انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 1097 100 1

قذف

/qazf/

معنی قذف در لغت نامه دهخدا

قذف. [ ق َ ] (ع اِ) کرانه ٔ جوی. || کرانه ٔ رودبار. (منتهی الارب ). || (مص )سنگ انداختن. گویند: قذف بالحجارة قذفاً؛ سنگ انداخت. || به زنا بازخواندن. (منتهی الارب ) (آنندراج ). گویند: قذف المحصنة؛ به زنا بازخواند و متهم کرد زن محصنة را. (منتهی الارب ). || به فحش دشنام دادن. (اقرب الموارد) (منتهی الارب ) (آنندراج ). || قی کردن. (منتهی الارب ) (آنندراج ).

قذف. [ ق ُ ذَ ] (ع اِ) ج ِ قُذفَة. (منتهی الارب ). رجوع به قذفه شود.

قذف. [ ق َ ذَ ] (ع ص ) دور.(منتهی الارب ) (آنندراج ). گویند: نوی قذف و تیه قذف و منزل قذف و فلاة قذف ؛ ای بعیدة. (منتهی الارب ). || جائی که در آن بلغزند. || (اِ) کرانه. (منتهی الارب ) (آنندراج ). رجوع به قَذْف شود.

قذف. [ ق ُ ] (ع اِ) کرانه. || جانب. (منتهی الارب ) (آنندراج ).

قذف. [ ق ُ ذُ ] (ع ص ) دور. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || دوراندازنده مردم را. گویند: نوی قذف و منزل قذف و فلاة قذف ، ای بعیدة. (منتهی الارب ). || جائی که در آن بلغزند. || (اِ) کرانه. (منتهی الارب ) (آنندراج ). || (ص ) ناقة قُذُف ؛ شتر ماده ٔ قاذف. رجوع به قاذف و قَذَف شود.

معنی قذف به فارسی

قذف
( مصدر) ۱ - سنگ انداختن ۲ - ببدی نسبت کردن دشنام دادن ۳ - قی کردن .
دور یا دور اندازنده مردم را

معنی قذف در فرهنگ معین

قذف
(قَ) [ ع . ] (مص ل .) استفراغ ، بالا آوردن .

معنی قذف در فرهنگ فارسی عمید

قذف
۱. تهمت و افترا بستن.
۲. استفراغ کردن.
۳. دشنام دادن.
۴. پرتاب کردن، دور انداختن.

قذف در دانشنامه اسلامی

قذف
در لغت به معنی «افکندن و انداختن» و در اصطلاح فقهی، متهم ساختن فردی به جرم زنا و لواط است. مرتکب این جرم را قاذف و مجنی علیه را مقذوف می نامند.در خصوص جرم قذف منحصراً انتساب دو جرم زنا و لواط مورد نظر است و به محض عدم اثبات زنا یا لواط، دادگاه مکلف به صدور حکم به محکومیت قاذف به هشتاد ضربه شلاق می باشد و دیگر نیازی به اعلام شکایت مجدد و درخواست مقذوف نیست. اما در سایر جرایم انتسابی مانند مساحقه، بنا به تقاضای مجنی علیه و با نظر حاکم، شخص نسبت دهنده تعزیر می شود.حد قذف بر قاذف از روی لباس وی زده می شود و برهنه نمی گردد. (برداشت از مادۀ ۱۵۵ قانون مجازات اسلامی)
الف)نسبت دادن زنا یا لواط به قدر کافی صریح باشد؛ در این خصوص لازم است که گوینده به معانی و مفاهیم الفاظی که ادا می کند، آگاه باشد؛ هر چند که شنونده معنای آن را نداند.ب) مجنی علیه قذف، معین باشد؛ ممکن است در قذف طرف خطاب، خود مخاطب باشد، مثل این که کسی به دیگری بگوید: تو مرتکب زنا شده ای و ممکن است که قذف متوجه شخص ثالثی باشد، مثل این که کسی به دیگری بگوید: برادرت مرتکب لواط شده است. که در این حالت شخص قاذف نسبت به کسی که زنا را به او نسبت داده است محکوم به حد قذف می شود و نسبت به مخاطب که به واسطه این دشنام اذیت شده تعزیر می شود.«هر دشنامی که باعث اذیت شنونده شود و دلالت بر قذف نکند مانند این که کسی به زنش بگوید تو باکره نبودی موجب محکومیت گوینده به شلاق تا ۷۴ ضربه می شود». (ماده ۱۴۵ قانون مجازات اسلامی) ج) رابطه سببیت بین فعل قاذف و قذف شخص طرف جرم؛ اگر رابطه سببیت بین عمل قاذف و نسبت زنا یا لواط به شخص دیگری برقرار نشود، حد قذف اجرا نخواهد شد. در این زمینه قانون گذار موارد متعددی را در قانون اسلامی مقرر کرده است که در ذیل آورده می شود: ۱- نفی ولد فرزند توسط پدر: اگر کسی به فرزند خود که در حقیقت رابطه پدر و فرزندی بین آن ها برقرار است، بگوید: «تو فرزند من نیستی» حد قذف مصداق پیدا خواهد کرد. همچنین اگر کسی به فرزند مشروع دیگری بگوید: «تو فرزند او نیستی» محکوم به حد قذف خواهد شد. البته در این موارد اگر قرینه ای باشد که نشان دهد منظور شخص از این حرف ها قذف نبوده است، حد ثابت نمی شود. ۲- قذف پدر و جدّ پدری نسبت به فرزند: چنان چه پدری فرزندش را قذف کند، مستوجب حد قذف نیست گرچه برای این عمل حرام تعزیر می شود. دلیل مستثنی ساختن پدر از عموم قانون کیفر قذف روایت صحیحی است که در این زمینه از امام محمدباقر (علیه السلام) وارد شده است و قانون گذار در تبصره ماده ۱۴۹ قانون مجازات اسلامی این استثنا را اعمال کرده است. قذف به همسر و نیز نسبت به سایر خویشاوندان مستوجب حد است.
رکن معنوی جرم قذف
قاذف باید با قصد و سوء نیت و با علم به معنی و مفهوم لفظ ناروا، شخصی را متهم به زنا یا لواط بکند. از شرایط اساسی برای احراز قصد معنوی در حد قذف، بلوغ می باشد بنابراین اگر صغیر غیر ممیز ی دیگری را اعم از بالغ یا غیربالغ قذف نماید حد بر او جاری نمی شود اما اگر نابالغ ممیز باشد بنابر نظر حاکم تأدیب می شود و نیز عاقل و مختار بودن شخص قاذف برای احراز قصد لازم است؛ لذا شخص مجنون و نیز شخصی که از روی اکراه و اجبار دیگری را قذف می کند، حد بر آن ها جاری نمی شود.
موارد سقوط اجرای حد قذف
۱- هرگاه قذف شونده، قذف کننده را تصدیق کند؛۲- هرگاه شهود با نصاب معتبر آن، به چیزی که مورد قذف است شهادت بدهند؛۳- هرگاه قذف شونده یا همه ورثه او، قذف کننده را عفو نمایند؛۴- هرگاه مردی زنش را پس از قذف، لعان کند. با این توضیح که: اگر شوهر به زنا کردن همسر خود یقین داشته باشد، می تواند او را قذف کند. حال اگر همسر اعتراف به زنا نکرد و یا بینه ای مبنی بر زنا ی همسر وجود نداشت ادعای شوهر تصدیق نمی شود بلکه در صورت مطالبۀ همسر، شوهر به مجازات حد قذف محکوم خواهد شد؛ مگر آن که شوهر، لعان جامع شرایطی را واقع سازد که در این صورت حد از او برداشته می شود و زن و شوهر تا ابد به یکدیگر حرام می شوند و فرزندی که احیاناً از زنای زوجه متولد می شود به خود زوجه تعلق می گیرد و ملحق به زوج نمی گردد. گفتنی است حد قذف از حقوق الناس بوده و پس از فوت مقذوف به ورثه او منتقل می شود مگر زوج و زوجه که این حق را از یکدیگر به ارث نمی برند.«هرگاه دو نفر یکدیگر را قذف کنند، خواه قذف آن ها همانند و خواه متفاوت باشد حد ساقط و هر یک تا ۷۴ ضربه شلاق تعزیر می شوند». (ماده ۱۶۲ قانون مجازات اسلامی)
مجازات قذف
...
قذف
معنی قَذَفَ: انداخت - افکند
معنی ﭐقْذِفِيهِ: بگذار در آن (کلمه قذف به معناي نهادن و يا انداختن است در عبارت " أَنِ ﭐقْذِفِيهِ فِي ﭐلتَّابُوتِ فَـﭑقْذِفِيهِ فِي ﭐلْيَمِّ "قذف اول به معناي نهادن ، و قذف دوم به معناي انداختن است ، و معنا اين است که او را در صندوق بگذار و به دريا بينداز شايد هم از...
ریشه کلمه:
قذف‌ (۹ بار)

انداختن. گذاشتن. بهتر است آن را رهاکردن معنی کنیم که جامع انداختن و گذاشتن است . موسی را در صندوق بگذار و آن را به دریا رهاکن. معلوم است که انداختن معمولی مراد نیست. . مراد انداختن معنوی است . شاید منظور آن است که آنها را در آتش انداختیم ودر آتش گذاشتیم تا ذوب شود. در آیات قرآن محلی نیست که مراد از آن انداختن معمولی باشد مثل انداختن سنگ حتی .هم معلوم نیست که غیرمحسوس نباشد. . حق را در مقابل باطل می‏گذاریم که مغز باطل را می شکافد و بطلان آن را آشکار می‏کند مراد ظاهرا براهین حق در مقابل باطل است. . به نظر المیزان مراد از«اَلْحَقَّ» قرآن است یعنی خدا قرآن را نازل می‏کند و به قلبم می‏اندازد و او علّام الغیوب است. . مراد از قذف غیب ظاهرا ایرادات واهی بر معاد است وچون از فاصله بعید رساندن به هدف مقدور نیست شاید مراد از این تعبیر آن است که ایرادات آنها ضرری به معاد ندارد.
آیه برخورد با اتهام ناموسى را آیه قذف یا آیه حد قذف گویند.
به آیه ۴ سوره نور "آیه قذف " و یا "آیه حد قذف " مى گویند: "والذین یرمون المحصنات ثم لم یأتوا بأربعة شهداء فاجلدوهم ثمانین جلدة ولا تقبلوا لهم شهادة أبدا و اولئک هم الفاسقون
نور/سوره۲۴، آیه۴.    
"قذف " در لغت به معناى پرتاب کردن به سوى یک نقطه دور دست است.
معنای اصطلاحی قذف
در اصطلاح - مانند کلمه رمی - کنایه از اتهام ناموسى است ؛ و به تعبیر دیگر فحش و دشنامى است که به ناموس مربوط مى شود.
حکم قذف
...
آیه قذف یا «آیه رمی » به آیه ۴ سوره نور اطلاق می شود.
قذف•آیه حد قذف•احصان قذف•اصلاح قذف کنندگان (قرآن)•حکم قذف (قرآن)•
هرگاه شخصی به دیگری نسبت زنا یا لواط دهد اولی را قاذف و دومی را مقذوف می نامند.
احصان قذف عبارت از شرائطی است که اجتماع آنها در مقذوف سبب آن می شود که قاذف سزاوار و مستوجب حد گردد و باید او را هشتاد تازیانه بزنند.
شرائط احصان قذف
۱. بلوغ: یعنی مقذوف بالغ باشد.۲. عقل: بدین معنی که وی عاقل باشد.۳. حریت: یعنی وی آزاد باشد.۴. اسلام: یعنی مسلمان باشد.۵. عفت: یعنی عفیف باشد.
عناوین مرتبط
آیه قذف•آیه حد قذف•قذف•اصلاح قذف کنندگان (قرآن)•حکم قذف (قرآن)•

قذف در دانشنامه ویکی پدیا

قذف
قَذْف نوعی دشنام و به معنای متهم کردن شخصی به زنا یا لواط است و در فقه اسلامی و حقوق کیفری ایران جرم دانسته می شود. فقهای شیعه به طور اجماع بر اساس آیه ۴ سوره نور قذف کننده را مستحق مجازات، به میزان هشتاد ضربه شلاق دانسته اند آنان شرایط قذف را در «کتاب حدود» مقرر کرده اند، قانون مجازات اسلامی ایران نیز به پیروی از آن و با ترجمه عبارات کتب فقهی مواد 245 تا 261 خود را (کتاب دوم حدود، بخش دوم جرائم موجب حد، فصل چهارم قذف) به این موضوع اختصاص داده است.
اگر کسی امری غیر از زنا یا لواط، مانند مساحقه و سایر کارهای حرام را به دیگری نسبت دهد.
هر دشنامی که باعث اذیت شنونده شود و دلالت بر قذف نکند. مانند اینکه کسی به زنش بگوید تو باکره نبودی». در این مورد آزار رساندن و کنایه زدن موجب تعزیر دانسته شده است. مثل اینکه کسی بگوید «من که زانی نیستم» یا «مادر من که زانیه نیست» تا به کنایه بفهماند که دیگری یا مادر او زناکار است.
«هرگاه فرد بالغ و عاقل شخص نابالغ یا غیر مسلمان را قذف کند».
«اگر پدر یا جد پدری فرزندش را قذف کند». البته شهید اول در لمعه دمشقیه و شیخ طوسی در النهایه این مورد را «تو فرزند من نیستی» موجب حد دانسته اند.
«اگر قذف کننده بعد از اجرای حد بگوید آنچه گفتم حق بود».
«هرگاه دو نفر همدیگر را قذف کنند».
طبق ماده 245 ق.م.ا قذف عبارت است از نسبت دادن زنا یا لواط به شخص دیگر هر چند مرده باشد.
در افغانستان نیز قذف مجازات دو سال حبس را در پی دارد.
قذف در زمره حقوق الناس است و «اجرای حد قذف منوط به مطالبه مقذوف است». منظور از مقذوف شنونده دشنام نیست، بلکه کسی است که نسبت ناروا به او داده شده است. پس اگر کسی بگوید: پدرت برای تو زنا کرد؛ پدرش را قذف کرده. یا: مادرت زنا کرد؛ مادرش را قذف کرده است و همچنین است اگر کسی بگوید: ای شوهر زانیه یا ای مادر زانیه یا ای برادر زانیه.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

قذف در دانشنامه آزاد پارسی

قَذْف
در اصطلاح فقه و حقوق، نسبت دادن زنا یا لواط به شخص دیگری. این نسبت دادن باید واهی و برخلاف حقیقت باشد و گوینده نیز به آنچه می گوید علم داشته باشد. حدّ قذف، حق الناس بوده و اجرای آن منوط به مطالبۀ مقذوف است. نسبت دادن زنا و لواط باید صریح و واضح باشد. قاذف باید آگاه به معنای لفظ باشد، لیکن فرقی نمی کند که مقذوف معنای آن را بداند یا نداند و دیگری به او بگوید. برای آن که قذف موجب حد شود، شرط است که قذف کننده بالغ، عاقل، مختار و دارای قصد بوده، و قذف شونده نیز بالغ، عاقل، مسلمان و عفیف باشد. حد قذف برای مرد یا زن قذف کننده ۸۰ تازیانه است، ولی اگر کسی اموری مانند مساحقه و دیگر کارهای حرام را به شخص نسبت دهد به شلاق تا ۷۴ ضربه محکوم خواهد شد. قذف با دو بار اقرار یا با شهادت دو مرد عادل اثبات می شود. حد قذف در مواردی ساقط می شود، مانند آن که قذف شونده، قذف کننده را تصدیق نماید. حد قذف به همۀ وارثان به جز زن و شوهر منتقل می شود. هرگاه خویشاوندان یکدیگر را قذف کنند، محکوم به حد می شوند، ولی اگر پدر و یا جد پدری فرزندش را قذف کند، تعزیر می شود.

ارتباط محتوایی با قذف

قذف را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

سینا ٢٣:٠٣ - ١٣٩٦/٠٦/١٠
لواط، زنا
این کلمه در بخش حقوق و فقه کاربرد دارد
پیشنهادات برای این کلمه pederasty و sodomy خواهد بود
|

وحید صاد ١٦:٠٦ - ١٣٩٦/٠٨/٠٤
تهمت زدن عمل زنا و یا لواط به کسی
|

احسان ٠٤:٤٧ - ١٣٩٧/١٠/١٩
نسبت دادن عمل زنا به زوجه
|

اصل حسینی ١٧:٤٧ - ١٣٩٧/١٢/١٢
لطفا"قذف ازنظر(حقوقی)معناشود..باتشکر
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قوادی چیست   • نمیمه چیست   • سب نبی   • تعرب بعد الهجره   • مادر قهوه به چه معناست   • سب نبی چیست   • حق قسم   • حق تحجیر   • معنی قذف   • مفهوم قذف   • تعریف قذف   • معرفی قذف   • قذف چیست   • قذف یعنی چی   • قذف یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قذف
کلمه : قذف
اشتباه تایپی : rbt
آوا : qazf
نقش : اسم
عکس قذف : در گوگل


آیا معنی قذف مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )