انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 1087 100 1

قضای حاجت

معنی قضای حاجت در لغت نامه دهخدا

قضای حاجت. [ ق َ ی ِ ج َ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) برآوردن نیازمندی.
- قضای حاجت کردن ؛ کنایه از تخلیه کردن. ادرار کردن. دفع فضول معده. رجوع به قضاء شود.

معنی قضای حاجت به فارسی

قضای حاجت
بر آوردن نیازمندی یا قضای حاجت کردن کنایه از تخلی کردن .

قضای حاجت را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی قضای حاجت   • اجابت مزاج   • معنی حاجت   • مفهوم قضای حاجت   • تعریف قضای حاجت   • معرفی قضای حاجت   • قضای حاجت چیست   • قضای حاجت یعنی چی   • قضای حاجت یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قضای حاجت
کلمه : قضای حاجت
اشتباه تایپی : rqhd ph[j
عکس قضای حاجت : در گوگل


آیا معنی قضای حاجت مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )