلافاصله در صدر جدول موسیقی آلبوم های بریتانیا نشست (رتبهٔ ۱) و پس از آن ۱۳ هفته در جدول برترین ها باقی ماند. گوشت یعنی قتل تنها آلبوم گروه بود که در زمان با هم بودن اسمیتز به این جایگاه نخست دست پیدا کرد. آلبوم در کانادا به جایگاه ۴۰ و در آمریکا به جایگاه ۱۱۰ رضایت داد.
«اون شوخی دیگه خنده دار نیست»
پخش: ۱ ژوئیه ۱۹۸۵
در سال ۲۰۰۳، گوشت یعنی قتل در لیست ۵۰۰ آلبوم برتر تمام اعصار رولینگ استون در رتبهٔ ۲۹۶ جا گرفت.
معمای یک قتل نام یک مجموعهٔ نمایشی تلویزیونی (تله تئاتر) به کارگردانی «حسن فتحی» است که در سال ۱۳۷۳ تولید و از شبکه ۲ سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های قتل

قتل به کشتن انسانی توسط انسانی دیگر گفته می شود اعم از اینکه به صورت طراحی شده باشد (قتل عمد) و یا اینکه بصورت تصادفی باشد (قتل غیر عمد).
• «تروریسم و کشتن انسان های بی گناه، اوج افراط و خشونت است. تروریسم، بلائی خشن، فراگیر و فرامرزی است. اما خشونت ها و افراط هائی که تحت عنوان مبارزه با تروریسم و از جمله استفاده از هواپیماهای بدون سرنشین علیه مردم بی گناه صورت می گیرد نیز محکوم است. در اینجا باید از ترور دانشمندان هسته ای ایران توسط جنایتکاران نیز سخن بگویم. آنها به چه جرمی ترور شدند؟ سؤالی که از ملل متحد و شورای امنیت باید پرسید این است که آیا ترورکنندگان محکوم شدند؟» سخنرانی در مجمع عمومی سازمان ملل، مهر ۱۳۹۲ -> حسن روحانی

قتل در جدول کلمات

قتل
کشتار
قتل از روی ترحم
اتانازی
قتل با نقشه قبلی
ترور
قتل سیاسی
ترور
قتل عام
کشتار
قتل ناتمام
قت
قتل و کشتار
جنایت
به قتل رساندن
کشتن
تروریستی که گاندی را به قتل رساند
رامینات
از جانب مأمون حاکم طبرستان شد و در بغداد به قتل رسید
مازیار

معنی قتل به انگلیسی

murder (اسم)
قتل ، ادمکشی ، کشتار
assassination (اسم)
ترور ، قتل
thuggery (اسم)
ترور ، قتل ، ادمکشی
thuggee (اسم)
ترور ، قتل ، ادمکشی
killing (اسم)
کشتن ، قتل ، توفیق ناگهانی
homicide (اسم)
قتل ، ادمکشی
foul play (اسم)
قتل ، حقه ، ادمکشی ، کار نادرست

معنی کلمه قتل به عربی

قتل
اغتيال , قتل
ابادة جماعية , ذبح , محرقة ، إسالة الدماء
مذبحة
قتل غير متعمد
راسمال

قتل را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی قتل



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• عکس قتلهای ناموسی   • قتلهای داعش   • عابدین مشایخی   • قتلى داعش   • قتلت زوجها   • مقتول   • عکس قتلهای وحشتناک در ایران   • قاتل   • معنی قتل   • مفهوم قتل   • تعریف قتل   • معرفی قتل   • قتل چیست   • قتل یعنی چی   • قتل یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قتل
کلمه : قتل
اشتباه تایپی : rjg
آوا : qatl
نقش : اسم
عکس قتل : در گوگل


آیا معنی قتل مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )