انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1033 100 1

قضا و قدر


برابر پارسی: بخت، پیشامد، سرنوشت

معنی قضا و قدر در لغت نامه دهخدا

قضا و قدر. [ ق َ وُ ق َ دَ ] (ترکیب عطفی ، اِ مرکب ) اندازه ٔ چیزی که مقدر باشد :
چه گر موافق طبع است و ناموافق جسم
موافق است به یک جای از قضا و قدر.
چه قدر دارد نزد قضا بنی آدم
چه قیمت آرد نزد قدر تن جانْور؟
ناصرخسرو.
رجوع به قضاء شود.

معنی قضا و قدر به فارسی

قضا و قدر
اندازه چیزی که مقدر باشد

قضا و قدر در دانشنامه اسلامی

قضا و قدر
قضا و قدر از عقاید قطعی اسلامی است که در کتاب و سنت وارد شده و دلایل عقلی نیز آن را تأیید می کند.
آیات درباره قضا و قدر بسیار است که ذیلاً به برخی از آنها اشاره می کنیم.
قرآن درباره قدر می فرماید: (إِنّا کلَّ شَیء خَلَقْناهُ بِقَدَر)؛
ما هر چیزی را به اندازه آفریده ایم. همچنین می فرماید: (وَ إِنْ مِنْ شَیء إِلاّ عِنْدنا خَزائِنُهُ وَما نُنَزِّلُهُ إِلاّ بِقَدَر مَعلْوم)؛
چیزی نیست مگر اینکه گنجینه های آن نزد ما است، و ما جز به مقدار معلوم آن را فرو نمی فرستیم.
درباره قضا نیز می فرماید:(وَ إِذا قَضی أَمْراً فَإِنَّما یقُولُ لَهُ کنْ فَیکونُ)؛
هرگاه اراده قطعی خداوند به چیزی تعلق بگیرد، به او می گوید باش، پس آن چیز موجود می شود.
نیز می فرماید: (هُوَ الّذی خَلَقَکمْ مِنْ طین ثُمَّ قَضی أَجَلاً)؛
اوست که شما را از خاک آفرید، آنگاه اجلی را مقرر داشت.
با توجه به این آیات و نیز روایات متعددی که در این زمینه وجود دارد، هیچ مسلمانی نمی تواند قضا و قدر را انکار کند. هر چند معرفت تفصیلی به جزئیات مسئله لازم نیست، و اصولاً برای کسانی که آمادگی ذهنی برای فهم این گونه مسائل دقیق ندارند، ورود در آن شایسته نمی باشد، چون چه بسا ممکن است در عقیده خود دچار اشتباه یا تردید شوند و به گمراهی افتند. از این جهت امیر مؤمنان علی (علیه السلام)خطاب به این گروه می فرماید: «طریقٌ مُظلِمٌ فلا تَسْلُکوه، و بَحرٌ عَمِیقٌ فَلا تَلِجُوه، وسِرُّ اللّهِ فلا تَتَکلَّفُوه»؛

راهی است تاریک آن را نپیمایید، دریایی است ژرف در آن وارد نشوید، و راز الهی است خود را در کشف آن به تکلّف نیاندازید.
البته هشدار امام مربوط به کسانی است که توان فهم این گونه معارف دقیق را ندارند، وچه بسا بحث درباره آن مایه گمراهی آنان می شود. شاهد بر این مطلب آن است که آن حضرت خود در موارد دیگر به تبیین قضا و قدر پرداخته است. لذا ما نیز در حدود معرفت خود با استفاده از قرآن و روایات و با کمک عقل به شرح آن می پردازیم.

قضا و قدر در لغت
واژه "قدر" به معنای حد و اندازه و مقدار شی است. برای واژه "قضا" نیز معانی گوناگونی گفته شده است، که در این میان می­توان به حکم، قطعیت و فیصله دادن اشاره کرد.

قضا و قدر در اصطلاح
در اصطلاح قدر و تقدیر الهی این است که خداوند برای هر پدیده ای اندازه و حدود کمّی و کیفی و زمانی و مکانی خاصی قرار داده است که تحت تأثیر علل و عوامل تدریجی، تحقق می یابد و قبل از مرحله نهایی، دارای مراتب تدریجی است و شامل مقدمات بعید و متوسط و قریب می شود و با تغییر بعضی از اسباب و شرایط و سقوط آن در یکی از مراحل تغییر می یابد و این تغییر، تغییری در تقدیر بشمار می رود.
قضاء الهی اینست که پس از فراهم شدن مقدمات و اسباب و شرایط یک پدیده، آن را به مرحله نهایی و حتمی می رساند. این مرحله، دفعی و مربوط به فراهم شدن همه اسباب و شرایط و نیز حتمی و نهایی و غیر قابل تغییر است.

قضا و قدر تکوینی و تشریعی
...
قضا و قدر
قضا و قدر، از عقاید بحث برانگیز دینی. قضا به معنای حتمیت پیدا کردن پدیده های عالم با استناد به علت تامه خود است و قدر به معنای نسبتی است که حدود اشیاء به ذات باری تعالی دارند.
هر کدام از قضا و قدر، به علمی و عینی تقسیم می شود. قضای علمی عبارت است از علم الهی که منشأ ضرورت و حتمیت اشیاء و قضای عینی، همان ضرورت و حتمیت شیاء از جهت استناد به واجب الوجود است. همچنین، قدر علمی، علمی است که منشأ حدود و اندازه اشیاء است و قدر عینی همان تعین وجود و اندازه اشیاء است از این جهت که به واجب الوجود منتسب می شوند. به اعتبار جهات دیگر، تقسیم بندی های دیگری نیز در مورد قضا و قدر مطرح شده است، از جمله مهم ترین این تقسیم بندی ها، تقسیم قضا و قدر به قضا و قدر تکوینی و تشریعی است.
کلمۀ «قضا» به حسب اصل لغت، همان طور که راغب در مفردات القرآن می گوید به معنی فیصله دادن است، خواه فعلی باشد و خواه قولی، خواه به خداوند نسبت داده شود و یا به غیر خداوند.
قضا و قدر
قضا و قدر از جمله مباحث کلامی است که در تاریخ کلام اسلامی از سابقه فراوانی بر خوردار است . منظور از قضا حکمی است که برای موجودات مشخص شده و قدر به معنای اندازه است . آنچه را که نباید فراموش کرد اینکه این دو جقیقت با اصل آزادی انسان ها هیچ منافاتی ندارد .
یعنی حکم و قطع و حتمیت. در نظام آفرینش، موجودات مادی از چندین راه ممکن است به وجود بیایند، (مثلاً اگر به خانه شما از چند کوچه راه باشد، ورود به خانه شما از چند راه ممکن است) حال اگر از میان چندین راه ممکن، علل و اسباب پیدایش یکی از آن ها فراهم شد و تنها همان یکی تحقق یافت، این مرحله از تحقق را قضا می نامند.
یعنی اندازه و اندازه گیری و تعیین حدّ و حدود چیزی و در اصطلاح به این معنا است که خداوند برای هر چیزی اندازه ای قرار داده و آن را بر اساس اندازه گیری و محاسبه و سنجش آفریده است. خداوند در قرآن می فرماید : "إنّا کلّ شی خلقناه بقدر؛ ما هر چیزی را به اندازه خلق کردیم(برای هر چیز اندازه ای قرار دادیم)".
قضا و قدر هر کدام به دو نوع علمی و عینی تقسیم می شود:
1- قدر یا تقدیر علمی: آن است که خداوند پیش از آفرینش هر شیء به خصوصیات و حدود و اوصاف آن علم دارد. از قضای علمی آن است که خداوند از ضرورت وجود اشیا در ظرف تحقق علل آن ها آگاه است، یعنی خدا از ازل می داند که هر یک از اشیا در شرایط خاصی و تحت تاثیر اسباب و علل خاصی موجود می شوند، بنابراین می توان گفت که علم پیشین خداوند به خصوصیات اشیا و ضرورت وجود آن ها همان قدر و قضا علمی است.
2- اما قضا و قدر عینی: مقصود از قدر عینی، تعیین و تحدید خصوصیات و اوصاف ذاتی و عرضی موجودات از سوی خداوند است . مقصود از قضا عینی آن است که خداوند ضرورت وجود را به مخلوقات خویش اعطا می کند .از طریق اسباب و علل وجود آن ها را تعیین می بخشد.
خداوند برای هر چیزی علت ها و اسباب هایی قرار داده که هستی و مشخصات آن بستگی به آن ها دارد. این طور نیست که هر چه در جهان پدید می آید، بدون رابطه با قبل و بعد و صرفاً اتفاقی و بی حساب باشد. همان گونه که در بارش برف و باران و. . . عواملی دخالت دارد.
هرگز چنین کاری بی علل و اسباب انجام نمی پذیرد، همچنین کارهای بشر از روی تصادف و اتفاق از او سر نمی¬زند، بلکه نخست چیزی را تصور می کند، سپس به آن می اندیشد. پس از آن که فایدة واقعی یا پنداری آن را پذیرفت، به انجام آن می کوشد. پس انجام هر حادثه ای در جهان، علت و سببی دارد و این نظامی است تخلف ناپذیر و خداوند چنین مقرّر کرده است.
یکی از بحث های بسیار ارزنده در علم کلام بحث قضا وقدر الهی است که اندیشمندان نظرات مختلفی در مورد ان ارائه داده اند.
قضا یعنی حکم و قطع و حتمیت. در نظام آفرینش، موجودات مادی از چندین راه ممکن است به وجود بیایند، (مثلاً اگر به خانه شما از چند کوچه راه باشد، ورود به خانه شما از چند راه ممکن است) حال اگر از میان چندین راه ممکن، علل و اسباب پیدایش یکی از آن ها فراهم شد و تنها همان یکی تحقق یافت، این مرحله از تحقق را قضا می نامند.

تعریف قدر
قدر یعنی اندازه و اندازه گیری و تعیین حدّ و حدود چیزی و در اصطلاح به این معنا است که خداوند برای هر چیزی اندازه ای قرار داده و آن را بر اساس اندازه گیری و محاسبه و سنجش آفریده است. خداوند در قرآن می فرماید : «إنّا کلّ شی خلقناه بقدر» ما هر چیزی را به اندازه خلق کردیم(برای هر چیز اندازه ای قرار دادیم)

اقسام قضا و قدر
قضا و قدر دارای اقسام مختلفی است که به برخی از ان ها اشاره می نماییم.

← قضا وقدرعلمی
...
آیات قضا و قدر، آیات بیان کننده قضا و قدر الهی را می گویند.
" قضا " از ریشه "قضی" گرفته شده و به معنای فیصله دادن به کاری (گفتاری یا فعلی، از خداوند یا از بشر ) است. معانی دیگر این واژه عبارتند از: انجام دادن کاری و فارغ شدن؛ عهد کردن؛ اعلام و خبر دادن؛ کشتن و میراندن؛ حکم کردن؛ مقدر و حتم کردن؛ اراده و حکم و الزام که در قرآن این واژه در همه این معانی به کار رفته است.
تعریف قدر
"قدر" (بر وزن فرس) و "قدر" (بر وزن فلس) در لغت به معانی "توانایی، قدرت، اندازه گیری، آماده سازی، قضا و حکم، تنگ گرفتن و… " است و همه این معانی نیز در قرآن به کار رفته است.
دیدگاه اشاعره
اشاعره درباره معنای اصطلاحی "قضا و قدر" می گویند: "قضا" عبارت است از اراده ازلی خدا به اشیا به ترتیبی که هستند. و "قدر" یعنی ایجاد اشیا به قدر و اندازه و میزان مخصوص و معین.برخی دیگر گفته اند: "قضا" علم اجمالی خداوند به اشیا و موجودات است و "قدر" علم تفصیلی او. تعاریف دیگری نیز برای قضا و قدر ارائه شده است.آیات دربردارنده مسئله قضا و قدر "آیات قضا و قدر" نامیده می شوند.
مثال
...
یکی از مفاهیم والای اسلامی که جنبه ارزشی مهمی دارد و بر اثر تحریف ها تبدیل به ضد ارزش شده است، مسئله «قضا وقدر» است.
ما معتقدیم که خداوند هر سال، مقدرات آن سال انسان ها را در شب قدر تعیین می کند و به عقیده ما بر امام زمان هر عصر نازل می گرداند. به همین دلیل است که شب های قدر را احیا می گیریم تا خداوند مقدرات نیکوتری برای ما مقدر کند.سؤال مهمی که در این جا مطرح می شود این است که آیا مقدرات یک سال، به صورت اجباری و بدون مشورت با ما تعیین می شود؟ اگر این گونه باشد ما اختیاری از خود نداریم! در جواب، بحث پیچیده جبر و تفویض («جبر» به معنی اجبار مطلق و «تفویض» به معنی آزادی مطلق در اعمال است. ) مطرح می شود که ابعاد آن را به طور فشرده و شفاف بیان می کنیم.
طرفداران جبر و طرفداران تفویض
از قدیم الایام مسئله تفویض، طرفداران بسیاری داشته ازجمله فلاسفه و علمای روان شناس و روان کاو و اجتماعیون. طرفداران جبر نیز دلایل متفاوتی داشته اند که ازجمله آن، مسئله قانون علیت است. طبق قانون علیت؛ هر معلول علتی دارد، پس اراده ما نیز علت دارد و ما اختیاری از خودنداریم و همچنین مسائل مربوط به توحید و اراده پروردگار. «لا مؤثر فی الوجود الا الله». همه چیز به دست خداست و هیچ کس در مقابل اراده او اراده ای ندارد. به همین دلیل بعضی تصور می کردند اگر انسان سرنوشت خود را به دست بگیرد، شرک است و با توحید افعالی خداوند سازگار نیست. گاهی نیز افراد سست و تنبل و کسانی که نمی خواهند به خطا وکاستی خود اعتراف کنند تمام امور را به گردن قضا و قدر می اندازند. و شکست خود را به دلیل قضا و قدر می دانند نه مشکلات و کاستی هایشان. مانند جوانی که به دلیل درس نخواندن قبول نمی شود و اشتباهش را با قضا و قدر توجیه می کند.
آثار سوء اعتقاد به جبر
اگر معتقد به جبر شویم، چند سؤال مهم به وجود می آید.اول: اگر تمام انسان ها مجبور به انجام کارهای خود باشند، پس دستگاه های قضایی دنیا با این وسعت، ظالمانه است. چون به عنوان مثال، قاتل مجبور بوده قتل کند، بنابراین به چه دلیل او را محاکمه کنند و به زندان بیاندازند و در نهایت قصاص و اعدام کنند! آیا طرفداران جبر خودشان این مطلب را می پذیرند؟ و آیا اگر فردی به حقوقشان تجاوز کند، شکایت نمی کنند؟ و یا سیلی به صورتشان بزند اعتراض نمی کنند؟ اگر قائل به جبر هستند، اعتراض معنا ندارد چون او مجبور به زدن است.دوم: با این اعتقاد، قیامت و حساب و کتاب آن نیز ظالمانه است؛ زیرا افرادی که کار خوب یا بد کردند مجبور بودند، نه آن ها سزاوار بهشت هستند و نه این ها مستحق جهنم. پس تعجب است که برخی طرفداران جبر چگونه به معاد اعتقاد دارند؟!سوم: انبیا و اولیا و کتاب های آسمانی برای چه آمده اند؟ اگر مجبور هستیم، تعلیم و تربیت معنا ندارد. آیا انبیا آمده اند فردی را که مجبور به ظلم است هدایت و فردی را که مجبور به نیکی است تشویق کنند؟بنابراین قائلین به جبر برای اصلاح توحید (به گمان خودشان)، نبوت و معاد را ویران می کنند.متاسفانه مسئله جبر به طور گسترده توسط شعرا در ادبیات ما مطرح شده است:در پس آینه طوطی صفتم داشته اند • آنچه استاد ازل گفت بگو، می گویم.من اگر خارم اگر گل، چمن آرایی هست • که از آن دست که او می کشدم می رویم.بارها گفته ام و بار دگر می گویم • که من دلشده این ره نه به خود می پویم.یا در جایی می گوید: در کار گلاب و گل حکم ازلی این بود • آن شاهد بازاری وین پرده نشین باشد. از روز اول، سرنوشت گل در بازار بود و گلاب در پرده نشینی، ما نیز مانند گلاب و گل هستیم. آری، اگر این اشعار را توجیه نکنیم، بوی جبر می دهد. خدا را شکر می کنیم که در پرتو هدایت اهل بیت؛ به این ورته های هولناک انحراف نیفتاده ایم و مطابق فرمایش امام صادق (علیه السّلام) معتقدیم: «لا جبر و لا تفویض بل امر بین امرین» نه قائل به جبر مطلقیم و نه اختیار مطلق، بلکه حالتی میان این دو.اسلام اراده را اساس برنامه های تکلیفی و مسئولیت ها قرار داده است. اگر آزادی اراده نداشته باشیم، مسئولیت پذیر نخواهیم بود. واگر مسئولیت پذیر نباشیم، تکلیف معنایی ندارد.
اقسام قضا و قدر
...
«رساله علامه بزرگوار محمد دهدار در قضا و قدر»، به زبان فارسی و در پاسخ به سؤال برخی از برادران دینی در باره مسئله اختیار و جبر و قدر، توسط محمد دهدار، نوشته شده است. این رساله، در موضوع خود، بسیار سودمند و ارزش مند است، ولی علی رغم نفاستش، همچون کثیری از آثار ارزنده دیگر، در کنج انزوا افتاده بود و ارباب دانش از فواید جلیله اش محروم بودند، لذا استاد حسن زاده، بر آن شدند که آن را تصحیح و همراه با تعلیقات سودمند خویش، در دست طبع و نشر قرار دهند.
استاد، خود، در این باره فرموده اند: «بنده، تعداد یک صد و یک رساله از رسائل ارزنده قدما را در فنون گوناگون گرد آوردم و تصمیم گرفتم همه آنها را یکی یکی تصحیح و تحشیه کرده و در دست طبع و نشر قرار دهم. از این یک صد و یک رساله، تنها رساله ای که موفق به تصحیح و شرح آن شدم، رساله قضا و قدر مرحوم علامه محمد دهدار بود که بعد از تمام شدن کار رساله، واقعه ناگوار شهادت مرحوم آیة الله مطهری رضوان الله تعالی علیه پیش آمد. بعد از شهادت ایشان، آقایانی نامه دادند و از ما برای یادنامه آن مرحوم، چیزی خواستند، ما هم که کار رساله مزبور را تمام شده یافتیم، آن را از جان و دل تقدیمشان نمودیم».
رساله، بسیار کوتاه و فاقد باب بندی و فصل بندی است و مطالب آن، در ذیل چهار مقدمه، عرضه شده است. تعلیقات هجده گانه استاد حسن زاده، در پایان رساله، ذکر گردیده است.
مطالب مطرح شده در رساله، اجمالا، عبارت است از: اشاره به اخباری که اولین مخلوق را عقل دانسته اند و معنای اقبال و ادبار آن(در روایت آمده که خدا به عقل گفت: اقبل؛ یعنی روی آور، پس روی به خدا آورد، سپس فرمود: ادبر؛ یعنی پشت کن، پس به خدا پشت کرد...)؛ عدم صرف بودن ممکن، قبل از ایجاد و شیئیت یافتن و دارای استعداد و اقتضا شدن، پس از تعلق ایجاب واجب به آن؛ توضیح در مورد علم فعلی و انفعالی و تقسیم هر کدام به اجمالی و تفصیلی و کیفیت تعلق علم خدا به مخلوقات؛ وجود همه موجودات در هر ظرفی که فرض شوند، از خداست و تشخص خاص آنها(که اشعری آن را کسب و معتزلی آن را فعل می خواند)، از مباشر قریب.
نمونه ای از تعلیقات استاد حسن زاه: دهدار، در این رساله، قائل به اصالت وجود و وحدت جعل است که موافق نظر بلند اهل نظر است که ممکن، در عقل، مؤلف از وجود و ماهیت است، ولی در خارج، اعیان موجودات، بلکه وجودات متشخصه، متحققه اند که همه، شئون و اطوار و تجلیات و آثار حق تعالی اند و وجود، منبع خیر و ماهیت، منبع شر است، چنان که پس از استنتاج مذکور، فرمود: «و سر این، آن است که ممکن، موجود مؤلف است در عقل، از دو چیز: یکی، ماهیت او که عدم و منبع شر است و یکی، وجود که منبع خیر است. الخ».

قضا و قدر در دانشنامه ویکی پدیا

قضا و قدر
قضا و قدر در الهیات بحث این است که حوادث جهان تا چه اندازه به خواست و قانون ثابت خدا هستند و تا چه اندازه به اختیار موجودات به ویژه اختیار انسان.
سرنوشت (تقدیر)
اختیار
برهان اختیار
تقدیرگرایی
لیبرترینیسم (متافیزیک) (اختیارگرایی)
کالونیسم
شکست پذیری
سیکاتاگانایی
البته در قران کریم به این مطلب اشاره شده است که سرنوشت مردم و قضای الهی با اعمال بد و خوب مردم ارتباط دارد چنان که می گوید «برای انسان مأمورانی است که پی درپی، از پیش رو، و از پشت سرش او را از فرمان خد حفظ می کنند؛ و خداوند سرنوشت هیچ قومی (و ملّتی) را تغییر نمی دهد مگر آنکه آنان آنچه را در (وجود) خودشان است تغییر دهند؛ و هنگامی که خدا برای قومی (به خاطر اعمالشان) بدی (و عذاب) بخواهد، هیچ چیز مانع آن نخواهد شد؛ و جز خدا، (نجات دهنده و) سرپرستی نخواهند داشت.» یا می فرماید: «و اگر اهل شهرها و آبادی ها، ایمان می آوردند و تقوا پیشه می کردند، برکات آسمان و زمین را بر آن ها می گشودیم؛ ولی (آنها حق را) تکذیب کردند؛ ما هم آنان را به کیفر اعمالشان مجازات کردیم.»
سید محمد جواد غروی در کتاب چند گفتار به بررسی موضوع قضاء و قدر می پردازد. او می گوید: قضاء به معنای حکم ازلی ثابت در قانون عالم است و معلولات و اسباب و مسبباتی است که تغییر نمی پذیرد؛ و قدر تعین قضاء ازلی در اندازه ای معین است که در اختیار انسان می باشد بناءبراین قضاء حتمی است و قدر به اختیار انسان موکول شده است. پس قضاء و قدر دو امر متلازم هم و از یکدیگر منفک نمی شوند زیرا قدر به منزلهٔ اساس، و قضاء به منزلهٔ بناء است. به عنوان مثال خداوند قضاء نموده که آتش هر چیز قابل سوختنی را بسوزاند، حال اگر این حکم در معرض ظهور واقع شد قدر است و در اختیار انسان قرار گرفته و هرگاه بخواهد آن را به کار گیرد مکان و زمان و سایر شروطش را به حکم عقل و شرع معین می سازد. قضاء در لغت به چند وجه آمده که بازگشتش به انقطاع شی و تمام شدن آن است و هر چیزی که عملش به اتمام رسد یا حتمی شود قضاء شده است همچنین مراد از قدر تقدیر و تعیین اندازه کردن است و مقصود از قضاء خلق است چنان که خداوند در آیهٔ دوازدهم سورهٔ فصلت اشاره می کنند. مسئله اختیار در سنت کلامی اسلامی، همواره مسئله ای بحث انگیز بوده است. صاحبنظران در این حوزه، به دو فرقه «جبریه» و «قدریه» تقسیم می شوند. در فرقه جبریه، تأکید بر قضا و قدر است و در فرقه «قدریه»، تأکید بر اختیار انسان.
از نظر عرفان تقدیر از طرف حق، هدایت است و کسی که ترک تدبیر کند، به تقدیر راضی شود و کسی که مشاهده مقدور کند خود را بی اختیار داند.
رساله قضا و قدر رساله ای است تالیف محمد دهدار. این رساله توسط حسن حسن زاده آملی تصحیح و همراه با تعلیقات خود چاپ و نشر شده است.
این رساله علاوه بر این که ضمن یادنامه مرتضی مطهری به چاپ رسیده است، پس از آن توسط انتشارات قیام در شمارگان ۴۰۰۰ نسخه به طور مستقل طبع و منتشر گردید.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

قضا و قدر در دانشنامه آزاد پارسی

قَضا و قَدَر
قَضا در لغت به معنی حکم کردن و فیصله دادن، و قَدَر به معنی اندازه و تعیین است و مراد از قضا و قدر الهی عبارت است از نظام علّی و معلولی که متکی و منتهی به علم و ارادۀ خداوند و مظهر خواست و مشیت اوست و هیچ یک از حوادث جهان خارج از آن نیست. حکمای اسلامی در توضیح آن گفته اند که طبق قانون عمومی علت و معلول هر پدیده ای در جهان قطعیت (قضا) و شکل و خصوصیت زمانی و مکانی و سایر خصوصیات وجودی خود (قدر) را از علّت یا علّت های خود کسب می کند و پیوندی ناگسستنی میان گذشته و حال و آینده میان هر موجودی و علل آن وجود دارد. به بیان دیگر، نسبت هر پدیده ای به علّت تامۀ خود همان «قضا» و نسبت آن به هریک از علل ناقصه خود «قدر» است. نسبت اولی رابطه ضرورت و نسبت دومی رابطۀ امکان است. از سوی دیگر، سلسله علّت ها (علل طولی) در بُعدی غیر از بعدهای زمان و مکان، به علّت العلل یا موجود قائم به ذات (خداوند) منتهی می شود که در واقع منشأ و مبدأ و سرچشمۀ همه علت هاست و خود وابسته به چیز دیگری نیست. نظام اسباب و مسبَّبات و هر عاملی که در جهان خودنمایی می کند تجلی علم و ارادۀ او و آلت اجرای قضا و قدر اوست. پس قضا و قدر عاملی در جنب سایر عوامل جهان نیست تا برخی امور به اقتضای آن و برخی دیگر از راه های دیگر تحقق یابد بلکه سرچشمۀ همۀ عامل های جهان است و تمام عوامل هستی ناشی از آن است. هر جریانی که در جهان واقع می شود و صورت می گیرد، به قضا و قدر الهی است و هر جریانی هم که متوقف می شود، به قضا و قدر الهی است.
قضا و قدر حتمی و غیر حتمی. موجودات جهان بر دو نوع اند: برخی از آن ها امکان بیشتر از یک نوعِ خاص از وجود در آن ها نیست مانند مجرّدات عُلوی از قبیل ملائک. برخی دیگر امکان بیش از یک نوع خاص از وجود در آن ها هست مانند که محسوس و ملموس ما هستند. مادۀ طبیعی، نقش پذیر صورت های مختلف است. هریک از آن ها از دیگری اثر می پذیرد و بر دیگری اثر می گذارد و می تواند حالات گوناگون به خود گیرد و تکامل یا نقصان پذیرد. در مجردات که یک سرنوشت بیشتر ندارند، قضا و قدر حتمی است اما در غیر مجردات قضا و قدرهای غیر حتمی وجود دارد زیرا سرنوشت آن ها در دست علت است و این امور با علل مختلف سروکار دارند و امکان جانشینی علّت است و لذا سرنوشت های مختلف در انتظار آن هاست و امکان تغییر و تبدیل دربارۀ آن ها وجود دارد.
قضا و قدر و اختیار انسان. اعمال و افعال بشر از حوادثی است که سرنوشت حتمی و تخلف ناپذیر ندارد زیرا بستگی به علل و اسباب گوناگون و از آن جمله انواع اراده ها و انتخاب ها و اختیارها که از خود بشر ظهور می کند، دارد. تمام امکاناتی که در مورد جمادات و نباتات و حیوانات وجود دارد، دربارۀ انسان نیز وجود دارد به علاوۀ این که در انسان عقل و شعور و ارادۀ اخلاقی و قوۀ انتخاب و ترجیح آفریده شده است به گونه ای که انسان می تواند عملی را که کاملاً موافق غریزۀ طبیعی اوست و هیچ مانع خارجی وجود ندارد، به حکم تشخیص و مصلحت اندیشی ترک کند و برعکس. درهرحال، اعتقاد به قضا و قدر الهی هیچ گونه منافاتی با آزادی اراده در انسان ندارد. انسان به حکم قضا و قدر الهی مختار است و از میان هزاران سرنوشتی که می تواند پیدا کند، هر سرنوشتی که با اختیار و آزادی خود برای خویشتن رقم بزند، به قضا و قدر الهی است. به عبارت دیگر، او می تواند از میان انواع قضا و قدرهای ممکن، یکی را برگزیند. اما درهرحال خارج از حوزۀ قضا و قدر الهی نخواهد بود.
عوامل معنوی. از نظر جهان بینی الهی دنیای پدیده ها محدود به علل و عوامل مادی و انفعالات جسمانی نیست، بلکه علل و عوامل دیگری نیز همدوش عوامل مادی در کار حوادث مؤثرند. این عوامل، عوامل روحی و معنوی هستند که در سرنوشت انسان و سعادت و روزی و اجل او بسی تأثیر دارند، مانند تأثیر سوء ایذاء جاندار و ظلم و تعدّی به حقوق دیگران، اثر دعا، توکّل و اخلاص و غیره. مانند این که گناهان اجل را تغییر می دهند و نیکوکاری ها عمر را زیاد می کنند. این آثار و نتایج، خود قسمتی از مظاهر قضا و قدر است و بخشی از روابط علّی و معلولی را تشکیل می دهد. یعنی این امور عامل تغییر قضا و قدرند هرچند این تغییر هم به قضا و قدر الهی است.

ارتباط محتوایی با قضا و قدر

معنی قضا و قدر به انگلیسی

fate (اسم)
تقدیر ، بخش ، بخت ، سرنوشت ، فلک ، نصیب و قسمت ، قضا و قدر
fortuity (اسم)
تصادف ، حادثه ، اتفاق ، شانس ، قضا و قدر ، اقبال

قضا و قدر را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• تفاوت قضا و قدر الهی   • قضا و قدر از دیدگاه امام علی   • قضا و قدر در قرآن   • قضا و قدر و اختیار انسان   • مفهوم قضا و قدر   • قضا و قدر الهی+مقاله   • معنی قضا   • معنی لغوی قضا و قدر   • معنی قضا و قدر   • تعریف قضا و قدر   • معرفی قضا و قدر   • قضا و قدر چیست   • قضا و قدر یعنی چی   • قضا و قدر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قضا و قدر
کلمه : قضا و قدر
اشتباه تایپی : rqh , rnv
عکس قضا و قدر : در گوگل


آیا معنی قضا و قدر مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )