انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 894 100 1

معنی قطاب در لغت نامه دهخدا

قطاب. [ ق ِ ] (ع اِمص ) مزاج و آمیختگی. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد): قطبت الخمر؛ مزجته. (معجم البلدان ). || (اِ) مجمع گریبان. (منتهی الارب ) (اقرب الموارد): «ادخلت یدی فی قطاب جیبه »، و قیل قطاب الجیب اسفله. (اقرب الموارد). || ج ِ قُطْبة، چون بِرام ج ِ بُرْمة. || گیاهی است چون خارخسک. (معجم البلدان ). رجوع به قُطْب شود.

قطاب. [ ق ُ / ق ُطْ طا ] (اِ) قسمی از نان روغنی به شکل سنبوسه. (ناظم الاطباء). غیاث اللغات از آئین اکبری نقل کند که قطاب به ضم اول نوعی از سنبوسه است.

قطاب. [ ق ِ ] (اِخ ) نام موضعی است ، و در اشعار راعی از آن یاد شده است. (معجم البلدان ).

معنی قطاب به فارسی

قطاب
نوعی شیرینی، نوعی نان روغنی بشکل سنبوسه، قطابی
( اسم ) نوعی شیرینی است . برای تهیه خمیر جهت قطاب ۳ کیلو آرد سفید خوب را الک می کنند و ۳٠٠ گرم نشاسته را هم الک کنند و با ۶ زرده تخم مرغ با یک پیاله گلاب یا بید مشک و ۱۵ گرم مغز هل کوبیده مخلوط نمایند . سپس ۷۵٠ گرم روغن را گرم کرده روی آرد ریخته خمیر کنند و کمی هم مایه خمیر ریخته در آن زنند ( خمیر باید سفت باشد ) پس از نیم ساعت از آن بقدر یک گردو یا بزرگتر چونه گیرند و با نورد چوبی پهن کنند و با گیلاس شیشه یی آن را دایره وار برند . آنگاه مغز فندق و پسته و بادام و قند کوبیده و مغز هل و دارچین و غیره را بر حسب سلیقه در لای آن گذارند و روی هم برگردانند تا شکل قطاب نیم دایره قطوری ترتیب دهند و دهانه آن را با زرده تخم مرغ آغشته و بسته ماهی تابه را داغ کرده و آنها را در روغن سرخ کنند تا مثل گوش فیل قدری باد کرده و مجوف بشود بعد بیرون آن را قند ساییده فراوان پاشند .
نام موضعی است و در اشعار راعی از آن یاد شده است .

معنی قطاب در فرهنگ معین

قطاب
(قُ طّ) (اِ.) نوعی شیرینی که از آرد و شکر و روغن و گلاب و مغز پسته درست شود.
(قِ) [ ع . ] (اِ.) ۱ - آمیختگی . ۲ - گریبان .

معنی قطاب در فرهنگ فارسی عمید

قطاب
نوعی نان روغنی به شکل سنبوسه که از زردۀ تخم مرغ، ماست، گلاب، روغن، و هل تهیه می شود.

قطاب در دانشنامه ویکی پدیا

قطاب
قطاب نوعی شیرینی ایرانی است. این شیرینی از معروف ترین شیرینی های سنتی شهر های یزد و کرمان است.
مادرونیو یا همان درخت قطاب (نام علمی: ARBUTUS UNEDO) یک درخت نسبتاً کوچک یا در اصل یک بوته همیشه سبز از خانواده خلنگیان است که بومی نواحی مدیترانه و شمال غرب اروپا تا غرب فرانسه و ایرلند است. از آنجا که این درخت در جنوب غربی ایرلند نیز پیدا می شود گاه به آن درخت توت فرنگی ایرلندی هم می گویند. با وجود این که مادرونیو یا همان درخت قطاب در فهرست سرخ اتحادیه جهانی حفاظت از طبیعت و منابع طبیعی در رده حداقل نگرانی قرار دارد.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

معنی قطاب به انگلیسی

turnover (اسم)
تعویض ، برگشت ، انتقال ، محصول ، برگشتگی ، بازده ، تغییر و تبدیل ، عملکرد ، حجم معاملات ، قطاب ، عایدی فعالیت ، واژگون شدگی

قطاب را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی قطاب

شهریار آریابد ١٥:٤٧ - ١٣٩٧/١٢/٢٧
در پهلوی " سنبوسک " در نسک : فرهنگ برابرهای پارسی واژگان بیگانه از ابوالقاسم پرتو .
|

پیشنهاد شما درباره معنی قطاب



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• قطاب در فر   • طرز پیچیدن قطاب   • قطاب کرمان   • طرز تهیه قطاب رزا منتظمی   • طرز تهیه خمیر قطاب   • طرز تهیه قطاب بدون فر   • قطاب یزدی   • طرز تهیه قطاب شمالی   • معنی قطاب   • مفهوم قطاب   • تعریف قطاب   • معرفی قطاب   • قطاب چیست   • قطاب یعنی چی   • قطاب یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی قطاب
کلمه : قطاب
اشتباه تایپی : rxhf
آوا : qottAb
نقش : اسم
عکس قطاب : در گوگل


آیا معنی قطاب مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )