انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1070 100 1

قریه

/qariye/

مترادف قریه: آبادی، ده، دهات، دهکده، دیه، رستاق، روستا، قصبه

برابر پارسی: روستا، دهکده

معنی قریه در لغت نامه دهخدا

قریت. [ ق َ ] (ع ص ) آب فسرده. (منتهی الارب ).

قریة. [ ق َ ری ی َ ] (ع اِ) چوب دستی و عصا. || چوبهای سوراخ دار که در آن سرستون خانه را گذارند. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). || چوب بادبان کشتی که در پهنای بالای آن باشد. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). || چوب بالای هودج. || فراهم آمدنگاه خاک موران. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

قریة. [ ق ِ ری ی َ ] (ع اِ) چینه دان مرغان. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

قریة. [ ق ُ رَی ْ ی َ ] (ع اِ مصغر) مصغر قَرْیه است. (معجم البلدان ).

قریة. [ ق ُ رَی ْ ی َ ] (اِخ ) نام دو محله است در بغداد، یکی از آن دو در حریم دارالخلاف است ، و آن دارای محله ها و بازار بزرگی است و خود مانند شهری است در جانب غربی بغداد مقابل پایاب (مشرعه ٔ) بازار مدرسه ٔ نظامیه. (معجم البلدان ).

قریة. [ ق ُ رَی ْ ی َ ] (اِخ ) جائی است مشهور در جبل طی. امرءالقیس گوید :
تبیت لبونی بالقریة اُمَّناً
و أسرحها غبا بأکناف حائل.
(معجم البلدان ).

قریة. [ ق ُ رَی ْ ی َ ] (اِخ ) موضعی است در نواحی مدینه که در شعر ابن هرمه از آن یاد شده است. ج ، قریات. (از معجم البلدان ).

قریة. [ ق ُ رَی ْی َ ] (اِخ ) یکی از مشهورترین روستاهای یمامه است که در جنگ مسیلمه و خالدبن ولید در صلح خالدبن ولید درنیامد. (معجم البلدان ). رجوع به قریة بنی سدوس شود.

قریه. [ ق َرْ ی َ / ی ِ ] (از ع ، اِ) ده. دیه. دهکده. || شهر. || هر جائی که مسکن و مأوای مردمان باشد و دارای بناهای چندی بود متصل و پیوسته به هم. ج ، قری. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).

قریه. [ق َرْ ی َ ] (اِخ ) یمامه را گویند. (معجم البلدان ).

معنی قریه به فارسی

قریه
ده، روستا، آبادی بزرگ باخانه های بسیارومزارع
( اسم ) ۱ - ده روستا : و از آنجا روان شده بقرب قریه آدینه مسجد نزول فرمود ۲ - شهری کوچک جمع : قری .
یکی از مشهورترین روستاهای یمامه است که در جنگ مسیلمه و خالد بن ولید در صلح خالد بن ولید در نیامد .
یا قریه اربع و آن شهری است که مردی اربع نام آنرا بنیاد نهاد و در تقلید مذکور است که این شهر مختص چهار نفر بود یعنی ابراهیم و اسحاق و یعقوب و آدم و اسم معروف آن جرون بود .
مدینه منوره است
یکی از دهستانهای بخش داراب شهرستان فسا در مشرق قصبه داراب آب از چشمه و چاه محصول غلات پنبه توتون جالیزکاری شغل اهالی زراعت و قالیبافی شامل ۵ آبادی ۳۲٠٠ تن سکنه .
ماوای موران و جای فراهم آمدن خاک آن .
همان قریه یعاریم است
نام دهی است سکونی گوید : در آن منبر و قصری است که گویند سلیمان بن داود همه آن را از اول تا آخر با یک تکه سنگ بنا کرده است .
شهری است در مو آب
دهی است از دهستان سملقان بخش مانه شهرستان بجنورد . واقع در ۳۱ هزار گزی جنوب باختری مانه و ۲ هزار گزی شمال شوسه عمومی بجنورد اسفراین و موقع جغرافیایی آن جلگه گرمسیر است .
همان دبیر است که در صحیفه یوشع ۱۴ : ۱۵ و داود ۱۱ : ۱ مذکور است .
همان قریع سفر و دبیر است مقابل صحیفه یوشع ۱۵ : ۱۵ و ۴۹ و داود ۱۱ : ۱ .
همان قریه یعاریم است
شهری است دارای بازار ها و مسجد جامع بزرگ پائین شهر واسط که میان آن دو پنج فرسنگ فاصله است .
دهی است از دهستان کوه بنان بخش راور شهرستان کرمان در ۸/۵ کیلومتری مغرب راور جلگه و سردسیر ۹٠٠ تن سکنه محصول غلات لبنیات روناس .
دهی از دهستان حومه بخش شهر بابک شهرستان یزد . واقع در ۲٠٠٠ گزی باختر شهر بابک و متصل براه فرعی شهر بابک . موقع جغرافیایی آن جلگه هوای آن معتدل مالاریایی است .
یکی از شهر های چهار گانه جبعونیا است که در حدود یهودا و بن یامین واقع بود .
از خطبای مشهور عرب
دو یا چند تن که دریک قریه سکونت دارند.

معنی قریه در فرهنگ معین

قریه
(قَ یِ) [ ع . قریة ] (اِ.) ۱ - ده ، دهکده . ۲ - شهر. ج . قری .

معنی قریه در فرهنگ فارسی عمید

قریه
آبادی بزرگی که دارای خانه های بسیار و مزارع باشد روستا، ده.

قریه در دانشنامه اسلامی

قریه
معنی قَرْيَةٍ: آبادي
معنی قُرَی: آباديها ( جمع قرية)
معنی قَرْيَتِکَ: آبادی تو - قریه ی تو
معنی نَّصَارَیٰ: مسيحيان(از حضرت رضا (عليهالسلام) پرسيده شد : چرا نصاري را نصاري ناميدند ؟ فرمود : چون ايشان از اهل قريهاي بودند ، بنام ناصره ، که يکي از قراء شام است ، که مريم و عيسي بعد از مراجعت از مصر ، در آن قريه منزل کردند )
معنی نَصْرَانِيّاً: مسيحيت (از حضرت رضا (عليهالسلام) پرسيده شد : چرا نصاري را نصاري ناميدند ؟ فرمود : چون ايشان از اهل قريهاي بودند ، بنام ناصره ، که يکي از قراء شام است ، که مريم و عيسي بعد از مراجعت از مصر ، در آن قريه منزل کردند )
معنی لَوْلَا: اگر نبود - چرا نشد (در عباراتي نظير "وَلَوْلَا دَفْعُ ﭐللَّهِ ﭐلنَّاسَ بَعْضَهُم بِبَعْضٍ " معني اگر نبود مي دهد وقتی در ترکیب با فعل بیاید معنی چرا نشد یا چرا می دهد مثل "وَلَوْلَا إِذْ دَخَلْتَ جَنَّتَکَ قُلْتَ مَا شَاءَ ﭐللَّهُ ":چرا وقتي به باغ خ...
ریشه کلمه:
قری‌ (۵۷ بار)

راغب گوید: قریه نام موضعی است که مردم در آن جمع شوند، به مردم نیز قریه گویند و در هر دو معنی استعمال می‏شود، در باره . بسیاری از مفسران گفته‏اند مراد «اَهْلَ الْقَرْیَةَ» است و بعضی گفته‏اند مراد از قریه خود قوم اند آنگاه چند آیه نقل کرده که ظاهرا مراد از قریه و قری مردمان اند و از علی بن حسین «علیه‏السلام»نقل کرده که فرموده از «اَلْقُری» رجال قصد شده است المنار قول راغب را نقل کرده و رد نمی‏کند. ولی مثال راغب «وَ اسْئَلِ الْقَرْیَةَ» درست نیست زیرا مراد از آن مسلما شهر است زیر آیه این طور است «وَاسْئَلِ الْقَرْیَةَالَّتی کُنَّا فیها». ولی ظاهرا این قول مقبول طبرسی نیست زیرا در بیشتر جاها که مراجعه شد کلمه «اَهْل» مقدر می‏کند. همچنین زمخشری، در مجمع فرماید: قریه زمینی است دارای خانه‏های بسیار، اصل آن از قری به معنی جمع است «قَرَیْتُ الْماءَ فِی الْحَوْضِ» آب را در حوض جمع کردم و نیز گفته: قریه، بلده، مدینه نظیر هم اند در اینجا چند مطلب را بررسی می‏کنیم: 1- در بسیاری از آیات نسبت افعال به قریه داده شده مثل . . . در اینگونه آیات اگر قول راغب را پذیرفتیم هیچ و گرنه باید لفظ «اهل» مقدر شود ولی در آیاتی نظیر . و غیره مسلما شهر وآبادی مراد است. 2- قریه از قری به معنی جمع کردن است پس قریه موضعی است که خانه‏هارا جمع کرده یا مردم را اعم از آنکه ده باشد یا شهر. و نمی‏شود گفت: معنای قریه فقط ده است . در قاموس آمده:«اَلْقَرْیَةُ: اَلْمِصْرُ الْجامِعُ» در اقرب الموارد گوید «اَلْقَرْیَةُ: اَلْمِصْرُالْجْامِعُ... وَ تَفَعُ عَلَی الْمَدینَةِ وَ غَیْرِها» حتی بلانه مورچگان قریة النمل گویند علی هذا باید با قرینه فهمید که آیا مراد شهر است یا ده. در المنار ذیل آیه 58 بقره گوید مراد از قریه شهر است... ماده‏اش دلالت بر اجتماع دارد، بر امت نیز اطلاق شده.سپس به طور غلبه در بلاد صغیره بکار رفته ولی در این آیه بلاد صغیره درست نیست زیرا عیش رغد در بلاد بزرگ میسر است. 3- لفظ قریه و جمع آن قری در قرآن اغلب درموارد ذم بکار رفته در آبادیهایی که اهل ایمان نبوده و در جهالت زندگی می‏کرده‏اند مثل . . و غیره از این می‏شود بدست آورد که مراد از قریه فقط محل اجتماع مردم یا خانه‏هاست و غیر از اجتماع معنای دیگری در نظر نیست ایضاً و در شهرهایی که به صورت اجتماع و تعاون و همکاری زندگی می‏کرده‏اند بکار رفته مثل . و مثل . که مراد پایتخت مصر قدیم است. لفظ مدینه نیز مثل قریه در جاهاییکه کفر وجهالت حکومت می‏کرده به کار رفته است مثل . که مراد شهر شعیب است و مثل . که مراد شهر لوط است و در آیه دیگر به آن قریه گفته . وانگهی «مَدَنَ بِالْمَکانِ مُدُوناً» به معنی اقامت در مکان است به شهر از آن مدینه گویند که محل اقامت مردم است. خلاصه: میان قریه و مدینه فرقی که قابل اعتماد باشد بدست نیامد و حتی به قریه اصحاب سبت که امر به معروف کنندگان در آن بودند قریه گفته شده . بلی می‏شود از استعمال قرآن به دست آورد که مدینه به معنی آبادی بزرگ و شهر است و قریه اعم می‏باشد. والله العالم.
بالاحصار، قریه ای تاریخی در ترکیه مرکزی که در تداول مردم محلی به بالْلی حصار («قلعه عسل دار») معروف است.
این قریه در شمال غربی آناطولی مرکزی، در قضای سیوْری (سِفری) حصار از ولایت اَسکی شهر و در ۱۴ کیلومتری جنوب مرکز سیوری حصار واقع شده و ارتفاعش از سطح دریا ۸۵۰ متر است.
نظر جهان گردان در مورد بالاحصار
پوکوک، با استناد به روایتها، نخستین بار از خرابه های باستانی بالاحصار یاد کرده است.شارل تکسیه فرانسوی در قرن سیزدهم به آن جا سفر کرده، درباره ویرانه هایی که خود به چشم دیده نوشته است که اینها خرابه های شهر پسینوس از شهرهای فریگیا و بقایای پرستشگاهی رومی است که برای کوبله، از خدایان اساطیری فریگیایی، ساخته شده بوده است.به نوشته استرابون، شهر پسینوس در سه قرن قبل از میلاد، در دوره تسلّط گالاتیان (غلاطیان/ غلاتیان)، مرکز مهم تجاری بوده و پرستشگاه مشهور آگدیتیس نیز در آن شهر قرار داشته است.تکسیه درباره ویرانه ها اطلاعات مفصلی داده است و از وسعت بنا و ویران شدن آن، به علت برداشتن سنگها برای استفاده در ساختمان سیوری حصار، یاد کرده است.احتمال دارد که، پس از منسوخ شدن دین پیشین و متروک ماندن معابد و مراسم باستانی، بر اثر رواج مسیحیت در قرون نخستین میلادی، شهر پسینوس از اعتبار و اهمیت افتاده و ویران شده باشد.همه جهانگردانی که در قرن سیزدهم از محل این شهر دیدار کرده اند آن جا را قریه ای خاموش با چند کلبه وصف کرده اند.
منبع
دانشنامه جهان اسلام، بنیاد دائرة المعارف اسلامی، برگرفته از مقاله «قریه بالاحصار»، شماره۳۱۵.    
...
قبا یا قباء نام چاهی در یکی از روستاهای جنوب یثرب بوده است و اکنون خود آن روستا نیز قبا نامیده می شود.
قبا در واقع بخشی از یثرب بوده و فاصله آن با شهر مدینه کم تر از چهار کیلومتر است. این روستا در روزگار صدر اسلام محل زندگی بخشی از قبیله اوس به نام بنوعمرو بن نوف بوده است.برخی از مسلمانانی که پیش از رسول خدا از مکه هجرت کرده بودند، در این روستا زندگی می کردند. قبا آخرین منزلگاه رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) و سلم در مسیر هجرت از مکه به مدینه بود. مسلمانان ساکن قبا و کسانی که از یثرب آمده بودند، در قبا به استقبال رسول خدا شتافتند. پیامبر پس از ورود به قبا چند روزی (و یا بیش از ده روز) به انتظار علی بن ابی طالب (علیه السّلام) نشست تا پس از ملحق شدن وی و دیگر همراهان او با هم وارد یثرب شوند.رسول خدا (صلی الله علیه و آله وسلّم) در همین مدت کوتاه مسجد قبا را بنا نهاد. بعدها مسجد ضرار نیز در همین منطقه توسط منافقین ساخته شد که به دستور پیامبر ویران شد.
موقعیت جغرافیایی
بنا بر منابع متقدم، قریۀ قبا در دو کیلومتری جنوب یثرب (مدینه)، در سمت چپ راه مکه واقع، و بسیاری از بناهای آن سنگی بوده است. کسانی که قصد سفر از مکه به سوی مدینه را داشته اند، باید از این قریه عبور می کرده اند، اما امروزه به سبب احداث بزرگراه مکه ـ مدینه، با فاصله ای از آن می گذرند. نام این قریه برگرفته از نام چاهی است که در آن جا بوده و بنی عمرو بن عوف از انصار در آن قریه ساکن بودند. قریۀ قبا از مناطق خوش آب و هوای پیرامون یثرب بوده و نخلستان های فراوان و چاه های آب شیرین داشته و پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم)، قبل از ورود به مدینه، چند روزی در آن جا اقامت کرده است. مردم این قریه، نخستین سخنی را که پس از ورود حضرت، از ایشان شنیدند این بود: «آشکارا سلام کنید، از طعام خود به دیگران بخورانید، صلۀ رحم کنید و شب هنگام وقتی مردم در خوابند نماز بگزارید، پس به سلامت وارد بهشت شوید». پیش از آمدن رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم)، شماری از مهاجران که از مکه به مدینه آمدند، به طور موقت در قبا سکونت گزیدند. پس از آن که رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) به قبا آمدند، چند روزی در آن جا توقف کرده و آن گاه که خانواده آن حضرت، همراه علی بن ابی طالب (علیه السلام) به ایشان پیوستند، راهیِ محل اصلی یثرب، یعنی جایی که امروزه مسجد النبی (صلی الله علیه وآله وسلم) قرار دارد، شدند.
پیشینه
رسول خدا هنگام هجرت از مکه به مدینه، در روز دوشنبه ۱۲ ربیع الاول وارد محلۀ قبا شد و به همراه ابوبکر و عامر بن فهیره به میان قبیلۀ بنی عمرو بن عوف رفت و مهمان کلثوم بن هدم بن امری القیس بن الحارث ــ از شیوخ قبیلۀ اوس ــ شد. سپس منزل سعد بن خثیمه را، که در مجاورت آن قرار داشت، محل ملاقات و گفتگو با مردم قرار داد. براساس روایات شیعی، سبب توقف چند روزۀ پیامبر در محلۀ قبا آن بود تا حضرت علی (علیه السلام) به همراه فواطم به ایشان بپیوندد. منابع تاریخی نیز از پیوستن علی بن ابی طالب به رسول خدا در قبا و سکونت در خانۀ کلثوم بن هدم خبر داده اند، با تأکید بر این که توقف چهار روزه برای ساخت مسجد قبا بوده است. روایت شده که رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) روز دوشنبه ۱۲ ربیع الاول تا جمعه شانزدهم آن ماه را در میان قبیلۀ عمرو بن عوف گذراند و جمعه آن جا را به مقصد مدینه ترک کرد. چون ظهر هنگام به قبیله بنی سالم بن عوف رسید، با همراهان خود، در مسجد آنان نماز جمعه را اقامت کرد که آن را نخستین نماز جمعه و نخستین خطبۀ آن حضرت در شهر مدینه ثبت کرده اند. این مسجد، که در پانصدمتری مسجد قبا قرار داشت، به مسجد جمعه شهرت یافت.
اَصْحاب ِ قَرْیه ، قومی شهرنشین که در قرآن کریم از آنان یاد گردیده ، و در منابع گاه بدانان اصحاب یاسین نیز گفته شده است .
سرگذشت مردم این شهر تنها در سوره یس گزارش شده است، از این رو به ایشان «اصحاب یس» نیز می گویند. خداوند به پیامبراکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمان داد تا زندگی مردم این شهر را برای مردم بازگو کند: «واضرِب لَهُم مَثَلاً اَصحـبَ القَریَةِ اِذ جاءَهَا المُرسَلون» و در پی آن فرمود: هنگامی که ما آن دو رسول را برای هدایت آنها فرستادیم، پس آنان را تکذیب کرده، ما رسول سوم را برای آنها فرستادیم. فرستادگان همگی گفتند: ما فرستادگان خدا به سوی شما هستیم: «اِذ اَرسَلنا اِلَیهِمُ اثنَینِ فَکَذَّبوهُما فَعَزَّزنا بِثالِث فَقالوا اِنّا اِلَیکُم مُرسَلون» امّا مردم این شهر از بندگی خداوند سر باز زده، آنها را دروغگو خطاب کردند، از لحن ادامه آیات برمی آید که رسول این شهر به دست مردم کشته و به او وعده بهشت داده شد: «قیلَ ادخُلِ الجَنَّةَ قالَ یــلَیتَ قَومی یَعلَمون».
قریه کجاست
مراد از قریه در آیه، انطاکیه، از شهرهای روم است. در قرآن کریم ، سخن از آن است که خداوند دو پیامبر را به سوی اصحاب قریه فرستاد و چون آنان فرستادگان الهی را تکذیب کردند، پیامبر سومی برای پشتیبانی آن دو مبعوث شد. سخن کفار اصحاب قریه به رسولان ، آن بود که شما همانند ما بشرید و در دعوی پیامبری و نزول وحی ، سخن به دروغ می گویید. با تأکید پیامبران بر امر ابلاغ ، اصحاب قریه آنان را به شکنجه و سنگباران تهدید کردند. در اثنای محاجه کفار با پیامبران ، از آن سوی شهر مردی دوان دوان فرارسید و قوم را به پیروی رسولان ، پرستش آفریدگار یکتا و ترک خدایان دروغین بازخواند. سخن قرآن کریم در باره اصحاب قریه با وعده ورود این مؤمن به بهشت و نزول عذابی ناگهانی بر کافران پایان یافته است .
پیامبران قریه
ازظاهر آیات قرآن بر می آیدکه آنان فرستادگان خداوند هستند که به آن اشاره دارد: «اِذ اَرسَلنا اِلَیهِمُ اثنَینِ ... فَعَزَّزنا بِثالِث...» برخی مفسران نیز رسولان را فرستادگان حضرت عیسی (علیه السلام) می دانند. جمع بین این دو قول چنین است که چون حضرت عیسی (علیه السلام) پیامبر خدا بوده است، فرستاده وی را نیز می توان فرستاده خدا دانست.خداوند دو رسول برای هدایت مردم این شهر فرستاد. آنان پیش از ورود به شهر به شخصی که خانه اش در انتهای شهر بود، برخوردند و او را به پرستش خداوند فرا خواندند. وی از ایشان معجزه ای خواست و ایشان فرزند او را که بیمار بود شفا دادند. او به خداوند یکتا ایمان آورد. مفسران نام آن مرد را حبیب نجّار ذکر کرده و برخی وی را «صاحب یس» یا «مؤمن آل یاسین» نامیده اند.این دو فرستاده پس از ورود به شهر مردم را به عبادت خداوند و ترک عبادت بتها فرا خواندند؛ اما پادشاه شهر آنها را در محل نگهداری بتها زندانی کرد. نام این دو فرستاده را صادق و صدوق یا پولس و یوحنا گفته اند. نامهای دیگری هم برای آنان ذکر شده است. خداوند سومین رسول را برای هدایت مردم و نجات آن دو فرستاد. نام این شخص را برخی شمعون دانسته اند. نامهایی دیگر نیز برای وی ذکر شده است. شمعون در ابتدا کوشید تا خود را به پادشاه نزدیک کند و از نزدیکان وی گردد. پس از مدّتی، از پادشاه درباره آن دو زندانی سؤال کرد و پادشاه را به مناظره با آنان دعوت کرد. در طی مناظره، شمعون از آنها خواست تا پسر پادشاه را که مدتی قبل در گذشته بود زنده کنند. آنها پس از عبادت خداوند دست به دعا برداشته، برای زنده شدن او دعا کردند و خداوند او را زنده کرد. فرزند پادشاه پس از زنده شدن، به ایشان ایمان آورده و ماجرای زنده شدن خویش را بازگو کرد. پادشاه و جمع بسیاری به خداوند ایمان آوردند. برخی از بزرگان یهود که حکومت خویش را در خطر می دیدند تصمیم گرفتند شمعون و دو فرستاده دیگر را بکشند. در این هنگام حبیب نجّار که به خداوند یکتا ایمان آورده بود مردم را به سوی حق دعوت می کرد: اما مردم به سوی او هجوم آورده، او را کشتند. بعضی گفته اند: سه فرستاده خداوند را نیز کشتند.
سرگذشت اصحاب القریه
...

قریه در جدول کلمات

معنی قریه به انگلیسی

village (اسم)
قصبه ، دهکده ، ده ، روستا ، قریه

معنی کلمه قریه به عربی

قریه
قرية

قریه را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

امیرعلی ١٩:٤٣ - ١٣٩٧/٠٧/٠٤
روستا
|

افشین اشکبوسی ٠٣:٣٨ - ١٣٩٨/٠٦/١٨
ابادی
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Najme dorostkar > diligently
اورمزد > طاق بستان
تمیم حقمل > bust
اورمزد > وسان
ماردین > از تیم های مطرح بلژیک
Mahdi kamkat > undulations
هادی > پای پوران
Alire_za > Avicena

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قریه در جدول   • معنی قریحه   • معنی کذاب   • معنی دجله   • معنی قریه در جدول   • معنی زاغه   • قوی و ستبر   • معنی کلمه عرض   • مفهوم قریه   • تعریف قریه   • معرفی قریه   • قریه چیست   • قریه یعنی چی   • قریه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قریه
کلمه : قریه
اشتباه تایپی : rvdi
آوا : qariye
نقش : اسم
عکس قریه : در گوگل


آیا معنی قریه مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )